آخذ: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
(تغییرمسیر به آخذ (اسم الهی))
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
#تغییر_مسیر [[آخذ (اسم الهی)]]
| موضوع مرتبط =
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =
}}
 
==از [[اسما]] و [[صفات الهی]]==
آخذ از مادّه أخذ به معنای گرفتن<ref>مفردات، ص۶۷، «اخذ»؛ التحقیق، ج ۱، ص۴۲، «اخذ».</ref>. و در اصطلاح، از [[اسمای خداوند]] است؛<ref>اسماءوصفات، ج ۱، ص۴۸.</ref>. یعنی ملاک اسم بودن را که بر کمال دلالت دارد، دارا است؛ بنابراین با توجّه به بحث توقیفی بودن اسما، نام‌گذاری [[خداوند]] به این اسم، مورد نظر نیست. آخذ یک بار در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى ٱللَّهِ رَبِّى وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذٌۢ بِنَاصِيَتِهَآ إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کرده‌ام؛ هیچ جنبنده‌ای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.</ref> آمده است. ۴۵ بار نیز أخْذ به صورت فعل ثلاثی مجرّد<ref>اسماء و صفات، ج ۱، ص۴۸.</ref>. و هشت بار به صورت فعل ثلاثی مزید از باب مفاعله ([[مؤاخذه]]) به معنای [[مجازات]] در برابر [[ناسپاسی]]<ref>مفردات، ص۶۷، «اخذ».</ref>. یا [[عتاب]]،<ref>المنجد، ص۵، «اخذ».</ref>. بازخواست،<ref>دهخدا، ج ۱۳، ص۱۹۱۹۶ و ج ۳، ص۳۵۳۶.</ref>. و شانزده بار به صورت فعل ثلاثی مزید از باب افتعال (اتّخاذ) که به مثابه «جَعْل» است،<ref>مفردات، ص۶۷، «اخذ».</ref>. به خداوند نسبت داده شده و یک بار به صورت متّخذ از خداوند [[نفی]] شده است. از مجموع موارد استناد أخذ در صورت‌های گوناگون به خداوند می‌توان آخذیّت [[الهی]] را انتزاع کرد. در [[روایات]] نیز آخذ به صورت صفت الهی آمده است؛ مانندِ: {{متن حدیث|والآخذ له بذنبه}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۲۱۲، ص۴۴۶.</ref>. و {{متن حدیث|و أنت آخذ بناصیة کلّ‌دابّة}}.<ref>بحارالانوار، ج ۸۴، ص۳۱۸.</ref>. با توجّه به مجموع [[آیات]] می‌توان نتیجه گرفت که أخذ الهی با نظر به متعلّق آن در شش وجه به کار رفته است که در تمام آنها و نیز در موارد کاربرد مؤاخذه و اتّخاذ، معنای لغوی أخذ به نحوی به چشم می‌خورد. اَخْذ بنابر وجه نخست مانند [[قدرت]]، از صفات حقیقیّه ذات‌الاضافه است؛ یعنی [[حقیقت]] آن را اضافه تشکیل نمی‌دهد؛ ولی اضافه به غیر، لازمه آن است؛ از همین‌رو آخذ در این وجه به ناصیه (موی پیش سر) جنبندگان نسبت داده شده است. صفات حقیقیّه ذات‌الاضافه از [[صفات ذات]] به شمار می‌آیند؛ بدین معنا که از [[مقام]] ذات انتزاع می‌شوند و عین ذاتند؛ امّا أخذ بنابر دیگر وجوه، از [[صفات فعل]] است؛ یعنی از فعل [[تکوینی]] یا [[تشریعی]] [[حق]] انتزاع می‌شود و عین آن است و ضابطه‌ای که درباره صفات فعل، مبنی بر تحقّق نقیض آنها مطرح است، درباره آن نیز جاری است. وجوه پیش گفته بدین شرح است:
 
==[[سلطه]]==
[[خداوند]]، [[متصرّف]] در جنبندگان معرّفی شده است: {{متن قرآن|إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى ٱللَّهِ رَبِّى وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذٌۢ بِنَاصِيَتِهَآ إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ}}<ref>«من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کرده‌ام؛ هیچ جنبنده‌ای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.</ref> «أخذ به ناصیه» کنایه از کمال سلطه و نهایت [[قدرت]] است و به گفته [[تبیان]] در کشیدن ناصیه مرد، [[اذلال]] او است؛<ref>التبیان، ج ۶، ص۱۱.</ref>. امّا بر [[صراط مستقیم]] بودنِ [[خدا]]، بدین معنا است که [[سنّت]] وی در [[آفریدگان]]، یک‌نواخت و ثابت، و آن [[تدبیر امور]] بر روش [[عدل]] و [[حکمت]] است.<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۳.</ref>. نتیجه این أخذ را می‌توان رهنمون شدن موجودات به سوی کمال لایق خویش دانست. [[قیصری]]، تعبیر به دابّه را برای زنده بودن تمام موجودات نزد صاحبان [[شهود]] دانسته و حق را به واسطه [[اسماء]]، متصرّف در همه موجودات می‌داند.<ref>شرح فصوص‌الحکم، فص هودی، ص۷۱۰.</ref>. برخی، [[آیه]] را مانند آیه {{متن قرآن|وَلِكُلٍّۢ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا}}<ref>«و هر کس را قبله‌ای است که روی بدان می‌کند» سوره بقره، آیه ۱۴۸.</ref> ناظر به جنبه ارتباط وجودی اشیا با ذات احدیّت دانسته‌اند.<ref>تعلیقات بر شرح فصوص الحکم، ص۲۱۸.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱، ص ۸۸.</ref>.
 
==قبول==
خداوند پذیرای [[توبه]] [[بندگان]] بوده، از ایشان [[صدقات]] را قبول می‌کند: {{متن قرآن|أَنَّ ٱللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ ٱلتَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِۦ وَيَأْخُذُ ٱلصَّدَقَـٰتِ}}<ref>«آیا ندانسته‌اند: خداوند است که از بندگانش توبه را می‌پذیرد و زکات‌ها را دریافت می‌دارد و خداوند است که توبه‌پذیر بخشاینده است؟!» سوره توبه، آیه ۱۰۴.</ref> در روایتی که [[صدوق]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده، أخذ در [[آیه]]، به قبول [[تفسیر]] شده است.<ref>التوحید، ج ۲، ص۱۶۱؛ البرهان، ج ۲، ص۸۳۶.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱، ص ۸۹.</ref>.
 
==برگرفتن==
[[خداوند]] از پشت [[فرزندان آدم]]، ذرّیه آنها را برگرفت و آنان را بر خودشان [[گواه]] کرد و پرسید: آیا من [[پروردگار]] شما نیستم؟ گفتند: چرا، ما [[گواهی]] می‌دهیم. {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا۟ بَلَىٰ شَهِدْنَآ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> در اینکه مقصود از برگرفتن ذرّیه فرزندان آدم از پشت‌های ایشان چیست، سه احتمال وجود دارد:
# مقصود خارج ساختن آنان از صلب‌های [[پدران]] به [[ارحام]] [[مادران]] و آوردن آنها به [[عالم دنیا]] پس از گذراندن مراحل تکاملی جنین است.<ref>الکشاف، ج ۲، ص۱۷۶؛ مجمع‌البیان، ج ۴، ص۷۶۶.</ref>.
# اشاره به نشئه سابق بر نشئه [[دنیا]] است که در آن خداوند افراد [[انسانی]] را از یک‌دیگر متمایز ساخته است و آن نشئه به [[عالم ملکوت]] نامیده می‌شود و آیاتی مانند آیه {{متن قرآن|وَكَذَٰلِكَ نُرِىٓ إِبْرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلْمُوقِنِينَ}}<ref>«و این‌گونه ما گستره  آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.</ref> به آن اشاره دارد.<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۱۹ ـ ۳۲۱.</ref>.
# خداوند همه ذرّیه [[حضرت آدم]]{{ع}} را از پشت حضرت به صورت ذرّاتی کوچک خارج ساخته است.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۴۶ و ۴۷.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱، ص ۸۹.</ref>.
 
==[[پیمان تکوینی]]==
در آیه {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا۟ بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَـٰقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>«و شما را چه می‌شود که به خداوند ایمان نمی‌آورید در حالی که پیامبر شما را فرا می‌خواند که به پروردگارتان ایمان آورید و اگر مؤمن باشید از شما پیمان گرفته است» سوره حدید، آیه ۸.</ref>، به [[پیمان]] گرفتن [[خداوند]] از [[انسان‌ها]] اشاره شده است. برخی [[مفسّران]]، این پیمان را همان [[میثاق]] [[فطری]] دانسته و مفاد این [[آیه]] را آن دانسته‌اند که خداوند انسان‌ها را بر اساس [[فطرت خداشناسی]] پدید آورده است؛<ref>مجمع‌البیان، ج۹، ص۳۴۹؛ تفسیر ملاصدرا، ج۶، ص۱۸۰؛ اسماء و صفات، ج۱، ص۵۰.</ref>. ولی برخی آن را اشاره به گرفتن پیمان از [[بنی آدم]] در حالی که در صلب [[حضرت آدم]]{{ع}} بودند<ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۲۸۴؛ قرطبی، ج ۱۷، ص۱۵۵.</ref>. و برخی دیگر آن را [[پیمان تشریعی]]<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۵۲.</ref>. دانسته‌اند.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱، ص ۸۹.</ref>.
 
==پیمان تشریعی==
این وجه، در [[آیات]] متعدّدی به چشم می‌خورد؛ مانند آیاتی که میثاق مسؤولیّتِ [[تبلیغ]] و [[هدایت مردم]] را در تمام زمینه‌ها درباره [[پیامبران]] و با تأکید بیش‌تری درباره [[پیامبران اولواالعزم]] مطرح کرده است:<ref>نمونه، ج ۱۷، ص۲۱۱.</ref>. {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِيثَـٰقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍۢ وَإِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَـٰقًا غَلِيظًۭا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که از پیامبران پیمان گرفتیم و (نیز) از تو و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم و از آنها پیمانی استوار گرفتیم» سوره احزاب، آیه ۷.</ref>. ([[احزاب]] / ۳۳، ۷) نیز {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَـٰقَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ لَمَآ ءَاتَيْتُكُم مِّن كِتَـٰبٍۢ وَحِكْمَةٍۢ ثُمَّ جَآءَكُمْ رَسُولٌۭ مُّصَدِّقٌۭ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِۦ وَلَتَنصُرُنَّهُۥ قَالَ ءَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِى قَالُوٓا۟ أَقْرَرْنَا قَالَ فَٱشْهَدُوا۟ وَأَنَا۠ مَعَكُم مِّنَ ٱلشَّـٰهِدِينَ}}<ref>«و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم» سوره آلعمران، آیه ۸۱.</ref>؛ چنان‌که خداوند از [[اهل‌کتاب]] پیمان گرفته است تا [[حقایق]] را برای [[مردم]] بیان کنند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَـٰقَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ لَتُبَيِّنُنَّهُۥ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُۥ فَنَبَذُوهُ وَرَآءَ ظُهُورِهِمْ وَٱشْتَرَوْا۟ بِهِۦ ثَمَنًۭا قَلِيلًۭا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت که آن (کتاب آسمانی) را برای مردم، روشن بگویید و پنهانش مدارید اما آن را پس پشت افکندند و با آن بهای ناچیزی ستاندند و بد است آنچه می‌ستاندند» سوره آلعمران، آیه ۱۸۷.</ref> هم‌چنین آیاتی که أخذ [[میثاق]] [[توحید در عبادت]] و [[نیکی به والدین]] را افاده می‌کند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَـٰقَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَانًۭا وَذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَـٰمَىٰ وَٱلْمَسَـٰكِينِ وَقُولُوا۟ لِلنَّاسِ حُسْنًۭا وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنكُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و با پدر و مادر و خویشاوند و یتیمان و بیچارگان نیکی کنید و با مردم سخن خوب بگویید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید؛ سپس جز اندکی از شما، پشت کردید در حالی که (از حق) رویگردان بودید» سوره بقره، آیه ۸۳.</ref> و یا آیاتی که به نریختن [[خون]] هم دیگر و بیرون نکردن یک دیگر از [[خانه]] و [[دیار]] خویش مربوط است: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَـٰقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَآءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَـٰرِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانه‌هاتان آواره نسازید سپس اقرار کردید در حالی که خود (بر آن) گواهی می‌دهید» سوره بقره، آیه ۸۴.</ref> و اینکه [[بنی‌اسرائیل]] [[احکام]] [[تورات]] را با ایمانِ محکم و [[قوی]] بگیرند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَـٰقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ ٱلطُّورَ خُذُوا۟ مَآ ءَاتَيْنَـٰكُم بِقُوَّةٍۢ}}<ref>«و آنگاه که از شما پیمان گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز (سر) تان برافراختیم (و گفتیم) آنچه به شما بخشیده‌ایم، با توانمندی (در اختیار) گیرید و گوش به فرمان باشید؛ (به زبان) گفتند شنفتیم و (به دل گفتند) نپذیرفتیم و به سبب کفری که داشتند، (مهر) گوساله در دلش» سوره بقره، آیه ۹۳.</ref> و نیز بقره {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَـٰقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ ٱلطُّورَ خُذُوا۟ مَآ ءَاتَيْنَـٰكُم بِقُوَّةٍۢ وَٱذْكُرُوا۟ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز (سر) تان برافراختیم. (و گفتیم) آنچه به شما دادیم با توانمندی بگیرید و از آنچه در آن است یاد کنید، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۶۳.</ref>؛...، و [[نصارا]]<ref>اسماء و صفات، ج ۱، ص۵۲.</ref>. از [[کتاب خدا]] و [[رسول]] او [[پیروی]] کنند: {{متن قرآن|وَمِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّا نَصَـٰرَىٰٓ أَخَذْنَا مِيثَـٰقَهُمْ فَنَسُوا۟ حَظًّۭا مِّمَّا ذُكِّرُوا۟ بِهِۦ...}}<ref>«و از کسانی که می‌گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم آنگاه آنان بخشی از آنچه را که به ایشان یادآوری شده بود به فراموشی سپردند ما هم میان آنها تا روز رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم و زودا که خداوند آنان را از آنچه می‌کردند آگاه کند» سوره مائده، آیه ۱۴.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱، ص ۸۹.</ref>.
 
