تفسیر مأثور از معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'لام' به 'لام')
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = تفسیر مأثور
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =
}}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
با نگاهی به کتاب‌های [[علوم قرآنی]]، مانند [[البرهان زرکشی]] و [[الاتقان سیوطی]] و [[کتاب‌های تفسیری]] و [[روایی]] و رجالی [[شیعه]] و [[سنّی]]، پی می‌بریم که در [[عصر حضور]] [[امامان معصوم]] {{عم}} [[مفسران]] زیادی بوده‌اند که با توجه به ویژگی‌های آنان، می‌توان آنان را در چهار دسته قرار داد:
با نگاهی به کتاب‌های [[علوم قرآنی]]، مانند [[البرهان زرکشی]] و [[الاتقان سیوطی]] و [[کتاب‌های تفسیری]] و [[روایی]] و رجالی [[شیعه]] و [[سنّی]]، پی می‌بریم که در عصر حضور [[امامان معصوم]] {{عم}} [[مفسران]] زیادی بوده‌اند که با توجه به ویژگی‌های آنان، می‌توان آنان را در چهار دسته قرار داد:
# [[تفسیر مأثور از معصوم]]؛
# [[تفسیر مأثور از معصوم]]؛
# [[تفسیر صحابه]]؛
# [[تفسیر صحابه]]؛
# [[تفسیر تابعین]]؛
# [[تفسیر تابعین]]؛
# [[تفسیر عصر پس از تابعین]].<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۵.</ref>
# [[تفسیر عصر پس از تابعین]]<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۵.</ref>.
 
