←حجت الهی بودن اهل بيت در سخنان اصحاب امامان
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
|||
| (۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = حجت | | موضوع مرتبط = حجت | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = [[حجت الهی در حدیث]] - [[حجت الهی در کلام اسلامی]] - [[حجت الهی در معارف مهدویت | | مداخل مرتبط = [[حجت الهی در حدیث]] - [[حجت الهی در کلام اسلامی]] - [[حجت الهی در معارف مهدویت]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''حجّت''' بهمعنای [[برهان]] و [[دلیل]] در اصطلاح [[قرآنی]] چیزی است که از سوی [[خداوند]]، معیار و [[میزان]] [[درستی]] حرفها و عملها قرار داده شده تا [[مردم]] به آن رجوع کنند و از آن [[تبعیت]] نمایند. در مباحث [[دینی]] به [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} مانند [[امام زمان]] {{ع}} اطلاق [[حجت]] شده است، به دلیل آنکه وسیلۀ [[اتمام حجت]] از طرف خداوند هستند. | |||
حجّت | |||
== [[ | == معناشناسی == | ||
حجّت در لغت بهمعنای برهان و دلیلی است که با آن مدّعا اثبات شده و حریف را قانع یا دفع میکنند<ref> لسانالعرب، ج۳، ص۵۲، تاجالعروس، ج۳، ص۳۱۴، حجج.</ref> و در اصطلاح اصول فقه، دلیلی است که واسطه اثبات احکام شرعی باشد<ref> فرائدالاصول، ج۱، ص۵۱؛ اصولالفقه، ج۲، ص۱۲.</ref> و در اصطلاح [[قرآنی]] هر آن چیزی است که از سوی [[خداوند]]، معیار و [[میزان]] درستی حرفها و عملها قرار داده شده تا [[مردم]] به آن رجوع کنند و از آن [[تبعیت]] نمایند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۸۲.</ref>. | |||
== [[حجت الهی بودن امام]] == | == [[حجت الهی بودن امام]] == | ||
هر یک از [[امامان معصوم]] {{عم}}، [[حجّت الهی]] بر مردماند که [[خداوند]] بهواسطۀ وجود ایشان بر [[بندگان]] خود [[احتجاج]] میکند. [[حجّت]]، یکی از لقبهای [[امام دوازدهم]] [[حضرت مهدی]] است، [[حجة بن الحسن]]. در کتابهای [[اعتقادی]]، مباحث مربوط به [[نبوت]] و [[امامت]]، تحت عنوان "[[شناخت]] [[حجت]]" مطرح میشود و [[حجّتشناسی]] از شناختهای ضروری و مهم است. در عصر [[غیبت امام عصر]]، فقهای [[دین]] از سوی آن [[حضرت]]، [[حجت]] بر [[مردم]] در مسائل [[دینی]] قرار داده شدهاند و فتوای آنان برای [[مردم]] "[[حجّت]] شرعی" در عمل به [[احکام]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۸۲؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص۲۲۱-۲۲۳؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۲۶۸.</ref>. | هر یک از [[امامان معصوم]] {{عم}}، [[حجّت الهی]] بر مردماند که [[خداوند]] بهواسطۀ وجود ایشان بر [[بندگان]] خود [[احتجاج]] میکند. [[حجّت]]، یکی از لقبهای [[امام دوازدهم]] [[حضرت مهدی]] است، [[حجة بن الحسن]]. در کتابهای [[اعتقادی]]، مباحث مربوط به [[نبوت]] و [[امامت]]، تحت عنوان "[[شناخت]] [[حجت]]" مطرح میشود و [[حجّتشناسی]] از شناختهای ضروری و مهم است. در عصر [[غیبت امام عصر]]، فقهای [[دین]] از سوی آن [[حضرت]]، [[حجت]] بر [[مردم]] در مسائل [[دینی]] قرار داده شدهاند و فتوای آنان برای [[مردم]] "[[حجّت]] شرعی" در عمل به [[احکام]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۸۲؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص۲۲۱-۲۲۳؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۲۶۸.</ref>. | ||
== | == حجت الهی بودن محمد و آل محمد == | ||
در ادبیات گفتاری و نوشتاری [[شیعه]]، حجت دو مفهوم وصفی همسنگ دارد: | در ادبیات گفتاری و نوشتاری [[شیعه]]، حجت دو مفهوم وصفی همسنگ دارد: | ||
# مفهومی وصفی عام که درباره هر [[دلیل]] و | # مفهومی وصفی عام که درباره هر [[دلیل]] و برهان الهی چون [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} یا [[عقل]] به کار برده میشود و این [[دلیل]] همواره در زمین بر [[انسان]] آشکار است؛ ازاین رو در روایت [[امام کاظم]] {{ع}} آمده است که فرمود: [[خداوند]] سبحانه و تعالی را بر [[مردم]] دو حجّت است: یکی ظاهر که آن عبارت است از [[پیامبران]] و [[رهبران دینی]] و دیگری باطن که آن [[عقول]] [[مردم]] است<ref>{{عربی|" إِنَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ {{عم}} وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ "}}، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۱۵</ref>. | ||
# مفهوم وصفی خاصی که از نگاه [[شیعه]]، [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} آخرین حجّت الهی است؛ ازاین رو به [[امام مهدی|حجة بن الحسن العسکری]] {{ع}} شهرت دارد<ref>محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۵، ح ۶ و ج ۹۷، ص ۳۴۳</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۱۶۳ - ۱۶۵.</ref> | # مفهوم وصفی خاصی که از نگاه [[شیعه]]، [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} آخرین حجّت الهی است؛ ازاین رو به [[امام مهدی|حجة بن الحسن العسکری]] {{ع}} شهرت دارد<ref>محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۵، ح ۶ و ج ۹۷، ص ۳۴۳</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۱۶۳ - ۱۶۵.</ref> | ||
توجه به این نکته ضروری است که قلمرو [[حجت]] بودن [[امام]] تنها به [[شیعیان]] یا [[مسلمانان]] یا حتی [[انسانها]] محدود نمیشود، بلکه [[امام]] کسی است که بر تمام آفریدگان، اعم از [[انسان]] و غیر [[انسان]]، | توجه به این نکته ضروری است که قلمرو [[حجت]] بودن [[امام]] تنها به [[شیعیان]] یا [[مسلمانان]] یا حتی [[انسانها]] محدود نمیشود، بلکه [[امام]] کسی است که بر تمام آفریدگان، اعم از [[انسان]] و غیر [[انسان]]، حجیت دارد؛ چنانکه [[پیامبر خدا]] {{صل}}، خود در [[روایت]] دیگری با عبارت {{متن حدیث|حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى بَرِيَّتِهِ}}<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۳۰۶؛ علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص۱۸۷-۱۸۹.</ref>، بر این نکته تأکید کردهاند. همچنین امام [[هادی]] {{ع}} به هنگام [[زیارت]] [[قبر]] پدر بزرگوارشان، [[امام جواد]] {{ع}} فرمودند: "خدایا بر [[محمد بن علی]]... حجتت بر هر کسی که بر بالای زمینها و زیر خاک است، [[درود]] فرست"<ref>جعفر بن محمد بن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص۳۰۲؛ شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، ج۲، ص۶۰۱.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۲۳-۱۲۶.</ref> | ||
=== | === حجت الهی بودن محمد و آل محمد در حدیث === | ||
متون روایی شیعه از این واقعیت حکایت میکند که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه اطهار]] {{عم}}، همگی از مفهوم [[حجت الله]] برای [[تبیین]] و توصیف [[حقیقت]] [[مقام امامت]] استفاده کردهاند. [[روایات]] موجود در این باره، چنان فراوان است که بیگمان متواتر [[معنوی]] است و محقق را از بررسی سندی انبوه [[روایات]] یاد شده بینیاز میسازد. دو نمونه از این روایات عبارتاند از: | |||
# [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} در بیانات خود برای [[مردم]]، از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان [[حجت الله]] یاد کردهاند؛ در این باره [[ابن عباس]] [[نقل]] میکند که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به [[امام علی]] {{ع}} فرمودند: "ای [[علی]]! تو پس از من، [[پیشوای مسلمانان]] و [[امیر مؤمنان]] و... و [[حجت خدا]] بر تمام مخلوقات هستی"<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ أَنْتَ إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ... وَ حُجَّةُ اللَّهِ بَعْدِي عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ}}. شیخ صدوق الامالی، ص۳۰۰.</ref>. | # [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} در بیانات خود برای [[مردم]]، از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان [[حجت الله]] یاد کردهاند؛ در این باره [[ابن عباس]] [[نقل]] میکند که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به [[امام علی]] {{ع}} فرمودند: "ای [[علی]]! تو پس از من، [[پیشوای مسلمانان]] و [[امیر مؤمنان]] و... و [[حجت خدا]] بر تمام مخلوقات هستی"<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ أَنْتَ إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ... وَ حُجَّةُ اللَّهِ بَعْدِي عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ}}. شیخ صدوق الامالی، ص۳۰۰.</ref>. | ||
# [[حضرت رسول]] {{صل}} در دیگر بیانات خود، با تأکید بر اینکه [[ائمه]] پس از ایشان دوازده نفرند، بر تمام آنها عنوان [[حجت الله]] را اطلاق کردهاند. ایشان در این باره فرمودند: "امامان پس از من به تعداد نقبای [[بنی اسرائیل]] و [[حواریون عیسی]] {{ع}} هستند... آنها [[حجتهای خدا]] در [[خلق]] اویند"<ref>{{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ بَعْدِي عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ حَوَارِيِّ عِيسَى... هُمْ حُجَجُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ}}. علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص۷۵. برای ملاحظه روایات نبویای که از ائمه اطهار {{عم}} با عنوان «حجج الله» یاد کردهاند، ر. ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۵۹؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۵۹؛ شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، ج۴، ص۱۸۰؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۲۱-۲۲؛ شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۴۷۵. گفتنی است که قرآن کریم به صراحت تعداد نقبای بنیاسرائیل را دوازده نفر معرفی میکند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا}} [«و به راستی خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از ایشان دوازده سرپرست را برانگیختیم.».. سوره مائده، آیه ۱۲].</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۹؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص؟؟ ؟.</ref> | # [[حضرت رسول]] {{صل}} در دیگر بیانات خود، با تأکید بر اینکه [[ائمه]] پس از ایشان دوازده نفرند، بر تمام آنها عنوان [[حجت الله]] را اطلاق کردهاند. ایشان در این باره فرمودند: "امامان پس از من به تعداد نقبای [[بنی اسرائیل]] و [[حواریون عیسی]] {{ع}} هستند... آنها [[حجتهای خدا]] در [[خلق]] اویند"<ref>{{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ بَعْدِي عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ حَوَارِيِّ عِيسَى... هُمْ حُجَجُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ}}. علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص۷۵. برای ملاحظه روایات نبویای که از ائمه اطهار {{عم}} با عنوان «حجج الله» یاد کردهاند، ر. ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۵۹؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۵۹؛ شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، ج۴، ص۱۸۰؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۲۱-۲۲؛ شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۴۷۵. گفتنی است که قرآن کریم به صراحت تعداد نقبای بنیاسرائیل را دوازده نفر معرفی میکند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا}} [«و به راستی خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از ایشان دوازده سرپرست را برانگیختیم.».. سوره مائده، آیه ۱۲].</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۹؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص؟؟ ؟.</ref> | ||
=== حجت الهی بودن اهل بيت در سخنان [[اصحاب امامان]] === | === حجت الهی بودن اهل بيت در سخنان [[اصحاب امامان]] === | ||
[[اصحاب ائمه]] در گفت و گوهای خود از تعبیر [[حجت الله]] استفاده میکردند، در این باره، [[زید بن علی بن الحسین]] میگوید: "در هر زمان، مردی از ما [[اهل بیت]] وجود دارد که [[خداوند]] به وسیله او بر [[خلق]] خود [[احتجاج]] میکند و [[حجت]] عصر ما پسر برادرم، [[جعفر بن محمد]] است. کسی که از او [[پیروی]] کند، [[گمراه]] نشده و کسی که با او [[مخالفت]] کند، [[هدایت]] نخواهد شد"<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص۵۴۳-۵۴۴.</ref>. بر اساس [[نقلی]] صحیح، هنگامی که [[زید بن علی بن الحسین]] از [[مؤمن طاق]] خواست او را در قیامش [[یاری]] کند، [[مؤمن طاق]] ضمن [[مخالفت]] با وی، به او گفت: "اگر برای [[خدا]] حجتی روی [[زمین]] باشد، پس متخلف از تو [[نجات]] یافته و [[خروج]] کننده همراه با تو هلاک یافته است و اگر برای [[خدا]] حجتی روی [[زمین]] نباشد، پس متخلف از تو و [[خروج]] کننده همراه با تو، مساویاند"<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۴؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل الجاج، ج۲، ص۳۷۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۸۰.</ref>. | [[اصحاب ائمه]] در گفت و گوهای خود از تعبیر [[حجت الله]] استفاده میکردند، در این باره، [[زید بن علی بن الحسین]] میگوید: "در هر زمان، مردی از ما [[اهل بیت]] وجود دارد که [[خداوند]] به وسیله او بر [[خلق]] خود [[احتجاج]] میکند و [[حجت]] عصر ما پسر برادرم، [[جعفر بن محمد]] است. کسی که از او [[پیروی]] کند، [[گمراه]] نشده و کسی که با او [[مخالفت]] کند، [[هدایت]] نخواهد شد"<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص۵۴۳-۵۴۴.</ref>. بر اساس [[نقلی]] صحیح، هنگامی که [[زید بن علی بن الحسین]] از [[مؤمن طاق]] خواست او را در قیامش [[یاری]] کند، [[مؤمن طاق]] ضمن [[مخالفت]] با وی، به او گفت: "اگر برای [[خدا]] حجتی روی [[زمین]] باشد، پس متخلف از تو [[نجات]] یافته و [[خروج]] کننده همراه با تو هلاک یافته است و اگر برای [[خدا]] حجتی روی [[زمین]] نباشد، پس متخلف از تو و [[خروج]] کننده همراه با تو، مساویاند"<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۴؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل الجاج، ج۲، ص۳۷۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۸۰.</ref>. | ||
[[حمران بن اعین]]، از [[یاران امام صادق]] {{ع}} هنگامی که برای [[سخن گفتن]] در حضور آن | [[حمران بن اعین]]، از [[یاران امام صادق]] {{ع}} هنگامی که برای [[سخن گفتن]] در حضور آن حضرت اجازه گرفت، چنین گفت: "شهادت میدهم خدایی جز خدای یگانه نیست... و [[شهادت]] میدهم [[علی]] {{ع}} [[حجت خدا]] بر [[خلق]] اوست"<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۱۲-۲۱۳.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۹.</ref> | ||
== | == ویژگیهای حجتالله == | ||
{{اصلی|ویژگیهای حجتالله}} | |||
حجت الله دارای ویژگیهایی است که برخی از آنها عبارتاند از: | حجت الله دارای ویژگیهایی است که برخی از آنها عبارتاند از: | ||
# '''وسیله [[اتمام حجت]] [[بندگان]]''': [[حجت]] کسی یا چیزی است که به وسیله آن بر دیگری [[احتجاج]] میشود. بنابراین [[حجت خدا]] بر [[مردم]]، کسی است که [[خداوند]] میتواند به وسیله او بر [[مردم]] [[احتجاج]] کند و در مقابل این [[حجت]]، [[مردم]] بهانهای برای شانه خالی کردن از [[وظایف]] خود نخواهند داشت. شاید بتوان سخن [[خداوند]] راجع به [[پیامبران در قرآن]] را تأییدی بر این [[تبیین]] به شمار آورد: {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>. [[امام کاظم]] {{ع}} فرمودند: "همانا [[حجت]] برای [[خدا]] بر [[مردم]] اقامه نمیشود، مگر به وجود امامی که برای [[مردم]] شناخته شود"<ref>{{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ {{ع}}قَالَ: إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَتَّى يُعْرَفَ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷. این روایت با سند صحیح دیگری از امام رضا {{ع}} نیز نقل شده است. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷.</ref>. | # '''وسیله [[اتمام حجت]] [[بندگان]]''': [[حجت]] کسی یا چیزی است که به وسیله آن بر دیگری [[احتجاج]] میشود. بنابراین [[حجت خدا]] بر [[مردم]]، کسی است که [[خداوند]] میتواند به وسیله او بر [[مردم]] [[احتجاج]] کند و در مقابل این [[حجت]]، [[مردم]] بهانهای برای شانه خالی کردن از [[وظایف]] خود نخواهند داشت. شاید بتوان سخن [[خداوند]] راجع به [[پیامبران در قرآن]] را تأییدی بر این [[تبیین]] به شمار آورد: {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>. [[امام کاظم]] {{ع}} فرمودند: "همانا [[حجت]] برای [[خدا]] بر [[مردم]] اقامه نمیشود، مگر به وجود امامی که برای [[مردم]] شناخته شود"<ref>{{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ {{ع}}قَالَ: إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَتَّى يُعْرَفَ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷. این روایت با سند صحیح دیگری از امام رضا {{ع}} نیز نقل شده است. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷.</ref>. | ||