←پانویس
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←پانویس) |
||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = تفسیر مأثور | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
با نگاهی به کتابهای [[علوم قرآنی]]، مانند [[البرهان زرکشی]] و [[الاتقان سیوطی]] و [[کتابهای تفسیری]] و [[روایی]] و رجالی [[شیعه]] و [[سنّی]]، پی میبریم که در | با نگاهی به کتابهای [[علوم قرآنی]]، مانند [[البرهان زرکشی]] و [[الاتقان سیوطی]] و [[کتابهای تفسیری]] و [[روایی]] و رجالی [[شیعه]] و [[سنّی]]، پی میبریم که در عصر حضور [[امامان معصوم]] {{عم}} [[مفسران]] زیادی بودهاند که با توجه به ویژگیهای آنان، میتوان آنان را در چهار دسته قرار داد: | ||
# [[تفسیر مأثور از معصوم]]؛ | # [[تفسیر مأثور از معصوم]]؛ | ||
# [[تفسیر صحابه]]؛ | # [[تفسیر صحابه]]؛ | ||
# [[تفسیر تابعین]]؛ | # [[تفسیر تابعین]]؛ | ||
# [[تفسیر عصر پس از تابعین]] | # [[تفسیر عصر پس از تابعین]]<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۵.</ref>. | ||
== تفسیر برگرفته از سخنان امامان معصوم == | == تفسیر برگرفته از سخنان امامان معصوم == | ||
به [[اعتقاد شیعه]] که برگرفته از [[نصوص]] [[متواتر]] و مستند به [[دلایل]] [[قطعی]] است، دوازده امام معصوم از جانب [[خدای متعال]] برای [[جانشینی رسول خدا]] {{صل}} [[برگزیده]] شدهاند تا [[کارها]] و شئونات آن [[حضرت]] را جز دریافت و [[تبلیغ وحی]] که با [[رحلت]] آن حضرت خاتمه یافت، عهدهدار شوند و همانگونه که در بحث [[تفسیر]] در [[عصر رسالت]] بیان شد، یکی از کارها و شئونات [[رسول خدا]] {{صل}} [[تعلیم]] و تبیین [[معانی قرآن]] [[کریم]] بوده است. و آن [[دوازده امام]] نیز پس از آن حضرت یکی پس از دیگری آن کار را عهدهدار بوده و به مقداری که زمینه و شرایط فراهم بوده است، به [[تفسیر قرآن]] و تبیین معانی آن میپرداختند <ref>برای توضیح بیشتر این مطلب ر. ک: بابایی، مکاتب تفسیری، ج۱، ص۷۵-۷۸.</ref>؛ و ازاینرو، میتوان آنان را نیز از [[مفسران]] [[قرآن کریم]] به شمار آورد؛ البته آنان در تفسیر نیز مانند سایر امور با دیگران قابل [[قیاس]] نمیباشند و از جهات مختلفی بر سایر مفسران امتیازی فوقالعاده دارند. آنان به همۀ معانی [[ظاهر و باطن قرآن]] [[آگاه]] بوده و بر تفسیر تمام [[آیات]] در جمیع مراتب [[توانایی]] داشتهاند و مفسران دیگر تنها به برخی معانی قرآن آگاه بودهاند و هیچیک از آنها حتی برترینشان توان تفسیر همۀ معانی قرآن را نداشتهاند<ref>برای آگاهی بیشتر، ر. ک: بابایی، مکاتب تفسیری، ج۱، ص۴۸-۵۴ و ۶۴-۷۵.</ref>. آنان در [[فهم]] معانی قرآن از [[خطا]] مصون بودهاند و همان معنایی را برای آیات بیان میکردهاند که خدای متعال [[اراده]] فرموده است؛ اما مفسران دیگر از خطا مصون نیستند و ممکن است گاهی معنایی را که بیان میکنند، غیر معنایی باشد که [[خدا]] از آیات اراده کرده است، و از همه مهمتر اینکه آنان همانند رسول خدا {{صل}} مفسران برگزیدۀ خدا هستند و تفسیر آنان مورد [[تأیید]] خدای متعال است، ولی دیگر مفسران چنین نیستند. شواهد و دلایل این مدعا فراوان است و در اینجا به خاطر ضیق مجال به ذکر بخشی از [[روایات]] که [[شاهد]] [[مفسر]] بودن آنان است، با عنوان «شواهد مفسر بودن [[امامان معصوم]] {{عم}}» و به تبیین سه دلیل بر اینکه آنان [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] هستند، با عنوان «[[دلایل]] برگزیدۀ خدا بودن این دسته از مفسران» اکتفا میشود.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۵-۵۶.</ref> | به [[اعتقاد شیعه]] که برگرفته از [[نصوص]] [[متواتر]] و مستند به [[دلایل]] [[قطعی]] است، دوازده امام معصوم از جانب [[خدای متعال]] برای [[جانشینی رسول خدا]] {{صل}} [[برگزیده]] شدهاند تا [[کارها]] و شئونات آن [[حضرت]] را جز دریافت و [[تبلیغ وحی]] که با [[رحلت]] آن حضرت خاتمه یافت، عهدهدار شوند و همانگونه که در بحث [[تفسیر]] در [[عصر رسالت]] بیان شد، یکی از کارها و شئونات [[رسول خدا]] {{صل}} [[تعلیم]] و تبیین [[معانی قرآن]] [[کریم]] بوده است. و آن [[دوازده امام]] نیز پس از آن حضرت یکی پس از دیگری آن کار را عهدهدار بوده و به مقداری که زمینه و شرایط فراهم بوده است، به [[تفسیر قرآن]] و تبیین معانی آن میپرداختند <ref>برای توضیح بیشتر این مطلب ر. ک: بابایی، مکاتب تفسیری، ج۱، ص۷۵-۷۸.</ref>؛ و ازاینرو، میتوان آنان را نیز از [[مفسران]] [[قرآن کریم]] به شمار آورد؛ البته آنان در تفسیر نیز مانند سایر امور با دیگران قابل [[قیاس]] نمیباشند و از جهات مختلفی بر سایر مفسران امتیازی فوقالعاده دارند. آنان به همۀ معانی [[ظاهر و باطن قرآن]] [[آگاه]] بوده و بر تفسیر تمام [[آیات]] در جمیع مراتب [[توانایی]] داشتهاند و مفسران دیگر تنها به برخی معانی قرآن آگاه بودهاند و هیچیک از آنها حتی برترینشان توان تفسیر همۀ معانی قرآن را نداشتهاند<ref>برای آگاهی بیشتر، ر. ک: بابایی، مکاتب تفسیری، ج۱، ص۴۸-۵۴ و ۶۴-۷۵.</ref>. آنان در [[فهم]] معانی قرآن از [[خطا]] مصون بودهاند و همان معنایی را برای آیات بیان میکردهاند که خدای متعال [[اراده]] فرموده است؛ اما مفسران دیگر از خطا مصون نیستند و ممکن است گاهی معنایی را که بیان میکنند، غیر معنایی باشد که [[خدا]] از آیات اراده کرده است، و از همه مهمتر اینکه آنان همانند رسول خدا {{صل}} مفسران برگزیدۀ خدا هستند و تفسیر آنان مورد [[تأیید]] خدای متعال است، ولی دیگر مفسران چنین نیستند. شواهد و دلایل این مدعا فراوان است و در اینجا به خاطر ضیق مجال به ذکر بخشی از [[روایات]] که [[شاهد]] [[مفسر]] بودن آنان است، با عنوان «شواهد مفسر بودن [[امامان معصوم]] {{عم}}» و به تبیین سه دلیل بر اینکه آنان [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] هستند، با عنوان «[[دلایل]] برگزیدۀ خدا بودن این دسته از مفسران» اکتفا میشود.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۵-۵۶.</ref> | ||
| خط ۲۸: | خط ۳۶: | ||
و نیز روایت شده است: {{متن حدیث|إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَمْ يَزَلِ اللَّهُ يَبْعَثُ مِنَّا مِنْ يَعْلَمُ كِتَابَهُ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ...}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲، ص۱۷۸، ح۲۳؛ صفار، بصائر الدرجات الکبری، ص۵۲۷.</ref>؛ بهراستی ما خانوادهای هستیم که پیوسته [[خدا]] از ما برمیانگیزد کسی را که کتاب او را از اول تا آخرش میداند.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۶-۵۸.</ref> | و نیز روایت شده است: {{متن حدیث|إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَمْ يَزَلِ اللَّهُ يَبْعَثُ مِنَّا مِنْ يَعْلَمُ كِتَابَهُ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ...}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲، ص۱۷۸، ح۲۳؛ صفار، بصائر الدرجات الکبری، ص۵۲۷.</ref>؛ بهراستی ما خانوادهای هستیم که پیوسته [[خدا]] از ما برمیانگیزد کسی را که کتاب او را از اول تا آخرش میداند.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۶-۵۸.</ref> | ||
=== تفسیرهای | === تفسیرهای مأثور از [[امامان معصوم]] {{عم}} === | ||
با تتبع در [[کتابهای تفسیری]] و [[روایی]]، به تفسیرهای فراوانی که از امامان معصوم {{عم}} نقل شده است، | با تتبع در [[کتابهای تفسیری]] و [[روایی]]، به تفسیرهای فراوانی که از امامان معصوم {{عم}} نقل شده است، دست مییابیم. گرچه از برخی [[امامان]] به حسب اقتضای [[زمان]] تفسیرهای بیشتری نقل شده و از برخی کمتر، ولی با توجه به اینکه از همۀ [[دوازده امام]] کموبیش تفسیرهایی نقل شده است، میتوان تفسیرهای مأثور (نقل شده) از آنان را نیز یکی دیگر از شواهد [[مفسر]] بودن آنان دانست. اینک نمونهای از تفسیرهای مأثور هریک از امامان معصوم را بهعنوان شاهدی بر مفسر بودن آن [[امام]] یادآور میشویم:<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۸-۸۴.</ref> | ||
==== [[تفسیر مأثور از امام علی]] ==== | ==== [[تفسیر مأثور از امام علی]] ==== | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۹: | ||
[[ابو جعفر اسکافی]] - از [[دانشمندان]] [[معتزله]]، نیز مضمون [[روایت]] کلینی را با اندکی تفاوت لفظی در ضمن پاسخهای [[حضرت علی]] {{ع}} به پرسشهای ابن الکوّا آورده است<ref>ر. ک: اسکافی، المعیار و الموازنة، ص۳۰۰.</ref>. | [[ابو جعفر اسکافی]] - از [[دانشمندان]] [[معتزله]]، نیز مضمون [[روایت]] کلینی را با اندکی تفاوت لفظی در ضمن پاسخهای [[حضرت علی]] {{ع}} به پرسشهای ابن الکوّا آورده است<ref>ر. ک: اسکافی، المعیار و الموازنة، ص۳۰۰.</ref>. | ||
[[حاکم حسکانی]] - از دانشمندان [[اهل تسنن]] - | [[حاکم حسکانی]] - از دانشمندان [[اهل تسنن]] - نیز با سند متصل از حضرت علی {{ع}} روایت کرده است: {{متن حدیث|مَا فِي الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ قَدْ قَرَأْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} وَ عَلَّمَنِي مَعْنَاهَا}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۳، ح۳۳.</ref>؛ «هیچ آیهای در [[قرآن]] نیست مگر اینکه آن را بر [[رسول خدا]] {{صل}} قرائت کردم و معنای آن را به من آموخت». | ||
همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن [[حضرت]] [[روایت]] کرده است: {{متن حدیث|مَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا- أَوْ أَمْلَاهَا- عَلَيَّ فَأَكْتُبُهَا بِخَطِّي- وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا- وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا- وَ دَعَا اللَّهَ لِي أَنْ يُعَلِّمَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا، فَلَمْ أَنْسَ مِنْهُ حَرْفاً وَاحِداً}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۸، ح۴۱.</ref>؛ «هیچ آیهای بر رسول خدا {{صل}} نازل نشد، مگر اینکه قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من [[املا]] کرد و من آن را با خط خود نوشتم و [[تأویل]] و [[تفسیر]] آن را به من یاد داد و آن را بر من املا کرد و من آن را با خط خود نوشتم و تأویل و تفسیر و [[ناسخ و منسوخ]] و [[محکم و متشابه]] آن را به من [[تعلیم]] داد و از [[خدا]] خواست [[فهم]] و حفظ آن را به من بیاموزد و در اثر آن حتی یک حرف آن را هم فراموش نکردم». | همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن [[حضرت]] [[روایت]] کرده است: {{متن حدیث|مَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا- أَوْ أَمْلَاهَا- عَلَيَّ فَأَكْتُبُهَا بِخَطِّي- وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا- وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا- وَ دَعَا اللَّهَ لِي أَنْ يُعَلِّمَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا، فَلَمْ أَنْسَ مِنْهُ حَرْفاً وَاحِداً}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۸، ح۴۱.</ref>؛ «هیچ آیهای بر رسول خدا {{صل}} نازل نشد، مگر اینکه قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من [[املا]] کرد و من آن را با خط خود نوشتم و [[تأویل]] و [[تفسیر]] آن را به من یاد داد و آن را بر من املا کرد و من آن را با خط خود نوشتم و تأویل و تفسیر و [[ناسخ و منسوخ]] و [[محکم و متشابه]] آن را به من [[تعلیم]] داد و از [[خدا]] خواست [[فهم]] و حفظ آن را به من بیاموزد و در اثر آن حتی یک حرف آن را هم فراموش نکردم». | ||
| خط ۷۸: | خط ۸۶: | ||
یکی از رسالتهای مهم [[امامان معصوم]] {{عم}} [[تفسیر قرآن]] بوده است. [[خدای متعال]] آنها را [[برگزیده]] تا مطالبی از کتابش را که دیگران از [[فهم]] و تفسیر آن ناتوانند، برای بندگانش تبیین کنند و از طریق آنان به [[معارف]] پنهان و نیازمند تبیین کتابش دست یابند. آنان به همۀ [[معانی قرآن]] [[آگاه]] بوده و توان تفسیر همۀ معانی و معارف ظاهر و [[باطن]] آن را داشتهاند و هر سؤال [[تفسیری]] را پاسخ گفتهاند. از [[روایات]] استفاده میشود در فرصتهایی که پیش میآمده، معارف عمیق و معانی دقیق [[آیات]] را به افراد مستعد میآموخته و دامنه تفسیر را به معانی و مصادیق فوق فهم عرف توسعه میدادهاند. [[نقاش]]<ref>وی ابو بکر محمد بن حسن معروف به نقّاش موصلی متوفای سنه ۳۵۱ هجری مؤلف شفاء الصدور فی تفسیر القرآن الکریم است (ر. ک: حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۵۰).</ref> از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} به من فرمود: ابن عباس، وقتی [[نماز]] عشا را خواندی در صحرا به نزد من آی. ابن عباس میگوید: نماز خواندم و به محضر آن [[حضرت]] رسیدم. شبی مهتابی بود. حضرت به من فرمود: تفسیر الف {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} و همه {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ چیزی نمیدانستم که پاسخ دهم. پس یک [[ساعت]] تمام در تفسیر آن سخن گفت. | یکی از رسالتهای مهم [[امامان معصوم]] {{عم}} [[تفسیر قرآن]] بوده است. [[خدای متعال]] آنها را [[برگزیده]] تا مطالبی از کتابش را که دیگران از [[فهم]] و تفسیر آن ناتوانند، برای بندگانش تبیین کنند و از طریق آنان به [[معارف]] پنهان و نیازمند تبیین کتابش دست یابند. آنان به همۀ [[معانی قرآن]] [[آگاه]] بوده و توان تفسیر همۀ معانی و معارف ظاهر و [[باطن]] آن را داشتهاند و هر سؤال [[تفسیری]] را پاسخ گفتهاند. از [[روایات]] استفاده میشود در فرصتهایی که پیش میآمده، معارف عمیق و معانی دقیق [[آیات]] را به افراد مستعد میآموخته و دامنه تفسیر را به معانی و مصادیق فوق فهم عرف توسعه میدادهاند. [[نقاش]]<ref>وی ابو بکر محمد بن حسن معروف به نقّاش موصلی متوفای سنه ۳۵۱ هجری مؤلف شفاء الصدور فی تفسیر القرآن الکریم است (ر. ک: حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۵۰).</ref> از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} به من فرمود: ابن عباس، وقتی [[نماز]] عشا را خواندی در صحرا به نزد من آی. ابن عباس میگوید: نماز خواندم و به محضر آن [[حضرت]] رسیدم. شبی مهتابی بود. حضرت به من فرمود: تفسیر الف {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} و همه {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ چیزی نمیدانستم که پاسخ دهم. پس یک [[ساعت]] تمام در تفسیر آن سخن گفت. | ||
سپس فرمود: تفسیر | سپس فرمود: تفسیر لام {{متن قرآن|الْحَمْدُ}}چیست؟ عرض کردم: نمیدانم. پس در تفسیر آن نیز یک ساعت تمام سخن گفت. در ادامه فرمود: تفسیر حای {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ گفتم: نمیدانم. در تفسیر آن نیز یک ساعت تمام سخن گفت. بعد فرمود: تفسیر دال {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ گفتم: | ||
نمیدانم. پس در تفسیر آن تا سپیدهدم سخن گفت و به من فرمود: [[ابن عباس]]، برخیز به [[منزلت]] برو و برای فریضهات مهیّا شو. ابن عباس میگوید: برخاستم درحالیکه همۀ آنچه فرموده بود، فراگرفته بودم. سپس با خود اندیشیدم در این هنگام [[علم]] خود را به [[قرآن]] در برابر علم علی {{ع}} مانند قراره (آبی که در دیگ ریزند تا طعام ته دیگ نسوزد) در برابر منعنجر (وسط دریا) دانستم<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵.</ref>. | نمیدانم. پس در تفسیر آن تا سپیدهدم سخن گفت و به من فرمود: [[ابن عباس]]، برخیز به [[منزلت]] برو و برای فریضهات مهیّا شو. ابن عباس میگوید: برخاستم درحالیکه همۀ آنچه فرموده بود، فراگرفته بودم. سپس با خود اندیشیدم در این هنگام [[علم]] خود را به [[قرآن]] در برابر علم علی {{ع}} مانند قراره (آبی که در دیگ ریزند تا طعام ته دیگ نسوزد) در برابر منعنجر (وسط دریا) دانستم<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵.</ref>. | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۳۴: | ||
در روایتی که از [[امام صادق]] {{ع}} در تفسیر {{متن قرآن|فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ}}<ref>«و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه ۵۵.</ref> نقل شده، به استناد این معلوم [[عقلی]] که راه یافتن اسف ([[غصب]]) بر [[خدای متعال]] ممتنع است، اسناد «اسفوا» به «نا» اسناد مجازی و مجاز عقلی تلقی و {{متن قرآن|آسَفُونَا}} به اینکه «[[اولیای خدا]] را به [[خشم]] درآوردند» معنا گردیده است<ref>ر. ک: صدوق، التوحید، ص۱۶۸ (باب ۲۶ باب معنی رضاه عزّ و جلّ و سخطه، ح۲).</ref>. | در روایتی که از [[امام صادق]] {{ع}} در تفسیر {{متن قرآن|فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ}}<ref>«و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه ۵۵.</ref> نقل شده، به استناد این معلوم [[عقلی]] که راه یافتن اسف ([[غصب]]) بر [[خدای متعال]] ممتنع است، اسناد «اسفوا» به «نا» اسناد مجازی و مجاز عقلی تلقی و {{متن قرآن|آسَفُونَا}} به اینکه «[[اولیای خدا]] را به [[خشم]] درآوردند» معنا گردیده است<ref>ر. ک: صدوق، التوحید، ص۱۶۸ (باب ۲۶ باب معنی رضاه عزّ و جلّ و سخطه، ح۲).</ref>. | ||
در روایتی که از [[امام رضا]] {{ع}} در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا}}<ref>«و (امر) پروردگارت برسد و فرشتگان صف در صف فرا رسند،» سوره فجر، آیه ۲۲.</ref> نقل شده، به استناد اینکه [[خدای سبحان]] به آمدن و رفتن | در روایتی که از [[امام رضا]] {{ع}} در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا}}<ref>«و (امر) پروردگارت برسد و فرشتگان صف در صف فرا رسند،» سوره فجر، آیه ۲۲.</ref> نقل شده، به استناد اینکه [[خدای سبحان]] به آمدن و رفتن وصف نمیشود و منزّه از انتقال است، «جاء ربّک» به «جاء امر ربّک؛ [[فرمان]] پروردگارت آمد» تفسیر شده است<ref>ر. ک: حویزی، نور الثقلین، ج۵، ص۵۷۴، ح۲۰.</ref>. | ||
از اینگونه [[روایات]] میتوان نکتههایی در مورد روش تفسیر آموخت، که عبارتاند از: | از اینگونه [[روایات]] میتوان نکتههایی در مورد روش تفسیر آموخت، که عبارتاند از: | ||
| خط ۲۲۰: | خط ۲۲۸: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:تفسیر مأثور]] | |||
[[رده: | |||