==[[عقوبت]]==
أخذ به این معنا (أخذ به [[قهر]]) در مقایسه با معانی دیگر بیش‌ترین کاربرد را دارد و [[قرآن]] در این [[آیات]] اعلام می‌کند که [[خداوند]]، [[کافران]] و ستم‌کاران را پس از [[اتمام حجّت]] به [[عذاب]] خود گرفتار می‌سازد. أخذ به معنای عقوبت درباره گروه‌های ذیل به کار رفته است:
#'''ماکران''': {{متن قرآن|أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِى تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ * أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَىٰ تَخَوُّفٍۢ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌۭ رَّحِيمٌ}}<ref>«یا در آمد و شدشان آنان را فرو گیرد؟ بنابراین آنان به ستوه آورنده (خداوند) نمی‌توانند بود * یا آنان را در حال ترسیدن فرو گیرد؟ پس بی‌گمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۴۶-۴۷.</ref>.
#'''[[منکران]] [[انبیا]]''': {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٍۢ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَـٰهُم بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ}}<ref>«و به یقین برای امّت‌هایی که پیش از تو بودند (پیامبرانی) فرستادیم و آنان را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره انعام، آیه ۴۲.</ref> نیز {{متن قرآن|وَمَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّبِىٍّ إِلَّآ أَخَذْنَآ أَهْلَهَا بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ * ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلْحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَوا۟ وَّقَالُوا۟ قَدْ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ فَأَخَذْنَـٰهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند * سپس به جای خشکسالی، فراوانی آوردیم تا بسیار شدند و گفتند: به پدران ما (نیز) رنج و شادی رسیده است؛ ناگاه آنان را در حالی که خود آگاه نبودند فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۴-۹۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا۟ مَا ذُكِّرُوا۟ بِهِۦ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَٰبَ كُلِّ شَىْءٍ حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُوا۟ بِمَآ أُوتُوٓا۟ أَخَذْنَـٰهُم بَغْتَةًۭ فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ}}<ref>«آنگاه چون هشدارهایی را که به آنان داده شده بود فراموش کردند درهای هر چیز (از نعمت و آسایش) را بر آنان گشودیم تا چون از داده‌ها دلشاد (و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم و آنان یکباره ناامید گردیدند» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref>؛ {{متن قرآن|فَكُلًّا أَخَذْنَا بِذَنۢبِهِۦ فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِ حَاصِبًۭا وَمِنْهُم مَّنْ أَخَذَتْهُ ٱلصَّيْحَةُ وَمِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ ٱلْأَرْضَ وَمِنْهُم مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَـٰكِن كَانُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«پس، هر یک از آنان را برای گناهش فرو گرفتیم، بر برخی از آنان شنباد فرستادیم و برخی را بانگ آسمانی فرو گرفت و برخی را در زمین فرو بردیم و برخی را غرق کردیم و خداوند بر آن نبود که بدیشان ستم کند ولی آنان خود به خویش ستم می‌کردند» سوره عنکبوت، آیه ۴۰.</ref>؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا۟ هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةًۭ وَءَاثَارًۭا فِى ٱلْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٍۢ}}<ref>«و آیا در زمین گردش نکرده‌اند تا بنگرند که سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟ آنها از ایشان در زمین توانمندتر و پراثرتر بودند و خداوند برای گناهانشان آنان را فرو گرفت و ایشان را در برابر خداوند نگهدارنده‌ای نبود» سوره غافر، آیه ۲۱.</ref>.
#'''[[مترفان]] و عیّاشان''': {{متن قرآن|حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِٱلْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْـَٔرُونَ}}<ref>«تا هنگامی که کامروایان ایشان را به عذاب فرو گیریم؛ ناگاه به زاری می‌افتند» سوره مؤمنون، آیه ۶۴.</ref>
#'''ستم‌کاران''': {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا۟ مَا ذُكِّرُوا۟ بِهِۦٓ أَنجَيْنَا ٱلَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ ٱلسُّوٓءِ وَأَخَذْنَا ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ بِعَذَابٍۭ بَـِٔيسٍۭ بِمَا كَانُوا۟ يَفْسُقُونَ}}<ref>«آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.</ref> و نیز {{متن قرآن|قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ ٱللَّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَـٰرَكُمْ وَخَتَمَ عَلَىٰ قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ يَأْتِيكُم بِهِ ٱنظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ ٱلْـَٔايَـٰتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ}}<ref>«بگو مرا آگاه سازید اگر خداوند شنوایی و چشمانتان را از شما بگیرد و بر دل‌های شما مهر نهد جز خداوند کدام خدا آن را برای شما (باز) می‌آورد؟ بنگر چگونه ما آیات (خود) را گوناگون می‌آوریم باز هم آنان رو می‌گردانند» سوره انعام، آیه ۴۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّبِىٍّ إِلَّآ أَخَذْنَآ أَهْلَهَا بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ}}<ref>«و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَكَذَٰلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلْقُرَىٰ وَهِىَ ظَـٰلِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُۥٓ أَلِيمٌۭ شَدِيدٌ}}<ref>«و چنین است فرو گرفتن پروردگارت، چون شهرهایی را که ستمکار باشند فرو گیرد بی‌گمان فرو گرفتن وی دردناک سخت است» سوره هود، آیه ۱۰۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِىَ ظَالِمَةٌۭ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَىَّ ٱلْمَصِيرُ}}<ref>«و چه بسا شهرهایی که به (مردم) آنها مهلت دادم با آنکه ستمگر بودند سپس آنها را فرو گرفتم و بازگشت (هر چیز) به سوی من است» سوره حج، آیه ۴۸.</ref>.
#'''[[فرعون]] و [[قوم]] او''': {{متن قرآن|فَأَخَذْنَـٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَـٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلظَّـٰلِمِينَ}}<ref>«بنابراین او و سپاهیانش را فرو گرفتیم و به دریا افکندیم پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود» سوره قصص، آیه ۴۰.</ref> {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِٱلسِّنِينَ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«و ما فرعونیان را به خشکسالی‌ها و کاستی فرآورده‌ها دچار کردیم باشد که در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۱۳۰.</ref> نیز {{متن قرآن|كَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ}}<ref>«همچون شیوه فرعونیان و پیشینیان آنان که آیات ما را دروغ شمردند و خداوند آنها را برای گناهانشان فرو گرفت و خداوند، سخت کیفر است» سوره آلعمران، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|كَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَـٰتِ ٱللَّهِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّۭ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ}}<ref>«(روش اینان) چون روش فرعونیان و کسان پیش از ایشان است که به آیات خداوند کفر ورزیدند و خداوند آنان را برای گناهانشان فرو گرفت و خداوند توانمندی سخت‌کیفر است» سوره انفال، آیه ۵۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأَخَذْنَـٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَـٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌۭ}}<ref>«پس او و سپاهش را فرو گرفتیم، آن‌گاه او را که سزاوار سرزنش بود در دریا افکندیم» سوره ذاریات، آیه ۴۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا نُرِيهِم مِّنْ ءَايَةٍ إِلَّا هِىَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَـٰهُم بِٱلْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و هیچ نشانه‌ای به آنان نشان ندادیم مگر آنکه از همانندش بزرگ‌تر بود و آنان را با عذاب فرو گرفتیم باشد که بازگردند» سوره زخرف، آیه ۴۸.</ref>؛ {{متن قرآن|كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَـٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍۢ مُّقْتَدِرٍ}}<ref>«آنان همه نشانه‌های ما را دروغ شمردند پس، آنان را چون فرو گرفتن پیروزمندی توانا فرو گرفتیم» سوره قمر، آیه ۴۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَعَصَوْا۟ رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةًۭ رَّابِيَةً}}<ref>«با پیامبر پروردگارشان نافرمانی کردند آنگاه (خداوند) آنان را با کیفری بسیار سخت فرو گرفت» سوره حاقه، آیه ۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|فَعَصَىٰ فِرْعَوْنُ ٱلرَّسُولَ فَأَخَذْنَـٰهُ أَخْذًۭا وَبِيلًۭا}}<ref>«آنگاه فرعون با آن پیامبر، نافرمانی کرد و او را با گرفتنی سخت، فرو گرفتیم» سوره مزمّل، آیه ۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلْـَٔاخِرَةِ وَٱلْأُولَىٰٓ}}<ref>«خداوند هم او را به عقوبت جهان بازپسین و نخستین، فرو گرفت» سوره نازعات، آیه ۲۵.</ref>.
#'''[[قوم لوط]]''': {{متن قرآن|فَعَصَوْا۟ رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةًۭ رَّابِيَةً}}<ref>«با پیامبر پروردگارشان نافرمانی کردند آنگاه (خداوند) آنان را با کیفری بسیار سخت فرو گرفت» سوره حاقه، آیه ۱۰.</ref> [[قرآن]]، یکی از خواسته‌های [[مؤمنان]] از [[خداوند]] را [[مؤاخذه]] نکردن بر [[نسیان]] و [[خطا]] دانسته است: {{متن قرآن|رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا}}<ref>«پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا لغزیدیم بر ما مگیر» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref> مؤاخذه می‌تواند به معنای [[عقوبت]] یا [[عتاب]] یا بازخواست باشد؛ گرچه عتاب و بازخواست نیز به نوعی عقوبت بوده، یا ممکن است به عقوبت بینجامد و شاید از این‌رو مؤاخذه به معنای عقوبت دانسته شده است.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱، ص ۹۰.</ref>.
 
