کمیل بن زیاد نخعی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = کمیل بن زیاد نخعی
| موضوع مرتبط = کمیل بن زیاد نخعی
| عنوان مدخل  = [[کمیل بن زیاد نخعی]]
| عنوان مدخل  = کمیل بن زیاد نخعی
| مداخل مرتبط = [[کمیل بن زیاد نخعی در رجال و تراجم]] - [[کمیل بن زیاد نخعی در تاریخ اسلامی]] - [[کمیل بن زیاد نخعی در نهج البلاغه]]
| مداخل مرتبط = [[کمیل بن زیاد نخعی در تراجم و رجال]] - [[کمیل بن زیاد نخعی در تاریخ اسلامی]] - [[کمیل بن زیاد نخعی در معارف و سیره علوی]] - [[کمیل بن زیاد نخعی در نهج البلاغه]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۱۴: خط ۱۴:
بیشتر [[علمای رجال]] [[کمیل]] را [[تابعی]] دانسته‌اند<ref>الاصابه، ج۵، ص۴۸۶ (ابن حجر از او با نام تابعی مشهور یاد کرده است)؛ تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۸؛ المجروحین، ج۲، ص۲۲۱؛ الجرح و التعدیل، ج۷، ص۱۷۴؛ الثقات، ج۵، ص۳۴۱؛ تهذیب التهذیب، ج۸، ص۴۰۲؛ الأعلام، ج۵، ص۲۳۴ و معرفة الثقات، عجلی، ج۲، ص۲۲۹.</ref> و در میان [[صحابه]] نامی از [[کمیل]] دیده نمی‌شود؛ فقط [[ابن حجر]] می‌نویسد: [[کمیل]] هجده سال از دوران [[حیات پیامبر]] {{صل}} را [[درک]] کرده است<ref>{{عربی|له ادراك... أدرك من الحياة النبويّة ثماني عشرة سنة}}؛ الاصابه، ج۵، ص۴۸۶. البته مرحوم اردبیلی نیز نقل کرده است: کمیل بن زیاد النخعی (ی. ل) و فی (د) انه من خواصهما. (جامع الرواة، ج۲، ص۳۱). طبق این نقل باید کمیل را از اصحاب رسول خدا {{صل}} و علی {{ع}} بدانیم، در حالی که در ادامه مطلب آورده است، او در رجال ابن داوود از خواص اصحاب هر دو شمرده شده است که طبق نقل رجال ابن داوود، منظور، امام علی و امام حسن {{عم}} است و نه پیامبر و امام علی {{ع}}. </ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۴۴.</ref>
بیشتر [[علمای رجال]] [[کمیل]] را [[تابعی]] دانسته‌اند<ref>الاصابه، ج۵، ص۴۸۶ (ابن حجر از او با نام تابعی مشهور یاد کرده است)؛ تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۸؛ المجروحین، ج۲، ص۲۲۱؛ الجرح و التعدیل، ج۷، ص۱۷۴؛ الثقات، ج۵، ص۳۴۱؛ تهذیب التهذیب، ج۸، ص۴۰۲؛ الأعلام، ج۵، ص۲۳۴ و معرفة الثقات، عجلی، ج۲، ص۲۲۹.</ref> و در میان [[صحابه]] نامی از [[کمیل]] دیده نمی‌شود؛ فقط [[ابن حجر]] می‌نویسد: [[کمیل]] هجده سال از دوران [[حیات پیامبر]] {{صل}} را [[درک]] کرده است<ref>{{عربی|له ادراك... أدرك من الحياة النبويّة ثماني عشرة سنة}}؛ الاصابه، ج۵، ص۴۸۶. البته مرحوم اردبیلی نیز نقل کرده است: کمیل بن زیاد النخعی (ی. ل) و فی (د) انه من خواصهما. (جامع الرواة، ج۲، ص۳۱). طبق این نقل باید کمیل را از اصحاب رسول خدا {{صل}} و علی {{ع}} بدانیم، در حالی که در ادامه مطلب آورده است، او در رجال ابن داوود از خواص اصحاب هر دو شمرده شده است که طبق نقل رجال ابن داوود، منظور، امام علی و امام حسن {{عم}} است و نه پیامبر و امام علی {{ع}}. </ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۴۴.</ref>


== نظر [[دانشمندان]] درباره [[کمیل]] ==
== نظر دانشمندان درباره [[کمیل]] ==
# '''[[اهل سنت]]:''' اکثر [[دانشمندان]] [[اهل سنت]] از [[کمیل]] به [[نیکی]] و بزرگی یاد کرده‌اند؛ [[ابن سعد]] می‌نویسد: [[کمیل]]، مردی [[شریف]] بود و در خاندانش از او [[فرمان]] می‌بردند<ref>{{عربی|كان شريفاً مطاعاً في قومه}}؛ الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۷۹.</ref>. [[مزی]] می‌نویسد: [[کمیل]]، مردی [[شریف]] و [[ثقه]]<ref>{{عربی|كان شريفاً مطاعاً في قومه و كان ثقة}}؛ درباره ثقه بودن او، ر. ک: الاصابه، ج۵، ص۴۸۶؛ معرفه الثقات، ج۲، ص۲۲۹؛ الجرح و التعدیل، ج۷، ص۱۷۴ و میزان الاعتدال، ذهبی، ج۳، ص۴۱۵.</ref> بود<ref>تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۹ و (مزی کمیل را رافضی نیز معرفی کرده است).</ref> و [[زبیدی]] [[کمیل]] را صاحب سرّ [[امام علی]] {{ع}} معرفی کرده است<ref>تاج العروس، زبیدی، ج۱۵، ص۶۶۸.</ref>. البته برخی از [[عالمان اهل سنت]] چون [[ابن حبان]] به [[مذمت]] [[کمیل]] پرداخته، اشکالاتی مانند [[رافضی]] بودن، [[افراط]] در [[حُبّ]] [[علی]] {{ع}} و [[نقل]] [[معجزات]] [[علی]] {{ع}} را درباره او [[نقل]] کرده‌اند<ref>المجروحین، ج۲، ص۲۲۱: {{عربی|و كان كميل من المفرطين في علي ممن يروي عنه المعضلات و فيه المعجزات، منكر الحديث جدا تتقي روايته ولا يحتج به}}. و نیز ر. ک: (میزان الاعتدال، ج۳، ص۴۱۵ (به نقل از ابن حبان)).</ref>.
# '''[[اهل سنت]]:''' اکثر دانشمندان [[اهل سنت]] از [[کمیل]] به [[نیکی]] و بزرگی یاد کرده‌اند؛ [[ابن سعد]] می‌نویسد: [[کمیل]]، مردی [[شریف]] بود و در خاندانش از او [[فرمان]] می‌بردند<ref>{{عربی|كان شريفاً مطاعاً في قومه}}؛ الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۷۹.</ref>. [[مزی]] می‌نویسد: [[کمیل]]، مردی [[شریف]] و [[ثقه]]<ref>{{عربی|كان شريفاً مطاعاً في قومه و كان ثقة}}؛ درباره ثقه بودن او، ر. ک: الاصابه، ج۵، ص۴۸۶؛ معرفه الثقات، ج۲، ص۲۲۹؛ الجرح و التعدیل، ج۷، ص۱۷۴ و میزان الاعتدال، ذهبی، ج۳، ص۴۱۵.</ref> بود<ref>تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۹ و (مزی کمیل را رافضی نیز معرفی کرده است).</ref> و [[زبیدی]] [[کمیل]] را صاحب سرّ [[امام علی]] {{ع}} معرفی کرده است<ref>تاج العروس، زبیدی، ج۱۵، ص۶۶۸.</ref>. البته برخی از [[عالمان اهل سنت]] چون [[ابن حبان]] به [[مذمت]] [[کمیل]] پرداخته، اشکالاتی مانند [[رافضی]] بودن، [[افراط]] در [[حُبّ]] [[علی]] {{ع}} و [[نقل]] [[معجزات]] [[علی]] {{ع}} را درباره او [[نقل]] کرده‌اند<ref>المجروحین، ج۲، ص۲۲۱: {{عربی|و كان كميل من المفرطين في علي ممن يروي عنه المعضلات و فيه المعجزات، منكر الحديث جدا تتقي روايته ولا يحتج به}}. و نیز ر. ک: (میزان الاعتدال، ج۳، ص۴۱۵ (به نقل از ابن حبان)).</ref>.
# '''[[شیعه]]:''' [[شیخ مفید]] [[کمیل]] را از [[مقربان]] [[امام علی]] {{ع}}<ref>الاختصاص، شیخ مفید، ص۷.</ref>؛ مرحوم [[ابن داوود]] او را از [[خواص]] اصحاب [[امام علی]] و [[امام حسن‌]]{{عم}}<ref>رجال ابن داود، ص۲۸۱ (کمیل بن زیاد النخعی ی ن [جخ] من خواصهما).</ref> و [[ثقفی کوفی]] نیز او را از [[اصحاب خاص امام علی]] {{ع}}، [[شجاع]] و [[عابد]] و [[زاهد]] معرفی کرده است<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، نمازی شاهرودی، ج۶، ص۳۱۴.</ref>. [[مرحوم خویی]] می‌نویسد: [[عظمت]] و [[قرب]] [[کمیل]] نزد [[امام علی]] {{ع}} از واضحاتی است که در آن شکی نیست<ref>انساب الاشراف، بلاذری، ج۵، ص۵۴۳؛ الغارات، ثقفی کوفی، ج۲، ص۹۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۴۴-۴۴۵.</ref>
# '''[[شیعه]]:''' [[شیخ مفید]] [[کمیل]] را از [[مقربان]] [[امام علی]] {{ع}}<ref>الاختصاص، شیخ مفید، ص۷.</ref>؛ مرحوم [[ابن داوود]] او را از [[خواص]] اصحاب [[امام علی]] و [[امام حسن‌]]{{عم}}<ref>رجال ابن داود، ص۲۸۱ (کمیل بن زیاد النخعی ی ن [جخ] من خواصهما).</ref> و [[ثقفی کوفی]] نیز او را از [[اصحاب خاص امام علی]] {{ع}}، [[شجاع]] و [[عابد]] و [[زاهد]] معرفی کرده است<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، نمازی شاهرودی، ج۶، ص۳۱۴.</ref>. [[مرحوم خویی]] می‌نویسد: [[عظمت]] و [[قرب]] [[کمیل]] نزد [[امام علی]] {{ع}} از واضحاتی است که در آن شکی نیست<ref>انساب الاشراف، بلاذری، ج۵، ص۵۴۳؛ الغارات، ثقفی کوفی، ج۲، ص۹۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۴۴-۴۴۵.</ref>


== [[کمیل]] در زمان [[عثمان]] ==
== [[کمیل]] در زمان [[عثمان]] ==
=== [[تبعید]] [[کمیل]] به [[حمص]] ===
=== [[تبعید]] [[کمیل]] به حمص ===
[[ابن اثیر]] می‌نویسد: در زمان [[حاکمیت]] [[عثمان]]، برخی از [[شیعیان علی]] {{ع}} مانند [[صعصعه]] و [[کمیل]] نزد [[معاویه]] رفته، از او با لحنی شدید خواستند از [[مقام]] خود [[کناره‌گیری]] کند؛ [[معاویه]] که از آنان به ستوه آمده بود، ایشان را نزد [[عثمان]] فرستاد و [[عثمان]] نیز آنها را به [[شهر]] [[حمص]] [[تبعید]] کرد <ref>ابن اثیر در این باره می‌نویسد: آنها بر معاویه شوریدند و سر و ریش وی را سخت گرفتند و کشیدند؛ معاویه گفت: به خدا سوگند اگر اهل شام ببینند که شما نسبت به من جسارت و گستاخی کرده‌اید، شما را می‌کشند و من نمی‌توانم آنها را باز داشته، از شما حمایت کنم. به جان خود سوگند! کارهای شما همه به یکدیگر شباهت دارد. سپس از میان آنها برخاست و رفت و به عثمان نامه نوشت؛ عثمان به او نوشت آنها را دوباره نزد سعید بن عاص روانه کند و به کوفه برگرداند، او هم آنها را برگردانید. آنها هم انتقادها را دوباره شروع کردند. سعید هم به ستوه آمد و باز به عثمان نوشت و عثمان دستور داد آنها را به حمص نزد عبدالرحمن بن خالد روانه کرده و روزی آنها را مقرر کند. آنها اشتر (مالک)، کمیل بن زیاد، زید بن صوحان و برادر او، صعصعه، جندب بن کعب ازدی، عروة بن جعد، ‌عمرو بن حمق خزاعی و ابن کواء بودند. (الکامل، ج۳، ص۱۳۹ -۱۴۴).</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۴۸-۴۵۰؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۶۹-۱۱۷۰.</ref>
[[ابن اثیر]] می‌نویسد: در زمان [[حاکمیت]] [[عثمان]]، برخی از [[شیعیان علی]] {{ع}} مانند [[صعصعه]] و [[کمیل]] نزد [[معاویه]] رفته، از او با لحنی شدید خواستند از [[مقام]] خود [[کناره‌گیری]] کند؛ [[معاویه]] که از آنان به ستوه آمده بود، ایشان را نزد [[عثمان]] فرستاد و [[عثمان]] نیز آنها را به [[شهر حمص]] [[تبعید]] کرد <ref>ابن اثیر در این باره می‌نویسد: آنها بر معاویه شوریدند و سر و ریش وی را سخت گرفتند و کشیدند؛ معاویه گفت: به خدا سوگند اگر اهل شام ببینند که شما نسبت به من جسارت و گستاخی کرده‌اید، شما را می‌کشند و من نمی‌توانم آنها را باز داشته، از شما حمایت کنم. به جان خود سوگند! کارهای شما همه به یکدیگر شباهت دارد. سپس از میان آنها برخاست و رفت و به عثمان نامه نوشت؛ عثمان به او نوشت آنها را دوباره نزد سعید بن عاص روانه کند و به کوفه برگرداند، او هم آنها را برگردانید. آنها هم انتقادها را دوباره شروع کردند. سعید هم به ستوه آمد و باز به عثمان نوشت و عثمان دستور داد آنها را به حمص نزد عبدالرحمن بن خالد روانه کرده و روزی آنها را مقرر کند. آنها اشتر (مالک)، کمیل بن زیاد، زید بن صوحان و برادر او، صعصعه، جندب بن کعب ازدی، عروة بن جعد، ‌عمرو بن حمق خزاعی و ابن کواء بودند. (الکامل، ج۳، ص۱۳۹ -۱۴۴).</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۴۸-۴۵۰؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۶۹-۱۱۷۰.</ref>


=== بازگشت [[کمیل]] به [[مدینه]] ===
=== بازگشت [[کمیل]] به [[مدینه]] ===
پس از آشکار شدن کارهای خلاف [[سعید بن عاص]]، ششصد سوار از [[مردم مصر]] به [[فرماندهی]] [[عبدالرحمن بن عدیس بکری]] به [[مدینه]] آمدند و در منطقه ذوخشب [[اجتماع]] کردند که [[کنانة بن بشیر کنانی]]، [[ابوعمر بن بدیل بن ورقای خزاعی]] و [[ابوعروه لیثی]] هم با ایشان بودند و گروهی از [[مردم بصره]] همراه [[حکیم بن جبله عبدی]] و گروهی از [[قاریان]] [[کوفه]] همراه [[کمیل بن زیاد]]، [[مالک اشتر]]، [[صعصعة بن صوحان]] و [[حجر بن عدی]] که به سبب [[اعتراض]] به کارهای [[عثمان]] به [[فرمان]] او از [[کوفه]] به [[شام]] [[تبعید]] شده بودند، به [[مدینه]] آمدند و به آنان پیوستند و همگی آشکارا از بدعت‌های [[عثمان]] یاد کرده، از کارهایش خرده می‌گرفتند <ref>الجمل، شیخ مفید، ص۱۳۷ و موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۴، ص۴۰۷.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۵۰.</ref>
پس از آشکار شدن کارهای خلاف [[سعید بن عاص]]، ششصد سوار از [[مردم مصر]] به [[فرماندهی]] [[عبدالرحمن بن عدیس بکری]] به [[مدینه]] آمدند و در منطقه ذوخشب [[اجتماع]] کردند که [[کنانة بن بشیر کنانی]]، [[ابوعمر بن بدیل بن ورقای خزاعی]] و [[ابوعروه لیثی]] هم با ایشان بودند و گروهی از [[مردم بصره]] همراه [[حکیم بن جبله عبدی]] و گروهی از [[قاریان]] [[کوفه]] همراه [[کمیل بن زیاد]]، [[مالک اشتر]]، [[صعصعة بن صوحان]] و [[حجر بن عدی]] که به سبب [[اعتراض]] به کارهای [[عثمان]] به [[فرمان]] او از [[کوفه]] به [[شام]] [[تبعید]] شده بودند، به [[مدینه]] آمدند و به آنان پیوستند و همگی آشکارا از بدعت‌های [[عثمان]] یاد کرده، از کارهایش خرده می‌گرفتند <ref>الجمل، شیخ مفید، ص۱۳۷ و موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۴، ص۴۰۷.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۵۰.</ref>


=== [[کمیل]] و [[سوء قصد]] به [[عثمان]] ===
=== [[کمیل]] و سوء قصد به [[عثمان]] ===
[[طبری]] می‌نویسد: [[کمیل بن زیاد]] و [[عمیر ابن ضابی]] برای [[قتل عثمان]] کمر بستند و به [[مدینه]] رفتند تا کار خود را انجام دهند؛ اما عمیر از [[تصمیم]] خود منصرف شد و [[کمیل]] نیز در کارش موفق نشد<ref>تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۰۳ و الکامل، ج۳، ص۱۸۳.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۵۰؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۱.</ref>
[[طبری]] می‌نویسد: [[کمیل بن زیاد]] و [[عمیر ابن ضابی]] برای قتل عثمان کمر بستند و به [[مدینه]] رفتند تا کار خود را انجام دهند؛ اما عمیر از [[تصمیم]] خود منصرف شد و [[کمیل]] نیز در کارش موفق نشد<ref>تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۰۳ و الکامل، ج۳، ص۱۸۳.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۵۰؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۱.</ref>


== [[کمیل]] در زمان [[امام علی]] {{ع}} ==
== [[کمیل]] در زمان [[امام علی]] {{ع}} ==
خط ۳۶: خط ۳۶:
=== حضور [[کمیل بن زیاد]] همراه [[امام علی]] {{ع}} در [[جنگ‌ها]] ===
=== حضور [[کمیل بن زیاد]] همراه [[امام علی]] {{ع}} در [[جنگ‌ها]] ===
==== [[جمل]] ====
==== [[جمل]] ====
[[طبری]] می‌نویسد: به [[علی]] {{ع}} گزارش داده شد [[عایشه]]، [[طلحه]] و [[زبیر]] همدست شده، قصد [[خروج]] علیه [[حکومت]] را دارند. [[حضرت]] برای [[اهل]] [[مدینه]] [[سخنرانی]] و از آنها [[دعوت]] کرد برای [[جنگ]] با تفرقه‌جویان به پا خیزند. بعد از آن خبر آمد که آنها به قصد جنگ به سمت [[بصره]] حرکت کرده‌اند. [[امام]] {{ع}} نیز برای مقابله آنها آماده‌سازی سپاه را آغاز کرد و [[کمیل بن زیاد نخعی]] را دنبال [[عبدالله بن عمر]] فرستاد که وی را بیاورد؛ [[کمیل]] به او گفت: "با من بیا!" اوگفت: "من با [[مردم]] مدینه‌ام؛ من یکی از آنها هستم؛ آنها [[بیعت]] کردند و من نیز به خاطر [[بیعت]] آنها [[بیعت]] کردم و از آنها جدا نمی‌شوم؛ اگر آنها بیرون آمدند، من نیز بیرون می‌آیم و اگر ماندند من نیز می‌مانم"؛ کمیل گفت: "ضمانتی بده که بیرون نخواهی رفت"؛ [[عبدالله بن عمر]] گفت: "ضمانت نمی‌دهم"؛ کمیل گفت: "اگر بدخویی تو را در [[کودکی]] و بزرگی نمی‌دانستم، [[حیرت]] می‌کردم؛ او را رها کنید؛ من ضامن او هستم"<ref>تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۴۶ و ۹ الکامل، ج۳، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۵۲-۴۵۳.</ref>
[[طبری]] می‌نویسد: به [[علی]] {{ع}} گزارش داده شد [[عایشه]]، [[طلحه]] و [[زبیر]] همدست شده، قصد [[خروج]] علیه [[حکومت]] را دارند. [[حضرت]] برای [[اهل مدینه]] [[سخنرانی]] و از آنها [[دعوت]] کرد برای [[جنگ]] با تفرقه‌جویان به پا خیزند. بعد از آن خبر آمد که آنها به قصد جنگ به سمت [[بصره]] حرکت کرده‌اند. [[امام]] {{ع}} نیز برای مقابله آنها آماده‌سازی سپاه را آغاز کرد و [[کمیل بن زیاد نخعی]] را دنبال [[عبدالله بن عمر]] فرستاد که وی را بیاورد؛ [[کمیل]] به او گفت: "با من بیا!" اوگفت: "من با [[مردم]] مدینه‌ام؛ من یکی از آنها هستم؛ آنها [[بیعت]] کردند و من نیز به خاطر [[بیعت]] آنها [[بیعت]] کردم و از آنها جدا نمی‌شوم؛ اگر آنها بیرون آمدند، من نیز بیرون می‌آیم و اگر ماندند من نیز می‌مانم"؛ کمیل گفت: "ضمانتی بده که بیرون نخواهی رفت"؛ [[عبدالله بن عمر]] گفت: "ضمانت نمی‌دهم"؛ کمیل گفت: "اگر بدخویی تو را در [[کودکی]] و بزرگی نمی‌دانستم، [[حیرت]] می‌کردم؛ او را رها کنید؛ من ضامن او هستم"<ref>تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۴۶ و ۹ الکامل، ج۳، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۵۲-۴۵۳.</ref>
==== [[صفین]] ====
==== [[صفین]] ====
در بیشتر منابع از حضور [[کمیل]] در [[جنگ صفین]] [[سخن]] گفته شده است<ref>تاریخ الطبری، ج۱۱، ص۶۶۴؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، ج۲، ص۳۸۷؛ الانساب، سمعانی، ج۱۳، ص۶۹؛ الإصابة، ج۵، ص۴۸۶؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۲۴۹.</ref>. [[ابن اعثم]] درباره حضور [[کمیل]] در [[لیلة الهریر]]<ref>لیلة الهریر یا شب غوغایی. نصر بن مزاحم می‌نویسد: دو سپاه پیشروی کرده و تیر و سنگ به سوی یکدیگر پرتاب کردند تا اینکه ذخیره‌هایشان تمام شد.. سپس با نیزه حمله کردند تا آنکه نیزه‌ها نیز شکست و از کار افتاد، آن‌گاه سپاهیان با شمشیر و گرز به جان یکدیگر افتادند و جز صدای چکاچک شمشیر که در دل مردان، هول‌انگیز‌تر از بانگ رعد و فروریختن هراس‌آور کوه‌ها بود، صدایی به گوش نمی‌رسید. در ادامه می‌گوید: خورشید در پس گرد و غبار آوردگاه تیره شد و خاک به آسمان برخاست و پرچم‌ها و علم‌ها ناپدید شد. مالک اشتر بین، جناح راست و جناح چپ لشکر در تکاپو بود و به هر قبیله یا فوجی از قاریان و پیروان قرآن می‌رسید، ایشان را به پایمردی و پافشاری بر ادامه جنگ تشویق می‌کرد. آنها از سپیده دم تا نیمه شب به شمشیر زدن و کوفتن گرزهای آهنین پرداختند و نماز نخواندند، (با اشاره می‌خواندند). مالک اشتر تا دم صبح همچنان افراد را تشویق می‌کرد تا اینکه آوردگاه را پشت سر نهاد و رزم‌آوران پس از آنکه در آن روز و شب، که آن را لیلة الهریر نامیده شد، هفتاد هزار کشته بر جا نهادند، پراکنده شدند. در آن جنگ، مالک اشتر در جناح راست و ابن عباس در جناح چپ و علی {{ع}} در قلب سپاه قرار گرفته بودند و همراه مردم می‌جنگیدند. (وقعه صفین، ص۴۷۵).</ref> چنین می‌نویسد: "قومی که در [[خدمت]] [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} [[ایستاده]] بودند، جماعتی از [[لشکر]] [[معاویه]] را دیدند که بر بالایی [[ایستاده]] بودند؛ پس بی‌هیچ [[فکر]] و تأملی بر ایشان حمله کرده، آنها را از آن بالا به پایین انداختند و تعدادی از ایشان را کشتند. آن [[جنگ]] به‌گونه‌ای بود که سواران، پیاده شدند و زانوها بر [[زمین]] نهادند و روبه‌رو [[شمشیر]] می‌زدند؛ پس [[علم‌ها]] افتاد و گرد و غبار زیادی پدید آمد، چنانکه یکدیگر را نمی‌دیدند. در آن روز کسی [[فرصت]] نداشت [[نماز]] بخواند و شرایط و ارکان [[نماز]] را به ایما و اشاره و [[تکبیر]] به جا می‌آوردند. [[لشکر]] [[معاویه]] نیز می‌کوشید تا اینکه [[شب]] از [[راه]] رسید و [[جنگ]] همچنان ادامه داشت و جنگجویانِ یکدیگر را می‌کشتند و کار به آنجا رسید که یکدیگر را با دست می‌گرفتند و می‌کشتند و همدیگر را دندان می‌گرفتند. پس [[امیرالمؤمنین]] در آن حال ساعتی حمله و ساعتی استراحت می‌کرد؛ سپس به [[قنبر]] فرمود: "به جانب راست [[سپاه]] برو و به [[عبدالله بن جعفر]] و فرزندم، [[محمد]] بگو تا [[گوش به فرمان]] من باشند و چشمشان به من باشد و هنگامی که حمله کردم، آنها نیز حمله کنند و نیز به [[کمیل بن زیاد]] و [[سلیمان بن صرد]] خبر بده و به جانب چپ [[سپاه]] نیز برو و به آنان نیز همین سخن را بگو تا همه [[لشکر]] [[گوش به فرمان]] من باشند"<ref>الفتوح، ابن اعثم (ترجمه: مستوفی هروی)، ص۶۶۶.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۵۳-۴۵۴.</ref>
در بیشتر منابع از حضور [[کمیل]] در [[جنگ صفین]] [[سخن]] گفته شده است<ref>تاریخ الطبری، ج۱۱، ص۶۶۴؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، ج۲، ص۳۸۷؛ الانساب، سمعانی، ج۱۳، ص۶۹؛ الإصابة، ج۵، ص۴۸۶؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۲۴۹.</ref>. [[ابن اعثم]] درباره حضور [[کمیل]] در [[لیلة الهریر]]<ref>لیلة الهریر یا شب غوغایی. نصر بن مزاحم می‌نویسد: دو سپاه پیشروی کرده و تیر و سنگ به سوی یکدیگر پرتاب کردند تا اینکه ذخیره‌هایشان تمام شد.. سپس با نیزه حمله کردند تا آنکه نیزه‌ها نیز شکست و از کار افتاد، آن‌گاه سپاهیان با شمشیر و گرز به جان یکدیگر افتادند و جز صدای چکاچک شمشیر که در دل مردان، هول‌انگیز‌تر از بانگ رعد و فروریختن هراس‌آور کوه‌ها بود، صدایی به گوش نمی‌رسید. در ادامه می‌گوید: خورشید در پس گرد و غبار آوردگاه تیره شد و خاک به آسمان برخاست و پرچم‌ها و علم‌ها ناپدید شد. مالک اشتر بین، جناح راست و جناح چپ لشکر در تکاپو بود و به هر قبیله یا فوجی از قاریان و پیروان قرآن می‌رسید، ایشان را به پایمردی و پافشاری بر ادامه جنگ تشویق می‌کرد. آنها از سپیده دم تا نیمه شب به شمشیر زدن و کوفتن گرزهای آهنین پرداختند و نماز نخواندند، (با اشاره می‌خواندند). مالک اشتر تا دم صبح همچنان افراد را تشویق می‌کرد تا اینکه آوردگاه را پشت سر نهاد و رزم‌آوران پس از آنکه در آن روز و شب، که آن را لیلة الهریر نامیده شد، هفتاد هزار کشته بر جا نهادند، پراکنده شدند. در آن جنگ، مالک اشتر در جناح راست و ابن عباس در جناح چپ و علی {{ع}} در قلب سپاه قرار گرفته بودند و همراه مردم می‌جنگیدند. (وقعه صفین، ص۴۷۵).</ref> چنین می‌نویسد: "قومی که در [[خدمت]] [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} [[ایستاده]] بودند، جماعتی از [[لشکر]] [[معاویه]] را دیدند که بر بالایی [[ایستاده]] بودند؛ پس بی‌هیچ [[فکر]] و تأملی بر ایشان حمله کرده، آنها را از آن بالا به پایین انداختند و تعدادی از ایشان را کشتند. آن [[جنگ]] به‌گونه‌ای بود که سواران، پیاده شدند و زانوها بر [[زمین]] نهادند و روبه‌رو [[شمشیر]] می‌زدند؛ پس [[علم‌ها]] افتاد و گرد و غبار زیادی پدید آمد، چنانکه یکدیگر را نمی‌دیدند. در آن روز کسی [[فرصت]] نداشت [[نماز]] بخواند و شرایط و ارکان [[نماز]] را به ایما و اشاره و [[تکبیر]] به جا می‌آوردند. [[لشکر]] [[معاویه]] نیز می‌کوشید تا اینکه [[شب]] از [[راه]] رسید و [[جنگ]] همچنان ادامه داشت و جنگجویانِ یکدیگر را می‌کشتند و کار به آنجا رسید که یکدیگر را با دست می‌گرفتند و می‌کشتند و همدیگر را دندان می‌گرفتند. پس [[امیرالمؤمنین]] در آن حال ساعتی حمله و ساعتی استراحت می‌کرد؛ سپس به [[قنبر]] فرمود: "به جانب راست [[سپاه]] برو و به [[عبدالله بن جعفر]] و فرزندم، [[محمد]] بگو تا [[گوش به فرمان]] من باشند و چشمشان به من باشد و هنگامی که حمله کردم، آنها نیز حمله کنند و نیز به [[کمیل بن زیاد]] و [[سلیمان بن صرد]] خبر بده و به جانب چپ [[سپاه]] نیز برو و به آنان نیز همین سخن را بگو تا همه [[لشکر]] [[گوش به فرمان]] من باشند"<ref>الفتوح، ابن اعثم (ترجمه: مستوفی هروی)، ص۶۶۶.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۵۳-۴۵۴.</ref>
خط ۵۵: خط ۵۵:
[[سید بن طاووس]] می‌گوید: در [[روایتی]] دیدم [[کمیل بن زیاد]] گفته است: "روزی با مولایم در [[مسجد]] [[بصره]] نشسته بودم و عده‌ای از [[اصحاب امام]] {{ع}} نیز دور او را گرفته بودند؛ یکی [[اصحاب امام]] {{ع}} پرسید: "مراد از فرمایش [[خداوند]] که می‌فرماید: {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}}<ref>«در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا می‌کنند (و تفصیل می‌دهند)» سوره دخان، آیه ۴.</ref> چیست؟ [[حضرت]] فرمود: "مراد، [[شب نیمه شعبان]] است؛ به آن کسی که جانم در دست اوست، بنده‌ای از [[بندگان خدا]] نیست مگر اینکه آنچه از [[نیک]] و بد بر او در [[شب نیمه شعبان]] تا آخر سال نوشته می‌شود، در مثل چنین شبی برای او معین می‌شود و هیچ بنده‌ای آن [[شب]] را [[احیا]] نمی‌دارد و دعای [[خضر]] را نمی‌خواند مگر اینکه دعای او [[مستجاب]] می‌شود". سپس [[حضرت]] به [[منزل]] رفت؛ شبانگاه به [[خانه]] مولا رفتم و در را کوبیدم؛ فرمود: "ای [[کمیل]]، چه خواسته‌ای داری؟". جواب دادم: ای [[امیرالمؤمنین]]، درباره دعای [[خضر]] آمده‌ام؛ [[حضرت]] فرمود: "بنشین و چون این [[دعا]] را [[حفظ]] کردی، در هر [[شب جمعه]] یا در ماهی، یک بار یا سالی یک بار یا در عمرت، یک بار آن را بخوان که [[خدا]] مشکل تو را چاره و تو را [[یاری]] می‌کند و به تو روزی می‌دهد و مغفرت الهی تو را شامل می‌شود. ای [[کمیل]]، [[رفاقت]] طولانی تو با ما [[واجب]] کرد که به خواهش تو پاسخ دهیم"؛ سپس فرمود بنویس: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‌ءٍ وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ‌ءٍ وَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْ‌ءٍ وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْ‌ءٍ وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبَتْ بِهَا كُلَّ شَيْ‌ءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي لَا يَقُومُ لَهَا شَيْ‌ءٌ وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ...}}<ref>اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ج۳، ص۳۲ - ۳۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۶۱-۴۶۲؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۰.</ref>
[[سید بن طاووس]] می‌گوید: در [[روایتی]] دیدم [[کمیل بن زیاد]] گفته است: "روزی با مولایم در [[مسجد]] [[بصره]] نشسته بودم و عده‌ای از [[اصحاب امام]] {{ع}} نیز دور او را گرفته بودند؛ یکی [[اصحاب امام]] {{ع}} پرسید: "مراد از فرمایش [[خداوند]] که می‌فرماید: {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}}<ref>«در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا می‌کنند (و تفصیل می‌دهند)» سوره دخان، آیه ۴.</ref> چیست؟ [[حضرت]] فرمود: "مراد، [[شب نیمه شعبان]] است؛ به آن کسی که جانم در دست اوست، بنده‌ای از [[بندگان خدا]] نیست مگر اینکه آنچه از [[نیک]] و بد بر او در [[شب نیمه شعبان]] تا آخر سال نوشته می‌شود، در مثل چنین شبی برای او معین می‌شود و هیچ بنده‌ای آن [[شب]] را [[احیا]] نمی‌دارد و دعای [[خضر]] را نمی‌خواند مگر اینکه دعای او [[مستجاب]] می‌شود". سپس [[حضرت]] به [[منزل]] رفت؛ شبانگاه به [[خانه]] مولا رفتم و در را کوبیدم؛ فرمود: "ای [[کمیل]]، چه خواسته‌ای داری؟". جواب دادم: ای [[امیرالمؤمنین]]، درباره دعای [[خضر]] آمده‌ام؛ [[حضرت]] فرمود: "بنشین و چون این [[دعا]] را [[حفظ]] کردی، در هر [[شب جمعه]] یا در ماهی، یک بار یا سالی یک بار یا در عمرت، یک بار آن را بخوان که [[خدا]] مشکل تو را چاره و تو را [[یاری]] می‌کند و به تو روزی می‌دهد و مغفرت الهی تو را شامل می‌شود. ای [[کمیل]]، [[رفاقت]] طولانی تو با ما [[واجب]] کرد که به خواهش تو پاسخ دهیم"؛ سپس فرمود بنویس: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‌ءٍ وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ‌ءٍ وَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْ‌ءٍ وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْ‌ءٍ وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبَتْ بِهَا كُلَّ شَيْ‌ءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي لَا يَقُومُ لَهَا شَيْ‌ءٌ وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ...}}<ref>اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ج۳، ص۳۲ - ۳۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۶۱-۴۶۲؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۰.</ref>


== [[کمیل]] و [[نقل روایت]] ==
== [[کمیل]] و نقل روایت ==
[[اهل سنت]]، [[کمیل]] را قلیل الحدیث شمرده‌اند<ref>تهذیب الکمال، مزیف، ج۲۴، ص۲۱۸؛ الاصابه، ج۵، ص۴۸۶ و تهذیب التهذیب، ج۸، ص۴۰۲.</ref>، در حالی که در [[منابع حدیثی شیعه]]، [[روایات]] زیادی از [[کمیل]] [[نقل]] شده است. [[کمیل]] از [[امام علی]] {{ع}}، [[عمر]]، [[عثمان]]، [[عبدالله بن مسعود]]، [[ابوهریره]] و [[ابی مسعود انصاری]] [[روایت]] [[نقل]] کرده است و افرادی چون [[عبدالرحمن بن جندب]]، [[عبدالرحمن بن عابس]]، [[ابواسحاق سبیعی]]، [[اعمش]]، [[عباس بن ذریح]]، [[عبدالله بن یزید صهبانی]]<ref>المجروحین، ابن حبان، ج۲، ص۲۲۱؛ اکمال الکمال، ابن ماکولا، ج۷، ص۱۷۶؛ تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۸؛ الجرح و التعدیل، ج۷، ص۱۷۴؛ الثقات، ابن حبان، ج۵، ص۳۴۱ و الاصابه، ج۵، ص۴۸۵.</ref> و [[رشید ابوراشد]]<ref>تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۸.</ref> از او [[روایت]] [[نقل]] کرده‌اند.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۶۲.</ref>
[[اهل سنت]]، [[کمیل]] را قلیل الحدیث شمرده‌اند<ref>تهذیب الکمال، مزیف، ج۲۴، ص۲۱۸؛ الاصابه، ج۵، ص۴۸۶ و تهذیب التهذیب، ج۸، ص۴۰۲.</ref>، در حالی که در منابع حدیثی شیعه، [[روایات]] زیادی از [[کمیل]] [[نقل]] شده است. [[کمیل]] از [[امام علی]] {{ع}}، [[عمر]]، [[عثمان]]، [[عبدالله بن مسعود]]، [[ابوهریره]] و [[ابی مسعود انصاری]] [[روایت]] [[نقل]] کرده است و افرادی چون [[عبدالرحمن بن جندب]]، [[عبدالرحمن بن عابس]]، [[ابواسحاق سبیعی]]، [[اعمش]]، [[عباس بن ذریح]]، [[عبدالله بن یزید صهبانی]]<ref>المجروحین، ابن حبان، ج۲، ص۲۲۱؛ اکمال الکمال، ابن ماکولا، ج۷، ص۱۷۶؛ تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۸؛ الجرح و التعدیل، ج۷، ص۱۷۴؛ الثقات، ابن حبان، ج۵، ص۳۴۱ و الاصابه، ج۵، ص۴۸۵.</ref> و [[رشید ابوراشد]]<ref>تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۸.</ref> از او [[روایت]] [[نقل]] کرده‌اند.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۶۲.</ref>


یکی از این روایات توصیه‌های [[امام علی]] {{ع}} به [[کمیل]] است که در قالب جملات کوتاهی بیان شده و برخی از آنها عبارت‌اند از: ای [[کمیل]]! هر روز [[نام خدا]] را بر زبان جاری کن و بگو: {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ}}؛ بر [[خدا]] [[توکل]] و از ما یاد کن و نام ما را ببر و بر ما [[درود]] بفرست و آن را بر وجود خود و هر چه به [[حفظ]] و حراستش [[عنایت]] داری، بگردان، تا از [[شر]] آن روز در [[امان]] بمانی؛
یکی از این روایات توصیه‌های [[امام علی]] {{ع}} به [[کمیل]] است که در قالب جملات کوتاهی بیان شده و برخی از آنها عبارت‌اند از: ای [[کمیل]]! هر روز [[نام خدا]] را بر زبان جاری کن و بگو: {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ}}؛ بر [[خدا]] [[توکل]] و از ما یاد کن و نام ما را ببر و بر ما [[درود]] بفرست و آن را بر وجود خود و هر چه به [[حفظ]] و حراستش [[عنایت]] داری، بگردان، تا از [[شر]] آن روز در [[امان]] بمانی؛
خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:
بنابراین [[دعای کمیل]]، به نام دعای خضر بوده و از آن جهت که [[کمیل بن زیاد]] آن را نقل کرده، به نام او [[شهرت]] یافته است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۱، ص 363-365.</ref>
بنابراین [[دعای کمیل]]، به نام دعای خضر بوده و از آن جهت که [[کمیل بن زیاد]] آن را نقل کرده، به نام او [[شهرت]] یافته است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۱، ص 363-365.</ref>


==مقدّسنمای [[جهنمی]]==
==مقدّس نمای [[جهنمی]]==
کمیل بن زیاد از [[اصحاب]] سرِّ [[حضرت علی]] بوده است و حضرت شب‌ها با او در اطراف [[کوفه]] گردش می‌نمود. در یکی از شب‌ها که حضرت از [[مسجد کوفه]] به قصد منزل - در حالی که یک چهارم شب گذشته بود- به همراه با کمیل حرکت کرد و او از [[پیروان]] و [[دوستان]] برگزیده حضرت بود، در مسیر راه به در منزلی رسیدند که صاحب آن، مشغول [[تلاوت قرآن]] بود و این [[آیه]] را: {{متن قرآن|أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ}}<ref>«کسی که هر دم از شب در سجده و ایستاده با فروتنی به نیایش می‌پردازد» سوره زمر، آیه ۹.</ref>.
کمیل بن زیاد از [[اصحاب]] سرِّ [[حضرت علی]] بوده است و حضرت شب‌ها با او در اطراف [[کوفه]] گردش می‌نمود. در یکی از شب‌ها که حضرت از [[مسجد کوفه]] به قصد منزل - در حالی که یک چهارم شب گذشته بود- به همراه با کمیل حرکت کرد و او از [[پیروان]] و [[دوستان]] برگزیده حضرت بود، در مسیر راه به در منزلی رسیدند که صاحب آن، مشغول [[تلاوت قرآن]] بود و این [[آیه]] را: {{متن قرآن|أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ}}<ref>«کسی که هر دم از شب در سجده و ایستاده با فروتنی به نیایش می‌پردازد» سوره زمر، آیه ۹.</ref>.


خط ۱۲۴: خط ۱۲۴:
آری، [[زهد]] و [[عبادت]] و قرآن خواندن کافی نیست، بلکه باید اینها همراه با آگاهی و [[بینش]] باشد تا نتیجه و فایده ببخشد و الّا موجب [[خسران]] و [[زیان]] می‌شود.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۱، ص 365-366.</ref>
آری، [[زهد]] و [[عبادت]] و قرآن خواندن کافی نیست، بلکه باید اینها همراه با آگاهی و [[بینش]] باشد تا نتیجه و فایده ببخشد و الّا موجب [[خسران]] و [[زیان]] می‌شود.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۱، ص 365-366.</ref>


==[[سخنان امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره [[علم]]==
==سخنان امیرالمؤمنین{{ع}} درباره [[علم]]==
از [[کمیل بن زیاد]] نقل شده است که [[امیر المؤمنین]]، [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، [[دست]] مرا گرفت و به صحرا برد. حضرت چون به بیرون [[شهر]] رسید، آهی کشید؛ مانند [[آه]] کشیدن [[اندوه]] رسیده و پس از آن فرمود:
از [[کمیل بن زیاد]] نقل شده است که [[امیر المؤمنین]]، [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، [[دست]] مرا گرفت و به صحرا برد. حضرت چون به بیرون [[شهر]] رسید، آهی کشید؛ مانند [[آه]] کشیدن [[اندوه]] رسیده و پس از آن فرمود:


خط ۱۷۲: خط ۱۷۲:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100829.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱''']]
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|'''اصحاب امام علی، ج۲''']]
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|'''اصحاب امام علی، ج۲''']]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش