←على{{ع}} صاحب حكمت!
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
=== على{{ع}} صاحب حكمت! === | === على{{ع}} صاحب حكمت! === | ||
آيه حكمت دلالت مىكند بر اين كه: «هر كسى كه به او حكمت داده شده، خير فراوانى نصيبش شده است» امّا در مورد اين كه به چه كسى حكمت داده شده؟ از آيه شريفه چيزى استفاده نمىشود. ولى روايات مختلفى از شيعه و [[اهل]] [[سنّت]] نقل شده كه علىّ ابن أبي طالب{{ع}} را واجد چنان حكمتى معرّفى مىكند. به برخى از روايات مذكور توجّه كنيد: | آيه حكمت دلالت مىكند بر اين كه: «هر كسى كه به او حكمت داده شده، خير فراوانى نصيبش شده است» امّا در مورد اين كه به چه كسى حكمت داده شده؟ از آيه شريفه چيزى استفاده نمىشود. ولى روايات مختلفى از شيعه و [[اهل]] [[سنّت]] نقل شده كه علىّ ابن أبي طالب{{ع}} را واجد چنان حكمتى معرّفى مىكند. به برخى از روايات مذكور توجّه كنيد: | ||
# «حاكم حسكانى»، دانشمند معروف اهل سنّت، از «ربيع بن خيثم» نقل مىكند كه: نام على{{ع}} را نزد من بردند، گفتم: «نديدم كسى از [[مردم]] بتواند ايرادى بر حكم و داورى آن حضرت بگيرد (سپس به آيه حكمت [[استدلال]] مىكند)»<ref>{{عربی|لَمْ ارَهُمْ يَجِدُونَ عَلَيْهِ فى حُكْمِهِ وَ اللَّهُ تَعالى يَقُولُ «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً}}؛ شواهد التّنزيل، | # «حاكم حسكانى»، دانشمند معروف اهل سنّت، از «ربيع بن خيثم» نقل مىكند كه: نام على{{ع}} را نزد من بردند، گفتم: «نديدم كسى از [[مردم]] بتواند ايرادى بر حكم و داورى آن حضرت بگيرد (سپس به آيه حكمت [[استدلال]] مىكند)»<ref>{{عربی|لَمْ ارَهُمْ يَجِدُونَ عَلَيْهِ فى حُكْمِهِ وَ اللَّهُ تَعالى يَقُولُ «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً}}؛ شواهد التّنزيل، ج ۱، ص ۱۰۷، ح ۱۵۰.</ref>. | ||
# [[ابن عبّاس]] مىگويد: پيامبر اكرم{{صل}} فرمود: «كسى كه مىخواهد به ابراهيم در حلمش، و به نوح در حكمتش و به يوسف در مردمدارىاش بنگرد، به علىّ ابن أبي طالب نگاه كند»<ref>{{متن حدیث|مَنْ ارادَ انْ يَنْظُرَ الى ابْراهيمَ فى حِلْمِه وَ الَى نُوحٍ فِى حِكْمَتِهِ وَ الى يُوسُفَ فى اجْتماعِه فَلْيَنْظُرْ الى عَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ}}؛ شواهد التّنزيل، | # [[ابن عبّاس]] مىگويد: پيامبر اكرم{{صل}} فرمود: «كسى كه مىخواهد به ابراهيم در حلمش، و به نوح در حكمتش و به يوسف در مردمدارىاش بنگرد، به علىّ ابن أبي طالب نگاه كند»<ref>{{متن حدیث|مَنْ ارادَ انْ يَنْظُرَ الى ابْراهيمَ فى حِلْمِه وَ الَى نُوحٍ فِى حِكْمَتِهِ وَ الى يُوسُفَ فى اجْتماعِه فَلْيَنْظُرْ الى عَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ}}؛ شواهد التّنزيل، ج ۱، ص ۱۰۷، ح ۱۴۷.</ref>. همين روايت به شكل ديگرى از «ابن الحمراء» نقل شده است، وى مىگويد: ما نزد پيغمبر{{صل}} بوديم كه على{{ع}} به سوى ما آمد. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: كسى كه خوشنود مىشود به [[آدم]] در علمش نگاه كند، و به نوح در فهمش و به ابراهيم در [[مقام]] خليلاللّهىاش، پس به علىّ بن أبي طالب (كه همه اين صفات در او جمع است) نگاه كند<ref>{{متن حدیث|مَنْ سَرَّهُ انْ يَنْظُرَ الى آدَمَ فى عِلْمِه وَ نُوحٍ فى فَهْمِه وَ ابْراهيمَ فى خُلَّتِه فَلْيَنْظُرْ الى عَلِىِّ بْنِ أَبي طالِبٍ}}؛ شواهد التّنزيل، ج ۱، ص ۷۹، ح ۱۱۶.</ref>. | ||
# در روايت ديگرى از ابن عبّاس مىخوانيم كه مىگويد: نزد رسول خدا{{صل}} بودم، درباره على{{ع}} از او سؤال شد، فرمود: [[دانش]] و حكمت به ده قسمت تقسيم شده است، نُه قسم آن به على داده شده و (تنها) يك قسم آن به همه [[مردم]] (يعنى [[علم]] و دانش على نُه برابر دانش تمام جهانيان است!)<ref>{{متن حدیث|قُسِّمَتِ الْحِكْمَةُ عَشْرَةَ اجْزاءَ، فَاعْطِىَ عَلىٌّ تِسْعَةَ اجْزاءَ وَ اعْطِىَ النَّاسُ جُزْءاً واحِداً}}؛ شواهد التّنزيل، | # در روايت ديگرى از ابن عبّاس مىخوانيم كه مىگويد: نزد رسول خدا{{صل}} بودم، درباره على{{ع}} از او سؤال شد، فرمود: [[دانش]] و حكمت به ده قسمت تقسيم شده است، نُه قسم آن به على داده شده و (تنها) يك قسم آن به همه [[مردم]] (يعنى [[علم]] و دانش على نُه برابر دانش تمام جهانيان است!)<ref>{{متن حدیث|قُسِّمَتِ الْحِكْمَةُ عَشْرَةَ اجْزاءَ، فَاعْطِىَ عَلىٌّ تِسْعَةَ اجْزاءَ وَ اعْطِىَ النَّاسُ جُزْءاً واحِداً}}؛ شواهد التّنزيل، ج ۱، ص ۱۰۵، ح ۱۴۶.</ref>. | ||
اين تعبيرات به خوبى نشان مىدهد كه در [[امّت]] اسلامى بعد از پيامبر اكرم{{صل}} كسى در علم و دانش و حكمت، به پاى على{{ع}} نمىرسد و از آنجا كه مهمترين ركن [[امامت]]، علم و حكمت است، لايقترين فرد براى [[امامت]] و [[خلافت]] بعد از پيامبر گرامى [[اسلام]]{{صل}} او بوده است. | اين تعبيرات به خوبى نشان مىدهد كه در [[امّت]] اسلامى بعد از پيامبر اكرم{{صل}} كسى در علم و دانش و حكمت، به پاى على{{ع}} نمىرسد و از آنجا كه مهمترين ركن [[امامت]]، علم و حكمت است، لايقترين فرد براى [[امامت]] و [[خلافت]] بعد از پيامبر گرامى [[اسلام]]{{صل}} او بوده است. | ||