←پانویس
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پانویس) |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
در [[جنگ احد]] زمانی که [[امام علی]] {{ع}}، [[ابودجانه انصاری]] و نفیسه گرد وجود نازنین [[نبی اکرم]] {{صل}} حلقه زده و بقیه در حال فرار بودند ام ایمن بر چهره فراریان [[خاک]] میپاشید و تک تک آنها را با جملات [[تحقیر]] آمیز {{عربی|هاک المغزل فاغزل به و هلم سیفک}}؛ اگر مرد نیستید شمشیرهایتان را غلاف کنید و مانند [[زنان]] مشغول پشمریسی شوید، مخاطب میساخت. البته خود او نیز همراه [[زنان]] امدادگر یا آنان که از [[مدینه]] بدانجا آمده بودند به میدان [[اُحد]] آمد تا شاید بتواند به مجروحان کمک کند<ref>بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۰، ص۱۴۰؛ مناقب اهل البیت {{عم}}، مولی حیدر شیروانی، ص۳۳۲.</ref><ref>[[علی گروسی|گروسی، علی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۴؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۲۰.</ref>. | در [[جنگ احد]] زمانی که [[امام علی]] {{ع}}، [[ابودجانه انصاری]] و نفیسه گرد وجود نازنین [[نبی اکرم]] {{صل}} حلقه زده و بقیه در حال فرار بودند ام ایمن بر چهره فراریان [[خاک]] میپاشید و تک تک آنها را با جملات [[تحقیر]] آمیز {{عربی|هاک المغزل فاغزل به و هلم سیفک}}؛ اگر مرد نیستید شمشیرهایتان را غلاف کنید و مانند [[زنان]] مشغول پشمریسی شوید، مخاطب میساخت. البته خود او نیز همراه [[زنان]] امدادگر یا آنان که از [[مدینه]] بدانجا آمده بودند به میدان [[اُحد]] آمد تا شاید بتواند به مجروحان کمک کند<ref>بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۰، ص۱۴۰؛ مناقب اهل البیت {{عم}}، مولی حیدر شیروانی، ص۳۳۲.</ref><ref>[[علی گروسی|گروسی، علی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۴؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۲۰.</ref>. | ||
== ام ایمن و | == ام ایمن و نقل حدیث == | ||
در [[جامعه]] آن روز [[حجاز]] که [[مردم]]، تازه از [[جاهلیت]] و آلودگیهای آن [[رهایی]] یافته بودند و [[صلاح]] آن بود که [[بانوان]] در [[اجتماع]] کمتر ظاهر شوند و آنان حتی در [[نماز جماعت]] هم کمتر حضور مییافتند. [[آموختن]] [[حدیث]] و [[نقل]] آن برای دیگران به [[راستی]] تحسین برانگیز است. در این زمان نام ام ایمن به عنوان روایتگر مقبول [[فریقین]] ([[عامه]] و [[خاصه]]) میدرخشد؛ به عنوان نمونه به چند [[حدیث]] اشاره میشود: | در [[جامعه]] آن روز [[حجاز]] که [[مردم]]، تازه از [[جاهلیت]] و آلودگیهای آن [[رهایی]] یافته بودند و [[صلاح]] آن بود که [[بانوان]] در [[اجتماع]] کمتر ظاهر شوند و آنان حتی در [[نماز جماعت]] هم کمتر حضور مییافتند. [[آموختن]] [[حدیث]] و [[نقل]] آن برای دیگران به [[راستی]] تحسین برانگیز است. در این زمان نام ام ایمن به عنوان روایتگر مقبول [[فریقین]] ([[عامه]] و [[خاصه]]) میدرخشد؛ به عنوان نمونه به چند [[حدیث]] اشاره میشود: | ||
# در لحظات آخری که [[امام علی]] {{ع}} میفرمود: {{متن حدیث|سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي}}؛ قبل از آنکه مرا نیابید از من بپرسید، و صعصعهها و [[اصبغ]] بن نباتهها و دیگران سؤالات خود را میپرسیدند، [[حضرت زینب]] {{س}} نیز گفت: "بابا [[جان]]! اُمّ ایمن از جدّم چیزهایی درباره [[شهادت]] و [[اسارت]] عزیزانم برایم [[نقل]] کرده است، میخواستم از زبان شما بشنوم". [[امام علی]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|یا بنیة الحدیث کما حدثتک ام ایمن فصبرا صبرا}}؛ بله دخترم، همان طور خواهد بود که ام ایمن خبر داده، پس [[صبر]] کن، [[صبر]]<ref>کامل الزیارات، ابن قولویه، ص۴۴۸.</ref>. | # در لحظات آخری که [[امام علی]] {{ع}} میفرمود: {{متن حدیث|سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي}}؛ قبل از آنکه مرا نیابید از من بپرسید، و صعصعهها و [[اصبغ]] بن نباتهها و دیگران سؤالات خود را میپرسیدند، [[حضرت زینب]] {{س}} نیز گفت: "بابا [[جان]]! اُمّ ایمن از جدّم چیزهایی درباره [[شهادت]] و [[اسارت]] عزیزانم برایم [[نقل]] کرده است، میخواستم از زبان شما بشنوم". [[امام علی]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|یا بنیة الحدیث کما حدثتک ام ایمن فصبرا صبرا}}؛ بله دخترم، همان طور خواهد بود که ام ایمن خبر داده، پس [[صبر]] کن، [[صبر]]<ref>کامل الزیارات، ابن قولویه، ص۴۴۸.</ref>. | ||
# ام ایمن از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] میکند که ایشان فرمودند: "هر کس سه نفر از عزیزان خود را [[دفن]] کند و [[بیتابی]] نکند و [[صبوری]] پیشه کند، [[بهشت]] بر او [[واجب]] میشود". گفتم: درباره دو نفر چگونه است؟ ایشان فرمودند: "درباره دو نفر هم همین گونه است". گفتم: درباره یک نفر چگونه است؟ | # ام ایمن از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] میکند که ایشان فرمودند: "هر کس سه نفر از عزیزان خود را [[دفن]] کند و [[بیتابی]] نکند و [[صبوری]] پیشه کند، [[بهشت]] بر او [[واجب]] میشود". گفتم: درباره دو نفر چگونه است؟ ایشان فرمودند: "درباره دو نفر هم همین گونه است". گفتم: درباره یک نفر چگونه است؟ حضرت با کمی [[تأمل]] فرمودند: "درباره یک نفر هم همین آجر هست<ref>مسکن الفؤاد، شهید ثانی، ص۳۷؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۷۹، ص۱۲۰؛ فتح الباری، ابن حجر، ج۳، ص۹۴؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج۲، ص۲۴۵؛ الدر المنثور، سیوطی، ج۱، ص۱۵۹.</ref><ref>[[علی گروسی|گروسی، علی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۵.</ref> | ||
== ام ایمن و [[ازدواج فاطمه]] زهرا {{س}} == | == ام ایمن و [[ازدواج فاطمه]] زهرا {{س}} == | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
وقتی ام ایمن روز هفتم [[تولد امام حسین]] {{ع}} قنداقه [[مبارک]] آن [[حضرت]] را برای [[رسول اکرم]] {{صل}} آورد، [[پیامبر]] {{صل}} به او فرمود: {{متن حدیث|مَرْحَباً بِالْحَامِلِ وَ الْمَحْمُولِ يَا أُمَّ أَيْمَنَ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَاكِ}}؛ آفرین بر ام ایمن و نوزاد در بغل او، ای ام ایمن این بود تعبیر خوابت. بدین ترتیب او هم [[سرپرستی]] خود [[حضرت]] و هم [[فرزند]] [[حضرت]] را به دست آورد<ref>الامالی، شیخ صدوق، ج۱، ص۷۶ و ۱۴۲؛ روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ص۱۵۴.</ref><ref>[[علی گروسی|گروسی، علی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۸.</ref>. | وقتی ام ایمن روز هفتم [[تولد امام حسین]] {{ع}} قنداقه [[مبارک]] آن [[حضرت]] را برای [[رسول اکرم]] {{صل}} آورد، [[پیامبر]] {{صل}} به او فرمود: {{متن حدیث|مَرْحَباً بِالْحَامِلِ وَ الْمَحْمُولِ يَا أُمَّ أَيْمَنَ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَاكِ}}؛ آفرین بر ام ایمن و نوزاد در بغل او، ای ام ایمن این بود تعبیر خوابت. بدین ترتیب او هم [[سرپرستی]] خود [[حضرت]] و هم [[فرزند]] [[حضرت]] را به دست آورد<ref>الامالی، شیخ صدوق، ج۱، ص۷۶ و ۱۴۲؛ روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ص۱۵۴.</ref><ref>[[علی گروسی|گروسی، علی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۸.</ref>. | ||
== ام ایمن و | == ام ایمن و دفاع از ولایت == | ||
زمانی که [[امام علی]] {{ع}} را برای | زمانی که [[امام علی]] {{ع}} را برای بیعت با ابوبکر به [[مسجد]] بردند، [[ابوبکر]] بالای [[منبر]] بود. پس هر چه اصرار کردند حضرت [[بیعت]] نکرد. [[عمر]] گفت: "تا کی به [[علی]] اجازه [[مقاومت]] میدهید؟ [[دستور]] بده گردنش را بزنند!" ام ایمن پیش آمد و گفت: "ای [[ابوبکر]]! چه زود [[حسد]] و [[نفاق]] خود را اظهار کردید، هنوز مدت زیادی از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}} نگذشته است". [[عمر]] [[دستور]] داد ام ایمن را از [[مسجد]] بیرون کنند و گفت: "زنان را با کار مردان چه کار است؟!"<ref>کتاب سلیم بن قیس، سلیم بن قیس هلالی، ص۱۵۷، ۵۹۳ و ۸۶۵؛ الانوار العلویة، جعفر نقدی، ص۲۸۹.</ref><ref>[[علی گروسی|گروسی، علی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۹.</ref>. | ||
== ام ایمن و [[شهادت]] دادن او درباره [[فدک]] == | == ام ایمن و [[شهادت]] دادن او درباره [[فدک]] == | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
* [[ایمن بن عبید حبشی]] (فرزند) | * [[ایمن بن عبید حبشی]] (فرزند) | ||
* [[حجاج بن ایمن انصاری]] (نواده) | * [[حجاج بن ایمن انصاری]] (نواده) | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
| خط ۸۰: | خط ۷۶: | ||
[[رده:امام مهدی]] | [[رده:امام مهدی]] | ||
[[رده:اصحاب پیامبر]] | [[رده:اصحاب پیامبر]] | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||