برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| (۴۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{نبوت}}
| | {{مدخل مرتبط |
| {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[آدم در قرآن]] - [[آدم در علوم قرآنی]] - [[آدم در کلام اسلامی]] - [[آدم در فقه اسلامی]] - [[آدم در نهج البلاغه]] - [[آدم در معارف مهدویت]] - [[آدم در معارف دعا و زیارات]] - [[آدم در معارف و سیره سجادی]] - [[آدم در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط = }} | | | موضوع مرتبط = پیامبران |
| | | عنوان مدخل = |
| | | مداخل مرتبط = [[حضرت آدم در قرآن]] - [[حضرت آدم در علوم قرآنی]] - [[حضرت آدم در کلام اسلامی]] - [[حضرت آدم در فقه اسلامی]] - [[حضرت آدم در نهج البلاغه]] - [[حضرت آدم در معارف مهدویت]] - [[حضرت آدم در معارف دعا و زیارات]] - [[حضرت آدم در معارف و سیره سجادی]] - [[حضرت آدم در معارف و سیره رضوی]] - [[حضرت آدم در تاریخ اسلامی]] |
| | | پرسش مرتبط = |
| | }} |
|
| |
|
| '''حضرت آدم {{ع}}'''، اوّلین [[انسانی]] است که [[خداوند]] آفرید. [[نسل]] [[بشر]] کنونی از آدم و همسرش "حوّا"ست. در [[آیات قرآن]]، بارها واژه "آدم" و وقایع مربوط به آن به کار رفته است مانند: مراحل [[خلقت]] او و همسرش، تکثیر نسل آدم و [[اولاد]] وی، داستان [[فرشتگان]] و [[خلقت آدم]] و [[سجده]] بر او و [[امتناع]] [[شیطان]] از سجده بر آدم و ... . | | '''حضرت آدم {{ع}}'''، اوّلین [[انسانی]] است که [[خداوند]] آفرید. نسل [[بشر]] کنونی از آدم و همسرش "حوّا"ست. در [[آیات قرآن]]، بارها واژه "آدم" و وقایع مربوط به آن به کار رفته است مانند: مراحل [[خلقت]] او و همسرش، تکثیر نسل آدم و [[اولاد]] وی، داستان [[فرشتگان]] و [[خلقت آدم]] و [[سجده]] بر او و [[امتناع]] [[شیطان]] از سجده بر آدم و ... . |
|
| |
|
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| [[حضرت آدم]] {{ع}}، اوّلین انسانی است که [[خداوند]] آفرید. [[نسل]] [[بشر]] کنونی از آدم و همسرش "حوّا"ست. به این جهت به افراد [[بشر]] "بنی آدم" میگویند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۴.</ref>. | | [[حضرت آدم]] {{ع}}، اوّلین انسانی است که [[خداوند]] آفرید. نسل [[بشر]] کنونی از آدم و همسرش "حوّا"ست. به این جهت به افراد [[بشر]] "بنی آدم" میگویند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۴.</ref>. |
|
| |
|
| == معناشناسی == | | == نامگذاری == |
| لغویان در مبدأ اشتقاق آدم و نیز عربیت یا ورود آن از زبان دیگر، بر یک [[رأی]] نیستند. برخی آن را در اصل، عبری و از واژه اَدَم و اَدَمه، به معنای [[زمین]] یا [[خاک]] سطح [[زمین]]<ref>تفسیر کتاب مقدس، ج ۱، ص ۱۴۸.</ref> و برخی نیز آن را در اصل [[سریانی]] دانستهاند. گویا کاربرد دو صورت مذکر و مؤنث آن (اَدَم و اَدَمه) باهم در سِفْرِ پیدایش به معنای خاکی (ساخته شده از [[خاک]])، منشأ قول به عبری بودن این واژه و تقویت آن شده است. | | لغویان در مبدأ اشتقاق واژه «آدم» و نیز عربیت یا ورود آن از زبان دیگر، بر یک [[رأی]] نیستند. برخی آن را در اصل، عبری و از واژه اَدَم و اَدَمه، به معنای [[زمین]] یا [[خاک]] سطح [[زمین]]<ref>تفسیر کتاب مقدس، ج ۱، ص ۱۴۸.</ref> و برخی نیز آن را در اصل [[سریانی]] دانستهاند. گویا کاربرد دو صورت مذکر و مؤنث آن (اَدَم و اَدَمه) باهم در سِفْرِ پیدایش به معنای خاکی (ساخته شده از [[خاک]])، منشأ قول به عبری بودن این واژه و تقویت آن شده است. |
|
| |
|
| "اَدَم" و "اَدِم" در [[عربی]] معانی متفاوتی دارد که برخی از آنها عبارتاند از: نزدیک شدن یا وسیله نزدیک شدن، آمیزش و اختلاط، اُلفت، [[همراهی]] و موافقت، گندمگونی<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۸.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۲۵؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref> | | "اَدَم" و "اَدِم" در [[عربی]] معانی متفاوتی دارد که برخی از آنها عبارتاند از: نزدیک شدن یا وسیله نزدیک شدن، آمیزش و اختلاط، اُلفت، [[همراهی]] و موافقت، گندمگونی<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۸.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۲۵؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref> |
|
| |
|
| == علت نامگذاری ==
| | [[راغب اصفهانی]] با توجه به معانی لغوی لفظ آدم، برای نامگذاری [[حضرت آدم]] {{ع}} چهار وجه را آورده است: |
| راغب با توجه به معانی لغوی لفظ آدم، برای نامگذاری [[حضرت آدم]] {{ع}} چهار وجه را آورده است: | |
| # جسم او از [[خاک]] روی [[زمین]] است؛ | | # جسم او از [[خاک]] روی [[زمین]] است؛ |
| # گندم گون است؛ | | # گندم گون است؛ |
| # از ترکیب عناصر و نیروهای گوناگون آفریده شده است (اُدمة: الفت و اختلاط)؛ | | # از ترکیب عناصر و نیروهای گوناگون آفریده شده است (اُدمة: الفت و اختلاط)؛ |
| # بر اثر [[روح]] خدایی که در وی دمیده شده، [[نیکو]] گردید (ادام: خورش و نیکوکننده طعام)<ref>مفردات، ص ۷۰، «آدم».</ref>. پیشتر [[مفسران]]، وجه نامگذاری آدم را با استناد به احادیثی، آفریده شدن او از [[خاک]] روی [[زمین]] ذکر کرده<ref>جامع البیان، مج۱، ج۱، ص ۳۰۷؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۷۹؛ روح المعانی، مج ۱، ج ۱، ص ۳۵۶.</ref> و آن را عَلَم دانستهاند. بعضی هم آن را چون [[انسان]] و [[بشر]]، نوع میدانند<ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص ۳۸، «آدم».</ref>؛ برخی گفتهاند: گویا این واژه ابتدا به اعتبار معنای وصفی درباره [[حضرت آدم]] {{ع}} به کار رفته؛ سپس به صورت عَلَم استعمال شده است<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۵۲، «أدم».</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۲۵؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref> | | # بر اثر [[روح]] خدایی که در وی دمیده شده، [[نیکو]] گردید (ادام: خورش و نیکوکننده طعام)<ref>مفردات، ص ۷۰، «آدم».</ref>. پیشتر [[مفسران]]، وجه نامگذاری آدم را با استناد به احادیثی، آفریده شدن او از [[خاک]] روی [[زمین]] ذکر کرده<ref>جامع البیان، مج۱، ج۱، ص ۳۰۷؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۷۹؛ روح المعانی، مج ۱، ج ۱، ص ۳۵۶.</ref> و آن را عَلَم دانستهاند. بعضی هم آن را چون [[انسان]] و [[بشر]]، نوع میدانند<ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص ۳۸، «آدم».</ref>؛ برخی گفتهاند: گویا این واژه ابتدا به اعتبار معنای وصفی درباره [[حضرت آدم]] {{ع}} به کار رفته؛ سپس به صورت عَلَم استعمال شده است<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۵۲، «أدم».</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۲۵؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref> |
|
| |
|
| == آدم در قرآن == | | == حضرت آدم در قرآن == |
| | {{اصلی|حضرت آدم در قرآن}} |
| در [[آیات قرآن]]، واژه "آدم" به صورت مفرد ۱۵ بار، "بنی آدم" هفت بار و {{متن قرآن| ابْنَيْ آدَمَ }}، {{متن قرآن| ذُرِّيَّةَ آدَمَ }} و {{متن قرآن| كَمَثَلِ آدَمَ }} هر کدام یک بار به کار رفته است. در [[آیات]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا }}<ref>سوره نساء، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}} <ref>سوره اعراف، آیه:۱۸۹.</ref> نیز "نَفْس" به کار رفته و مقصود از آن آدم {{ع}} دانسته شده است. مقصود از «[[بشر]]» در [[آیه]] {{متن قرآن|إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ}}<ref>«آنگاه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم بشری از گل بیافرینم» سوره ص، آیه ۷۱.</ref> و "[[انسان]]" در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}<ref>«و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶.</ref> را نیز شخص آدم {{ع}} دانستهاند. | | در [[آیات قرآن]]، واژه "آدم" به صورت مفرد ۱۵ بار، "بنی آدم" هفت بار و {{متن قرآن| ابْنَيْ آدَمَ }}، {{متن قرآن| ذُرِّيَّةَ آدَمَ }} و {{متن قرآن| كَمَثَلِ آدَمَ }} هر کدام یک بار به کار رفته است. در [[آیات]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا }}<ref>سوره نساء، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}} <ref>سوره اعراف، آیه:۱۸۹.</ref> نیز "نَفْس" به کار رفته و مقصود از آن آدم {{ع}} دانسته شده است. مقصود از «[[بشر]]» در [[آیه]] {{متن قرآن|إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ}}<ref>«آنگاه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم بشری از گل بیافرینم» سوره ص، آیه ۷۱.</ref> و "[[انسان]]" در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}<ref>«و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶.</ref> را نیز شخص آدم {{ع}} دانستهاند. |
|
| |
|
| در بیان چگونگی وقایع مربوط به آدم {{ع}} که در [[قرآن]] و [[روایات]] وارد شده، بین [[مفسران]] دو نظریه وجود دارد: بیشتر آنان این وقایع را حوادثی شخصی و مربوط به شخص [[حضرت آدم]] {{ع}} میدانند و معتقدند [[خداوند]] [[فرشتگان]] را به [[سجده]] برای شخص آدم {{ع}} امر نمود و [[ابلیس]] از [[سجده]] سرباز زد و... ، و سپس [[خداوند]] آدم {{ع}} را وارد [[بهشت]] نمود و آدم {{ع}} که در اثر [[فریب]] [[شیطان]] از درخت [[ممنوع]] خورد و به [[زمین]] [[هبوط]] کرد و.... اما برخی از [[مفسران]] این وقایع را به نوع [[انسان]] مربوط دانسته و در تحلیل وقایع مربوط به آدم، سخن از رمزی بودن و جنبه تمثیلی این قصه به میان آورده و با [[تأویل]] آن، برایش جنبه نمادی قائل شدهاند<ref>بیان السعاده، ج ۱، ص ۷۵؛ المنار، ج ۱، ص ۲۸۰؛ المیزان، ج۱، ص ۱۳۲ و ۱۳۳.</ref>. در این دیدگاه، آدم نمونه و [[مظهر]] [[انسان کامل]] است. [[بهشت]] جنبه تمثیلی دارد و جای گرفتن آدم در آن بدان معنا است که ذات انسانی به [[رفاه]] و [[آسایش]] گرایش دارد و خروج از [[بهشت]] و [[هبوط]]، کنایه از این است که [[انسان]] در اثر خروج از [[اعتدال]]، دچار [[رنج]] و تعب شده و زندگانی آرام خویش را بر اثر [[نافرمانی]] به مخاطره میافکند<ref>المنار، ج ۱، ص ۲۸۳؛ المیزان، ج ۱، ص ۱۳۴ و ۱۳۵.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۲۵-۱۲۷.</ref> | | در بیان چگونگی وقایع مربوط به آدم {{ع}} که در [[قرآن]] و [[روایات]] وارد شده، بین [[مفسران]] دو نظریه وجود دارد: بیشتر آنان این وقایع را حوادثی شخصی و مربوط به شخص [[حضرت آدم]] {{ع}} میدانند و معتقدند [[خداوند]] [[فرشتگان]] را به [[سجده]] برای شخص آدم {{ع}} امر نمود و [[ابلیس]] از [[سجده]] سرباز زد و... ، و سپس [[خداوند]] آدم {{ع}} را وارد [[بهشت]] نمود و آدم {{ع}} که در اثر [[فریب]] [[شیطان]] از درخت [[ممنوع]] خورد و به [[زمین]] [[هبوط]] کرد و.... اما برخی از [[مفسران]] این وقایع را به نوع [[انسان]] مربوط دانسته و در تحلیل وقایع مربوط به آدم، سخن از رمزی بودن و جنبه تمثیلی این قصه به میان آورده و با [[تأویل]] آن، برایش جنبه نمادی قائل شدهاند<ref>بیان السعاده، ج ۱، ص ۷۵؛ المنار، ج ۱، ص ۲۸۰؛ المیزان، ج۱، ص ۱۳۲ و ۱۳۳.</ref>. در این دیدگاه، آدم نمونه و [[مظهر]] [[انسان کامل]] است. [[بهشت]] جنبه تمثیلی دارد و جای گرفتن آدم در آن بدان معنا است که ذات انسانی به [[رفاه]] و [[آسایش]] گرایش دارد و خروج از [[بهشت]] و [[هبوط]]، کنایه از این است که [[انسان]] در اثر خروج از [[اعتدال]]، دچار [[رنج]] و تعب شده و زندگانی آرام خویش را بر اثر [[نافرمانی]] به مخاطره میافکند<ref>المنار، ج ۱، ص ۲۸۳؛ المیزان، ج ۱، ص ۱۳۴ و ۱۳۵.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۲۵-۱۲۷.</ref> |
|
| |
|
| == مراحل خلقت آدم == | | == خلقت حضرت آدم{{ع}} == |
| | {{اصلی|آفرینش آدم}} |
| نکته مهم دیگر، اینکه در [[آیات]] مربوط به [[آفرینش آدم]]، تعبیرات گوناگونی به کار رفته است که حکایت از مراحل گوناگون [[آفرینش انسان]] دارد: {{متن قرآن|خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ}}<ref>«او را از خاک آفرید» سوره آل عمران، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ}}<ref>«و بیگمان ما انسان را از چکیدهای از گل آفریدیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لَازِبٍ}}<ref>«ما آنها را از گلی چسبناک آفریدهایم» سوره صافات، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}<ref>«و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. | | نکته مهم دیگر، اینکه در [[آیات]] مربوط به [[آفرینش آدم]]، تعبیرات گوناگونی به کار رفته است که حکایت از مراحل گوناگون [[آفرینش انسان]] دارد: {{متن قرآن|خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ}}<ref>«او را از خاک آفرید» سوره آل عمران، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ}}<ref>«و بیگمان ما انسان را از چکیدهای از گل آفریدیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لَازِبٍ}}<ref>«ما آنها را از گلی چسبناک آفریدهایم» سوره صافات، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}<ref>«و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. |
|
| |
|
| در آخرین مرحله و هنگامی که اعضاء و جوارح متناسب و مورد [[نیاز انسان]] شکل گرفت، [[خداوند]] در کالبد او [[روح]] دمید و او را به صورت [[انسانی]] کامل و متحرک در آورد. داستان [[آفرینش آدم]] در سه [[سوره]] (بقره، [[اعراف]] و طه) آمده و در سه [[سوره]] دیگر (حجر، [[اسراء]] و "ص") نیز، اشاراتی به آن شده است. در این [[آیات]] به طور فشرده گزارش میشود که [[خداوند]]، آدم را از [[خاک]] آفرید و از [[روح]] خود در کالبد او دمید و حقایق والای [[غیبی]] را به او آموخت و به همین [[دلیل]]، او دارای [[شرافت]] و ارج ویژه گردید<ref>[[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref>. | | در آخرین مرحله و هنگامی که اعضاء و جوارح متناسب و مورد [[نیاز انسان]] شکل گرفت، [[خداوند]] در کالبد او [[روح]] دمید و او را به صورت [[انسانی]] کامل و متحرک در آورد. داستان [[آفرینش آدم]] در سه [[سوره]] (بقره، [[اعراف]] و طه) آمده و در سه [[سوره]] دیگر (حجر، [[اسراء]] و "ص") نیز، اشاراتی به آن شده است. در این [[آیات]] به طور فشرده گزارش میشود که [[خداوند]]، آدم را از [[خاک]] آفرید و از [[روح]] خود در کالبد او دمید و حقایق والای [[غیبی]] را به او آموخت و به همین [[دلیل]]، او دارای [[شرافت]] و ارج ویژه گردید<ref>[[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref>. |
|
| |
|
| از این [[آیات]] و [[سورهها]] همچنین استفاده میشود آدم نخستین بشر روی [[زمین]] بوده است<ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا واسعی]]، [[آدم - واسعی (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا]]، ج۱، ص ۴۳.</ref>. | | از این [[آیات]] و [[سورهها]] همچنین استفاده میشود آدم نخستین بشر روی [[زمین]] بوده است<ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا واسعی]]، [[آدم - واسعی (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۱]]، ص ۴۳.</ref>. |
|
| |
|
| == همسر آدم (حوا) == | | === فرشتگان و آفرینش آدم === |
| {{اصلی|حوا}} | | {{همچنین|فرشتگان}} |
| در سه جای [[قرآن]] آمده است که [[خدا]]، [[انسانها]] را از نفسی واحد، و همسرش را از وی پدید آورد: {{متن قرآن|خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا}}<ref>«ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگ» سوره نساء، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن| هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ }}<ref> اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایستهای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود؛ سوره اعراف، آیه: ۱۸۹.</ref> و {{متن قرآن|خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}}<ref> شما را از تنی یگانه آفرید سپس از او همسرش را پدید آورد و از چارپایان هشت تا (نر و ماده) آفرید؛ شما را در شکم مادرانتان با آفرینشی از پس آفرینشی دیگر در تاریکیهایی سهگانه میآفریند؛ این خداوند پروردگار شماست که فرمانفرمایی از آن اوست؛ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده میشوید؟؛ سوره زمر، آیه: ۶.</ref>.
| | ==== آموزش اسما و عرضه آنها بر فرشتگان ==== |
| | | {{اصلی|تعلیم اسماء}} |
| [[مفسران]] در چگونگی [[آفرینش]] [[حوا]]، دو [[رأی]] دارند: برخی [[آفرینش]] وی را از پهلوی چپ آدم دانسته، با استناد به روایاتی از [[ابن عباس]] و [[ابن مسعود]] میگویند: آدم در [[بهشت]] تنها بود. [[خداوند]] خوابی را بر او چیره کرد و [[حوا]] را از پهلوی چپش آفرید و آدم {{ع}} او را [[حوا]] نامید؛ چون از موجود [[حی]] آفریده شده بود<ref>التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۱۶۱.</ref>. بیشتر [[مفسران]] ضمن مردود دانستن [[رأی]] پیشین، بر این نظرند که [[حوا]] از جنس آدم آفریده شده تا با او انس گیرد؛ چون انس با همجنس بهتر حاصل میشود. این گروه درباره معنای {{متن قرآن|خَلَقَ مِنْها زَوْجَها}} با توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا}}<ref>«و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ}}<ref> و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ آیا باز هم آنان به باطل ایمان میآورند و به نعمتهای خداوند ناسپاسی میورزند؟؛ سوره نحل، آیه: ۷۲.</ref> و {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> پدیدآورنده آسمانها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفتهایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون میگرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست؛ سوره شوری، آیه: ۱۱.</ref> میگویند: منظور، [[آفرینش]] [[حوا]] از جنس آدم یا از باقی مانده گِلی است که آدم از آن پدید آمده بود<ref>المیزان، ج ۴، ص ۱۳۶؛ المنار، ج ۴، ص ۳۳۰.</ref>. در روایاتی [[آفرینش]] [[حوا]] از [[بدن]] آدم، [[تکذیب]] شده و آمده است: [[حوا]] از باقی مانده [[گِل]] آدم آفریده شد<ref>عیاشی، ج۱، ص۲۱۶؛ البرهان، ج۲، ص۱۱؛ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص ۳۷۹.</ref>. به گفته [[مجلسی]]، اخباری که بیانگر [[خلقت]] [[حوا]] از [[بدن]] آدم است، باید بر [[تقیه]] یا بر [[آفرینش]] او از [[خاک]] دنده آدم حمل شود<ref>بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۱۱۶.</ref>. مراغی این [[روایتها]] را از [[اسرائیلیات]] برشمرده است<ref>مراغی، مج ۲، ج ۴، ص ۱۷۶.</ref>. در [[قرآن]] به نام [[همسر]] آدم تصریح نشده؛ ولی در [[روایات]] او را [[حوا]] خواندهاند. [[تورات]] نیز ضمن تصریح به نامش، [[آفرینش]] وی را از دنده آدم میداند<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۲: ۲۱.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۳۰.</ref>
| | نامها به آدم آموخته شد؛ سپس بر [[ملائکه]] عرضه و از آنها خواسته شد که از نامها خبر دهند: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست میگویید نامهای اینان را به من بگویید» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> و [[فرشتگان]] اظهار [[ناتوانی]] و [[ناآگاهی]] کردند: {{متن قرآن|قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا}}<ref>«گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموختهای، نداریم، بیگمان تویی که دانای فرزانهای» سوره بقره، آیه ۳۲.</ref> [[خداوند]] خطاب به آدم فرمود: {{متن قرآن|قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ}}<ref>«فرمود: ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نامهای اینان آگاهانید فرمود:» سوره بقره، آیه ۳۳.</ref> به گفته [[طبرسی]] و فخررازی، [[خداوند]] آدم را به [[دانش]] [[برتری]] داده است<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۸۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص ۱۷۸.</ref>. در اینجا [[فرشتگان]] در برابر معلومات گسترده و [[دانش]] فراوان [[انسان]]، سرتسلیم فرود آوردند و بر آنها، آشکار شد که او سزاوار چنین مقامی است<ref>نمونه، ج ۱، ص ۱۷۸.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۳-۱۳۶.</ref>. |
| | |
| == تکثیر نسل آدم و اولاد وی ==
| |
| در [[آیه]] نخست سوره نساء {{متن قرآن|وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً}}<ref>«ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگ» سوره نساء، آیه ۱.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت:» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref> و {{متن قرآن|ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ}}<ref>«در حالی که برخی از فرزندزادگان برخی دیگرند و خداوند شنوایی داناست» سوره آل عمران، آیه ۳۴.</ref> سخن از فرزندان آدم و [[حوا]] و [[نسل]] آنها به میان آمده است. [[مفسران]] درباره چگونگی تکثیر [[نسل]] آن دو و این که [[ازدواج]] [[فرزندان]] آنها در طبقه اول با حوریان بهشتی، جنیان، افراد ذکور و اناث از نوع انسانهای پیشین و یا با یک دیگر انجام گرفته، به تبع [[روایات]]، احتمالهایی دادهاند<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۰ و ۳۸۱.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۳۰-۱۳۱.</ref>
| |
|
| |
|
| == فرشتگان و آفرینش آدم == | | ==== پرسش و شگفتی فرشتگان ==== |
| {{اصلی|فرشتگان|آفرینش آدم}}
| | آن گاه که [[خداوند]] از [[خلافت]] موجودی در [[زمین]] خبر داد، [[فرشتگان]] پرسیدند: آیا کسی را در [[زمین]] [[جانشین]] میکنی که در آن [[فساد]] و [[خون ریزی]] کند؟: {{متن قرآن|قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. بیشتر [[مفسران]]، پرسش [[فرشتگان]] را برای [[کشف]] [[حقیقت]] و [[حکمت]] [[آفرینش آدم]] دانستهاند، نه [[اعتراض]] به [[خداوند]] و [[طعن]] بر بنی آدم؛ زیرا [[مقام فرشتگان]] [[برتر]] از آن است که چنین کنند<ref>بیضاوی، ج ۱، ص ۸۲.</ref>؛ البته برخی پرسش مذکور را از [[باب]] [[اعتراض]] و [[طعن]] و آن را از سوی [[فرشتگان]] زمینی، [[جن]] و [[شیاطین]] دانستهاند؛ زیرا [[تاریکی]] نشئه [[مادیت]] که موجب [[حجاب]] است، بر آنها [[غلبه]] داشته و درباره مرتبه آدم فاقد [[شناخت]] بودهاند<ref>شرح فصوص الحکم، ص ۳۶۹.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۲-۱۳۳؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref> |
| آن گاه که [[خداوند]] از [[خلافت]] موجودی در [[زمین]] خبر داد، [[فرشتگان]] پرسیدند: آیا کسی را در [[زمین]] [[جانشین]] میکنی که در آن [[فساد]] و [[خون ریزی]] کند؟: {{متن قرآن|قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. بیشتر [[مفسران]]، پرسش [[فرشتگان]] را برای [[کشف]] [[حقیقت]] و [[حکمت]] [[آفرینش آدم]] دانستهاند، نه [[اعتراض]] به [[خداوند]] و [[طعن]] بر بنی آدم؛ زیرا [[مقام فرشتگان]] [[برتر]] از آن است که چنین کنند<ref>بیضاوی، ج ۱، ص ۸۲.</ref>؛ البته برخی پرسش مذکور را از [[باب]] [[اعتراض]] و [[طعن]] و آن را از سوی [[فرشتگان]] زمینی، [[جن]] و [[شیاطین]] دانستهاند؛ زیرا [[تاریکی]] نشئه [[مادیت]] که موجب [[حجاب]] است، بر آنها [[غلبه]] داشته و درباره مرتبه آدم فاقد [[شناخت]] بودهاند<ref>شرح فصوص الحکم، ص ۳۶۹.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۳۲-۱۳۳؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref> | |
|
| |
|
| == آموزش اسما به آدم و عرضه آن بر فرشتگان == | | ==== سجده در برابر آدم {{ع}} ==== |
| نامها به آدم آموخته شد؛ سپس بر [[ملائکه]] عرضه و از آنها خواسته شد که از نامها خبر دهند: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست میگویید نامهای اینان را به من بگویید» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> و [[فرشتگان]] اظهار [[ناتوانی]] و [[ناآگاهی]] کردند: {{متن قرآن|قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا}}<ref>«گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموختهای، نداریم، بیگمان تویی که دانای فرزانهای» سوره بقره، آیه ۳۲.</ref> [[خداوند]] خطاب به آدم فرمود: {{متن قرآن|قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ}}<ref>«فرمود: ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نامهای اینان آگاهانید فرمود:» سوره بقره، آیه ۳۳.</ref> به گفته [[طبرسی]] و فخررازی، [[خداوند]] آدم را به [[دانش]] [[برتری]] داده است<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۸۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص ۱۷۸.</ref>. در اینجا [[فرشتگان]] در برابر معلومات گسترده و [[دانش]] فراوان [[انسان]]، سرتسلیم فرود آوردند و بر آنها، آشکار شد که او سزاوار چنین مقامی است<ref>نمونه، ج ۱، ص ۱۷۸.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۳۳-۱۳۶.</ref>.
| | ===== سجده فرشتگان ===== |
| | | {{اصلی|سجده فرشتگان}} |
| == سجده فرشتگان برای آدم {{ع}} == | |
| [[فرمان]] سجده فرشتگان بر آدم، در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> و [[آیات]] دیگری آمده است. در اینکه مقصود از این [[سجده]] چه بوده و آیا به شخص آدم {{ع}} اختصاص داشته یا مربوط به همه ذریه اوست و آیا همه [[ملائکه]] به [[سجده]] [[مأمور]] بودند، یا گروهی خاص، و زمان این [[سجده]]، چه هنگامی بوده، [[مفسران]] آرای گوناگونی دارند. | | [[فرمان]] سجده فرشتگان بر آدم، در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> و [[آیات]] دیگری آمده است. در اینکه مقصود از این [[سجده]] چه بوده و آیا به شخص آدم {{ع}} اختصاص داشته یا مربوط به همه ذریه اوست و آیا همه [[ملائکه]] به [[سجده]] [[مأمور]] بودند، یا گروهی خاص، و زمان این [[سجده]]، چه هنگامی بوده، [[مفسران]] آرای گوناگونی دارند. |
|
| |
|
| از ظاهر بیشتر [[تفاسیر]] برمیآید که مسجود بودن را مختص شخص آدم {{ع}} دانستهاند؛ ولی برخی [[سجده]] [[ملائکه]] را ویژه شخص آدم ندانسته و گفتهاند: این [[سجده]] برای همه [[فرزندان آدم]] و [[حیات]] انسانی بوده و آدم {{ع}} از باب نمونه و به نمایندگی از طرف همه افراد [[انسان]]، مسجود [[فرشتگان]] قرار گرفته است. | | از ظاهر بیشتر [[تفاسیر]] برمیآید که مسجود بودن را مختص شخص آدم {{ع}} دانستهاند؛ ولی برخی [[سجده]] [[ملائکه]] را ویژه شخص آدم ندانسته و گفتهاند: این [[سجده]] برای همه [[فرزندان آدم]] و [[حیات]] انسانی بوده و آدم {{ع}} از باب نمونه و به نمایندگی از طرف همه افراد [[انسان]]، مسجود [[فرشتگان]] قرار گرفته است. |
|
| |
|
| گفته شده: این [[سجده]] در [[حقیقت]]، [[احترام به انسانیت]]، به ویژه [[اهل بیت]] [[رسالت]] {{عم}} بوده است؛ همان گونه که [[امام علی]] {{ع}} در [[حدیثی]] میفرماید: [[خداوند]] ما را در صلب آدم قرار داد و [[فرشتگان]] را فرمود که برای ما بر او [[سجده]] کنند<ref>الفرقان، ج ۸ و ۹، ص ۴۲ و ۴۳.</ref>. برخی نیز آدم {{ع}} را الگویی برای [[انسان کامل]] برشمرده و گفتهاند: این [[مقام]] مخصوص شخص آدم {{ع}} نیست؛ بلکه متعلق به [[انسان کامل]] است<ref>تفسیر موضوعی، ج ۶، ص ۲۱۰.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۳۶-۱۳۷.</ref> | | گفته شده: این [[سجده]] در [[حقیقت]]، [[احترام به انسانیت]]، به ویژه [[اهل بیت]] [[رسالت]] {{عم}} بوده است؛ همان گونه که [[امام علی]] {{ع}} در [[حدیثی]] میفرماید: [[خداوند]] ما را در صلب آدم قرار داد و [[فرشتگان]] را فرمود که برای ما بر او [[سجده]] کنند<ref>الفرقان، ج ۸ و ۹، ص ۴۲ و ۴۳.</ref>. برخی نیز آدم {{ع}} را الگویی برای [[انسان کامل]] برشمرده و گفتهاند: این [[مقام]] مخصوص شخص آدم {{ع}} نیست؛ بلکه متعلق به [[انسان کامل]] است<ref>تفسیر موضوعی، ج ۶، ص ۲۱۰.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۶-۱۳۷.</ref> |
|
| |
|
| == سجده نکردن ابلیس برای آدم == | | ===== امتناع ابلیس ===== |
| {{اصلی|ابلیس}} | | {{همچنین|ابلیس}} |
| به جز [[ابلیس]]، همه [[ملائکه]] [[سجده]] کردند و او از [[سجده]] سرباز زد: {{متن قرآن|فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ}}<ref>«آنگاه همه فرشتگان، همگان فروتنی کردند؛ جز ابلیس که از بودن با فروتنان خودداری ورزید» سوره حجر، آیه ۳۰-۳۱.</ref>؛ [[مفسران]] برای خودداری [[ابلیس]] از [[سجده]] بر آدم، عللی چون [[خوی]] استکباری<ref>المیزان، ج ۸، ص ۲۴.</ref>، [[حسادت]]<ref>المنیر، ج۱، ص ۱۶۱.</ref>، [[قیاس]] کردن<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۶۲۰؛ المنار، ج۸، ص ۳۳۰؛ المیزان، ج۸، ص۲۹.</ref> و مستقل پنداشتن خود<ref>المیزان، ج ۸، ص ۲۴.</ref> را یادآور شدهاند<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۳۷.</ref>. | | به جز [[ابلیس]]، همه [[ملائکه]] [[سجده]] کردند و او از [[سجده]] سرباز زد: {{متن قرآن|فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ}}<ref>«آنگاه همه فرشتگان، همگان فروتنی کردند؛ جز ابلیس که از بودن با فروتنان خودداری ورزید» سوره حجر، آیه ۳۰-۳۱.</ref>؛ [[مفسران]] برای خودداری [[ابلیس]] از [[سجده]] بر آدم، عللی چون [[خوی]] استکباری<ref>المیزان، ج ۸، ص ۲۴.</ref>، [[حسادت]]<ref>المنیر، ج۱، ص ۱۶۱.</ref>، [[قیاس]] کردن<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۶۲۰؛ المنار، ج۸، ص ۳۳۰؛ المیزان، ج۸، ص۲۹.</ref> و مستقل پنداشتن خود<ref>المیزان، ج ۸، ص ۲۴.</ref> را یادآور شدهاند<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۷.</ref>. |
|
| |
|
| == درخت ممنوع شده برای آدم == | | == همسر و خانواده == |
| در دو جای [[قرآن]]، [[فرمان]] سکونت در [[بهشت]] با [[نهی]] از نزدیک شدن به درخت [[ممنوع]] همراه است: {{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref> و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید؛ سوره بقره، آیه: ۳۵.</ref> نیز {{متن قرآن|وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref> و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد؛ سوره اعراف، آیه: ۱۹.</ref>. در [[قرآن]]، به اینکه این درخت چه بوده بدان اشارهای نشده است؛ ولی مفسّران با استناد به روایاتِ تفسیری، مصادیقی را برای آن ذکر کردهاند: عدّهای آن را بوته گندم دانسته؛ گروهی انگور و خرما و انجیر و برخی درخت [[کافور]] را ذکر کردهاند. بعضی نیز از آن به درخت [[حسد]]، درخت [[دانش]]، خیر و شرّ یا درخت [[جوانی]] و [[زندگی]] جاوید تعبیر کردهاند<ref> التبیان، ج۱، ص ۱۵۷؛ جامعالبیان، مج ۱، ج ۱، ص ۳۳۲؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص ۱۹۵.</ref>. | | === حضرت حوا {{ع}} === |
| | {{اصلی|حوا}} |
| | در سه جای [[قرآن]] آمده است که [[خدا]]، [[انسانها]] را از نفسی واحد، و همسرش را از وی پدید آورد: {{متن قرآن|خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا}}<ref>«ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگ» سوره نساء، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن| هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ }}<ref> اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایستهای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود؛ سوره اعراف، آیه: ۱۸۹.</ref> و {{متن قرآن|خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}}<ref> شما را از تنی یگانه آفرید سپس از او همسرش را پدید آورد و از چارپایان هشت تا (نر و ماده) آفرید؛ شما را در شکم مادرانتان با آفرینشی از پس آفرینشی دیگر در تاریکیهایی سهگانه میآفریند؛ این خداوند پروردگار شماست که فرمانفرمایی از آن اوست؛ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده میشوید؟؛ سوره زمر، آیه: ۶.</ref>. |
|
| |
|
| به گفته [[امام رضا]] {{ع}} در پاسخ [[عبدالسلام هروی]] که از ماهیّت آن درخت پرسیده و از اینکه [[مردم]] درباره آن، سخنان گوناگونی میگویند گزارش داده بود، درخت بهشتی انواعی را برمیتابد (= به شکلهای مختلف درآمده، میوههای گوناگون میدهد). آن درخت گندم بوده و در عین حال انگور داشته؛ زیرا مانند درختان [[دنیا]] نبوده است....<ref> عیون اخبارالرضا، ج ۱، ص ۳۹۷.</ref>. برخی این درخت را [[تمثیل]] [[زندگی]] [[دنیا]] برای آدم {{ع}}دانستهاند<ref> [[تفسیر]] ملاصدرا، ج ۳، ص ۹۲ ـ ۹۳؛ الرسائل التوحیدیه، ص ۱۸۶.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۴۱.</ref> | | [[مفسران]] در چگونگی [[آفرینش]] [[حوا]]، دو [[رأی]] دارند: برخی [[آفرینش]] وی را از پهلوی چپ آدم دانسته، با استناد به روایاتی از [[ابن عباس]] و [[ابن مسعود]] میگویند: آدم در [[بهشت]] تنها بود. [[خداوند]] خوابی را بر او چیره کرد و [[حوا]] را از پهلوی چپش آفرید و آدم {{ع}} او را [[حوا]] نامید؛ چون از موجود [[حی]] آفریده شده بود<ref>التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۱۶۱.</ref>. بیشتر [[مفسران]] ضمن مردود دانستن [[رأی]] پیشین، بر این نظرند که [[حوا]] از جنس آدم آفریده شده تا با او انس گیرد؛ چون انس با همجنس بهتر حاصل میشود. این گروه درباره معنای {{متن قرآن|خَلَقَ مِنْها زَوْجَها}} با توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا}}<ref>«و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ}}<ref> و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ آیا باز هم آنان به باطل ایمان میآورند و به نعمتهای خداوند ناسپاسی میورزند؟؛ سوره نحل، آیه: ۷۲.</ref> و {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> پدیدآورنده آسمانها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفتهایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون میگرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست؛ سوره شوری، آیه: ۱۱.</ref> میگویند: منظور، [[آفرینش]] [[حوا]] از جنس آدم یا از باقی مانده گِلی است که آدم از آن پدید آمده بود<ref>المیزان، ج ۴، ص ۱۳۶؛ المنار، ج ۴، ص ۳۳۰.</ref>. در روایاتی [[آفرینش]] [[حوا]] از [[بدن]] آدم، [[تکذیب]] شده و آمده است: [[حوا]] از باقی مانده [[گِل]] آدم آفریده شد<ref>عیاشی، ج۱، ص۲۱۶؛ البرهان، ج۲، ص۱۱؛ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص ۳۷۹.</ref>. به گفته [[مجلسی]]، اخباری که بیانگر [[خلقت]] [[حوا]] از [[بدن]] آدم است، باید بر [[تقیه]] یا بر [[آفرینش]] او از [[خاک]] دنده آدم حمل شود<ref>بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۱۱۶.</ref>. مراغی این [[روایتها]] را از [[اسرائیلیات]] برشمرده است<ref>مراغی، مج ۲، ج ۴، ص ۱۷۶.</ref>. در [[قرآن]] به نام [[همسر]] آدم تصریح نشده؛ ولی در [[روایات]] او را [[حوا]] خواندهاند. [[تورات]] نیز ضمن تصریح به نامش، [[آفرینش]] وی را از دنده آدم میداند<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۲: ۲۱.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۰.</ref> |