== تفسیر برگرفته از سخنان امامان معصوم ==
== تفسیر برگرفته از سخنان امامان معصوم ==
به [[اعتقاد شیعه]] که برگرفته از [[نصوص]] [[متواتر]] و مستند به [[دلایل]] [[قطعی]] است، دوازده امام معصوم از جانب [[خدای متعال]] برای [[جانشینی رسول خدا]] {{صل}} [[برگزیده]] شده‌اند تا [[کارها]] و شئونات آن [[حضرت]] را جز دریافت و [[تبلیغ وحی]] که با [[رحلت]] آن حضرت خاتمه یافت، عهده‌دار شوند و همان‌گونه که در بحث [[تفسیر]] در [[عصر رسالت]] بیان شد، یکی از کارها و شئونات [[رسول خدا]] {{صل}} [[تعلیم]] و تبیین [[معانی قرآن]] [[کریم]] بوده است. و آن [[دوازده امام]] نیز پس از آن حضرت یکی پس از دیگری آن کار را عهده‌دار بوده و به مقداری که زمینه و شرایط‍ فراهم بوده است، به [[تفسیر قرآن]] و تبیین معانی آن می‌پرداختند <ref>برای توضیح بیشتر این مطلب ر. ک: بابایی، مکاتب تفسیری، ج۱، ص۷۵-۷۸.</ref>؛ و ازاین‌رو، می‌توان آنان را نیز از [[مفسران]] [[قرآن کریم]] به شمار آورد؛ البته آنان در تفسیر نیز مانند سایر امور با دیگران قابل [[قیاس]] نمی‌باشند و از جهات مختلفی بر سایر مفسران امتیازی فوق‌العاده دارند. آنان به همۀ معانی [[ظاهر و باطن قرآن]] [[آگاه]] بوده و بر تفسیر تمام [[آیات]] در جمیع مراتب [[توانایی]] داشته‌اند و مفسران دیگر تنها به برخی معانی قرآن آگاه بوده‌اند و هیچ‌یک از آنها حتی برترین‌شان توان تفسیر همۀ معانی قرآن را نداشته‌اند<ref>برای آگاهی بیشتر، ر. ک: بابایی، مکاتب تفسیری، ج۱، ص۴۸-۵۴ و ۶۴-۷۵.</ref>. آنان در [[فهم]] معانی قرآن از [[خطا]] مصون بوده‌اند و همان معنایی را برای آیات بیان می‌کرده‌اند که خدای متعال [[اراده]] فرموده است؛ اما مفسران دیگر از خطا مصون نیستند و ممکن است گاهی معنایی را که بیان می‌کنند، غیر معنایی باشد که [[خدا]] از آیات اراده کرده است، و از همه مهم‌تر اینکه آنان همانند رسول خدا {{صل}} مفسران برگزیدۀ خدا هستند و تفسیر آنان مورد [[تأیید]] خدای متعال است، ولی دیگر مفسران چنین نیستند. شواهد و دلایل این مدعا فراوان است و در اینجا به خاطر ضیق مجال به ذکر بخشی از [[روایات]] که [[شاهد]] [[مفسر]] بودن آنان است، با عنوان «شواهد مفسر بودن [[امامان معصوم]] {{عم}}» و به تبیین سه دلیل بر اینکه آنان [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] هستند، با عنوان «[[دلایل]] برگزیدۀ خدا بودن این دسته از مفسران» اکتفا می‌شود.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۵-۵۶.</ref>
به [[اعتقاد شیعه]] که برگرفته از [[نصوص]] [[متواتر]] و مستند به [[دلایل]] [[قطعی]] است، دوازده امام معصوم از جانب [[خدای متعال]] برای [[جانشینی رسول خدا]] {{صل}} [[برگزیده]] شده‌اند تا [[کارها]] و شئونات آن [[حضرت]] را جز دریافت و [[تبلیغ وحی]] که با [[رحلت]] آن حضرت خاتمه یافت، عهده‌دار شوند و همان‌گونه که در بحث [[تفسیر]] در [[عصر رسالت]] بیان شد، یکی از کارها و شئونات [[رسول خدا]] {{صل}} [[تعلیم]] و تبیین [[معانی قرآن]] [[کریم]] بوده است. و آن [[دوازده امام]] نیز پس از آن حضرت یکی پس از دیگری آن کار را عهده‌دار بوده و به مقداری که زمینه و شرایط‍ فراهم بوده است، به [[تفسیر قرآن]] و تبیین معانی آن می‌پرداختند <ref>برای توضیح بیشتر این مطلب ر. ک: بابایی، مکاتب تفسیری، ج۱، ص۷۵-۷۸.</ref>؛ و ازاین‌رو، می‌توان آنان را نیز از [[مفسران]] [[قرآن کریم]] به شمار آورد؛ البته آنان در تفسیر نیز مانند سایر امور با دیگران قابل [[قیاس]] نمی‌باشند و از جهات مختلفی بر سایر مفسران امتیازی فوق‌العاده دارند. آنان به همۀ معانی [[ظاهر و باطن قرآن]] [[آگاه]] بوده و بر تفسیر تمام [[آیات]] در جمیع مراتب [[توانایی]] داشته‌اند و مفسران دیگر تنها به برخی معانی قرآن آگاه بوده‌اند و هیچ‌یک از آنها حتی برترین‌شان توان تفسیر همۀ معانی قرآن را نداشته‌اند<ref>برای آگاهی بیشتر، ر. ک: بابایی، مکاتب تفسیری، ج۱، ص۴۸-۵۴ و ۶۴-۷۵.</ref>. آنان در [[فهم]] معانی قرآن از [[خطا]] مصون بوده‌اند و همان معنایی را برای آیات بیان می‌کرده‌اند که خدای متعال [[اراده]] فرموده است؛ اما مفسران دیگر از خطا مصون نیستند و ممکن است گاهی معنایی را که بیان می‌کنند، غیر معنایی باشد که [[خدا]] از آیات اراده کرده است، و از همه مهم‌تر اینکه آنان همانند رسول خدا {{صل}} مفسران برگزیدۀ خدا هستند و تفسیر آنان مورد [[تأیید]] خدای متعال است، ولی دیگر مفسران چنین نیستند. شواهد و دلایل این مدعا فراوان است و در اینجا به خاطر ضیق مجال به ذکر بخشی از [[روایات]] که [[شاهد]] [[مفسر]] بودن آنان است، با عنوان «شواهد مفسر بودن [[امامان معصوم]] {{عم}}» و به تبیین سه دلیل بر اینکه آنان [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] هستند، با عنوان «[[دلایل]] برگزیدۀ خدا بودن این دسته از مفسران» اکتفا می‌شود.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۵-۵۶.</ref>
خط ۲۸: خط ۳۶:


و نیز روایت شده است: {{متن حدیث|إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَمْ يَزَلِ اللَّهُ يَبْعَثُ مِنَّا مِنْ يَعْلَمُ كِتَابَهُ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ...}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲، ص۱۷۸، ح۲۳؛ صفار، بصائر الدرجات الکبری، ص۵۲۷.</ref>؛ به‌راستی ما خانواده‌ای هستیم که پیوسته [[خدا]] از ما برمی‌انگیزد کسی را که کتاب او را از اول تا آخرش می‌داند.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۶-۵۸.</ref>
و نیز روایت شده است: {{متن حدیث|إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَمْ يَزَلِ اللَّهُ يَبْعَثُ مِنَّا مِنْ يَعْلَمُ كِتَابَهُ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ...}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۲، ص۱۷۸، ح۲۳؛ صفار، بصائر الدرجات الکبری، ص۵۲۷.</ref>؛ به‌راستی ما خانواده‌ای هستیم که پیوسته [[خدا]] از ما برمی‌انگیزد کسی را که کتاب او را از اول تا آخرش می‌داند.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۶-۵۸.</ref>
=== تفسیرهای [[مأثور]] از [[امامان معصوم]] {{عم}} ===
=== تفسیرهای مأثور از [[امامان معصوم]] {{عم}} ===
با تتبع در [[کتاب‌های تفسیری]] و [[روایی]]، به تفسیرهای فراوانی که از امامان معصوم {{عم}} نقل شده است، [[دست]] می‌یابیم. گرچه از برخی [[امامان]] به حسب اقتضای [[زمان]] تفسیرهای بیشتری نقل شده و از برخی کمتر، ولی با توجه به اینکه از همۀ [[دوازده امام]] کم‌وبیش تفسیرهایی نقل شده است، می‌توان تفسیرهای مأثور (نقل‌ شده) از آنان را نیز یکی دیگر از شواهد [[مفسر]] بودن آنان دانست. اینک نمونه‌ای از تفسیرهای مأثور هریک از امامان معصوم را به‌عنوان شاهدی بر مفسر بودن آن [[امام]] یادآور می‌شویم:<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۸-۸۴.</ref>
با تتبع در [[کتاب‌های تفسیری]] و [[روایی]]، به تفسیرهای فراوانی که از امامان معصوم {{عم}} نقل شده است، دست می‌یابیم. گرچه از برخی [[امامان]] به حسب اقتضای [[زمان]] تفسیرهای بیشتری نقل شده و از برخی کمتر، ولی با توجه به اینکه از همۀ [[دوازده امام]] کم‌وبیش تفسیرهایی نقل شده است، می‌توان تفسیرهای مأثور (نقل‌ شده) از آنان را نیز یکی دیگر از شواهد [[مفسر]] بودن آنان دانست. اینک نمونه‌ای از تفسیرهای مأثور هریک از امامان معصوم را به‌عنوان شاهدی بر مفسر بودن آن [[امام]] یادآور می‌شویم:<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۵۸-۸۴.</ref>


==== [[تفسیر مأثور از امام علی]] ====
==== [[تفسیر مأثور از امام علی]] ====
خط ۶۱: خط ۶۹:
[[ابو جعفر اسکافی]] - از [[دانشمندان]] [[معتزله]]، نیز مضمون [[روایت]] کلینی را با اندکی تفاوت لفظی در ضمن پاسخ‌های [[حضرت علی]] {{ع}} به پرسش‌های ابن الکوّا آورده است<ref>ر. ک: اسکافی، المعیار و الموازنة، ص۳۰۰.</ref>.
[[ابو جعفر اسکافی]] - از [[دانشمندان]] [[معتزله]]، نیز مضمون [[روایت]] کلینی را با اندکی تفاوت لفظی در ضمن پاسخ‌های [[حضرت علی]] {{ع}} به پرسش‌های ابن الکوّا آورده است<ref>ر. ک: اسکافی، المعیار و الموازنة، ص۳۰۰.</ref>.


