زمزم: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۳۴۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ ژوئن ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۳: خط ۴۳:
فبيِّن القوم لما تريد اني نذرت العاهد المحمود
فبيِّن القوم لما تريد اني نذرت العاهد المحمود
اجعله [[رب]] لي فلا اعود}}<ref>السیره النبویه، ابن کثیر، ج۱، ص۱۷۱.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۲۴.</ref>
اجعله [[رب]] لي فلا اعود}}<ref>السیره النبویه، ابن کثیر، ج۱، ص۱۷۱.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۲۴.</ref>
==خشک شدن زمزم==
وقتی [[جرهمیان]] [[حرمت]] [[کعبه]] و [[حرم]] را شکستند و به [[فسق]] و [[فجور]] پرداختند، [[خداوند]] آب زمزم را از جوشش انداخته و خشک کرد، به طوری که حتی مکان آن نیز محو گردید. «[[عمرو بن حارث بن مضاض بن عمرو جرهمی]]»، جرهمیان را [[پند]] و [[اندرز]] داد که در منطقه حرم [[ستم]] نکنند و حرمت کعبه را [[پاس]] دارند ولی آنان پند نگرفته و سخن او را نشنیدند؛ وی نیز دو «مجسمه زرین [[آهو]]» و «شمشیرهای مرصع» را که در کعبه بود از [[بیم]] آنکه [[سرقت]] نکنند، شبانه برداشت و در محل [[چاه زمزم]]، زیر خاک پنهان کرد. [[فرزندان]] [[کِنانه]] و [[قبیله]] [[خُزاعه]] که تاب [[تحمل]] فسق و فجور جرهمیان را نداشتند، با آنان به [[نبرد]] پرداخته و ایشان را از [[مکه]] بیرون راندند و خداوند [[قوم خزاعه]] و [[کنانه]] را بر مکه مسلط ساخت<ref>فروع کافی، کلینی، ج۴، ص۲۱۹.</ref>.
چاه زمزم همچنان تا دوران «[[عبدالمطلب بن هاشم]]» پدربزرگ [[پیامبر]]{{صل}} مخفی بود. او شبی در [[خواب]] دید که خداوند به حفر نقطه‌ای از [[زمین]] که محل سابق [[چاه]] بود [[فرمان]] می‌دهد. [[عبدالمطلب]] به [[زعم]] [[سرزنش]] و [[آزار مردم]]، با کمک فرزند خود «حارث» همان نقطه را حفر کرد. در آن هنگام [[نذر]] کرد که اگر دارای ده پسر شود یکی از آنان را در [[راه خدا]] [[قربانی]] کند؛ سپس با کندن چاه بر مجسمه‌ها و شمشیرها دست یافت و همچنان کَند تا آب فوران زد. وی به سرعت در کنار آن حوضی ساخت و آب را درون آن ریخت تا پراکنده نشود. او از آن آب به [[حاجیان]] می‌نوشانید و سقایت آنان را به عهده گرفت. گروهی از [[جاهلان]] و [[حسودان]]، شب‌ها [[حوض]] مذکور را تخریب می‌کردند، اما عبدالمطلب باز آن را می‌ساخت. پس از چندی خداوند به او ده پسر عطا کرد. وی نیز برای ادای نذر خود بین آنها قرعه انداخت که به نام «عبدالله» محبوب‌ترین پسرانش درآمد؛ آن‌گاه بین عبدالله و ده تا صد شتر قرعه زد که قرعه به نام صد شتر افتاد و آنها را در [[راه خدا]] [[قربانی]] کرده و گوشت آن را میان [[بادیه‌نشینان]] [[انفاق]] نمود. بر اساس این [[سنت]] از آن [[روز]] [[دیه]] یک مرد، صد شتر تعیین شد<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۱۱۰؛ اخبار مکه ازرقی، ص۲۳۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۶۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۹۵

ویرایش