←کارکردهای دیگر
(←پانویس) |
|||
| (۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = امامت | | موضوع مرتبط = امامت | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = [[کارکردهای امامت در معارف و سیره سجادی]] - [[کارکردهای امامت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = امامت (پرسش) | ||
}} | }} | ||
''' | '''کارکردهای امامت''' به معنای فواید و آثار مترتب بر [[امامت]] [[امامان]] است. | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
برآیند اصلی نظریه [[خلافت]] [[حکومت حق]] است؛ نظامی که [[نام خدا]] در سرلوحه همه برنامههایش | امامت و ولایت از مهمترین مفاهیم [[تفکر]] [[اسلامی]] است که [[ائمه]]{{عم}} همه تلاش خود را صرف زنده کردن آن داشتند. یکی از ابعاد ولایت، اتصال [[فکری]] و [[روحی]] میان [[مؤمنین]] یا یک جهت و یک پارچه بودن [[جامعه اسلامی]] است که نتیجه آن، نفوذناپذیری [[جامعه]] در برابر [[دشمنان]] است. بعد دیگر ولایت، این است که جامعه اسلامی نیازمند مرکز اداره کنندهای است که همه جناحها را اداره و از تعارضها جلوگیری میکند. نتیجه تحقق این بعد از ولایت، آن است که همه عناصر فعال و با [[نشاط]] جامعه، مسیر [[فکر]] و [[رفتار]] خود را با وی هم آهنگ میکنند و نیروهای [[الهی]] در یک جهت فعال میشوند<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۵۵.</ref>. | ||
== آثار خلافت الهی == | |||
برآیند اصلی نظریه [[خلافت]]، [[حکومت حق]] است؛ نظامی که [[نام خدا]] در سرلوحه همه برنامههایش تجلی پیدا میکند. [[وظیفه]] و [[رسالت]] اصلی [[خلیفه خدا]] اظهار [[حق]]، اشاعه [[رحمت]] و [[محبت]] در [[عالم هستی]] و [[اقامه عدل]] است. تنها در این فرض است که [[اطاعت]] [[خلیفه]] به منزله [[اطاعت از خدا]] به شمار میآید و [[امر و نهی]] او بر همگان فرض است. بنابراین، ثمره نهایی [[خلافت الهی]] [[حکومت حق]] است. این [[نظام]] [[الهی]] مؤلفههایی دارد و آثار [[اجتماعی]] بر آن مترتب است که در ذیل به مهمترین آنها اشاره میشود: | |||
=== نخست: [[حاکمیت الهی]] === | === نخست: [[حاکمیت الهی]] === | ||
"[[حاکمیت]]" عبارت از [[قدرت]] عالیهای است که همگان در داخل کشور از آن [[اطاعت]] کنند و کشورهای دیگر آن را به رسمیت شناخته، مورد [[احترام]] قرار دهند. درباره جوهر [[حاکمیت]] از دیرباز تاکنون نظریههای متفاوتی ارائه شده است که در جای مناسب خود باید بررسی و [[تبیین]] گردد. یکی از نظریههای ارائه شده در این زمینه، | "[[حاکمیت]]" عبارت از [[قدرت]] عالیهای است که همگان در داخل کشور از آن [[اطاعت]] کنند و کشورهای دیگر آن را به رسمیت شناخته، مورد [[احترام]] قرار دهند. درباره جوهر [[حاکمیت]] از دیرباز تاکنون نظریههای متفاوتی ارائه شده است که در جای مناسب خود باید بررسی و [[تبیین]] گردد. یکی از نظریههای ارائه شده در این زمینه، نظریه "[[حاکمیت الهی]]" است. براساس این نظریه، [[قدرت]] [[حاکمیت]] ناشی از [[اراده خداوند]] است و [[زمامدار]] [[دستورات]] [[خدا]] را عملی میسازد. براساس این [[اعتقاد]]، [[حاکمیت]] مطلق بر [[جهان]] و [[انسان]] از آن خداست، دستگاه عظیم [[خلقت]] از او [[نظام]] یافته است. [[حکم]] تنها از آن [[خداوند]] بلند مرتبه است و او [[بهترین]] [[حکم]] فرمایان است. [[اعتقاد]] مزبور شالوده و زیربنای تشکیل [[خلافت]] است. مسلما [[جامعه بشری]] نیاز به [[حکومت]] دارد، چون زندگی اجتماعی بدون [[حکومت]] ممکن نیست؛ تقسیم [[مسئولیتها]]، تنظیم برنامهها، اجرای مدیریتها و جلوگیری از خودکامگیها و در نهایت اقامه [[عدالت اجتماعی]] تنها در سایه [[حکومت]] میسر است. | ||
از سوی دیگر، اصل "[[آزادی]] [[انسانها]]" میگوید: کسی بر کسی [[حق]] [[حکومت]] ندارد، مگر آنکه مالک اصلی و [[حقیقی]] اجازه دهد. | از سوی دیگر، اصل "[[آزادی]] [[انسانها]]" میگوید: کسی بر کسی [[حق]] [[حکومت]] ندارد، مگر آنکه مالک اصلی و [[حقیقی]] اجازه دهد. | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۷: | ||
درباره [[حکومت]] و [[خلافت الهی]] [[حضرت محمد]] {{صل}} و خاندانش با صراحت میفرماید: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِ}}<ref>«یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک میبرند؟» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref>. | درباره [[حکومت]] و [[خلافت الهی]] [[حضرت محمد]] {{صل}} و خاندانش با صراحت میفرماید: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِ}}<ref>«یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک میبرند؟» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref>. | ||
اینها نمونههایی از [[حاکمیت الهی]] است که [[خداوند]] به | اینها نمونههایی از [[حاکمیت الهی]] است که [[خداوند]] به نمایندگان واقعی خود عنایت کرده است. پس [[خلافت]] [[واجبالطاعه]] [[پیامبر]] و [[امامان معصوم]] {{عم}} در عصر غیبت [[جانشین خدا]]، باید از چنان شرایط [[اخلاقی]]، [[علمی]] و [[سیاسی]] بهرهمند باشد که به اتکای آنها فرمانهایش اجرا شود. | ||
به گفته | به گفته [[خواجه طوسی]] "پس در تقدیر اوضاع به شخصی احتیاج باشد که به [[الهام الهی]] ممتاز بود از دیگران تا او را [[انقیاد]] نمایند و این شخص را در عبارت قدما "صاحب ناموس" گفتهاند:... و در تقدیر [[احکام]]، به شخصی احتیاج باشد که به تأیید الهی ممتاز بود از دیگران تا او را تکمیل ایشان میسر شود. | ||
در عبارت | در عبارت محدثان او را "[[امام]]" و فعل او را "[[امامت]]" خوانند، افلاطون او را "[[مدبر]]" عالم خواند و ارسطو او را "[[انسان]] مدنی" که قوام [[تمدن]] به وجود او و امثال او صورت بندد". | ||
یادآوری این نکته ضروری مینماید که اصل [[حاکمیت الهی]] با [[حاکمیت]] [[مردم]] بر [[سرنوشت]] خویش در طول [[حاکمیت الهی]] و در چارچوبه [[احکام الهی]] تنافی ندارد؛ چون است او ([[خداوند]]) [[انسان]] را [[حاکم]] بر [[سرنوشت]] خویش ساخته است و هیچ کسی [[حق]] ندارد این حق الهی را از [[انسان]] سلب کند<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۵۶.</ref>؛ آنان میتوانند این [[حق]] خداداد را بر طریقی که [[خدا]] [[هدایت]] کرده است، [[اعمال]] نمایند. این امر بیانگر اصل [[توحید در حاکمیت]] است<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۴۶-۱۴۸.</ref>. | |||
=== دوم: | === دوم: قانونگذاری الهی === | ||
