بحث:شق القمر: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱۷: خط ۱۷:
#حوادث آسمانی در صورتی جلب توجه می‌کنند که یا مانند صاعقه‌ها توأم با سروصدای شدید باشند، یا مانند [[خسوف و کسوف]] کلی، [[نور]] به‌طور کامل قطع شود. آن‌هم برای یک مدت نسبتاً طولانی<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>.
#حوادث آسمانی در صورتی جلب توجه می‌کنند که یا مانند صاعقه‌ها توأم با سروصدای شدید باشند، یا مانند [[خسوف و کسوف]] کلی، [[نور]] به‌طور کامل قطع شود. آن‌هم برای یک مدت نسبتاً طولانی<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>.
#به‌علاوه وسایل ثبت و نشر مطالب در [[تاریخ]] در آن زمان‌ها محدود بود، و تعداد باسوادها بسیار اندک بودند، مثل امروز نبود که حوادث مهم، برق‌آسا به‌وسیله رسانه‌های جمعی [[جهان]] منتشر شود. با توجه به این جهات، نمی‌توان از یاد نکردن این حادثه در غیر تواریخ [[اسلامی]] تعجب کرد، و آن را دلیلی بر نفی گرفت<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۱۷.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>.
#به‌علاوه وسایل ثبت و نشر مطالب در [[تاریخ]] در آن زمان‌ها محدود بود، و تعداد باسوادها بسیار اندک بودند، مثل امروز نبود که حوادث مهم، برق‌آسا به‌وسیله رسانه‌های جمعی [[جهان]] منتشر شود. با توجه به این جهات، نمی‌توان از یاد نکردن این حادثه در غیر تواریخ [[اسلامی]] تعجب کرد، و آن را دلیلی بر نفی گرفت<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۱۷.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>.
==[[شقّ القمر]]==
==[[شق القمر]]==
این [[معجزه]] به درخواست جمعی از [[سران قریش]] و [[مشرکان]] مانند «[[ابوجهل]]» و «[[ولید بن مغیره]]» و «[[عاص بن وائل]]» و دیگران انجام شد. بدین ترتیب که آنها در یکی از شب‌ها که تمامی ماه در [[آسمان]] پیدا بود به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمده و گفتند: «اگر در ادعای خود [[راستگو]] و صادق هستی، دستور ده این ماه دو نیم شود! رسول خدا{{صل}} به آنها گفت: اگر من این کار را بکنم [[ایمان]] خواهید آورد؟ گفتند: آری و آن حضرت از خدای خود درخواست این معجزه را کرد و ناگهان همگی دیدند که ماه دو نیم شد، به طوری که [[کوه]] حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم چسبید و همانند اول گردید، رسول خدا{{صل}} دوباره فرمود: {{متن حدیث|اشْهَدُوا اشْهَدُوا}}<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۵۹.</ref>؛ «[[گواه]] باشید و بنگرید». [[مشرکین]] که این منظره را دیدند به جای آنکه به آن حضرت ایمان آورند، گفتند: {{متن حدیث|سَحَرَنَا مُحَمَّدٌ}}<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۵۹.</ref>؛ «محمد ما را [[جادو]] کرد» و یا آنکه گفتند: {{متن حدیث|سَحَرَ الْقَمَرَ سَحَرَ الْقَمَرَ}}؛ «ماه را جادو کرد».
این [[معجزه]] به درخواست جمعی از [[سران قریش]] و [[مشرکان]] مانند «[[ابوجهل]]» و «[[ولید بن مغیره]]» و «[[عاص بن وائل]]» و دیگران انجام شد. بدین ترتیب که آنها در یکی از شب‌ها که تمامی ماه در [[آسمان]] پیدا بود به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمده و گفتند: «اگر در ادعای خود [[راستگو]] و صادق هستی، دستور ده این ماه دو نیم شود! رسول خدا{{صل}} به آنها گفت: اگر من این کار را بکنم [[ایمان]] خواهید آورد؟ گفتند: آری و آن حضرت از خدای خود درخواست این معجزه را کرد و ناگهان همگی دیدند که ماه دو نیم شد، به طوری که [[کوه]] حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم چسبید و همانند اول گردید، رسول خدا{{صل}} دوباره فرمود: {{متن حدیث|اشْهَدُوا اشْهَدُوا}}<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۵۹.</ref>؛ «[[گواه]] باشید و بنگرید». [[مشرکین]] که این منظره را دیدند به جای آنکه به آن حضرت ایمان آورند، گفتند: {{متن حدیث|سَحَرَنَا مُحَمَّدٌ}}<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۵۹.</ref>؛ «محمد ما را [[جادو]] کرد» و یا آنکه گفتند: {{متن حدیث|سَحَرَ الْقَمَرَ سَحَرَ الْقَمَرَ}}؛ «ماه را جادو کرد».
برخی از آنها گفتند: «اگر شما را جادو کرده، [[مردم]] شهرهای دیگر را که جادو نکرده! از آنها بپرسید و چون از مسافران و مردم شهرهای دیگر پرسیدند، آنها مشاهدات خود را در دو نیم شدن ماه بیان داشتند»<ref>درس‌هایی از تاریخ تحلیلی اسلام (رسولی محلاتی)، ج۳، ص۲۴۸.</ref>.
برخی از آنها گفتند: «اگر شما را جادو کرده، [[مردم]] شهرهای دیگر را که جادو نکرده! از آنها بپرسید و چون از مسافران و مردم شهرهای دیگر پرسیدند، آنها مشاهدات خود را در دو نیم شدن ماه بیان داشتند»<ref>درس‌هایی از تاریخ تحلیلی اسلام (رسولی محلاتی)، ج۳، ص۲۴۸.</ref>.
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش