فرو خوردن خشم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== * +==منابع== {{منابع}} * ))
 
(۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فضایل اخلاقی | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[فرو خوردن خشم در معارف و سیره نبوی]] - [[فرو خوردن خشم در معارف دعا و زیارات]] - [[فرو خوردن خشم در جامعه‌شناسی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخل‌های وابسته به این بحث:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فرو خوردن خشم در قرآن]] - [[فرو خوردن خشم در حدیث]] - [[فرو خوردن خشم در اخلاق اسلامی]] - [[فرو خوردن خشم در معارف و سیره نبوی]] - [[فرو خوردن خشم در معارف دعا و زیارات]] - [[فرو خوردن خشم در جامعه‌شناسی اسلامی]]</div>


==مقدمه==
== مقدمه ==
*[[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ}}<ref>«همان کسان که در شادی و رنج می‌بخشند و فروخورندگان خشم و در گذرندگان از مردم‌اند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>.
* [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ}}<ref>«همان کسان که در شادی و رنج می‌بخشند و فروخورندگان خشم و در گذرندگان از مردم‌اند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>.
*[[پیامبر]]{{صل}} می‌فرمایند: "هیچ بنده‌ای جرعه‌ای نیاشامید که اجر آن بیشتر از جرعه غیظی که برای [[خدای تعالی]] فرو برده است، باشد"<ref> مولی مهدی نراقی، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۳۶۳.</ref>.
* [[پیامبر]] {{صل}} می‌فرمایند: "هیچ بنده‌ای جرعه‌ای نیاشامید که اجر آن بیشتر از جرعه غیظی که برای [[خدای تعالی]] فرو برده است، باشد"<ref> مولی مهدی نراقی، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۳۶۳.</ref>.
*[[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرمایند: "هیچ جرعه‌ای محبوب‌تر از جرعه خشمی که طرف را بدان [[کیفر]] ندهم، ننوشیده‌ام"<ref> مولی مهدی نراقی، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۳۶۴.</ref>.
* [[امام سجاد]] {{ع}} می‌فرمایند: "هیچ جرعه‌ای محبوب‌تر از جرعه خشمی که طرف را بدان [[کیفر]] ندهم، ننوشیده‌ام"<ref> مولی مهدی نراقی، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۳۶۴.</ref>.
*جا دارد قبل از پرداختن به اصل "کظم الغیظ" به موضوع [[خشم]] از نظر روانشناسان و علمای [[اخلاق اسلامی]] نیز توجه بنماییم.
* جا دارد قبل از پرداختن به اصل "کظم الغیظ" به موضوع [[خشم]] از نظر روانشناسان و علمای [[اخلاق اسلامی]] نیز توجه بنماییم.
*"[[خشم]] به معنای [[غضب]]، [[غیظ]]، [[قهر]]، [[سخط]]، و مقابل [[خشنودی]] است"<ref> لغت‌نامه دهخدا، ماده خشم.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۵.</ref>
*"[[خشم]] به معنای [[غضب]]، [[غیظ]]، [[قهر]]، [[سخط]]، و مقابل [[خشنودی]] است"<ref> لغت‌نامه دهخدا، ماده خشم.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۵.</ref>
*[[خشم]] یک حالت نفسانی است که موجب حرکت روحی حیوانی (صفات درندگان) از داخل به خاج می‌شود تا بر طرف مقابل غالب شود و از او [[انتقام]] گیرد<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷(دی ٨۴)، ص٩۴.</ref>.
* [[خشم]] یک حالت نفسانی است که موجب حرکت روحی حیوانی (صفات درندگان) از داخل به خاج می‌شود تا بر طرف مقابل غالب شود و از او [[انتقام]] گیرد<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷(دی ٨۴)، ص٩۴.</ref>.
*[[خشم]]، یکی از قوای درونی [[انسان]] است که اگر از [[حد ]] [[اعتدال]] خارج شود، باعث [[شقاوت]] و [[بدبختی]] [[انسان]] برای همیشه می‌گردد، مانند زمانی که این [[آتش]] شعله‌ور، و [[انسان]] مرتکب [[قتل]] بی‌گناهی می‌گردد و این امر برای [[شقاوت]] ابدی [[کافی]] است؛ چنان‌که در جریان [[هابیل و قابیل]] اتفاق افتاد<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷(دی ٨۴)، ص٩۴.</ref>.
* [[خشم]]، یکی از قوای درونی [[انسان]] است که اگر از [[حد]] [[اعتدال]] خارج شود، باعث [[شقاوت]] و [[بدبختی]] [[انسان]] برای همیشه می‌گردد، مانند زمانی که این [[آتش]] شعله‌ور، و [[انسان]] مرتکب [[قتل]] بی‌گناهی می‌گردد و این امر برای [[شقاوت]] ابدی [[کافی]] است؛ چنان‌که در جریان [[هابیل و قابیل]] اتفاق افتاد<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷(دی ٨۴)، ص٩۴.</ref>.
*[[حجاب]] [[خشم]] دیده [[عقل]] را بسته، [[قوه]] [[ادراک]] و تمیز را از وی سلب می‌کند، شخص خشمگین گاهی مرتکب [[اعمال]] و جنایات هولناکی می‌گردد که حتی ممکن است خود را دچار [[خسران]] ابدی ساخته، هنگامی متوجه می‌شود که به عواقب ناشی از آن برخورده و در عمیق‌ترین دره [[بدبختی]] سرنگون شده است.
* [[حجاب]] [[خشم]] دیده [[عقل]] را بسته، [[قوه]] [[ادراک]] و تمیز را از وی سلب می‌کند، شخص خشمگین گاهی مرتکب [[اعمال]] و جنایات هولناکی می‌گردد که حتی ممکن است خود را دچار [[خسران]] ابدی ساخته، هنگامی متوجه می‌شود که به عواقب ناشی از آن برخورده و در عمیق‌ترین دره [[بدبختی]] سرنگون شده است.
*[[خشم]] دارای انواعی است که از آن جمله می‌توان: [[خشم]] پوشیده و نقابدار، ریایی، همراه با [[سوءظن]]، ناگهانی، عمدی، اعتیادی، [[اخلاقی]] و [[خشم]] از خود، را نام برد<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷ (دی ۸۴)، ص۹۷ - ۹۸.</ref>.
* [[خشم]] دارای انواعی است که از آن جمله می‌توان: [[خشم]] پوشیده و نقابدار، ریایی، همراه با [[سوءظن]]، ناگهانی، عمدی، اعتیادی، [[اخلاقی]] و [[خشم]] از خود، را نام برد<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷ (دی ۸۴)، ص۹۷ - ۹۸.</ref>.
*[[خشم]] دارای آثار جسمانی فراوانی است از آن جمله: ترشح هورمون آدرنالین، تسریع تنفس، افزایش ضربان [[قلب]] و فشار [[خون]]، انتقال جریان [[خون]] از پوست، کبد، معده و روده‌ها به سمت [[قلب]] و دستگاه عصبی و عضلات، متوقف شدن دستگاه گوارش، آزاد گشتن ذخایر گلوکز کبد و در نتیجه افزایش انرژی و گرمای [[بدن]]، ترشح کورتیزول و [[سرکوب]] دستگاه ایمنی [[بدن]]، افزایش هورمون تستسترون در مردان، تسریع و تشدید حرکات و گفتار، سخت شدن عضلات، افزایش دقت، تیزی و حساسیت حواس پنجگانه، گشاد شدن چشم‌ها، سرخ شدن چهره و...<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷(دی ٨۴)، ص۹۵.</ref>.
* [[خشم]] دارای آثار جسمانی فراوانی است از آن جمله: ترشح هورمون آدرنالین، تسریع تنفس، افزایش ضربان [[قلب]] و فشار [[خون]]، انتقال جریان [[خون]] از پوست، کبد، معده و روده‌ها به سمت [[قلب]] و دستگاه عصبی و عضلات، متوقف شدن دستگاه گوارش، آزاد گشتن ذخایر گلوکز کبد و در نتیجه افزایش انرژی و گرمای [[بدن]]، ترشح کورتیزول و [[سرکوب]] دستگاه ایمنی [[بدن]]، افزایش هورمون تستسترون در مردان، تسریع و تشدید حرکات و گفتار، سخت شدن عضلات، افزایش دقت، تیزی و حساسیت حواس پنجگانه، گشاد شدن چشم‌ها، سرخ شدن چهره و...<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷(دی ٨۴)، ص۹۵.</ref>.
*هر انسانی به طور طبیعی نسبت به کسی که به او اهانت نموده، احساس [[خشم]] و تنفر می‌کند، ولی [[خشم]] وقتی ادامه یابد [[بحرانی]] می‌شود و تأثیر آن بر فرد خشمگین که به او اهانت شده است نه فرد اهانت کننده برمی‌گردد؛ زیرا [[آسایش]] را از او سلب، زندگی‌اش را تلخ و توازن او را بر هم می‌زند<ref> محمد جواد مغنیه، فلسفه اخلاق در اسلام، ترجمه عبدالحسین صافی، ص۳۷۸.</ref>.
* هر انسانی به طور طبیعی نسبت به کسی که به او اهانت نموده، احساس [[خشم]] و تنفر می‌کند، ولی [[خشم]] وقتی ادامه یابد [[بحرانی]] می‌شود و تأثیر آن بر فرد خشمگین که به او اهانت شده است نه فرد اهانت کننده برمی‌گردد؛ زیرا [[آسایش]] را از او سلب، زندگی‌اش را تلخ و توازن او را بر هم می‌زند<ref> محمد جواد مغنیه، فلسفه اخلاق در اسلام، ترجمه عبدالحسین صافی، ص۳۷۸.</ref>.
*در فرهنگ‌های مختلف دستوراتی برای [[غلبه]] بر [[خشم]] وجود دارد. [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: هرگاه یکی از شما در خود احساس [[غضب]] کرد اگر [[ایستاده]] است بنشیند، اگر نشسته است بخوابد، چنانچه با این کار خشمش فرو ننشت با [[آب]] سرد [[وضو]] بگیرد یا [[غسل]] کند که [[آتش]] را چیزی جز [[آب]] خاموش نمی‌کند<ref> محمد غزالی، احیاء العلوم الدین، به کوشش محمد خوارزمی، ج۳، ص۳۵۹ – ۳۶۰.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۷.</ref>
* در فرهنگ‌های مختلف دستوراتی برای [[غلبه]] بر [[خشم]] وجود دارد. [[پیامبر]] {{صل}} فرمودند: هرگاه یکی از شما در خود احساس [[غضب]] کرد اگر [[ایستاده]] است بنشیند، اگر نشسته است بخوابد، چنانچه با این کار خشمش فرو ننشت با [[آب]] سرد [[وضو]] بگیرد یا [[غسل]] کند که [[آتش]] را چیزی جز [[آب]] خاموش نمی‌کند<ref> محمد غزالی، احیاء العلوم الدین، به کوشش محمد خوارزمی، ج۳، ص۳۵۹ – ۳۶۰.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۷.</ref>
*در چین قدیم، رسم چنین بود که هرگاه شخص دچار [[غضب]] می‌شود فوراً ظرف آبی به دست او می‌دادند و او مجبور بود که آن را قطره قطره سر بکشد و با این عمل تشنجات روحی آن مرد که در حال اشتعال بود فروکش کرده پس از سرکشیدن آخرین جرعه بر اعصاب خود مسلط می‌شد<ref> عبدالمجید رشیدپور، پیشگیری از خشم، مکتب اسلام، ٧ (اسفند ۴٢)‌، ص٣۵ – ۳۶.</ref>.
* در چین قدیم، رسم چنین بود که هرگاه شخص دچار [[غضب]] می‌شود فوراً ظرف آبی به دست او می‌دادند و او مجبور بود که آن را قطره قطره سر بکشد و با این عمل تشنجات روحی آن مرد که در حال اشتعال بود فروکش کرده پس از سرکشیدن آخرین جرعه بر اعصاب خود مسلط می‌شد<ref> عبدالمجید رشیدپور، پیشگیری از خشم، مکتب اسلام، ٧ (اسفند ۴٢)‌، ص٣۵ – ۳۶.</ref>.
*"کظم"<ref> منصور خاکسار، فرهنگ صحیفه سجادیه، ص۳۳۳.</ref> در لغت، به معنای بستن سر مشکی است که از [[آب]] پر شده باشد و به کنایه، در مورد کسانی که از [[خشم]] و [[غضب]] خودداری مینماید به کار می‌رود. "[[غیظ]]" به معنای شدت [[غضب]] و حالت برافروختگی و [[هیجان]] فوق‌العاده روحی است که پس از مشاهده ناملایمات به [[انسان]] دست می‌دهد<ref> ناصر مکارم شیرازی، و همکاری جمعی از نویسندگان. تفسیر نمونه، ج۳، ص۹۷.</ref>.
*"کظم"<ref> منصور خاکسار، فرهنگ صحیفه سجادیه، ص۳۳۳.</ref> در لغت، به معنای بستن سر مشکی است که از [[آب]] پر شده باشد و به کنایه، در مورد کسانی که از [[خشم]] و [[غضب]] خودداری مینماید به کار می‌رود. "[[غیظ]]" به معنای شدت [[غضب]] و حالت برافروختگی و [[هیجان]] فوق‌العاده روحی است که پس از مشاهده ناملایمات به [[انسان]] دست می‌دهد<ref> ناصر مکارم شیرازی، و همکاری جمعی از نویسندگان. تفسیر نمونه، ج۳، ص۹۷.</ref>.
*[[شجاع]] جوانمرد کسی است که [[آتش]] [[غضب]] خود را به [[حلم]] و [[بردباری]] خاموش می‌کند [[حلم]] وی بر [[غضب]] وی غالب می‌گردد و در حال شدت [[غضب]] نیز از جای در نمی‌رود و حرکات [[ناهنجار]] از او بروز نمی‌کند و در آن حال عمل و تمیز را به کار می‌اندازد<ref> احمد ابن محمد ابن مسکویه، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ترجمه حاجیه خانم امین، ص۳۳۴.</ref>.
* [[شجاع]] جوانمرد کسی است که [[آتش]] [[غضب]] خود را به [[حلم]] و [[بردباری]] خاموش می‌کند [[حلم]] وی بر [[غضب]] وی غالب می‌گردد و در حال شدت [[غضب]] نیز از جای در نمی‌رود و حرکات [[ناهنجار]] از او بروز نمی‌کند و در آن حال عمل و تمیز را به کار می‌اندازد<ref> احمد ابن محمد ابن مسکویه، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ترجمه حاجیه خانم امین، ص۳۳۴.</ref>.
*[[حلم]] [[آرامش]] [[نفس]] است به طوری که [[غضب]] به آسانی [[آدمی]] را حرکت ندهد و ناملایمات او را بزودی آشفته و مضطرب نسازد و [[حلم]] ضد [[حقیقی]] [[غضب]] است، زیرا [[مانع]] از پدیدآمدن [[غضب]] یا [[هیجان]] آن است؛ و [[کظم غیظ]] (فرو بردن [[خشم]]) نیز [[غضب]] را ضعیف و دفع می‌کند و از این جهت ضد آن است<ref> مولی مهدی نراقی، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۳۶۰.</ref>.
* [[حلم]] [[آرامش]] [[نفس]] است به طوری که [[غضب]] به آسانی [[آدمی]] را حرکت ندهد و ناملایمات او را بزودی آشفته و مضطرب نسازد و [[حلم]] ضد [[حقیقی]] [[غضب]] است، زیرا [[مانع]] از پدیدآمدن [[غضب]] یا [[هیجان]] آن است؛ و [[کظم غیظ]] (فرو بردن [[خشم]]) نیز [[غضب]] را ضعیف و دفع می‌کند و از این جهت ضد آن است<ref> مولی مهدی نراقی، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۱، ص۳۶۰.</ref>.
*به نظر می‌رسد که [[حلم]] ضد [[حقیقی]] [[غضب]] است<ref> شخصی به خواجه نصیر الدین طوسی نامه‌ای نوشت و او را کلب بن کلب خطاب نمود. خواجه در جوابش نوشت: من سگ نیستم؛ چون سگ با چهار دست و پا راه می‌رود و من با دو پا، سگ چنگال دارد؛ ولی من انگشت. سگ استخوان... این نوع حلم، انسان سنگ‌دل را هم نرم می‌کند. (محمدعلی، جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۱۷۲ - ۱۷۳).</ref>، چرا که این صفت در [[آدمی]] باعث می‌شود که اساساً [[غضب]] و [[خشم]] نکوهیده در [[آدمی]] به وجود نیاید، حال آن‌که [[کظم غیظ]] زمانی به وقوع می‌پیوندد که [[خشم]] و [[غضب]] به وجود آمده ولکن با کظم آن اثرات مخربش دفع می‌گردد<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۸.</ref>
* به نظر می‌رسد که [[حلم]] ضد [[حقیقی]] [[غضب]] است<ref> شخصی به خواجه نصیر الدین طوسی نامه‌ای نوشت و او را کلب بن کلب خطاب نمود. خواجه در جوابش نوشت: من سگ نیستم؛ چون سگ با چهار دست و پا راه می‌رود و من با دو پا، سگ چنگال دارد؛ ولی من انگشت. سگ استخوان... این نوع حلم، انسان سنگ‌دل را هم نرم می‌کند. (محمدعلی، جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۱۷۲ - ۱۷۳).</ref>، چرا که این صفت در [[آدمی]] باعث می‌شود که اساساً [[غضب]] و [[خشم]] نکوهیده در [[آدمی]] به وجود نیاید، حال آن‌که [[کظم غیظ]] زمانی به وقوع می‌پیوندد که [[خشم]] و [[غضب]] به وجود آمده ولکن با کظم آن اثرات مخربش دفع می‌گردد<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۸.</ref>
*ناگفته نماند که [[حلم]] عام است و [[کظم غیظ]] (فرو بردن [[خشم]]) خاص؛ و بین آن‌ها رابطه عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی هر کظم الغیظی [[حلم]] است، ولی هر حلمی کظم‌الغیظ نیست... [[حلم]] دفع [[خشم]] است و [[کظم غیظ]] رفع آن؛ پس [[حلم]] [[افضل]] و اشرف است<ref> محمد علی جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۱۷۱.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۹.</ref>
* ناگفته نماند که [[حلم]] عام است و [[کظم غیظ]] (فرو بردن [[خشم]]) خاص؛ و بین آن‌ها رابطه عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی هر کظم الغیظی [[حلم]] است، ولی هر حلمی کظم‌الغیظ نیست... [[حلم]] دفع [[خشم]] است و [[کظم غیظ]] رفع آن؛ پس [[حلم]] [[افضل]] و اشرف است<ref> محمد علی جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۱۷۱.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۹.</ref>


==[[فرو خوردن خشم]] در [[صحیفه سجادیه]]==
== فرو خوردن خشم در [[صحیفه سجادیه]] ==
*[[امام سجاد]]{{ع}} در دعای هشتم و در عبارت یکم آن می‌فرمایند: "بارخدایا؛ به تو [[پناه]] می‌برم از [[حرص]] و [[آز]]؛ و [[تندی]] [[غضب]] و [[خشم]]، و تسلط [[حسد]] و [[رشک]]، و [[سستی]] [[صبر]] و [[شکیبایی]]، و کمی [[قناعت]]، و [[خرسند]] نبودن به کمی قسمت و بهره خود، و سوء خلق و بدخویی و [[افراط]] ([[تجاوز]] از حد) خواهش [[نفس]]، و [[غلبه]] [[حمیت]]"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنيِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجَانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّةِ الْقَنَاعَةِ، وَ شَكَاسَةِ الْخُلُقِ، وَ إِلْحَاحِ الشَّهْوَةِ، وَ مَلَكَةِ الْحَمِيَّةِ}}</ref>؛
* [[امام سجاد]] {{ع}} در دعای هشتم و در عبارت یکم آن می‌فرمایند: "بارخدایا؛ به تو [[پناه]] می‌برم از [[حرص]] و [[آز]]؛ و [[تندی]] [[غضب]] و [[خشم]]، و تسلط [[حسد]] و [[رشک]]، و [[سستی]] [[صبر]] و [[شکیبایی]]، و کمی [[قناعت]]، و [[خرسند]] نبودن به کمی قسمت و بهره خود، و سوء خلق و بدخویی و [[افراط]] ([[تجاوز]] از حد) خواهش [[نفس]]، و [[غلبه]] [[حمیت]]"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنيِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجَانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّةِ الْقَنَاعَةِ، وَ شَكَاسَةِ الْخُلُقِ، وَ إِلْحَاحِ الشَّهْوَةِ، وَ مَلَكَةِ الْحَمِيَّةِ}}</ref>؛
*[[امام]]{{ع}} در دعای [[چهل]] و دوم و در عبارت دوازدهم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست، و به وسیله [[قرآن]] [[فقر]] و بی‌چیزی ما را به نداشتن احتیاج و [[نیازمندی]] [[اصلاح]] فرما؛ و [[گشایش]] زندگانی و بسیاری فراخی روزی‌ها را به سوی ما روان گردان؛ و ما را از خوی‌های نکوهیده و [[اخلاق]] [[پست]] دور نما؛ و از دره گود [[کفر]] و چیزهایی که [[نفاق]] و [[دورویی]] را پیش آورد نگاهدار، تا در [[روز رستاخیز]] [[قرآن]] ما را به سوی [[خشنودی]] و [[بهشت]] تو کشاننده؛ و در [[دنیا]] از [[خشم]] (دوری [[رحمت]]) تو و [[تجاوز]] و گذشتن از [[احکام]] تو بازدارنده؛ و برای آنچه در [[حکم]] تو است به [[حلال]] دانستن [[حلال]] آن و [[حرام]] شمردن [[حرام]] آن [[گواهی]] دهنده باشد"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْبُرْ بِالْقُرْآنِ خَلَّتَنَا مِنْ عَدَمِ الْإِمْلَاقِ، وَ سُقْ إِلَيْنَا بِهِ رَغَدَ الْعَيْشِ وَ خِصْبَ سَعَةِ الْأَرْزَاقِ، وَ جَنِّبْنَا بِهِ الضَّرَائِبَ الْمَذْمُومَةَ وَ مَدَانِيَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنَا بِهِ مِنْ هُوَّةِ الْكُفْرِ وَ دَوَاعِي النِّفَاقِ حَتَّى يَكُونَ لَنَا فِي الْقِيَامَةِ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ جِنَانِكَ قَائِداً، وَ لَنَا فِي الدُّنْيَا عَنْ سُخْطِكَ وَ تَعَدِّي حُدُودِكَ ذَائِداً، وَ لِمَا عِنْدَكَ بِتَحْلِيلِ حَلَالِهِ وَ تَحْرِيمِ حَرَامِهِ شَاهِداً}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۹.</ref>
* [[امام]] {{ع}} در دعای [[چهل]] و دوم و در عبارت دوازدهم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست، و به وسیله [[قرآن]] [[فقر]] و بی‌چیزی ما را به نداشتن احتیاج و [[نیازمندی]] [[اصلاح]] فرما؛ و [[گشایش]] زندگانی و بسیاری فراخی روزی‌ها را به سوی ما روان گردان؛ و ما را از خوی‌های نکوهیده و [[اخلاق]] [[پست]] دور نما؛ و از دره گود [[کفر]] و چیزهایی که [[نفاق]] و [[دورویی]] را پیش آورد نگاهدار، تا در [[روز رستاخیز]] [[قرآن]] ما را به سوی [[خشنودی]] و [[بهشت]] تو کشاننده؛ و در [[دنیا]] از [[خشم]] (دوری [[رحمت]]) تو و [[تجاوز]] و گذشتن از [[احکام]] تو بازدارنده؛ و برای آنچه در [[حکم]] تو است به [[حلال]] دانستن [[حلال]] آن و [[حرام]] شمردن [[حرام]] آن [[گواهی]] دهنده باشد"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْبُرْ بِالْقُرْآنِ خَلَّتَنَا مِنْ عَدَمِ الْإِمْلَاقِ، وَ سُقْ إِلَيْنَا بِهِ رَغَدَ الْعَيْشِ وَ خِصْبَ سَعَةِ الْأَرْزَاقِ، وَ جَنِّبْنَا بِهِ الضَّرَائِبَ الْمَذْمُومَةَ وَ مَدَانِيَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنَا بِهِ مِنْ هُوَّةِ الْكُفْرِ وَ دَوَاعِي النِّفَاقِ حَتَّى يَكُونَ لَنَا فِي الْقِيَامَةِ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ جِنَانِكَ قَائِداً، وَ لَنَا فِي الدُّنْيَا عَنْ سُخْطِكَ وَ تَعَدِّي حُدُودِكَ ذَائِداً، وَ لِمَا عِنْدَكَ بِتَحْلِيلِ حَلَالِهِ وَ تَحْرِيمِ حَرَامِهِ شَاهِداً}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۸۹.</ref>
*[[امام]]{{ع}} در دعای [[چهل]] و نهم و در عبارت سیزدهم آن می‌فرمایند‌: "همه آن‌ها انعام و [[احسان]] از جانب تو است؛ و در همه آن‌ها کوشش نمودن من در نافرمانی‌هایت بود؛ و بدکرداری من تو را از کامل گردانیدن احسانت بازنداشت؛ و مرا آن همه [[احسان]] و [[نیکی]] از آنچه تو را به [[خشم]] می‌آورد منع و جلوگیری ننمود، تو از آنچه به جا می‌آوری مورد سؤال و پرسش واقع نمی‌شوی (که چرا بدکرداری [[بنده]] تو را از [[احسان]] باز نداشت، زیرا [[افعال]] تو از روی [[حکمت]] و [[مصلحت]] است)"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ ذَلِكَ إِنْعَاماً وَ تَطَوُّلًا مِنْكَ، وَ فِي جَمِيعِهِ انْهِمَاكاً مِنِّي عَلَى مَعَاصِيكَ، لَمْ تَمْنَعْكَ إِسَاءَتِي عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِكَ، وَ لَا حَجَرَنِي ذَلِكَ عَنِ ارْتِكَابِ مَسَاخِطِكَ، لَا تُسْأَلُ عَمَّا تَفْعَلُ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۰.</ref>
* [[امام]] {{ع}} در دعای [[چهل]] و نهم و در عبارت سیزدهم آن می‌فرمایند‌: "همه آن‌ها انعام و [[احسان]] از جانب تو است؛ و در همه آن‌ها کوشش نمودن من در نافرمانی‌هایت بود؛ و بدکرداری من تو را از کامل گردانیدن احسانت بازنداشت؛ و مرا آن همه [[احسان]] و [[نیکی]] از آنچه تو را به [[خشم]] می‌آورد منع و جلوگیری ننمود، تو از آنچه به جا می‌آوری مورد سؤال و پرسش واقع نمی‌شوی (که چرا بدکرداری [[بنده]] تو را از [[احسان]] باز نداشت، زیرا [[افعال]] تو از روی [[حکمت]] و [[مصلحت]] است)"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ ذَلِكَ إِنْعَاماً وَ تَطَوُّلًا مِنْكَ، وَ فِي جَمِيعِهِ انْهِمَاكاً مِنِّي عَلَى مَعَاصِيكَ، لَمْ تَمْنَعْكَ إِسَاءَتِي عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِكَ، وَ لَا حَجَرَنِي ذَلِكَ عَنِ ارْتِكَابِ مَسَاخِطِكَ، لَا تُسْأَلُ عَمَّا تَفْعَلُ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۰.</ref>
*[[امام]]{{ع}} در دعای شانزدهم و در عبارت بیست و ششم آن می‌فرمایند: "و شگفت‌تر از آن [[بردباری]] تو درباره من و درنگ تو از زود به [[کیفر]] رسانیدن من است؛ و این نه برای گرامی بودن من نزد تو است، بلکه برای [[مدارا]] و [[خوش‌رفتاری]] و [[احسان]] توست بر من تا از [[معصیت]] خشم‌آور تو دست بردارم؛ و از [[گناهان]] [[خوار]] کننده خود را باز دارم؛ و برای آنست که گذشتن از من نزد تو از به [[کیفر]] رساندن من خوشایندتر است"<ref>{{متن حدیث|وَ أَعْجَبُ مِنْ ذَلِكَ أَنَاتُكَ عَنِّي، وَ إِبْطَاؤُكَ عَنْ مُعَاجَلَتِي، وَ لَيْسَ ذَلِكَ مِنْ كَرَمِي عَلَيْكَ، بَلْ تَأَنِّياً مِنْكَ لِي، وَ تَفَضُّلًا مِنْكَ عَلَيَّ لِأَنْ أَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ الْمُسْخِطَةِ، وَ أُقْلِعَ عَنْ سَيِّئَاتِيَ الْمُخْلِقَةِ، وَ لِأَنَّ عَفْوَكَ عَنِّي أَحَبُّ إِلَيْكَ مِنْ عُقُوبَتِي}}</ref>؛
* [[امام]] {{ع}} در دعای شانزدهم و در عبارت بیست و ششم آن می‌فرمایند: "و شگفت‌تر از آن [[بردباری]] تو درباره من و درنگ تو از زود به [[کیفر]] رسانیدن من است؛ و این نه برای گرامی بودن من نزد تو است، بلکه برای [[مدارا]] و [[خوش‌رفتاری]] و [[احسان]] توست بر من تا از [[معصیت]] خشم‌آور تو دست بردارم؛ و از [[گناهان]] [[خوار]] کننده خود را باز دارم؛ و برای آنست که گذشتن از من نزد تو از به [[کیفر]] رساندن من خوشایندتر است"<ref>{{متن حدیث|وَ أَعْجَبُ مِنْ ذَلِكَ أَنَاتُكَ عَنِّي، وَ إِبْطَاؤُكَ عَنْ مُعَاجَلَتِي، وَ لَيْسَ ذَلِكَ مِنْ كَرَمِي عَلَيْكَ، بَلْ تَأَنِّياً مِنْكَ لِي، وَ تَفَضُّلًا مِنْكَ عَلَيَّ لِأَنْ أَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ الْمُسْخِطَةِ، وَ أُقْلِعَ عَنْ سَيِّئَاتِيَ الْمُخْلِقَةِ، وَ لِأَنَّ عَفْوَكَ عَنِّي أَحَبُّ إِلَيْكَ مِنْ عُقُوبَتِي}}</ref>؛
*[[امام]]{{ع}} در دعای بیستم و در عبارت دهم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست؛ و مرا به زینت [[صالحین]] و شایستگان (انجام [[حقوق خدا]] و [[مردم]]) آراسته فرما؛ و [[زیور]] [[پرهیزکاران]] ([[عمل به واجبات]] و ترک [[محرمات]]) را به من بپوشان، با ([[توفیق]] برای) گستردن [[عدل و داد]] (تا از [[افراط و تفریط]] در [[حق]] دوری گزینم) و فرو نشاندن [[خشم]] و خاموش کردن [[آتش]] [[دشمنی]] ([[اختلاف]] بین [[مردم]]) و گردآوردن پراکندگان (دل‌های از هم رنجیده) و [[اصلاح]] [[فساد]] بین [[مردم]]؛ و فاش کردن خیر و [[نیکی]]؛ و پنهان نمودن عیب و [[زشتی]] و [[نرم‌خویی]] و [[فروتنی]] و نیکوروشی؛ و سنگینی؛ و [[خوش‌خویی]] (با [[مردم]]) و پیشی گرفتن [[نیکی]]؛ و [[برگزیدن]] [[احسان]] بی‌آنکه جزای احسانی باشد؛ و [[سرزنش]] نکردن و [[همراهی]] نکردن به غیر مستحق و گفتن [[حق]] اگرچه سخت (یا اندک) باشد؛ و کم شمردن [[نیکی]] در گفتار و کردارم اگرچه بسیار باشد؛ و بسیار شمردن [[بدی]] در گفتار و کردارم اگرچه کم باشد و آنچه را [[بیان]] شد برای من به وسیله هموارگی [[طاعت]] و [[فرمانبری]]؛ و همیشه بودن با [[جماعت]] و واگذاشتن بدعت‌گزاران و آنکه [[رأی]] و [[اندیشه]] اختراع شده به کار برد، کامل گردان"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ، وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ، وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السِّيرَةِ، وَ سُكُونِ الرِّيحِ، وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ، وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ، وَ إِيثَارِ التَّفَضُّلِ، وَ تَرْكِ التَّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ، وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ، وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي بِدَوَامِ الطَّاعَةِ، وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ، وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ، وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْيِ الْمُخْتَرَعِ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>
* [[امام]] {{ع}} در دعای بیستم و در عبارت دهم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست؛ و مرا به زینت [[صالحین]] و شایستگان (انجام [[حقوق خدا]] و [[مردم]]) آراسته فرما؛ و [[زیور]] [[پرهیزکاران]] ([[عمل به واجبات]] و ترک [[محرمات]]) را به من بپوشان، با ([[توفیق]] برای) گستردن [[عدل و داد]] (تا از [[افراط]] و [[تفریط]] در [[حق]] دوری گزینم) و فرو نشاندن [[خشم]] و خاموش کردن [[آتش]] [[دشمنی]] ([[اختلاف]] بین [[مردم]]) و گردآوردن پراکندگان (دل‌های از هم رنجیده) و [[اصلاح]] [[فساد]] بین [[مردم]]؛ و فاش کردن خیر و [[نیکی]]؛ و پنهان نمودن عیب و [[زشتی]] و [[نرم‌خویی]] و [[فروتنی]] و نیکوروشی؛ و سنگینی؛ و [[خوش‌خویی]] (با [[مردم]]) و پیشی گرفتن [[نیکی]]؛ و [[برگزیدن]] [[احسان]] بی‌آنکه جزای احسانی باشد؛ و [[سرزنش]] نکردن و [[همراهی]] نکردن به غیر مستحق و گفتن [[حق]] اگرچه سخت (یا اندک) باشد؛ و کم شمردن [[نیکی]] در گفتار و کردارم اگرچه بسیار باشد؛ و بسیار شمردن [[بدی]] در گفتار و کردارم اگرچه کم باشد و آنچه را [[بیان]] شد برای من به وسیله هموارگی [[طاعت]] و [[فرمانبری]]؛ و همیشه بودن با [[جماعت]] و واگذاشتن بدعت‌گزاران و آنکه [[رأی]] و [[اندیشه]] اختراع شده به کار برد، کامل گردان"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ، وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ، وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السِّيرَةِ، وَ سُكُونِ الرِّيحِ، وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ، وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ، وَ إِيثَارِ التَّفَضُّلِ، وَ تَرْكِ التَّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ، وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ، وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي بِدَوَامِ الطَّاعَةِ، وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ، وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ، وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْيِ الْمُخْتَرَعِ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>
*[[حکما]] گفته‌اند کسی که از [[ظلم]] [[انتقام]] نکشد عجزی دروی پدید می‌گردد که جز با [[انتقام]] برطرف نمی‌گردد و پس از آنکه [[انتقام]] کشید آن فرح و نشاطی که در [[طبیعت]] او مذکور است به حالت اولیه خود برمی‌گردد. لکن [[انتقام]] اگر عقلایی و از روی ملکه [[شجاعت]] پدید گشته محمود و مرغوب است وگرنه مذموم و بد است<ref> احمد بن محمد ابن مسکویه، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ترجمه حاجیه خانم امین، ص۲۰۲ - ۲۰۳.</ref>.
* [[حکما]] گفته‌اند کسی که از [[ظلم]] [[انتقام]] نکشد عجزی دروی پدید می‌گردد که جز با [[انتقام]] برطرف نمی‌گردد و پس از آنکه [[انتقام]] کشید آن فرح و نشاطی که در [[طبیعت]] او مذکور است به حالت اولیه خود برمی‌گردد. لکن [[انتقام]] اگر عقلایی و از روی ملکه [[شجاعت]] پدید گشته محمود و مرغوب است وگرنه مذموم و بد است<ref> احمد بن محمد ابن مسکویه، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ترجمه حاجیه خانم امین، ص۲۰۲ - ۲۰۳.</ref>.
*نکته حایز اهمیت این است که: "طبق نظریه روان تحلیل‌گری، [[خشم]] اگر فرو برده شود موجب نفرت و [[خشم]] به خویشتن و [[افسردگی]] می‌گردد و این با [[کظم غیظ]] که از [[صفات ]] [[پرهیزگاران]] است [[تعارض]] دارد"<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷ (دی ۸۴)، ص۹۹.</ref>.
* نکته حایز اهمیت این است که: "طبق نظریه روان تحلیل‌گری، [[خشم]] اگر فرو برده شود موجب نفرت و [[خشم]] به خویشتن و [[افسردگی]] می‌گردد و این با [[کظم غیظ]] که از [[صفات]] [[پرهیزگاران]] است [[تعارض]] دارد"<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷ (دی ۸۴)، ص۹۹.</ref>.
*[[شهید مطهری]] در جواب چنین مشکلی پاسخ می‌دهد که: زینت [[صالحان]] و جامه زیبای [[متقیان]] این است که [[عدالت]] را گسترش می‌دهند و کظم الغیظ می‌کنند وقتی که [[خشم]] می‌گیرند... غیظی که [[انسان]] پیدا می‌کند، درست حالت عقده‌ای را دارد که در [[انسان]] پیدا می‌شود. حل کردن این عقده را "کظم" گویند، مثل غده سرطان که وقتی آن را زیر برق می‌گذارند [[آب]] می‌شود. از نظر روحی، [[کظم غیظ]] این است که [[انسان]] کاری بکند که نه تنها اثری بر [[غیظ]] خودش مترتب نکند بلکه آن عقده، آن [[کینه]] که در قلبش وجود دارد حل بشود و مثل یخی که [[آب]] می‌شود، [[آب]] بشود<ref> مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص۴۱.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۲-۱۹۳.</ref>
* [[شهید مطهری]] در جواب چنین مشکلی پاسخ می‌دهد که: زینت [[صالحان]] و جامه زیبای [[متقیان]] این است که [[عدالت]] را گسترش می‌دهند و کظم الغیظ می‌کنند وقتی که [[خشم]] می‌گیرند... غیظی که [[انسان]] پیدا می‌کند، درست حالت عقده‌ای را دارد که در [[انسان]] پیدا می‌شود. حل کردن این عقده را "کظم" گویند، مثل غده سرطان که وقتی آن را زیر برق می‌گذارند [[آب]] می‌شود. از نظر روحی، [[کظم غیظ]] این است که [[انسان]] کاری بکند که نه تنها اثری بر [[غیظ]] خودش مترتب نکند بلکه آن عقده، آن [[کینه]] که در قلبش وجود دارد حل بشود و مثل یخی که [[آب]] می‌شود، [[آب]] بشود<ref> مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص۴۱.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۲-۱۹۳.</ref>
*[[کظم غیظ]] در چهارچوب [[معارف]] و [[جهان‌بینی]] [[دینی]] برای افراد [[متعهد]] هیچ مشکلی در روابط بین فردی و درون فردی ایجاد نمی‌کند؛ چون موجب [[پاک]] شدن مسئله می‌شود، نه درون‌ریزی [[خشم]]<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷ (دی ۸۴)، ص۹۹.</ref>.
* [[کظم غیظ]] در چهارچوب [[معارف]] و [[جهان‌بینی]] [[دینی]] برای افراد [[متعهد]] هیچ مشکلی در روابط بین فردی و درون فردی ایجاد نمی‌کند؛ چون موجب [[پاک]] شدن مسئله می‌شود، نه درون‌ریزی [[خشم]]<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷ (دی ۸۴)، ص۹۹.</ref>.
*[[امام سجاد]]{{ع}} در دعای چهاردهم و در عبارت هشتم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست؛ و مرا در برابر او [[یاری]] نما [[یاری]] نمودن آماده‌ای که ([[چشم به راه]] آن نباشم تا) [[خشم]] به او بهبودی من باشد؛ و کینه‌ام را به سر رساند ([[یاری]] که [[خشم]] را فرو نشاند و دادم را از او بستاند)"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعْدِنِي عَلَيْهِ عَدْوَى حَاضِرَةً، تَكُونُ مِنْ غَيْظِي بِهِ شِفَاءً، وَ مِنْ حَنَقِي عَلَيْهِ وَفَاءً}}</ref>؛
* [[امام سجاد]] {{ع}} در دعای چهاردهم و در عبارت هشتم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست؛ و مرا در برابر او [[یاری]] نما [[یاری]] نمودن آماده‌ای که ([[چشم به راه]] آن نباشم تا) [[خشم]] به او بهبودی من باشد؛ و کینه‌ام را به سر رساند ([[یاری]] که [[خشم]] را فرو نشاند و دادم را از او بستاند)"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعْدِنِي عَلَيْهِ عَدْوَى حَاضِرَةً، تَكُونُ مِنْ غَيْظِي بِهِ شِفَاءً، وَ مِنْ حَنَقِي عَلَيْهِ وَفَاءً}}</ref>؛
*نکته‌ای که از این عبارت می‌توان [[استنباط]] نمود این است که [[خشم]] در برخی موارد نه تنها لازم بلکه [[پسندیده]] نیز هست.
* نکته‌ای که از این عبارت می‌توان [[استنباط]] نمود این است که [[خشم]] در برخی موارد نه تنها لازم بلکه [[پسندیده]] نیز هست.
*هرگاه عده‌ای قصد هتک [[حرمت]]، [[تجاوز]] به [[ارزش‌ها]]، عرض [[ناموس]]، [[استثمار]] و حق‌کشی داشته باشند و درصدد اشاعه [[فحشا]] و منکر برآیند در درجه اول، باید به شیوه [[قاطعیت]] یعنی برقراری روابط صادقانه، صریح و همراه با [[احترام]] متقابل و [[دعوت]] به کارهای مثبت و [[معروف]]، با آن‌ها [[رفتار]] نمود. اما اگر این کار بی‌نتیجه بود باید از ارزش‌های خود با چنگ و دندان [[دفاع]] کرد. در [[قرآن کریم]] آمده است که باید<ref> در قرآن کریم سوره فتح آیه ۲۹ آمده است: {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ...}} «محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند».</ref> با [[کفار]] با شدت هرچه تمام برخورد کرد و این [[خشم]]، [[خشم]] مقدسی است<ref> محمد حسین قدیری، ص۱۰.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۳-۱۹۴.</ref>
* هرگاه عده‌ای قصد هتک [[حرمت]]، [[تجاوز]] به [[ارزش‌ها]]، عرض [[ناموس]]، [[استثمار]] و حق‌کشی داشته باشند و درصدد اشاعه [[فحشا]] و منکر برآیند در درجه اول، باید به شیوه [[قاطعیت]] یعنی برقراری روابط صادقانه، صریح و همراه با [[احترام]] متقابل و [[دعوت]] به کارهای مثبت و [[معروف]]، با آن‌ها [[رفتار]] نمود. اما اگر این کار بی‌نتیجه بود باید از ارزش‌های خود با چنگ و دندان [[دفاع]] کرد. در [[قرآن کریم]] آمده است که باید<ref> در قرآن کریم سوره فتح آیه ۲۹ آمده است: {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ...}} «محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند».</ref> با [[کفار]] با شدت هرچه تمام برخورد کرد و این [[خشم]]، [[خشم]] مقدسی است<ref> محمد حسین قدیری، ص۱۰.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۳-۱۹۴.</ref>


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
* [[پرونده:1379218.jpg|22px]] [[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|'''مکارم اخلاق در صحیفه''']]
# [[پرونده:1379218.jpg|22px]] [[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|'''مکارم اخلاق در صحیفه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==جستارهای وابسته==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[خشم]]
* [[خشم]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


خط ۵۱: خط ۵۱:
{{ارزش‌های اجتماعی}}
{{ارزش‌های اجتماعی}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:فرو خوردن خشم]]
[[رده:مدخل اخلاقی صحیفه]]
[[رده:مدخل اخلاقی صحیفه]]
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش