بحث:عصمت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۸۲۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۲ اوت ۲۰۲۴
جز (جایگزینی متن - 'دریافت منصب' به 'تصدی منصب')
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۳۰۹: خط ۳۰۹:
از طریق سیره عُقلاییه، [[حجیّت]] [[خبر واحد]]، حجیّت ظهور و بسیاری از مسائل اصولی مهم [[اثبات]] می‌شود<ref>عبدالجبار الرفاعی، محاضرات فی اصول الفقه، شرح الحلقة الثانیه، ج۱، ص۲۹۹.</ref>.
از طریق سیره عُقلاییه، [[حجیّت]] [[خبر واحد]]، حجیّت ظهور و بسیاری از مسائل اصولی مهم [[اثبات]] می‌شود<ref>عبدالجبار الرفاعی، محاضرات فی اصول الفقه، شرح الحلقة الثانیه، ج۱، ص۲۹۹.</ref>.


==اهمیت و جایگاه [[عصمت]]==
عصمت، یکی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین مسائل [[نبوت]] در حوزه [[اعتقادات]] است که هر یک از [[فرقه‌ها]] و [[مذهب]] [[اسلامی]] از منظر خود به آن پرداخته‌اند. [[ارتباط]] بحث عصمت با [[حجیت]] [[قول و فعل]] فرستادگان و [[برگزیدگان]] [[پروردگار]]، حساسیت و اهمیت فوق العاده‌ای به این مبحث داده است.
[[شیعه]] تمام [[حجت‌های الهی]] - اعم از [[نبی]]، [[رسول]] و [[امام]] - را [[معصوم]] می‌داند، و ذیل مباحث نبوت و همچنین در ضمن [[ویژگی‌های امام]] به آن می‌پردازد و [[معتقد]] است که [[پیامبران]] در [[عقاید]] و [[اعمال]]، قبل و بعد از [[بعثت]]، معصوم‌اند و هیچ [[گناه کبیره]] و [[صغیره]] و عمدی و [[سهوی]] از آنان سر نمی‌زند. اما از آنجا که [[اهل سنت]] به [[عصمت امامان]] [[اعتقاد]] ندارند؛ بحث عصمت را صرفاً ذیل مباحث نبوت مطرح می‌کنند و معتقدند که [[انبیا]]{{عم}} تنها در دریافت و [[ابلاغ وحی]] معصوم‌اند و در بقیه حالات فردی و [[اجتماعی]]، ارتکاب [[اشتباه]] و [[خطا]] از ایشان جایز است. در کتب معتبر اهل سنت از جمله [[صحیح مسلم]]<ref>مسلم النیشابوری، صحیح مسلم، ج۸، ص۱۳۹.</ref>، روایاتی مبنی بر [[خطاکار]] نبودن [[پیامبر]] در دریافت و [[تبلیغ وحی]] وجود دارد که البته با استناد به ظاهر برخی [[آیات]]<ref>مثل: طه، آیه ۱۲۱؛ نساء، آیه ۱۰۵؛ احزاب، آیه ۳۲.</ref> و [[تأیید]] برخی [[روایات]] مشتبهات، و خطا در معنا کردن برخی واژگان<ref>مثل این که «ذنب» را به گناه، و «غفران» را به بخشش معنا می‌کنند.</ref>، [[ارتکاب گناه]] و خطا را در دیگر مراحل [[زندگی]] از ایشان جایز می‌دانند. با وجود این می‌توان عصمت را از موضوعات مشترک بین فرق و [[مذاهب]] [[مسلمان]] به شمار آورد؛ هرچند در مصادیق و جزئیات، [[اختلافات]] ریشه‌ای فراوانی وجود دارد.<ref>[[مهدی سازندگی|سازندگی، مهدی]]، [[عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن (کتاب)|عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن]]، ص ۸۱.</ref>
==[[ضرورت عصمت انبیا]]==
[[دانشمندان]] فرق و [[مذاهب اسلامی]] غالباً در مورد اصل ضرورت عصمت انبیا نظر واحدی دارند و اختلافات موجود عمدتاً در بعضی از اقسام و مراحل و قلمروی عصمت انبیاست. پرسشی که در مورد [[عصمت انبیا]] مطرح می‌شود این است که: اولاً، چه لزومی دارد که [[انبیا]] [[معصوم]] باشند؟ ثانیاً، صرف [[عدالت]] کفایت می‌کند؛ زیرا همان طور که [[مردم]] به گفتار علمای [[عادل]] گردن می‌نهند و بیش از عدالت و [[وثاقت]] و [[راستی و درستی]] که در آنها سراغ دارند، [[انتظار]] دیگری ندارند و آیا درباره انبیا نیز به دلیل دیگری نیاز و ضرورتی [[احساس]] نمی‌کنند؟
در پاسخ به نخست باید گفت: از دو راه [[عقل]] و نقل می‌توان [[ضرورت عصمت انبیا]] را تبیین کرد. پیش از [[تمسک]] به [[ظاهر آیات]] [[قرآن]]، توجه به این نکته ضروری است که چون بین عقل و [[وحی]] تنافی وجود ندارد، لازم است [[آیات]] به گونه‌ای معنا شود که با [[حکم]] [[قاطع]] عقل، [[تعارض]] نداشته باشند.
در خصوص [[عصمت انبیا]]، تنها یک [[دلیل عقلی]] را ذکر می‌کنیم.
[[محقق طوسی]] با عبارتی موجز می‌فرماید: «[[عصمت]] برای [[نبی]] لازم است تا [[اطمینان]] به وی حاصل شود و در نتیجه، غرض حاصل گردد». بنابراین [[لزوم]] عصمت انبیا به دلیل [[وثوق]] به گفتار، [[پیام]] و [[کردار]] انبیاست<ref>تجرید الاعتقاد، ص۱۵۵.</ref>.
برخی از [[محققان]] دلیل ضرورت عصمت انبیا را چنین بیان می‌کنند:
وقتی وجود [[خداوند]] - با همه [[صفات جمال و جلال]] او -ثابت شد و وحی ممکن و [[نبوت عامه]] [[اثبات]] گردید، مطلب دیگری که عقل به آن حکم خواهد کرد، لزوم عصمت انبیا در دریافت و [[ابلاغ وحی]] می‌باشد، یعنی خدایی که برای [[هدایت]] [[بندگان]]، [[پیامبری]] را بر می‌گزیند، ضرورتاً پیامبری که از هرگونه [[سهو]] و [[نسیان]] - چه رسد به [[عصیان]] - در دریافت و ابلاغ وحی معصوم باشد، خواهد فرستاد؛ زیرا در غیر این صورت با [[حکمت]] [[نبوت]] و [[انزال کتب]] و [[ارسال رسل]] - که ریشه در [[حکمت آفرینش]] دارد - سازگار نخواهد بود. حکمت [[برانگیختن]] [[رسولان]]، هدایت ناس است و [[راهنمایی]] مردم در صورتی حاصل می‌شود که پیام آور [[خدا]] از [[خطا]] و سهو و نسیان در دریافت و رساندن وحی معصوم باشد.
این اصل [[کلامی]] ریشه در [[صفات الهی]]، از جمله [[علم]] و [[قدرت]] و [[حکمت آفرینش]]، [[حکمت]] [[تشریع]]، و بالاخره [[تنزه]] [[خداوند]] از هرگونه [[قبح]]، [[ظلم]] و [[عبث]] دارد. اگر رسولی در دریافت یا رساندن [[وحی]] [[خطا]] کند، [[جهل]] یا عجز و یا ناشایستگی در کار [[ربوبی]] را نشان خواهد داد، بلکه اگر [[پیامبری]] ضرورتاً [[معصوم]] نباشد، یا در [[هدایت]] وی [[اشتباه]] عمدی یا [[سهوی]] رخ خواهد داد و یا لااقل، [[امت]] [[اعتماد]] لازم بر خصوص پیامبری او، یا [[الهی]] بودن همه [[تکلیف]] و پیام‌هایش نخواهند داشت. در قسم اول، اغرا به جهل و [[گمراهی]] [[مردم]] و در صورت دوم، [[لغو]] و عبث لازم می‌آید و ساحت [[مقدس]] ربوبی از هر دو امر [[منزه]] است<ref>مهدی هادوی تهرانی، مبانی کلامی اجتهاد، ص۸۱.</ref>.
در پاسخ به [[پرسش]] دوم می‌توان گفت: فرق میان [[انبیا]] و [[علما]] در این است که منبع گفته‌های انبیا [[عالم غیب]] و ماورای ماده است و در صورت احتمال خطا یا تعمد [[کذب]]، راه تشخیص آن برای مردم عادی و [[خبرگان]] بسته است؛ برخلاف منبع آرای علما که در دسترس قرار دارد و [[اهل]] فن و آگاهان از [[دلایل]] [[علمی]]، امکان بررسی و دسترسی به [[صحت]] قضیه را دارند. از این رو پیوسته [[اهل خبره]] و کارشناسان، در پی آن هستند که درجه قوت و [[ضعف]] دلایل هر عالم را سنجیده، [[درستی]] و نادرستی، یا [[اعلم بودن]] وی را تشخیص دهند؛ زیرا منابع اصلی (کتاب، [[سنت]]، [[اجماع]]، [[عقل]]) در دست است و به کتب استدلالی نیز می‌توان [[رجوع]] کرد.
ولی برای کسی که بخواهد صحت گفتار یک [[پیامبر]] را بسنجد، چنین معیارهایی وجود ندارد؛ در صورت احتمال خلاف در گفتار یک پیامبر، هرگز نمی‌توان با [[علوم عادی]] بشری آن را تبیین کرد، بدان جهت که مصدر گفته‌های او وحی است و از ماورای ماده خبر می‌دهد که در دسترس [[بشریت]] عادی نیست؛ از این رو برای صحت سنجی [[نبوت]] و [[صدق]] اصل [[رسالت]]، صرفاً به [[ایمان]] و [[معجزه]] نیاز است و در صورت [[شک]]، راه دیگری وجود ندارد؛ از این رو تا دلیل [[صدق]] وی یعنی همان [[عصمت]]، وجود نداشته باشد، نمی‌توان به صرف [[عدالت]] ظاهری در [[انبیا]] بسنده کرد.
[[آیت‌الله]] [[معرفت]] [[فلسفه]] [[ضرورت عصمت انبیا]] و تفاوت آنها را با مصلحانی که [[معصوم]] نیستند، چنین تبیین می‌کند:
[[پیامبر]]، معصوم‌ترین موجود عالم است و اگر بار سنگین [[وحی]] بر دوش نااهلی [[آلوده]] گذاشته شود، [[قادر]] به رساندن وحی به سر [[منزل]] مقصود نیست. [[پیامبران]] از [[عالم غیب]] خبر می‌دهند؛ عالمی که دسترسی به آن برای [[مصلحان]] و [[مجتهدان]] غیر معصوم امکان پذیر نیست، بنابراین، برای خداوندگاران [[دین]] و [[دیانت]]، عصمت شرط است<ref>محمدهادی معرفت، تنزیه انبیا از آدم تا خاتم، گردآورنده خسرو تقدسی نیا، ص۵۳-۵۵.</ref>.<ref>[[مهدی سازندگی|سازندگی، مهدی]]، [[عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن (کتاب)|عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن]]، ص ۸۲.</ref>
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1379701.jpg|22px]] [[مهدی سازندگی|سازندگی، مهدی]]، [[عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن (کتاب)|'''عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن''']]
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۳۰٬۲۷۱

ویرایش