==عوامل،اشکال و ویژگی‌های اخذ قهرآمیز==
براساس [[آیات]] (أخذ به معنای [[عقوبت]]، همین مقاله) عوامل و علل أخذ به [[قهر]]، عبارتند از [[کفر]]، [[تکذیب پیامبران]]، نسیانِ آن چه به واسطه [[انبیا]] یادآوری شده، [[فسق]]، عموم [[گناهان]] و خصوص [[اتراف]] و [[ظلم]]. اَشکال و طرق این عقوبت، عبارتند از: [[عذاب]] سخت در [[دنیا]] و [[آخرت]]، [[بلا]] و [[مصیبت]]، گرفتن چشم و گوش، مهر زدن بر [[دل]]، قحطی و تنگی معاش، آفت در کشت و زرع، [[زلزله]]، [[طوفان]]، باد تندِ مخالف،<ref>المیزان، ج ۱۹، ص، ۳۹۳.</ref>. فروفرستادن سنگ یا باد سنگ‌ریزه‌افکن،<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۲۷.</ref>. [[صیحه]] (فریاد)، فرو بردن [[زمین]]، [[طغیان]] آب و [[غرق]] کردن در دریا. [[قرآن]] ویژگی این عقوبت را الیم (دردناک) و شدید: «إِنَّ أخذَه ألیمٌ شَدیدٌ» {{متن قرآن|إِنَّ أَخْذَهُۥٓ أَلِيمٌۭ شَدِيدٌ}}<ref>«بی‌گمان فرو گرفتن وی دردناک سخت است» سوره هود، آیه ۱۰۲.</ref> وبیل (شدید):<ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص۱۷۰.</ref>. {{متن قرآن|فَأَخَذْنَـٰهُ أَخْذًۭا وَبِيلًۭا}}<ref>مزمل آیه ۱۶</ref>. رابی (زاید، شدید و فزاینده)<ref>جامع‌البیان، ص۶۶.</ref>. {{متن قرآن|فَعَصَوْا۟ رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةًۭ رَّابِيَةً}}<ref>«با پیامبر پروردگارشان نافرمانی کردند آنگاه (خداوند) آنان را با کیفری بسیار سخت فرو گرفت» سوره حاقه، آیه ۱۰.</ref> و آن را از ناحیه [[عزیز]] [[مقتدر]] می‌داند: {{متن قرآن|فَأَخَذْنَـٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍۢ مُّقْتَدِرٍ}}<ref>«پس، آنان را چون فرو گرفتن پیروزمندی توانا فرو گرفتیم» سوره قمر، آیه ۴۲.</ref> که موجب [[ضجّه]] و [[استغاثه]] می‌شود.<ref>جامع‌البیان، مج ۱۰، ج ۱۸، ص۴۸.</ref>. {{متن قرآن|حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِٱلْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْـَٔرُونَ}}<ref>«تا هنگامی که کامروایان ایشان را به عذاب فرو گیریم؛ ناگاه به زاری می‌افتند» سوره مؤمنون، آیه ۶۴.</ref> [[زمان]] وقوع آن را احیاناً هنگام [[اشتغال]] به [[سیر]] و گردش<ref>جامع‌البیان، مج ۸، ج ۱۴، ص، ۱۴۹.</ref>. که در مقابل آن توان مقابله نیست، {{متن قرآن|أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِى تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ}}<ref>«یا در آمد و شدشان آنان را فرو گیرد؟ بنابراین آنان به ستوه آورنده (خداوند) نمی‌توانند بود» سوره نحل، آیه ۴۶.</ref> مطرح کرده است. شایان ذکر است که [[قرآن کریم]]، [[مخالفت]] با قَسَم را در صورتی که همراه با [[التزام]] [[قلبی]] به فعل یا ترک باشد، مورد [[مؤاخذه]] دانسته است؛ در غیر این صورت، [[مؤاخذه الهی]] را در پی نخواهد داشت:<ref>المیزان، ج ۶، ص۱۱۰.</ref>. {{متن قرآن|لَّا يُؤَاخِذُكُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغْوِ فِىٓ أَيْمَـٰنِكُمْ وَلَـٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌۭ}}<ref>«خداوند شما را در سوگندهای بیهوده بازخواست نمی‌کند امّا از آنچه با دل آگاهی است، بازخواست می‌کند و خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۲۵.</ref> نیز {{متن قرآن|لَّا يُؤَاخِذُكُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغْوِ فِىٓ أَيْمَـٰنِكُمْ وَلَـٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌۭ}}<ref>«خداوند شما را در سوگندهای بیهوده بازخواست نمی‌کند امّا از آنچه با دل آگاهی است، بازخواست می‌کند و خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۲۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱، ص ۹۰.</ref>.
 
==اخذ ناگهانی و تدریجی==
أخذ به [[قهر]]، گاهی دفعی است و [[انسان]] را هنگام [[سرگرمی]] و [[شادمانی]] به داده‌ها و [[روزی‌ها]]،<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص۲۵۵.</ref>. گرفتار می‌سازد و در پی آن، نابودی است: {{متن قرآن|حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُوا۟ بِمَآ أُوتُوٓا۟ أَخَذْنَـٰهُم بَغْتَةًۭ فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ}}<ref>«آنگاه چون هشدارهایی را که به آنان داده شده بود فراموش کردند درهای هر چیز (از نعمت و آسایش) را بر آنان گشودیم تا چون از داده‌ها دلشاد (و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم و آنان یکباره ناامید گردیدند» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref> و به دلیل [[جهل]] از جریان [[امر الهی]]، به آن [[آگاهی]] وجود ندارد:<ref>المیزان، ج ۸، ص۲۰۰ و ۲۰۱.</ref>. {{متن قرآن|فَأَخَذْنَـٰهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«سپس به جای خشکسالی، فراوانی آوردیم تا بسیار شدند و گفتند: به پدران ما (نیز) رنج و شادی رسیده است؛ ناگاه آنان را در حالی که خود آگاه نبودند فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۵.</ref> البتّه برپایه روایتی، أخذ مذکور بعد از مهلت بیست ساله است؛<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص۲۵۵.</ref>. چنان که مسأله [[امهال]] در آیاتی مطرح شده است: {{متن قرآن|فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ}}<ref>«و به یقین پیامبران پیش از تو ریشخند شده‌اند؛ پس به کافران مهلت دادم آنگاه آنان را فرو گرفتم؛ بنابراین (بنگر که) کیفر من چگونه بود؟» سوره رعد، آیه ۳۲.</ref> نیز {{متن قرآن|وَلَا يَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَيْرٌۭ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِيَزْدَادُوٓا۟ إِثْمًۭا وَلَهُمْ عَذَابٌۭ مُّهِينٌۭ}}<ref>«کافران هیچ مپندارند اینکه مهلتشان می‌دهیم برای آنها نیکوست؛ جز این نیست که مهلتشان می‌دهیم تا بر گناه بیفزایند و آنان را عذابی خوارساز خواهد بود» سوره آلعمران، آیه ۱۷۸.</ref>. از [[آیات]] دیگری نیز می‌توان عدم [[تعجیل]] در این أخذ را استفاده کرد؛ مانند: {{متن قرآن|لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا۟ لَعَجَّلَ لَهُمُ ٱلْعَذَابَ}}<ref>«و پروردگار توست که آمرزنده دارای بخشایش است؛ اگر آنان را برای کارهایی که کرده‌اند فرو می‌گرفت عذابشان را پیش می‌افکند امّا آنان موعدی دارند که هرگز در برابر آن پناهگاهی نخواهند یافت» سوره کهف، آیه ۵۸.</ref> نیز {{متن قرآن|وَلَوْ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍۢ وَلَـٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَـْٔخِرُونَ سَاعَةًۭ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ}}<ref>«و اگر خداوند مردم را برای ستمشان فرو می‌گرفت جنبنده‌ای بر زمین وا نمی‌نهاد اما (فرو گرفتن) آنان را تا زمانی معیّن پس می‌افکند و چون اجل آنها در رسد نه ساعتی دیر می‌کنند و نه پیش می‌افتند» سوره نحل، آیه ۶۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَوْ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُوا۟ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَآبَّةٍۢ وَلَـٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِۦ بَصِيرًۢا}}<ref>«و اگر خداوند مردم را به آنچه کرده‌اند فرو می‌گرفت هیچ جنبنده‌ای را بر پشت زمین وا نمی‌نهاد اما تا زمانی معیّن (مرگ) آنان را پس می‌افکند و آنگاه که اجل آنان برسد خداوند به بندگان خویش بیناست» سوره فاطر، آیه ۴۵.</ref>. آن چه در [[دعاها]] هم مبنی بر [[نفی]] [[مؤاخذه الهی]] در برابر [[گناه]] وارد شده: {{متن حدیث|یامن لم یؤاخذ بالجریرة}}<ref>بحارالانوار، ج ۸۸، ص۱۸۸ و ۳۴۹ و ج ۹۱، ص۳۸۷.</ref>. در همین جهت قابل تبیین است. أخذ گاهی هم تدریجی است که [[قرآن]] از آن به «أخذ علی تخوّف» تعبیر می‌کند: {{متن قرآن|أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَىٰ تَخَوُّفٍۢ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌۭ رَّحِيمٌ}}<ref>«یا آنان را در حال ترسیدن فرو گیرد؟ پس بی‌گمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۴۷.</ref> این تعبیر از آن رو است که این [[عذاب]] همراه [[ترس]] است و چون تدریجی است، [[انسان]] بر آن [[آگاهی]] یافته می‌تواند به وسیله [[توبه]] و [[ندامت]] از آن [[رهایی]] یابد؛ از این رو در ذیل [[آیه]] می‌فرماید: «{{متن قرآن|فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌۭ رَّحِيمٌ}}. برخی آن را عذاب ترسناکی مانند [[زلزله]] و [[طوفان]] که نابودی را در پی ندارد، دانسته‌اند و در قول دیگری، تخوّف به تنقّص معنا شده است که بنابر آن «أخذ علی تخوّف» نقصِ تدریجی [[نعمت‌ها]] است.<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۲۶۳.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱، ص ۹۱.</ref>.
 
==بررسی موارد کاربرد اتخاذ==
در آیاتی، أخذ به صورت اتّخاذ استعمال شده است. درباره این [[آیات]] می‌توان مباحث گوناگونی را با عناوین یاد شده در ذیل مطرح کرد:
 
'''کمک نگرفتن در [[آفرینش]]''': [[قرآن]] ضمن بیان این [[حقیقت]] که [[خداوند]] [[شیاطین]] را بر آفرینش [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و نیز بر ایجاد خود آنها، [[گواه]] نگرفته است، هر گونه معاونت از ناحیه آنان را در امر آفرینش [[نفی]] کرده است:<ref>القرآن و العقل، ج ۳، ص۲۰۹.</ref>. {{متن قرآن|مَّآ أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ ٱلْمُضِلِّينَ عَضُدًۭا}}<ref>«آنان را نه در آفرینش آسمان‌ها و زمین گواه کردم و نه در آفرینش خودشان و من آن نیم که گمراه‌کنندگان را یاور گیرم» سوره کهف، آیه ۵۱.</ref>
 
'''[[عبث]] نبودن آفرینش ممکنات''': خداوند در آیه ۱۶ [[سوره]] [[انبیا]] می‌فرماید: [[آسمان]] و زمین و آن‌چه را میان آن دو است، به بازیچه نیافریدیم: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَـٰعِبِينَ}}<ref>«و آسمان و زمین و آنچه را میان آنها ست به بازیچه نیافریده‌ایم» سوره انبیا، آیه ۱۶.</ref> و در آیه بعد، برهانی بر نفی ایجاد [[آفریدگان]] برای لعب و [[لهو]] ([[سرگرمی]]) از قبیل دفع دل‌تنگی، ملالت، کسالت، [[فرار]] از [[تنهایی]] و رهایی از [[خلوت]]، ذکر کرده است؛ به این بیان که بر فرض مذکور، [[مخلوقات]] در [[خدا]] تأثیر گذارده و [[خداوند]] به چیزی که از هر جهت به او نیازمند است، احتیاج خواهد یافت؛ بنابراین [[لهو]] باید به چیزی که خارج از ذات [[حق]] نیست، صورت پذیرد و این احتمال که مستلزم احتیاج و [[نقص]] در ذات او می‌باشد، [[باطل]] است و به [[نفی]] آن، با لفظ «لو» که بر [[امتناع]] دلالت دارد، در [[آیه]] اشاره شده و با جمله {{متن قرآن|إِن كُنَّا فَـٰعِلِينَ}} مورد تأکید قرار گرفته است:<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۲۶۱ و ۲۶۲.</ref>. {{متن قرآن|لَوْ أَرَدْنَآ أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًۭا لَّٱتَّخَذْنَـٰهُ مِن لَّدُنَّآ إِن كُنَّا فَـٰعِلِينَ}}<ref>«اگر می‌خواستیم سرگرمی‌یی برگزینیم- چنانچه کننده (ی این کار) می‌بودیم- آن را از نزد خود می‌گزیدیم» سوره انبیا، آیه ۱۷.</ref>
 
'''نفی [[آفرینش]] فرزند از خداوند''': [[فرزند داشتن]] خداوند، در [[آیات]] متعدّدی، نفی شده است؛ مانند: {{متن قرآن|مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٍۢ...}}<ref>«خداوند فرزندی نگزیده است.».. سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref> نیز {{متن قرآن|وَقُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًۭا وَلَمْ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٌۭ فِى ٱلْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُۥ وَلِىٌّۭ مِّنَ ٱلذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًۢا}}<ref>«و بگو سپاس خداوند را که نه فرزندی گزیده است و نه او را در فرمانروایی انبازی و نه او را از سر زبونی، سرپرستی است و او را چنان که باید بزرگ می‌دار!» سوره اسراء، آیه ۱۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍۢ سُبْحَـٰنَهُۥٓ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ}}<ref>«سزاوار خداوند نیست که فرزندی برگزیند، پاکا که اوست، چون آهنگ کاری کند تنها بدان فرماید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره مریم، آیه ۳۵.</ref>؛ {{متن قرآن|ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًۭا وَلَمْ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٌۭ فِى ٱلْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَىْءٍۢ فَقَدَّرَهُۥ تَقْدِيرًۭا}}<ref>«همان که فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین او راست و فرزندی نگزیده است و در فرمانفرمایی او را انبازی نیست و هر چیز را آفرید آنگاه آن را به شایستگی اندازه نهاد» سوره فرقان، آیه ۲.</ref>؛ {{متن قرآن|لَّوْ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًۭا لَّٱصْطَفَىٰ مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ سُبْحَـٰنَهُۥ هُوَ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ}}<ref>«اگر خداوند می‌خواست فرزندی برگزیند از (میان) آنچه می‌آفریند هر چه می‌خواست برمی‌گزید، پاکا که اوست، او خداوند یگانه دادفرماست» سوره زمر، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنَّهُۥ تَعَـٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَـٰحِبَةًۭ وَلَا وَلَدًۭا}}<ref>«و اینکه جایگاه پروردگارمان والاست هرگز همسر و فرزندی نگزیده است» سوره جن، آیه ۳.</ref>. در [[آیات]] دیگری از این دست، این [[عقیده]] ناروا گزارش شده است؛ مانند: {{متن قرآن|وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًۭا سُبْحَـٰنَهُۥ بَل لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ كُلٌّۭ لَّهُۥ قَـٰنِتُونَ}}<ref>«و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند» سوره بقره، آیه ۱۱۶.</ref> و نیز {{متن قرآن|قَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًۭا سُبْحَـٰنَهُۥ هُوَ ٱلْغَنِىُّ لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَـٰنٍۭ بِهَـٰذَآ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بی‌نیاز است؛ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) برهانی نیست؛ آیا چیزی که نمی‌دانید درباره خداوند می‌گویید؟» سوره یونس، آیه ۶۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًۭا}}<ref>«و تا به آن کسان که می‌گویند: «خداوند فرزندی گزیده است»، بیم دهد» سوره کهف، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحْمَـٰنُ وَلَدًۭا}}<ref>«و گفتند که (خداوند) بخشنده فرزندی گزیده است» سوره مریم، آیه ۸۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحْمَـٰنُ وَلَدًۭا سُبْحَـٰنَهُۥ بَلْ عِبَادٌۭ مُّكْرَمُونَ}}<ref>«و گفتند خداوند بخشنده (از فرشتگان) فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست؛ بلکه (فرشته‌ها تنها) بندگانی ارجمندند؛» سوره انبیا، آیه ۲۶.</ref>؛ هم‌چنین در بخش دیگری از آیات، [[اعتقاد]] به این که [[ملائکه]]، [[دختران]] [[خداوند]] باشند، [[باطل]] دانسته شده است: {{متن قرآن|أَفَأَصْفَىٰكُمْ رَبُّكُم بِٱلْبَنِينَ وَٱتَّخَذَ مِنَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنَـٰثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيمًۭا}}<ref>«آیا پروردگارتان شما را به (داشتن) پسران برگزید و برای خود از فرشتگان دخترانی برگرفت؟ بی‌گمان شما سترگ سخنی می‌گویید» سوره اسرا، آیه ۴۰.</ref> نیز {{متن قرآن|أَمِ ٱتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍۢ وَأَصْفَىٰكُم بِٱلْبَنِينَ}}<ref>«آیا از آنچه می‌آفریند برای خود دخترانی گرفته و شما را به (داشتن) پسران برگزیده است؟» سوره زخرف، آیه ۱۶.</ref>
 
'''اعطای [[مقام خلت]] به ابراهیم''': [[قرآن کریم]] از اعطای [[مقام]] [[حقیقی]] خُلَّت ([[دوستی]]) به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} خبر داده است؛ آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًۭا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُۥ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌۭ وَٱتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَٱتَّخَذَ ٱللَّهُ إِبْرَٰهِيمَ خَلِيلًۭا}}<ref>«و بهدین‌تر از آن کس که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهد در حالی که نکوکار باشد و از آیین ابراهیم درست‌آیین پیروی کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت» سوره نسا، آیه ۱۲۵.</ref>
 
'''اعطای [[کرامت]] [[گواه]] بودن بر [[اعمال]] به [[اولیا]]''': [[خدای سبحان]] در [[قرآن]]، از اعطای کرامت گواه بودن بر اعمال [[امّت]] به [[اولیای الهی]]{{عم}} [[اخبار]] نموده؛<ref>المیزان، ج۱، ص۳۲۱ و ج۴، ص۲۸ و ۲۹.</ref>. آنجاکه فرمود: {{متن قرآن|إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌۭ فَقَدْ مَسَّ ٱلْقَوْمَ قَرْحٌۭ مِّثْلُهُۥ وَتِلْكَ ٱلْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ ٱلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَآءَ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّـٰلِمِينَ}}<ref>«اگر زخمی به شما (در احد) برسد زخمی همانند آن به آن گروه رسیده است، و ما این روزگاران را میان مردم (دست به دست) می‌گردانیم و تا مؤمنان را خداوند معلوم بدارد و از (میان) شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمگران را دوست نمی‌دارد» سوره آلعمران، آیه ۱۴۰.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱، ص ۹۲.</ref>.
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[آخِذ (مقاله)|مقاله «آخِذ»]]، '''[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]'''
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۴۶

تغییرمسیر به: