پرش به محتوا

عصمت در تلقی وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


'''عصمت در تلقی وحی''' یکی از عرصه‌های [[عصمت پیامبران]] در بحث گستره عصمت است، که به دو روش با واسطه فرشته وحی یا بدون واسطه و به صورت مستقیم از جانب [[خدای متعال]] صورت می‌گیرد. در تبیین مفهوم [[عصمت]] در دریافت [[شریعت]] می‌‌توان گفت: [[پیامبران]] [[ شریعت]] را به طور دقیق و بدون هرگونه زیاده و نقصانی از مبدأ [[وحیانی]] دریافت می‌کنند. [[عصمت]] در [[حفظ شریعت]] نیز یعنی [[انبیاء]] در فاصله میان اخذ تا ابلاغ شریعت، در [[حفظ]] و نگهداری [[شریعت]] دچار [[سهو]] و [[نسیان]] نمی‌شوند. ضمناً در این مرتبه خطای عمدی متصور نیست بلکه آنچه مطرح است [[سهو]] و [[نسیان]] است. [[پیروان]] [[مذاهب مختلف اسلامی]] اعم از [[امامیه]]، [[اشاعره]] و [[معتزله]] دیدگاه‌های متفاوتی در این خصوص دارند.
'''عصمت در تلقی وحی''' یکی از عرصه‌های [[عصمت پیامبران]] در بحث گستره عصمت است، که به دو روش با واسطه فرشته وحی یا بدون واسطه و به صورت مستقیم از جانب [[خدای متعال]] صورت می‌گیرد. در تبیین مفهوم [[عصمت]] در دریافت [[شریعت]] می‌‌توان گفت: [[پیامبران]] [[ شریعت]] را به طور دقیق و بدون هرگونه زیاده و نقصانی از مبدأ [[وحیانی]] دریافت می‌کنند. [[عصمت]] در [[حفظ شریعت]] نیز یعنی [[انبیاء]] در فاصله میان اخذ تا ابلاغ شریعت، در [[حفظ]] و نگهداری [[شریعت]] دچار [[سهو]] و نسیان نمی‌شوند. ضمناً در این مرتبه خطای عمدی متصور نیست بلکه آنچه مطرح است [[سهو]] و نسیان است. [[پیروان]] [[مذاهب مختلف اسلامی]] اعم از [[امامیه]]، [[اشاعره]] و [[معتزله]] دیدگاه‌های متفاوتی در این خصوص دارند.


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
خط ۴۲: خط ۴۲:
یکی از عرصه‌های [[عصمت پیامبران]]، [[عصمت]] در دریافت و اخذ [[وحی]] است که به دو روش با واسطه فرشته وحی یا بدون واسطه و به صورت مستقیم از جانب [[خدای متعال]] صورت می‌گیرد. به این نوع از [[عصمت]]، عصمت در تلقی وحی نیز گفته می‌شود.
یکی از عرصه‌های [[عصمت پیامبران]]، [[عصمت]] در دریافت و اخذ [[وحی]] است که به دو روش با واسطه فرشته وحی یا بدون واسطه و به صورت مستقیم از جانب [[خدای متعال]] صورت می‌گیرد. به این نوع از [[عصمت]]، عصمت در تلقی وحی نیز گفته می‌شود.


در تبیین مفهوم [[عصمت]] در دریافت [[شریعت]] می‌‌توان گفت: [[پیامبران]] [[شریعت]] را به طور دقیق و بدون هرگونه زیاده و نقصانی از مبدأ [[وحیانی]] دریافت می‌کنند. [[عصمت]] در [[حفظ شریعت]] نیز یعنی [[انبیاء]] در فاصله میان اخذ تا ابلاغ شریعت، در [[حفظ]] و نگهداری [[شریعت]] دچار [[سهو]] و [[نسیان]] نمی‌شوند<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۳، ص۱۸۰.</ref>.<ref>[[مهدی مهدوی اعلاء|مهدوی اعلاء، مهدی]]، [[علی رضا خاتم شیشه‌بر|خاتم شیشه‌بر، علی رضا]]، [[بازکاوی نگرش اندیشمندان علم کلام در باب قلمرو عصمت انبیاء‌ با تاکید بر آراء سید مرتضی و فخرالدین رازی (مقاله)|بازکاوی نگرش اندیشمندان علم کلام در باب قلمرو عصمت انبیاء‌؛ با تاکید بر آراء سید مرتضی و فخرالدین رازی]]، پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه بهار و تابستان ۱۴۰۱ - شماره ۱، ص۱۴۸ ـ ۱۶۸.</ref>
در تبیین مفهوم [[عصمت]] در دریافت [[شریعت]] می‌‌توان گفت: [[پیامبران]] [[شریعت]] را به طور دقیق و بدون هرگونه زیاده و نقصانی از مبدأ [[وحیانی]] دریافت می‌کنند. [[عصمت]] در [[حفظ شریعت]] نیز یعنی [[انبیاء]] در فاصله میان اخذ تا ابلاغ شریعت، در [[حفظ]] و نگهداری [[شریعت]] دچار [[سهو]] و نسیان نمی‌شوند<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۳، ص۱۸۰.</ref>.<ref>[[مهدی مهدوی اعلاء|مهدوی اعلاء، مهدی]]، [[علی رضا خاتم شیشه‌بر|خاتم شیشه‌بر، علی رضا]]، [[بازکاوی نگرش اندیشمندان علم کلام در باب قلمرو عصمت انبیاء‌ با تاکید بر آراء سید مرتضی و فخرالدین رازی (مقاله)|بازکاوی نگرش اندیشمندان علم کلام در باب قلمرو عصمت انبیاء‌؛ با تاکید بر آراء سید مرتضی و فخرالدین رازی]]، پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه بهار و تابستان ۱۴۰۱ - شماره ۱، ص۱۴۸ ـ ۱۶۸.</ref>


== دیدگاه‌ متکلمان اسلامی ==
== دیدگاه‌ متکلمان اسلامی ==
خط ۵۹: خط ۵۹:
دلایل عقلی و [[قرآنی]] و [[روایی]] بسیاری برای عصمت در این دو بخش بیان شده است که به چند مورد اشاره می‌کنیم<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۸۰-۲۷۹</ref>.
دلایل عقلی و [[قرآنی]] و [[روایی]] بسیاری برای عصمت در این دو بخش بیان شده است که به چند مورد اشاره می‌کنیم<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۸۰-۲۷۹</ref>.
# [[امامیه]]: [[امامیه]] به [[مصونیت]] [[پیامبران]] از هر گونه [[خطا]] و لغزشی اعم از تعمدی و [[سهوی]] در تلقی وحی و [[ابلاغ]] آن قائل هستند.
# [[امامیه]]: [[امامیه]] به [[مصونیت]] [[پیامبران]] از هر گونه [[خطا]] و لغزشی اعم از تعمدی و [[سهوی]] در تلقی وحی و [[ابلاغ]] آن قائل هستند.
# [[اشاعره]]: اکثر [[اشاعره]] [[سعی]] دارند [[عصمت پیامبران]] در این مقام را بپذیرند، لکن [[اعتقاد]] آنان در عدم [[کذب]] [[پیامبران]] در مقام [[وحی]] و [[تبلیغ]] آن صریح است، اما درباره امکان [[سهو]] و [[نسیان]] مناقشه برانگیز است؛ چراکه آنان بیشتر از عبارت {{عربی|"عصمتهم عن تعمد الکذب"}} استفاده می‌کنند که درباره [[خطا]] و [[نسیان]] ساکت است.
# [[اشاعره]]: اکثر [[اشاعره]] [[سعی]] دارند [[عصمت پیامبران]] در این مقام را بپذیرند، لکن [[اعتقاد]] آنان در عدم [[کذب]] [[پیامبران]] در مقام [[وحی]] و [[تبلیغ]] آن صریح است، اما درباره امکان [[سهو]] و نسیان مناقشه برانگیز است؛ چراکه آنان بیشتر از عبارت {{عربی|"عصمتهم عن تعمد الکذب"}} استفاده می‌کنند که درباره [[خطا]] و نسیان ساکت است.
# [[معتزله]]: آنان قول به [[خطا]] و [[سهو]] در امر [[شریعت]] و [[وحی]] را قول [[اقلیت]] معرفی می‌کنند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی| قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت (مقاله)| کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت]]، مجله پگاه حوزه، مرداد ماه ۱۳۸۳ ش۱۳۹.</ref>.
# [[معتزله]]: آنان قول به [[خطا]] و [[سهو]] در امر [[شریعت]] و [[وحی]] را قول [[اقلیت]] معرفی می‌کنند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی| قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت (مقاله)| کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت]]، مجله پگاه حوزه، مرداد ماه ۱۳۸۳ ش۱۳۹.</ref>.


خط ۸۰: خط ۸۰:


==== ادله روایی ====
==== ادله روایی ====
[[امام رضا]]{{ع}} در پاسخ کسی که از او پرسید: "چرا [[شناخت]] [[پیامبران]]، و [[ایمان]] به آنان بر [[مردم]] لازم است؟" به همین [[دلیل عقلی]] [[ضرورت]] [[نبوّت]] استناد نمودند و از نارسایی [[قوای ادراکی]] [[مردم]] برای [[شناخت]] [[مصالح]] و [[مفاسد]] خود، به عنوان [[دلیل]] مشترک [[لزوم]] "[[نبوت]]" و "[[عصمت]]" استفاده فرمودند. حضرت در این [[روایت]] می‌فرمایند: "چون در [[آفرینش]] [[مردم]] و قوا و نیروهای آنان، چیزی که آنها را به [[مصالح]] خود برساند وجود نداشت. و [[آفریدگار]]، بالاتر از آن بود که [به چشم] دیده شود [و همه [[مردم]] با او ارتباط برقرار کنند...] چاره‌ای جز این نبود که "فرستاده معصومی" بین او و [[مردم]] واسطه گردد تا [[اوامر]]، [[نواهی]] و [[آداب]] [[الهی]] را با [[مردم]] باز گوید و آنها را از [چگونگی] به دست آوردن منافع و دور گردن مضرّات، [[آگاه]] نماید"<ref>{{متن حدیث|لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يكملوا [يَكْمُلُونَ‌] لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى... لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِمْ}}، بحارالانوار، ج۱۱، ص۴۰.</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} در پاسخ کسی که از او پرسید: "چرا [[شناخت]] [[پیامبران]] و [[ایمان]] به آنان بر [[مردم]] لازم است؟" به همین [[دلیل عقلی]] [[ضرورت]] [[نبوّت]] استناد نمودند و از نارسایی [[قوای ادراکی]] [[مردم]] برای [[شناخت]] [[مصالح]] و [[مفاسد]] خود، به عنوان [[دلیل]] مشترک [[لزوم]] "[[نبوت]]" و "[[عصمت]]" استفاده فرمودند. حضرت در این [[روایت]] می‌فرمایند: «چون در [[آفرینش]] [[مردم]] و قوا و نیروهای آنان، چیزی که آنها را به [[مصالح]] خود برساند وجود نداشت و [[آفریدگار]]، بالاتر از آن بود که [به چشم] دیده شود [و همه [[مردم]] با او ارتباط برقرار کنند...] چاره‌ای جز این نبود که "فرستاده معصومی" بین او و [[مردم]] واسطه گردد تا [[اوامر]]، [[نواهی]] و [[آداب]] [[الهی]] را با [[مردم]] باز گوید و آنها را از [چگونگی] به دست آوردن منافع و دور گردن مضرّات، [[آگاه]] نماید»<ref>{{متن حدیث|لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يكملوا [يَكْمُلُونَ‌] لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى... لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِمْ}}، بحارالانوار، ج۱۱، ص۴۰.</ref>.


به بیان دیگر: با توجه به سه صفت: [[علم]]، [[قدرت]] و [[حکمت]]، به خوبی [[مصونیت وحی]] [[الهی]] از هر گونه تصرف عمدی یا [[سهوی]] به [[اثبات]] می‌رسد، زیرا: اگر [[خداوند]] "نداند" که از چه راهی و توسط چه کسانی [[پیام]] خویش و راه [[سعادت]] - راهی که هر گونه [[انحراف]] در جزئی از آن، موجب بی‌اثر شدن بقیه اجزا و اختلال در آنها خواهد شد- را به [[انسان‌ها]] برساند، این مسأله با [[علم]] بی‌پایان [[خداوند]] سازگار نیست؛ زیرا که او به هر چیز [[آگاهی]] دارد. {{متن قرآن|إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«که او به هر چیزی داناست» سوره شوری، آیه ۱۲.</ref>.
به بیان دیگر: با توجه به سه صفت: [[علم]]، [[قدرت]] و [[حکمت]]، به خوبی [[مصونیت وحی]] [[الهی]] از هر گونه تصرف عمدی یا [[سهوی]] به [[اثبات]] می‌رسد، زیرا: اگر [[خداوند]] نداند که از چه راهی و توسط چه کسانی [[پیام]] خویش و راه [[سعادت]] ـ راهی که هر گونه [[انحراف]] در جزئی از آن، موجب بی‌اثر شدن بقیه اجزا و اختلال در آنها خواهد شد ـ را به [[انسان‌ها]] برساند، این مسأله با [[علم]] بی‌پایان [[خداوند]] سازگار نیست؛ زیرا که او به هر چیز [[آگاهی]] دارد. {{متن قرآن|إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«که او به هر چیزی داناست» سوره شوری، آیه ۱۲.</ref>.


و اگر [[خداوند]] "نتواند" راه [[نجات]] و [[پیام]] [[سعادت]] خویش را از دستبرد [[انحرافات]] و تصرفات [[شیطانی]] و [[انسانی]] محفوظ دارد. لازمه‌اش نقص و [[ضعف]] در [[قدرت الهی]] است و حال آنکه او بر هر چیزی [[قدرت]] دارد؛ {{متن قرآن|أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اینکه او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref>.
و اگر [[خداوند]] "نتواند" راه [[نجات]] و [[پیام]] [[سعادت]] خویش را از دستبرد [[انحرافات]] و تصرفات [[شیطانی]] و [[انسانی]] محفوظ دارد. لازمه‌اش نقص و [[ضعف]] در [[قدرت الهی]] است و حال آنکه او بر هر چیزی [[قدرت]] دارد؛ {{متن قرآن|أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اینکه او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref>.
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش