بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[وفای به عهد در نهج البلاغه]] - [[وفای به عهد در معارف دعا و زیارات]] - [[وفای به عهد در معارف و سیره نبوی]] - [[وفای به عهد در فقه سیاسی]] - [[وفای به عهد در جامعهشناسی اسلامی]] - [[وفای به عهد در فقه اسلامی]] - [[وفای به عهد در سیره معصوم]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''وفای به عهد''' یکی از بدیهیترین ارزشهای [[اجتماعی]] است که جایگاهی والا داشته و از مصادیق [[مسئولیتپذیری]] [[انسان]] بهشمار میرود و از دو بُعد فردی و [[اجتماعی]] مورد توجه قرار میگیرد. این موضوع در آیات و روایات فراوانی مورد تاکید قرار گرفته است: {{متن قرآن|وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}. [[راستگویی]]؛ همسویی سخن و عمل؛ نفی [[خیانت]] و [[بیوفایی]] از لوازم پایبندی به [[پیمان]] شمرده شده است. | '''وفای به عهد''' یکی از بدیهیترین ارزشهای [[اجتماعی]] است که جایگاهی والا داشته و از مصادیق [[مسئولیتپذیری]] [[انسان]] بهشمار میرود و از دو بُعد فردی و [[اجتماعی]] مورد توجه قرار میگیرد. این موضوع در آیات و روایات فراوانی مورد تاکید قرار گرفته است: {{متن قرآن|وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}. [[راستگویی]]؛ همسویی سخن و عمل؛ نفی [[خیانت]] و [[بیوفایی]] از لوازم پایبندی به [[پیمان]] شمرده شده است. | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
وفای به عهد و [[پیمان]] در [[فرهنگ دینی]]، جایگاهی والا دارد و از مصادیق [[مسئولیتپذیری]] [[انسان]] بهشمار میرود. وفای به عهد از دو بُعد فردی و [[اجتماعی]] مورد توجه قرار گرفته است. [[همبستگی]] این صفت با [[کمال روحی]] و [[انسانیَت]] انسان در [[ارتباط مستقیم]] است. انسان هرقدر از [[کمال انسانی]] برخوردار باشد، نسبت به عهده و پیمان خویش پایبندی بیشتری دارد. از دیگر سو، پایبند نبودن به [[عهد]] و پیمان، پایههای [[ایمان]] را [[متزلزل]] میکند. از دیگر سو، وفای به عهد بهدلیل [[ارزش]] اجتماعی آن در [[روابط اجتماعی]] و تثبیت بنیاد [[جامعه]] تأثیر میگذارد. | وفای به عهد و [[پیمان]] در [[فرهنگ دینی]]، جایگاهی والا دارد و از مصادیق [[مسئولیتپذیری]] [[انسان]] بهشمار میرود. وفای به عهد از دو بُعد فردی و [[اجتماعی]] مورد توجه قرار گرفته است. [[همبستگی]] این صفت با [[کمال روحی]] و [[انسانیَت]] انسان در [[ارتباط مستقیم]] است. انسان هرقدر از [[کمال انسانی]] برخوردار باشد، نسبت به عهده و پیمان خویش پایبندی بیشتری دارد. از دیگر سو، پایبند نبودن به [[عهد]] و پیمان، پایههای [[ایمان]] را [[متزلزل]] میکند. از دیگر سو، وفای به عهد بهدلیل [[ارزش]] اجتماعی آن در [[روابط اجتماعی]] و تثبیت بنیاد [[جامعه]] تأثیر میگذارد. | ||
[[امام علی]]{{ع}} میفرماید: "اگر با [[دشمن]] پیمانی بستی یا او را [[امان]] دادی، پیمان را [[وفا]] کن و امان را ادا، و از [[دل]] و [[جان]] بر سر آن باش؛ زیرا [[مردم]] (با وجود گوناگونیِ خواستها و اختلافنظرهاشان) اتفاق نظری که در اهمیت وفای به عهد دارند، در هیچ یک از [[فرایض]] دیگر [[الهی]] ندارند. حتی [[مشرکان]] هم آن را رعایت میکنند؛ زیرا عواقب [[پیمانشکنی]] را میدانند"<ref>{{متن حدیث|وَإِنْ عَقَدْتَ بَيْنَکَ وَبَيْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً، أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً، فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ، وَارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاَمَانَةِ، وَاجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَيْتَ، فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللهِ شَيْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اجْتِمَاعاً، مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ، وَتَشَتُّتِ آرَائِهِمْ، مِنْ تَعْظِيمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ. وَقَدْ لَزِمَ ذَلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِينَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، | [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "اگر با [[دشمن]] پیمانی بستی یا او را [[امان]] دادی، پیمان را [[وفا]] کن و امان را ادا، و از [[دل]] و [[جان]] بر سر آن باش؛ زیرا [[مردم]] (با وجود گوناگونیِ خواستها و اختلافنظرهاشان) اتفاق نظری که در اهمیت وفای به عهد دارند، در هیچ یک از [[فرایض]] دیگر [[الهی]] ندارند. حتی [[مشرکان]] هم آن را رعایت میکنند؛ زیرا عواقب [[پیمانشکنی]] را میدانند"<ref>{{متن حدیث|وَإِنْ عَقَدْتَ بَيْنَکَ وَبَيْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً، أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً، فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ، وَارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاَمَانَةِ، وَاجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَيْتَ، فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللهِ شَيْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اجْتِمَاعاً، مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ، وَتَشَتُّتِ آرَائِهِمْ، مِنْ تَعْظِيمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ. وَقَدْ لَزِمَ ذَلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِينَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|[دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص۸۹۰ ـ ۸۹۱.</ref> | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
"وفای به عهد مترادف پیمان داری، [[صدق]] [[وعده]]، [[وفاداری]] و وفای به وعده است"<ref>فرهنگ اصطلاحات اخلاقی، ص۲۲۷.</ref>. یکی از بدیهیترین ارزشهای اجتماعی [[پایبندی]] به [[تعهد]] است که [[مقبولیت عمومی]] دارد و همه عقلا بر آن متفقاند تا آنجا که برخی از [[دانشمندان]] غربی ریشه همه ارزشهای اجتماعی را در [[قراردادها]] و تعهدات، اعم از قراردادهای آگاهانه و رسمی یا قراردادهای ارتکازی و ضمنی خلاصه کردهاند<ref>محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۶۷.</ref>.<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۲۵۵ ـ ۲۵۹.</ref> | "وفای به عهد مترادف پیمان داری، [[صدق]] [[وعده]]، [[وفاداری]] و وفای به وعده است"<ref>فرهنگ اصطلاحات اخلاقی، ص۲۲۷.</ref>. یکی از بدیهیترین ارزشهای اجتماعی [[پایبندی]] به [[تعهد]] است که [[مقبولیت عمومی]] دارد و همه عقلا بر آن متفقاند تا آنجا که برخی از [[دانشمندان]] غربی ریشه همه ارزشهای اجتماعی را در [[قراردادها]] و تعهدات، اعم از قراردادهای آگاهانه و رسمی یا قراردادهای ارتکازی و ضمنی خلاصه کردهاند<ref>محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۶۷.</ref>.<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۲۵۵ ـ ۲۵۹.</ref> | ||
==وفای به عهد در [[قرآن]]== | == وفای به عهد در [[قرآن]] == | ||
در [[قرآن کریم]] بر [[لزوم]] عمل به تعهدات فردی و [[اجتماعی]] تأکید شده است: | در [[قرآن کریم]] بر [[لزوم]] عمل به تعهدات فردی و [[اجتماعی]] تأکید شده است: | ||
