←نخست: تقیه
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
=== نخست: تقیه === | === نخست: تقیه === | ||
{{همچنین|تقیه}} | {{همچنین|تقیه}} | ||
[[امامان]] [[شیعی]] در دورانی [[زندگی]] میکردند که هم حاکمانی [[جائر]]، زمام [[حکومت]] را در دست گرفته بودند و هم فضای عمومی [[جامعه]] به لحاظ [[عقیدتی]] و [[فقهی]] با ایشان موافق نبود. [[اختناق]] [[حاکم]] بر آن دوران، گرچه برای همه [[امامان]] یکسان نبود، اما در اصل وجود آن برای همه ایشان تردیدی نیست. بیگمان انتشار آشکار دیدگاههای اصیل [[اسلامی]] و [[شیعی]] در آن دوران، نابودی [[مذهب تشیع]] را در پی داشت؛ ازاینرو بود که ایشان هم خود به وقت [[احساس]] خطر، تقیه و از بیان دیدگاه صحیح خودداری میکردند و هم [[شیعیان]] را به تقیه سفارش میفرمودند؛ تا آنجا که وقتی [[جابر جعفی]] برای کسب [[علم]] نزد [[امام باقر]] {{ع}} آمد و ابراز داشت از [[اهل کوفه]] است، حضرت فرمود: "اگر از تو پرسیدند [[اهل]] کجایی، بگو: [[اهل مدینه]]". [[جابر]] میپرسد: آیا [[دروغ]] نیست؟ حضرت فرمود: "هرکس تا زمانی که در یک [[شهر]] باشد، [[اهل]] همانجا محسوب میشود"<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۱۹۳؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب {{عم}}، ج۴، ص۲۰۰.</ref>. به نظر میرسد چون در آن دوران، [[کوفی]] بودن مساوی با [[شیعه]] بودن بود، حضرت با [[آموزش]] این سخن، به دنبال [[نجات]] [[جان]] [[اصحاب]] خود بودند. ایشان در روایتی صحیح به [[ابن مسکان]] یادآور شدند نسبت به کسی که به [[امام على]] {{ع}} [[ناسزا]] میگوید، [[خشونت]] به [[خرج]] ندهد. آنگاه فرمودند: "به [[خدا]] [[سوگند]]، گاهی میشود که من صدای کسی را که به على {{ع}} [[ناسزا]] میگوید، میشنوم و میان من و او تنها یک ستون فاصله است. پس پشت آن ستون پنهان شده، آنگاه که از [[نماز]] فراغت یافتم، بر او [[سلام]] کرده، با او [[مصافحه]] میکنم"<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ص۲۵۹ و ۲۶۰.</ref>. در موارد متعددی، [[امام]] {{ع}} [[شیعیان]] خود را به حضور در [[نماز]] [[مخالفان]] [[دعوت]] میکند؛ چنانکه (براساس روایتی صحیح) وقتی یکی از [[شیعیان]] دراینباره از ایشان سؤال کرد، [[امام]] {{ع}} به بیان [[ثواب]] چنین نمازی نیز اشاره کردند<ref>{{متن حدیث|...أَ مَا تَرْضَى أَنْ تُحْسَبَ لَكَ- بِأَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ صَلَاةً}}؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۰۷). برای دیدن دیگر روایات، ر. ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۷۹-۳۸۱. شیخ حر عاملی نیز روایات متعددی را زیر عنوان | [[امامان]] [[شیعی]] در دورانی [[زندگی]] میکردند که هم حاکمانی [[جائر]]، زمام [[حکومت]] را در دست گرفته بودند و هم فضای عمومی [[جامعه]] به لحاظ [[عقیدتی]] و [[فقهی]] با ایشان موافق نبود. [[اختناق]] [[حاکم]] بر آن دوران، گرچه برای همه [[امامان]] یکسان نبود، اما در اصل وجود آن برای همه ایشان تردیدی نیست. بیگمان انتشار آشکار دیدگاههای اصیل [[اسلامی]] و [[شیعی]] در آن دوران، نابودی [[مذهب تشیع]] را در پی داشت؛ ازاینرو بود که ایشان هم خود به وقت [[احساس]] خطر، تقیه و از بیان دیدگاه صحیح خودداری میکردند و هم [[شیعیان]] را به تقیه سفارش میفرمودند؛ تا آنجا که وقتی [[جابر جعفی]] برای کسب [[علم]] نزد [[امام باقر]] {{ع}} آمد و ابراز داشت از [[اهل کوفه]] است، حضرت فرمود: "اگر از تو پرسیدند [[اهل]] کجایی، بگو: [[اهل مدینه]]". [[جابر]] میپرسد: آیا [[دروغ]] نیست؟ حضرت فرمود: "هرکس تا زمانی که در یک [[شهر]] باشد، [[اهل]] همانجا محسوب میشود"<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۱۹۳؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب {{عم}}، ج۴، ص۲۰۰.</ref>. به نظر میرسد چون در آن دوران، [[کوفی]] بودن مساوی با [[شیعه]] بودن بود، حضرت با [[آموزش]] این سخن، به دنبال [[نجات]] [[جان]] [[اصحاب]] خود بودند. ایشان در روایتی صحیح به [[ابن مسکان]] یادآور شدند نسبت به کسی که به [[امام على]] {{ع}} [[ناسزا]] میگوید، [[خشونت]] به [[خرج]] ندهد. آنگاه فرمودند: "به [[خدا]] [[سوگند]]، گاهی میشود که من صدای کسی را که به على {{ع}} [[ناسزا]] میگوید، میشنوم و میان من و او تنها یک ستون فاصله است. پس پشت آن ستون پنهان شده، آنگاه که از [[نماز]] فراغت یافتم، بر او [[سلام]] کرده، با او [[مصافحه]] میکنم"<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ص۲۵۹ و ۲۶۰.</ref>. در موارد متعددی، [[امام]] {{ع}} [[شیعیان]] خود را به حضور در [[نماز]] [[مخالفان]] [[دعوت]] میکند؛ چنانکه (براساس روایتی صحیح) وقتی یکی از [[شیعیان]] دراینباره از ایشان سؤال کرد، [[امام]] {{ع}} به بیان [[ثواب]] چنین نمازی نیز اشاره کردند<ref>{{متن حدیث|...أَ مَا تَرْضَى أَنْ تُحْسَبَ لَكَ- بِأَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ صَلَاةً}}؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۰۷). برای دیدن دیگر روایات، ر. ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۷۹-۳۸۱. شیخ حر عاملی نیز روایات متعددی را زیر عنوان {{عربی|بَابُ اسْتِحْبَابِ حُضُورِ الْجَمَاعَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَى بِهِ لِلتَّقِيَّةِ وَ الْقِيَامِ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ مَعَه}} نقل میکند (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۸، ص۲۹۹).</ref>. | ||
[[ابوبصیر]] در روایتی صحیح [[نقل]] میکند عبدالحمید از [[امام صادق]] {{ع}} درباره [[قنوت]] [[نماز جمعه]] سؤال میکند. ایشان ابتدا جواب تقیهای میدهد، وقتی عبدالحمید | [[ابوبصیر]] در روایتی صحیح [[نقل]] میکند عبدالحمید از [[امام صادق]] {{ع}} درباره [[قنوت]] [[نماز جمعه]] سؤال میکند. ایشان ابتدا جواب تقیهای میدهد، وقتی عبدالحمید اصرار میکند که [[شیعیان]] شما، جز این را میگویند، [[امام]] قبول نمیکند، اما همین که [[امام]] متوجه میشود دیگران به کار خود مشغولاند، [[حکم]] واقعی را بیان میکند<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۷.</ref>. | ||
بر اساس شواهد [[تاریخی]]، [[امام]] ترککنندگان تقیه را نیز [[سرزنش]] میکنند؛ چنانکه [[امام صادق]] {{ع}} در روایتی معتبر، [[معلی بن خنیس]] را با تأکید فراوان به تقیه سفارش کردند<ref>{{متن حدیث|يَا مُعَلّى، اكْتُمْ أَمْرَنَا، وَ لَا تُذِعْهُ، فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يُذِعْهُ، أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ جَعَلَهُ نُوراً بَيْنَ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ يَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ؛ يَا مُعَلّى، مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يَكْتُمْهُ، أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَيْنِ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ التَّقِيَّةَ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي، وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَاتَقِيَّةَ لَهُ، يَا مُعَلّى، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي السِّرِّ، كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي الْعَلَانِيَةِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ الْمُذِيعَ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَه}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴.</ref> با وجود این، معلی سفارش [[امام]] را رعایت نکرده، کشته میشود. [[امام]] {{ع}} پس از شنیدن خبر [[قتل]] وی، بیان کردند که [[انتظار]] این خبر را داشتند و [[ضرر]] [[دشمن]]، کمتر از [[ضرر]] [[دوستی]] است که [[اسرار]] را فاش میکند<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر. ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. | بر اساس شواهد [[تاریخی]]، [[امام]] ترککنندگان تقیه را نیز [[سرزنش]] میکنند؛ چنانکه [[امام صادق]] {{ع}} در روایتی معتبر، [[معلی بن خنیس]] را با تأکید فراوان به تقیه سفارش کردند<ref>{{متن حدیث|يَا مُعَلّى، اكْتُمْ أَمْرَنَا، وَ لَا تُذِعْهُ، فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يُذِعْهُ، أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ جَعَلَهُ نُوراً بَيْنَ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ يَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ؛ يَا مُعَلّى، مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يَكْتُمْهُ، أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَيْنِ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ التَّقِيَّةَ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي، وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَاتَقِيَّةَ لَهُ، يَا مُعَلّى، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي السِّرِّ، كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي الْعَلَانِيَةِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ الْمُذِيعَ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَه}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴.</ref> با وجود این، معلی سفارش [[امام]] را رعایت نکرده، کشته میشود. [[امام]] {{ع}} پس از شنیدن خبر [[قتل]] وی، بیان کردند که [[انتظار]] این خبر را داشتند و [[ضرر]] [[دشمن]]، کمتر از [[ضرر]] [[دوستی]] است که [[اسرار]] را فاش میکند<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر. ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
این سخن برای تطهیر جنایت هولناک عاملان رویداد [[کربلا]] مطرح شده بود. [[امام]] {{ع}} فرمودند که اگر سخن شما صحیح است، پس چرا [[خداوند]]، ابليس را که سردمدار [[کفر]] و تمام [[گناهان]] است، از بین نمیبرد؟<ref>همان.</ref>[[سخن]] دراینباره فراوان است؛ اما روشن است که [[دفع شبهه]]، همچون [[دفع شبهه]] ضد [[اسلامی]] از [[شئون امام]] {{ع}} است<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۳ ـ ۲۹۴.</ref>. | این سخن برای تطهیر جنایت هولناک عاملان رویداد [[کربلا]] مطرح شده بود. [[امام]] {{ع}} فرمودند که اگر سخن شما صحیح است، پس چرا [[خداوند]]، ابليس را که سردمدار [[کفر]] و تمام [[گناهان]] است، از بین نمیبرد؟<ref>همان.</ref>[[سخن]] دراینباره فراوان است؛ اما روشن است که [[دفع شبهه]]، همچون [[دفع شبهه]] ضد [[اسلامی]] از [[شئون امام]] {{ع}} است<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۳ ـ ۲۹۴.</ref>. | ||
=== سوم: [[ | === سوم: جلوگیری از انحراف شیعیان === | ||
{{اصلی|جلوگیری از انحراف امت}} | |||
[[قرآن کریم]] شاهدی بر این مدعاست که حتی در دوران حضور [[پیشوایان]] [[دین]]، انحرافاتی میان [[پیروان]] آنها رخ داده است. [[شیعیان]] نیز از این پدیده مستثنا نبوده و نیستند؛ به ویژه آنکه [[مقامات]] والای [[علمی]] و [[معنوی]] [[ائمه]] اطهار {{عم}} و بروز و نمود [[کرامات]] و آگاهیهای [[غیبی]] ایشان برای برخی [[شیعیان]] سنگین بود و هرگونه [[انحراف]] از مسیر [[حق]] را محتمل میساخت. نتیجه این مقدمات، بروز اندیشههای [[انحرافی]] برای برخی [[شیعیان]] در [[مسائل اعتقادی]] بود که واکنش جدی [[پیشوایان]] [[تشیع]] را به دنبال داشت. | |||
[[سیره]] و [[سنت]] [[امامان معصوم]] {{عم}} بیانگر وجود وظیفهای است که ایشان در برابر [[انحرافات]] برای خود [[احساس]] کرده، وارد میدان میشدند. در اینجا تنها به یک نمونه از [[انحرافات]] صورت گرفته در عصر [[معصومان]] {{عم}} و واکنشهای ایشان اشاره میکنیم. | |||
اندیشههای غالیانه در [[تاریخ]] [[یهود]] و [[نصارا]] پدیدهای است که [[قرآن کریم]] از آن خبر داده است؛ تا آنجا که [[عزیر]]، [[مریم]] و [[عیسی]] {{عم}} را [[خدا]] یا [[پسر خدا]] دانستند<ref>سوره توبه، آیه 30؛ سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>. [[امت اسلامی]] و بهطور خاص، [[جامعه]] [[شیعی]] نیز از لوث وجود چنین اندیشهای در [[امان]] نمانده است. براساس منابع قدیمی [[ملل و نحل]]، [[اندیشه]] [[الوهیت]] دستکم از زمان [[امام علی]] {{ع}} نسبت به ایشان وجود داشته است<ref>ابن عبدالرحمان ملطى، التنبيه و الرد على اهل الاهواء و البدع، ص۱۸؛ عبيد الله بن عبدالله سدآبادی، المقنع فی الامامة، ص۷۹.</ref>. | |||
[[ائمه اطهار]] {{عم}} گاه قاطعانه [[عقاید]] [[غلات]] را رد کرده، به بیان [[عقاید]] صحیح میپرداختند؛ چنانکه [[امام صادق]] {{ع}} به یکی از [[یاران]] خود به نام "صالح بن سهل" که به [[ربوبیت]] [[امام صادق]] {{ع}} [[اعتقاد]] داشت، فرمود که ایشان مخلوق خداست و او را [[عبادت]] میکند و اگر [[خدا]] را [[عبادت]] نکند، [[عذاب]] خواهد شد<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الكشی، ص۳۴۱.</ref>. ایشان از کسانی هم که [[تصور]] [[پیامبری]] ایشان را داشتند، [[بیزاری]] میجستند<ref>همان، ص۲۴۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۴ ـ ۲۹۶.</ref> | |||
== [[تفویض]] [[شئون نبوت]] به [[امام]] == | == [[تفویض]] [[شئون نبوت]] به [[امام]] == | ||