←دستور مراجعت به حجاز و مقابله حُر با امام {{ع}}
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = اصحاب امام حسین | | موضوع مرتبط = اصحاب امام حسین | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۶: | ||
| خواهر = | | خواهر = | ||
| برادر = | | برادر = | ||
| خویشاوندان = [[زید بن عمرو بن قیس عتاب]] ( | | خویشاوندان = [[زید بن عمرو بن قیس عتاب]] (عموزاده) | ||
| وابستگان = | | وابستگان = | ||
| تاریخ تولد = | | تاریخ تولد = | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۳: | ||
| آخرین راوی از او = | | آخرین راوی از او = | ||
}} | }} | ||
'''حُر بن یزید ریاحی'''، از اشراف و بزرگان [[کوفه]] و از فرماندهان سپاه [[عبید الله بن زیاد]] بود؛ روز عاشورا ناگهان [[تغییر]] مسیر داد و راه [[حق]] را پیدا کرد و به کاروان [[امام حسین]] {{ع}} پیوست و در راه آن حضرت به [[شهادت]] رسید. | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[حُر بن یزید بن ناجیة بن قعنب بن عتاب الرّدف بن هرمی بن ریاحی یربوعی]]، از اشراف و بزرگان [[کوفه]] و از فرماندهان سپاه [[عبید الله بن زیاد]] بود و تا [[روز عاشورا]] هم [[فرماندهی]] بخشی از | [[حُر بن یزید بن ناجیة بن قعنب بن عتاب الرّدف بن هرمی بن ریاحی یربوعی]]، از اشراف و بزرگان [[کوفه]] و از فرماندهان سپاه [[عبید الله بن زیاد]] بود و تا [[روز عاشورا]] هم [[فرماندهی]] بخشی از نیروی نظامی در [[لشکر]] عمر سعد را داشت، اما هیچ اقدامی علیه [[امام]] {{ع}} و [[یاران]] حضرت انجام نداد. | ||
در روز عاشورا ناگهان [[تغییر]] مسیر داد و راه [[حق]] را پیدا کرد و از سپاه [[عمر سعد]] خارج شد و تمامی مقام و [[شئون]] خود را در سپاه عمر سعد کنار گذاشت و به حق، دست از [[دنیا]] و [[خواستههای نفسانی]] شست و با [[علم]] و [[آگاهی]] به اینکه کشته خواهد شد و در خاک و [[خون]] خواهد غلطید به کاروان [[امام حسین]] {{ع}} وارد شد و پس از [[توبه]] و [[ندامت]] از [[کردار]] گذشتهاش با کسب اجازه از محضر امام {{ع}} به میدان رفت و با [[کوفیان]] [[سخن]] گفت و آنان را [[ارشاد]] و [[راهنمایی]] کرد و آنان را از [[رفتار]] ناهنجار و بی رحمانه شان علیه سبط [[رسول خدا]] {{صل}} برحذر داشت و [[حسین بن علی]] {{ع}} و همراهانش را به خوبی معرفی نمود، اما سخنانش چون مؤثر نیفتاد با آن [[قوم]] سنگ [[دل]] و [[فریب]] خورده، جنگید و سرانجام به [[شهادت]] رسید و به [[سعادت ابدی]] نایل آمد<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۳۸۷-۳۸۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۶؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص۵۴۲.</ref>. | در روز عاشورا ناگهان [[تغییر]] مسیر داد و راه [[حق]] را پیدا کرد و از سپاه [[عمر سعد]] خارج شد و تمامی مقام و [[شئون]] خود را در سپاه عمر سعد کنار گذاشت و به حق، دست از [[دنیا]] و [[خواستههای نفسانی]] شست و با [[علم]] و [[آگاهی]] به اینکه کشته خواهد شد و در خاک و [[خون]] خواهد غلطید به کاروان [[امام حسین]] {{ع}} وارد شد و پس از [[توبه]] و [[ندامت]] از [[کردار]] گذشتهاش با کسب اجازه از محضر امام {{ع}} به میدان رفت و با [[کوفیان]] [[سخن]] گفت و آنان را [[ارشاد]] و [[راهنمایی]] کرد و آنان را از [[رفتار]] ناهنجار و بی رحمانه شان علیه سبط [[رسول خدا]] {{صل}} برحذر داشت و [[حسین بن علی]] {{ع}} و همراهانش را به خوبی معرفی نمود، اما سخنانش چون مؤثر نیفتاد با آن [[قوم]] سنگ [[دل]] و [[فریب]] خورده، جنگید و سرانجام به [[شهادت]] رسید و به [[سعادت ابدی]] نایل آمد<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۳۸۷-۳۸۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۶؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص۵۴۲.</ref>. | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۴: | ||
== [[دستور]] مراجعت به [[حجاز]] و مقابله حُر با [[امام]] {{ع}} == | == [[دستور]] مراجعت به [[حجاز]] و مقابله حُر با [[امام]] {{ع}} == | ||
پس از مذاکراتی که بین امام {{ع}} و [[حر بن یزید]]، انجام شد و [[اذعان]] حر به اینکه من مأمورم تا شما را در [[کوفه]] تحویل عبیدالله بدهم؛ حضرت سخت ناراحت شد و به او فرمود: «ای حر، [[مرگ]] به تو نزدیکتر از این [[آرزو]] است؛ سپس امام {{ع}} به [[یاران]] خود [[فرمان]] داد: برخیزید و بر مرکبها سوار شوید، همه سوار شدند. امام {{ع}} کمی [[انتظار]] کشید تا [[زنان]] و | پس از مذاکراتی که بین امام {{ع}} و [[حر بن یزید]]، انجام شد و [[اذعان]] حر به اینکه من مأمورم تا شما را در [[کوفه]] تحویل عبیدالله بدهم؛ حضرت سخت ناراحت شد و به او فرمود: «ای حر، [[مرگ]] به تو نزدیکتر از این [[آرزو]] است؛ سپس امام {{ع}} به [[یاران]] خود [[فرمان]] داد: برخیزید و بر مرکبها سوار شوید، همه سوار شدند. امام {{ع}} کمی [[انتظار]] کشید تا [[زنان]] و کودکان را سوار کردند بعد فرمود: به سوی حجاز مراجعت نمایید»<ref>{{متن حدیث|اَلْمَوْتُ أَدْنَى إِلَيْكَ مِنْ ذَلِكَ!. ثُمَّ قَالَ لِأَصْحَابِهِ: قُومُوا فَارْكَبُوا. فَرَكِبُوا، وَ اِنْتَظَرُوا حَتَّى رَكِبَتْ نِسَاؤُهُمْ، فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ: إِنْصَرِفُوا}}؛ارشاد مفید، ج۲، ص۸۰؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۲؛ کامل ابن اثیر، ج۶، ص۵۵۲؛ مقتل مقرم، ص۱۸۴؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۷۷ و نفس المهموم، ص۱۸۴.</ref>. | ||
همین که اصحاب امام {{ع}} آماده برگشتن شدند، حر بن یزید از [[قدرت]] نظامی استفاده کرد و بزرگترین [[خطا]] را مرتکب شد؛ زیرا به نظامیان خود دستور داد که از برگشت کاروان [[حسین]] {{ع}} جلوگیری کنند و نگذارند کاروان او به [[مکه]] بازگردند! حُر بن یزید ریاحی خودش در [[روز عاشورا]] به این خطای بزرگ اعتراف کرد و گفت: من همان کسم که نگذاشتم به حجاز بازگردید». امام {{ع}} از این جلوگیری جاهلانه سخت ناراحت شد و با لحنی تند به او فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند چه میخواهی؟»<ref>{{متن حدیث|ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ! مَا تُرِيدُ؟}}</ref> | همین که اصحاب امام {{ع}} آماده برگشتن شدند، حر بن یزید از [[قدرت]] نظامی استفاده کرد و بزرگترین [[خطا]] را مرتکب شد؛ زیرا به نظامیان خود دستور داد که از برگشت کاروان [[حسین]] {{ع}} جلوگیری کنند و نگذارند کاروان او به [[مکه]] بازگردند! حُر بن یزید ریاحی خودش در [[روز عاشورا]] به این خطای بزرگ اعتراف کرد و گفت: من همان کسم که نگذاشتم به حجاز بازگردید». امام {{ع}} از این جلوگیری جاهلانه سخت ناراحت شد و با لحنی تند به او فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند چه میخواهی؟»<ref>{{متن حدیث|ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ! مَا تُرِيدُ؟}}</ref> | ||
| خط ۹۹: | خط ۱۰۰: | ||
[[حر بن یزید ریاحی]] این [[مرد]] [[دلاور]]، برای رفتن به میدان [[نبرد]] محضر امام {{ع}} آمد و عرض کرد: ای پسر [[پیامبر خدا]]! من اولین کسی بودم که بر شما خروج کردم، حال به من [[اذن]] دهید تا اولین کسی باشم که در رکاب شما بجنگم و [[شهید]] شوم و نخستین کسی باشم<ref>در کتاب الملهوف، ص۱۶۰ آمده: مراد حر از اولین شهید، در آن ساعتی بوده که او به امام {{ع}} مراجعه کرده و توبه کرده و در زمره یاران امام {{ع}} درآمده، و گرنه پیش از او جماعتی به شهادت رسیده بودند.</ref> که با جدت [[حضرت محمد]] {{صل}} فردای [[قیامت]] [[مصافحه]] کنم<ref>{{عربی|یابن رَسُولُ الله! كُنْتُ أَوَّلَ خَارِجٍ عَلَيْكَ فَأْذَنْ لِي أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ قَتِيلٍ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ لَعَلِّي أَكُونُ مِمَّنْ يُصَافِحُ جَدَّكَ مُحَمَّداً {{صل}} غَداً فِي الْقِيَامَةِ}}؛ الملهوف، ص۱۶۰ و بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۳.</ref>. | [[حر بن یزید ریاحی]] این [[مرد]] [[دلاور]]، برای رفتن به میدان [[نبرد]] محضر امام {{ع}} آمد و عرض کرد: ای پسر [[پیامبر خدا]]! من اولین کسی بودم که بر شما خروج کردم، حال به من [[اذن]] دهید تا اولین کسی باشم که در رکاب شما بجنگم و [[شهید]] شوم و نخستین کسی باشم<ref>در کتاب الملهوف، ص۱۶۰ آمده: مراد حر از اولین شهید، در آن ساعتی بوده که او به امام {{ع}} مراجعه کرده و توبه کرده و در زمره یاران امام {{ع}} درآمده، و گرنه پیش از او جماعتی به شهادت رسیده بودند.</ref> که با جدت [[حضرت محمد]] {{صل}} فردای [[قیامت]] [[مصافحه]] کنم<ref>{{عربی|یابن رَسُولُ الله! كُنْتُ أَوَّلَ خَارِجٍ عَلَيْكَ فَأْذَنْ لِي أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ قَتِيلٍ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ لَعَلِّي أَكُونُ مِمَّنْ يُصَافِحُ جَدَّكَ مُحَمَّداً {{صل}} غَداً فِي الْقِيَامَةِ}}؛ الملهوف، ص۱۶۰ و بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۳.</ref>. | ||
طبق نقل [[طبری]]: حُر ریاحی همراه با [[زهیر]] به میدان [[نبرد]] رفت. هر دو [[جنگی]] مردانه کردند. هرگاه یکی از آن دو، در [[دل]] [[دشمن]] میرفت و گرفتار میشد، دیگری حمله میکرد و او را [[نجات]] میداد. آن [[قدر]] جنگید تا عاقبت عدهای به حُر حمله کردند و او را به [[شهادت]] رساندند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۱۲- | طبق نقل [[طبری]]: حُر ریاحی همراه با [[زهیر]] به میدان [[نبرد]] رفت. هر دو [[جنگی]] مردانه کردند. هرگاه یکی از آن دو، در [[دل]] [[دشمن]] میرفت و گرفتار میشد، دیگری حمله میکرد و او را [[نجات]] میداد. آن [[قدر]] جنگید تا عاقبت عدهای به حُر حمله کردند و او را به [[شهادت]] رساندند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۱۲-۴۱۵؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص۵۴۲.</ref> | ||
== [[امام حسین]] {{ع}} بر بالین حُر ریاحی == | == [[امام حسین]] {{ع}} بر بالین حُر ریاحی == | ||
همین که حر ریاحی روی زمین افتاد، امام حسین {{ع}} با [[عجله]] بر بالین او آمد<ref>امالی صدوق، مجلس ۳۰ و ابصار العین، ۱۹۶.</ref> و به قولی، [[اصحاب]] [[امام حسین]] {{ع}} جنازه نیمه جانش را نزد [[امام]] {{ع}} کنار سایر کشتهها بردند<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۴ و به نقل علامه قندوزی در ینابیع الموده، ج۲، ص۱۷۰، سر حر ریاحی را دشمن برید و به نزد امام حسین {{ع}} پرتاب کرد. این قول بعید به نظر میرسد و اولا مورخان معتبر نگفتهاند و ثانیا، با داستانی که بعدا میآوریم که شاه اسماعیل قبر را شکافت و دستمال امام {{ع}} بر سر و پیشانی حر بسته شده بود، موافقت ندارد.</ref>، حضرت بر چهره [[خون]] آلود او دست کشید و خون از صورت حر زدود و میفرمود: «تو آزادهای همانگونه که مادرت نامت را حُر گذاشته، تو حری در دینا و [[آخرت]]!»<ref>{{متن حدیث|أَنْتَ الْحُرُّ كَمَا سَمَّتْكَ أُمُّكَ حُرّاً فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}؛ اللهوف، ص۱۶۰؛ امالی صدوق، مجلس ۳۰؛ ابصار العین، ص۱۸۳؛ بحارالانوار، ج۴۵،ص۱۴؛ مقتل مقرم، ص۲۴۵؛ به نقل ینابیع الموده، ج۲، ص۱۷۰، فرمود:{{متن حدیث|والله ما اخطات امک اذ سمتک حرا فانت و الله حر فی الدنیا و سعید فی الاخره}}.</ref>. از داستانی که از نبش قبر حُر بر میآید، [[امام]] {{ع}} دستمالی بر پیشانی او بست تا از [[خون]] پیشانی او جلوگیری نماید | همین که حر ریاحی روی زمین افتاد، امام حسین {{ع}} با [[عجله]] بر بالین او آمد<ref>امالی صدوق، مجلس ۳۰ و ابصار العین، ۱۹۶.</ref> و به قولی، [[اصحاب]] [[امام حسین]] {{ع}} جنازه نیمه جانش را نزد [[امام]] {{ع}} کنار سایر کشتهها بردند<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۴ و به نقل علامه قندوزی در ینابیع الموده، ج۲، ص۱۷۰، سر حر ریاحی را دشمن برید و به نزد امام حسین {{ع}} پرتاب کرد. این قول بعید به نظر میرسد و اولا مورخان معتبر نگفتهاند و ثانیا، با داستانی که بعدا میآوریم که شاه اسماعیل قبر را شکافت و دستمال امام {{ع}} بر سر و پیشانی حر بسته شده بود، موافقت ندارد.</ref>، حضرت بر چهره [[خون]] آلود او دست کشید و خون از صورت حر زدود و میفرمود: «تو آزادهای همانگونه که مادرت نامت را حُر گذاشته، تو حری در دینا و [[آخرت]]!»<ref>{{متن حدیث|أَنْتَ الْحُرُّ كَمَا سَمَّتْكَ أُمُّكَ حُرّاً فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}؛ اللهوف، ص۱۶۰؛ امالی صدوق، مجلس ۳۰؛ ابصار العین، ص۱۸۳؛ بحارالانوار، ج۴۵،ص۱۴؛ مقتل مقرم، ص۲۴۵؛ به نقل ینابیع الموده، ج۲، ص۱۷۰، فرمود:{{متن حدیث|والله ما اخطات امک اذ سمتک حرا فانت و الله حر فی الدنیا و سعید فی الاخره}}.</ref>. از داستانی که از نبش قبر حُر بر میآید، [[امام]] {{ع}} دستمالی بر پیشانی او بست تا از [[خون]] پیشانی او جلوگیری نماید<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۱۵-۴۱۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۶.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||