# وفای به عهد و [[پیمانها]] از جمله ویژگیهای [[خداوند]]: {{متن قرآن|وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ...}}<ref>«و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. | # وفای به عهد و [[پیمانها]] از جمله ویژگیهای [[خداوند]]: {{متن قرآن|وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ...}}<ref>«و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. | ||
# وفای به عهد از اوصاف [[مؤمنان راستین]]: {{متن قرآن|...وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا... أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>«و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند... آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ}}<ref>«و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند» سوره مؤمنون، آیه ۸.</ref>. | # وفای به عهد از اوصاف [[مؤمنان راستین]]: {{متن قرآن|...وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا... أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>«و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند... آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ}}<ref>«و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند» سوره مؤمنون، آیه ۸.</ref>. | ||
#امر [[مؤمنان]] به وفای به پیمانها: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ}}<ref>«ای مؤمنان! به پیمانها وفا کنید» سوره مائده، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ...}}<ref>«و نذرهاشان را بجای آورند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. | # امر [[مؤمنان]] به وفای به پیمانها: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ}}<ref>«ای مؤمنان! به پیمانها وفا کنید» سوره مائده، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ...}}<ref>«و نذرهاشان را بجای آورند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. | ||
#برخی [[آیات]] نیز مؤمنان را به رعایت پیمانهای خویش با [[مشرکان]] توصیه و [[ترغیب]] فرموده است<ref>{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}} «مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۴؛ {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۷.</ref>. سؤال و بازخواست [[اخروی]] از عود و [[پیمانها]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}} «و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به گونهای که (برای یتیم) نیکوتر است تا او به برنایی خود برسد و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref> و [[وعده]] دریافت [[پاداش]] [[عظیم]] به [[وفاداران]] به [[پیمانهای الهی]]<ref>{{متن قرآن|لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}} «تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.</ref> نیز در آیاتی نوید داده شده است. | # برخی [[آیات]] نیز مؤمنان را به رعایت پیمانهای خویش با [[مشرکان]] توصیه و [[ترغیب]] فرموده است<ref>{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}} «مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۴؛ {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۷.</ref>. سؤال و بازخواست [[اخروی]] از عود و [[پیمانها]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}} «و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به گونهای که (برای یتیم) نیکوتر است تا او به برنایی خود برسد و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref> و [[وعده]] دریافت [[پاداش]] [[عظیم]] به [[وفاداران]] به [[پیمانهای الهی]]<ref>{{متن قرآن|لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}} «تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.</ref> نیز در آیاتی نوید داده شده است. | ||
# [[نقض پیمان]] [[خداوند]] از جمله [[اعمال]] [[فاسقان]]: {{متن قرآن|...وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ...}}<ref>«...و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص۴۴۰.</ref> | # [[نقض پیمان]] [[خداوند]] از جمله [[اعمال]] [[فاسقان]]: {{متن قرآن|...وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ...}}<ref>«...و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص۴۴۰.</ref> | ||
==[[معصومین]]{{ع}} و وفای به عهد== | == [[معصومین]] {{ع}} و وفای به عهد == | ||
[[پیشوایان معصوم]] بارزترین مصادیق عملکنندگان به [[عهد]] و [[پیمان]] بودند و همواره [[پیروان]] خود را نیز در عمل به عهد و پیمان سفارش میکردند: | [[پیشوایان معصوم]] بارزترین مصادیق عملکنندگان به [[عهد]] و [[پیمان]] بودند و همواره [[پیروان]] خود را نیز در عمل به عهد و پیمان سفارش میکردند: | ||
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تا اندازهای بر این اصل تأکید میکرد و میفرمود: {{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ}}<ref>«آنکه [[وفا]] ندارد [[دین]] ندارد». محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۹۶.</ref>. | # [[پیامبر اکرم]] {{صل}} تا اندازهای بر این اصل تأکید میکرد و میفرمود: {{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ}}<ref>«آنکه [[وفا]] ندارد [[دین]] ندارد». محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۹۶.</ref>. | ||
# [[امام رضا]]{{ع}} میفرمود: ما خاندانی هستیم که وعدههای خود را قرضی بر گردن خود میدانیم؛ چنان که [[رسول خدا]]{{صل}} چنین بود<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۹۷.</ref>. | # [[امام رضا]] {{ع}} میفرمود: ما خاندانی هستیم که وعدههای خود را قرضی بر گردن خود میدانیم؛ چنان که [[رسول خدا]] {{صل}} چنین بود<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۹۷.</ref>. | ||
# [[امام باقر]]{{ع}} در سخنی میفرماید: «سه چیز است که خداوند برای کسی در آن [[رخصت]] قرار نداده است: ردکردن [[امانت]] به افراد [[نیک]] و بد و [[وفای به پیمان]] با نیک و [[فاجر]] و [[نیکی به پدر و مادر]]، چه خوب باشند چه [[بدکردار]]»<ref>{{متن حدیث|ثَلَاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَحَدٍ فِيهِنَّ رُخْصَةً: أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كَانَا أَوْ فَاجِرَيْنِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۲.</ref>. | # [[امام باقر]] {{ع}} در سخنی میفرماید: «سه چیز است که خداوند برای کسی در آن [[رخصت]] قرار نداده است: ردکردن [[امانت]] به افراد [[نیک]] و بد و [[وفای به پیمان]] با نیک و [[فاجر]] و [[نیکی به پدر و مادر]]، چه خوب باشند چه [[بدکردار]]»<ref>{{متن حدیث|ثَلَاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَحَدٍ فِيهِنَّ رُخْصَةً: أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كَانَا أَوْ فَاجِرَيْنِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۲.</ref>. | ||
# [[حضرت رسول]]{{صل}} وقتی [[قرارداد صلح]] [[حدیبیه]] را بستند، طبق آن عمل کردند و [[مکه]] را حتی بدون انجام [[مراسم]] [[عمره]] ترک کردند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۳۷۰؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۱۷؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۲۴.</ref>، با اینکه طرف مقابل [[مشرک]] بود. #علی{{ع}} بعد از اینکه [[قرارداد]] [[آتش بس]] را با [[معاویه]] [[امضا]] کرد، در برابر فشار و خواست [[خوارج]] مبنی بر فسخ آن، [[مقاومت]] و از آن [[دفاع]] کرد<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۱۴.</ref>. | # [[حضرت رسول]] {{صل}} وقتی [[قرارداد صلح]] [[حدیبیه]] را بستند، طبق آن عمل کردند و [[مکه]] را حتی بدون انجام [[مراسم]] [[عمره]] ترک کردند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۳۷۰؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۱۷؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۲۴.</ref>، با اینکه طرف مقابل [[مشرک]] بود. # علی {{ع}} بعد از اینکه [[قرارداد]] [[آتش بس]] را با [[معاویه]] [[امضا]] کرد، در برابر فشار و خواست [[خوارج]] مبنی بر فسخ آن، [[مقاومت]] و از آن [[دفاع]] کرد<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۱۴.</ref>. | ||
# هنگامی که [[صلح]] تحمیلی میان [[امام حسن]]{{ع}} و معاویه بسته شد، ایشان به طور کامل به این [[پیمان]] و قرارداد [[وفا]] کرد. [[امام حسین]]{{ع}} نیز تا زمانی که معاویه زنده بود، به این قرارداد [[احترام]] گذاشت. | # هنگامی که [[صلح]] تحمیلی میان [[امام حسن]] {{ع}} و معاویه بسته شد، ایشان به طور کامل به این [[پیمان]] و قرارداد [[وفا]] کرد. [[امام حسین]] {{ع}} نیز تا زمانی که معاویه زنده بود، به این قرارداد [[احترام]] گذاشت. | ||
این مضمون در [[اخبار]] متعددی آمده است. در خبری [[امام صادق]]{{ع}} یکی از علائم [[دینداری]] را وفای به عهد میشمارد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص۱۶۷؛ [[محمد ملکزاده|ملکزاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص۲۴۶.</ref> | این مضمون در [[اخبار]] متعددی آمده است. در خبری [[امام صادق]] {{ع}} یکی از علائم [[دینداری]] را وفای به عهد میشمارد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص۱۶۷؛ [[محمد ملکزاده|ملکزاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص۲۴۶.</ref> | ||
==مقابله با [[خیانت]] در [[عهد]]== | == مقابله با [[خیانت]] در [[عهد]] == | ||
وفای به عهد و پیمان مرز نمیشناسد و جزو ارزشهای اجتماعیای است که [[اسلام]] برای آن [[ارزش]] زیادی قائل است؛ تفاوتی هم ندارد طرف مقابل [[مسلمان]] باشد یا [[کافر]]. در اسلام وقتی عهد و پیمانی بسته میشود، باید طبق آن عمل شود؛ مگر اینکه طرف مقابل آن را نقض کند. [[رسول خدا]]{{ع}} تا زمانی که [[یهود]] [[مدینه]] ([[بنی نضیر]]، [[بنی قینقاع]] و [[بنی قریظه]]) به پیمان خود پایبند بودند، با آنان کار نداشت؛ اما زمانی که [[عهدشکنی]] کردند، مجبور به [[جنگ]] با آنان شد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من أنساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۱، ۴۱۵ و ۴۳۴.</ref>. این دستور [[قرآن]] است که در برابر [[خیانت]] باید ایستاد<ref>{{متن قرآن|وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ}} «و اگر از گروهی بیم خیانتی (در پیمان) داری به گونه برابر (پیمانشان را) به سوی آنها بیفکن» سوره انفال، آیه ۵۸.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص۱۶۷.</ref> | وفای به عهد و پیمان مرز نمیشناسد و جزو ارزشهای اجتماعیای است که [[اسلام]] برای آن [[ارزش]] زیادی قائل است؛ تفاوتی هم ندارد طرف مقابل [[مسلمان]] باشد یا [[کافر]]. در اسلام وقتی عهد و پیمانی بسته میشود، باید طبق آن عمل شود؛ مگر اینکه طرف مقابل آن را نقض کند. [[رسول خدا]] {{ع}} تا زمانی که [[یهود]] [[مدینه]] ([[بنی نضیر]]، [[بنی قینقاع]] و [[بنی قریظه]]) به پیمان خود پایبند بودند، با آنان کار نداشت؛ اما زمانی که [[عهدشکنی]] کردند، مجبور به [[جنگ]] با آنان شد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من أنساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۱، ۴۱۵ و ۴۳۴.</ref>. این دستور [[قرآن]] است که در برابر [[خیانت]] باید ایستاد<ref>{{متن قرآن|وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ}} «و اگر از گروهی بیم خیانتی (در پیمان) داری به گونه برابر (پیمانشان را) به سوی آنها بیفکن» سوره انفال، آیه ۵۸.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص۱۶۷.</ref> | ||
==لوازم [[پایبندی به پیمان]]== | == لوازم [[پایبندی به پیمان]] == | ||
برای اینکه بتوان به [[عهد]] و [[پیمان]]، پایبند بود و از عهده این مهم به [[درستی]] بر آمد، باید لوازم آن را [[شناخت]] و درصدد عمل کردن هر چه بیشتر و بهتر به آن بود؛ از لوازم پایبندی به عهد و پیمان میتوان به این موارد اشاره کرد: [[راستگویی]]؛ [[همسویی سخن و عمل]]؛ [[نفی]] خیانت و [[بیوفایی]]. | برای اینکه بتوان به [[عهد]] و [[پیمان]]، پایبند بود و از عهده این مهم به [[درستی]] بر آمد، باید لوازم آن را [[شناخت]] و درصدد عمل کردن هر چه بیشتر و بهتر به آن بود؛ از لوازم پایبندی به عهد و پیمان میتوان به این موارد اشاره کرد: [[راستگویی]]؛ [[همسویی سخن و عمل]]؛ [[نفی]] خیانت و [[بیوفایی]]. | ||
===راستگویی=== | === راستگویی === | ||
[[پیامبر]]{{صل}} هنگام اعزام [[معاذ بن جبل]] به [[یمن]] به او فرمودند: "من به تو سفارش میکنم که [[تقوا]] را پیشه خود سازی، [[راستگو]] باشی، به عهدت [[وفا]] کنی، در [[ادای امانت]] کوتاهی نکنی، از خیانت کردن بپرهیزی و..."<ref>حسنبن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۵ - ۲۶ و بحار الانوار، ج ۷۴، ص۱۲۹.</ref>. | [[پیامبر]] {{صل}} هنگام اعزام [[معاذ بن جبل]] به [[یمن]] به او فرمودند: "من به تو سفارش میکنم که [[تقوا]] را پیشه خود سازی، [[راستگو]] باشی، به عهدت [[وفا]] کنی، در [[ادای امانت]] کوتاهی نکنی، از خیانت کردن بپرهیزی و..."<ref>حسنبن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۵ - ۲۶ و بحار الانوار، ج ۷۴، ص۱۲۹.</ref>. | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمودهاند: "نشانه شخص صادق، چهار چیز است: به [[راستی]] [[سخن]] میگوید؛ به [[بیم]] و نوید [[الهی]] [[ایمان]] دارد؛ به عهد و پیمان خویش [[وفادار]] است و از [[حیله]] و خیانت [[پرهیز]] میکند<ref>{{متن حدیث|أَمَّا عَلَامَةُ الصَّادِقِ فَأَرْبَعَةٌ يَصْدُقُ فِي قَوْلِهِ وَ يُصَدِّقُ وَعْدَ اللَّهِ وَ وَعِيدَهُ وَ يُوفِي بِالْعَهْدِ وَ يَجْتَنِبُ الْغَدْر}}؛ تحف العقول، ص۲۰ و بحار الانوار، ج ۱، ص۱۲۰.</ref>. همچنین میفرمود: "سه چیز است که در هر [[انسانی]] باشد، او [[دورو]] و دو چهره است؛ اگر چه [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بخواند و [[حج]] و [[عمره]] به جا آورد و بگوید من مسلمانم؛ نخست، کسی که وقتی سخن گفت، [[دروغ]] بگوید و آن گاه که [[وعده]] داد، [[عهد]] خود را بشکند و زمانی که به وی [[اعتماد]] و امانتی به او سپرده شد، [[خیانت]] کند"<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص۲۹۰ - ۲۹۱؛ مسند احمد، ج ۲، ص۵۳۶؛ المصنّف، ج ۶، ص۱۲۴ و جعفر بن محمد الفریابی، صفة المنافق، ص۵۱.</ref>. همچنین فرموده است: "بر شما باد که از دروغ بپرهیزید؛ زیرا دروغ، خواه جدی یا [[شوخی]]، کاری نادرست و ناسازگار با [[ایمان]] است. [[انسان]] نباید به [[کودک]] خویش وعده بدهد و آن گاه به آن [[وفا]] نکند. بیگمان، دروغ، انسان را به [[بدکاری]] و بدکاری انسان را به سوی [[آتش]] سوزان [[دوزخ]] میکشد و بیگمان، [[راستی]]، انسان را به [[نیکوکاری]] و نیکوکاری انسان را به سوی [[بهشت]] پر طراوات و زیبای [[خدا]] [[راهنمایی]] میکند"<ref>جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۱، ص۳۹۹.</ref>. | [[رسول خدا]] {{صل}} فرمودهاند: "نشانه شخص صادق، چهار چیز است: به [[راستی]] [[سخن]] میگوید؛ به [[بیم]] و نوید [[الهی]] [[ایمان]] دارد؛ به عهد و پیمان خویش [[وفادار]] است و از [[حیله]] و خیانت [[پرهیز]] میکند<ref>{{متن حدیث|أَمَّا عَلَامَةُ الصَّادِقِ فَأَرْبَعَةٌ يَصْدُقُ فِي قَوْلِهِ وَ يُصَدِّقُ وَعْدَ اللَّهِ وَ وَعِيدَهُ وَ يُوفِي بِالْعَهْدِ وَ يَجْتَنِبُ الْغَدْر}}؛ تحف العقول، ص۲۰ و بحار الانوار، ج ۱، ص۱۲۰.</ref>. همچنین میفرمود: "سه چیز است که در هر [[انسانی]] باشد، او [[دورو]] و دو چهره است؛ اگر چه [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بخواند و [[حج]] و [[عمره]] به جا آورد و بگوید من مسلمانم؛ نخست، کسی که وقتی سخن گفت، [[دروغ]] بگوید و آن گاه که [[وعده]] داد، [[عهد]] خود را بشکند و زمانی که به وی [[اعتماد]] و امانتی به او سپرده شد، [[خیانت]] کند"<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص۲۹۰ - ۲۹۱؛ مسند احمد، ج ۲، ص۵۳۶؛ المصنّف، ج ۶، ص۱۲۴ و جعفر بن محمد الفریابی، صفة المنافق، ص۵۱.</ref>. همچنین فرموده است: "بر شما باد که از دروغ بپرهیزید؛ زیرا دروغ، خواه جدی یا [[شوخی]]، کاری نادرست و ناسازگار با [[ایمان]] است. [[انسان]] نباید به [[کودک]] خویش وعده بدهد و آن گاه به آن [[وفا]] نکند. بیگمان، دروغ، انسان را به [[بدکاری]] و بدکاری انسان را به سوی [[آتش]] سوزان [[دوزخ]] میکشد و بیگمان، [[راستی]]، انسان را به [[نیکوکاری]] و نیکوکاری انسان را به سوی [[بهشت]] پر طراوات و زیبای [[خدا]] [[راهنمایی]] میکند"<ref>جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۱، ص۳۹۹.</ref>. | ||
با دقت در این [[احادیث]] متوجه میشویم که راست گویی و وفای به عهد در کنار هم آمدهاند که این مسئله نشان دهنده اهمیت این موضوع است و نیز اینکه این دو، مکمل یکدیگرند. در [[حدیث]] اخیر، اهمیت وفای به عهد تا حدی دانسته شده که افراد حتی از [[خلف وعده]] به کودک هم منع شدهاند و این، بیانگر اهمیت والای وفای به عهد و [[پیمان]] در [[اسلام]] است<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۷۸-۶۸۰.</ref>. | با دقت در این [[احادیث]] متوجه میشویم که راست گویی و وفای به عهد در کنار هم آمدهاند که این مسئله نشان دهنده اهمیت این موضوع است و نیز اینکه این دو، مکمل یکدیگرند. در [[حدیث]] اخیر، اهمیت وفای به عهد تا حدی دانسته شده که افراد حتی از [[خلف وعده]] به کودک هم منع شدهاند و این، بیانگر اهمیت والای وفای به عهد و [[پیمان]] در [[اسلام]] است<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۷۸-۶۸۰.</ref>. | ||
=== | === همسویی سخن و عمل === | ||
از لوازم اصلی [[مدیریت]] بر [[قلوب]]، همسویی سخن و عمل و | از لوازم اصلی [[مدیریت]] بر [[قلوب]]، همسویی سخن و عمل و پرهیز از دوگانگی قول و فعل است. [[رسول خدا]] {{صل}} که نیکوترین نمونه برای تأسی است چنان بود که هرگز [[مردم]] را به چیزی [[دعوت]] نکرد؛ مگر آنکه خود بدان عمل کرده بود و آنها را از چیزی [[نهی]] نکرد، جز آنکه خود از آن دوری کرده بود. [[تربیت]] یافتگان [[سیره]] آن حضرت نیز چنین بودهاند<ref>مصطفی دلشاد تهرانی، سیرة نبوی "منطق عملی"، ج ۳، ص۴۵۷.</ref>. رسول خدا {{صل}} فرموده است: {{متن حدیث|مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَفِ إِذَا وَعَد}}<ref>الکافی، ج ۲، ص۲۶۴ و تحف العقول، ص۴۵.</ref>؛ هر که به [[خدا]] و [[روز قیامت]] [[ایمان]] دارد، باید به وعدهاش [[وفا]] کند. [[خداوند متعال]] در [[نکوهش]] و [[تهدید]] کسانی که سخن و کردارشان یکی نیست و [[وعده]] میدهند و عمل نمیکنند، میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! چرا چیزی میگویید که (خود) انجام نمیدهید؟ نزد خداوند، بسیار ناپسند است که چیزی را بگویید که (خود) انجام نمیدهید» سوره صف، آیه ۲-۳.</ref>.<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۸۰.</ref> | ||
===[[بیوفایی]] و [[عهدشکنی]]=== | === [[بیوفایی]] و [[عهدشکنی]] === | ||
لازمه پایبندی به [[عهد]] و [[پیمان]] آن است که [[خیانت]] و بیوفایی، در افراد وجود داشته باشد و لازمه عمل به [[سنت رسول خدا]]{{صل}} نیز همین است. خیانت و بیوفایی از نظر هر کسی [[مذموم]] و مطرود است و هیچ [[انسانی]] آن را [[تأیید]] نمیکند، هرچند که کمترین بهره از [[انسانیت]] را داشته باشد؛ اما با وجود این، وقتی پای [[هوا و هوس]] پیش آید و [[منافع]] بر [[مصالح]]، مقدم و [[قدرتطلبی]] بر [[حقیقت جویی]] چیره میشود، [[انسان]] با زیر پا گذاشتن ندای [[فطرت]] و [[وجدان]]؛ خیانت، [[فریب]] و بیوفایی را توجیه میکند و تا انسان به [[پستترین]] مراتب [[سقوط]] نکند، چنین نمیکند<ref>سیره نبوی "منطق علمی"، ص۴۶۱.</ref>. | لازمه پایبندی به [[عهد]] و [[پیمان]] آن است که [[خیانت]] و بیوفایی، در افراد وجود داشته باشد و لازمه عمل به [[سنت رسول خدا]] {{صل}} نیز همین است. خیانت و بیوفایی از نظر هر کسی [[مذموم]] و مطرود است و هیچ [[انسانی]] آن را [[تأیید]] نمیکند، هرچند که کمترین بهره از [[انسانیت]] را داشته باشد؛ اما با وجود این، وقتی پای [[هوا و هوس]] پیش آید و [[منافع]] بر [[مصالح]]، مقدم و [[قدرتطلبی]] بر [[حقیقت جویی]] چیره میشود، [[انسان]] با زیر پا گذاشتن ندای [[فطرت]] و [[وجدان]]؛ خیانت، [[فریب]] و بیوفایی را توجیه میکند و تا انسان به [[پستترین]] مراتب [[سقوط]] نکند، چنین نمیکند<ref>سیره نبوی "منطق علمی"، ص۴۶۱.</ref>. | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "[[مردم]] هرگز هلاک نمیشوند؛ مگر آنکه به خیانت و [[پیمانشکنی]] بپردازند"<ref>کنزالعمال، ج ۳، ص۵۱۸.</ref>. نمونه آن عهدشکنی [[یهود]] [[بنی قینقاع]] و [[بنی نضیر]] و [[سرنوشت]] آنهاست. [[پیامبر]]{{صل}} سخت به عهد و [[پیمانها]] پایبند بودند و در این باره به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود تأکید و توصیه و با پیمان شکنان - به ویژه زمانی که پای [[مصالح عمومی جامعه]] در میان بود - به شدت بر افراد [[خشمگین]] | [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: "[[مردم]] هرگز هلاک نمیشوند؛ مگر آنکه به خیانت و [[پیمانشکنی]] بپردازند"<ref>کنزالعمال، ج ۳، ص۵۱۸.</ref>. نمونه آن عهدشکنی [[یهود]] [[بنی قینقاع]] و [[بنی نضیر]] و [[سرنوشت]] آنهاست. [[پیامبر]] {{صل}} سخت به عهد و [[پیمانها]] پایبند بودند و در این باره به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود تأکید و توصیه و با پیمان شکنان - به ویژه زمانی که پای [[مصالح عمومی جامعه]] در میان بود - به شدت بر افراد [[خشمگین]] شدند<ref>زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۶۸۰ ـ ۶۸۱.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[صدق]] | * [[صدق]] | ||
* [[عهد]] | * [[عهد]] | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۷: | ||
* [[مسئولیت]] | * [[مسئولیت]] | ||
* [[مسئولیتپذیری]] | * [[مسئولیتپذیری]] | ||
{{پایان | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۶۸: | خط ۶۶: | ||
# [[پرونده:1100695.jpg|22px]] [[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم''']] | # [[پرونده:1100695.jpg|22px]] [[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:1379218.jpg|22px]] [[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|'''مکارم اخلاق در صحیفه''']] | # [[پرونده:1379218.jpg|22px]] [[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|'''مکارم اخلاق در صحیفه''']] | ||
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | # [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۴: | ||
{{فضایل اخلاقی}} | {{فضایل اخلاقی}} | ||
[[رده:وفای به عهد]] | [[رده:وفای به عهد]] | ||
[[رده:فضایل اخلاقی]] | [[رده:فضایل اخلاقی]] | ||
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]] | [[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]] | ||