|
| |
|
| == فریب خوردن آدم == | | ==== ازدواج با حوا ==== |
| در [[آیات]]: {{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}<ref> شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت؛ سوره بقره، آیه: ۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد! چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند در حالی که لباسشان را از (تن) آنان بر میکند تا شرمگاههایشان را به آنان بنمایاند؛ به راستی او و همگنان وی شما را از جایی که شما آنها را نمیبینید میبینند؛ بیگمان ما شیطانها را سرپرست کسانی کردهایم که ایمان ندارند؛ سوره اعراف، آیه: ۲۷.</ref>؛ و ... آمده است که آدم و حوّا با [[وسوسه]]، [[فریب]] و گمراهسازی [[ابلیس]]، از درخت [[ممنوع]] خوردند یا چشیدند و بیدرنگ لباسهایشان فروریخت و در نتیجه، شرمگاهشان آشکار و از [[بهشت]] اخراج شدند. از تعبیرهای {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ}}، {{متن قرآن|فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ}}، {{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ}} برمیآید که ابتدا [[وسوسه]] [[شیطان]]، بعد [[فریب]] خوردن آدم و حوّا و در پی آن، [[لغزش]] و اخراج آن دو از [[بهشت]] صورت گرفته است. مفسّران در چگونگی دسترس [[ابلیس]] به آدم و حوّا ـ با اینکه [[ابلیس]] از [[بهشت]] [[رانده شده]] بود ـ وجوهی گفتهاند؛ مانند: [[ابلیس]] به [[آسمان]] نزدیک میشد و با آدم سخن میگفت. [[ابلیس]] به درِ [[بهشت]] نزدیک شده، آدم را صدا میزد و از آنجا با او سخن میگفت.
| | برپایه برخی گزارشهای [[تفسیری]]، وقتی که آدم {{ع}} پس از آفرینش حوّا از او خواست نزد وی برود، حوّا ضمن [[امتناع]]، گفت که این آدم است که باید پیش وی برود؛ خدا از آدم خواست چنین کند و رسم خواستگاری مرد از [[زن]] از این [[زمان]] بر جای مانده است. <ref>عللالشرایع، ج ۱، ص ۳۰. </ref> طبق گزارشی دیگر، پس از آفرینش حوّا، آدم به وی [[تمایل]] خود را ابراز کرد؛ ولی [[ملائکه]] او را بازداشته و آنرا مشروط به اداء مهریه کردند. <ref>عرائس المجالس، ص ۲۹؛ روض الجنان، ج ۱، ص ۲۱۶. </ref> بیشتر منابع، مهریه حوّا را "[[تعلیم]] [[آموزههای دین]] خدا" به وی از سوی آدم {{ع}} دانستهاند <ref>علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۸؛ عوالی اللئالی، ج ۳، ص ۲۸۰؛ بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۲۲۱. </ref> و برخی گزارشها، "[[صلوات بر محمد]] {{صل}} <ref>عرائس المجالس، ص ۲۹. </ref> و [[آل محمد]]"<ref>روضالجنان، ج ۱، ص ۲۱۶ - ۲۱۷. </ref> را؛ با این دنباله که [[آدم]] {{ع}} درباره [[محمد]] {{صل}} میپرسد و جواب میشنود "او [[آخرین پیامبر]] از [[فرزندان]] توست". در روایتی هم [[مهریه]] [[حوا]] طلا و نقره دانسته شده است<ref>الدرالمنثور، ج ۱، ص ۱۳۸.</ref>.<ref>[[مصطفی سرداری|سرداری، مصطفی]]، [[حوا (مقاله)|مقاله «حوا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> |
| | |
| [[ابلیس]] از [[زمین]] به آدم [[پیام]] میفرستاد و با او سخن میگفت و....<ref>التبیان، ج۱، ص ۱۶۲؛ [[مجمع البیان]]، ج ۱، ص ۱۹۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۱۵.</ref>. | |
|
| |
|
| از ظاهر این توجیهها برمیآید که بهشتِ آدم را [[بهشت]] [[موعود]] دانستهاند که [[ابلیس]] نمیتواند وارد آن شود؛ در حالیکه ظاهر [[آیات قرآن]] با این سخن سازگار نیست و [[دلیل]] محکمی برای پذیرش آن وجود ندارد. | | === تکثیر نسل و اولاد === |
| | {{اصلی|فرزندان حضرت آدم}} |
| | در [[آیه]] نخست سوره نساء {{متن قرآن|وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً}}<ref>«ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگ» سوره نساء، آیه ۱.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت:» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref> و {{متن قرآن|ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ}}<ref>«در حالی که برخی از فرزندزادگان برخی دیگرند و خداوند شنوایی داناست» سوره آل عمران، آیه ۳۴.</ref> سخن از فرزندان آدم و [[حوا]] و نسل آنها به میان آمده است. [[مفسران]] درباره چگونگی تکثیر نسل آن دو و این که [[ازدواج]] [[فرزندان]] آنها در طبقه اول با حوریان بهشتی، جنیان، افراد ذکور و اناث از نوع انسانهای پیشین و یا با یک دیگر انجام گرفته، به تبع [[روایات]]، احتمالهایی دادهاند<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۰ و ۳۸۱.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۰-۱۳۱.</ref> |
|
| |
|
| به گفته [[علامه طباطبایی]]، از [[آیات]] مربوط استفاده میشود که آدم و حوّا [[شیطان]] را دیده و شناختهاند و مانعی ندارد که [[شیطان]] وارد [[بهشت]] شده باشد؛ چرا که در بهشتِ "جاوید" جایی برای [[شیطان]] نیست، نه [[بهشت]] "آدم"؛ ازاینرو همگی بعدا از آن اخراج شدند<ref>[[المیزان]]، ج ۱، ص ۱۳۱.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۴۲-۱۴۳.</ref>
| | ==محل زندگی== |
| | {{اصلی|بهشت حضرت آدم}} |
|
| |
|
| == هبوط آدم {{ع}} == | | ==سرگذشت زندگی == |
| هبوط در لغت به معنای فرود اجباری است<ref>مفردات، ص۸۳۲، «هبط»؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۳۳۲.</ref>. [[طبری]] آنرا به معنای جای گرفتن دانسته<ref>جامع البیان، م ۱، ج ۱، ص ۳۴۲.</ref> و به گفته [[شیخ طوسی]]، معنای آن، پایین آمدن سریع است<ref>التبیان، ج ۴، ص ۳۷۵.</ref>. گروهی مقصود از [[هبوط]] و [[نزول]] آدم به [[زمین]] را [[هبوط]] از حالت و [[مقام]] نخست او دانسته و گفتهاند: منظور تنزّل مقامی است، نه مکانی؛ به این معنا که آدم از [[مقام]] ارجمند خویش و از آن [[بهشت]] سرسبز پایین آمد<ref>نمونه، ج ۱، ص ۱۸۷؛ احسنالحدیث، ج ۱، ص ۹۸.</ref>. آیاتی از [[قرآن]] به [[هبوط]] آدم و استقرار او بر روی [[زمین]] پرداخته است: {{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}<ref> شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت؛ سوره بقره، آیه: ۳۶.</ref> [[آیات]] {{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره بقره، آیه: ۳۸.</ref>؛ {{متن قرآن| قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ}}<ref>فرمود: فرود آیید! برخی دشمن برخی دیگر و در زمین تا روزگاری آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت. فرمود: در آن زندگی میکنید و در آن میمیرید و از آن بیرون آورده میشوید؛ سوره اعراف، آیه: ۲۴- ۲۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقَى}}<ref> فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد؛ سوره طه، آیه: ۱۲۳.</ref> نیز چنین است.
| | {{اصلی|سرگذشت زندگی حضرت آدم}} |
|
| |
|
| در اینکه مخاطبان {{متن قرآن|اهْبِطُواْ}} چه کسانی هستند، احتمالهایی چون آدم و حوّا و [[ابلیس]]<ref>التبیان، ج۴، ص ۳۷۵؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص۱۹۷.</ref>، آدم و حوّا و [[وسوسه]]<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۱، ص ۱۹۸.</ref>، آدم و حوّا و [[نسل]] آن دو<ref>التبیان، ج ۱، ص ۱۶۴؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص ۱۹۸؛ التحریر والتنویر، ج ۱، ص ۴۳۴.</ref>، آدم و حوّا ذکر شده که در صورت اخیر، طبق عادت [[عرب]]، به صورت جمع آورده شده است.<ref> مجمعالبیان، ج۱، ص ۱۹۸ ـ ۲۰۴؛ [[تفسیر]] ملاصدرا، ج۳، ص۱۰۹.</ref> گویا که مخاطب اصلی، آدم و حوّا هستند؛ از این رو در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقَى}}<ref> فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد؛ سوره طه، آیه: ۱۲۳.</ref> که پیشتر یاد شد، به صورت تثنیه آورده شده؛ ولی چون [[هبوط]] آنها، سکونت [[فرزندان]] و نسلهای ایشان را نیز در [[زمین]] به دنبال داشت، در جمله {{متن قرآن|بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ}} و در بقیّه موارد، به صورت جمع {{متن قرآن|اهْبِطُواْ}} آورده شده است. به تعبیر دیگر، در این خطاب، آدم و حوّا و [[نسل]] آن دو مقصودند؛ چرا که [[فرزندان]] آنان نیز در این [[حکم]] با آنان مشترکند و در [[حقیقت]]، [[هبوط]] آنان سکونت همه آدمیزادگان را در [[زمین]] به دنبال داشته است.<ref>نمونه، ج ۱، ص ۱۹۹؛ احسنالحدیث، ج ۶، ص ۴۶۲.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}<ref> شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت؛ سوره بقره، آیه: ۳۶.</ref> امر به [[هبوط]] [[نقل]]، و در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره بقره، آیه: ۳۸.</ref>، این امر تکرار شده است<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۴۵؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref>.
| | === حوادث پیش از ترک بهشت === |
| | ==== درخت ممنوعه ==== |
| | {{اصلی|درخت ممنوعه}} |
|
| |
|
| == توبه آدم {{ع}} ==
| | در دو جای [[قرآن]]، [[فرمان]] سکونت در [[بهشت]] با [[نهی]] از نزدیک شدن به درخت [[ممنوع]] همراه است: {{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref> و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید؛ سوره بقره، آیه: ۳۵.</ref> نیز {{متن قرآن|وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref> و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد؛ سوره اعراف، آیه: ۱۹.</ref>. در [[قرآن]]، به اینکه این درخت چه بوده بدان اشارهای نشده است؛ ولی مفسّران با استناد به روایاتِ تفسیری، مصادیقی را برای آن ذکر کردهاند: عدّهای آن را بوته گندم دانسته؛ گروهی انگور و خرما و انجیر و برخی درخت [[کافور]] را ذکر کردهاند. بعضی نیز از آن به درخت [[حسد]]، درخت [[دانش]]، خیر و شرّ یا درخت [[جوانی]] و [[زندگی]] جاوید تعبیر کردهاند<ref> التبیان، ج۱، ص ۱۵۷؛ جامعالبیان، مج ۱، ج ۱، ص ۳۳۲؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص ۱۹۵.</ref>. |
| در پی [[فرمان]] خروج از [[بهشت]] و [[هبوط]]، آدم {{ع}} و حوّا دریافتند که با [[فریب]] [[شیطان]] و [[ستم]] بر خویش، آن محیط آرام و پرنعمت را از دست دادهاند؛ ازاینرو در [[مقام]] [[توبه]] و [[انابه]] به درگاه [[خدا]] برخاستند و [[لطف خدا]] نیز شامل حالشان گشت. آدم از [[پروردگار]] خود کلماتی رادریافت و با آن کلمات [[توبه]] کرد. [[خداوند]] نیز [[توبه]] آنان را پذیرفت: {{متن قرآن| فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه: ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref> گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بیگمان از زیانکاران خواهیم بود، سوره اعراف، آیه: ۲۳.</ref>، {{متن قرآن| ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى}}<ref> سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد، سوره طه، آیه: ۱۲۲.</ref> به گفته [[طبرسی]] و [[علامه طباطبایی]]، توبهبندگان، در میان دو [[توبه]] [[خداوند]] قرار دارد؛ زیرا بازگشت او از [[نافرمانی]]، منوط به [[توفیق]] و [[رحمت خدا]] است و پس از [[توبه]] نیز محتاج است که [[خداوند]] به [[عنایت]] و [[رحمت]] خود، [[توبه]] او را بپذیرد؛ بنابراین ابتدا [[خداوند]] به آدم {{ع}} [[توفیق]] [[توبه]] داد و پس از آن که آدم {{ع}} [[توبه]]، کرد توبهاش را پذیرفت<ref>مجمعالبیان، ج۱، ص ۲۰۰؛ [[المیزان]]، ج ۱، ص ۱۳۳.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۴۵.</ref> | |
|
| |
|
| == فضایل آدم ==
| | به گفته [[امام رضا]] {{ع}} در پاسخ [[عبدالسلام هروی]] که از ماهیّت آن درخت پرسیده و از اینکه [[مردم]] درباره آن، سخنان گوناگونی میگویند گزارش داده بود، درخت بهشتی انواعی را برمیتابد (= به شکلهای مختلف درآمده، میوههای گوناگون میدهد). آن درخت گندم بوده و در عین حال انگور داشته؛ زیرا مانند درختان [[دنیا]] نبوده است....<ref> عیون اخبارالرضا، ج ۱، ص ۳۹۷.</ref>. برخی این درخت را [[تمثیل]] [[زندگی]] [[دنیا]] برای آدم {{ع}}دانستهاند<ref> [[تفسیر]] ملاصدرا، ج ۳، ص ۹۲ ـ ۹۳؛ الرسائل التوحیدیه، ص ۱۸۶.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۴۱.</ref> |
| علاوه بر فضیلت [[نبوّت]] و [[عصمت]]، [[فضایل]] دیگری برای آدم بیان شده است؛ از جمله، دمیده شدن [[روح خدا]] در او: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ }}<ref> پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!؛ سوره حجر، آیه: ۲۹.</ref> نیز {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref> پس، هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خود دمیدم برای او به فروتنی درافتید!؛ سوره ص، آیه: ۷۲.</ref>، آفریده شدن با دو دست [[خدا]]: {{متن قرآن|قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ }}<ref> فرمود: ای ابلیس! چه چیز تو را از فروتنی برای چیزی که به دست خویش آفریدم، باز داشت؟ سرکشی کردی یا از والا رتبگانی؟، سوره ص، آیه: ۷۵.</ref>، مسجود [[ملائکه]] شدن: {{متن قرآن| وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ}}<ref> و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و با نمازگزاران نماز بگزارید؛ سوره بقره، آیه: ۴۳.</ref>، [[برگزیده خدا]] بودن: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref> خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد؛ سوره آل عمران، آیه: ۳۳.</ref>، نخستین [[خلیفه]] [[خدا]] در روی [[زمین]] بودن: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید، سوره بقره، آیه: ۳۰.</ref> و ...<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۴۸-۱۴۹.</ref>.
| |
|
| |
|
| == وفات آدم و محل دفن او == | | ==== عملیات فریبکارانه ابلیس ==== |
| [[حضرت آدم]] {{ع}} در پایان [[عمر]] و قبل از [[وفات]] به فرزندش [[شیث]] (که پس از او، [[پیامبر]] میشد) [[وصیت]] فرمود. آدم {{ع}} بر اثر [[بیماری]] [[وفات]] کرد و در [[وادی السلام]] [[نجف اشرف]] مدفون شد. برخی هم گفتهاند در غاری کنار کوه ابوقبیس یا در [[مسجد]] خیف در [[منی]] به [[خاک]] سپرده شد<ref>اعلام القرآن.</ref>. | | در [[آیات]]: {{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}<ref> شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت؛ سوره بقره، آیه: ۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد! چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند در حالی که لباسشان را از (تن) آنان بر میکند تا شرمگاههایشان را به آنان بنمایاند؛ به راستی او و همگنان وی شما را از جایی که شما آنها را نمیبینید میبینند؛ بیگمان ما شیطانها را سرپرست کسانی کردهایم که ایمان ندارند؛ سوره اعراف، آیه: ۲۷.</ref>؛ و ... آمده است که آدم و حوّا با [[وسوسه]]، [[فریب]] و گمراهسازی [[ابلیس]]، از درخت [[ممنوع]] خوردند یا چشیدند و بیدرنگ لباسهایشان فروریخت و در نتیجه، شرمگاهشان آشکار و از [[بهشت]] اخراج شدند. از تعبیرهای {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ}}، {{متن قرآن|فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ}}، {{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ}} برمیآید که ابتدا [[وسوسه]] [[شیطان]]، بعد [[فریب]] خوردن آدم و حوّا و در پی آن، [[لغزش]] و اخراج آن دو از [[بهشت]] صورت گرفته است. مفسّران در چگونگی دسترس [[ابلیس]] به آدم و حوّا ـ با اینکه [[ابلیس]] از [[بهشت]] [[رانده شده]] بود ـ وجوهی گفتهاند؛ مانند: [[ابلیس]] به [[آسمان]] نزدیک میشد و با آدم سخن میگفت. [[ابلیس]] به درِ [[بهشت]] نزدیک شده، آدم را صدا میزد و از آنجا با او سخن میگفت. |
|
| |
|
| آدم {{ع}} هنگام [[وفات]] به [[نقل]] از [[امام صادق]] {{ع}} ۹۳۰ سال داشت<ref>بحار الانوار، ج۱۱، ص۲۶۸.</ref>؛ برخی از [[القاب]] [[حضرت آدم]] {{ع}} عبارتند از: [[ابوالبشر]]، [[خلیفة الله]]، [[صفی]] [[الله]]، ابوالوری، ابومحمد و [[معلم]] الاسماء<ref>دائرة المعارف تشیع.</ref>.<ref>[[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref>
| | [[ابلیس]] از [[زمین]] به آدم [[پیام]] میفرستاد و با او سخن میگفت و....<ref>التبیان، ج۱، ص ۱۶۲؛ [[مجمع البیان]]، ج ۱، ص ۱۹۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۱۵.</ref>. |
|
| |
|
| ==[[آدم]] و حوّا در [[بهشت]]==
| | از ظاهر این توجیهها برمیآید که بهشتِ آدم را [[بهشت]] [[موعود]] دانستهاند که [[ابلیس]] نمیتواند وارد آن شود؛ در حالیکه ظاهر [[آیات قرآن]] با این سخن سازگار نیست و [[دلیل]] محکمی برای پذیرش آن وجود ندارد. |
| آدم و حوّا به دنبال این [[فرمان]] با [[دستوری]] که از طرف [[پروردگار]] صادر شد در بهشت [[مسکن]] گرفتند و از انواع [[نعمتها]] و لذاید [[بهشتی]] بهرهمند شدند و بدون هیج [[رنج]] و زحمتی [[روزگار]] خود را به سر میبردند، نه به [[فکر]] [[گرسنگی]] بودند و نه از برهنه ماندن [[ترس]] داشتند، نه [[تشنه]] میشدند و نه از سرما و [[گرما]] [[واهمه]] داشتند؛ زیرا [[خدا]] به آدم فرموده بود: «تو را در بهشت این [[نعمت]] هست که نه گرسنه میشوی و نه برهنه، نه تشنه خواهی شد و نه [[آفتاب]] زده»<ref>{{متن قرآن|إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى * وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى}} «بیگمان برای تو (مقرّر) است که در آنجا گرسنه نشوی و برهنه نمانی * و اینکه در آنجا تشنه نشوی و آفتابزده نگردی» سوره طه، آیه ۱۱۸-۱۱۹.</ref>.
| |
| [[شیطان]] که همه بدبختیهای خود و رانده شدن از [[درگاه الهی]] را از آدم میدانست، چنانکه گفتیم [[کینه]] او را به [[سختی]] در [[دل]] گرفته بود و در صدد بود تا به هر ترتیبی موجبات [[گمراهی]] آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتّی به خدا [[سوگند]] یاد کرده بود که به هر نحو و از هر سویی که بتواند [[آدمیان]] را [[گمراه]] نموده و مانند خود [[بدبخت]] و جهنّمی خواهد کرد، در چنین موقعیّتی چگونه میتواند [[آسوده]] بنشیند و آدم را در آن لذتهای بیپایان مادی و [[معنوی]] غوطهور ببیند و نصیب وی فقط [[حسرت]] و [[پشیمانی]] باشد، و شاید اگر فکر [[انتقام]] هم در سر او نبود، همان [[حسد]] و تکبّری که داشت او را آسوده نمیگذاشت و در صدد از بین بردن نعمتهای بیحدّ [[الهی]] از آدم و حوّا بر میآمد. مگر نه این که او به سبب تکبری که به [[انسان]] ورزید و خود را [[برتر]] از او دانست حاضر نشد در برابرش [[سجده]] کند و از فرمان پروردگار خود [[سرپیچی]] کرد و آن همه [[عبادتها]] و زحمات چند هزار ساله خود را تباه ساخت، و به سبب [[رشک]] و حسدی که به [[مقام]] [[آدم]] برد برای همیشه خود را مورد [[لعنت]] و [[رانده شده]] درگاه خدای خویش گردانید.
| |
|
| |
|
| حالا چه نقشههایی برای [[فریب]] آدم و حوّا طرح کرد؟ و در چه لباسهایی در آمد؟ و به چه ترتیبی به [[بهشت]] راه پیدا کرد و خود را به آدم و [[حوا]] رسانید؟ و یا از خارج بهشت با آنها سخن گفت و آن دو را [[وسوسه]] کرد و با همان وسوسهها سبب [[اخراج]] آن دو از بهشت گردید... درست معلوم نیست.
| | به گفته [[علامه طباطبایی]]، از [[آیات]] مربوط استفاده میشود که آدم و حوّا [[شیطان]] را دیده و شناختهاند و مانعی ندارد که [[شیطان]] وارد [[بهشت]] شده باشد؛ چرا که در بهشتِ "جاوید" جایی برای [[شیطان]] نیست، نه [[بهشت]] "آدم"؛ ازاینرو همگی بعدا از آن اخراج شدند<ref>[[المیزان]]، ج ۱، ص ۱۳۱.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۴۲-۱۴۳.</ref> |
| در [[قرآن کریم]] و [[احادیث معتبر]] صریحاً چیزی در این باره نرسیده است. در بعضی [[روایات]] غیر معتبر آمده است که در کالبد طاووس یا مار درآمد و وارد بهشت شد<ref>بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۹۳.</ref>، که بر فرض صحّت، بعید نیست کنایه از فریبا بودن، [[زیبایی]] لباسی بوده که با آن [[جامه]] نزد آدم و حوّا در آمد و بدین وسیله آن دو را فریب داد.
| |
| اما طریقه فریب و راهی را که بدین منظور [[انتخاب]] کرد و سخنانی که به آدم و حوّا گفت، در [[قرآن]] و [[احادیث]] به تفصیل نقل شده است. و چنین استفاده میشود که گویا [[شیطان]] در [[فکر]] بوده تا نقطه ضعفی در [[انسان]] پیدا کند و از آن راه پیش آید. از طرز پیشنهادی که در مورد خوردن میوه آن درخت به آدم و حوّا یا به آدم تنها نمود، میتوان [[حدس]] زد که از کدام یک از [[غرایز انسانی]] استفاده کرد.
| |
| شیطان برای پیشبرد این [[هدف]]، به صورت [[خیرخواهی]] [[دل]] سوز در آمده و به آدم گفت: «میخواهی تا تو را به درخت ابدیّت و [[ملک]] [[جاودانی]] [[راهنمایی]] کنم؟»<ref>{{متن قرآن|فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى}} «اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref> یا هر دوی آنها را مخاطب ساخته چنین گفت: «پروردگارتان از نزدیک شدن به این درخت نهیتان نکرد مگر از [[بیم]] آنکه دو [[فرشته]] مجرّد شوید یا [[زندگی]] [[جاودانه]] یابید»<ref>{{متن قرآن|فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ}} «پس شیطان آن دو را به وسوسه افکند تا از شرمگاههایشان آنچه را بر آن دو پوشیده بود بر آنها آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت باز نداشت مگر بدین رو که مبادا دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید» سوره اعراف، آیه ۲۰.</ref> اگر از این درخت بخورید به صورت [[فرشتگان]] در آمده و برای همیشه در [[بهشت]] جاویدان میمانید، و به دنبال این گفتار و برای اینکه سخنش در [[دل]] آن دو کارگر افتد و وسوسهاش اثر کند، به [[دروغ]] سوگندی هم برای ایشان یاد کرد که من در این گفتار نظری جز [[خیر خواهی]] و دل سوزی شما ندارم.
| |
|
| |
|
| در [[حدیث]] دیگری آمده است که ابتدا نزد [[حضرت آدم]] آمد و هر چه خواست [[آدم]] را [[فریب]] دهد، وسوسهاش کارگر نشد از این رو به سراغ حوّا رفت و او را با سخنان فریبندهای که گفت با خود همراه کرد و با هم نزد آدم آمدند و از طریق حوّا او را فریب داد<ref>بحارالانوار، ج۱۱؛ ابن کثیر، قصص الانبیاء، ج۱، ص۵۱.</ref>.
| | === حوادث پس از ترک بهشت === |
| از این رو در [[روایات]] آمده است که «[[زنان]] دام شیطاناند»<ref>مجمع البحرین، ماده «حبل».</ref> و هر گاه [[شیطان]] دستش از همه جا کوتاه شود به سراغ آنها میرود.
| | ==== هبوط آدم و حوا ==== |
| در حدیث است که چون آدم به [[زمین]] [[هبوط]] کرد، [[جبرئیل]] نزد وی آمد و پرسید: «ای آدم مگر [[خدا]] تو را به دست [[قدرت]] خویش نیافرید و از [[روح]] خویش در تو ندمید و فرشتگان را به [[سجده]] بر تو [[مأمور]] نکرد؟ پس چرا با این [[فضیلت]] و مقامی که به تو داد نافرمانیش کردی؟» در پاسخ گفت: «ای [[جبرئیل]] [[شیطان]] برای من قسم خورد که [[خیرخواه]] من است و آن سخن را از روی دلسوزی میگوید و من [[باور]] نمیکردم که کسی بتواند به [[خدا]] [[قسم دروغ]] بخورد»<ref>تفسیر علی بن ابراهیم، ص۲۱۳.</ref>.
| | هبوط در لغت به معنای فرود اجباری است<ref>مفردات، ص۸۳۲، «هبط»؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۳۳۲.</ref>. [[طبری]] آنرا به معنای جای گرفتن دانسته<ref>جامع البیان، م ۱، ج ۱، ص ۳۴۲.</ref> و به گفته [[شیخ طوسی]]، معنای آن، پایین آمدن سریع است<ref>التبیان، ج ۴، ص ۳۷۵.</ref>. گروهی مقصود از [[هبوط]] و [[نزول]] آدم به [[زمین]] را [[هبوط]] از حالت و [[مقام]] نخست او دانسته و گفتهاند: منظور تنزّل مقامی است، نه مکانی؛ به این معنا که آدم از [[مقام]] ارجمند خویش و از آن [[بهشت]] سرسبز پایین آمد<ref>نمونه، ج ۱، ص ۱۸۷؛ احسنالحدیث، ج ۱، ص ۹۸.</ref>. آیاتی از [[قرآن]] به [[هبوط]] آدم و استقرار او بر روی [[زمین]] پرداخته است: {{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}<ref> شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت؛ سوره بقره، آیه: ۳۶.</ref> [[آیات]] {{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره بقره، آیه: ۳۸.</ref>؛ {{متن قرآن| قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ}}<ref>فرمود: فرود آیید! برخی دشمن برخی دیگر و در زمین تا روزگاری آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت. فرمود: در آن زندگی میکنید و در آن میمیرید و از آن بیرون آورده میشوید؛ سوره اعراف، آیه: ۲۴- ۲۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقَى}}<ref> فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد؛ سوره طه، آیه: ۱۲۳.</ref> نیز چنین است. |
| در [[حدیث]] دیگری است که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[شب معراج]]، [[شاهد]] [[مناظره]] [[موسی]] و [[آدم]]{{عم}} بود. موسی گفت: «ای آدم تو نبودی که [[خداوند]] به دست [[قدرت]] خویش تو را آفرید و از [[روح]] خود در تو دمید، [[فرشتگان]] را به سجدهات مأمور و بهشتش را بر تو [[مباح]] کرد، در جوار [[رحمت]] خود جایت داد و رو در رو با تو سخن گفت؟ آنگاه تو را از یک درخت [[نهی]] کرد، ولی تو نتوانستی خودداری کنی تا سبب [[هبوط]] خود به [[زمین]] گشتی و خود را نگاه نداشته و [[فریب]] [[ابلیس]] را خوردی و بدین وسیله ما را از [[بهشت]] بیرون آوردی؟»
| |
| آدم گفت: «فرزندم با پدر خود در این مورد به آرامی سخن گوی که [[دشمن]] از راه فریب و خُدعه پیش آمد و برای من قسم خورد که در گفتارش خیرخواه و [[دل]] سوز است، نزد من آمد و گفت: «ای آدم من برای تو غمگینم!» گفتم: «چرا؟» گفت: «برای آنکه من با تو مأنوس گشته و از نزدیک بودن با تو بهرهمندم، اما میدانم که تو از این جا میروی و وضع ناخوشایندی پیدا میکنی!» گفتم: «چاره چیست؟» گفت: «چاره به دست توست. میخواهی تو را به آن درختی که سبب جاویدان ماندن و [[فرمان روایی]] بیزوال میگردد [[راهنمایی]] کنم. تو با همسرت از آن بخورید تا همیشه با من در بهشت باشید؟» و به دنبال آن قسم دروغ خورد که این سخن را از روی [[خیر خواهی]] میگوید. ای موسی، من [[گمان]] نمیکردم که کسی بتواند قسم دروغ به خدا بخورد.»..<ref>بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۸۸.</ref>.
| |
|
| |
|
| به هر صورت [[آدم]] را وادار کرد که به آن درخت نزدیک شود و یا بدان دست زند. و در این که آیا آدم با این عمل، خلافی انجام داد یا اصلاً خلافی نبود و بهتر آن بود که آن کار را نمیکرد، و این که [[خداوند]] از خوردن آن [[نهی]] فرمود، برای [[تذکر]] و [[ارشاد]] به این [[حقیقت]] بود که اگر بدان دست زند، از [[نعمتهای بهشتی]] [[محروم]] میگردد و چنان که [[خدا]] فرمود: «از [[ستمکاران]] گردند» یا «به [[بدبختی]] گرایند» و به اصطلاح نھی ارشادی بود بحثی است و ظاهر همین است که مرتکب خلاف و گناهی نشد و بهتر بود که انجام ندهد. در هر حال همین عمل سبب شد تا از نعمتهای بهشتی و سکونت در آن محروم گردد و به دنبال آن، خطاب شد:
| | در اینکه مخاطبان {{متن قرآن|اهْبِطُواْ}} چه کسانی هستند، احتمالهایی چون آدم و حوّا و [[ابلیس]]<ref>التبیان، ج۴، ص ۳۷۵؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص۱۹۷.</ref>، آدم و حوّا و [[وسوسه]]<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۱، ص ۱۹۸.</ref>، آدم و حوّا و نسل آن دو<ref>التبیان، ج ۱، ص ۱۶۴؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص ۱۹۸؛ التحریر والتنویر، ج ۱، ص ۴۳۴.</ref>، آدم و حوّا ذکر شده که در صورت اخیر، طبق عادت [[عرب]]، به صورت جمع آورده شده است.<ref> مجمعالبیان، ج۱، ص ۱۹۸ ـ ۲۰۴؛ [[تفسیر]] ملاصدرا، ج۳، ص۱۰۹.</ref> گویا که مخاطب اصلی، آدم و حوّا هستند؛ از این رو در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقَى}}<ref> فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد؛ سوره طه، آیه: ۱۲۳.</ref> که پیشتر یاد شد، به صورت تثنیه آورده شده؛ ولی چون [[هبوط]] آنها، سکونت [[فرزندان]] و نسلهای ایشان را نیز در [[زمین]] به دنبال داشت، در جمله {{متن قرآن|بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ}} و در بقیّه موارد، به صورت جمع {{متن قرآن|اهْبِطُواْ}} آورده شده است. به تعبیر دیگر، در این خطاب، آدم و حوّا و نسل آن دو مقصودند؛ چرا که [[فرزندان]] آنان نیز در این [[حکم]] با آنان مشترکند و در [[حقیقت]]، [[هبوط]] آنان سکونت همه آدمیزادگان را در [[زمین]] به دنبال داشته است.<ref>نمونه، ج ۱، ص ۱۹۹؛ احسنالحدیث، ج ۶، ص ۴۶۲.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}<ref> شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت؛ سوره بقره، آیه: ۳۶.</ref> امر به [[هبوط]] [[نقل]]، و در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره بقره، آیه: ۳۸.</ref>، این امر تکرار شده است<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۴۵؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref>. |
| {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى * وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى}}<ref>«فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد * و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت» سوره طه، آیه ۱۲۳-۱۲۴.</ref>. | |
| {{متن قرآن|وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى}}<ref>«و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت» سوره طه، آیه ۱۲۴.</ref>. | |
| و در این که آن [[بهشت]] در کجا بود، در [[زمین]] بود یا در [[آسمان]]؟ و اساساً همان بهشت [[موعود]] بوده یا غیر آن؟ و آن درختی که از خوردن آن نهی شده بودند درخت [[مادّی]] بود یا [[معنوی]]؟ درست معلوم نیست؟
| |
|
| |
|
| برخی گفتهاند: آن [[بهشت]] در هر کجا که بود بهشت [[موعود]] نبود، به دلیل آنکه اگر بهشت موعود و جنَّةُ الخُلد بود، [[شیطان]] در آن راه نداشت، و همچنین [[تکلیف]] به خوردن و نخوردن آنجا نیست و هر که در آن جای گرفت، دیگر بیرون نخواهد رفت. در مقابل اینان، دستهای هم معتقدند که همان بهشت موعود بود؛ زیرا هر کجا نامی از بهشت آمده، منظور همان بهشت است و این که گفتهاند هر که در آنجا درآید بیرون نخواهد رفت، مربوط به [[زمان]] پس از حساب و [[قیامت]] است که [[اهل]] [[ثواب]] داخل آن میشوند نه پیش از آن.
| | ==== توبه و انابه==== |
| درباره آن درخت نیز [[اختلاف]] نظر فراوان است. برخی آن را خوشه گندم و برخی درخت انگور یا [[انجیر]] ذکر کردهاند. [[شیخ طوسی]] در کتاب تبیان آن را درخت [[کافور]] نوشته و جمعی هم درخت عناب گفتهاند. در بعضی [[روایات]] نیز آن را درخت [[حسد]] یا شجره [[علم]] دانستهاند، والله أعلم<ref>بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۴۳، ۱۶۱ و۱۶۵.</ref>.
| | {{اصلی|توبه حضرت آدم}} |
| به هر حال هر چه بود، سبب زوال [[نعمتهای بهشتی]] از آن دو گردید و آنان را از جای [[امن]] و [[آسودگی]]، به این [[جهان]] پر از [[بلا]] و [[گرفتاری]] در آورد. شیطان نیز بدین وسیله توانست بزرگترین ضربه انتقامی خود را به [[آدم]] زده و [[عداوت]] خود را با آن دو به ظهور برساند. [[خدای تعالی]] نیز در یکی از جاهایی که داستان آدم را نقل کرده پس از بیان آن داستان این هشدار و [[تذکر]] را به [[فرزندان آدم]] نیز میدهد:
| |
| {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ}}<ref>«ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد! چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند» سوره اعراف، آیه ۲۷.</ref>. | |
| باری آدم و حوّا به [[زمین]] [[هبوط]] کردند و چنان که [[طبری]] و دیگران گفتهاند، آدم{{ع}} در [[کوه]] «سراندیب» قرار گرفت و حوّا در «جدّه». و سپس حضرت آمدم به دنبال حوّا آمد تا او را در [[سرزمین مکه]] [[دیدار]] کرد، و [[زندگی]] خود را شروع کردند.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۳۵.</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[توبه]] [[آدم]] و حوّا==
| | در پی [[فرمان]] خروج از [[بهشت]] و [[هبوط]]، آدم {{ع}} و حوّا دریافتند که با [[فریب]] [[شیطان]] و [[ستم]] بر خویش، آن محیط آرام و پرنعمت را از دست دادهاند؛ ازاینرو در [[مقام]] [[توبه]] و [[انابه]] به درگاه [[خدا]] برخاستند و [[لطف خدا]] نیز شامل حالشان گشت. آدم از [[پروردگار]] خود کلماتی رادریافت و با آن کلمات [[توبه]] کرد. [[خداوند]] نیز [[توبه]] آنان را پذیرفت: {{متن قرآن| فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه: ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref> گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بیگمان از زیانکاران خواهیم بود، سوره اعراف، آیه: ۲۳.</ref>، {{متن قرآن| ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى}}<ref> سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد، سوره طه، آیه: ۱۲۲.</ref> به گفته [[طبرسی]] و [[علامه طباطبایی]]، توبهبندگان، در میان دو [[توبه]] [[خداوند]] قرار دارد؛ زیرا بازگشت او از [[نافرمانی]]، منوط به [[توفیق]] و [[رحمت خدا]] است و پس از [[توبه]] نیز محتاج است که [[خداوند]] به [[عنایت]] و [[رحمت]] خود، [[توبه]] او را بپذیرد؛ بنابراین ابتدا [[خداوند]] به آدم {{ع}} [[توفیق]] [[توبه]] داد و پس از آن که آدم {{ع}} [[توبه]]، کرد توبهاش را پذیرفت<ref>مجمعالبیان، ج۱، ص ۲۰۰؛ [[المیزان]]، ج ۱، ص ۱۳۳.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۴۵.</ref> |
| آدم و حوّا از کرده خود به [[سختی]] پشیمان شدند و برای [[مخالفت]] دستور [[پروردگار متعال]] و [[محرومیت]] از [[نعمتهای بهشتی]] حسرتها خوردند، به ویژه هنگامی که در [[زمین]] [[مسکن]] گزیده و با [[مشکلات]] این [[جهان]] مواجه شدند. [[خدا]] میداند چند سال به منظور توبه و همچنین در [[فراق]] [[بهشت]] گریستند و چه تأسفها خورد تا آنگاه که [[خداوند]] آن دو را مخاطب ساخت و فرمود: «مگر من شما را از این درخت [[نهی]] نکرده و به شما نگفتم که [[شیطان]] [[دشمن]] آشکاری برای شماست؟»
| |
| آن دو در جواب به تقصیر خود اعتراف کردند و در [[مقام]] توبه بر آمدند و گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن [[ستم]] کردیم و اگر تو ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی، حتماً از زیانکاران خواهیم بود»<ref>{{متن قرآن|فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ * قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} «پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟ * گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بیگمان از زیانکاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۲۲-۲۳.</ref>.
| |
| اما کار از کار گذشته و دستور [[هبوط]] به زمین صادر شده بود. آدم و حوّا نیز در زمین مسکن گزیده بودند و [[تأسف]] و حسرتها نتوانست آنها را به جای اول بازگرداند. ولی [[خدای تعالی]] از روی [[رحمت]]، در دیگری برای وصول به [[سعادت]] به روی آن دو گشود و وسیله دیگری برای جلب توجّه خود به آنها یاد داد و آن [[توبه]] و [[استغفار]] به درگاه [[حق تعالی]] بود و شاید به گفته بعضی از [[دانشمندان]]، جبران [[گناه]] از راه توبه، جزء همان علومی بود که [[خداوند]] در داستان [[تعلیم اسماء]] به او یاد داده بود.
| |
|
| |
|
| از آنجا که داستانهای [[قرآن]] جنبه آموزندگی دارد، ظاهراً [[خدای سبحان]] میخواهد ضمن این قسمت از داستان [[آدم]] [[ابوالبشر]] این نکته را هم به [[فرزندان]] او یاد دهد که در هر حال [[انسان]] نباید [[مأیوس]] باشد و هر [[زمان]] دچار گناه و [[نافرمانی]] [[حق]] گردید، باید از راه توبه و استغفار به درگاه حق تعالی درصدد جبران آن برآید و مانند سایر [[واجبات]] توبه را بر خود [[واجب]] بداند، چنانکه [[علما]] به [[وجوب]] آن [[فتوا]] دادهاند.
| | == فضایل و مناقب == |
| [[قرآن کریم]] در این جا - با مختصر توضیحی که ما میدهیم - این گونه بیان میفرماید: «[[حضرت آدم]] از [[پروردگار]] خود کلماتی را فرا گرفت و با ذکر و یادآوری آنها به درگاه [[خدا]] توبه کرد و خدا توبهاش را پذیرفت.»..<ref>{{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۳۷.</ref>. و درباره آن کلمات نیز [[روایات]] مختلف است. در بسیاری از [[روایات شیعه]] و [[سنی]] است که آن کلمات این بود:
| | {{اصلی|فضایل حضرت آدم}} |
| {{متن حدیث|لَا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ، سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءاً، وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي، فَاغْفِرْ لِي وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ؛ لَاإِلهَ إِلَّا أَنْتَ، سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءاً، وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي، فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ؛ لَاإِلهَ إِلَّا أَنْتَ، سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءاً، وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي، فَتُبْ عَلَيَّ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>تفسیر علی بن ابراهیم، ص۳۷؛ الدر المنثور، ج۱، ص۵۹ و ۶۰.</ref>. | | علاوه بر فضیلت [[نبوّت]] و [[عصمت]]، [[فضایل]] دیگری برای آدم بیان شده است؛ از جمله، دمیده شدن [[روح خدا]] در او: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ }}<ref> پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!؛ سوره حجر، آیه: ۲۹.</ref> نیز {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref> پس، هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خود دمیدم برای او به فروتنی درافتید!؛ سوره ص، آیه: ۷۲.</ref>، آفریده شدن با دو دست [[خدا]]: {{متن قرآن|قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ }}<ref> فرمود: ای ابلیس! چه چیز تو را از فروتنی برای چیزی که به دست خویش آفریدم، باز داشت؟ سرکشی کردی یا از والا رتبگانی؟، سوره ص، آیه: ۷۵.</ref>، مسجود [[ملائکه]] شدن: {{متن قرآن| وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ}}<ref> و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و با نمازگزاران نماز بگزارید؛ سوره بقره، آیه: ۴۳.</ref>، [[برگزیده خدا]] بودن: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref> خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد؛ سوره آل عمران، آیه: ۳۳.</ref>، نخستین [[خلیفه]] [[خدا]] در روی [[زمین]] بودن: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید، سوره بقره، آیه: ۳۰.</ref> و ...<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۴۸-۱۴۹.</ref>. |
| در روایات دیگری که باز [[شیعه]] و سنی [[روایت]] کردهاند، آن حضرت خدا را به حق محمد{{صل}}<ref>الدر المنثور، ج۱، ص۶۰.</ref> یا خمسه طیّبة [[سوگند]] داد که توبهاش را بپذیرد و [[خداوند]] هم [[توبه]] او را قبول کرد<ref>معانی الاخبار، ص۴۲؛ ابن کثیر، قصص الانبیاء، ج۱، ص۵۹.</ref> و [[عنایات]] خاص خود را به او [[ابلاغ]] فرمود.
