←جستارهای وابسته
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[حذیفة بن یمان در قرآن]] - [[حذیفة بن یمان در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[حذیفة بن یمان در قرآن]] - [[حذیفة بن یمان در تاریخ اسلامی]] - [[حذیفة بن یمان در تراجم و رجال]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''حذیفة بن یمان''' از [[صحابیان]] بزرگ و رازدار [[پیامبر خاتم]] {{صل}} و داناترینِ [[مردم]] به [[منافقان]] بوده است. در جنگهای زمان پیامبر مانند [[احد]]، [[خندق]] و ... شرکت داشت و از [[شیعیان]] راستین [[امیرالمؤمنین]] (ع) بوده است. از [[زمان]] [[خلیفه دوم]] تا زمان فوت در سال ۳۶ هجری [[والی مدائن]] بود. | '''حذیفة بن یمان''' از [[صحابیان]] بزرگ و رازدار [[پیامبر خاتم]] {{صل}} و داناترینِ [[مردم]] به [[منافقان]] بوده است. در جنگهای زمان پیامبر مانند [[احد]]، [[خندق]] و ... شرکت داشت و از [[شیعیان]] راستین [[امیرالمؤمنین]] (ع) بوده است. از [[زمان]] [[خلیفه دوم]] تا زمان فوت در سال ۳۶ هجری [[والی مدائن]] بود. | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
===[[جنگ خندق]]=== | ===[[جنگ خندق]]=== | ||
محاصرۀ [[مدینه]] به دست [[قریش]] و [[قبایل عرب]]، نزدیک به یک ماه طول کشید و [[مردم مدینه]] و هم چنین [[دشمنان]] نیز خسته شده و به تنگ آمده بودند و کار بر [[مردم]]، به خصوص [[اهل | محاصرۀ [[مدینه]] به دست [[قریش]] و [[قبایل عرب]]، نزدیک به یک ماه طول کشید و [[مردم مدینه]] و هم چنین [[دشمنان]] نیز خسته شده و به تنگ آمده بودند و کار بر [[مردم]]، به خصوص [[اهل مدینه]] سخت شده بود. در این هنگام، [[خداوند]] بادی سخت فرستاد که از طرفی باعث سردی هوا شد و از سوی دیگر خیمههای [[قریش]] را از جا کنده و پراکنده ساخت و آنها نمیتوانستند آتشی بیفروزند. | ||
[[حذیفه]] میگوید: "روزی [[پیامبر]] {{صل}} در [[مسجد]] مشغول [[خواندن نماز]] بود و مردم هم افسرده و غمناک نشسته بودند. در این حال، پیامبر {{صل}} رو به جمعیت کرد و فرمود: "آیا کسی هست که از [[لشکر]] قریش خبری بیاورد تا در [[بهشت]] [[رفیق]] من باشد؟" هیچ کس جواب نگفت؛ زیرا به خاطر دشوار بودن این کار و [[گرسنگی]]، کسی [[قدرت]] این کار را نداشت. چون کسی پاسخ مثبت نداد، پیامبر {{صل}} مرا خواند و فرمود: "برو و خبری از لشکر قریش بیاور؛ به شرط آنکه کاری نکنی تا برگردی". | [[حذیفه]] میگوید: "روزی [[پیامبر]] {{صل}} در [[مسجد]] مشغول [[خواندن نماز]] بود و مردم هم افسرده و غمناک نشسته بودند. در این حال، پیامبر {{صل}} رو به جمعیت کرد و فرمود: "آیا کسی هست که از [[لشکر]] قریش خبری بیاورد تا در [[بهشت]] [[رفیق]] من باشد؟" هیچ کس جواب نگفت؛ زیرا به خاطر دشوار بودن این کار و [[گرسنگی]]، کسی [[قدرت]] این کار را نداشت. چون کسی پاسخ مثبت نداد، پیامبر {{صل}} مرا خواند و فرمود: "برو و خبری از لشکر قریش بیاور؛ به شرط آنکه کاری نکنی تا برگردی". | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
* [[سعید بن حذیفه]] (فرزند) | * [[سعید بن حذیفه]] (فرزند) | ||
* [[صفوان بن حذیفه]] (فرزند) | * [[صفوان بن حذیفه]] (فرزند) | ||
* [[عمران بن حذیفه]] (فرزند) | |||
* [[عمرو بن ثابت بن وقش]] (خواهرزاده) | * [[عمرو بن ثابت بن وقش]] (خواهرزاده) | ||
* [[کارگزاران خلفا بر مدائن]] | * [[کارگزاران خلفا بر مدائن]] | ||