←چهارم: کاردانی و کفایت
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
== چهارم: کاردانی و کفایت == | == چهارم: کاردانی و کفایت == | ||
{{اصلی|کاردانی امام}} | {{اصلی|کاردانی امام}} | ||
پیشوای [[جامعه اسلامی]] باید از دو گونه [[معرفت]] برخوردار باشد: یکی [[شناخت]] | پیشوای [[جامعه اسلامی]] باید از دو گونه [[معرفت]] برخوردار باشد: یکی [[شناخت]] معارف و [[احکام اسلامی]] و دیگری [[معرفت]] به [[مصالح]] و [[مفاسد]] امور و [[شئون]] مربوط به مدیریت جامعه که از آن به عنوان کفایت در رهبری یاد میشود. | ||
متکلمان اسلامی در لزوم معرفت و کفایت در [[امامت]] اختلافی ندارند؛ ولی در گستره و چگونگی آن؛ دیدگاههای متفاوتی اظهار کردهاند. روشنترین و کاملترین دیدگاه در این باره دیدگاه [[شیعه امامیه]] است که [[امام]] باید به همه معارف و [[احکام اسلامی]] [[علم بالفعل]] و [[خطا]]ناپذیر داشته باشد؛ زیرا بدون داشتن چنین [[علمی]]؛ غرض از امامت که [[حفظ]] و [[تبیین احکام]] [[شریعت]] است به صورت کامل به دست نخواهد آمد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص ۴۰۴-۴۱۸.</ref>. | |||
== پنجم: افضلیت == | == پنجم: افضلیت == | ||
{{اصلی|افضلیت امام}} | {{اصلی|افضلیت امام}} | ||
کسی که [[امامت]] جامعه را بر عهده دارد باید علاوه براینکه در [[امور دنیوی]] بر دیگران [[افضلیت]] دارد، در | کسی که [[امامت]] جامعه را بر عهده دارد باید علاوه براینکه در [[امور دنیوی]] بر دیگران [[افضلیت]] دارد، در امور اخروی نیز افضلیت داشته باشد. برای اثبات برتری امام در برخورداری از [[پاداش اخروی]] به وجوهی [[استدلال]] شده است مانند: [[عصمت امام]]؛ [[حجت بودن امام]] و ...<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[افضلیت امام (مقاله)|مقاله «افضلیت امام»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص ۳۴۰-۳۴۶.</ref>. | ||
== ششم: قریشیبودن == | == ششم: قریشیبودن == | ||
{{اصلی|قریشی بودن امام}} | {{اصلی|قریشی بودن امام}} | ||
مقصود از «قریشی بودن امام» این است که | مقصود از «قریشی بودن امام» این است که نسب او به نضر بن کنانه بازگردد. اکثر [[معتزله]]، [[اشعریه]] و [[ماتریدیه]] [[قریشی بودن]] را از [[شرایط امام]] دانستهاند. آنان در این باره به [[حدیث]]: {{متن حدیث|الأئمّة من قریش}} [[استدلال]] کردهاند<ref>الارشاد جوینی، ص۱۷۰؛ شرح المقاصد، ج۵، ص۲۴۴؛ تمهید الأوائل، ص۴۷۲؛ شرح العقائد النسفیه، ص۱۱۱؛ شرح الفقه الأکبر، ص۱۸۰؛ اصول الدین، ص۲۷۳؛ المغنی، ج۱، ص۱۹۹؛ شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۷۰.</ref>. | ||
از نظر [[شیعه]] [[امامت]] به [[قریش]] اختصاص دارد، ولی شامل همه طوایف و [[قبایل قریش]] نمیشود، بلکه ویژه [[بنیهاشم]] است. [[دلیل]] آنان [[حدیث]] {{متن حدیث|الأئمّة من قریش}} نیست، بلکه [[حدیث ثقلین]] و مانند آن است که [[امامت]] را مخصوص [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[خاندان]] او از [[ذریه]] [[حضرت زهرا]] {{س}} میداند. به این جهت است که شیعه به جای صفت [[قریشی بودن]]، صفت | از نظر [[شیعه]] [[امامت]] به [[قریش]] اختصاص دارد، ولی شامل همه طوایف و [[قبایل قریش]] نمیشود، بلکه ویژه [[بنیهاشم]] است. [[دلیل]] آنان [[حدیث]] {{متن حدیث|الأئمّة من قریش}} نیست، بلکه [[حدیث ثقلین]] و مانند آن است که [[امامت]] را مخصوص [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[خاندان]] او از [[ذریه]] [[حضرت زهرا]] {{س}} میداند. به این جهت است که شیعه به جای صفت [[قریشی بودن]]، صفت هاشمی بودن را ذکر کردهاند<ref>الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۱۸۳ـ ۱۹۶.</ref> [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} در این باره فرموده است: "[[امامان]] از [[قریش]] هستند و ریشه در [[بنیهاشم]] دارند و غیر بنیهاشم صلاحیت امامت را ندارند"<ref>نهج البلاغه، خطبه۱۴۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص ۴۰۴-۴۱۸.</ref> | ||
== شروط [[امامت]] از دیدگاه [[اهل سنت]] == | == شروط [[امامت]] از دیدگاه [[اهل سنت]] == | ||
{{اصلی|شروط امامت از دیدگاه اهل سنت}} | {{اصلی|شروط امامت از دیدگاه اهل سنت}} | ||
[[متکلمان]] [[اهل سنت]] شرایطی را برای [[امامت]] و [[خلافت]] بیان کردهاند که محور آن شروط [[حفظ]] و نگهداری [[سرزمینهای اسلامی]] و [[دفاع]] از آن و [[علم]] به کیفیّت [[ریاست]] و مدیر و مدبّر بودن است؛ لذا مدار خلافت بر حفظ و [[تدبیر]] مملکت است، نه بر اعلمیّت و اتقی و ازهد و اجلّ | [[متکلمان]] [[اهل سنت]] شرایطی را برای [[امامت]] و [[خلافت]] بیان کردهاند که محور آن شروط [[حفظ]] و نگهداری [[سرزمینهای اسلامی]] و [[دفاع]] از آن و [[علم]] به کیفیّت [[ریاست]] و مدیر و مدبّر بودن است؛ لذا مدار خلافت بر حفظ و [[تدبیر]] مملکت است، نه بر اعلمیّت و اتقی و ازهد و اجلّ نسب بودن و قوت [[ایمان]] داشتن<ref>[[سید قاسم علیاحمدی|علیاحمدی، سید قاسم]]، [[حقانیت در اوج مظلومیت ج۱ (کتاب)|حقانیت در اوج مظلومیت ج۱]] ص۳۳.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||