←عوامل هنجارشکنی و فسق و فجور
(←مقدمه) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۲۹: | خط ۳۲۹: | ||
#بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[قاطع]] رحم، چون که من <ref>امام میگوید.</ref> سه بار او را مورد [[لعن]] در [[قرآن مجید]] یافتم<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۴۱.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | #بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[قاطع]] رحم، چون که من <ref>امام میگوید.</ref> سه بار او را مورد [[لعن]] در [[قرآن مجید]] یافتم<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۴۱.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | ||
==[[فسق]]، خروج از دایره [[محرمات]] و ورآمدگی و دریدگی | ==[[فسق]]، خروج از دایره [[محرمات]] و ورآمدگی و دریدگی هنجارها== | ||
واژه فسق در اصل برای خرمایی گفته میشود که پوسته آن جدا شده و «ور آمده» و «برآمده» باشد به طوری که پوست دیگر به گوشت و اصل خرما نچسبیده و [[پیوستگی]] اجزایی خود را از دست داده و نوعی فاصله میان پوست [[محافظ]] با [[مغز]] و اصل خرما پدید آمده باشد. در [[فرهنگ]] [[عربی]] آمده است: {{عربی|فسقَ الرُّطبُ إذا خرج عن قِشره}}؛ خرمای تازه [[فاسق]] شد؛ یعنی از پوستش خارج شد. پس کسی که گرفتار فسق میشود، گویی [[لباس]] زیبای خود را کنار زده و زشتیهای درون خویش را آشکار کرده است. | واژه فسق در اصل برای خرمایی گفته میشود که پوسته آن جدا شده و «ور آمده» و «برآمده» باشد به طوری که پوست دیگر به گوشت و اصل خرما نچسبیده و [[پیوستگی]] اجزایی خود را از دست داده و نوعی فاصله میان پوست [[محافظ]] با [[مغز]] و اصل خرما پدید آمده باشد. در [[فرهنگ]] [[عربی]] آمده است: {{عربی|فسقَ الرُّطبُ إذا خرج عن قِشره}}؛ خرمای تازه [[فاسق]] شد؛ یعنی از پوستش خارج شد. پس کسی که گرفتار فسق میشود، گویی [[لباس]] زیبای خود را کنار زده و زشتیهای درون خویش را آشکار کرده است. | ||
| خط ۳۶۹: | خط ۳۶۹: | ||
#'''ترک [[دوستی]]''': همان طوری که در طرد [[اجتماعی]] و نیز [[مصاحبت]] با فاسقان آمده باید از هر گونه ارتباط با این دسته از [[مردم]] خودداری شود. [[لقمان]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ مُعَادَاةُ الْمُؤْمِنِينَ خَيْرٌ مِنْ مُصَادَقَةِ الْفَاسِق}}؛ ای پسرم! [[دشمنی]] با [[مؤمنان]]، از دوستی با فاسق، بهتر است.<ref>اختصاص ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>. | #'''ترک [[دوستی]]''': همان طوری که در طرد [[اجتماعی]] و نیز [[مصاحبت]] با فاسقان آمده باید از هر گونه ارتباط با این دسته از [[مردم]] خودداری شود. [[لقمان]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ مُعَادَاةُ الْمُؤْمِنِينَ خَيْرٌ مِنْ مُصَادَقَةِ الْفَاسِق}}؛ ای پسرم! [[دشمنی]] با [[مؤمنان]]، از دوستی با فاسق، بهتر است.<ref>اختصاص ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>. | ||
== | ==هنجارشکنی، [[پرده دری]] و شکستن [[حرمت]] حریمها== | ||
[[فسق]] و [[فجور]] دو اصطلاح در | [[فسق]] و [[فجور]] دو اصطلاح در فرهنگ قرآنی است. واژه فسق به حالتی از خرما گفته میشود که پوست از گوشت جدا شده و برآمده میشود، به طوری که دیگر آن پوست، نقش حفاظتی گوشت خرما را از دست میدهد و از نظر زیباشناختی نیز [[گرایش]] به خرید و خوردن آن نیز کاهش مییابد؛ زیرا نشان دهنده نوعی [[بیماری]] و آفت و بدطعمی در خرما است؛ زیرا حالت طبیعی آن است که پوست به گوشت چسبیده باشد. این پوستههای فسقی به سبب خشکی نیز بر طعم خرما اثر میگذارد و خوردن خرما را نیز سخت میکند؛ زیرا لازم است بر خلاف دیگر خرماهای طبیعی، این پوست جدا و دور انداخته شود. | ||
پس [[فاسق]] در فرهنگ قرآنی، به حالتی از افراد [[اجتماع]] گفته میشود که حالت طبیعی را در | پس [[فاسق]] در فرهنگ قرآنی، به حالتی از افراد [[اجتماع]] گفته میشود که حالت طبیعی را در رفتار اجتماعی ندارند و به سبب دوری از [[تقوای الهی]] که به عنوان پوسته و [[لباس]] برای [[انسان]] است، فاقد عامل حفاظتی، [[زیبایی]] و مانند آنها هستند؛ زیرا از نظر [[قرآن]]، تقوای الهی که [[عقل]] و نقل آن را بیان کرده، موجب میشود که انسان هم چون لباسی آن را به تن کند؛ پس این [[لباس تقوا]] موجب میشود تا به عنوان عامل [[حفاظت]] او را [[حفظ]] کند و از تعرضات دیگرانی که [[بیماردل]] هستند در [[امنیت]] و [[امان]] نگه دارد.<ref>{{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} «و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> بنابراین، [[تقوا]]، نه تنها عامل زیبایی از یک سو و پوشاندن بدن و [[عیوب]] آن از سوی دیگر است، بلکه مهمترین عامل حفاظتی برای [[انسان]] در [[اجتماع]] و [[امنیت]] بخش برای اوست تا از هر گونه تعرضی در [[امان]] باشد؛ چنان که لباسهایی که انسان میپوشد نیز این گونه است که عامل [[حفاظت]] از [[گرما]]، سرما و حتی برخوردهای اجسام خطرناک است.<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ}} «و خداوند از آنچه آفریده است سایهبانهایی برای شما قرار داد و از کوهها غارهایی برایتان نهاد و تنپوشهایی برایتان پدید آورد که شما را از گرما نگه میدارد و تنپوشهایی که شما را از (گزند) جنگتان نگه میدارد؛ بدینگونه خداوند نعمتش را بر شما تمام میگردا» سوره نحل، آیه ۸۱؛ {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}} «ای فرزندان آدم! برای شما جامهای را فرو فرستادهایم که شرمگاههای شما را میپوشاند و (نیز) جامهای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ این از آیات خداوند است باشد که آنان در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref> | ||
اما [[فاسق]] با [[هنجارشکنی]] و [[بیتقوایی]] خویش، از همه فواید و آثار [[تقوای الهی]] بیبهره میماند و نه تنها به دیگران [[آزار]] میرساند، بلکه پیش از دیگران خودش آسیب میبیند؛ زیرا عیوب وی آشکار شده و از زیباییهای تقوای بیبهره میماند، بستر [[اذیت]] و آزار و تعرضات [[بیماردلان]] را به سوی فراهم میآورد به گونهای که دیگر خود در اجتماع نمیتواند [[احساس امنیت]] کند.<ref>احزاب، آیه ۳۳.</ref> | اما [[فاسق]] با [[هنجارشکنی]] و [[بیتقوایی]] خویش، از همه فواید و آثار [[تقوای الهی]] بیبهره میماند و نه تنها به دیگران [[آزار]] میرساند، بلکه پیش از دیگران خودش آسیب میبیند؛ زیرا عیوب وی آشکار شده و از زیباییهای تقوای بیبهره میماند، بستر [[اذیت]] و آزار و تعرضات [[بیماردلان]] را به سوی فراهم میآورد به گونهای که دیگر خود در اجتماع نمیتواند [[احساس امنیت]] کند.<ref>احزاب، آیه ۳۳.</ref> | ||
| خط ۳۸۳: | خط ۳۸۳: | ||
از آن جایی که معروف هر آن چیزی است که عقل و نقل آن را میپسندد و منکر نیز هر آن چیزی است که عقل و نقل آن را نمیپسندد، به طور طبیعی میبایست گفت که هنجارشکنان علیه [[عرف]] [[اجتماعی]] و ارزشهای آنکه عقل و نقل آن را کشف و ارشاد کرده است، انسانهای [[غیر طبیعی]] و دچار [[بیماری]] [[سفاهت]] [[عقلی]] و [[جهالت]] [[رفتاری]] هستند. به سخن دیگر، این افراد از نظر روانی، به درجهای از [[بلاهت]] و سفاهت رسیدهاند که نمیتوانند [[حق]] را از [[باطل]]، خیر را از [[شر]] و خوب را از بد و [[زیبا]] را از [[زشت]] تشخیص دهند و از نظر انگیزشی و رفتار عملی نیز گرفتار جهالت و سفاهت رفتاری هستند که نمیتواند به خیر و حق و [[زیبایی]] گرایش یابند و بر اساس آن رفتار کنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>. | از آن جایی که معروف هر آن چیزی است که عقل و نقل آن را میپسندد و منکر نیز هر آن چیزی است که عقل و نقل آن را نمیپسندد، به طور طبیعی میبایست گفت که هنجارشکنان علیه [[عرف]] [[اجتماعی]] و ارزشهای آنکه عقل و نقل آن را کشف و ارشاد کرده است، انسانهای [[غیر طبیعی]] و دچار [[بیماری]] [[سفاهت]] [[عقلی]] و [[جهالت]] [[رفتاری]] هستند. به سخن دیگر، این افراد از نظر روانی، به درجهای از [[بلاهت]] و سفاهت رسیدهاند که نمیتوانند [[حق]] را از [[باطل]]، خیر را از [[شر]] و خوب را از بد و [[زیبا]] را از [[زشت]] تشخیص دهند و از نظر انگیزشی و رفتار عملی نیز گرفتار جهالت و سفاهت رفتاری هستند که نمیتواند به خیر و حق و [[زیبایی]] گرایش یابند و بر اساس آن رفتار کنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>. | ||
==آثار [[دنیوی]] و اجتماعی | ==آثار [[دنیوی]] و اجتماعی هنجارشکنی== | ||
برای این که اهمیت و [[ارزش]] [[حفظ]] حالت طبیعی تقوای [[فطری]] و الهی را بدانیم، لازم است تا به آثار دنیوی و اجتماعی هنجارشکنی توجه یابیم تا اهمیت اجتماعی [[محافظت]] بر [[هنجارها]] دانسته شود. از نظر [[قرآن]]، مهمترین آثاری که برای | برای این که اهمیت و [[ارزش]] [[حفظ]] حالت طبیعی تقوای [[فطری]] و الهی را بدانیم، لازم است تا به آثار دنیوی و اجتماعی هنجارشکنی توجه یابیم تا اهمیت اجتماعی [[محافظت]] بر [[هنجارها]] دانسته شود. از نظر [[قرآن]]، مهمترین آثاری که برای هنجارشکنی در همین [[دنیا]] و [[اجتماع]] [[انسانی]] میتوان بیان کرد، اموری چون موارد زیر است: | ||
#'''[[ارتداد]] و | #'''[[ارتداد]] و کفرگرایی''': هنجارشکنان، اندک اندک از [[توحید فطری]] و اکتسابی به [[کفر اعتقادی]] دچار میشوند؛ زیرا [[اعمال]] و [[رفتار]] انسانی در فرآیندی بر [[عقاید]] و تصدیقات [[قلبی]] تاثیر میگذارد؛ همان طوری که [[اعمال صالح]] موجب [[تقویت ایمان]] و تقویم آن میشود، در برابر اعمال هنجارشکنانه موجب از دست رفتن [[ایمان]] و [[گرایش]] به [[شرک]] و [[کفر]] میشود.<ref>{{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بیگمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار میدارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر میگرداند؛ (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref> | ||
#'''ارتکاب بدیها و | #'''ارتکاب بدیها و زشتیها''': هنجارشکنی موجب میشود که [[انسان]] به جای کارهای خوب و [[زیبا]] گرایش به [[کارهای بد]] و [[زشت]] پیدا کند و برایش انجام آنها امری طبیعی و عادی جلوه کند.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref> | ||
#''' | #'''اطاعت کورکورانه''': کسانی که هنجارشکنی میکنند، در فرآیند از انسانهای [[آزاده]] به انسانهای [[مطیع]] و برده دیگران میشوند و از [[رهبران]] [[مستبد]] و دیکتاتور [[کورکورانه]] [[اطاعت]] کرده و از ایشان [[فرمان]] میبرند.<ref>{{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلا تُبْصِرُونَ * أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكَادُ يُبِينُ * فَلَوْلا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ * فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟ * بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمیتواند سخن گوید * پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟ * آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند» سوره زخرف، آیه ۵۱-۵۴.</ref> | ||
#'''[[شکست]] در [[امتحان الهی]]''': کسانی که دچار [[هنجارشکنی]] هستند، در [[امتحانات الهی]] سربلند بیرون نمیآیند و هماره گرفتار شکست میشوند. این گونه است گرفتار آثار شکست میشوند که از جمله آنها [[انتقام الهی]] در همین [[دنیا]] است، چنان که [[اصحاب سبت]] به سبب [[گرفتاری]] به [[فسق]]، در [[امتحان]] ماهیان شکست خورده و در همین دنیا گرفتار [[عذاب]] [[استیصال]] و [[مسخ]] به بوزینه شدند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم * و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳-۱۶۵.</ref> | #'''[[شکست]] در [[امتحان الهی]]''': کسانی که دچار [[هنجارشکنی]] هستند، در [[امتحانات الهی]] سربلند بیرون نمیآیند و هماره گرفتار شکست میشوند. این گونه است گرفتار آثار شکست میشوند که از جمله آنها [[انتقام الهی]] در همین [[دنیا]] است، چنان که [[اصحاب سبت]] به سبب [[گرفتاری]] به [[فسق]]، در [[امتحان]] ماهیان شکست خورده و در همین دنیا گرفتار [[عذاب]] [[استیصال]] و [[مسخ]] به بوزینه شدند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم * و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳-۱۶۵.</ref> | ||
#'''[[انتقام جویی]]''': از نظر [[قرآن]]، یکی از علت [[بیماری]] انتقام جویی از سوی افراد [[اجتماع]]، [[فسق]] و [[هنجارشکنی]] است؛ چنان که [[مسیحیان]] [[فاسق]] و هنجارشکن [[گرایش]] به [[انتقام]] از [[مسلمانان]] پیدا کردند<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹.</ref>؛ زیرا هنجارشکنان [[دوست]] ندارند کسانی را ببیند که پای به اصول [[عقلانی]] وعقلایی و نقلانی هستند و [[اهل]] [[ایمان به خدا]] و انجام [[کارها]] برای [[رضایت خدا]] هستند. افراد هنجارشکن، اصولا از حضور [[مؤمنان]] و هنجارگرایان عصبانی هستند و دوست ندارد در میان آنان باشند و میخواهند به هر شکلی شده ایشان را از محیط [[اجتماعی]] خودشان بیرون کنند.<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «و پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید که آنان مردمی هستند که خود را پاک مینمایانند» سوره اعراف، آیه ۸۲؛ {{متن قرآن|فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «اما پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: خاندان لوط را از شهر خود بیرون کنید زیرا آنان مردمی هستند که خود را پاک مینمایانند» سوره نمل، آیه ۵۶.</ref> | #'''[[انتقام جویی]]''': از نظر [[قرآن]]، یکی از علت [[بیماری]] انتقام جویی از سوی افراد [[اجتماع]]، [[فسق]] و [[هنجارشکنی]] است؛ چنان که [[مسیحیان]] [[فاسق]] و هنجارشکن [[گرایش]] به [[انتقام]] از [[مسلمانان]] پیدا کردند<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹.</ref>؛ زیرا هنجارشکنان [[دوست]] ندارند کسانی را ببیند که پای به اصول [[عقلانی]] وعقلایی و نقلانی هستند و [[اهل]] [[ایمان به خدا]] و انجام [[کارها]] برای [[رضایت خدا]] هستند. افراد هنجارشکن، اصولا از حضور [[مؤمنان]] و هنجارگرایان عصبانی هستند و دوست ندارد در میان آنان باشند و میخواهند به هر شکلی شده ایشان را از محیط [[اجتماعی]] خودشان بیرون کنند.<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «و پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید که آنان مردمی هستند که خود را پاک مینمایانند» سوره اعراف، آیه ۸۲؛ {{متن قرآن|فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «اما پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: خاندان لوط را از شهر خود بیرون کنید زیرا آنان مردمی هستند که خود را پاک مینمایانند» سوره نمل، آیه ۵۶.</ref> | ||
| خط ۴۰۶: | خط ۴۰۶: | ||
#'''[[گمراهی]]''': هنجارشکنان خود [[گمراه]] و حتی گاه [[گمراه کننده]] دیگران هستند و [[اجازه]] نمیدهند [[مردم]] در مسیر [[هدایت]] و کمال گام بردارند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و۲۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>. | #'''[[گمراهی]]''': هنجارشکنان خود [[گمراه]] و حتی گاه [[گمراه کننده]] دیگران هستند و [[اجازه]] نمیدهند [[مردم]] در مسیر [[هدایت]] و کمال گام بردارند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و۲۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>. | ||
==عوامل | ==عوامل هنجارشکنی و [[فسق]] و [[فجور]]== | ||
چنان که گفته شد، چرایی و علت هنجارشکنی نوعی خروج شخص از حالت طبیعی و [[فطری]] است؛ زیرا حالت طبیعی و فطری هر کسی [[تقوای الهی]] است؛ چراکه [[خدا]] هر [[نفس انسانی]] را در حالت [[اعتدال]] و تسویه [[آفریده]] است و در نهاد و [[سرشت]] هر نفسی [[قدرت]] [[شناخت حق]] و خیر و [[زیبا]] را در کنار [[گرایش]] به آن نهاده است؛ به طوری که از نظر [[معرفتی]] و انگیزشی و یعنی [[علم]] و عمل هیچ کم و | چنان که گفته شد، چرایی و علت هنجارشکنی نوعی خروج شخص از حالت طبیعی و [[فطری]] است؛ زیرا حالت طبیعی و فطری هر کسی [[تقوای الهی]] است؛ چراکه [[خدا]] هر [[نفس انسانی]] را در حالت [[اعتدال]] و تسویه [[آفریده]] است و در نهاد و [[سرشت]] هر نفسی [[قدرت]] [[شناخت حق]] و خیر و [[زیبا]] را در کنار [[گرایش]] به آن نهاده است؛ به طوری که از نظر [[معرفتی]] و انگیزشی و یعنی [[علم]] و عمل هیچ کم و کاستی ندارد؛ اما [[انسانها]] به اسباب و عواملی گرفتار خروج از این حالت شده و با [[دفن]] و دسسیه [[فطرت]] [[پاک]] و سالم خویش، گرفتار [[فسق]] و [[فجور]] و هنجارشکنی میشوند و [[ارزشها]] را نادیده میگیرند.<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰.</ref> | ||
در [[آیات قرآنی]]، عواملی را به عنوان عامل هنجارشکنی و فسق و فجور بیان کردهاند که در این جا به مهمترین آنها اشاره میشود: | در [[آیات قرآنی]]، عواملی را به عنوان عامل هنجارشکنی و فسق و فجور بیان کردهاند که در این جا به مهمترین آنها اشاره میشود: | ||
#'''[[اعراض]] از [[قضاوت]] [[اهل حق]]''': یکی از مهمترین عواملی که موجب میشود تا اشخاص گرفتار هنجارشکنی شوند، اعراض از قضاوت و [[داوری]] اهل حق است؛ زیرا گرایش به [[هواهای نفسانی]] و [[اتباع]] از آن نمیگذارد.<ref>{{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}} «و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بیگمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref> کسانی که به هر شکلی از جمله [[استخاره]] با [[قرآن]] یا [[تسبیح]] [[حکم]] میگیرند و بر خلاف آن عمل میکنند، ممکن است برخی از تبعات و پیامدهای [[مخالفت]] با [[حکم الهی]] را برای خود رقم بزنند، بنابراین باید [[صدقه]] و [[استغفار]] کنند تا از تبعات مخالفت در [[امان]] بمانند. | #'''[[اعراض]] از [[قضاوت]] [[اهل حق]]''': یکی از مهمترین عواملی که موجب میشود تا اشخاص گرفتار هنجارشکنی شوند، اعراض از قضاوت و [[داوری]] اهل حق است؛ زیرا گرایش به [[هواهای نفسانی]] و [[اتباع]] از آن نمیگذارد.<ref>{{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}} «و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بیگمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref> کسانی که به هر شکلی از جمله [[استخاره]] با [[قرآن]] یا [[تسبیح]] [[حکم]] میگیرند و بر خلاف آن عمل میکنند، ممکن است برخی از تبعات و پیامدهای [[مخالفت]] با [[حکم الهی]] را برای خود رقم بزنند، بنابراین باید [[صدقه]] و [[استغفار]] کنند تا از تبعات مخالفت در [[امان]] بمانند. | ||
#'''[[انحرافات]] جنسی''': [[انسانی]] که از مسیر طبیعی [[شهوات]] خویش را ارضا نمیکنند، بلکه [[تعدی]] میکنند و مثلا با استمناء و مانند آن گرفتار است، گرفتار | #'''[[انحرافات]] جنسی''': [[انسانی]] که از مسیر طبیعی [[شهوات]] خویش را ارضا نمیکنند، بلکه [[تعدی]] میکنند و مثلا با استمناء و مانند آن گرفتار است، گرفتار هنجارشکنی در رفتارهای جنسی میشود به طوری که دیگر نمیتواند خود را نگه دارد و برای ارضای [[شهوات]] جنسی ممکن است به هم جنسگرایی رو آورد.<ref>انبیاء، آیه ۷۴.</ref> | ||
#'''[[رهبانیت]] [[بدعت]] آمیز''': اصولا [[آموزههای وحیانی]] مانند [[قرآن]]، مطابق [[فطرت]] است و چنان که گفته شد [[عقل]] و نقل هر دو [[کشف]] از یک [[حقیقت]] میکنند که همان [[شریعت الهی]] در [[تکوین]] و [[تشریع]] است. بنابراین، کسانی که بر خلاف کشفیات عقل و نقل [[رفتار]] میکنند، گرفتار انواع و اقسام [[فسق]] و [[فجور]] میشوند. از جمله کسانی که به جای بهره برداری از [[نعمتهای الهی]] در حد نیاز بخواهند شهوات جنسی و مانند آن را [[سرکوب]] کنند، گرفتار بدتر از آن میشوند؛ چنان که رهبانهای [[مسیحی]] از [[زن]] و مرد گرفتار هم جنسگرایی و [[تجاوز]] و تعدی به [[کودکان]] و مانند آن شدهاند که در گزارشهای رسمی واتیکان نیز آمده است.<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> | #'''[[رهبانیت]] [[بدعت]] آمیز''': اصولا [[آموزههای وحیانی]] مانند [[قرآن]]، مطابق [[فطرت]] است و چنان که گفته شد [[عقل]] و نقل هر دو [[کشف]] از یک [[حقیقت]] میکنند که همان [[شریعت الهی]] در [[تکوین]] و [[تشریع]] است. بنابراین، کسانی که بر خلاف کشفیات عقل و نقل [[رفتار]] میکنند، گرفتار انواع و اقسام [[فسق]] و [[فجور]] میشوند. از جمله کسانی که به جای بهره برداری از [[نعمتهای الهی]] در حد نیاز بخواهند شهوات جنسی و مانند آن را [[سرکوب]] کنند، گرفتار بدتر از آن میشوند؛ چنان که رهبانهای [[مسیحی]] از [[زن]] و مرد گرفتار هم جنسگرایی و [[تجاوز]] و تعدی به [[کودکان]] و مانند آن شدهاند که در گزارشهای رسمی واتیکان نیز آمده است.<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> | ||
#'''[[مخالفت]] با [[جهاد]]''': هر گونه مخالفت با [[اوامر]] [[رهبری]] [[نظام سیاسی ولایی]] بستری برای هنجارشکی افراد است. از این روست که مخالفان جهاد با بهانههای واهی، گرفتار آن شدهاند و کسانی که بخواهد از [[مبارزه]] با [[جباران]] و طاغوتهای [[زمان]] خویش سرباز زنند گرفتار میشوند.<ref>{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ * قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «و از ایشان، کسی است که میگوید: به من اجازه (کنارهگیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتادهاند و دوزخ فراگیرنده کافران است * بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمیگردد که شما گروهی نافرمان بودهاید» سوره توبه، آیه ۴۹ و ۵۳؛ {{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ * قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ* قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید * گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون میرویم * دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید * گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۱-۲۵.</ref> | #'''[[مخالفت]] با [[جهاد]]''': هر گونه مخالفت با [[اوامر]] [[رهبری]] [[نظام سیاسی ولایی]] بستری برای هنجارشکی افراد است. از این روست که مخالفان جهاد با بهانههای واهی، گرفتار آن شدهاند و کسانی که بخواهد از [[مبارزه]] با [[جباران]] و طاغوتهای [[زمان]] خویش سرباز زنند گرفتار میشوند.<ref>{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ * قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «و از ایشان، کسی است که میگوید: به من اجازه (کنارهگیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتادهاند و دوزخ فراگیرنده کافران است * بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمیگردد که شما گروهی نافرمان بودهاید» سوره توبه، آیه ۴۹ و ۵۳؛ {{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ * قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ* قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید * گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون میرویم * دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید * گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۱-۲۵.</ref> | ||
| خط ۴۱۷: | خط ۴۱۷: | ||
#'''ترک [[یاری]] [[رهبران الهی]]''': هر کسی بر خلاف فرمانهای [[رهبران]] [[حق]] و [[الهی]] عمل کند، و [[عهد]] و [[پیمان شکنی]] نماید، گرفتار فسق و [[فجور]] خواهد شد.<ref>آل عمران، آیات ۸۱ و ۸۲.</ref> | #'''ترک [[یاری]] [[رهبران الهی]]''': هر کسی بر خلاف فرمانهای [[رهبران]] [[حق]] و [[الهی]] عمل کند، و [[عهد]] و [[پیمان شکنی]] نماید، گرفتار فسق و [[فجور]] خواهد شد.<ref>آل عمران، آیات ۸۱ و ۸۲.</ref> | ||
#'''تضییع [[حقوق دیگران]]''': نادیده گرفتن و تضییع حقوق دیگران موجب میشود که [[انسان]] دچار فسق و فجور شود.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> | #'''تضییع [[حقوق دیگران]]''': نادیده گرفتن و تضییع حقوق دیگران موجب میشود که [[انسان]] دچار فسق و فجور شود.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> | ||
#'''[[تکذیب]] [[خدا]] و [[قیامت]]''': از مهمترین عوامل | #'''[[تکذیب]] [[خدا]] و [[قیامت]]''': از مهمترین عوامل هنجارشکنی و [[فسق]]، [[دروغ]] دانستن خدا و قیامت و [[پیامبران]] و [[پیامبری]] است.<ref>{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref> | ||
#'''[[خودفراموشی]]''': [[خود فراموشی]] موجب [[خدا]] [[فراموشی]] و ایجاد [[فسق]] و [[فجور]] در [[انسان]] است.<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد؛ آنانند که نافرمانند» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref> | #'''[[خودفراموشی]]''': [[خود فراموشی]] موجب [[خدا]] [[فراموشی]] و ایجاد [[فسق]] و [[فجور]] در [[انسان]] است.<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد؛ آنانند که نافرمانند» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref> | ||
#'''[[دنیاطلبی]]''': [[دنیاطلبی]] و [[گرایش]] به [[مادیات]] و [[دنیا]] موجب میشودکه انسان گرفتار فسق و فجور و | #'''[[دنیاطلبی]]''': [[دنیاطلبی]] و [[گرایش]] به [[مادیات]] و [[دنیا]] موجب میشودکه انسان گرفتار فسق و فجور و هنجارشکنی شود و به عرف و [[ارزشها]] و هنجارهای [[عرفی]] بیتوجهی کند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref> | ||
#'''[[ولایت کافران]]''': [[پذیرش ولایت کافران]] و [[سلطه]] و [[دوستی]] و [[محبت]] و [[سرپرستی]] آنان عامل مهم در هنجارشکنی و [[گرفتاری]] به فسق است.<ref>مائده، آیات ۸۰ و ۸۱.</ref> | #'''[[ولایت کافران]]''': [[پذیرش ولایت کافران]] و [[سلطه]] و [[دوستی]] و [[محبت]] و [[سرپرستی]] آنان عامل مهم در هنجارشکنی و [[گرفتاری]] به فسق است.<ref>مائده، آیات ۸۰ و ۸۱.</ref> | ||
#'''[[رفاه]]''': رفاه و بدمستی و [[آسایش]] بسیار موجب میشود که گرفتار فسق و فجور شود. اصولا [[ثروت]] زیاد عامل مهمی در گرایش به هنجارشکنی است.<ref>اسراء، آیه ۱۶.</ref> | #'''[[رفاه]]''': رفاه و بدمستی و [[آسایش]] بسیار موجب میشود که گرفتار فسق و فجور شود. اصولا [[ثروت]] زیاد عامل مهمی در گرایش به هنجارشکنی است.<ref>اسراء، آیه ۱۶.</ref> | ||