[[حاکم حسکانی]] - از دانشمندان [[اهل تسنن]] -، نیز با سند متصل از حضرت علی {{ع}} روایت کرده است: {{متن حدیث|مَا فِي الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ قَدْ قَرَأْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} وَ عَلَّمَنِي مَعْنَاهَا}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۳، ح۳۳.</ref>؛ «هیچ آیه‌ای در [[قرآن]] نیست مگر اینکه آن را بر [[رسول خدا]] {{صل}} قرائت کردم و معنای آن را به من آموخت».
[[حاکم حسکانی]] - از دانشمندان [[اهل تسنن]] - نیز با سند متصل از حضرت علی {{ع}} روایت کرده است: {{متن حدیث|مَا فِي الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ قَدْ قَرَأْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} وَ عَلَّمَنِي مَعْنَاهَا}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۳، ح۳۳.</ref>؛ «هیچ آیه‌ای در [[قرآن]] نیست مگر اینکه آن را بر [[رسول خدا]] {{صل}} قرائت کردم و معنای آن را به من آموخت».


همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن [[حضرت]] [[روایت]] کرده است: {{متن حدیث|مَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا- أَوْ أَمْلَاهَا- عَلَيَّ فَأَكْتُبُهَا بِخَطِّي- وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا- وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا- وَ دَعَا اللَّهَ لِي أَنْ يُعَلِّمَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا، فَلَمْ أَنْسَ مِنْهُ حَرْفاً وَاحِداً}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۸، ح۴۱.</ref>؛ «هیچ آیه‌ای بر رسول خدا {{صل}} نازل نشد، مگر اینکه قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من [[املا]] کرد و من آن را با خط‍ خود نوشتم و [[تأویل]] و [[تفسیر]] آن را به من یاد داد و آن را بر من املا کرد و من آن را با خط‍ خود نوشتم و تأویل و تفسیر و [[ناسخ و منسوخ]] و [[محکم و متشابه]] آن را به من [[تعلیم]] داد و از [[خدا]] خواست [[فهم]] و حفظ‍ آن را به من بیاموزد و در اثر آن حتی یک حرف آن را هم فراموش نکردم».
همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن [[حضرت]] [[روایت]] کرده است: {{متن حدیث|مَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا- أَوْ أَمْلَاهَا- عَلَيَّ فَأَكْتُبُهَا بِخَطِّي- وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا- وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا- وَ دَعَا اللَّهَ لِي أَنْ يُعَلِّمَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا، فَلَمْ أَنْسَ مِنْهُ حَرْفاً وَاحِداً}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۸، ح۴۱.</ref>؛ «هیچ آیه‌ای بر رسول خدا {{صل}} نازل نشد، مگر اینکه قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من [[املا]] کرد و من آن را با خط‍ خود نوشتم و [[تأویل]] و [[تفسیر]] آن را به من یاد داد و آن را بر من املا کرد و من آن را با خط‍ خود نوشتم و تأویل و تفسیر و [[ناسخ و منسوخ]] و [[محکم و متشابه]] آن را به من [[تعلیم]] داد و از [[خدا]] خواست [[فهم]] و حفظ‍ آن را به من بیاموزد و در اثر آن حتی یک حرف آن را هم فراموش نکردم».
خط ۲۲۰: خط ۲۲۸:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


{{تفسیر}}
[[رده:تفسیر مأثور]]
 
[[رده:مفسران مأثور از معصوم]]
[[رده:تفسیر]]
۱۳۴٬۰۰۶

ویرایش