←فقدان هویت و از درون متلاشی شدن
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
[[اشغال سرزمین اسلامی]] [[اندلس]] در [[تاریخ]] گذشته و [[تصرف]] نظامی برخی از [[کشورهای اسلامی]] توسط قدرتهای سلطهجو در دویست سال اخیر، نمونههایی از این نوع شکست است؛<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۲۶۷.</ref> | [[اشغال سرزمین اسلامی]] [[اندلس]] در [[تاریخ]] گذشته و [[تصرف]] نظامی برخی از [[کشورهای اسلامی]] توسط قدرتهای سلطهجو در دویست سال اخیر، نمونههایی از این نوع شکست است؛<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۲۶۷.</ref> | ||
==شکست دکترین و | ==شکست دکترین و راهبرد نظامی== | ||
فروپاشی [[اتحاد]] جماهیر شوروی سابق نوع جدیدی از [[شکست]] در برابر حریف مقتدرتر را مطرح کرد که در واقع نوعی شکست دکترین و [[راهبرد]] نظامی به شمار میرود. | |||
هر چند شوروی سابق موفق شد پس از [[جنگ]] جهانی دوم از نظر فناوری نظامی مانند سلاحهای اتمی، موشکهای [[قاره]] پیمای چندپیکانه و ماهوارهها پا به پای رقیب خود [[آمریکا]] پیش رود، ولی عواملی چون طرح جنگ [[ستارگان]] و [[استراتژی]] ناتو، مبنی بر استقرار سیستمهای تعرضی بازدارنده موجب گردید فاصلۀ فناورانۀ دو رقیب با به هم خوردن [[موازنه]] [[قدرت نظامی]] تا آنجا پیش برود که در عمل امکان بهرهبرداری به موقع از امکانات نظامی گسترده و فناوری اتمی پیشرفته از شوروی سابق سلب شود<ref>ابتکار دفاع استراتژیک آمریکا یا جنگ ستارگان، ص۱۰۶.</ref>. | هر چند شوروی سابق موفق شد پس از [[جنگ]] جهانی دوم از نظر فناوری نظامی مانند سلاحهای اتمی، موشکهای [[قاره]] پیمای چندپیکانه و ماهوارهها پا به پای رقیب خود [[آمریکا]] پیش رود، ولی عواملی چون طرح جنگ [[ستارگان]] و [[استراتژی]] ناتو، مبنی بر استقرار سیستمهای تعرضی بازدارنده موجب گردید فاصلۀ فناورانۀ دو رقیب با به هم خوردن [[موازنه]] [[قدرت نظامی]] تا آنجا پیش برود که در عمل امکان بهرهبرداری به موقع از امکانات نظامی گسترده و فناوری اتمی پیشرفته از شوروی سابق سلب شود<ref>ابتکار دفاع استراتژیک آمریکا یا جنگ ستارگان، ص۱۰۶.</ref>. | ||
از سوی دیگر معمولاً دکترین و راهبرد نظامی از [[ایدئولوژی]] نشأت میگیرد و به همین دلیل، بسیاری معتقدند که شکست شوروی سابق در واقع یک شکست [[ایدئولوژیک]] بود که سرانجام با ضعفهایی که در [[اقتصاد]] و [[سیاست]] به دنبال داشت، نتوانست [[پشتیبانی]] لازم را از دکترین و راهبرد نظامی خود به عمل آورد<ref>دام سلاح هستهای و راه گریز از آن، ص۸۱ به بعد.</ref>. | از سوی دیگر معمولاً دکترین و راهبرد نظامی از [[ایدئولوژی]] نشأت میگیرد و به همین دلیل، بسیاری معتقدند که شکست شوروی سابق در واقع یک شکست [[ایدئولوژیک]] بود که سرانجام با ضعفهایی که در [[اقتصاد]] و [[سیاست]] به دنبال داشت، نتوانست [[پشتیبانی]] لازم را از دکترین و راهبرد نظامی خود به عمل آورد<ref>دام سلاح هستهای و راه گریز از آن، ص۸۱ به بعد.</ref>. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
گرچه این نوع شکست نظامی را که ناشی از دکترین و راهبرد متکی به ایدئولوژی است، در [[تاریخ]] تحولات نظامی [[اسلام]] نمیتوان یافت و [[ایدئولوژی اسلام]] همواره عامل فتح و [[پیروزی]] برای [[مسلمانان]] بوده است، اما [[انحراف]] از این ایدئولوژی و دکترین نظامی اسلام ([[جهاد]]) در بسیاری از مقاطع تاریخ تحولات نظامی موجب شکست شده و جایگزین کردن هدفهای مادی و [[انحرافی]] در خطمشیهای [[جهادی]]، بارها برای مسلمانان شکست [[آفریده]] است؛<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۲۲۸.</ref> | گرچه این نوع شکست نظامی را که ناشی از دکترین و راهبرد متکی به ایدئولوژی است، در [[تاریخ]] تحولات نظامی [[اسلام]] نمیتوان یافت و [[ایدئولوژی اسلام]] همواره عامل فتح و [[پیروزی]] برای [[مسلمانان]] بوده است، اما [[انحراف]] از این ایدئولوژی و دکترین نظامی اسلام ([[جهاد]]) در بسیاری از مقاطع تاریخ تحولات نظامی موجب شکست شده و جایگزین کردن هدفهای مادی و [[انحرافی]] در خطمشیهای [[جهادی]]، بارها برای مسلمانان شکست [[آفریده]] است؛<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۲۲۸.</ref> | ||
== | ==فقدان هویت و از درون متلاشی شدن== | ||
پایبندی به اصول مترّقی و [[قدرت]] آفرین به همان اندازه که میتواند عامل مؤثری برای پیروزیهای نظامی تلقی شود به نوبۀ خود میتواند آسیبپذیری خط مشیهای نظامی متکی به آن اصول را نیز به دنبال داشته باشد. | |||
هنگامی که این اصول جای خود را به [[تمایلات]] و کششهای مخالف آن بدهد فی المثل روحیۀ [[مقاومت]] و [[سختکوشی]] جای خود را به [[رفاهطلبی]] بدهد و یا تلاش [[علمی]] در پیشبرد تحقیقات علمی جای خود را به [[لذتجویی]] بسپارد، [[کاخ]] پیروزیهای متکی بر قامت رسای این اصول یکباره فرو خواهد ریخت و در [[حقیقت]] [[فروپاشی]] از درون اتفاق خواهد افتاد. | هنگامی که این اصول جای خود را به [[تمایلات]] و کششهای مخالف آن بدهد فی المثل روحیۀ [[مقاومت]] و [[سختکوشی]] جای خود را به [[رفاهطلبی]] بدهد و یا تلاش [[علمی]] در پیشبرد تحقیقات علمی جای خود را به [[لذتجویی]] بسپارد، [[کاخ]] پیروزیهای متکی بر قامت رسای این اصول یکباره فرو خواهد ریخت و در [[حقیقت]] [[فروپاشی]] از درون اتفاق خواهد افتاد. | ||
این روند منفی را در [[سرنوشت]] پیروزیهای مبتنی بر [[تمدن]] و فناوری غرب، میتوان [[پیشبینی]] کرد. | این روند منفی را در [[سرنوشت]] پیروزیهای مبتنی بر [[تمدن]] و فناوری غرب، میتوان [[پیشبینی]] کرد. | ||