با | با پذیرش این اصل که [[جهان]] قلمرو [[حکومت]] و [[حاکمیت]] [[خداوند]] است، مدیر و مدبر و [[نظام]] بخش [[عالم هستی]] تنها اوست ([[توحید ربوبیت]]) به این واقعیت خواهیم رسید که غیر او صلاحیت قانونگذاری ندارد؛ زیرا غیر او در [[تدبیر]] [[جهان]] سهمی ندارد تا قوانینی هماهنگ با [[نظام تکوین]] وضع نماید ([[توحید در تشریع]]) یعنی قانونگذاری [[خداوند]] از شوون [[توحید افعالی]] است. | ||
این مسأله علاوه بر اینکه در [[کتاب و سنت]] با صراحت آمده، منطبق بر [[دلیل عقلی]] نیز هست؛ زیرا قانونگذار واقعی کسی است که دارای صفات ذیل باشد: | این مسأله علاوه بر اینکه در [[کتاب و سنت]] با صراحت آمده، منطبق بر [[دلیل عقلی]] نیز هست؛ زیرا قانونگذار واقعی کسی است که دارای صفات ذیل باشد: | ||
# [[انسان]] و تمام ویژگیهای او را از نظر | # [[انسان]] و تمام ویژگیهای او را از نظر جسم و [[جان]] بشناسد و از تمام [[اسرار]] وجود او، [[عواطف]] و [[امیال]] و غرایز، استعداد و مسائل [[فطری]] او بالطلاع باشد. | ||
# از تمام آثار اشیای [[جهان]] و [[خواص]] آنها از حیث هماهنگی و عدم آن با وجود [[انسان]] [[آگاه]] باشد و دقیقا [[مصالح]] و [[مفاسد]] تمام [[اعمال]] و اقدامات فردی و [[اجتماعی]] و پیامدهای آن را بداند. | # از تمام آثار اشیای [[جهان]] و [[خواص]] آنها از حیث هماهنگی و عدم آن با وجود [[انسان]] [[آگاه]] باشد و دقیقا [[مصالح]] و [[مفاسد]] تمام [[اعمال]] و اقدامات فردی و [[اجتماعی]] و پیامدهای آن را بداند. | ||
# از تمام حوادثی که در [[آینده]] دور یا نزدیک ممکن است روی دهد و به شکلی در [[سرنوشت انسان]] موثر است، [[آگاه]] باشد. | # از تمام حوادثی که در [[آینده]] دور یا نزدیک ممکن است روی دهد و به شکلی در [[سرنوشت انسان]] موثر است، [[آگاه]] باشد. | ||
# از هرگونه [[لغزش]] و [[خطا]] برکنار بوده، در عین [[محبت]]، با [[شهامت]] باشد و از هیچ قدرتی در [[اجتماع]] نترسد. | # از هرگونه [[لغزش]] و [[خطا]] برکنار بوده، در عین [[محبت]]، با [[شهامت]] باشد و از هیچ قدرتی در [[اجتماع]] نترسد. | ||
# | # منافع شخصی در [[اجتماع]] [[انسانی]] نداشته باشد تا منافع [[جامعه]] را فدای آن کند. | ||
با | با عنایت به ویژگیهای مزبور، با [[قاطعیت]] میتوان گفت که کسی جز [[خدا]] و فرستادگان او دارای چنین صفاتی نیست. آیا کسی میتواند ادعا کند که من [[انسان]] را به طور کامل شناختهام، در حالی که دانشمندان بزرگ در پاسخ به این سوال اظهار عجز و [[ناتوانی]] میکنند و رسما [[انسان]] را موجودی ناشناخته معرفی مینمایند؟ | ||
از این اشاره گذرا نتیجه | از این اشاره گذرا نتیجه میگیریم که قانونگذار واقعی خداست. او [[خالق]] [[انسان]] و [[جهان]] است. از تمام [[اسرار]] وجودی [[انسان]] و [[خواص]] اشیاء باخبر است، از حوادث گذشته و [[آینده]] و تأثیر آنها بر [[سرنوشت انسان]] به خوبی [[آگاه]] است، [[خطا]] و [[اشتباه]] در ذات او راه ندارد، چیزی کم ندارد تا بخواهد از طریق [[قانون]] آن را جبران کند، از کسی نمیترسد و در تشریعات خود تنها نفع [[انسانها]] را در نظر داد. به [[اعتقاد]] ما، [[بشر]] به [[دلایل]] عدم اطلاع کافی، حب ذات، در معرض [[خطا]] و نسیان بودن و عدم [[توانایی]] در [[درک]] جمیع [[مصالح]] مادی و معنوی [[انسان]]، صلاحیت قانونگذاری ندارد. از اینها گذشته، بر اساس چه منطقی [[اکثریت]] افراد [[جامعه]] و یا [[قدرت]] [[حاکم]] میتوانند مقررات اجباری وضع کنند، در حالیکه میدانیم هر [[انسانی]] [[آزاد]] [[آفریده]] شده و هیچ کسی نمیتواند در [[سرنوشت]] دیگری بدن [[دلیل]] دخالت نماید. بر این اساس، بزرگان [[دین]] گفتهاند که قانونگذاری در انحصار [[خداوند]] است. | ||
