آموزه‌های قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


==مقدمه==
==مقدمه==
[[معارف]] و [[آموزه‌های قرآن کریم]] را می‌توان از زوایای مختلفی دسته‌بندی کرد. در یک نگاه، [[معارف قرآن]] و [[سنت]] به سه حوزه [[مسائل اعتقادی]]، [[احکام]] و [[اخلاقیات]] قسمت‌پذیر است؛ لکن با [[عنایت]] به [[آیات قرآن]] و سخنان [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، قسمت‌بندی دیگری را می‌توان عرضه کرد. ملاک این دسته‌بندی، سنخ محتوای شناخت‌های [[قرآنی]] است. هر دسته از آموزه‌های قرآن، حوزه شمول، [[شیوه]] [[فهم]] و [[تفسیر]] ویژه خود را دارا است. بر این اساس، آموزه‌های قرآن - از نظر محتوا - به سه دسته قسمت‌پذیر است:
معارف و [[آموزه‌های قرآن کریم]] را می‌توان از زوایای مختلفی دسته‌بندی کرد. در یک نگاه، [[معارف قرآن]] و [[سنت]] به سه حوزه [[مسائل اعتقادی]]، [[احکام]] و [[اخلاقیات]] قسمت‌پذیر است؛ لکن با عنایت به [[آیات قرآن]] و سخنان [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، قسمت‌بندی دیگری را می‌توان عرضه کرد. ملاک این دسته‌بندی، سنخ محتوای شناخت‌های [[قرآنی]] است. هر دسته از آموزه‌های قرآن، حوزه شمول، شیوه فهم و [[تفسیر]] ویژه خود را دارا است. بر این اساس، آموزه‌های قرآن - از نظر محتوا - به سه دسته قسمت‌پذیر است:


==آموزه‌های ارشادی==
==آموزه‌های ارشادی==
آموزه ارشادی، گزاره یا حکمی است که [[عقل آدمی]] - مستقل از [[وحی]] - آن را [[درک]] و [[اثبات]] می‌کند. سخنان وحی و [[شرع]] در این موارد، [[ارشاد]] و [[تأیید]] [[حکم عقل]] است. بسیاری از معارف و احکام قرآن، ارشاد به حکم عقل است. احکامی مانند [[وجوب]] [[ایمان به خدا]] پس از یادآوری [[معرفت]] [[فطری]]، [[وجوب توبه]]، [[لزوم]] [[وفا به عهد]]، [[نیکی به پدر و مادر]] و [[حرمت]] [[شرب خمر]] - که حوزه مستقلات [[عقلی]] را شکل می‌دهند - با [[عقل]] [[کشف]] می‌شود؛ چنان‌که بن‌مایه [[اخلاق]] را مستقلات عقلی پی می‌ریزد.
آموزه ارشادی، گزاره یا حکمی است که [[عقل آدمی]] - مستقل از [[وحی]] - آن را [[درک]] و [[اثبات]] می‌کند. سخنان وحی و [[شرع]] در این موارد، [[ارشاد]] و [[تأیید]] [[حکم عقل]] است. بسیاری از معارف و احکام قرآن، ارشاد به حکم عقل است. احکامی مانند [[وجوب]] [[ایمان به خدا]] پس از یادآوری [[معرفت]] [[فطری]]، [[وجوب توبه]]، [[لزوم]] [[وفا به عهد]]، [[نیکی به پدر و مادر]] و [[حرمت]] [[شرب خمر]] - که حوزه مستقلات [[عقلی]] را شکل می‌دهند - با [[عقل]] [[کشف]] می‌شود؛ چنان‌که بن‌مایه [[اخلاق]] را مستقلات عقلی پی می‌ریزد.
مقایسه احکام و [[آموزه‌های قرآنی]] با [[احکام عقلی]] که در بیان [[امام علی]]{{ع}} مطرح شده [[گواه]] ملازمه و [[هماهنگی]] [[معارف قرآنی]] با دریافت‌های عقلی است؛ مثلاً در قرآن از [[امر به معروف و نهی از منکر]] سخن به میان آمده است؛ امام علی{{ع}} نیز می‌فرماید: {{متن حدیث|الْعَقْلُ مُنَزَّهٌ عَنِ الْمُنْكَرِ آمِرٌ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>غررالحکم، ج۱، ص۳۲۸، ح۱۲۵۰.</ref> «[[خرد]] از [[بدی]] [[پاک]] می‌کند و به خوبی [[فرمان]] می‌دهد». در جای دیگری، [[امام]] [[میانه‌روی]]، ترک [[اسراف]]، وفا به عهد و [[بردباری]] به هنگام [[خشم]] را جزو احکام خرد دانسته‌اند<ref>غررالحکم، ج۲، ص۱۴۵، ح۲۱۳۰.</ref>. در [[قرآن کریم]] نیز از این احکام سخن گفته شده است. امام علی{{ع}} در وصف [[عقل]]، همان تعابیر را به کار می‌برند که در توصیف [[قرآن]] یاد کرده‌اند؛ مثلاً درباره قرآن، وصف [[هدایت‌گری]] را به کار برده، و در مورد عقل می‌فرمایند: {{متن حدیث|الْعَقْلُ يَهْدِي وَ يُنْجِي‌}}<ref>غررالحکم، ج۲، ص۱۵۲، ح۲۱۵۱.</ref>؛ «عقل [[هدایت]] می‌کند و [[نجات]] می‌بخشد». درباره قرآن می‌فرماید: {{متن حدیث|هُوَ النَّاصِحُ الَّذِي لَا يَغُشُّ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵.</ref>؛ «[[خیرخواهی]] است که [[خیانت]] نمی‌کند». در مورد عقل می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا يَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ انْتَصَحَهُ‌}}<ref>غررالحکم، ج۶، ص۳۸۹، ح۱۰۶۹۸.</ref>؛ «[[خرد]] به پندخواهانش خیانت نمی‌کند».
مقایسه احکام و [[آموزه‌های قرآنی]] با [[احکام عقلی]] که در بیان [[امام علی]]{{ع}} مطرح شده [[گواه]] ملازمه و [[هماهنگی]] [[معارف قرآنی]] با دریافت‌های عقلی است؛ مثلاً در قرآن از [[امر به معروف و نهی از منکر]] سخن به میان آمده است؛ امام علی{{ع}} نیز می‌فرماید: {{متن حدیث|الْعَقْلُ مُنَزَّهٌ عَنِ الْمُنْكَرِ آمِرٌ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>غررالحکم، ج۱، ص۳۲۸، ح۱۲۵۰.</ref> «[[خرد]] از [[بدی]] [[پاک]] می‌کند و به خوبی [[فرمان]] می‌دهد». در جای دیگری، [[امام]] [[میانه‌روی]]، ترک [[اسراف]]، وفا به عهد و [[بردباری]] به هنگام [[خشم]] را جزو احکام خرد دانسته‌اند<ref>غررالحکم، ج۲، ص۱۴۵، ح۲۱۳۰.</ref>. در [[قرآن کریم]] نیز از این احکام سخن گفته شده است. امام علی{{ع}} در وصف [[عقل]]، همان تعابیر را به کار می‌برند که در توصیف [[قرآن]] یاد کرده‌اند؛ مثلاً درباره قرآن، وصف [[هدایت‌گری]] را به کار برده، و در مورد عقل می‌فرمایند: {{متن حدیث|الْعَقْلُ يَهْدِي وَ يُنْجِي‌}}<ref>غررالحکم، ج۲، ص۱۵۲، ح۲۱۵۱.</ref>؛ «عقل [[هدایت]] می‌کند و [[نجات]] می‌بخشد». درباره قرآن می‌فرماید: {{متن حدیث|هُوَ النَّاصِحُ الَّذِي لَا يَغُشُّ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵.</ref>؛ «[[خیرخواهی]] است که [[خیانت]] نمی‌کند». در مورد عقل می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا يَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ انْتَصَحَهُ‌}}<ref>غررالحکم، ج۶، ص۳۸۹، ح۱۰۶۹۸.</ref>؛ «[[خرد]] به پندخواهانش خیانت نمی‌کند».
[[همسانی]] توصیف‌های عقل و قرآن و [[هماهنگی]] [[احکام]] این دو، نشان‌دهنده هماهنگی آموزه‌های قرآن با دریافت‌های [[عقلانی]] است.<ref>[[علی نقی خدایاری|خدایاری، علی نقی]]، [[قرآن‌شناسی - خدایاری (مقاله)|مقاله «قرآن‌شناسی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص۱۷۳.</ref>
 
[[همسانی]] توصیف‌های عقل و قرآن و [[هماهنگی]] [[احکام]] این دو، نشان‌دهنده هماهنگی آموزه‌های قرآن با دریافت‌های [[عقلانی]] است<ref>[[علی نقی خدایاری|خدایاری، علی نقی]]، [[قرآن‌شناسی - خدایاری (مقاله)|مقاله «قرآن‌شناسی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۷۳.</ref>.


==آموزه‌های تذکری==
==آموزه‌های تذکری==
«ذکر» مقابل [[نسیان]] و [[غفلت]]، و «[[تذکر]]»، بازیافتِ امرِ منسی و مغفول و [[علم]] بدان پس از غفلت و [[فراموشی]] است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۳۵۸؛ فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص۲۰۹.</ref>. از دیدگاه [[منابع اسلامی]]<ref>ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳، ص۲۷۶ و ج۵، ص۲۲۵؛ و مقاله «فطرت» در همین مجموعه.</ref>، برخی از [[معارف]] مانند [[خداشناسی]] در [[فطرت آدمی]] به [[ودیعت]] نهاده شده است و [[آیات قرآنی]] سبب یادآوری [[معرفت]] [[فطری]] [[خدادادی]] است. [[قرآن کریم]] با تعابیر «ذکر»، «ذکری» و «[[تذکره]]» از [[مذکر]] بودن خود یاد می‌کند: {{متن قرآن|ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ}}<ref>«آن را که بر تو فرا می‌خوانیم از آیات و (قرآن) یادآور حکمت‌آموز است» سوره آل عمران، آیه ۵۸.</ref>. همچنین می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که خداوند رهنمایی‌شان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمی‌خواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۹۰.</ref>. در جای دیگر، [[پیامبر]] را «مذکر» می‌نامد: {{متن قرآن|فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ}}<ref>«پس پند بده که تنها تو پند دهنده‌ای * تو بر آنان چیره نیستی» سوره غاشیه، آیه ۲۱-۲۲.</ref>.
«ذکر» مقابل [[نسیان]] و [[غفلت]]، و «[[تذکر]]»، بازیافتِ امرِ منسی و مغفول و [[علم]] بدان پس از غفلت و [[فراموشی]] است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۳۵۸؛ فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص۲۰۹.</ref>. از دیدگاه [[منابع اسلامی]]<ref>ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳، ص۲۷۶ و ج۵، ص۲۲۵؛ و مقاله «فطرت» در همین مجموعه.</ref>، برخی از [[معارف]] مانند [[خداشناسی]] در [[فطرت آدمی]] به [[ودیعت]] نهاده شده است و [[آیات قرآنی]] سبب یادآوری [[معرفت]] [[فطری]] [[خدادادی]] است. [[قرآن کریم]] با تعابیر «ذکر»، «ذکری» و «[[تذکره]]» از [[مذکر]] بودن خود یاد می‌کند: {{متن قرآن|ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ}}<ref>«آن را که بر تو فرا می‌خوانیم از آیات و (قرآن) یادآور حکمت‌آموز است» سوره آل عمران، آیه ۵۸.</ref>. همچنین می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که خداوند رهنمایی‌شان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمی‌خواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۹۰.</ref>. در جای دیگر، [[پیامبر]] را «مذکر» می‌نامد: {{متن قرآن|فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ}}<ref>«پس پند بده که تنها تو پند دهنده‌ای * تو بر آنان چیره نیستی» سوره غاشیه، آیه ۲۱-۲۲.</ref>.


[[امام علی]]{{ع}} نیز [[بازخواست پیمان فطری]] و یادآوری [[نعمت]] فراموش شده را - که همان [[معرفت الله]] است - از [[اهداف رسالت]] [[پیامبران]] می‌داند:
[[امام علی]]{{ع}} نیز [[بازخواست پیمان فطری]] و یادآوری [[نعمت]] فراموش شده را - که همان [[معرفت الله]] است - از [[اهداف رسالت]] [[پیامبران]] می‌داند: {{متن حدیث|فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ١.</ref>؛ «و [[رسولان]] خود را در میان ایشان گسیل داشت و پیامبران خود را پی در پی فرستاد، تا [[پیمان]] [[فطرت]] خداوندی را از ایشان بازستانند و نعمت فراموش شده را به یادشان آورند».
{{متن حدیث|فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ١.</ref>؛ «و [[رسولان]] خود را در میان ایشان گسیل داشت و پیامبران خود را پی در پی فرستاد، تا [[پیمان]] [[فطرت]] خداوندی را از ایشان بازستانند و نعمت فراموش شده را به یادشان آورند».
 
[[مولای متقیان]]{{ع}} [[هدف از بعثت]] [[پیامبر]] و [[نزول قرآن]] را [[دعوت]] [[انسان‌ها]] به سوی [[خداپرستی]] دانسته، می‌فرماید:
[[مولای متقیان]]{{ع}} [[هدف از بعثت]] [[پیامبر]] و [[نزول قرآن]] را [[دعوت]] [[انسان‌ها]] به سوی [[خداپرستی]] دانسته، می‌فرماید:
پس [[خداوند]]، محمد{{صل}} را برانگیخت تا بندگانش را از [[پرستش]] [[بت‌ها]] به پرستش خود، و از [[طاعت شیطان]] به [[طاعت]] خودش بیرون برد؛ با [[قرآنی]] که آن را روشن و [[استوار]] گردانید، تا [[بندگان]] - که متذکر [[معرفت خدا]] نبودند - او را بشناسند و پس از انکارش، به وجود او اعتراف کنند و پس از آن‌که [[معرفت]] او را فراموش کرده بودند، او را [[نیک]] بشناسند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷.</ref>.
پس [[خداوند]]، محمد{{صل}} را برانگیخت تا بندگانش را از [[پرستش]] [[بت‌ها]] به پرستش خود، و از [[طاعت شیطان]] به [[طاعت]] خودش بیرون برد؛ با [[قرآنی]] که آن را روشن و [[استوار]] گردانید، تا [[بندگان]] - که متذکر [[معرفت خدا]] نبودند - او را بشناسند و پس از انکارش، به وجود او اعتراف کنند و پس از آن‌که [[معرفت]] او را فراموش کرده بودند، او را [[نیک]] بشناسند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷.</ref>.
یکی از [[قرآن‌پژوهان]] معاصر، درباره آموزه‌های ارشادی و تذکری [[قرآن]] می‌نویسد:
 
اساس قرآن بر [[احتجاج]] و [[استدلال]] به امور و حقایقی استوار است که شنونده با [[تذکر]] و [[ارشاد]] متوجه آنها می‌شود... بسیاری از آموزه‌های قرآن، به [[نور]] [[عقل]] و فروغ فطرت [[خدادادی]] مبتنی است که بهترین و استوارترین راه برای رساندن [[انسان]] به [[کمالات]] ممکن‌الوصول است<ref>ملکی میانجی، محمد باقر، مناهج البیان، جزء ۳، ص۶۸-۶۹؛ ر.ک: جزء ۳۰، ص۱۵۳.</ref>.
یکی از [[قرآن‌پژوهان]] معاصر، درباره آموزه‌های ارشادی و تذکری [[قرآن]] می‌نویسد: اساس قرآن بر [[احتجاج]] و [[استدلال]] به امور و حقایقی استوار است که شنونده با [[تذکر]] و [[ارشاد]] متوجه آنها می‌شود... بسیاری از آموزه‌های قرآن، به [[نور]] [[عقل]] و فروغ فطرت [[خدادادی]] مبتنی است که بهترین و استوارترین راه برای رساندن [[انسان]] به [[کمالات]] ممکن‌الوصول است<ref>ملکی میانجی، محمد باقر، مناهج البیان، جزء ۳، ص۶۸-۶۹؛ ر.ک: جزء ۳۰، ص۱۵۳.</ref>.
تذکری بودن آموزه‌ای، به معنای [[نفی]] [[عقلانی]] بودن آن نیست؛ زیرا مؤدای تذکر با مفاد ارشاد، یکی است؛ ازاین‌رو، [[خداشناسی]] هم تذکری است، هم [[عقلی]]. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|ظَهَرَ لِلْعُقُولِ بِمَا أَرَانَا مِنْ عَلَامَاتِ التَّدْبِيرِ الْمُتْقَنِ وَ الْقَضَاءِ الْمُبْرَمِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۱.</ref>؛ «خداوند با نشانه‌های [[تدبیر]] استوار و قضای مبرم که به ما نشان داد، بر [[عقل‌ها]] ظاهر گشته است».<ref>[[علی نقی خدایاری|خدایاری، علی نقی]]، [[قرآن‌شناسی - خدایاری (مقاله)|مقاله «قرآن‌شناسی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص۱۷۴.</ref>
 
تذکری بودن آموزه‌ای، به معنای [[نفی]] [[عقلانی]] بودن آن نیست؛ زیرا مؤدای تذکر با مفاد ارشاد، یکی است؛ ازاین‌رو، [[خداشناسی]] هم تذکری است، هم [[عقلی]]. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|ظَهَرَ لِلْعُقُولِ بِمَا أَرَانَا مِنْ عَلَامَاتِ التَّدْبِيرِ الْمُتْقَنِ وَ الْقَضَاءِ الْمُبْرَمِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۱.</ref>؛ «خداوند با نشانه‌های [[تدبیر]] استوار و قضای مبرم که به ما نشان داد، بر [[عقل‌ها]] ظاهر گشته است»<ref>[[علی نقی خدایاری|خدایاری، علی نقی]]، [[قرآن‌شناسی - خدایاری (مقاله)|مقاله «قرآن‌شناسی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۷۴.</ref>.


==آموزه‌های [[تعلیمی]] (تعبدی)==
==آموزه‌های [[تعلیمی]] (تعبدی)==
مراد از [[معارف]] تعلیمی، آن گروه از [[آموزه‌های قرآنی]] است که [[فهم]] و [[درک]] آنها نیازمند فراگیری از [[معصومان]]{{ع}} است. مفاد این آموزه‌ها - که از موارد ارشادی یا تذکری نیست - تعبداً پذیرفته می‌شود. بسیاری از [[احکام عملی]] [[دین]] مانند [[نماز]]، [[روزه]] و [[حج]] که از مستقلات [[عقلی]] نیست، در زمره معارف تعلیمی قرار دارد. برای [[تفسیر]] و تبیین [[آیات]] [[احکام]] به [[سخنان پیامبر]] و [[اهل‌بیت]]{{ع}} نیازمندیم.
مراد از [[معارف]] تعلیمی، آن گروه از [[آموزه‌های قرآنی]] است که [[فهم]] و [[درک]] آنها نیازمند فراگیری از [[معصومان]]{{ع}} است. مفاد این آموزه‌ها - که از موارد ارشادی یا تذکری نیست - تعبداً پذیرفته می‌شود. بسیاری از [[احکام عملی]] [[دین]] مانند [[نماز]]، [[روزه]] و [[حج]] که از مستقلات [[عقلی]] نیست، در زمره معارف تعلیمی قرار دارد. برای [[تفسیر]] و تبیین [[آیات]] [[احکام]] به [[سخنان پیامبر]] و [[اهل‌بیت]]{{ع}} نیازمندیم.
از سوی دیگر، دریافت تفاصیل و جزئیات پاره‌ای از [[معارف اعتقادی]] به بیانات [[مفسران]] [[حقیقی]] [[قرآن]] نیاز دارد. بر این اساس، مسائلی مانند [[حقیقت]] [[عرش]]، [[کرسی]]، [[لوح محفوظ]]، [[کتاب مبین]] و جزئیات [[عالم آخرت]]، از معارف تعلیمی است. [[امام علی]]{{ع}} همواره به نقش تعلیمی اهل‌بیت{{ع}} در قبال قرآن تأکید کرده‌اند.<ref>[[علی نقی خدایاری|خدایاری، علی نقی]]، [[قرآن‌شناسی - خدایاری (مقاله)|مقاله «قرآن‌شناسی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص۱۷۶.</ref>
 
از سوی دیگر، دریافت تفاصیل و جزئیات پاره‌ای از [[معارف اعتقادی]] به بیانات [[مفسران]] [[حقیقی]] [[قرآن]] نیاز دارد. بر این اساس، مسائلی مانند [[حقیقت]] [[عرش]]، [[کرسی]]، [[لوح محفوظ]]، [[کتاب مبین]] و جزئیات [[عالم آخرت]]، از معارف تعلیمی است. [[امام علی]]{{ع}} همواره به نقش تعلیمی اهل‌بیت{{ع}} در قبال قرآن تأکید کرده‌اند<ref>[[علی نقی خدایاری|خدایاری، علی نقی]]، [[قرآن‌شناسی - خدایاری (مقاله)|مقاله «قرآن‌شناسی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۷۶.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش