طعنه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = رذایل اخلاقی| عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}
 
==مقدمه==
==مقدمه==
یکی از عواملی که می‌تواند [[روابط اجتماعی]] را به هم بزند [[زخم زبان]] و طعنه زدن است. امروزه [[مردم]] بدون توجه به آبروی کسی به هم دیگر زخم زبان میزنند که این امر باعث از بین رفتن ارتباط‌ها می‌شود. از سویی طعنه زننده [[محبوبیت]] خود را در [[جامعه]] از دست می‌دهد و مردم به [[راحتی]] با او ارتباط برقرار نمی‌کنند و از وی فاصله میگیرند تا از شرش در [[امان]] بمانند. از طرف دیگر آبروی شخص طعنه و زخم زبان خورده تا حدودی به خطر می‌افتد و عده‌ای [[باور]] می‌کنند که او چنین فردی بوده است؛ لذا از وی دوری می‌کنند.
یکی از عواملی که می‌تواند [[روابط اجتماعی]] را به هم بزند زخم زبان و طعنه زدن است. امروزه [[مردم]] بدون توجه به آبروی کسی به هم دیگر زخم زبان میزنند که این امر باعث از بین رفتن ارتباط‌ها می‌شود. از سویی طعنه زننده محبوبیت خود را در [[جامعه]] از دست می‌دهد و مردم به راحتی با او ارتباط برقرار نمی‌کنند و از وی فاصله میگیرند تا از شرش در [[امان]] بمانند. از طرف دیگر آبروی شخص طعنه و زخم زبان خورده تا حدودی به خطر می‌افتد و عده‌ای [[باور]] می‌کنند که او چنین فردی بوده است؛ لذا از وی دوری می‌کنند.


[[قرآن کریم]] با این [[عادت]] [[ناپسند]] آشکارا [[مخالفت]] کرده است: {{متن قرآن|وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ}}<ref>«و (همدیگر را) با لقب‌های ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند» سوره حجرات، آیه ۱۱.</ref>، [[مسلمانان]] نباید به هم‌دیگر [[لقب]] [[زشت]] از قبیل [[فاسق]]، [[سفیه]] و امثال آن بدهند. [[مؤمن]] [[شایسته]] کسی است که از او به [[نیکی]] یاد گردد و به وی طعنه و برچسب زده نشود<ref>ترجمه المیزان، ج۱۸، ص۴۸۲.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 134.</ref>
[[قرآن کریم]] با این عادت ناپسند آشکارا [[مخالفت]] کرده است: {{متن قرآن|وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ}}<ref>«و (همدیگر را) با لقب‌های ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند» سوره حجرات، آیه ۱۱.</ref>، [[مسلمانان]] نباید به هم‌دیگر [[لقب]] [[زشت]] از قبیل [[فاسق]]، [[سفیه]] و امثال آن بدهند. [[مؤمن]] شایسته کسی است که از او به [[نیکی]] یاد گردد و به وی طعنه و برچسب زده نشود<ref>ترجمه المیزان، ج۱۸، ص۴۸۲.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۳۴.</ref>


==پیامدهای منفی طعنه زدن==
==پیامدهای منفی طعنه زدن==
خط ۱۵: خط ۱۶:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:رذایل اخلاقی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۰۸:۵۵

مقدمه

یکی از عواملی که می‌تواند روابط اجتماعی را به هم بزند زخم زبان و طعنه زدن است. امروزه مردم بدون توجه به آبروی کسی به هم دیگر زخم زبان میزنند که این امر باعث از بین رفتن ارتباط‌ها می‌شود. از سویی طعنه زننده محبوبیت خود را در جامعه از دست می‌دهد و مردم به راحتی با او ارتباط برقرار نمی‌کنند و از وی فاصله میگیرند تا از شرش در امان بمانند. از طرف دیگر آبروی شخص طعنه و زخم زبان خورده تا حدودی به خطر می‌افتد و عده‌ای باور می‌کنند که او چنین فردی بوده است؛ لذا از وی دوری می‌کنند.

قرآن کریم با این عادت ناپسند آشکارا مخالفت کرده است: ﴿وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ[۱]، مسلمانان نباید به هم‌دیگر لقب زشت از قبیل فاسق، سفیه و امثال آن بدهند. مؤمن شایسته کسی است که از او به نیکی یاد گردد و به وی طعنه و برچسب زده نشود[۲].[۳]

پیامدهای منفی طعنه زدن

طعنه و کنایه زدن موجب از بین رفتن اعتماد، روابط حسنه و هم‌بستگی افراد جامعه می‌شود. این امر بین افراد دشمنی ایجاد می‌کند و آبروی مؤمنان را به خطر میاندازد. همچنین خاطر وجدان افراد طعنه خورده را جریحه‌دار می‌کند[۴].

منابع

پانویس

  1. «و (همدیگر را) با لقب‌های ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند» سوره حجرات، آیه ۱۱.
  2. ترجمه المیزان، ج۱۸، ص۴۸۲.
  3. برهانی، محمد جواد، سیره اجتماعی پیامبر اعظم، ص ۱۳۴.
  4. برهانی، محمد جواد، سیره اجتماعی پیامبر اعظم، ص ۱۳۴.