[[ادله نقلی]] فراوانی به این امر که وضع [[قانون]] در انحصار [[خداوند]] است دلالت دارند. [[امام علی]] {{ع}} در این زمینه میفرماید: "آیا [[خداوند]] [[دین]] ناقصی نازل کرده و از آنها برای تکمیل آن کمک خواسته است؟ یا آنها [[شریک]] خدایند که [[حق]] دارند بگویند (قانونگذاری کنند) و بر [[خدا]] لازم است که [[رضایت]] دهد و بپذیرد؟"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، | [[ادله نقلی]] فراوانی به این امر که وضع [[قانون]] در انحصار [[خداوند]] است دلالت دارند. [[امام علی]] {{ع}} در این زمینه میفرماید: "آیا [[خداوند]] [[دین]] ناقصی نازل کرده و از آنها برای تکمیل آن کمک خواسته است؟ یا آنها [[شریک]] خدایند که [[حق]] دارند بگویند (قانونگذاری کنند) و بر [[خدا]] لازم است که [[رضایت]] دهد و بپذیرد؟"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸.</ref>.<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۴۸-۱۵۰.</ref> | ||
=== سوم: | === سوم: عینیت دیانت و سیاست === | ||
از دیگر مؤلفههای نظریه [[خلافت]] جداناپذیری [[دین]] از [[سیاست]] است. هرکس [[قرآن کریم]]، [[سنت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] | از دیگر مؤلفههای نظریه [[خلافت]] جداناپذیری [[دین]] از [[سیاست]] است. هرکس [[قرآن کریم]]، [[سنت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] تاریخ اسلام را مورد توجه قرار دهد، به خوبی این واقعیت را درمییابد که جدا کردن [[دین]] از [[سیاست]] و [[حکومت]] امری غیر ممکن و به منزله این است که [[اسلام]] را از [[اسلام]] جدا کنند. | ||
اولین اقدامی که [[پیامبر]] پس از [[هجرت به مدینه]] انجام دادند، [[تشکیل حکومت اسلامی]] بود. ایشان به خوبی میدانستند اهداف [[نبوت]] و [[بعثت]] [[انبیاء]] | اولین اقدامی که [[پیامبر]] پس از [[هجرت به مدینه]] انجام دادند، [[تشکیل حکومت اسلامی]] بود. ایشان به خوبی میدانستند اهداف [[نبوت]] و [[بعثت]] [[انبیاء]] ـ یعنی [[تعلیم و تربیت]]، [[اقامه قسط]] و [[عدل]] و [[سعادت]] و کمال [[انسان]] ـ بدون تشکیل حکومت ممکن نیست. به همین [[دلیل]]، در اولین فرصت ممکن، به اجازه [[پروردگار]]، بنیان [[حکومت]] را بنا نهادند. | ||
در [[قرآن کریم]]، [[آیات]] متعددی ناظر به حدود، [[قصاص]]، [[جهاد]]، [[حقوق]] بینالملل، [[امر به معروف و نهی از منکر]] و عدم | در [[قرآن کریم]]، [[آیات]] متعددی ناظر به حدود، [[قصاص]]، [[جهاد]]، [[حقوق]] بینالملل، [[امر به معروف و نهی از منکر]] و عدم دوستی با کافران مشتمل بر احکامی هستند که تنها در دایره [[حکومت]] توجیه پذیرند. همین مضامین به صورت گستردهتر در [[سنت پیامبر]] و [[روایات معصومین]] {{عم}} وارد شده و بخش عظیمی از [[فقه]] [[اسلام]] و کتابهای [[فقهی]] را به سه بخش تقسیم میکنند: [[عبادات]]؛ معاملات؛ و سیاسات. در نگاه عمیق، تمامی این رابطهها تنها در سایه [[حکومت]] به خوبی قابل تنظیم هستند. در پرتو نظریه [[الهی]] "[[خلافت]]" ارتباط [[انسان]] در ابعاد گوناگون آن (ارتباط با [[خدای متعال]]، ارتباط با [[حکومت]]، ارتباط با خود، ارتباط با طبیعت و ارتباط با دیگر [[انسانها]]) به طور معقول و بر محور [[دین]] تنظیم میگردد. | ||
در چنین جامعهای که [[خلیفه]] واقعی [[خدا]] در رأس آن قرار دارد، [[انسان]] [[خالق]] واقعی خود را به خوبی میشناسد و به رابطه خالقی و مخلوقی میان [[خدا]] و همه کس و همه چیز و از جمله خودش باورمند است؛ همینطور [[اعتقاد]] دارد که [[خدا]] از [[طریق وحی]]، | در چنین جامعهای که [[خلیفه]] واقعی [[خدا]] در رأس آن قرار دارد، [[انسان]] [[خالق]] واقعی خود را به خوبی میشناسد و به رابطه خالقی و مخلوقی میان [[خدا]] و همه کس و همه چیز و از جمله خودش باورمند است؛ همینطور [[اعتقاد]] دارد که [[خدا]] از [[طریق وحی]]، انزال کتب و [[ارسال رسل]] با [[انسان]] ارتباط برقرار نموده، برنامه [[زندگی]] او را به نحو احسن طراحی کرده است و او باید از طریق [[اطاعت]]، [[عبادت]]، [[دعا]] و [[نیایش]] این ارتباط را [[حفظ]] و تقویت کند و نیز معترف است که [[خداوند]] [[رب]] اوست و او [[عبد]] [[خدای متعال]]. [[انسان]] [[الهی]] به خودش، بسان یک [[امانتدار]] نگاه میکند و بر این [[باور]] است که [[روح]] و جسم و همه هستی او امانتی [[الهی]] است و تصرف در وجودش را در محدودهای که [[خالق]] به او [[اذن]] داده، [[اعمال]] میکند. | ||
او در | او در ارتباط با دیگران نیز دو اصل "[[عدالت]]" و "[[احسان]]" را مبنا قرار داده، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن فرمان میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref> [[حقوق]] و [[تکالیف]] خود را با دیگران بر این اساس تنظیم میکند. از آنجا که خود را از یک سو، [[امانتدار الهی]] و از سوی دیگر، [[جانشین خدا]] میبیند، تلاش میکند با طبیعت و محیط زیست نیز ارتباط سالم داشته باشد و در [[حفظ]] [[نعمتهای الهی]] کوشا باشد؛ زیرا [[معتقد]] است که [[خداوند]] [[آبادانی]] طبیعت را از او خواسته است: {{متن قرآن|هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا}}<ref>«او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد» سوره هود، آیه ۶۱.</ref>. | ||
در نظریه [[خلافت]] [[هدف]] اصلی [[خلیفه خدا]] اعلای کلمةالله، [[دفاع]] از کیان و موجودیت خویش و [[حفظ]] [[اموال]] و [[نفوس]] واعراض و نوامیس [[جامعه]] و تأمین [[سعادت]] مادی و | در نظریه [[خلافت]] [[هدف]] اصلی [[خلیفه خدا]] اعلای کلمةالله، [[دفاع]] از کیان و موجودیت خویش و [[حفظ]] [[اموال]] و [[نفوس]] واعراض و نوامیس [[جامعه]] و تأمین [[سعادت]] مادی و معنوی [[انسان]] است و برای این کار در حوزه خلافتش آمادگی تمام عیار دارد<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۵۰-۱۵۲.</ref>. | ||
=== چهارم: | === چهارم: آزادی معقول === | ||
بدون تردید، هر نظامی بر اساس فرهنگ و ارزشهای ویژه خود، اموری را [[مشروع]] و معقول میداند، هرچند ممکن است دیگران آن را [[نامشروع]] بدانند. پس "[[آزادی]] مطلق" شعاری است خلاف واقع؛ هیچ قانونی نمیتواند آن را [[تأیید]] کند؛ بنابراین، [[آزادی]] محدود میشود. سوال این است که حد و مرز [[آزادی]] را چه مرجعی باید تأمین کند؟ و | بدون تردید، هر نظامی بر اساس فرهنگ و ارزشهای ویژه خود، اموری را [[مشروع]] و معقول میداند، هرچند ممکن است دیگران آن را [[نامشروع]] بدانند. پس "[[آزادی]] مطلق" شعاری است خلاف واقع؛ هیچ قانونی نمیتواند آن را [[تأیید]] کند؛ بنابراین، [[آزادی]] محدود میشود. سوال این است که حد و مرز [[آزادی]] را چه مرجعی باید تأمین کند؟ و آزادی معقول و [[مشروع]] کدام است؟ در پاسخ به این سوال است که مکاتب گوناگون از یکدیگر متمایز میشوند. | ||
در نظریه [[خلافت]]، چون [[خداوند]] [[خالق]] هستی است و | در نظریه [[خلافت]]، چون [[خداوند]] [[خالق]] هستی است و حق حاکمیت مطلق بر [[جهان]] و [[انسان]] از آن اوست و قانونگذاری واقعی نیز در انحصار او قرار دارد، [[ارزشهای اخلاقی]] و حقوقی را نیز او تعیین میکند؛ ارزشهایی که ثابت و غیر قابل تغییرند. از این منظر، هرچند برای افراد [[انسان]] [[حقوق]] مطرح است و تکالیفی که [[درک]] کلیت آن در توان [[عقل]] و [[فطرت آدمی]] میباشد، اما تأمین حد و مرز و مصادیق این [[حقوق]] نیز از سوی [[خداوند]] است و به عنوان تکلیف الهی، افراد ملزم به رعایت آنها هستند. علاوه بر این، مسأله مهمی که [[حقوق]] از آن سرچشمه میگیرد، هدفمند بودن [[آفرینش]] است؛ هدفی که در عبارات پر محتوای "[[تکامل]]" و "[[تعلیم و تربیت]]" خلاصه میشود. از مجموع اینها نتیجه میگیریم که آزادیها باید به گونهای باشند که پایههای "[[تعلیم و تربیت]]" را محکم و زمینه تکامل معنوی [[انسان]] را فراهم سازند و این [[آزادی]]، معقول است <ref>عبدالله جوادی آملی، فلسفه حقوق بشر، ص۱۸۶-۱۹۷.</ref>.<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۵۲-۱۵۳.</ref> | ||
=== پنجم: [[مسئولیتپذیری]] و | === پنجم: [[مسئولیتپذیری]] و سازندگی === | ||
در نظریه [[خلافت]]، [[انسان]] موجودی است [[مسئول]] و مبنای این [[مسئولیت]] نیز تواناییهای [[فطری]] اوست. او تنها موجودی است که با تکیه بر [[عقل]] و [[قدرت]] | در نظریه [[خلافت]]، [[انسان]] موجودی است [[مسئول]] و مبنای این [[مسئولیت]] نیز تواناییهای [[فطری]] اوست. او تنها موجودی است که با تکیه بر [[عقل]] و [[قدرت]] تصمیم گیری، میتواند تکلیفپذیر باشد؛ یعنی میتواند در برابر [[خواستهها]] و [[امیال]] و غرایز درونی و عوامل بیرونی و محیط [[زندگی]] خویش [[ایستادگی]] کند تا آنجا که قادر است مسیر فعالیت خود را در چارچوب قواعد [[حاکم]] بر [[جامعه]] تنظیم کند و این ویژگی [[انسان]] را به صورت موجودی تکلیفپذیر درآورده است. | ||
بنابراین [[انسان]] در برابر هرگونه [[رفتار]] خود [[مسئول]] است و این | بنابراین [[انسان]] در برابر هرگونه [[رفتار]] خود [[مسئول]] است و این پاسخگویی در برابر [[اعمال]]، [[مقتضای عدالت]] است. | ||
اصولا در | اصولا در منطق [[خلافت]]، نظام هستی و [[حیات]] بر پایه [[تکلیف]] پذیری و [[فلسفه آفرینش]] پدید آوردن انسانهای [[مسئول]] و [[متعهد]] است؛ انسانهایی که با [[درک]] [[هدفمندی]] نظام خلقت، به سوی [[سعادت]] و کمال حرکت نمایند و بدانند که [[رسالت]] اصلی آنان سازندگی، اعم از [[خودسازی]] و دیگرسازی، در پرتو احکام دینی است. [[هدایت]] [[انسان]] به انجام [[تکالیف]] به این معناست که مواظب باش [[حقوق]] دیگران را ضایع نکنی؛ چون "[[تکلیف]]" و "[[حق]]" متلازمند؛ در برابر حقوقی که به [[انسان]] اعطا میگردد، تکالیفی نیز از آنان خواسته میشود؛ اما به [[دلیل]] جنبه سازندگی و دیگرسازی که [[دین]] برای خود قائل است، در مقام بیان، به بعد [[تکلیف]] و [[مسئولیت]] عنایت بیشتری دارد. علاوه بر این، [[انسان]] به حسب طبع اولی خود، درصدد تأمین خواستههای خود برمیآید. آنچه مهم است توجه دادن او به [[رسالت]] [[انسانی]] و مسئولیت الهی خویش است. | ||
[[امام سجاد]] {{ع}} در این خصوص بیان [[زیبا]] و جامعی دارد: "(ای [[انسان]]) بدان - [[خدا]] تو را [[رحمت]] کند - و توجه داشته باش که اطراف تو را | [[امام سجاد]] {{ع}} در این خصوص بیان [[زیبا]] و جامعی دارد: "(ای [[انسان]]) بدان - [[خدا]] تو را [[رحمت]] کند - و توجه داشته باش که اطراف تو را حقوقی فراگرفته است. هر حرکتی که انجام میدهی و سکونی که داری، حقی در آن است. در هر مقام و موقعیت [[اجتماعی]] که قرار بگیری، هر اندامی از اندامهای بدنت را به کارگیری و هر ابزاری را برای کار خود مورد استفاده قرار بدهی، بر هر یک از آنها حقوقی تعلق میگیرد. برخی از این [[حقوق]] بزرگتر از بعضی دیگرند"<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲-۳.</ref>. | ||
بیان [[امام]] ناظر بر این واقعیت است که ای [[انسان]]، متوجه باش که ابعاد گوناگون [[زندگی]] تو مشمول [[حقوق]] الهیاند. گه یک حرکت تو را چندین [[حق]] احاطه میکند. تو [[رسالت]] [[انسانی]] و [[الهی]] داری. تنها در پرتو انجام این [[رسالت]] است که میتوانی [[خلیفه خدا]] در [[زمین]] باشی. جالب اینکه نمیفرماید: تو | بیان [[امام]] ناظر بر این واقعیت است که ای [[انسان]]، متوجه باش که ابعاد گوناگون [[زندگی]] تو مشمول [[حقوق]] الهیاند. گه یک حرکت تو را چندین [[حق]] احاطه میکند. تو [[رسالت]] [[انسانی]] و [[الهی]] داری. تنها در پرتو انجام این [[رسالت]] است که میتوانی [[خلیفه خدا]] در [[زمین]] باشی. جالب اینکه نمیفرماید: تو حقوقی داری که دیگران باید رعایت کنند، بلکه میفرماید: "حقوق دیگران تو را احاطه کرده است و باید از عهده آنها برآیی و منشأ حقوق، حقی است که [[خداوند]] بر تو دارد. آنچه [[انسانیت]] [[انسان]] را [[رشد]] میدهد، استعدادهای او را شکوفا میسازد، خلاقیت و ابتکار او را بروز میدهد، توجه به [[وظایف]] [[انسانی]] و الهی اوست. کسی که [[خالق]] خود را [[شناخت]] و وظیفه [[بندگی]] او را خوب انجام داد، [[رفتار]] و کردارش [[الهی]] میشود و روحیه [[مسئولیت پذیری]] و [[رعایت حقوق دیگران]] در او شکوفا میگردد<ref>عبدالله جوادی آملی، فلسفه حقوق بشر، ص۲۲۹-۲۲۶.</ref>؛ زیرا [[احساس]] و [[درک]] [[مسئولیت]] منشأ [[سعادت]] است"<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۵۳-۱۵۵.</ref>. | ||
== | == کارکردهای دیگر == | ||
برخی دیگر از کارکردهای امامت عبارت است از: | |||
# انسجام [[دین]]: تشکیل جامعه ولایی با محوریت ولی الهی، سبب تحقق منظومه منسجم دین خواهد شد و در برابر، اگر مسأله [[حکومت]] و ولایت را از دین بگیرند، نخواهد توانست [[رسالت]] اصلی خودش را به انجام برساند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۲/۱۱/۱۳۶۶.</ref>. | |||
# [[نجات]] جهان [[اسلام]]: برخی از اندیشمندان با اشاره به [[حاکمیت]] ارزشهای دینی و محوریت [[وحی]] در ولایت، توجه به مسأله [[غدیر]] و ولایت را سبب نجات جهان اسلام میدانند.<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام در عید سعید غدیر، ۲۸/۲/۱۳۷۴.</ref> | |||
# [[آرامش]] [[بشریت]]: تحقق ولایت [[اسلامی]] و [[علوی]] تنها برای [[مؤمنان]] مفید نبوده، بلکه سبب آرامش انسانهای [[فاسق]] و [[کافر]] میگردد. [[حکومت]] غیرالهی و عدم [[حاکمیت]] [[اخلاق]] و [[خداترسی]] به [[تبعیض]] و [[ظلم]] بین [[انسانها]] منجر شده و در مقابل، تحقق [[ولایت الهی]] [[آرامش]]، [[مساوات]]، [[امنیت]] و [[عدالت]] را برای تمام انسانها به ارمغان میآورد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام اسلامی در عید سعید غدیر، ۱۶/۱/۱۳۷۸.</ref>. | |||
# معنایافتن [[معارف اسلامی]]: با نگرش [[وحدت اجتماعی]]، [[وحدت]] سیاسی، وحدت [[معنوی]] و [[روحی]] و وحدت عملی، ابعاد [[شگفتی]] مییابد که بسیاری از معارف اسلامی را برای ما معنی میکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام اسلامی در عید سعید غدیر، ۲۷/۱/۱۳۷۷.</ref>. | |||
# تجلی حاکمیت معیارهای [[الهی]]: [[حضرت علی]]{{ع}} جامع تمام [[ارزشهای الهی]] بوده و این امر مورد اعتراف تمام حاضران در [[ماجرای غدیر]] بوده و[[فلسفه]] [[نصب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در مقابل دیدگان [[مسلمانان]]، اهمیت بخشیدن به ارزشهای الهی است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام اسلامی در عید سعید غدیر، ۲۰/۴/۱۳۶۹.</ref>. [[حکومت اسلامی]] تا زمان قیام قائم نیز باید با محوریت [[ارزشها]] و معیارهای [[الهی]] باشد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام اسلامی در عید سعید غدیر، ۸/۳/۱۳۷۳.</ref>. | |||
# ضمانت صلاح و حفاظت از [[حقوق مردم]]: [[ولایت الهی]] شرایط و [[وظایف]] سنگینی بر دوش [[حاکم]] مینهد که به موجب آن حکومت ولایی، مردمیترین شکل حکومت است. [[پارسایی]] [[حاکمان الهی]] و حکومت ارزشهای دینی سبب میشود حکومت ولایی ضامن خیر و صلاح [[انسانها]] بوده و حقوق مردم محفوظ بماند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام اسلامی در عید سعید غدیر، ۱۰/۴/۱۳۷۰.</ref>. | |||
# پرورش روحیه [[مهرورزی]]: نتیجه [[ولایت]] [[معصومان]]{{عم}} [[الگوگیری]] [[پیروان]] ایشان و [[رشد]] روحیه مهرورزی در میان [[شیعیان]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام اسلامی در عید سعید غدیر، ۲۸/۲/۱۳۷۴.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۵۵ ـ ۱۵۸.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۱۲۷: | خط ۱۳۴: | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1379780.jpg|22px]] [[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|'''بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان''']] | # [[پرونده:1379780.jpg|22px]] [[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|'''بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان''']] | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:1100619.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|'''منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||