←پانویس
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) |
||
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
# گسترش معیارهای قیاسی در ساماندهی به امر مکّی و مدنی<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۱۱ - ۱۱۲.</ref>. | # گسترش معیارهای قیاسی در ساماندهی به امر مکّی و مدنی<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۱۱ - ۱۱۲.</ref>. | ||
== | == تعارض در [[روایات]] مكی و مدنی == | ||
یکی از [[مشکلات]] در باب تاریخگذاریهای [[قرآن]] چندگونگی و | یکی از [[مشکلات]] در باب تاریخگذاریهای [[قرآن]] چندگونگی و تعارض میان [[اخبار]] است. بیشتر پژوهشگران متقدم میکوشیدند تا از میان روایات متعارض در باره مکّی یا مدنی بودن سور، یک [[روایت]] را ترجیح دهند و زمانی که معیارهای ترجیح از جهت صحت سند و [[صداقت]] راوی مساوی و معادل میشد و امکان ترجیح وجود نداشت، سعی میکردند به یکی از دو طریق زیر مسئله را حل کنند: یا اینکه میگفتند این بخش از قرآن دو بار، یک بار در [[مکه]] و بار دیگر در [[مدینه]]، نازل شده است، یا اینکه [[نزول]] آن [[آیات]] را به مکه و [[تشریع حکم]] [[شرعی]] و [[فقهی]] آن را به مدینه نسبت میدادند<ref>نصر حامد ابوزید، معنای متن: پژوهشی در علوم قرآن، ترجمه: مرتضی کریمینیا، تهران، طرح نو، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۴.</ref> به عنوان مثال برخی از [[محققان]] در باره [[سوره حمد]] به تکرار نزول آن [[رأی]] دادهاند،؛ چراکه از یک طرف [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] در دوره مکّی [[نماز]] میخواندند که این مسئله دالّ بر مکی بودن این [[سوره]] است، و از طرف دیگر برخی معتقدند که مراد از {{متن قرآن|الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ }} در این سوره [[یهود]] و [[نصاری]] هستند و این امر بر مدنی بودن سوره دلالت میکند. علاوه بر این در [[روایات]] مربوط به [[ترتیب نزول]] [[سورهها]] نیز سوره حمد گاهی جزء سورههای مکّی و گاهی جزء [[سورههای مدنی]] ذکر شده است. در باره [[آیه]] مربوط به [[وضو]] و تیمّم نیز گفتهاند که اگر چه این آیه در مدینه نازل شده است، اما [[حکم]] آن قبلاً در مکه [[تشریع]] شده بود<ref>نصر حامد ابوزید، معنای متن: پژوهشی در علوم قرآن، ترجمه: مرتضی کریمینیا، تهران، طرح نو، ۱۳۸۰ش، ص۱۶۸.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۱۲.</ref> | ||
== معیارهای تشخیص مكی و مدنی == | == معیارهای تشخیص مكی و مدنی == | ||
| خط ۱۴۶: | خط ۱۴۶: | ||
# [[مؤمنان]] که در [[حال]] شکلدهی [[جامعه مدنی]] بودند و از [[وحی الهی]] [[انتظار]] میرفت که بیانگر [[قوانین]] و [[مقررات]] لازم برای تأسیس و تداوم [[حیات]] چنین [[اجتماعی]] باشد<ref>ر.ک: علوم قرآن، رجبعلی مظلومی، ج ۱ ص۱۹۰ ـ ۱۸۸.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۲۱.</ref> | # [[مؤمنان]] که در [[حال]] شکلدهی [[جامعه مدنی]] بودند و از [[وحی الهی]] [[انتظار]] میرفت که بیانگر [[قوانین]] و [[مقررات]] لازم برای تأسیس و تداوم [[حیات]] چنین [[اجتماعی]] باشد<ref>ر.ک: علوم قرآن، رجبعلی مظلومی، ج ۱ ص۱۹۰ ـ ۱۸۸.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۲۱.</ref> | ||
== بررسی و نقد برخی از [[شبهات]] مطرحشده پیرامون | == بررسی و نقد برخی از [[شبهات]] مطرحشده پیرامون تعارض آیات مکی و مدنی == | ||
عدهای از [[خاورشناسان]] گفتهاند که در متن [[قرآن]] دو شیوه | عدهای از [[خاورشناسان]] گفتهاند که در متن [[قرآن]] دو شیوه متعارض مشاهده میشود که هیچگونه ارتباطی با هم ندارد. آنها این امر را بیانگر آن دانستهاند که قرآن صرفاً کتابی بشری است و پدیدآورنده آن، به طور کامل، تحت تأثیر محیط و جامعهای بوده که در آن [[زندگی]] میکرده است. آنها در تبیین ادعای خود به بیان چند نکته به شرح زیر پرداختهاند: | ||
# ملاحظه میشود که در [[آیات]] و سور مکی قرآن، ویژگیهای یک [[جامعه]] [[منحط]] از قبیل شدّت، [[خشونت]]، [[خشم]]، تندگویی و [[تهدید]] منعکس شده است و بر عکس، در بخش مدنیِ قرآن، نشانههای [[فرهنگ]] و [[روشنگری]] مشاهده میشود. آنها برای [[اثبات]] این ادعا به برخی از [[آیات مکی]] نظیر سورههای مسد، عصر و [[تکاثر]] تمسّک جستهاند<ref>ر.ک: مناهل العرفان، عبدالعظیم زرقانی، بیروت، دار الفكر، ۱۹۸۸ م، ج ۱، ص۲۰۸ ـ ۲۰۷.</ref>. | # ملاحظه میشود که در [[آیات]] و سور مکی قرآن، ویژگیهای یک [[جامعه]] [[منحط]] از قبیل شدّت، [[خشونت]]، [[خشم]]، تندگویی و [[تهدید]] منعکس شده است و بر عکس، در بخش مدنیِ قرآن، نشانههای [[فرهنگ]] و [[روشنگری]] مشاهده میشود. آنها برای [[اثبات]] این ادعا به برخی از [[آیات مکی]] نظیر سورههای مسد، عصر و [[تکاثر]] تمسّک جستهاند<ref>ر.ک: مناهل العرفان، عبدالعظیم زرقانی، بیروت، دار الفكر، ۱۹۸۸ م، ج ۱، ص۲۰۸ ـ ۲۰۷.</ref>. | ||
# [[قرآن]] مکی با اثرپذیری از [[جامعه]] [[امّی]] و بیسوادِ [[مکه]] و سَبْْک [[کاهنان]] و [[منجمان]]، دارای نثری مسجّع و آیاتی کوتاه و فاصلهدار است، اما [[آیات]] و سور قرآن [[مدنی]] طولانی است. | # [[قرآن]] مکی با اثرپذیری از [[جامعه]] [[امّی]] و بیسوادِ [[مکه]] و سَبْْک [[کاهنان]] و [[منجمان]]، دارای نثری مسجّع و آیاتی کوتاه و فاصلهدار است، اما [[آیات]] و سور قرآن [[مدنی]] طولانی است. | ||
| خط ۱۷۳: | خط ۱۷۳: | ||
[[واقعیت]] آن است که مبنای [[چینش آیات]] در هر یک از [[سورههای قرآن]] به این صورت است که از ابتدا تا انتها به دنبال یکدیگر نازل شدهاند. تعدادی از [[روایات]] حکایت از آن دارد که [[نزول آیه]] {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} علامت پایان یافتن یک [[سوره]] و شروع سوره دیگری بوده است. از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: "همانا با [[نزول]] بَسْمَلَه، انتهای سوره و ابتدای سوره دیگر معلوم میشد"<ref>تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاش (عیاشی) تحقیقق سید هاشم رسولی محلّاتی، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیة، بیتا، ج ۱، ص۱۹.</ref>. از این [[روایت]] و روایات مشابه آن<ref>ر.ک: المستدرک، حاکم نیشابوری، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۶ م، ج ۱، ص۳۳۱؛ السنن الکبری، نسائی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۹۹۱ م، ج ۲، ص۴۳۲.</ref>. استفاده میشود که [[چینش آیات]] در هر یک از [[سورهها]] به [[ترتیب نزول]] بوده است. بنا بر این، اصل و مبنا در چینش آیات در سورهها، چینش آنها به ترتیب نزول است و [[اثبات]] ناهماهنگی [[آیه]] یا آیاتی از یک [[سوره]] از نظر ترتیب زمانی با [[آیات]] قبل و بعد آن، نیازمند دلیل است که یا باید مضمون آیه یا آیات مذکور در آن صراحت داشته باشد، یا نقل صحیح و صریحی در اینباره رسیده باشد. به [[طور]] کلی این مطلب که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در مواردی دستور داده باشند که آیه یا آیاتی را در سورهای که قبلاً نازل شده است، قرار دهند، قابل پذیرش است، چنانکه روایاتی نیز بر این امر دلالت دارد<ref>ر.ک: کتاب المصاحف، ابو داوود سجستانی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۹۸۵ م، ص۳۹؛ الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، دمشق، بیروت، دار ابن کثیر و دار العلوم الانسانیة، ج ۷، ص۱۹۵ ـ ۱۹۴ (نوع ۱۸).</ref>. از این رو، وجود برخی از [[آیات مدنی]] در سور مکی، در صورت وجود دلیل معتبر [[انکار]] نمیشود. به این معنی که ممکن است آیه یا آیاتی بعد از [[هجرت]] نازل شده باشد و پیامبر اکرم{{صل}} به [[امر الهی]] آن را در یکی از [[سورههای مکی]] قرار داده باشند. اما بسیار بعید به نظر میرسد که آیه یا آیاتی [[قبل از هجرت]] نازل شده و تا [[زمان]] بعد از هجرت هیچ در سورهای جای نگرفته باشد و پس از هجرت در سورهای [[مدنی]] قرار گرفته باشد. از این رو، اگر روایتی حاکی از آن باشد که آیهای قبل از هجرت، در [[مکه]] نازل شده است، ولی در یک از [[سوره مدنی]] قرار دارد، با چنین اخباری باید با حساسیت بیشتری برخورد کرد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۲۴ - 125.</ref>. | [[واقعیت]] آن است که مبنای [[چینش آیات]] در هر یک از [[سورههای قرآن]] به این صورت است که از ابتدا تا انتها به دنبال یکدیگر نازل شدهاند. تعدادی از [[روایات]] حکایت از آن دارد که [[نزول آیه]] {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} علامت پایان یافتن یک [[سوره]] و شروع سوره دیگری بوده است. از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: "همانا با [[نزول]] بَسْمَلَه، انتهای سوره و ابتدای سوره دیگر معلوم میشد"<ref>تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاش (عیاشی) تحقیقق سید هاشم رسولی محلّاتی، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیة، بیتا، ج ۱، ص۱۹.</ref>. از این [[روایت]] و روایات مشابه آن<ref>ر.ک: المستدرک، حاکم نیشابوری، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۶ م، ج ۱، ص۳۳۱؛ السنن الکبری، نسائی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۹۹۱ م، ج ۲، ص۴۳۲.</ref>. استفاده میشود که [[چینش آیات]] در هر یک از [[سورهها]] به [[ترتیب نزول]] بوده است. بنا بر این، اصل و مبنا در چینش آیات در سورهها، چینش آنها به ترتیب نزول است و [[اثبات]] ناهماهنگی [[آیه]] یا آیاتی از یک [[سوره]] از نظر ترتیب زمانی با [[آیات]] قبل و بعد آن، نیازمند دلیل است که یا باید مضمون آیه یا آیات مذکور در آن صراحت داشته باشد، یا نقل صحیح و صریحی در اینباره رسیده باشد. به [[طور]] کلی این مطلب که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در مواردی دستور داده باشند که آیه یا آیاتی را در سورهای که قبلاً نازل شده است، قرار دهند، قابل پذیرش است، چنانکه روایاتی نیز بر این امر دلالت دارد<ref>ر.ک: کتاب المصاحف، ابو داوود سجستانی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۹۸۵ م، ص۳۹؛ الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، دمشق، بیروت، دار ابن کثیر و دار العلوم الانسانیة، ج ۷، ص۱۹۵ ـ ۱۹۴ (نوع ۱۸).</ref>. از این رو، وجود برخی از [[آیات مدنی]] در سور مکی، در صورت وجود دلیل معتبر [[انکار]] نمیشود. به این معنی که ممکن است آیه یا آیاتی بعد از [[هجرت]] نازل شده باشد و پیامبر اکرم{{صل}} به [[امر الهی]] آن را در یکی از [[سورههای مکی]] قرار داده باشند. اما بسیار بعید به نظر میرسد که آیه یا آیاتی [[قبل از هجرت]] نازل شده و تا [[زمان]] بعد از هجرت هیچ در سورهای جای نگرفته باشد و پس از هجرت در سورهای [[مدنی]] قرار گرفته باشد. از این رو، اگر روایتی حاکی از آن باشد که آیهای قبل از هجرت، در [[مکه]] نازل شده است، ولی در یک از [[سوره مدنی]] قرار دارد، با چنین اخباری باید با حساسیت بیشتری برخورد کرد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۲۴ - 125.</ref>. | ||
== نمونههایی از آیات مدنی در | == نمونههایی از آیات مدنی در سورههای مکی == | ||
در موارد بسیاری ادعا شده است که | در موارد بسیاری ادعا شده است که آیات مدنی در سورههای مکی قرار دارند، اما محققان بیشتر این ادعاها را رد کردهاند که در اینجا به ذکر دو نمونه میپردازیم. | ||
'''[[آیه]] ۲۰ [[سوره]] مزمّل:'''مطابق [[روایات]] | '''[[آیه]] ۲۰ [[سوره]] مزمّل:'''مطابق [[روایات]] ترتیب نزول، [[سوره]] مزمّل یکی از پنج سورهای است که در آغاز بعثت و در اولین سال [[نزول قرآن]]، بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده است. با این [[حال]]، آیه ۲۰ این سوره از نظر اسلوب و طول آیه با [[آیات]] دیگر این سوره قابل مقایسه نیست، به طوری که این آیه به [[تنهایی]] یک سوم حجم سوره مزمّل را به خود اختصاص داده است و برخلاف سایر آیات، فاصله هم در آن رعایت نشده است. همچنین از نظر محتوایی گفتهاند که در این آیه از [[زکات]] [[واجب]] و [[قتال]] در [[راه خدا]] [[سخن]] رفته است که مربوط به دوره بعد از [[هجرت]] است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبائی، قم، مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعة المدرسین، بیتا، ج ۲۰، ص۷۴.</ref>. | ||
اما عدهای بر یکپارچه بودن این سوره تأکید کردهاند و همه آیات آن را مکی میدانند، این گروه معتقدند که منظور از زکات در این سوره، [[زکات]] واجب با حدود معین نیست، بلکه مراد از آن مطلق [[صدقه]] است و جمله {{متن قرآن|وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ }}<ref> و گروهی دیگر در راه خداوند جنگ میکنند؛ سوره مزمل، آیه۲۰.</ref> مربوط به [[جهاد]] در [[آینده]] است و آیه دلالت صریحی بر فعلیت آن در [[زمان]] [[نزول]] ندارد<ref>التمهید فی علوم القرآن، محمد هادی معرفت، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ ﻫ. چاپ سوم، ج ۱، ص۱۸۹ ـ ۱۹۰.</ref> | اما عدهای بر یکپارچه بودن این سوره تأکید کردهاند و همه آیات آن را مکی میدانند، این گروه معتقدند که منظور از زکات در این سوره، [[زکات]] واجب با حدود معین نیست، بلکه مراد از آن مطلق [[صدقه]] است و جمله {{متن قرآن|وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ }}<ref> و گروهی دیگر در راه خداوند جنگ میکنند؛ سوره مزمل، آیه۲۰.</ref> مربوط به [[جهاد]] در [[آینده]] است و آیه دلالت صریحی بر فعلیت آن در [[زمان]] [[نزول]] ندارد<ref>التمهید فی علوم القرآن، محمد هادی معرفت، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ ﻫ. چاپ سوم، ج ۱، ص۱۸۹ ـ ۱۹۰.</ref> | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۸۲: | ||
'''آیه ۴۵ [[سوره قمر]]:'''از [[ابن عباس]] نقل شده است که{{متن قرآن|سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ}}<ref> زودا که آن گروه در هم شکنند و واپس بگریزند؛ سوره قمر، آیه۴۵.</ref> در [[روز]] [[جنگ بدر]] نازل شده است<ref>لباب النقول فی اسباب النزول، جلال الدین سیوطی، بیروت، مکتبة لبنان ناشرون، ۲۰۰۱، ص۲۱۴.</ref>. در مقابل، عدهای به مکی بودن همه [[آیات]] این [[سوره]] [[حکم]] کردهاند و معتقدند که این [[آیه]] هیچ دلالتی بر [[نزول]] آن در [[جنگ بدر]] ندارد، بلکه آیه در میان آیاتی واقع شده است که [[مشرکان مکه]] را به [[عذاب دنیوی]] و [[اخروی]] [[تهدید]] میکند. این آیه بشارتی برای [[مؤمنان]] در مورد متلاشی شدن [[جمعیت]] [[مشرکان]] در [[آینده]] نزدیک است. حرف "س" در {{متن قرآن|سَيُهْزَمُ}} نیز بر تحقق این امر در آینده نزدیک دلالت دارد و [[روز]] جنگ بدر در واقع روز تحقق این [[وعده الهی]] است. از این رو، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به همین مناسبت این آیه را هنگام جنگ بدر قرائت کردند<ref>ر.ک: محمد هادی معرفت، پیشین، ص۱۸۶؛ نصر حامد ابو زید، پیشین، ص۱۷۸ ـ ۱۷۶.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۲۶.</ref> | '''آیه ۴۵ [[سوره قمر]]:'''از [[ابن عباس]] نقل شده است که{{متن قرآن|سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ}}<ref> زودا که آن گروه در هم شکنند و واپس بگریزند؛ سوره قمر، آیه۴۵.</ref> در [[روز]] [[جنگ بدر]] نازل شده است<ref>لباب النقول فی اسباب النزول، جلال الدین سیوطی، بیروت، مکتبة لبنان ناشرون، ۲۰۰۱، ص۲۱۴.</ref>. در مقابل، عدهای به مکی بودن همه [[آیات]] این [[سوره]] [[حکم]] کردهاند و معتقدند که این [[آیه]] هیچ دلالتی بر [[نزول]] آن در [[جنگ بدر]] ندارد، بلکه آیه در میان آیاتی واقع شده است که [[مشرکان مکه]] را به [[عذاب دنیوی]] و [[اخروی]] [[تهدید]] میکند. این آیه بشارتی برای [[مؤمنان]] در مورد متلاشی شدن [[جمعیت]] [[مشرکان]] در [[آینده]] نزدیک است. حرف "س" در {{متن قرآن|سَيُهْزَمُ}} نیز بر تحقق این امر در آینده نزدیک دلالت دارد و [[روز]] جنگ بدر در واقع روز تحقق این [[وعده الهی]] است. از این رو، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به همین مناسبت این آیه را هنگام جنگ بدر قرائت کردند<ref>ر.ک: محمد هادی معرفت، پیشین، ص۱۸۶؛ نصر حامد ابو زید، پیشین، ص۱۷۸ ـ ۱۷۶.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۱۲۶.</ref> | ||
== نمونههایی از | == نمونههایی از آیات مکی در سورههای مدنی == | ||
گفتیم که وجود آیات مکی در سور | گفتیم که وجود آیات مکی در سور مدنی جای [[تأمل]] است و باید در [[دلایل]] آن دقت لازم را به کار برد. به هر حال [[سیوطی]] و دیگران مواردی از این نوع را ذکر کردهاند که در اینجا به ذکر دو نمونه میپردازیم. | ||
'''آیه ۱۱۳ [[سوره توبه]]:'''گفته شده است که آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُولِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref> پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند؛ سوره تویه، آیه۱۱۳.</ref> در مورد [[استغفار پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} برای عمویش [[ابو طالب]] و به دنبال [[مرگ]] او نازل شده است<ref>لباب النقول فی اسباب النزول، جلال الدین سیوطی، بیروت، مکتبة لبنان ناشرون، ۲۰۰۱، ص۱۲۸.</ref>. | '''آیه ۱۱۳ [[سوره توبه]]:'''گفته شده است که آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُولِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref> پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند؛ سوره تویه، آیه۱۱۳.</ref> در مورد [[استغفار پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} برای عمویش [[ابو طالب]] و به دنبال [[مرگ]] او نازل شده است<ref>لباب النقول فی اسباب النزول، جلال الدین سیوطی، بیروت، مکتبة لبنان ناشرون، ۲۰۰۱، ص۱۲۸.</ref>. | ||
| خط ۲۰۱: | خط ۲۰۱: | ||
{{قرآن کریم}} | {{قرآن کریم}} | ||
[[رده:علوم قرآنی]] | |||
[[رده:علوم | |||