پرش به محتوا

عصمت حضرت عیسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۴۵۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۰ اوت ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


'''عصمت حضرت عیسی {{ع}}''' به معنای مصونیت ایشان از هر [[گناه]] و [[خطا]] و اشتباهی است. به طور کلی عصمت حضرت عیسی{{ع}} با استناد به براهین عقلی و [[ادله]] [[نقلی]] که در اثبات عصمت سایر انبیا از آنها بهره گرفته می‌شود قابل اثبات است. به عنوان نمونه [[برهان حفظ شریعت]]، [[برهان لطف]]، [[برهان تسلسل]]، [[برهان]] [[وجوب]] [[اطاعت از پیامبر]]، برخی از براهین عقلی عصمت آن حضرت هستند. همچنین است استناد به آیات و روایاتی که در آنها خصوصیاتی همچون اصطفای [[الهی]]، [[وجوب اطاعت]] تام و عدم [[تسلط]] [[شیطان]] بر برخی [[انسان‌های برگزیده]] و نیز [[الگو]] بودن [[انبیا]] بیان شده که به مصونیت همه انبیا از ارتکاب کبائر، [[خطا]]، [[نسیان]] و [[اشتباه]] که همان [[حقیقت عصمت]] است، اشاره دارند.
'''عصمت حضرت عیسی {{ع}}''' به معنای مصونیت ایشان از هر [[گناه]] و [[خطا]] و اشتباهی است. به طور کلی عصمت حضرت عیسی{{ع}} با استناد به براهین عقلی و [[ادله]] [[نقلی]] که در اثبات عصمت سایر انبیا از آنها بهره گرفته می‌شود قابل اثبات است. به عنوان نمونه [[برهان حفظ شریعت]]، [[برهان لطف]]، [[برهان تسلسل]]، [[برهان]] [[وجوب]] [[اطاعت از پیامبر]]، برخی از براهین عقلی عصمت آن حضرت هستند. همچنین است استناد به آیات و روایاتی که در آنها خصوصیاتی همچون اصطفای [[الهی]]، [[وجوب اطاعت]] تام و عدم [[تسلط]] [[شیطان]] بر برخی [[انسان‌های برگزیده]] و نیز [[الگو]] بودن [[انبیا]] بیان شده که به مصونیت همه انبیا از ارتکاب کبائر، [[خطا]]، نسیان و [[اشتباه]] که همان [[حقیقت عصمت]] است، اشاره دارند.


== معناشناسی [[عصمت]] ==
== معناشناسی [[عصمت]] ==
خط ۲۲: خط ۲۲:
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
{{اصلی|اثبات عصمت پیامبران در کلام اسلامی}}
{{اصلی|اثبات عصمت پیامبران در کلام اسلامی}}
از آنجا که [[حضرت عیسی]]{{ع}} یکی از [[انبیای الهی]] است؛ لذا می‌توان جهت [[اثبات عصمت]] آن حضرت به همان براهین عقلی که [[متکلمان]] در [[اثبات عصمت انبیا]] به آنها استناد کرده‌اند، استناد نمود که بارزترین آنها عبارت‌اند از: [[برهان امتناع تسلسل]]<ref>علی شیروانی، ترجمه و شرح کشف المراد، ج۲، ص۶۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[امیر دیوانی]]؛ [[محمد سعیدی مهر]]؛ [[علی رضا امینی]] و [[محسن جوادی]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی ج۲]]، ص۱۴۴ - ۱۴۵.</ref>، برهان لزوم هدایت بشر، برهان نقض غرض<ref>کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۴۷۱.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]]، ص ۶۳.</ref>، [[برهان]] وجوب اطاعت از معصوم<ref>علی شیروانی، ترجمه و شرح کشف المراد، ص۲، ص۶۷-۶۸.</ref>، [[برهان حفظ شریعت]]<ref>علی شیروانی، ترجمه و شرح کشف المراد، ج۲، ص۶۶.</ref>.<ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۸۰-۸۲.</ref> برهان لزوم اطمینان <ref>علی شیروانی، ترجمه و شرح کشف المراد، ج۲، ص۶۷-۶۸.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۱۹۲-۲۰۳؛ [[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۸۰-۸۲.</ref>، [[برهان لطف]]<ref>سرمایه ایمان در اصول اعتقادات، ص۱۱۵.</ref> و غیره.
از آنجا که [[حضرت عیسی]]{{ع}} یکی از [[انبیای الهی]] است؛ لذا می‌توان جهت [[اثبات عصمت]] آن حضرت به همان براهین عقلی که [[متکلمان]] در [[اثبات عصمت انبیا]] به آنها استناد کرده‌اند، استناد نمود که بارزترین آنها عبارت‌اند از: [[برهان امتناع تسلسل]]<ref>علی شیروانی، ترجمه و شرح کشف المراد، ج۲، ص۶۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[امیر دیوانی]]؛ [[محمد سعیدی مهر]]؛ [[علی رضا امینی]] و [[محسن جوادی]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی ج۲]]، ص۱۴۴ - ۱۴۵.</ref>، برهان لزوم هدایت بشر، برهان نقض غرض<ref>کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۴۷۱.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]]، ص ۶۳.</ref>، [[برهان]] وجوب اطاعت از معصوم<ref>علی شیروانی، ترجمه و شرح کشف المراد، ص۲، ص۶۷-۶۸.</ref>، [[برهان حفظ شریعت]]<ref>علی شیروانی، ترجمه و شرح کشف المراد، ج۲، ص۶۶.</ref>.<ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۸۰-۸۲.</ref> برهان لزوم اطمینان<ref>علی شیروانی، ترجمه و شرح کشف المراد، ج۲، ص۶۷-۶۸.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۱۹۲-۲۰۳؛ [[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۸۰-۸۲.</ref>، [[برهان لطف]]<ref>سرمایه ایمان در اصول اعتقادات، ص۱۱۵.</ref> و غیره.


=== ادله نقلی ===
=== ادله نقلی ===
خط ۲۸: خط ۲۸:
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[دلایل قرآنی اثبات عصمت انبیاء چیست؟ (پرسش)| دلایل قرآنی اثبات عصمت انبیاء چیست؟]]'''{{پایان}}
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[دلایل قرآنی اثبات عصمت انبیاء چیست؟ (پرسش)| دلایل قرآنی اثبات عصمت انبیاء چیست؟]]'''{{پایان}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
در برخی از [[آیات قرآن کریم]] خصوصیاتی همچون اصطفای [[الهی]]، [[وجوب اطاعت]] تام و عدم [[تسلط]] [[شیطان]] بر برخی [[انسان‌های برگزیده]] و نیز [[الگو]] بودن [[انبیا]] بیان شده که به مصونیت همه انبیا از ارتکاب کبائر، [[خطا]]، [[نسیان]] و [[اشتباه]] که همان [[حقیقت عصمت]] است، اشاره دارند. کلیت این [[آیات]] شامل [[حضرت عیسی]]{{ع}} نیز شده و بر اساس آنها، [[عصمت]] آن حضرت نیز ثابت می‌گردد.
در برخی از [[آیات قرآن کریم]] خصوصیاتی همچون اصطفای [[الهی]]، [[وجوب اطاعت]] تام و عدم [[تسلط]] [[شیطان]] بر برخی [[انسان‌های برگزیده]] و نیز [[الگو]] بودن [[انبیا]] بیان شده که به مصونیت همه انبیا از ارتکاب کبائر، [[خطا]]، نسیان و [[اشتباه]] که همان [[حقیقت عصمت]] است، اشاره دارند. کلیت این [[آیات]] شامل [[حضرت عیسی]]{{ع}} نیز شده و بر اساس آنها، [[عصمت]] آن حضرت نیز ثابت می‌گردد.


===== عدم تسلط شیطان بر [[پیامبران]] =====
===== عدم تسلط شیطان بر [[پیامبران]] =====
خط ۳۷: خط ۳۷:


===== امر به [[اطاعت]] تام و مطلق از [[پیامبران]] =====
===== امر به [[اطاعت]] تام و مطلق از [[پیامبران]] =====
[[خداوند متعال]] در دسته دیگری از [[آیات]] به [[وجوب اطاعت]] مطلق از [[رسولان]] خود و نیز [[تأسی]] به آنان امر کرده است<ref>سوره نساء، آیات ۵۹ و ۶۴.</ref>. روشن است که بر اساس قواعد [[کلامی]] صدور چنین امری از سوی [[خدای متعال]]، مستلزم عصمت آن شخص است؛ چراکه در غیر این صورت گرفتار تناقض خواهیم شد و تناقض از مولای [[حکیم]] صادر نمی‌شود. عصمت در اینجا به معنای مصونیت از اقسام [[معاصی]]، [[نسیان]]، [[خطا]] و [[اشتباه]] است؛ چراکه اگر مصونیت را منحصر در عدم [[ارتکاب معاصی]] دانسته و به جواز صدور نسیان، خطا و اشتباه از [[انبیا]] {{عم}}، [[معتقد]] شویم، غرض از ارسال [[نبی]] یا [[رسول]] نقض شده و [[اطمینان]] به گفتار و [[کردار]] [[انبیا]] و [[رسل]] {{عم}} در نظر مکلفین به [[اطاعت]] به صورت کامل محقق نخواهد شد<ref>[[محمد هادی فرقانی]] و [[محمد عباس‌زاده جهرمی]]، [[خوانش انتقادی انگاره عالمان غیرشیعی از عصمت انبیا با تطبیق بر نصوص قرآن کریم (مقاله)|خوانش انتقادی انگاره عالمان غیرشیعی از عصمت انبیا با تطبیق بر نصوص قرآن کریم]]، [[شبهه‌پژوهی مطالعات قرآنی (نشریه)|دوفصلنامه شبهه‌پژوهی مطالعات قرآنی]].</ref>.
[[خداوند متعال]] در دسته دیگری از [[آیات]] به [[وجوب اطاعت]] مطلق از [[رسولان]] خود و نیز [[تأسی]] به آنان امر کرده است<ref>سوره نساء، آیات ۵۹ و ۶۴.</ref>. روشن است که بر اساس قواعد [[کلامی]] صدور چنین امری از سوی [[خدای متعال]]، مستلزم عصمت آن شخص است؛ چراکه در غیر این صورت گرفتار تناقض خواهیم شد و تناقض از مولای [[حکیم]] صادر نمی‌شود. عصمت در اینجا به معنای مصونیت از اقسام [[معاصی]]، نسیان، [[خطا]] و [[اشتباه]] است؛ چراکه اگر مصونیت را منحصر در عدم [[ارتکاب معاصی]] دانسته و به جواز صدور نسیان، خطا و اشتباه از [[انبیا]] {{عم}}، [[معتقد]] شویم، غرض از ارسال [[نبی]] یا [[رسول]] نقض شده و [[اطمینان]] به گفتار و [[کردار]] [[انبیا]] و [[رسل]] {{عم}} در نظر مکلفین به [[اطاعت]] به صورت کامل محقق نخواهد شد<ref>[[محمد هادی فرقانی]] و [[محمد عباس‌زاده جهرمی]]، [[خوانش انتقادی انگاره عالمان غیرشیعی از عصمت انبیا با تطبیق بر نصوص قرآن کریم (مقاله)|خوانش انتقادی انگاره عالمان غیرشیعی از عصمت انبیا با تطبیق بر نصوص قرآن کریم]]، [[شبهه‌پژوهی مطالعات قرآنی (نشریه)|دوفصلنامه شبهه‌پژوهی مطالعات قرآنی]].</ref>.


===== معرفی [[پیامبران]] به عنوان الگوی [[حسنه]] =====
===== معرفی [[پیامبران]] به عنوان الگوی [[حسنه]] =====
خط ۶۱: خط ۶۱:
برخی بر اساس مبانی نقلی، شبهه‌ای را در مورد [[عصمت]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} ذکر نموده‌اند که: [[خداوند]] در [[قیامت]] به حضرت عیسی{{ع}} می‌گوید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>. این گروه معتقدند لحن و خطاب آیه نسبت به عیسی {{ع}}، نوعی عتاب و توبیخ است و این توبیخ نشان می‌دهد که حضرت عیسی دچار این [[اشتباه]] و [[خطا]] شده است چرا که از ظاهر [[آیه]] می‌توان چنین برداشت کرد که [[حضرت عیسی]] {{ع}} مدعی الوهیت بوده یا اگر این ادعا را نیز بر زبان جاری نساخته است، ولی ظاهر حالش نشان از این ادعا دارد و اگر این چنین نبود<ref>ر.ک: سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ص۱۴۵.</ref>، استفهام [[خداوند]] از وی امری [[بیهوده]] بود و بسیار روشن است که ادعای الوهیت، از بزرگ‌ترین لغزش‌های [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] است<ref>[[مهدی سازندگی|سازندگی، مهدی]]، [[عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن (کتاب)|عصمت پیامبران اولوالعزم]]، ص ۳۳۱؛ [[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۳۸۰-۳۸۶.</ref>.
برخی بر اساس مبانی نقلی، شبهه‌ای را در مورد [[عصمت]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} ذکر نموده‌اند که: [[خداوند]] در [[قیامت]] به حضرت عیسی{{ع}} می‌گوید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>. این گروه معتقدند لحن و خطاب آیه نسبت به عیسی {{ع}}، نوعی عتاب و توبیخ است و این توبیخ نشان می‌دهد که حضرت عیسی دچار این [[اشتباه]] و [[خطا]] شده است چرا که از ظاهر [[آیه]] می‌توان چنین برداشت کرد که [[حضرت عیسی]] {{ع}} مدعی الوهیت بوده یا اگر این ادعا را نیز بر زبان جاری نساخته است، ولی ظاهر حالش نشان از این ادعا دارد و اگر این چنین نبود<ref>ر.ک: سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ص۱۴۵.</ref>، استفهام [[خداوند]] از وی امری [[بیهوده]] بود و بسیار روشن است که ادعای الوهیت، از بزرگ‌ترین لغزش‌های [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] است<ref>[[مهدی سازندگی|سازندگی، مهدی]]، [[عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن (کتاب)|عصمت پیامبران اولوالعزم]]، ص ۳۳۱؛ [[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۳۸۰-۳۸۶.</ref>.


'''پاسخ نخست: نکوهش [[خدا]] بر پرستشگران حضرت عیسی و [[مریم]] {{عم}}''': گفت‌و‌گوی خداوند با حضرت عیسی {{ع}} که لحنی عتاب‌آمیز دارد، هیچ‌گونه لغزشی را در مورد آن حضرت [[اثبات]] نمی‌کند، بلکه در [[حقیقت]] خداوند، [[رفتار]] و ایده آن دسته از [[مسیحیان]] که [[پرستش]] آن حضرت و [[حضرت مریم]] را مرام خود ساخته‌اند، نکوهش فرموده است. نتیجه این گفت‌وگو آن است که حضرت عیسی {{ع}} به طور شفاف خود را تبرئه و پیوند با آنان را از خود سلب می‌کند و راه هرگونه اتهامی را می‌بندد<ref>ر.ک: ملافتح الله کاشانی، منهج الصادقین، تصحیح ابوالحسن مرتضوی و علی اکبر غفاری، ج۳، ص۳۴۰؛ محمد بن شیخعلی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۱، ص۷۲۷؛ محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، کنز الدقائق، تحقیق حسین درگاهی، ج۳، ص۲۰۹؛ محمد حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۵، ص۲۰۳؛ علی اکبر قرشی، احسن الحدیث، ج۳، ص۱۶۷؛ عبدالحسین طیب، اطیب البیان، ج۴، ص۵۰۳؛ محمد سبزواری نجفی، الجدید، ج۲، ص۵۴۲؛ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۳، ص۱۱۴ و ج۷، ص۱۲۰؛ سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی، فی ظلال القرآن، ج۲، ص۹۹۷؛ اسماعیل حقی بروسوی، روح البیان، ج۲، ص۴۶۵؛ حسین بن احمد شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۴، ص۵۰۳؛ محمدجمال قاسمی، محاسن التأویل، ج۶، ص۴۲۵؛ محمد حسینی شیرازی، تقریب القرآن، ج۷، ص۴۷؛ محمدحسین فضل الله، من وحی القرآن، ج۸، ص۴۰۴؛ محمدجواد مغنیه، التفسیر المبین، ج۱، ص۱۶۱؛ محمد بن مرتضی کاشانی، تفسیر المعین، تحقیق حسین درگاهی، ج۱، ص۳۲۲.</ref>. از منظر ادبی نیز، اگر همزه استفهام انکاری بر جمله اثباتی وارد شود، افاده نفی می‌کند. {{عربی|انت قلت}} چنین معنا می‌شود: مگر نه آن است که تو نگفته‌ای؟ اما اگر بر جمله منفی وارد شود، افاده [[اثبات]] می‌کند؛ زیرا [[نفی]] نفی، همان اثبات است، مانند: {{متن قرآن|...أَوَلَمْ تُؤْمِنْ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref> و همچنین {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>. از این رو {{متن قرآن|وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ}}<ref>«و بار گرانت را از (دوش) تو برنداشتیم؟» سوره انشراح، آیه ۲.</ref> را بر {{متن قرآن|أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}}<ref>«آیا به دلت گشایش ندادیم؟» سوره انشراح، آیه ۱.</ref> عطف می‌کنند و...<ref>ر.ک: عبدالله بن هشام، مغنی اللبیب، ص۱۷.</ref>. پس استفهام در این [[آیه]] استفهام انکاری و بیان محکومیت [[امت]] آنان است؛ یعنی تو که به آنان چنین نگفتی، پس چگونه و به چه دلیل تو و مادرت را [[اله]] خود گرفتند<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تسنیم، تحقیق احمد قدسی، ج۲۴، ص۲۷۵.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۳۸۰-۳۸۶.</ref>
'''پاسخ نخست: نکوهش [[خدا]] بر پرستشگران حضرت عیسی و [[مریم]] {{عم}}''': گفت‌و‌گوی خداوند با حضرت عیسی {{ع}} که لحنی عتاب‌آمیز دارد، هیچ‌گونه لغزشی را در مورد آن حضرت [[اثبات]] نمی‌کند، بلکه در [[حقیقت]] خداوند، [[رفتار]] و ایده آن دسته از [[مسیحیان]] که [[پرستش]] آن حضرت و [[حضرت مریم]] را مرام خود ساخته‌اند، نکوهش فرموده است. نتیجه این گفت‌وگو آن است که حضرت عیسی {{ع}} به طور شفاف خود را تبرئه و پیوند با آنان را از خود سلب می‌کند و راه هرگونه اتهامی را می‌بندد<ref>ر.ک: ملافتح الله کاشانی، منهج الصادقین، تصحیح ابوالحسن مرتضوی و علی اکبر غفاری، ج۳، ص۳۴۰؛ محمد بن شیخعلی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۱، ص۷۲۷؛ محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، کنز الدقائق، تحقیق حسین درگاهی، ج۳، ص۲۰۹؛ محمد حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۵، ص۲۰۳؛ علی اکبر قرشی، احسن الحدیث، ج۳، ص۱۶۷؛ عبدالحسین طیب، اطیب البیان، ج۴، ص۵۰۳؛ محمد سبزواری نجفی، الجدید، ج۲، ص۵۴۲؛ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۳، ص۱۱۴ و ج۷، ص۱۲۰؛ سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی، فی ظلال القرآن، ج۲، ص۹۹۷؛ اسماعیل حقی بروسوی، روح البیان، ج۲، ص۴۶۵؛ حسین بن احمد شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۴، ص۵۰۳؛ محمدجمال قاسمی، محاسن التأویل، ج۶، ص۴۲۵؛ محمد حسینی شیرازی، تقریب القرآن، ج۷، ص۴۷؛ محمدحسین فضل الله، من وحی القرآن، ج۸، ص۴۰۴؛ محمدجواد مغنیه، التفسیر المبین، ج۱، ص۱۶۱؛ محمد بن مرتضی کاشانی، تفسیر المعین، تحقیق حسین درگاهی، ج۱، ص۳۲۲.</ref>. از منظر ادبی نیز، اگر همزه استفهام انکاری بر جمله اثباتی وارد شود، افاده نفی می‌کند. {{عربی|"انت قلت"}} چنین معنا می‌شود: مگر نه آن است که تو نگفته‌ای؟ اما اگر بر جمله منفی وارد شود، افاده [[اثبات]] می‌کند؛ زیرا [[نفی]] نفی، همان اثبات است، مانند: {{متن قرآن|...أَوَلَمْ تُؤْمِنْ...}}<ref>«...آیا ایمان نداری؟ ...» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref> و همچنین {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ...}}<ref>«آیا من پروردگارتان نیستم؟ ...» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>. از این رو {{متن قرآن|وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ}}<ref>«و بار گرانت را از (دوش) تو برنداشتیم؟» سوره انشراح، آیه ۲.</ref> را بر {{متن قرآن|أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}}<ref>«آیا به دلت گشایش ندادیم؟» سوره انشراح، آیه ۱.</ref> عطف می‌کنند و...<ref>ر.ک: عبدالله بن هشام، مغنی اللبیب، ص۱۷.</ref>. پس استفهام در این [[آیه]] استفهام انکاری و بیان محکومیت [[امت]] آنان است؛ یعنی تو که به آنان چنین نگفتی، پس چگونه و به چه دلیل تو و مادرت را [[اله]] خود گرفتند<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تسنیم، تحقیق احمد قدسی، ج۲۴، ص۲۷۵.</ref>.<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۳۸۰-۳۸۶.</ref>


'''پاسخ دوم: آیه مربوط به گفتگو با عیسی {{ع}} در قیامت است:''' این [[آیه]] نیز درباره گفت وگوی خداوند با [[حضرت مسیح]]{{ع}} در [[روز رستاخیز]] بحث می‌کند، به دلیل اینکه در چند آیه بعد می‌‌خوانیم: {{متن قرآن|هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ}}<ref>«خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref> و مسلماً منظور از آن [[روز قیامت]] است. به علاوه جمله {{متن قرآن|فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«به آنان چیزی نگفتم جز آنچه مرا بدان فرمان دادی که: «خداوند- پروردگار من و پروردگار خود- را بپرستید» و تا در میان ایشان به‌سر می‌بردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی» سوره مائده، آیه ۱۱۷.</ref>، دلیل دیگری بر این است که این گفت وگو پس از دوران [[نبوت]] [[مسیح]]{{ع}} واقع شده است و شروع [[آیه]] با جمله «قال» که برای [[زمان]] ماضی است مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ زیرا در [[قرآن]] بسیار دیده می‌شود که مسائل مربوط به [[قیامت]] به صورت زمان ماضی ذکر شده و این اشاره به [[قطعی]] بودن قیامت است؛ یعنی وقوع آن در [[آینده]] چنان مسلم است که گویی در گذشته واقع شده، و با صیغه فعل ماضی از آن یاد می‌شود. منظور از استفهام، [[اقرار]] گرفتن از او در برابر امتش و بیان محکومیت آنهاست<ref>[[مهدی سازندگی|سازندگی، مهدی]]، [[عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن (کتاب)|عصمت پیامبران اولوالعزم]]، ص ۳۳۱.</ref>.
'''پاسخ دوم: آیه مربوط به گفتگو با عیسی {{ع}} در قیامت است:''' این [[آیه]] نیز درباره گفت وگوی خداوند با [[حضرت مسیح]]{{ع}} در [[روز رستاخیز]] بحث می‌کند، به دلیل اینکه در چند آیه بعد می‌‌خوانیم: {{متن قرآن|هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ}}<ref>«این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref> و مسلماً منظور از آن [[روز قیامت]] است. به علاوه جمله {{متن قرآن|فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی» سوره مائده، آیه ۱۱۷.</ref>، دلیل دیگری بر این است که این گفت وگو پس از دوران [[نبوت]] [[مسیح]]{{ع}} واقع شده است و شروع [[آیه]] با جمله «قال» که برای [[زمان]] ماضی است مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ زیرا در [[قرآن]] بسیار دیده می‌شود که مسائل مربوط به [[قیامت]] به صورت زمان ماضی ذکر شده و این اشاره به [[قطعی]] بودن قیامت است؛ یعنی وقوع آن در [[آینده]] چنان مسلم است که گویی در گذشته واقع شده، و با صیغه فعل ماضی از آن یاد می‌شود. منظور از استفهام، [[اقرار]] گرفتن از او در برابر امتش و بیان محکومیت آنهاست<ref>[[مهدی سازندگی|سازندگی، مهدی]]، [[عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن (کتاب)|عصمت پیامبران اولوالعزم]]، ص ۳۳۱.</ref>.


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش