←وداع امام رضا {{ع}} با کعبه
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
|||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام رضا | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | |||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | |||
== | == وداع امام رضا {{ع}} با [[اهل بیت]] و [[خانواده]] == | ||
[[امام رضا]]{{ع}} هنگام بیرون رفتن از [[مدینه]] و [[هجرت]] به سوی [[خراسان]]، همگی اهل بیت و [[اهل]] [[خانه]] را فرا خواندند و در جمع آنان فرمودند: «بر من [[گریه]] کنید تا صدای | [[امام رضا]] {{ع}} هنگام بیرون رفتن از [[مدینه]] و [[هجرت]] به سوی [[خراسان]]، همگی اهل بیت و [[اهل]] [[خانه]] را فرا خواندند و در جمع آنان فرمودند: «بر من [[گریه]] کنید تا صدای شیون شما را در فقدانم بشنوم؛ زیرا دیگر به مدینه باز نخواهم گشت». آنگاه [[امام]] {{ع}} دوازده هزار دیناری را که در نزد خویش داشتند بین خانواده تقسیم کردند<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، باب ۴۷، ص۵۲۸؛ مناقب آل ابی طالب، ص۱۹۶؛ اثبات الوصیه، ص۳۹۴؛ دلائل الائمة، ص۱۷۶؛ بحار الانوار، ج۲، ص۳۲.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]]، ص ۷۹۲.</ref> | ||
==وداع امام رضا{{ع}} با [[کعبه]]== | == وداع امام رضا {{ع}} با [[کعبه]] == | ||
منابع اولیه و سایر کتب [[تاریخی]] معتبر، آغاز حرکت امام رضا{{ع}} به سوی خراسان را از [[شهر مدینه]] که محل سکونت امام رضا{{ع}} بود، ذکر کردهاند. اما | منابع اولیه و سایر کتب [[تاریخی]] معتبر، آغاز حرکت امام رضا {{ع}} به سوی خراسان را از [[شهر مدینه]] که محل سکونت امام رضا {{ع}} بود، ذکر کردهاند. اما وداع با کعبه و [[خانه خدا]]، این احتمال را به ذهن برخی از نویسندگان و تذکرهنویسان انداخت که امام رضا {{ع}} به [[مکه]] رفتند و حرکت خود به سوی مرو را از این [[شهر]] آغاز کردند. اکنون برای روشن شدن این موضوع، به [[روایات]] و گزارشاتی که در منابع تاریخی و جغرافیایی به ثبت رسیده توجه میکنیم و در پایان، با بهرهمندی از این منابع، آنچه را که با واقعیت نزدیک، و [[عقلانی]] است، به عنوان نتیجه این مبحث میآوریم. | ||
#وقتی نامههای [[مأمون]] به سوی مدینه مبنی بر [[دعوت]] از امام رضا{{ع}} به خراسان بینتیجه ماند، او نمایندگانی را در قالب یک کاروان نظامی به سوی مدینه فرستاد تا امام{{ع}} را بالاجبار به خراسان بیاورند. و چون امام رضا{{ع}} خود را مجبور به این [[سفر]] دیدند و میدانستند که دیگر به موطن خویش باز نمیگردد، برای آخرینبار با اطرافیان و دلبستگیهایی که در | # وقتی نامههای [[مأمون]] به سوی مدینه مبنی بر [[دعوت]] از امام رضا {{ع}} به خراسان بینتیجه ماند، او نمایندگانی را در قالب یک کاروان نظامی به سوی مدینه فرستاد تا امام {{ع}} را بالاجبار به خراسان بیاورند. و چون امام رضا {{ع}} خود را مجبور به این [[سفر]] دیدند و میدانستند که دیگر به موطن خویش باز نمیگردد، برای آخرینبار با اطرافیان و دلبستگیهایی که در سرزمین [[حجاز]] داشتند، وداع جانسوزی نمود. | ||
#مأمون به [[رجاء]] بن ابیضحّاک بسیار تأکید کرد که امام{{ع}} را از مدینه، [[کوفه]] و [[قم]] نیاورید، بلکه از راه [[بصره]] و [[فارس]] حرکت کنید تا از طرف [[شیعیان]] ساکن در کوفه و قم، مزاحمتی ایجاد نشود. همچنین [[شهر]] [[بغداد]] نیز مسیر راه [[کوفه]] قرار داشت که مرکر تجمع و پایگاه [[عباسیان]] [[متعصّب]] و مخالف با سیاستهای [[مأمون]] بود. پس به هیچ عنوان امکان نداشت که | # مأمون به [[رجاء]] بن ابیضحّاک بسیار تأکید کرد که امام {{ع}} را از مدینه، [[کوفه]] و [[قم]] نیاورید، بلکه از راه [[بصره]] و [[فارس]] حرکت کنید تا از طرف [[شیعیان]] ساکن در کوفه و قم، مزاحمتی ایجاد نشود. همچنین [[شهر]] [[بغداد]] نیز مسیر راه [[کوفه]] قرار داشت که مرکر تجمع و پایگاه [[عباسیان]] [[متعصّب]] و مخالف با سیاستهای [[مأمون]] بود. پس به هیچ عنوان امکان نداشت که کاروان امام رضا {{ع}} به شهر بغداد برود. | ||
#همچنین شهر [[مکه]] در آن [[زمان]]، مقارن بود با شورهای [[علویان]] بر ضدّ [[خلفای عباسی]]، | # همچنین شهر [[مکه]] در آن [[زمان]]، مقارن بود با شورهای [[علویان]] بر ضدّ [[خلفای عباسی]]، محمد بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین که به دیباج معروف بود، در مکه [[قیام]] کرد و خود را [[امیر المؤمنین]] خواند و حسین بن حسن بن علی بن حسین بن علی، معروف به ابن افطس در [[مدینه]] قیام کرد و [[شورش]] خود را به مکه کشاند<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۴۳۹-۴۴۱؛ اخبار مکه، ص۱۶۸ و ۱۹۲؛ تجارب السلف، ص۱۵۹؛ تاریخ فخری، ص۳۰۲.</ref>. بنابراین، شهر مکه هم نمیتوانست مکانی [[امن]] و مناسب برای آغاز [[هجرت]] [[امام رضا]] {{ع}} به مرو باشد. | ||
#پیرامون سفرهای [[حج]] امام رضا{{ع}}، اخباری دیده میشود که در برخی از آنها، به هجرت [[امام]]{{ع}} به سوی [[خراسان]]، تأکید و توجه نشده است و از آن [[روایتها]] به خوبی میشود فهمید که این سفرهای حج، مربوط به | # پیرامون سفرهای [[حج]] امام رضا {{ع}}، اخباری دیده میشود که در برخی از آنها، به هجرت [[امام]] {{ع}} به سوی [[خراسان]]، تأکید و توجه نشده است و از آن [[روایتها]] به خوبی میشود فهمید که این سفرهای حج، مربوط به سفر حج سال ۲۰۰ هجری قمری نبوده است. | ||
معتبرترین خبر پیرامون سفر حج و | معتبرترین خبر پیرامون سفر حج و وداع امام با [[کعبه]] را [[شیخ صدوق]] در [[عیون]] آورده است: «چهار سال و چند ماه از [[عمر]] [[امام جواد]] {{ع}} میگذشت که امام {{ع}} ایشان را همراه خود به مکه بردند تا برای آخرینبار [[خانه کعبه]] را [[زیارت]] و [[طواف]] نمایند. حضرت با دلی [[غمگین]] و چشمی گریان، در کنار کعبه ایستاده بود و با [[خانه خدا]] وداع میکرد و پس از طواف، به [[مقام ابراهیم]] رفت و در آنجا به [[نماز]] ایستاد. موفق میگوید: در آن [[سفر]] در رکاب امام {{ع}} بودم. [[حضرت جواد]] {{ع}} بر دوشم قرار داشت. وقتی کنار [[حجر اسماعیل]] رسیدیم، امام جواد {{ع}} از دوشم به زیر آمد و در حجر اسماعیل نشست و به [[راز و نیاز]] و [[گریستن]] مشغول شد. مدتی گذشت که به حضور آن حضرت رفتم و عرض کردم: فدایت گردم، برخیز، [[گریه]] بس است. [[حضرت جواد]] {{ع}} با دلی [[اندوهگین]] فرمودند: از اینجا حرکت نمیکنم تا آنگاه که [[خدا]] بخواهد. نزد [[حضرت رضا]] {{ع}} رفتم و جریان را عرض کردم. [[امام رضا]] {{ع}} به سوی فرزندشان، نظری افکند و به نزد وی آمدند و ایشان را بوسیدند و فرمودند: [[قم]] یا حبیبی (ای محبوب دلم برخیز.) حضرت جواد عرض کرد: چگونه خود را تسلّی دهم در حالی که میبینم شما آنچنان با [[خانه خدا]] وداع میکنید که گویا دیگر از این [[سفر]] مراجعت نخواهی کرد و من [[یتیم]] خواهم شد. حضرت فرمودند: ای فرزندم، به [[قضای الهی]] [[راضی]] شو و در هر پیشامدی [[صابر]] و شکور باش. آنگاه در آغوش هم گریستند و با هم وداع کردند»<ref>کشف الغمّه، ج۳، ص۲۱۵-۲۱۶؛ مسند امام رضا {{ع}}، ج۱، ص۵۲؛ بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۲۰.</ref>. | ||
بنابراین، وقتی | بنابراین، وقتی نامه [[مأمون]]، توسط [[کارگزاران]] وی به دست امام رضا {{ع}} رسید، [[امام]] {{ع}} خود را برای سفر آماده کردند. با توجه به این که امام {{ع}} میدانستند این سفر، طولانی و بیبازگشت میباشد، در ابتدای امر، با تعدادی از [[اصحاب]] و [[غلامان]] و تنها فرزندشان [[امام جواد]] {{ع}} به [[مکه]] آمدند و با [[کعبه]] وداع نمودند. سپس ایشان به [[مدینه]] بازگشتند و در مدینه نیز با دلبستگیهایی که در این سرزمین داشتند، وداع کردند و آنگاه از [[شهر مدینه]]، رهسپار [[خراسان]] شدند<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]]، ص ۷۹۲.</ref>. | ||
== | == وداع امام رضا {{ع}} با مرقد [[پیامبر]] {{صل}} == | ||
محول سیستانی ( | محول سیستانی (سجستانی) که از نزدیک [[شاهد]] ماجرای وداع امام {{ع}} با [[قبر]] [[نبی اکرم]] {{صل}} بوده است، چنین مینگارد: «هنگامی که فرستاده مأمون، وارد مدینه شد، من نیز در مدینه بودم. امام {{ع}} برای وداع با پیامبر {{صل}} به وارد [[حرم]] [[شریف]] [[نبوی]] گردید. حضرت در حالی که با صدای بلند گریه میکرد، چند نوبت مرقد [[پاک]] پیامبر {{صل}} را در آغوش کشید و با آن خداحافظی کرد. جلو رفتم و به امام {{ع}} [[سلام]] کردم. حضرت پاسخ سلام مرا داد. آنگاه ایشان را به خاطر سفری که در پیش داشتند، تهنیت گفتم، ولی آن حضرت فرمودند: مرا به حال خود واگذار، که من از جوار جدّم خارج شده و در غربت از [[دنیا]] خواهم رفت!» | ||
محوّل میگوید: «تا [[خراسان]]، آن بزرگوار را مشایعت کرده، همراه ایشان بودم تا این که در [[طوس]] به [[شهادت]] رسید و در نزد [[هارون]] [[دفن]] گردید»<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، باب ۴۷، ص۵۲۶؛ مناقب آل ابی طالب، ص۱۹۶؛ اثبات الوصیه، ص۳۹۴.</ref>. | محوّل میگوید: «تا [[خراسان]]، آن بزرگوار را مشایعت کرده، همراه ایشان بودم تا این که در [[طوس]] به [[شهادت]] رسید و در نزد [[هارون]] [[دفن]] گردید»<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۲، باب ۴۷، ص۵۲۶؛ مناقب آل ابی طالب، ص۱۹۶؛ اثبات الوصیه، ص۳۹۴.</ref>. | ||
[[امام]]{{ع}} در آخرین مرتبه از | [[امام]] {{ع}} در آخرین مرتبه از وداع با [[قبر]] [[نبی اکرم]] {{صل}}، فرزند خویش [[امام جواد]] {{ع}} را با خود به همراه بردند و با چشمانی اشکبار، ایشان را به جدّ بزرگوارش [[پیامبر اسلام]] {{صل}} سپردند<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]]، ص ۷۹۴.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۳۱: | خط ۲۸: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:امام رضا]] | ||