بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
تعبیر قرآن در دو مورد {{متن قرآن|جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}}و در یک مورد {{متن قرآن|بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا }} است. جنود جمع "جند" به معنای "گروه و جمع فشرده و سخت" است، که از "جَنَد" به معنای زمین سختِ دارای سنگ گرفته شده و سپاه را به سبب فشرده بودن "جُند" گفتهاند <ref>مفردات، ص ۲۰۷؛ التحقیق، ج ۲، ص ۱۲۰، "جند".</ref>. برخی هم گفتهاند که بر تجمّع و یاری دلالت دارد <ref>مقاییس اللغة، ج ۱، ص ۴۸۵، «جند».</ref>. | تعبیر قرآن در دو مورد {{متن قرآن|جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}}و در یک مورد {{متن قرآن|بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا }} است. جنود جمع "جند" به معنای "گروه و جمع فشرده و سخت" است، که از "جَنَد" به معنای زمین سختِ دارای سنگ گرفته شده و سپاه را به سبب فشرده بودن "جُند" گفتهاند <ref>مفردات، ص ۲۰۷؛ التحقیق، ج ۲، ص ۱۲۰، "جند".</ref>. برخی هم گفتهاند که بر تجمّع و یاری دلالت دارد <ref>مقاییس اللغة، ج ۱، ص ۴۸۵، «جند».</ref>. | ||
[[آیه]] {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا }}<ref> اگر او را یاری ندهید بیگمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمیدیدید پشتیبانی کرد؛ فرود آورد؛ سوره توبه، آیه ۴۰.</ref> به وضع مخاطرهآمیز [[پیامبر]] در [[غار ثور]] که [[دشمن]] در یک قدمی او بود اشاره کرده و [[یاری]] وی را با [[سپاه]] دیده نشدنی یادآور شده است. برخی از [[مفسران]] [[سپاه]] دیده نشدنی را در این [[آیه]] "[[فرشتگان]]" دانستهاند <ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۱۷۷؛ تفسر قرطبی، ج ۸، ص ۹۵.</ref>؛ ولی در [[تعیین]] مصداق [[فرشتگان]] بین آنها [[اختلاف]] است؛ برخی آنها را [[فرشتگان]] [[مأمور]] نگهداری از آن | [[آیه]] {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا }}<ref> اگر او را یاری ندهید بیگمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمیدیدید پشتیبانی کرد؛ فرود آورد؛ سوره توبه، آیه ۴۰.</ref> به وضع مخاطرهآمیز [[پیامبر]] در [[غار ثور]] که [[دشمن]] در یک قدمی او بود اشاره کرده و [[یاری]] وی را با [[سپاه]] دیده نشدنی یادآور شده است. برخی از [[مفسران]] [[سپاه]] دیده نشدنی را در این [[آیه]] "[[فرشتگان]]" دانستهاند <ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۱۷۷؛ تفسر قرطبی، ج ۸، ص ۹۵.</ref>؛ ولی در [[تعیین]] مصداق [[فرشتگان]] بین آنها [[اختلاف]] است؛ برخی آنها را [[فرشتگان]] [[مأمور]] نگهداری از آن حضرت در [[سفر]] [[هجرت]] دانستهاند<ref>روح المعانی، مج ۶، ج ۱۰، ص ۱۴۲.</ref>. برخی دیگر گفتهاند: منظور [[فرشتگان]] [[یاری]] دهنده [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] در جنگهای پس از [[هجرت]] است<ref>نمونه، ج ۷، ص ۴۲۰.</ref> [[طبرسی]] نیز از بعضی [[نقل]] کرده که آنها، [[فرشتگان]]ِ [[مأمور]] به [[دعا]] برای حضرت بودهاند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۴۹.</ref>. | ||
بعضی [[سپاه]] دیده نشدنی را شامل غیر [[فرشتگان]] نیز دانسته، و نیروهایی را که از حسّ [[بشر]] بیرون است به آن افزودهاند<ref>من وحی القرآن، ج ۱۱، ص ۱۱۸.</ref>. | بعضی [[سپاه]] دیده نشدنی را شامل غیر [[فرشتگان]] نیز دانسته، و نیروهایی را که از حسّ [[بشر]] بیرون است به آن افزودهاند<ref>من وحی القرآن، ج ۱۱، ص ۱۱۸.</ref>. | ||
در روایتی آمده است: به [[فرمان خداوند]] درختی در دهانه [[غار]] رویید، به طوری که چهره [[پیامبر خاتم|رسولاکرم]] {{صل}} را پوشانید. عنکبوتی نیز [[مأمور]] شد تا در جلو دَرِ [[غار]] تارهایی بدواند و سرانجام، کبوترانی وحشی بر تخم گذاردن در قسمت جلوی [[غار]] [[مأمور]] شدند<ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۹۲.</ref>. مجموع این عوامل، [[دشمن]] را که در یک قدمی [[دستگیری]] | در روایتی آمده است: به [[فرمان خداوند]] درختی در دهانه [[غار]] رویید، به طوری که چهره [[پیامبر خاتم|رسولاکرم]] {{صل}} را پوشانید. عنکبوتی نیز [[مأمور]] شد تا در جلو دَرِ [[غار]] تارهایی بدواند و سرانجام، کبوترانی وحشی بر تخم گذاردن در قسمت جلوی [[غار]] [[مأمور]] شدند<ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۹۲.</ref>. مجموع این عوامل، [[دشمن]] را که در یک قدمی [[دستگیری]] حضرت بود، از ورود به [[غار]] منصرف کرد، با آنکه مطمئن بودند که تا آنجا آمده و به جای دیگری نرفته است. | ||
در [[جنگ احزاب]] [[دشمنان اسلام]] اعم از [[مشرکان]]، [[یهود]] و سایر نیروها یک ماه [[شهر مدینه]] را محاصره کردند، به طوری که [[مسلمانان]] ناچار به ماندن در [[شهر]] و کندن [[خندق]] در اطراف آن شدند. تعبیر [[قرآن]] از این موقعیّت خطرناک و [[آزمون]] دشوار [[ابتلا]] و [[تزلزل]] شدید است: {{متن قرآن|هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالا شَدِيدًا}}<ref> در آنجا مؤمنان را آزمودند و سخت لرزاندند؛ سوره احزاب، آیه ۱۱.</ref> در چنین حالی که چشمهای [[رزمندگان]] [[مسلمان]] [[خیره]] و جانشان به گلوگاه رسیده و گمانهای خاصی درباره [[خدا]] پیدا کرده بودند، [[پیامبر خاتم|رسولاکرم]] {{صل}} از [[خداوند]] کمک خواست <ref>نورالثقلین، ج ۴، ص ۲۵۴.</ref> در پی آن [[امدادهای غیبی]] به [[یاری]] آنان آمد که از مهمترین آنها لشکرهای نامرئی بود: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}}<ref> و ما بر سر آنان بادی و نیز سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم؛ سوره احزاب، آیه ۹.</ref>. | در [[جنگ احزاب]] [[دشمنان اسلام]] اعم از [[مشرکان]]، [[یهود]] و سایر نیروها یک ماه [[شهر مدینه]] را محاصره کردند، به طوری که [[مسلمانان]] ناچار به ماندن در [[شهر]] و کندن [[خندق]] در اطراف آن شدند. تعبیر [[قرآن]] از این موقعیّت خطرناک و [[آزمون]] دشوار [[ابتلا]] و [[تزلزل]] شدید است: {{متن قرآن|هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالا شَدِيدًا}}<ref> در آنجا مؤمنان را آزمودند و سخت لرزاندند؛ سوره احزاب، آیه ۱۱.</ref> در چنین حالی که چشمهای [[رزمندگان]] [[مسلمان]] [[خیره]] و جانشان به گلوگاه رسیده و گمانهای خاصی درباره [[خدا]] پیدا کرده بودند، [[پیامبر خاتم|رسولاکرم]] {{صل}} از [[خداوند]] کمک خواست <ref>نورالثقلین، ج ۴، ص ۲۵۴.</ref> در پی آن [[امدادهای غیبی]] به [[یاری]] آنان آمد که از مهمترین آنها لشکرهای نامرئی بود: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}}<ref> و ما بر سر آنان بادی و نیز سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم؛ سوره احزاب، آیه ۹.</ref>. | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
روشنترین و مهمترین مصداق کمکهای ویژه [[الهی]] آمدن [[فرشتگان]] امدادگر به [[یاری پیامبر]] و [[مسلمانان]] در [[جنگهای صدر اسلام]] است. گرچه [[خدا]] در جنگهای فراوانی [[مسلمانان]] را [[یاری]] کرد: {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ }}<ref> بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز جنگ شما را یاری کرده است؛ سوره توبه، آیه ۲۵.</ref>؛ ولی در آیاتی به حضور [[فرشتگان]] امدادگر تصریح کرده است و اگر در مورد عبارت {{متن قرآن|جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}} جای [[تفسیر]] آن به همه نیروهای پنهان هستی باشد؛ لکن مراد از {{متن قرآن|الْمَلائِكَةِ}} بیتردید فقط [[فرشتگان]] است. به گفته بیشتر [[مفسران]]، [[یاری]] [[فرشتگان]] که در [[آیات]] آمده، مربوط به [[بدر]] و [[اُحُد]] است؛ لکن اگر [[آیات]] مربوط به لشکرهای نامرئی را هم به آنها بیفزاییم، نبردهای [[احزاب]]، [[حنین]] و [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنیقریظه]] را نیز در برمیگیرد. | روشنترین و مهمترین مصداق کمکهای ویژه [[الهی]] آمدن [[فرشتگان]] امدادگر به [[یاری پیامبر]] و [[مسلمانان]] در [[جنگهای صدر اسلام]] است. گرچه [[خدا]] در جنگهای فراوانی [[مسلمانان]] را [[یاری]] کرد: {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ }}<ref> بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز جنگ شما را یاری کرده است؛ سوره توبه، آیه ۲۵.</ref>؛ ولی در آیاتی به حضور [[فرشتگان]] امدادگر تصریح کرده است و اگر در مورد عبارت {{متن قرآن|جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}} جای [[تفسیر]] آن به همه نیروهای پنهان هستی باشد؛ لکن مراد از {{متن قرآن|الْمَلائِكَةِ}} بیتردید فقط [[فرشتگان]] است. به گفته بیشتر [[مفسران]]، [[یاری]] [[فرشتگان]] که در [[آیات]] آمده، مربوط به [[بدر]] و [[اُحُد]] است؛ لکن اگر [[آیات]] مربوط به لشکرهای نامرئی را هم به آنها بیفزاییم، نبردهای [[احزاب]]، [[حنین]] و [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنیقریظه]] را نیز در برمیگیرد. | ||
[[آیات]] ۱۲۳ ـ ۱۲۵ آلعمران به [[نصرت]] [[سپاهیان اسلام]] در [[نبرد]] [[بدر]] به وسیله [[فرشتگان]] تصریح کرده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشکرُونَ إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاثَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ}}<ref>و بیگمان خداوند در بدر شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید یاد کن آنگاه را که به مؤمنان میگفتی: آیا بسندهتان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟ چرا؛ بیگمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۳- ۱۲۵.</ref> این [[آیات]] پس از شکستِ [[مسلمانان]] در [[اُحُد]] نازل شد. آنجا که [[دشمن]] [[مشرک]] خواست با تهاجمی دوباره اساس [[حکومت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} در [[مدینه]] را ویران کند <ref>نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. در آن لحظات سخت با [[نزول آیات]] فوق و ابتکار بینظیر [[رسول اکرم]] {{صل}}«[[فرمان]] عمومی به آماده شدن همه نیروها حتی مجروحان برای [[پیکار]] با [[دشمن]] و حرکت از [[مدینه]]» <ref>فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۷۷؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص ۳۱۸؛ نبردهای محمد۹، ص ۱۳۴.</ref> [[مسلمانان]] [[روحیه]] و نیرویی تازه گرفته و مجدّداً آماده [[پیکار]] با [[مشرکان]] شدند. | [[آیات]] ۱۲۳ ـ ۱۲۵ آلعمران به [[نصرت]] [[سپاهیان اسلام]] در [[نبرد]] [[بدر]] به وسیله [[فرشتگان]] تصریح کرده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشکرُونَ إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاثَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ}}<ref>و بیگمان خداوند در بدر شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید یاد کن آنگاه را که به مؤمنان میگفتی: آیا بسندهتان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟ چرا؛ بیگمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۳- ۱۲۵.</ref> این [[آیات]] پس از شکستِ [[مسلمانان]] در [[اُحُد]] نازل شد. آنجا که [[دشمن]] [[مشرک]] خواست با تهاجمی دوباره اساس [[حکومت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} در [[مدینه]] را ویران کند <ref>نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. در آن لحظات سخت با [[نزول آیات]] فوق و ابتکار بینظیر [[رسول اکرم]] {{صل}}«[[فرمان]] عمومی به آماده شدن همه نیروها حتی مجروحان برای [[پیکار]] با [[دشمن]] و حرکت از [[مدینه]]» <ref>فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۷۷؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص ۳۱۸؛ نبردهای محمد۹، ص ۱۳۴.</ref> [[مسلمانان]] [[روحیه]] و نیرویی تازه گرفته و مجدّداً آماده [[پیکار]] با [[مشرکان]] شدند. دشمنان نیز با مشاهده این حرکت به [[وحشت]] افتاده و به [[تصور]] اینکه لشکری تازهنفس از [[مدینه]] عازم [[جنگ]] شده وادار به عقبنشینی و بازگشت به [[شهر]] خود شدند<ref> نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. [[آیات]] [[سوره آلعمران]] اصل ماجرا را بیان کرده؛ لکن چگونگی و شرح فرود آمدن [[فرشتگان]] یاریبخش را [[آیات]] ۷ ـ ۱۵ [[سوره انفال]] عهدهدار است. [[آیه]] نهم این [[سوره]] [[استغاثه]] به [[خداوند]] و [[اجابت]] آن را از سوی [[خدا]] به صورت [[امداد]] [[فرشتگان]] در [[جنگ بدر]] یادآور شده است: {{متن قرآن|إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}<ref> یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی میکردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.</ref> این درگیری، اولین درگیری [[مسلمانان]] با [[کافران]] بود و به سبب عواملی مانند عدم [[توازن]] نیروها و چند برابر بودن [[دشمن]]، [[اصرار]] آنان بر [[نجات]]، اموالی که در کاروان [[ابوسفیان]] داشتند و کینههای عمیق آنان نسبت به [[پیامبر]] و [[اسلام]]، مرحله [[سختی]] پیش آمده بود، ازاینرو در [[آیه]] بالا لفظ «[[استغاثه]]» بهکار رفته است. این واژه معمولا در جایی بهکار میرود که خطرِ گرفتار شدن در چنگ [[دشمن]] [[احساس]] شود. [[پیامبر]] دست به [[دعا]] برداشت و گفت: خدایا اگر [[مسلمانان]] کشته شوند کسی که در [[زمین]] تو را [[بندگی]] کند نخواهد ماند <ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۹۸.</ref>. | ||
در این هنگام [[خداوند]] دعای آن | در این هنگام [[خداوند]] دعای آن حضرت را [[مستجاب]] کرده و فرمود: شما را به ۱۰۰۰ [[فرشته]] [[یاری]] میکنم؛ فرشتگانی که به وصف "مُرْدِف" از آنها یاد میکند. آنها فرشتگانی بودند که [[فرشتگان]] دیگر را در ردیف خویش سوار کرده بودند <ref>روح المعانی، مج۶، ج۹، ص۲۵۱.</ref>. برای این وصف معانی دیگری نیز در [[تفاسیر]] آمده است: فرشتههایی که پی در پی به [[یاری]] [[مسلمانان]] شتافتند <ref>المیزان، ج۹،ص۲۰ـ۲۱؛ نمونه، ج۷، ص۱۰۳ـ۱۰۴.</ref> یا فرشتگانی که [[فرمانده]] و فرمانبر بودند که [[فرماندهان]] را "مُرْدِف" و [[فرمانبرداران]] را "مُرْدَف" گویند. البته ظاهر لفظ "مردف" همان معنای نخست است که بسیاری از [[مفسران]]<ref> جوامع الجامع، ج ۲، ص ۶؛ المیزان، ج ۹، ص ۲۰؛ راهنما، ج ۶، ص ۴۲۸.</ref> و نیز [[اهل]] لغت آوردهاند <ref>مفردات، ص ۳۴۹، "ردف".</ref> و براساس آن، به این [[پرسش]] نیز پاسخ داده میشود که چرا در [[سوره آلعمران]] شمار [[فرشتگان]] امدادگر ۳۰۰۰ ولی در این [[آیات]] ۱۰۰۰ نفر آمده است، زیرا مردِفین ۱۰۰۰ نفر بودند و ۲۰۰۰ [[فرشته]] دیگر پشت سر آنان قرار داشتند. | ||
برخی معتقدند که این [[فرشتگان]] همراه [[پیامبر]] در [[جنگ]] شرکت داشتهاند <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref>؛ ولی به نظر میرسد که آنان فقط برای تقویت [[روحی]] [[مسلمانان]] و [[تضعیف]] [[مشرکان]] آمده بودند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰؛ پرتوی از قرآن، ج ۳، ص ۳۲۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۸۰.</ref>، زیرا اولا از [[آیات قرآن]] نیز همین نظر استفاده میشود: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ}}<ref> و خداوند آن را جز مژدهای برای شما قرار نداد و آنان را فرستاد تا دلهاتان بدان آرام یابد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۶ و سوره انفال آیه ۱۰.</ref> ثانیاً اگر [[فرشتگان]]، جنگاوران [[دشمن]] را کشته باشند فضیلتی برای [[لشکر]] [[اسلام]] در این باره نمیماند. ثالثاً کتب [[تاریخی]] شمار کشتههای [[بدر]] و کشندگان آنها را [[ثبت]] کرده و هیچ نامی از کشنده ناشناختهای نیامده است. این [[حقیقت]] وقتی آشکارتر میگردد که به [[قدرت]] فرشتهها نیز توجه کنیم و بدانیم که یکی از آنان برای نابود کردن [[دنیا]] [[کفایت]] میکند، چنانکه [[جبرئیل]] {{ع}} با [[پری]] از بالهای خویش شهرهای [[قوم لوط]] را نابود کرد <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[امدادهای غیبی (مقاله)|مقاله «امدادهای غیبی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref> | برخی معتقدند که این [[فرشتگان]] همراه [[پیامبر]] در [[جنگ]] شرکت داشتهاند <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref>؛ ولی به نظر میرسد که آنان فقط برای تقویت [[روحی]] [[مسلمانان]] و [[تضعیف]] [[مشرکان]] آمده بودند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰؛ پرتوی از قرآن، ج ۳، ص ۳۲۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۸۰.</ref>، زیرا اولا از [[آیات قرآن]] نیز همین نظر استفاده میشود: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ}}<ref> و خداوند آن را جز مژدهای برای شما قرار نداد و آنان را فرستاد تا دلهاتان بدان آرام یابد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۶ و سوره انفال آیه ۱۰.</ref> ثانیاً اگر [[فرشتگان]]، جنگاوران [[دشمن]] را کشته باشند فضیلتی برای [[لشکر]] [[اسلام]] در این باره نمیماند. ثالثاً کتب [[تاریخی]] شمار کشتههای [[بدر]] و کشندگان آنها را [[ثبت]] کرده و هیچ نامی از کشنده ناشناختهای نیامده است. این [[حقیقت]] وقتی آشکارتر میگردد که به [[قدرت]] فرشتهها نیز توجه کنیم و بدانیم که یکی از آنان برای نابود کردن [[دنیا]] [[کفایت]] میکند، چنانکه [[جبرئیل]] {{ع}} با [[پری]] از بالهای خویش شهرهای [[قوم لوط]] را نابود کرد <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[امدادهای غیبی (مقاله)|مقاله «امدادهای غیبی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref> | ||
=== آرام کردن دلهای [[مؤمنان]] === | === آرام کردن دلهای [[مؤمنان]] === | ||
واژه "سکینه" در [[آرامش]] [[قلب]] بهکار میرود و بر عدم [[اضطراب]] و تشویشِ [[انسان]] در [[کارها]] و [[ایستادگی]] در برابر حوادث پیچیده و مشکل دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۲، ص ۲۸۹.</ref> سکینه یک حالت فوق العاده [[روحی]] و موهبتی [[الهی]] است، که [[انسان]] در پرتو آن مشکلترین حوادث را هضم، و با وجود [[مشکلات]]، در خود [[احساس]] [[آرامش]] میکند. این [[آرامش]] ممکن است جنبه [[عقیدتی]] داشته و [[تزلزل]] [[اعتقاد]] را برطرف سازد یا جنبه عملی داشته باشد و به [[انسان]] [[شکیبایی]] و [[ثبات]] قدم بخشد<ref> نمونه، ج ۲۲، ص ۲۷.</ref>. [[خداوند]] در لحظات حساس [[جنگ]] {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> یا زمان مخفی شدن [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]] {{صل}} در [[غار]] و احتمال برخورد وی با دشمنانی که به قصد کشتن وی آمده و تا مرز [[دستگیری]] او پیش رفته بودند و بدین جهت نیز همراه یا همراهان وی به شدّت دچار [[هراس]] شده بودند، با ایجاد [[آرامش]] کامل در [[قلب]] آن | واژه "سکینه" در [[آرامش]] [[قلب]] بهکار میرود و بر عدم [[اضطراب]] و تشویشِ [[انسان]] در [[کارها]] و [[ایستادگی]] در برابر حوادث پیچیده و مشکل دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۲، ص ۲۸۹.</ref> سکینه یک حالت فوق العاده [[روحی]] و موهبتی [[الهی]] است، که [[انسان]] در پرتو آن مشکلترین حوادث را هضم، و با وجود [[مشکلات]]، در خود [[احساس]] [[آرامش]] میکند. این [[آرامش]] ممکن است جنبه [[عقیدتی]] داشته و [[تزلزل]] [[اعتقاد]] را برطرف سازد یا جنبه عملی داشته باشد و به [[انسان]] [[شکیبایی]] و [[ثبات]] قدم بخشد<ref> نمونه، ج ۲۲، ص ۲۷.</ref>. [[خداوند]] در لحظات حساس [[جنگ]] {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> یا زمان مخفی شدن [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]] {{صل}} در [[غار]] و احتمال برخورد وی با دشمنانی که به قصد کشتن وی آمده و تا مرز [[دستگیری]] او پیش رفته بودند و بدین جهت نیز همراه یا همراهان وی به شدّت دچار [[هراس]] شده بودند، با ایجاد [[آرامش]] کامل در [[قلب]] آن حضرت، او را [[یاری]] کرد. نه تنها [[پیامبر اسلام]]، بلکه همه [[پیغمبران]] [[خدا]] از این [[موهبت الهی]] برخوردار بودهاند <ref>البرهان، ج ۲، ص ۷۵۶.</ref>. | ||
[[مؤمنان]] نیز، به لحاظ بهرهمندی از گوهر [[ایمان]] در میدانهای پرخطری همچون صحنههای کارزار بدان [[یاری]] میشدند {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}<ref> به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref> یاد کن آنگاه را که کافران به ننگ دل نهادند و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره فتح، آیه ۲۶.</ref> و بالاتر اینکه [[قرآن]] سبب [[پیروزی]] [[اهل]] [[ایمان]] و [[شکست]] [[دشمنان]] را فرستادن [[آرامش]] بر [[قلب]] آنها دانسته است <ref>[[جهاد]] در قرآن، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>، چنانکه در [[بنیاسرائیل]] [[تابوت]] را وسیله سکینه و [[آرامش]] آنها قرار داده و همراه داشتن آن را در [[جنگها]] سبب [[غلبه]] آنان بر دشمنانشان دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ آيَةَ مُلْکه أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ}}<ref> نشانه پادشاهی او این است که تابوت عهد نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان نهفته است؛ سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref><ref>جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص ۸۲۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۱۴۴؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۲۵۸.</ref>. | [[مؤمنان]] نیز، به لحاظ بهرهمندی از گوهر [[ایمان]] در میدانهای پرخطری همچون صحنههای کارزار بدان [[یاری]] میشدند {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}<ref> به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref> یاد کن آنگاه را که کافران به ننگ دل نهادند و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره فتح، آیه ۲۶.</ref> و بالاتر اینکه [[قرآن]] سبب [[پیروزی]] [[اهل]] [[ایمان]] و [[شکست]] [[دشمنان]] را فرستادن [[آرامش]] بر [[قلب]] آنها دانسته است <ref>[[جهاد]] در قرآن، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>، چنانکه در [[بنیاسرائیل]] [[تابوت]] را وسیله سکینه و [[آرامش]] آنها قرار داده و همراه داشتن آن را در [[جنگها]] سبب [[غلبه]] آنان بر دشمنانشان دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ آيَةَ مُلْکه أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ}}<ref> نشانه پادشاهی او این است که تابوت عهد نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان نهفته است؛ سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref><ref>جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص ۸۲۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۱۴۴؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۲۵۸.</ref>. | ||
از مهمترین میدانهای [[کارزار]] که [[مسلمانان]] در آن تا آستانه [[شکست]] پیش رفتند و خطر بزرگی متوجه آنان شد، [[جنگ حنین]] بود که جز اندکی سایر [[مجاهدان]] از گِرد آن | از مهمترین میدانهای [[کارزار]] که [[مسلمانان]] در آن تا آستانه [[شکست]] پیش رفتند و خطر بزرگی متوجه آنان شد، [[جنگ حنین]] بود که جز اندکی سایر [[مجاهدان]] از گِرد آن حضرت پراکنده شدند و از میدان گریختند. در این برهه خطرناک بود که [[خداوند]] با ایجاد [[آرامش]] در [[قلب]] [[پیامبر]] و [[مؤمنان]]، بدانان روحیهای دوباره بخشید و آنان را [[نجات]] داد: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref><ref>نمونه، ج ۷، ص ۳۴۶ ـ ۳۴۷.</ref>.<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[امدادهای غیبی (مقاله)|مقاله «امدادهای غیبی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref> | ||
=== [[خواب]] کوتاه و سبک === | === [[خواب]] کوتاه و سبک === | ||
| خط ۸۸: | خط ۸۸: | ||
=== ایجاد [[هراس]] در دلهای [[دشمنان]] === | === ایجاد [[هراس]] در دلهای [[دشمنان]] === | ||
ایجاد [[هراس]] و [[رعب]] در [[دل]] [[دشمنان]] از کمکهای ویژه خداست که ۴ بار در [[قرآن]] از آن یاد شده است و همه آنها درباره شرایط دشوار [[جنگ]] و [[جهاد]] است. منظور از [[رعب]] این است که بر اثر شدت [[ترس]]، [[انسان]] [[ناامید]] شود و [[احساس]] کند که راه [[رهایی]] از | ایجاد [[هراس]] و [[رعب]] در [[دل]] [[دشمنان]] از کمکهای ویژه خداست که ۴ بار در [[قرآن]] از آن یاد شده است و همه آنها درباره شرایط دشوار [[جنگ]] و [[جهاد]] است. منظور از [[رعب]] این است که بر اثر شدت [[ترس]]، [[انسان]] [[ناامید]] شود و [[احساس]] کند که راه [[رهایی]] از گرفتاری که به آن دچار گشته وجود ندارد <ref>مفردات، ص ۳۵۶، «رعب»؛ قاموس قرآن، ج ۳، ص ۱۰۵.</ref>. برخی نیز [[رعب]] را حالتی دانستهاند که بر اثر آن [[آرامش]] به طور کلّی از [[انسان]] گرفته میشود <ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۸، «رعب».</ref> [[قرآن]] در بیان [[نجات]] معجزهگونه [[مسلمانان]] پس از [[شکست]] آنها در [[احد]] از افکندن [[رعب]] در [[دل]] [[کافران]] خبر داده است: {{متن قرآن|سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ}}<ref> به زودی در دل کافران بیم خواهیم افکند زیرا برای خداوند چیزی را شریک قرار میدهند که (خداوند) حجّتی بر آن فرو نفرستاده است و سرای آنان دوزخ است و سرای ستمکاران، بد (جایگاهی) است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۱.</ref> اگر در آن شرایط دشوار این [[هراس]] بر [[دل]] [[دشمنان]] افکنده نمیشد، آنها به [[مدینه]] [[هجوم]] آورده، [[نظام اسلامی]] را با خطری جدّی روبهرو میکردند؛ لکن در حالی که چنین تصمیمی داشتند، ناگهان [[هراس]] عجیبی در دلهایشان افتاد که باعث شد به صورت لشکری [[شکست]] خورده به [[مکه]] باز گردند <ref>نمونه، ج ۳، ص ۱۲۵.</ref>. به [[عقیده]] برخی مفاد این [[آیه]] وعدهای [[نیکو]] از جانب خداست به اینکه [[مسلمانان]] را با [[لشکر]] [[ترس]] [[یاری]] میکند<ref>المیزان، ج ۴، ص ۴۳.</ref> و [[خدا]] این [[وعده]] را قطعی ساخته، بدان [[جامه]] عمل پوشانید <ref>تفسیر المنار، ج ۴، ص ۱۷۸.</ref>. | ||
در [[جنگ بدر]] نیز [[خداوند]] براساس [[وعده]] خویش [[سپاه]] [[ترس]] را یک باره و ناگهانی بر [[قلب]] [[دشمن]] چیره ساخت <ref>تفسیر المنار،، ج ۹، ص ۶۱۲.</ref>: {{متن قرآن|سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref> من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، با شمشیر بر فراز گردنهاشان بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>، بهگونهای که [[ارتش]] انبوه و نیرومند [[قریش]] [[روحیه]] خویش را باخته و گروهی از آنان از درگیری با [[مسلمانان]] [[وحشت]] داشتند. بیتردید این هراسافکنی در [[دل]] [[دشمن]] از اسباب مهم [[پیروزی]] [[سپاه اسلام]] بود<ref>نمونه، ج ۷، ص ۱۰۷. </ref>. همین امر در [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنیقریظه]] نیز باعث [[تسلیم]] و [[شکست]] آنها شد: {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ }}<ref> و در دلهاشان هراس افکند؛ سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> <ref>البصائر، ج ۳۲، ص ۲۸۴.</ref> در [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنینضیر]] نیز [[خداوند]] چنان ترسی بر قلبهای [[دشمنان]] افکند که [[فرصت]] هرگونه حرکت را از آنان گرفت و خانههای خود را با دست خود ویران میکردند <ref>نمونه، ج ۲۳، ص ۴۸۹ ـ ۴۹۰.</ref>: {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ}}<ref> و در دلهایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانههای خویش را ویران میکردند؛ پس ای دیدهوران پند بگیرید!؛ سوره حشر، آیه ۲.</ref> آنان از [[رسول اکرم]] {{صل}} میخواستند که به دور ساختن آنها از [[وطن]] اکتفا کند و آنان را نکشد. بدون [[شک]] این، امدادی [[الهی]] برای [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] [[رزمنده]] بود <ref>الفرقان، ج ۲۷، ص ۲۳۰.</ref>. | در [[جنگ بدر]] نیز [[خداوند]] براساس [[وعده]] خویش [[سپاه]] [[ترس]] را یک باره و ناگهانی بر [[قلب]] [[دشمن]] چیره ساخت <ref>تفسیر المنار،، ج ۹، ص ۶۱۲.</ref>: {{متن قرآن|سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref> من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، با شمشیر بر فراز گردنهاشان بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>، بهگونهای که [[ارتش]] انبوه و نیرومند [[قریش]] [[روحیه]] خویش را باخته و گروهی از آنان از درگیری با [[مسلمانان]] [[وحشت]] داشتند. بیتردید این هراسافکنی در [[دل]] [[دشمن]] از اسباب مهم [[پیروزی]] [[سپاه اسلام]] بود<ref>نمونه، ج ۷، ص ۱۰۷. </ref>. همین امر در [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنیقریظه]] نیز باعث [[تسلیم]] و [[شکست]] آنها شد: {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ }}<ref> و در دلهاشان هراس افکند؛ سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> <ref>البصائر، ج ۳۲، ص ۲۸۴.</ref> در [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنینضیر]] نیز [[خداوند]] چنان ترسی بر قلبهای [[دشمنان]] افکند که [[فرصت]] هرگونه حرکت را از آنان گرفت و خانههای خود را با دست خود ویران میکردند <ref>نمونه، ج ۲۳، ص ۴۸۹ ـ ۴۹۰.</ref>: {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ}}<ref> و در دلهایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانههای خویش را ویران میکردند؛ پس ای دیدهوران پند بگیرید!؛ سوره حشر، آیه ۲.</ref> آنان از [[رسول اکرم]] {{صل}} میخواستند که به دور ساختن آنها از [[وطن]] اکتفا کند و آنان را نکشد. بدون [[شک]] این، امدادی [[الهی]] برای [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] [[رزمنده]] بود <ref>الفرقان، ج ۲۷، ص ۲۳۰.</ref>. | ||
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
=== کم جلوه دادن [[لشکر]] [[دشمن]] === | === کم جلوه دادن [[لشکر]] [[دشمن]] === | ||
از چیزهایی که در تقویت [[روحی]] جنگجویان در میدان [[جنگ]] اثر به سزایی دارد، [[احساس]] کمشمار بودن نیروی [[دشمن]] است. در اولین [[جهاد]] تهاجمی [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] همین عامل، به [[یاری]] [[مسلمانان]] آمد و آنها که شمارشان فقط ۳۱۳ نفر بود و از ابزار و [[آلات جنگی]] محدودی برخوردار بودند، توانستند با روحیهای بالا بر [[دشمن]] انبوه خویش بتازند و آنان را [[شکست]] دهند. [[آیات]] ۴۳ ـ ۴۴ [[سوره انفال]] به این مهم پرداخته و از این کمک ویژه [[الهی]] خبر میدهد. در آغاز [[خداوند]] در [[عالم رؤیا]] [[دشمنان]] را به [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} کم نشان داد: {{متن قرآن|إِذْ يُرِيکهمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاکهمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ}}<ref> یاد کن آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت اندک نشان داد و اگر آنان را بسیار نشان داده بود سست میشدید و در کار جنگ اختلاف مییافتید ولی خداوند شما را در امان داشت که او به اندیشهها داناست و آنگاه را یاد کن که آنان را چون رویاروی شدید به چشمتان اندک نمود و شما را نیز در چشم آنان، اندک نشان داد تا خداوند کاری انجام یافتنی را به پایان برد و کارها به خداوند باز گردانده میشود؛ سوره انفال، آیه ۴۳ - ۴۴.</ref>بهگونهای که اگر آنها را با همان شمار فراوان برای آن | از چیزهایی که در تقویت [[روحی]] جنگجویان در میدان [[جنگ]] اثر به سزایی دارد، [[احساس]] کمشمار بودن نیروی [[دشمن]] است. در اولین [[جهاد]] تهاجمی [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] همین عامل، به [[یاری]] [[مسلمانان]] آمد و آنها که شمارشان فقط ۳۱۳ نفر بود و از ابزار و [[آلات جنگی]] محدودی برخوردار بودند، توانستند با روحیهای بالا بر [[دشمن]] انبوه خویش بتازند و آنان را [[شکست]] دهند. [[آیات]] ۴۳ ـ ۴۴ [[سوره انفال]] به این مهم پرداخته و از این کمک ویژه [[الهی]] خبر میدهد. در آغاز [[خداوند]] در [[عالم رؤیا]] [[دشمنان]] را به [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} کم نشان داد: {{متن قرآن|إِذْ يُرِيکهمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاکهمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ}}<ref> یاد کن آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت اندک نشان داد و اگر آنان را بسیار نشان داده بود سست میشدید و در کار جنگ اختلاف مییافتید ولی خداوند شما را در امان داشت که او به اندیشهها داناست و آنگاه را یاد کن که آنان را چون رویاروی شدید به چشمتان اندک نمود و شما را نیز در چشم آنان، اندک نشان داد تا خداوند کاری انجام یافتنی را به پایان برد و کارها به خداوند باز گردانده میشود؛ سوره انفال، آیه ۴۳ - ۴۴.</ref>بهگونهای که اگر آنها را با همان شمار فراوان برای آن حضرت جلوهگر میساخت، [[سپاه اسلام]] به [[سستی]] و سپس [[اختلاف]] میگرایید: {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَاکهمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ }} [[پیامبر اسلام]] این [[رؤیا]] را برای [[لشکر]] باز گفت و این کار باعث بالا رفتن [[روحیه]] آنها شد <ref>نمونه، ج ۷، ص ۱۸۹ ـ ۱۹۰.</ref> این [[رؤیا]] نعمتی [[الهی]] بود تا [[هراس]] [[مسلمانان]] را بزداید و آنان را در برابر [[دشمن]] [[شجاع]] گرداند <ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۱۸؛ روح المعانی، مج ۶، ج ۱۰، ص ۱۲.</ref>. | ||
برخی بر این اعتقادند که نه در [[خواب]] بلکه در [[بیداری]] [[دشمن]] را در دیدگاه [[پیامبر]] کم نشان داد؛ ولی [[حق]] آن است که هم در [[خواب]] و هم در [[بیداری]] آنان را کم جلوهگر ساخت <ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۱۸؛ المیزان، ج ۹، ص ۹۳.</ref>، زیرا [[آیه]] بعد به کم جلوه دادن به هنگام درگیری تصریح کرده است: {{متن قرآن|وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً}} و این مسئله سبب تجدید [[روحیه]] [[مسلمانان]] و [[آمادگی]] بیشتر آنها برای [[کارزار]] شد. | برخی بر این اعتقادند که نه در [[خواب]] بلکه در [[بیداری]] [[دشمن]] را در دیدگاه [[پیامبر]] کم نشان داد؛ ولی [[حق]] آن است که هم در [[خواب]] و هم در [[بیداری]] آنان را کم جلوهگر ساخت <ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۱۸؛ المیزان، ج ۹، ص ۹۳.</ref>، زیرا [[آیه]] بعد به کم جلوه دادن به هنگام درگیری تصریح کرده است: {{متن قرآن|وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً}} و این مسئله سبب تجدید [[روحیه]] [[مسلمانان]] و [[آمادگی]] بیشتر آنها برای [[کارزار]] شد. | ||
| خط ۱۱۶: | خط ۱۱۶: | ||
=== بازداشتن از [[گناه]] === | === بازداشتن از [[گناه]] === | ||
[[امداد غیبی]] [[خدا]] گاهی به شکل [[نجات]] [[انسان]] از ورطه [[گناه]]، محقق میشود، آن هم در لحظات حساسی که همه زمینهها و اسباب <ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.</ref> برای گرفتار آمدن در دام [[گناه]] فراهم شده است، چنانکه این [[امداد]] درباره [[حضرت یوسف]] {{ع}} تحقق یافت: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ }}<ref> و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>[[برهان]] [[رب]] در [[آیه]] چندگونه [[تفسیر]] شده است؛ از جمله اینکه مقصود از آن یک نوع کمک خدایی بود که در پاسخ به شایستگیهای آن | [[امداد غیبی]] [[خدا]] گاهی به شکل [[نجات]] [[انسان]] از ورطه [[گناه]]، محقق میشود، آن هم در لحظات حساسی که همه زمینهها و اسباب <ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.</ref> برای گرفتار آمدن در دام [[گناه]] فراهم شده است، چنانکه این [[امداد]] درباره [[حضرت یوسف]] {{ع}} تحقق یافت: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ }}<ref> و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>[[برهان]] [[رب]] در [[آیه]] چندگونه [[تفسیر]] شده است؛ از جمله اینکه مقصود از آن یک نوع کمک خدایی بود که در پاسخ به شایستگیهای آن حضرت بهره وی شد و او را از [[گناه]] [[رهایی]] بخشید <ref>فی ظلال القرآن، ج ۴، ص ۱۹۸۱؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.</ref>. پس از این [[آیه]] باز هم [[خداوند]] [[نجات]] [[یوسف]] {{ع}} را از گناهکاری، به خویش نسبت میدهد: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref> بدین گونه بر آن بودیم تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> عبارت {{متن قرآن|إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref> او از بندگان ناب ما بود؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> بیانگر این است که اینگونه کمکهای ویژه [[الهی]] که در لحظات طوفانی [[گناه]] بهره [[انسانها]] میشود، ویژه [[یوسف]] {{ع}} نیست و هرکس که در زمره [[بندگان]] [[خالص]] [[خدا]] قرار گیرد [[شایسته]] چنین [[لطف]] و موهبتی خواهد بود <ref>نمونه، ج ۹، ص ۳۷۳ ـ ۳۷۸.</ref>.<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[امدادهای غیبی (مقاله)|مقاله «امدادهای غیبی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref> | ||
=== تقویت [[دل]] === | === تقویت [[دل]] === | ||
| خط ۱۵۵: | خط ۱۵۵: | ||
برخی از [[پیامبران]]، به وسیله [[روح القدس]] [[تأیید]] و [[یاری]] شده و کارهایی بزرگ و گاه [[خارق عادت]] از آنها سر میزده است، چنان که عیسیابن [[مریم]] {{ع}} با [[تأیید]] [[روحالقدس]] در گهواره با [[مردم]] سخن گفته است: {{متن قرآن|إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با [[روح القدس]] پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[امدادهای غیبی (مقاله)|مقاله «امدادهای غیبی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref> | برخی از [[پیامبران]]، به وسیله [[روح القدس]] [[تأیید]] و [[یاری]] شده و کارهایی بزرگ و گاه [[خارق عادت]] از آنها سر میزده است، چنان که عیسیابن [[مریم]] {{ع}} با [[تأیید]] [[روحالقدس]] در گهواره با [[مردم]] سخن گفته است: {{متن قرآن|إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با [[روح القدس]] پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[امدادهای غیبی (مقاله)|مقاله «امدادهای غیبی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref> | ||
=== [[رهایی]] بخشیدن از | === [[رهایی]] بخشیدن از گرفتاری و [[عذاب]] === | ||
اینگونه کمکهای ویژه [[الهی]] را در مورد پیامبرانی همچون [[موسی]]، [[ابراهیم]]، [[یونس]] و برخی دیگر از پیامآوران آسمانی {{عم}} به ویژه [[پیامبر خاتم]] {{صل}} مییابیم. در این رابطه [[قرآن]] بیشتر با واژگانی برگرفته از لفظ "[[نجات]]"[[سخن]] گفته است، چنانکه درباره [[رهایی]] [[موسی بن عمران]] {{ع}} از میان امواج سهمگین و خروشان نیل میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِينَ}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با [[روح القدس]] پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی؛ سوره شعراء، آیه ۶۴ - ۶۵.</ref>. | اینگونه کمکهای ویژه [[الهی]] را در مورد پیامبرانی همچون [[موسی]]، [[ابراهیم]]، [[یونس]] و برخی دیگر از پیامآوران آسمانی {{عم}} به ویژه [[پیامبر خاتم]] {{صل}} مییابیم. در این رابطه [[قرآن]] بیشتر با واژگانی برگرفته از لفظ "[[نجات]]"[[سخن]] گفته است، چنانکه درباره [[رهایی]] [[موسی بن عمران]] {{ع}} از میان امواج سهمگین و خروشان نیل میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِينَ}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با [[روح القدس]] پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی؛ سوره شعراء، آیه ۶۴ - ۶۵.</ref>. | ||
| خط ۱۶۹: | خط ۱۶۹: | ||
[[خداوند]] در پارهای ازموارد، برهم زدن نقشههای دقیق و [[حیله]] گرانه [[دشمنان]] راه [[حق]] را به خود نسبت میدهد، و در [[شکست]] دادن آنها دست [[غیبی]] را مؤثر میداند: {{متن قرآن|وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا }}<ref> و هزل نیست آنان نیرنگی میبازند؛ سوره طارق، آیه ۱۴ - ۱۵.</ref>. | [[خداوند]] در پارهای ازموارد، برهم زدن نقشههای دقیق و [[حیله]] گرانه [[دشمنان]] راه [[حق]] را به خود نسبت میدهد، و در [[شکست]] دادن آنها دست [[غیبی]] را مؤثر میداند: {{متن قرآن|وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا }}<ref> و هزل نیست آنان نیرنگی میبازند؛ سوره طارق، آیه ۱۴ - ۱۵.</ref>. | ||
[[کید]] [[دشمنان]] [[پیامبر]] همان نقشههای آنها برای [[مبارزه]] با آن | [[کید]] [[دشمنان]] [[پیامبر]] همان نقشههای آنها برای [[مبارزه]] با آن حضرت و [[آیین]] اوست؛ مانند [[تبلیغات]] بر ضدّ [[قرآن]]، [[محاصره اقتصادی]]، تهمتها و سخنان ناشایست درباره وی و [[قرآن]]، و [[شکنجه]] و [[آزار]] [[مسلمانان]] <ref>نمونه، ج ۲۶، ص ۳۷۵.</ref> [[خداوند]] فرموده است: من هم در برابر حیلهگریهای آنان چارهجویی میکنم. گفته شده که مراد از [[کید]] [[خدا]] در این [[آیه]]، همان لطفهایی است که شامل حال [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} و [[مؤمنان]] کرده، و [[دشمنان]] را غافلگیر و در نتیجه، کوشش آنان را بیثمر کرد و توطئههایشان را درهم [[شکست]] <ref>نمونه، ج ۲۶، ص ۳۷۶.</ref>. | ||
درباره نقشههای نمرودیان برضدّ [[ابراهیم]] {{ع}} نیز فرمود: آنها میخواستند تا با نقشهای خطرناک وی را نابود کنند؛ لکن با [[یاری]] [[خدا]] که نتیجهاش سالم ماندن آن [[پیامبر]] بزرگ در کام امواج [[آتش]] بود، کارهای آنان در جهت خاموش ساختن [[نور]] [[حق]] به زیان خودشان و به نفع [[ابراهیم]] {{ع}} تمام شد <ref>روحالمعانی، مج۱۰، ج۱۷، ص۱۰۴؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۴۴۷.</ref>: {{متن قرآن|وَأَرَادُوا بِهِ كَيدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَخْسَرِينَ}}<ref> و با او نیرنگی ورزیدند ما هم آنان را زیانکارتر گرداندیم؛ سوره انبیاء، آیه ۷۰.</ref> برخی [[مفسّران]] گفتهاند: [[مردم]] ۴۰ روز برای برافروختن [[آتش]] هیزم تهیّه میکردند، به طوری که وقتی آنها را به [[آتش]] کشیدند خود نیز توان نزدیک شدن به آن را نداشتند و ناگزیر [[ابراهیم]] را با منجنیق به سوی آن پرتاپ کردند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۸۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۸۷؛ الکامل، ج ۱، ص ۹۸.</ref>؛ ولی به [[فرمان خدا]] [[آتش]] سرد و [[سلامت]] شد: {{متن قرآن|قُلْنَا يا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}<ref> گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و بیگزند باش؛ سوره انبیاء، آیه ۶۹.</ref>. | درباره نقشههای نمرودیان برضدّ [[ابراهیم]] {{ع}} نیز فرمود: آنها میخواستند تا با نقشهای خطرناک وی را نابود کنند؛ لکن با [[یاری]] [[خدا]] که نتیجهاش سالم ماندن آن [[پیامبر]] بزرگ در کام امواج [[آتش]] بود، کارهای آنان در جهت خاموش ساختن [[نور]] [[حق]] به زیان خودشان و به نفع [[ابراهیم]] {{ع}} تمام شد <ref>روحالمعانی، مج۱۰، ج۱۷، ص۱۰۴؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۴۴۷.</ref>: {{متن قرآن|وَأَرَادُوا بِهِ كَيدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَخْسَرِينَ}}<ref> و با او نیرنگی ورزیدند ما هم آنان را زیانکارتر گرداندیم؛ سوره انبیاء، آیه ۷۰.</ref> برخی [[مفسّران]] گفتهاند: [[مردم]] ۴۰ روز برای برافروختن [[آتش]] هیزم تهیّه میکردند، به طوری که وقتی آنها را به [[آتش]] کشیدند خود نیز توان نزدیک شدن به آن را نداشتند و ناگزیر [[ابراهیم]] را با منجنیق به سوی آن پرتاپ کردند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۸۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۸۷؛ الکامل، ج ۱، ص ۹۸.</ref>؛ ولی به [[فرمان خدا]] [[آتش]] سرد و [[سلامت]] شد: {{متن قرآن|قُلْنَا يا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}<ref> گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و بیگزند باش؛ سوره انبیاء، آیه ۶۹.</ref>. | ||
[[آیه]] ۱۸ [[سوره انفال]] نیز کمکهای ویژه [[غیبی]] به [[مسلمانان]] و [[شکست]] [[دشمنان]] در [[جنگ بدر]] را [[یادآوری]] میکند: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ}}<ref> چنین است؛ و خداوند نیرنگ کافران را بیرنگ میکند؛ سوره انفال، آیه ۱۸.</ref> در دو جای دیگر [[قرآن]] هم آمده است که [[تکذیب]] کنندگان را [[فرصت]] میدهم، زیرا [[تدبیر]] من سخت [[استوار]] است. {{متن قرآن|وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}<ref> و به آنان مهلت میدهم که تدبیر من سنجیده است؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۳.</ref>، {{متن قرآن|وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}<ref> و به آنان مهلت میدهم، که تدبیر من سنجیده است؛ سوره قلم، آیه ۴۵.</ref> [[پیامبری]] که شاید بیش از دیگر [[پیامبران]] با یاریهای ویژه [[الهی]]، جانش [[حفظ]] شد، [[پیامبر خاتم|رسولاکرم]] {{صل}}است. در [[آیه]] ۹ [[سوره یس]] آمده است که در پیش رو و در پشت سر [[کافران]] سدّی قرار دادیم و چشمانشان را پوشاندیم، ازاینرو نمیبینند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ}}<ref> و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهادهایم و دیدگان آنان را فرو پوشاندهایم چنان که چیزی نمیبینند؛ سوره یس، آیه ۹.</ref> جمعی از [[مفسّران]] گفتهاند: [[آیه]] بالا در مورد [[ابوجهل]] یا مردی از [[طایفه]] [[بنیمخزوم]] یا [[قریش]] نازل شده که چندین بار قصد [[جان]] [[پیامبر]] را کردند؛ ولی [[خداوند]] هر بار به صورتی غیر عادی وی را از گزند [[دشمنان]] نگه داشت و در آن لحظه حساسی که آنها مشرف بر کشتن وی میشدند، چشمانشان نمیدید یا [[قدرت]] حرکت از آنان گرفته میشد <ref>روح المعانی، مج ۱۲، ج ۲۲، ص ۳۲۳.</ref>. در روایاتی آمده است که زمانی که گروهی از [[قریش]] [[عزم]] نابودی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} را داشتند، وقتی نزدیک او شدند، [[خداوند]] با ایجاد [[تاریکی]] از پشت سر و نیز پیش روی آنها باعث شد که آن | [[آیه]] ۱۸ [[سوره انفال]] نیز کمکهای ویژه [[غیبی]] به [[مسلمانان]] و [[شکست]] [[دشمنان]] در [[جنگ بدر]] را [[یادآوری]] میکند: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ}}<ref> چنین است؛ و خداوند نیرنگ کافران را بیرنگ میکند؛ سوره انفال، آیه ۱۸.</ref> در دو جای دیگر [[قرآن]] هم آمده است که [[تکذیب]] کنندگان را [[فرصت]] میدهم، زیرا [[تدبیر]] من سخت [[استوار]] است. {{متن قرآن|وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}<ref> و به آنان مهلت میدهم که تدبیر من سنجیده است؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۳.</ref>، {{متن قرآن|وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}<ref> و به آنان مهلت میدهم، که تدبیر من سنجیده است؛ سوره قلم، آیه ۴۵.</ref> [[پیامبری]] که شاید بیش از دیگر [[پیامبران]] با یاریهای ویژه [[الهی]]، جانش [[حفظ]] شد، [[پیامبر خاتم|رسولاکرم]] {{صل}}است. در [[آیه]] ۹ [[سوره یس]] آمده است که در پیش رو و در پشت سر [[کافران]] سدّی قرار دادیم و چشمانشان را پوشاندیم، ازاینرو نمیبینند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ}}<ref> و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهادهایم و دیدگان آنان را فرو پوشاندهایم چنان که چیزی نمیبینند؛ سوره یس، آیه ۹.</ref> جمعی از [[مفسّران]] گفتهاند: [[آیه]] بالا در مورد [[ابوجهل]] یا مردی از [[طایفه]] [[بنیمخزوم]] یا [[قریش]] نازل شده که چندین بار قصد [[جان]] [[پیامبر]] را کردند؛ ولی [[خداوند]] هر بار به صورتی غیر عادی وی را از گزند [[دشمنان]] نگه داشت و در آن لحظه حساسی که آنها مشرف بر کشتن وی میشدند، چشمانشان نمیدید یا [[قدرت]] حرکت از آنان گرفته میشد <ref>روح المعانی، مج ۱۲، ج ۲۲، ص ۳۲۳.</ref>. در روایاتی آمده است که زمانی که گروهی از [[قریش]] [[عزم]] نابودی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} را داشتند، وقتی نزدیک او شدند، [[خداوند]] با ایجاد [[تاریکی]] از پشت سر و نیز پیش روی آنها باعث شد که آن حضرت را نبینند<ref>الدرالمنثور، ج ۷، ص ۴۳ ـ ۴۵.</ref>. | ||
در [[آیه]] ۲۷ [[سوره]] جنّ هم به گماشته شدن مراقبانی برای [[رسولان الهی]] تصریح کرده است: {{متن قرآن|فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا}}<ref> جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد؛ سوره جن، آیه ۲۷.</ref> گروهی از [[مفسّران]] بر این عقیدهاند که مراد از رصد، [[فرشتگان]] [[مأمور]] [[حفظ جان]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} از بدیها و نقشههای [[دشمنان]] است <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۶۳.</ref>؛ ولی برخی دیگر گفتهاند: رصد به افراد گروه نگهبان گفته میشود و مراد از آن در [[آیه]] بالا فرشتههایی است که [[خداوند]] بدانها [[مأموریت]] داده که اصالت [[وحی]] را پس از تحقق آن، از اسبابی که آنرا خدشهدار میکند نگهبانی کنند <ref>نمونه، ج ۲۵، ص ۱۴۱.</ref>. | در [[آیه]] ۲۷ [[سوره]] جنّ هم به گماشته شدن مراقبانی برای [[رسولان الهی]] تصریح کرده است: {{متن قرآن|فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا}}<ref> جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد؛ سوره جن، آیه ۲۷.</ref> گروهی از [[مفسّران]] بر این عقیدهاند که مراد از رصد، [[فرشتگان]] [[مأمور]] [[حفظ جان]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} از بدیها و نقشههای [[دشمنان]] است <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۶۳.</ref>؛ ولی برخی دیگر گفتهاند: رصد به افراد گروه نگهبان گفته میشود و مراد از آن در [[آیه]] بالا فرشتههایی است که [[خداوند]] بدانها [[مأموریت]] داده که اصالت [[وحی]] را پس از تحقق آن، از اسبابی که آنرا خدشهدار میکند نگهبانی کنند <ref>نمونه، ج ۲۵، ص ۱۴۱.</ref>. | ||
| خط ۱۷۹: | خط ۱۷۹: | ||
برخی نوشتهاند: یکی از [[مشرکان]] چون [[پیامبر خاتم|پیغمبراکرم]] {{صل}} را تنها یافت بر وی مسلط شد و با [[شمشیر]] قصد [[جان]] او کرد؛ امّا [[خداوند]] با کمک خویش و به صورتی غیر عادی او را [[حفظ]] کرد<ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۵۶۳؛ مناقب، ج۱، ص۱۰۳؛ نمونه، ج ۴، ص ۳۰۵.</ref> [[آیه]] ۱۱ [[سوره مائده]] به این واقعه مربوط دانسته شده است: {{متن قرآن|یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref> ای مؤمنان از نعمت خداوند بر خود یاد کنید، آنگاه که گروهی بر آن بودند تا بر شما دستدرازی کنند و خداوند دستشان را از شما کوتاه کرد، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند؛ سوره مائده، آیه۱۱.</ref>. | برخی نوشتهاند: یکی از [[مشرکان]] چون [[پیامبر خاتم|پیغمبراکرم]] {{صل}} را تنها یافت بر وی مسلط شد و با [[شمشیر]] قصد [[جان]] او کرد؛ امّا [[خداوند]] با کمک خویش و به صورتی غیر عادی او را [[حفظ]] کرد<ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۵۶۳؛ مناقب، ج۱، ص۱۰۳؛ نمونه، ج ۴، ص ۳۰۵.</ref> [[آیه]] ۱۱ [[سوره مائده]] به این واقعه مربوط دانسته شده است: {{متن قرآن|یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref> ای مؤمنان از نعمت خداوند بر خود یاد کنید، آنگاه که گروهی بر آن بودند تا بر شما دستدرازی کنند و خداوند دستشان را از شما کوتاه کرد، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند؛ سوره مائده، آیه۱۱.</ref>. | ||
در [[شأن نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى }}<ref> به من بگو آن کس که، بندهای را چون به نماز ایستد باز میدارد،؛ سوره علق، آیه ۹ - ۱۰.</ref> نیز آوردهاند که [[ابوجهل]] در حالی که [[پیامبر]] در [[سجده]] بود قصد کشتن وی را داشت؛ لکن در همان لحظاتی که به وی نزدیک شده بود، ناگهان عقب نشست و با دستش گویا چیزی را از خود دور میکرد. و چون سبب را از وی پرسیدند گفت: ناگهان میان خودم و [[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} خندقی از [[آتش]] دیدم و پر و بالهایی | در [[شأن نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى }}<ref> به من بگو آن کس که، بندهای را چون به نماز ایستد باز میدارد،؛ سوره علق، آیه ۹ - ۱۰.</ref> نیز آوردهاند که [[ابوجهل]] در حالی که [[پیامبر]] در [[سجده]] بود قصد کشتن وی را داشت؛ لکن در همان لحظاتی که به وی نزدیک شده بود، ناگهان عقب نشست و با دستش گویا چیزی را از خود دور میکرد. و چون سبب را از وی پرسیدند گفت: ناگهان میان خودم و [[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} خندقی از [[آتش]] دیدم و پر و بالهایی مشاهده کردم. [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} هم در این مورد فرمودند: [[سوگند]] به خدایی که جانم در دست اوست اگر به من نزدیک شده بود، [[فرشتگان]] [[خدا]] بدنش را پارهپاره میکردند <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۷۸۲.</ref>. | ||
=== فرزنددار شدن === | === فرزنددار شدن === | ||