| |
|
| |
|
| حالا دیگر [[آدم]] و حوّا در [[زمین]] قرار گرفته، و به [[رنج]] و [[مشقت]] افتاده بودند. ایشان تا در [[بهشت]] بودند، نه رنج [[گرسنگی]] میبردند و نه احتیاجی به تهیه [[غذا]] و فراهم ساختن آب و نان داشتند، و نه برای تهیه [[پوشاک]] و [[مسکن]] در [[زحمت]] بودند، اما اکنون که به زمین آمدند باید همه را تهیه کرده و برای ادامه [[زندگی]] دست به تلاش و [[کوشش]] میزدند. این کار اولاً به وسایل و ابزار آن احتیاج داشت، و ثانیاً دانشی میخواست تا راه به دست آوردن [[خوراک]] و پوشاک و همچنین بهکارگیری این ابزار را بیاموزد. [[خدای سبحان]] تمام این وسایل را برای [[حضرت آدم]] آماده کرد و طرز استفاده آنها و راه تهیه موادّ خوراکی و پوشاکی و مسکن، و خلاصه همه راهنماییهای لازم در مورد [[زندگی مادی]] و رفع نیازمندیهای جسمی را به وی آموخت و شاید در همان داستان، [[اسماء]] را هم به او [[تعلیم]] داده بود، اما چون آدم و [[فرزندان]] او نیازمندیهای دیگری هم از نظر [[روحی]] - و به تعبیر بعضی از [[محققان]] - از نظر زندگی آسمانی داشتند، لازم بود برای [[هدایت]] به راه [[سعادت]] و [[پرهیز]] از طریق [[شقاوت]] [[معنوی]] هم [[راهنمایی]] شده و [[راه و رسم]] آن را نیز بیاموزند. [[خدای رحمان]] پس از [[فرمان]] [[هبوط]] آنها، ضمن یک جمله آن راه را نیز به ایشان یاد داده و چنین میفرماید:
| | == آدم و خلافت الهی == |
| {{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۸.</ref> | | {{همچنین|خلافت الهی }} |
| با این جمله کوتاه، گویا [[خداوند سبحان]] میخواهد این نکته را نیز به [[آدم]] متذکر شود که فقط [[یاد گرفتن]] [[راه و رسم]] [[زندگی]] ظاهری و رفع احتیاجات جسمی، [[آرامش]] و [[آسودگی]] [[خیال]] بدو نمیدهد، بلکه باید برای رفع [[اندوه]] درونی، از [[هدایت]] [[خدای تعالی]] [[پیروی]] کند و گرنه با تأمین همه این احتیاجات و آشنا شدن با تمام [[قوانین]] [[زندگی مادی]] اگر در صدد تأمین نیازهای [[روحی]] و درونی خود بر نیاید، باز هم زندگی بر او دشوار میشود. چنان که در جای دیگری به دنبال [[هبوط آدم]] و [[حوا]]، بدان اشاره کرده و میفرماید:
| | == نبوت و رسالت == |
| {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى * وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى}}<ref>«فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد * و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت» سوره طه، آیه ۱۲۳-۱۲۴.</ref>.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۴۰.</ref> | | {{همچنین|نبوت|رسالت}} |
|
| |
|
| ==[[فرزندان آدم]]{{ع}}== | | == عصمت حضرت آدم == |
| [[خدای تعالی]] پس از [[خلقت آدم]]، حوّا را نیز آفرید تا ضمن این که [[آدم]] را از [[تنهایی]] میرهاند، وسیلهای طبیعی برای ازدیاد [[نسل]] او در [[زمین]] فراهم سازد. آن دو به [[فرمان]] [[خدای سبحان]] با هم [[ازدواج]] کرده و دارای فرزند شدند. در [[تواریخ]] و [[احادیث]]، تعداد فرزندانی که آدم از حوّا پیدا کرد مختلف نقل شده است. برخی آنها را چهل فرزند و در پارهای از [[روایات]] صد نفر و برخی بیش از صدها فرزند ذکر کردهاند که از آن جمله در پسران نامهای: [[هابیل]]، [[قابیل]]<ref>در تورات و برخی کتابهای دیگر «قاین» یا «قائین» به جای «قابیل» نقل شده است.</ref> و [[شیث]] (یا [[هبة الله]]) و در [[دختران]] نام های: عناق، اقلیما، لوزا و... ذکر شده است<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۹۸؛ ابن کثیر، قصص الانبیاء، ج۱، ص۹۲؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص۲۲۵ به بعد.</ref>.
| | {{اصلی|عصمت حضرت آدم}} |
| [[اختلاف]] دیگری که در این جا به چشم میخورد، درباره کیفیت ازدواج فرزندان آدم و چگونگی ازدیاد نسل او در زمین است.
| |
| بیشتر [[تاریخنویسان]] و [[راویان]] [[اهل سنت]] گفتهاند: حوّا در دو نوبت چهار فرزند زایید. نخست قابیل و خواهرش اقلیما و سپس هابیل و خواهرش لوزا به [[دنیا]] آمدند - یا بالعکس - و پس از آنکه به حد [[رشد]] و [[بلوغ]] رسیدند، [[خداوند سبحان]] امر فرمود (یا خود آدم به این [[فکر]] افتاد) که هر یک از دختران را به [[عقد]] [[برادر]] دیگری در آورد؛ یعنی اقلیما را به عقد هابیل درآورد و لوزا را به ازدواج قابیل. به دنبال این مطلب گفتهاند: چون دختری که سهم هابیل شده بود زیباتر از [[همسر]] قابیل بود، قابیل به این تقسیم و ازدواج [[راضی]] نشد و زبان به [[اعتراض]] گشود. سرانجام قرار شد هر کدام جداگانه قربانیای به درگاه [[خدا]] ببرند و [[قربانی]] هر کدام که قبول شد، آن دختر [[زیبا]] سهم او شود<ref>ابن کثیر، قصص الانبیاء، ج۱، ص۸۵ و ۸۶؛ کامل ابن اثیر، ج۱، ص۴۱-۴۳.</ref>.
| |
|
| |
|
| ولی [[روایات شیعه]] عموماً این مطلب را نادرست خوانده و گفتهاند: [[خداوند]] برای همسری [[هابیل]] حوریهای فرستاد و برای [[قابیل]] همسری از [[جنیان]] [[انتخاب]] کرد و [[نسل]] [[آدم]] از آن دو پدید آمد، علاوه بر این در چند [[حدیث]] [[همسر]] [[شیث]] را نیز حوریهای از حوریههای [[بهشت]] ذکر کردهاند<ref>علل الشرائع، ص۱۷ و ۱۸؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص۲۲۳ به بعد.</ref>. در برخی از [[روایات]] نیز آمده که همسر هابیل یا شیث از همان زیادی گل آدم و حوّا [[خلق]] شد، و موضوع [[اختلاف]] قابیل و هابیل را - که منجر به [[قتل]] هابیل گردید - موضوع [[وصیت]] و [[جانشینی]] آدم دانستهاند که بعداً خواهد آمد.
| | == رحلت و محل دفن == |
| و [[اجمال]] آنچه از [[ائمه]] بزرگوار ما در این باره رسیده این است که [[ازدواج]] [[برادر]] و [[خواهر]] در همه [[ادیان]] [[حرام]] بوده و آدم [[ابوالبشر]] نیز چنین کاری نکرد و همان خدایی که خود آدم و حوّا را از [[گِل]] آفرید، این [[قدرت]] را داشت که افراد دیگری را نیز برای همسری پسران آدم خلق کند یا از عالم دیگری بفرستد.
| | [[حضرت آدم]] {{ع}} در پایان [[عمر]] و قبل از [[وفات]] به فرزندش [[شیث]] (که پس از او، [[پیامبر]] میشد) [[وصیت]] فرمود. آدم {{ع}} بر اثر [[بیماری]] [[وفات]] کرد و در [[وادی السلام]] [[نجف اشرف]] مدفون شد. برخی هم گفتهاند در غاری کنار کوه ابوقبیس یا در [[مسجد]] خیف در [[منی]] به [[خاک]] سپرده شد<ref>اعلام القرآن.</ref>. |
| از جمله حدیثهای کاملی که در این باره داریم، [[حدیثی]] است که [[عیاشی]] در [[تفسیر]] خود از [[سلیمان بن خالد]] [[روایت]] کرده که گوید: «به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: قربانت گردم [[مردم]] میگویند که [[حضرت آدم]] دختر خود را به پسرش [[تزویج]] کرد؟ [[حضرت صادق]]{{ع}} فرمود: مردم چنین میگویند، اما ای سلیمان! آیا ندانستهای که [[پیغمبر]] فرمود: اگر من میدانستم آدم دختر خود را به پسرش تزویج کرده بود، من هم (دخترم) [[زینب]] را به پسرم (قاسم) میدادم و از [[آیین]] آدم [[پیروی]] میکردم».
| |
|
| |
|
| سلیمان گوید: گفتم قربانت گردم! مردم میگویند سبب این که قابیل هابیل را کشت، آن بود که به خواهرش [[رشک]] برد. [[امام]] فرمود: «ای سلیمان چگونه این حرف را میزنی. آیا [[شرم]] نداری که چنین سخنی را درباره پیغمبر [[خدا]] آدم میگویی»؟
| | آدم {{ع}} هنگام [[وفات]] به [[نقل]] از [[امام صادق]] {{ع}} ۹۳۰ سال داشت<ref>بحار الانوار، ج۱۱، ص۲۶۸.</ref>؛ برخی از [[القاب]] [[حضرت آدم]] {{ع}} عبارتند از: [[ابوالبشر]]، [[خلیفة الله]]، [[صفی]] [[الله]]، ابوالوری، ابومحمد و [[معلم]] الاسماء<ref>دائرة المعارف تشیع.</ref>.<ref>[[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۳۵-۳۹.</ref> |
| عرض کردم: پس علت قتل هابیل به دست قابیل چه بود؟ حضرت فرمود: «درباره [[وصیّت]] بود». آن گاه ادامه داده فرمود: «ای سلیمان! [[خدای تبارک و تعالی]] به [[آدم]] [[وحی]] فرمود که [[وصیّت]] و [[اسم اعظم]] را به [[هابیل]] بسپارد با این که [[قابیل]] از او بزرگتر بود. قابیل که از موضوع مطلع شد، [[غضبناک]] گشت و گفت: من سزاوارتر به [[وصیت]] بودم و از این رو آدم بر طبق [[فرمان الهی]] به آن دو دستور داد تا [[قربانی]] کنند، و چون به درگاه [[خداوند]] قربانی بردند، قربانی هابیل قبول شد، ولی از قابیل پذیرفته نگشت. همین ماجرا سبب شد که قابیل بر وی [[رشک]] برد و او را به [[قتل]] برساند».
| |
| عرض کردم: قربانت گردم! [[نسل]] [[فرزندان آدم]] از کجا پیدا شد؟ آیا به جز حوّا زنی و به جز آدم مردی بود؟ حضرت فرمود: «ای سلیمان! خدای تبارک و تعالی از حوّا قابیل را به آدم داد و پس از وی هابیل به [[دنیا]] آمد. هنگامی که قابیل به حد [[بلوغ]] و [[رشد]] رسید، زنی از جنّیان برای او فرستاد و به [[حضرت آدم]] وحی کرد تا او را به [[ازدواج]] قابیل در آورد. آدم نیز این کار را کرد و قابل هم [[راضی]] و قانع بود تا اینکه نوبت ازدواج هابیل شد و [[خدا]] برای او حوریهای فرستاد و به آدم وحی فرمود که او را به ازدواج هابیل در آورد. حضرت آدم این کار را کرد و هنگامی که قابیل برادرش هابیل را کشت، آن حوریه حامله بود و پس از گذشتن دوران حمل، پسری زایید و آدم نامش را [[هبة الله]] گذارد و به حضرت آدم وحی شد که وصیت و اسم اعظم را به او بسپارد.
| |
| حوّا نیز فرزند دیگری زایید و حضرت آدم نامش را [[شیث]] گذارد. وقتی او به حدّ رشد و بلوغ رسید، خداوند حوریه دیگری فرستاد و به آدم وحی کرد او را به همسری شیث در آورد. آدم نیز این کار را کرد و شیث از آن حوریه دختری پیدا کرد و نامش را حورة گذارد. وقتی آن دختر بزرگ شد، او را به [[ازدواج]] هبة [[اللّه]] در آورد و [[نسل]] [[آدم]] از آن دو به وجود آمد. در این وقت هبة اللّه از [[دنیا]] رفت و [[خداوند]] به آدم [[وحی]] کرد که [[وصیت]] و [[اسم اعظم]] را به [[شیث]] بسپارد و [[حضرت آدم]] نیز این کار را کرد»<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۱۲.</ref>.
| |
| ولی مطابق [[روایات]] دیگری که شاید پس از این ذکر شود، هبة اللّه [[لقب]] شیث یا معنای [[عربی]] شیث است، والله أعلم.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۴۳.</ref>
| |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته == | | == جستارهای وابسته == |
| خط ۱۵۰: |
خط ۱۲۹: |
| * [[هابیل]] (فرزند) | | * [[هابیل]] (فرزند) |
| * [[قابیل]] (فرزند) | | * [[قابیل]] (فرزند) |
| * [[دین حضرت آدم]] {{ع}} | | * [[دین حضرت آدم]] |
| | * [[قوم حضرت آدم]] |
| | * [[زیارت حضرت آدم]] |
| | * [[عصمت حضرت آدم]] |
| {{پایان مدخل وابسته}} | | {{پایان مدخل وابسته}} |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']] | | # [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|'''آدم''']]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]] |
| # [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]. | | # [[پرونده: 1100514.jpg|22px]] [[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا واسعی]]، [[آدم - واسعی (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا ج۱''']] |
| | # [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[آدم - نوریها (مقاله)|'''آدم''']]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]] |
| # [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | | # [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] |
| # [[پرونده: 1100514.jpg|22px]] [[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا واسعی]]، [[آدم - واسعی (مقاله)|مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا''']]
| |
| # [[پرونده:13681351.jpg|22px]] [[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|'''تاریخ انبیاء''']]
| |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|