بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = حق | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''خذلان حق''' [[خذلان]] نقطۀ مقابل | '''[[خذلان حق]]''' [[خذلان]] نقطۀ مقابل نصر است، یعنی ترک [[یاری]] و کمک، آنجا که نیاز به یاری است، یعنی واگذاشتن. در جبهۀ درگیری [[حق و باطل]]، وظیفۀ [[مسلمان]] یاری [[حقّ]] و [[ستیز با باطل]] است و بیتفاوت ماندن و تماشاچی بودن [[گناه]] است. افراد بیطرف، گرچه در صف [[باطل]] و [[یاور]] [[ظالم]] نیستند، امّا همینکه در جبهۀ [[حق]] حضور نمییابند و پشت مدافعان حق را خالی میکنند، نتیجۀ کارشان تضعیف [[حق]] است. | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
دربارۀ [[حضرت علی]]{{ع}} و صحنههای درگیری او با [[ناکثین]] و [[قاسطین]] و [[مارقین]]، [[مردم]] سه گروه بودند: یک دسته مخالفان او که بر ضدّ [[امام]] [[صفآرایی]] و [[جنگ]] کردند. عدّهای [[شیعه]] و [[هوادار]] امام بودند که در رکابش [[مبارزه]] کردند. عدّهای هم بیطرف بودند و خود را از صحنه کنار کشیدند، با این بهانه که [[فتنه]] است و برادرکشی و ما در فتنه بیطرف میمانیم، درصورتیکه وقتی یکسو، حق مجسّم [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است، جبهۀ مقابلش قطعا باطل است و جای ابهام و تردید نیست. امام دربارۀ اینگونه افراد، میفرمود: {{متن حدیث|خذلوا الحقّ و لم ینصروا الباطل}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۸.</ref>، حق را یاری نکردند (و [[خوار]] ساختند) هرچند باطل را هم کمک نکردند. در مورد [[سستی]] یارانش در [[مقابله با دشمن]]، تعبیر "تخاذل" به کار برده و میفرماید: آنقدر امروز و فردا کردید و سستی در یاری حق نشان دادید که [[شبیخونها]] بر ضدّ شما انجام گرفت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۷.</ref> و در سخنی دیگر میفرماید: ای مردم! اگر در یاری حق کوتاهی نمیکردید و در سستکردن باطل سستی نشان نمیدادید، دیگران به شما [[طمع]] نمیبستند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۶.</ref> و در [[گلایه]] از [[یاران]] ناهمدل و ناهمراه و جنگگریزان [[عافیتطلب]] که آنان را "اشباه الرجال" میخواند، فرمود: {{متن حدیث|أفسدتم علیّ رأیی بالعصیان و الخذلان}}<ref>«رأی و نظر مرا تباه ساختید، با نافرمانی و ترک یاری». نهج البلاغه، خطبه ۲۷.</ref>، خذلان حق، گاهی هم به صورت [[بیعت نکردن]] با [[خلافت]] آن حضرت بود. [[عبد اللّه بن عمر]]، [[سعد بن ابی وقّاص]]، [[محمّد]] بن [[مسلمه]]، [[اسامة بن زید]]، [[حسّان بن ثابت]] از کسانی بودند که با [[امام]] [[بیعت]] نکردند و برخی هم به [[دشمن]] پیوستند. این نوعی [[خذلان حق]] بود و نتیجۀ ترک بیعت، ترک [[یاری]] است! عبد اللّه بن عمر در آخر [[عمر]] بشدّت [[افسوس]] میخورد که چرا همراه علی{{ع}} با "[[فئۀ باغیه]]" و گروه [[تجاوزگر]] [[پیکار]] نکرد.<ref>موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج ۴ ص۹۲.</ref> [[منطق]] او این بود که هرکس به [[نماز]] فرابخواند به او [[اقتدا]] میکنم، از هرفرقه که باشد، و هرکس مرا به [[جنگ]] فراخواند [[پیروی]] نمیکنم.<ref>موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج ۴ ص۹۳.</ref> در [[قیام مردم مدینه]] بر ضدّ یزید و [[والی]] دستنشاندۀ او، نه خود شرکت کرد و نه [[اجازه]] داد خانوادهاش با [[انقلابیون]] [[همراهی]] کنند و میگفت: این [[بیعتشکنی]] است! موضع و عمل اینگونه بیطرفان، به [[تضعیف]] جبهۀ [[حق]] و به [[شک و تردید]] افتادن برخی مبارزان میانجامد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ازاینرو در خطبۀ غدیریۀ خویش، ضمن [[دعا]] به [[دوستان]] و حامیان و [[یاوران]] علی{{ع}} به [[دشمنان]] و خاذلان او [[نفرین]] کرد: {{متن حدیث|و انصر من نصره و اخذل من خذله}}<ref>موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج ۴ ص۴۳.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۴۲..</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:حق]] | ||
[[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | ||