←روش کم شمردن خوبیها و زیاد شمردن بدیها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
تربیت ابتدایی انسان بهطور طبیعی با روش الگویی شکل میگیرد. [[کودک]] در چند سال نخست [[زندگی]] خود، همه کارهایش را از الگوهای پیرامون خود که در [[درجه]] اول پدر و مادر اویند، الگوبرداری میکند و با [[تقلید]] از آنان [[رشد]] میکند و ساختار تربیتیاش سامان مییابد. از اینرو روش الگویی در [[سازمان]] دادن [[شخصیت]] و [[رفتار]] کودک به شدت نقش دارد. تلقی [[کودکان]] از [[والدین]] در سالهای نخست [[کودکی]] به نقش الگویی آنان در [[جهت]] مثبت یا منفی دامن میزند، زیرا کودکان در این ایام همه چیز خود را از والدین و وابسته به ایشان میدانند، چنانکه در [[حدیثی]] از [[امام کاظم]] {{ع}} آمده است: {{متن حدیث|بَرُّوا أَوْلَادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا إِلَيْهِمْ فَإِنَّهُمْ يَظُنُّونَ أَنَّكُمْ تَرْزُقُونَهُمْ}}<ref>«به فرزندانتان خوبی کنید و به آنان نیکی نمایید، زیرا آنان گمان میکنند که شما ایشان را روزی میدهید». فقه الرضا، ص۳۳۶، بحار الانوار، ج۷۴، ص۷۷؛ مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۷۰.</ref>. | تربیت ابتدایی انسان بهطور طبیعی با روش الگویی شکل میگیرد. [[کودک]] در چند سال نخست [[زندگی]] خود، همه کارهایش را از الگوهای پیرامون خود که در [[درجه]] اول پدر و مادر اویند، الگوبرداری میکند و با [[تقلید]] از آنان [[رشد]] میکند و ساختار تربیتیاش سامان مییابد. از اینرو روش الگویی در [[سازمان]] دادن [[شخصیت]] و [[رفتار]] کودک به شدت نقش دارد. تلقی [[کودکان]] از [[والدین]] در سالهای نخست [[کودکی]] به نقش الگویی آنان در [[جهت]] مثبت یا منفی دامن میزند، زیرا کودکان در این ایام همه چیز خود را از والدین و وابسته به ایشان میدانند، چنانکه در [[حدیثی]] از [[امام کاظم]] {{ع}} آمده است: {{متن حدیث|بَرُّوا أَوْلَادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا إِلَيْهِمْ فَإِنَّهُمْ يَظُنُّونَ أَنَّكُمْ تَرْزُقُونَهُمْ}}<ref>«به فرزندانتان خوبی کنید و به آنان نیکی نمایید، زیرا آنان گمان میکنند که شما ایشان را روزی میدهید». فقه الرضا، ص۳۳۶، بحار الانوار، ج۷۴، ص۷۷؛ مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۷۰.</ref>. | ||
بسیاری از اوقات تأثیرپذیری [[فرزندان]] از الگوهای [[اجتماعی]] و وسایل [[ارتباط]] جمعی چندان است که نقش [[والدین]] را به شدت تحت الشعاع قرار میدهد. از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِي وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِي قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمَا قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاءُ}}<ref>«دو گروه از امت من باشند که چون صالح شوند، امتم صالح شود، و چون فاسد شوند، امتم فاسد شود. [گفتند: ای رسول خدا، آنان چه کسانیاند؟ فرمود:] فقیهان و زمامداران». الخصال، ج۱، ص۳۷؛ تحف العقول، ص۳۶؛ روضة الواعظین، ص۱۰؛ بحار الانوار، ج۲، ص۴۹، ج۷۵، ص۳۳۶، ج۷۷، ص۱۵۴.</ref>.<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)|سیره نبوی]]، | بسیاری از اوقات تأثیرپذیری [[فرزندان]] از الگوهای [[اجتماعی]] و وسایل [[ارتباط]] جمعی چندان است که نقش [[والدین]] را به شدت تحت الشعاع قرار میدهد. از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِي وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِي قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمَا قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاءُ}}<ref>«دو گروه از امت من باشند که چون صالح شوند، امتم صالح شود، و چون فاسد شوند، امتم فاسد شود. [گفتند: ای رسول خدا، آنان چه کسانیاند؟ فرمود:] فقیهان و زمامداران». الخصال، ج۱، ص۳۷؛ تحف العقول، ص۳۶؛ روضة الواعظین، ص۱۰؛ بحار الانوار، ج۲، ص۴۹، ج۷۵، ص۳۳۶، ج۷۷، ص۱۵۴.</ref>.<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)| سیره نبوی ج۴]]، ص ۱۶۰.</ref> | ||
=== روش [[توبه]] === | === روش [[توبه]] === | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
[[رفق و مدارا]] به معنای [[نرمی]] و [[سازش]] است<ref>لغتنامه دهخدا، ماده رفق.</ref>. "[[مدارا]]"، روشی است که [[انسان]] باید در [[مقام عمل]] آن را به کار بندد. این روش مبتنی بر [[عزت نفس]] است. [[امام سجاد]] {{ع}} در دعای بیست و هفتم و در عبارت پنجم آن میفرمایند: "بار خدایا! با آنچه خواسته شد [[دشمنان]] [[آل محمد]] را در هم شکن و ناخنهای [[دشمنان]] را از ایشان جدا ساز و میان [[دشمنان]] و سلاحشان جدایی افکن؛ بندهای دلهایشان را بکن؛ و میان آنان و آذوقههایشان دوری انداز؛ در راهها سرگردانشان گردان؛ و از چیزی که به آن رو آوردهاند گمراهشان ساز و [[کمک]] را از آنها ببر؛ از شمارشان بکاه؛ و دلهایشان را از [[ترس]] پر نما و دستهایشان را از گشودن بازدار و زبانهایشان را از گفتار ببند (تا مانند لال نتوانند سخنی گویند) و با [[سختی]] و گرفتاری ایشان پیروانشان را پراکنده گردان و ایشان را برای آنها که در پس ایشاناند [[عبرت]] قرار ده و به [[خوار]] ساختن آنها طمعها و آرزوهای کسانی (لشگرهایی) را که پس از ایشاناند قطع فرما"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ افْلُلْ بِذَلِكَ عَدُوَّهُمْ، وَ اقْلِمْ عَنْهُمْ أَظْفَارَهُمْ، وَ فَرِّقْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ أَسْلِحَتِهِمْ، وَ اخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ، وَ بَاعِدْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ أَزْوِدَتِهِمْ، وَ حَيِّرْهُمْ فِي سُبُلِهِمْ، وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ، وَ اقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ، وَ انْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ، وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ، وَ اقْبِضْ أَيْدِيَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ، وَ اخْزِمْ أَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النُّطْقِ، وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ وَ نَكِّلْ بِهِمْ مَنْ وَرَاءَهُمْ، وَ اقْطَعْ بِخِزْيِهِمْ أَطْمَاعَ مَنْ بَعْدَهُمْ}}</ref>.<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۱۴ ـ ۱۱۵.</ref> | [[رفق و مدارا]] به معنای [[نرمی]] و [[سازش]] است<ref>لغتنامه دهخدا، ماده رفق.</ref>. "[[مدارا]]"، روشی است که [[انسان]] باید در [[مقام عمل]] آن را به کار بندد. این روش مبتنی بر [[عزت نفس]] است. [[امام سجاد]] {{ع}} در دعای بیست و هفتم و در عبارت پنجم آن میفرمایند: "بار خدایا! با آنچه خواسته شد [[دشمنان]] [[آل محمد]] را در هم شکن و ناخنهای [[دشمنان]] را از ایشان جدا ساز و میان [[دشمنان]] و سلاحشان جدایی افکن؛ بندهای دلهایشان را بکن؛ و میان آنان و آذوقههایشان دوری انداز؛ در راهها سرگردانشان گردان؛ و از چیزی که به آن رو آوردهاند گمراهشان ساز و [[کمک]] را از آنها ببر؛ از شمارشان بکاه؛ و دلهایشان را از [[ترس]] پر نما و دستهایشان را از گشودن بازدار و زبانهایشان را از گفتار ببند (تا مانند لال نتوانند سخنی گویند) و با [[سختی]] و گرفتاری ایشان پیروانشان را پراکنده گردان و ایشان را برای آنها که در پس ایشاناند [[عبرت]] قرار ده و به [[خوار]] ساختن آنها طمعها و آرزوهای کسانی (لشگرهایی) را که پس از ایشاناند قطع فرما"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ افْلُلْ بِذَلِكَ عَدُوَّهُمْ، وَ اقْلِمْ عَنْهُمْ أَظْفَارَهُمْ، وَ فَرِّقْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ أَسْلِحَتِهِمْ، وَ اخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ، وَ بَاعِدْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ أَزْوِدَتِهِمْ، وَ حَيِّرْهُمْ فِي سُبُلِهِمْ، وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ، وَ اقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ، وَ انْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ، وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ، وَ اقْبِضْ أَيْدِيَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ، وَ اخْزِمْ أَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النُّطْقِ، وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ وَ نَكِّلْ بِهِمْ مَنْ وَرَاءَهُمْ، وَ اقْطَعْ بِخِزْيِهِمْ أَطْمَاعَ مَنْ بَعْدَهُمْ}}</ref>.<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۱۴ ـ ۱۱۵.</ref> | ||
=== روش کم شمردن | === روش کم شمردن خوبیها و زیاد شمردن بدیها === | ||
این روش مبتنی بر اصل کمالخواهی است. [[امام]] در دعای بیستم و در عبارت دهم آن میفرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست و مرا به زینت [[صالحین]] و شایستگان (انجام [[حقوق خدا]] و [[مردم]]) آراسته فرما؛ و [[زیور]] [[پرهیزکاران]] ([[عمل به واجبات]] و ترک [[محرمات]]) را به من بپوشان، با ([[توفیق]] برای) گستردن [[عدل و داد]] (تا از [[افراط]] و [[تفریط]] در [[حق]] دوری گزینم) و فرونشاندن [[خشم]] و خاموش کردن [[آتش]] [[دشمنی]] ([[اختلاف]] بین [[مردم]]) و گردآوردن پراکندگان (دلهای از هم رنجیده) و [[اصلاح]] [[فساد]] بین [[مردم]] و فاش کردن خیر و [[نیکی]] و پنهان نمودن [[عیب]] و [[زشتی]] و [[نرمخویی]] و [[فروتنی]] و نیکوروشی و سنگینی و خوش [[خویی]] (با [[مردم]]) و پیشی گرفتن [[نیکی]] و [[برگزیدن]] [[احسان]] بیآنکه جزای احسانی باشد؛ و [[سرزنش]] نکردن و همراهمی نکردن به غیر مستحق و گفتن [[حق]] اگرچه سخت (یا اندک) باشد؛ و کم شمردن [[نیکی]] در گفتار و کردارم اگرچه بسیار باشد؛ و بسیار شمردن | این روش مبتنی بر اصل کمالخواهی است. [[امام]] در دعای بیستم و در عبارت دهم آن میفرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست و مرا به زینت [[صالحین]] و شایستگان (انجام [[حقوق خدا]] و [[مردم]]) آراسته فرما؛ و [[زیور]] [[پرهیزکاران]] ([[عمل به واجبات]] و ترک [[محرمات]]) را به من بپوشان، با ([[توفیق]] برای) گستردن [[عدل و داد]] (تا از [[افراط]] و [[تفریط]] در [[حق]] دوری گزینم) و فرونشاندن [[خشم]] و خاموش کردن [[آتش]] [[دشمنی]] ([[اختلاف]] بین [[مردم]]) و گردآوردن پراکندگان (دلهای از هم رنجیده) و [[اصلاح]] [[فساد]] بین [[مردم]] و فاش کردن خیر و [[نیکی]] و پنهان نمودن [[عیب]] و [[زشتی]] و [[نرمخویی]] و [[فروتنی]] و نیکوروشی و سنگینی و خوش [[خویی]] (با [[مردم]]) و پیشی گرفتن [[نیکی]] و [[برگزیدن]] [[احسان]] بیآنکه جزای احسانی باشد؛ و [[سرزنش]] نکردن و همراهمی نکردن به غیر مستحق و گفتن [[حق]] اگرچه سخت (یا اندک) باشد؛ و کم شمردن [[نیکی]] در گفتار و کردارم اگرچه بسیار باشد؛ و بسیار شمردن بدی در گفتار و کردارم اگرچه کم باشد و آنچه را [[بیان]] شد من به وسیله [[طاعت]] و [[فرمانبری]] همیشگی؛ و همیشه بودن با [[جماعت]] و واگذاشتن بدعتگزاران و آنکه [[رأی]] و [[اندیشه]] اختراع شده به کار برد، کامل گردان"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ، وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ، وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السِّيرَةِ، وَ سُكُونِ الرِّيحِ، وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ، وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ، وَ إِيثَارِ التَّفَضُّلِ، وَ تَرْكِ التَّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ، وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ، وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي بِدَوَامِ الطَّاعَةِ، وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ، وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ، وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْيِ الْمُخْتَرَعِ}}.</ref>.<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۱۵ ـ ۱۱۷.</ref> | ||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||