(۲۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = سوره | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[سوره کهف در علوم قرآنی]] - [[سوره کهف در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط = }}
{{مهدویت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون [[امام مهدی]]{{ع}} است. "'''امام مهدی'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امام مهدی در قرآن]] | [[امام مهدی در حدیث]] | [[امام مهدی در کلام اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[امام مهدی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
==مقدمه==
== مقدمه ==
*در باب فضیلت این سوره روایاتی آمده است. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: "هرکس سوره کهف را بخواند تا هشت روز از هرگونه فتنهای محفوظ میماند، و اگر دجّال در آن هشت روز خروج کند، خداوند او را از فتنه [[دجال]] مصون میگرداند"<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۴۷.</ref>. و در حدیث دیگری از آن حضرت آمده که: "هرکس ده آیه از سوره کهف را از حفظ بخواند، فتنه دجّال به او ضرری نخواهد رساند و هر که تمام سوره را بخواند، داخل بهشت میشود"<ref>همان.</ref>. و در خبر دیگری از آن حضرت آمده که فرمود: "شما را دلالت نکنم بر سورهای که هنگام نزولش هفتاد هزار فرشته آن را مشایعت کردند که عظمت آنها بین آسمان و زمین را پر کرده بود؟ گفتند: چرا؟ فرمود: سوره اصحاب کهف؛ هرکس روز جمعه آن را بخواند، خداوند تا جمعه دیگر به اضافه سه روز او را میآمرزد، و نوری بخشیده میشود که تا آسمان میرسد و از فتنه دجّال محفوظ خواهد ماند"<ref>همان.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۱۴.</ref>.
داستان [[اصحاب کهف]]، آن غارنشینان [[یکتاپرستی]] که از [[نظام]] [[شرکآلود]] دقیانوس به [[غار]] [[پناهنده]] شده و پس از ۳۰۹ سال [[خواب]] در آن غار، پس از [[تغییر]] [[حکومت]] و زوال دقیانوس به [[شهر]] بازگشتند، در [[آیات]] ۹ تا۲۶ این [[سوره]] بازگو شده و نام سوره نیز برگرفته از همین آیات است.
داستان [[ذوالقرنین]] و [[مسافرت]] [[حضرت موسی]] با [[حضرت خضر]] {{ع}} از فرازهای مهم دیگر این سوره است.
واژه «کهف» شش بار در [[قرآن]] و در همین سوره استعمال شده است.
این سوره با [[انذار]] و [[تبشیر]] به [[اعتقاد]] [[حق]] و [[عمل صالح]] [[دعوت]] میکند، هم چنان که از دو [[آیه]] اولش بوی این معنا استشمام میشود، و نیز از آیه آخر سوره که میفرماید: {{متن قرآن|فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref>«بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref>.
در این سوره مسأله [[نفی]] [[فرزند داشتن]] [[خدا]] مورد [[عنایت]] و توجه زیادی واقع شده است، نظیر اختصاص دادن [[تهدید]] و انذار به کسانی که برای خدا فرزند قائل شدهاند، یعنی بعد از آنکه میفرماید: {{متن قرآن|لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ}}<ref>«(کتابی) استوار، تا از عذابی شدید از سوی او بیم دهد و به مؤمنانی که کارهای شایسته میکنند نوید بخشد که آنان پاداشی نیکو (در بهشت) دارند». سوره کهف، آیه ۲.</ref> مجدداً میفرماید: {{متن قرآن|وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا}}<ref>«و تا به آن کسان که میگویند: «خداوند فرزندی گزیده است»، بیم دهد» سوره کهف، آیه ۴.</ref>. پس در این آیه روی سخن با دوگانه پرستان است، که قائل به [[فرزندی]] [[ملائکه]] و [[جن]] و مصلحین [[بشر]] برای خدا هستند، و همچنین خطاب به [[نصاری]] است که قائل به [[فرزندی]] [[مسیح]] برای اویند. و شاید روی سخن به [[یهود]] هم باشد، چون خود [[قرآن]] از یهود نقل کرده که گفتهاند: [[عزیر]] [[پسر خدا]] است.
بعید نیست، همانگونه که اشاره شد، کسی بگوید که غرض از [[نزول]] این [[سوره]] بیان سه داستان عجیب است که در [[قرآن کریم]] جز در این سوره ذکر نشده، یکی [[قصه]] [[اصحاب کهف]] و دیگری داستان [[موسی]] و آن [[جوانی]] که در راه به سوی مجمع البحرین [[دیدار]] نمود، و سوم حکایت [[ذی القرنین]]، و آن گاه از این سه داستان در غرض سوره که [[اثبات]] [[نفی]] [[شریک]] و [[تشویق]] بر [[تقوی]] و [[ترس از خدا]] است استفاده کند.
گفته شده: این سوره به طوری که از [[سیاق]] آیاتش استفاده میشود در [[مکه]] نازل شده است. اما بعضی از [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref> را از مکی بودن استثناء کردهاند.
== ویژگیهای [[سوره کهف]] ==
# دارای ۱۱۰ آیه به عدد [[کوفی]]، ۱۱۱ آیه به عدد [[بصری]]، ۱۰۵ آیه به عدد حجازی، ۱۰۶ آیه به عدد شامی، ۱۵۷۹ کلمه و ۶۴۶۰ یا ۶۵۵۰ حرف است.
# در [[ترتیب نزول]]، شصت و نهمین و در [[مصحف شریف]] هیجدهمین سوره است.
# از سورههای مکی به شمار میآید؛ جز [[آیات]] ۲۸، ۸۳ و ۱۰۱ که [[مدنی]] است.
# پیش از [[سوره نحل]] و پس از [[سوره غاشیه]] نازل شد.
# از نظر کمّیت از سور مئین و شامل حدود نیم جزء از قرآن است.
== محتوای سوره کهف ==
# داستان اصحاب کهف؛
# داستان [[حضرت موسی]] و [[حضرت خضر]] {{ع}}؛
# داستان [[ذوالقرنین]] و [[یأجوج و مأجوج]]؛
# [[مبدأ و معاد]]<ref>سخاوی، علی بن محمد، جمال القراء و کمال الاقراء، جلد۱،صفحه ۴۴۵؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، جلد۱۳،صفحه ۲۳۶؛ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، صفحه ۵۸۴؛ زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن(باحاشیه)، جلد۱،صفحه ۱۹۳؛ فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، بصائرذوی التمییزفی لطائف الکتاب العزیز، جلد۱،صفحه ۲۹۷؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، جلد۱۲،صفحه ۳۳۸و۳۳۵؛ جمعی از محققان، علوم القرآن عندالمفسرین، جلد۱،صفحه ۳۱۶؛ هاشم زاده هریسی، هاشم، شناخت سورههای قرآن، صفحه ۲۲۹؛ سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، جلد۱،صفحه ۱۹۳و۴۱.</ref>.<ref>[[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ص:۳۰۴۲.</ref>
== [[فضیلت]] سوره کهف ==
در [[فضیلت]] این [[سوره]] از [[نبی مکرم اسلام]] {{صل}} [[روایت]] شده: «هرکس این سوره را در [[شب جمعه]] قرائت نماید بین او وخانه [[خدا]] و پس از آن [[نورانی]] خواهد شد».
از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} روایت شده که فرمودند: «هیچ بندهای نیست که [[آیه]] (قل انّما انا [[بشر]] مثلکم... را تا آخر [[سوره کهف]]) بخواند جز اینکه برای او نوری کشیده شود از خوابگاهش تا [[خانه کعبه]] و چنانچه خود از [[اهل]] [[حرم]] است برای او نوری است تا [[بیت المقدس]].
[[پیامبر اسلام]] {{صل}} فرمودهاند: «سوره کهف در [[تورات]] به نام حائله معروف است؛ زیرا میان [[قاری]] خود و [[آتش]] حائل و مانع میشود».
در روایت دیگری از ایشان وارد شده است: «آیا به شما خبر ندهم از سورهای که [[عظمت]] آن [[آسمان]] و [[زمین]] را پر کرده است و کسی که این سوره را بنویسد نیز عظمتی این چنین دارد و هر کس این سوره رادر [[روز جمعه]] قرائت نماید [[خداوند]] [[گناهان]] او را تا [[جمعه]] [[آینده]] میآمرزد.»...
از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده: «هر کس سوره کهف را در شبهای جمعه قرائت نماید، به [[مرگ]] [[شهادت]] از [[دنیا]] خواهد رفت یا اینکه خداوند او را [[شهید]] [[مبعوث]] خواهد کرد و در [[روز قیامت]] در صف [[شهدا]] خواهد بود».
در [[روایات]] متعددی از [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} به قرائت ۱۰ آیه آخر سوره کهف و [[حفظ]] کردن آنها سفارش شده است و فرمودهاند: هر کس به این سفارش عمل کند از [[فتنه]] [[دجّال]] در [[امان]] خواهد ماند.
برای این سوره در [[احادیث]] آثار و برکاتی ذکر شده است، مثل: جهت ادای [[قرض]]، [[ترس]] از دزد و بیخوابی، درمان درد ساق پا، بیدار شدن از [[خواب]] در [[ساعت]] معین، ایمن شدن از عقرب گزیدگی، [[آیات]] {{متن قرآن|وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا}}<ref>«و ما هر آنچه را بر آن (زمین) است خاکی سترون خواهیم کرد» سوره کهف، آیه ۸.</ref>،{{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا}}<ref>«آیا پنداشتهای که اصحاب کهف و رقیم از نشانههای ما (چیزی) شگرف بودهاند؟» سوره کهف، آیه ۹.</ref> این [[سوره]] جهت برطرف شدن تب<ref>سخاوی، علی بن محمد، جمال القراء و کمال الاقراء، جلد۱،صفحه (۲۲۸-۲۲۹)؛ ابن بابویه، محمد بن علی، ثواب الاعمال، صفحه ۱۰۶؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القران، جلد۶،صفحه (۳۰۶-۳۰۷)؛ سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، لباب النقول فی اسباب النزول، جلد۴،صفحه ۲۰۹؛ متقی، علی بن حسام الدین، کنزالعمال، جلد۱، صفحه (۵۷۴-۵۷۸)؛ نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، جلد۴،صفحه ۲۹۵.</ref>.<ref>[[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ص:۳۵۹۲.</ref>
== اسامی [[سوره کهف]] ==
نامهای دیگر سوره کهف به این قرار است:
# '''[[اصحاب کهف]]:''' «کهف» در لغت به معنای [[پناهگاه]] است و به [[غار]] بزرگ نیز کهف میگویند؛ زیرا پناهگاه محکم و آسیبناپذیری است. چون داستان یک غار ویژه و غارنشینان آن، معروف به «اصحاب کهف» به طور مفصل و [[زیبا]] در این سوره بیان شده و این داستان یکی از شاهکارهای [[قرآن]] است و در جای دیگر قرآن نیامده، [[سوره]] به این اسم نامگذاری شده است.
# '''حائله:''' چون این سوره میان [[آتش جهنم]] و [[قاریان]] و عاملان بهآن مانع و حائل میشود «حائله» نام گرفته است<ref>فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز، صفحه ۲۹۷؛ سیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، جلد۱، صفحه ۱۹۳</ref>.<ref>[[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ص:۸۰۲.</ref>
== پرسشهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{پرسشهای وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
{{ستون-شروع|7}}
* [[اصحاب کهف]]
* [[آرماگدون]]
{{پایان مدخل وابسته}}
* [[بحران معنویت]]
* [[پارکلیت]]
* [[جیش الغضب]]
* [[حکومت امام زمان]] {{ع}}
* [[خروج جنبندهای از زمین]]
* [[خروج سفیانی]]
* [[خروج منبعث سوم]]
* [[رجعت]]
* [[رویارویی امام مهدی]] {{ع}} با جاهلان
* [[سوشیانس]]
* [[سوشینت]]
* [[صلح و آرامش پایدار|صلح و آرامش پایدار در سرتاسر جهان]]
* [[ظهور امام مهدی]] {{ع}}
* [[ظهور دجال]]
* [[ظهور منجی|ظهور منجی بزرگ بشر]]
* [[فارقلیط]]
* [[ماشیح]]
* [[موعودباوری]]
* [[میتریا]]
* [[ندای آسمانی]]
* [[نزول عیسی]] {{ع}}
* [[نشانههای آخر الزمان|نشانهها و رخدادهای مهم آخر الزمان]]
* [[نشانههای ظهور]]
* [[وقوع اختلافها و درگیریهای بسیار]]
* [[وقوع مصائب]]
* [[هجوم یأجوج و مأجوج]]
* [[هوشیدر]]
* [[هوشیدرماه]]
*[[ابدال]]
*[[ابر رام]]
*[[ابر سخت]]
*[[ابراهیم بن ادریس]]
*[[ابراهیم بن محمد تبریزی]]
*[[ابراهیم بن محمد همدانی]]
*[[ابراهیم بن مهزیار اهوازی]]
*[[ابروهای حضرت]]
*[[ابقع]]
*[[ابن ابی العزاقر]]
*[[ابن ابی زینب]]
*[[ابن الحسین]]
*[[ابن انباری]]
*[[ابن بابویه]]
*[[ابن جنید]]
*[[ابن حسام]]
*[[ابن حوشب]]
*[[ابن خلدون]]
*[[ابن شاذان]]
*[[ابن متیل]]
*[[ابن مغازلی]]
*[[ابن یمین]]
*[[ابو ابراهیم]]
*[[ابو اسحاق ابو عبیده ثقفی]]
*[[ابو الادیان]]
*[[ابو الحسن]]
*[[ابو الدنیا]]
*[[ابو العنبس]]
*[[ابو القاسم حسن بن احمد]]
*[[ابو القاسم]]
*[[ابو بکر بغدادی]]
*[[ابو جعفر]]
*[[ابو حامد عمران بن مفلس]]
*[[ابو دجانه انصاری]]
*[[ابو دلف کاتب]]
*[[ابو سهل نوبختی]]
*[[ابو صالح]]
*[[ابو عبد الله بزوفری]]
*[[ابو عبد الله]]
*[[ابو علی حجدر]]
*[[ابو غالب]]
*[[ابو محمد حسین بن ابراهیم]]
*[[ابو محمد]]
*[[ابو هاشم جعفری]]
*[[اثبات الوصیه]]
*[[اثبات امامت حضرت]]
*[[اثبات وجود مهدی]]
*[[اثنی عشری]]
*[[احبشیه]]
*[[احجار الزیت]]
*[[احسان]]
*[[احکام جدید]]
*[[احمد الکاتب]]
*[[احمد امین مصری]]
*[[احمد بن ابراهیم]]
*[[احمد بن اسحاق اشعری]]
*[[احمد بن عبد الله هاشمی]]
*[[احمد بن محمد زجورجی]]
*[[احمد بن هلال]]
*[[احمد]]
*[[احمدیه]]
*[[احیای سنت محمدی]]
*[[اخباریه]]
*[[اخلاق حضرت]]
*[[اخنس]]
*[[اخیار]]
*[[ادعای ارتباط با حضرت]]
*[[ادعای مهدویت]]
*[[ادعای نیابت]]
*[[ادعیه امام زمان]]
*[[اذاعه]]
*[[اذن سامعه]]
*[[اربعینیات درباره حضرت]]
*[[ارتباط با حضرت]]
*[[ارشاد]]
*[[ارمینیه]]
*[[ارنون]]
*[[ازد]]
*[[ازدواج حضرت]]
*[[اسامی حضرت در کتب ادیان]]
*[[اسب حضرت]]
*[[استخاره امام زمان]]
*[[استخلاف]]
*[[استضعاف]]
*[[استغاثه به حضرت مهدی]]
*[[استکبار جهانی و مهدیباوری]]
*[[اسحاق احمر]]
*[[اسحاق بن اسماعیل]]
*[[اسحاق بن یعقوب]]
*[[اسدی]]
*[[اسراء]]
*[[اسرافیل]]
*[[اسکافی]]
*[[اسم اصلی حضرت]]
*[[اسم حضرت]]
*[[اسماعیل بن جعفر الصادق]]
*[[اسماعیل بن صادق]]
*[[اسماعیل بن علی]]
*[[اسماعیل بن موسی بن جعفر]]
*[[اسماعیلیه]]
*[[اشتراط الساعه]]
*[[اشعیا]]
*[[اصحاب حضرت]]
*[[اصحاب طالوت]]
*[[اصحاب کهف]]
*[[اصل]]
*[[اصهب]]
*[[اعاجم]]
*[[اعتقاد به منجی]]
*[[اعتقاد به مهدی]]
*[[اعلام الوری]]
*[[اعلام ظهور]]
*[[اعیان الشیعه]]
*[[افضل الاعمال]]
*[[افیق]]
*[[اقامتگاه حضرت]]
*[[اقتصاد در عصر ظهور]]
*[[اقلیتها در حکومت حضرت]]
*[[البیعه لله]]
*[[الر]]
*[[الغیبه]]
*[[الفصول العشره فی الغیبه]]
*[[المهدی]]
*[[الواح موسی]]
*[[الیاس]]
*[[ام ایمن]]
*[[ام خالد]]
*[[ام محمد]]
*[[امام زمان]]
* [[امام مهدی]] {{ع}}
*[[امامیه]]
*[[امان زمین]]
*[[امت امت]]
*[[امت معدوده]]
*[[امر به منکر]]
*[[امر ناگهانی]]
*[[امکان رجعت]]
*[[امن یجیب]]
*[[امنیت پس از ظهور]]
*[[امنیت پیش از ظهور]]
*[[امیر الامره]]
*[[امیر المومنین]]
*[[انا انزلنا]]
*[[انتظار در مسیحیت]]
*[[انتظار فرج]]
*[[انتظار مثبت]]
*[[انتظار منفی]]
*[[انتظار و بهداشت روان]]
*[[انتظار و صهیونیسم]]
*[[انتظار]]
*[[انجیل و بشارت موعود]]
*[[اندام حضرت]]
*[[انصار حضرت]]
*[[انطاکیه]]
*[[انکار حضرت]]
*[[انگشتر سلیمان]]
*[[انگشتری حضرت]]
*[[انوری]]
*[[اوپانیشاد]]
*[[اوتاد]]
*[[اوقات مخصوص حضرت]]
*[[اوقات و حالات دعا برای حضرت]]
*[[اوقیدمو]]
*[[اولین برنامه حضرت]]
*[[اولین پرچم]]
*[[اولین جنگ حضرت]]
*[[اولین خطبه حضرت]]
*[[اولین دادگاه پس از ظهور]]
*[[اولین رجعتکننده]]
*[[اولین سپاه حضرت]]
*[[اولین کشتار]]
*[[اولین مدعی نیابت]]
*[[اولین نایب خاص]]
*[[اهداف نیابت]]
*[[اهل سنت و مهدی]]
*[[اهل کتاب]]
*[[اهلی شیرازی]]
*[[ایام الله]]
*[[ایدی]]
*[[ایرانیان]]
*[[ایزدشناس]]
*[[ایزدنشان]]
*[[ایستاده]]
*[[ایلیا]]
*[[ایوب بن نوح]]
*[[آتش و دود]]
*[[آثار انتظار]]
*[[آثار حضرت]]
*[[آثار دعای فرج]]
*[[آثار ظهور]]
*[[آخر الزمان]]
*[[آخرین دولت]]
*[[آخرین دیدار عمومی حضرت]]
*[[آداب ملاقات با حضرت]]
*[[آدینه]]
*[[آرماگدون]]
*[[آزمون غیبت]]
*[[آزمون یاران حضرت]]
*[[آس]]
*[[آسیبشناسی تربیتی مهدویت]]
*[[آشوبهای جهانی]]
*[[آل اعین]]
*[[آمادگی برای غیبت]]
*[[آینده جهان و نظریهپردازان]]
*[[آیین جدید]]
*[[باب الله]]
*[[باب غیبت]]
*[[باب لد]]
*[[باب]]
*[[بابا فغانی شیرازی]]
*[[بابیه]]
*[[باد زرد]]
*[[باد سرخ]]
*[[باد سیاه]]
*[[باران بیموقع]]
*[[بارانهای فراوان]]
*[[بازرگانی در عصر ظهور]]
*[[بازوی حضرت]]
*[[باسط]]
*[[باسک]]
*[[باقریه]]
*[[باقطانی]]
*[[بانوی کنیزان]]
*[[باهله]]
*[[بتریه]]
*[[بحر العلوم]]
*[[بخش دوم:برشمردن دعاها و زیارات مربوط به امام عصر]]
واژه «کهف» شش بار در قرآن و در همین سوره استعمال شده است.
این سوره با انذار و تبشیر به اعتقادحق و عمل صالحدعوت میکند، هم چنان که از دو آیه اولش بوی این معنا استشمام میشود، و نیز از آیه آخر سوره که میفرماید: ﴿فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا﴾[۱].
در این سوره مسأله نفیفرزند داشتنخدا مورد عنایت و توجه زیادی واقع شده است، نظیر اختصاص دادن تهدید و انذار به کسانی که برای خدا فرزند قائل شدهاند، یعنی بعد از آنکه میفرماید: ﴿لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ﴾[۲] مجدداً میفرماید: ﴿وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا﴾[۳]. پس در این آیه روی سخن با دوگانه پرستان است، که قائل به فرزندیملائکه و جن و مصلحین بشر برای خدا هستند، و همچنین خطاب به نصاری است که قائل به فرزندیمسیح برای اویند. و شاید روی سخن به یهود هم باشد، چون خود قرآن از یهود نقل کرده که گفتهاند: عزیرپسر خدا است.
بعید نیست، همانگونه که اشاره شد، کسی بگوید که غرض از نزول این سوره بیان سه داستان عجیب است که در قرآن کریم جز در این سوره ذکر نشده، یکی قصهاصحاب کهف و دیگری داستان موسی و آن جوانی که در راه به سوی مجمع البحرین دیدار نمود، و سوم حکایت ذی القرنین، و آن گاه از این سه داستان در غرض سوره که اثباتنفیشریک و تشویق بر تقوی و ترس از خدا است استفاده کند.
گفته شده: این سوره به طوری که از سیاق آیاتش استفاده میشود در مکه نازل شده است. اما بعضی از مفسرانآیه﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ﴾[۴] را از مکی بودن استثناء کردهاند.
از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده که فرمودند: «هیچ بندهای نیست که آیه (قل انّما انا بشر مثلکم... را تا آخر سوره کهف) بخواند جز اینکه برای او نوری کشیده شود از خوابگاهش تا خانه کعبه و چنانچه خود از اهلحرم است برای او نوری است تا بیت المقدس.
پیامبر اسلام (ص) فرمودهاند: «سوره کهف در تورات به نام حائله معروف است؛ زیرا میان قاری خود و آتش حائل و مانع میشود».
در روایت دیگری از ایشان وارد شده است: «آیا به شما خبر ندهم از سورهای که عظمت آن آسمان و زمین را پر کرده است و کسی که این سوره را بنویسد نیز عظمتی این چنین دارد و هر کس این سوره رادر روز جمعه قرائت نماید خداوندگناهان او را تا جمعهآینده میآمرزد.»...
از امام صادق (ع) نقل شده: «هر کس سوره کهف را در شبهای جمعه قرائت نماید، به مرگشهادت از دنیا خواهد رفت یا اینکه خداوند او را شهیدمبعوث خواهد کرد و در روز قیامت در صف شهدا خواهد بود».
در روایات متعددی از پیامبر گرامی اسلام (ص) به قرائت ۱۰ آیه آخر سوره کهف و حفظ کردن آنها سفارش شده است و فرمودهاند: هر کس به این سفارش عمل کند از فتنهدجّال در امان خواهد ماند.
برای این سوره در احادیث آثار و برکاتی ذکر شده است، مثل: جهت ادای قرض، ترس از دزد و بیخوابی، درمان درد ساق پا، بیدار شدن از خواب در ساعت معین، ایمن شدن از عقرب گزیدگی، آیات﴿وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا﴾[۷]،﴿أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا﴾[۸] این سوره جهت برطرف شدن تب[۹].[۱۰]
اصحاب کهف: «کهف» در لغت به معنای پناهگاه است و به غار بزرگ نیز کهف میگویند؛ زیرا پناهگاه محکم و آسیبناپذیری است. چون داستان یک غار ویژه و غارنشینان آن، معروف به «اصحاب کهف» به طور مفصل و زیبا در این سوره بیان شده و این داستان یکی از شاهکارهای قرآن است و در جای دیگر قرآن نیامده، سوره به این اسم نامگذاری شده است.
حائله: چون این سوره میان آتش جهنم و قاریان و عاملان بهآن مانع و حائل میشود «حائله» نام گرفته است[۱۱].[۱۲]
↑«بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.
↑«(کتابی) استوار، تا از عذابی شدید از سوی او بیم دهد و به مؤمنانی که کارهای شایسته میکنند نوید بخشد که آنان پاداشی نیکو (در بهشت) دارند». سوره کهف، آیه ۲.
↑«و تا به آن کسان که میگویند: «خداوند فرزندی گزیده است»، بیم دهد» سوره کهف، آیه ۴.
↑«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن» سوره کهف، آیه ۲۸.
↑سخاوی، علی بن محمد، جمال القراء و کمال الاقراء، جلد۱،صفحه ۴۴۵؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، جلد۱۳،صفحه ۲۳۶؛ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، صفحه ۵۸۴؛ زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن(باحاشیه)، جلد۱،صفحه ۱۹۳؛ فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، بصائرذوی التمییزفی لطائف الکتاب العزیز، جلد۱،صفحه ۲۹۷؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، جلد۱۲،صفحه ۳۳۸و۳۳۵؛ جمعی از محققان، علوم القرآن عندالمفسرین، جلد۱،صفحه ۳۱۶؛ هاشم زاده هریسی، هاشم، شناخت سورههای قرآن، صفحه ۲۲۹؛ سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، جلد۱،صفحه ۱۹۳و۴۱.
↑«و ما هر آنچه را بر آن (زمین) است خاکی سترون خواهیم کرد» سوره کهف، آیه ۸.
↑«آیا پنداشتهای که اصحاب کهف و رقیم از نشانههای ما (چیزی) شگرف بودهاند؟» سوره کهف، آیه ۹.
↑سخاوی، علی بن محمد، جمال القراء و کمال الاقراء، جلد۱،صفحه (۲۲۸-۲۲۹)؛ ابن بابویه، محمد بن علی، ثواب الاعمال، صفحه ۱۰۶؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القران، جلد۶،صفحه (۳۰۶-۳۰۷)؛ سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، لباب النقول فی اسباب النزول، جلد۴،صفحه ۲۰۹؛ متقی، علی بن حسام الدین، کنزالعمال، جلد۱، صفحه (۵۷۴-۵۷۸)؛ نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، جلد۴،صفحه ۲۹۵.