←ارکان انتظار راستین
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
== ارکان انتظار راستین == | == ارکان انتظار راستین == | ||
[[انتظار راستین]] دارای پنج عنصر اساسی است که همگی در جهت مهیا کردن شرایط برای ظهور موعود می باشند. این عناصر اساسی عبارتاند از: | [[انتظار راستین]] دارای پنج عنصر اساسی است که همگی در جهت مهیا کردن شرایط برای ظهور موعود می باشند. این عناصر اساسی عبارتاند از: | ||
=== نارضایتی نسبت به وضع موجود === | |||
{{اصلی|اعتراض به وضع موجود}} | |||
اصل [[انتظار فرج]] به اعتقاد شیعیان در بایستگی حکومت معصوم پس از [[پیامبر خدا]]{{صل}} برمیگردد و از دست رفتن این فرصت در طول [[تاریخ]]، تا [[زمان]] ولادت آخرین امام [[معصوم]]، زمینهساز [[غیبت صغری]] و کبرای [[امام دوازدهم]] گردیده است. برپایه این [[اعتقاد]]، عدم حاکمیت معصوم بر [[جامعه]] و [[جهان]]، کاستیهای فراوانی ایجاد کرده است و تنها راه [[سعادت بشر]]، [[پذیرش ولایت]] و حکومت معصوم است. از این رو [[مشکلات]]، [[فتنهها]] و کاستیها در دوران غیبت امام زمان{{ع}} هم ادامه دارد که از نبود ظاهری [[امام]]{{ع}} و [[حکومت جهانی]] عدلمحور او ناشی میشود. منتظِر واقعی، به سبب [[محروم]] بودن از حضور ظاهری امام وضع موجود را نمیپذیرد و پیوسته برای کسب آمادگیهای لازم تلاش میکند تا [[زمینهساز ظهور]] [[امام غائب]] خویش باشد و در نهایت با [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} آن آیده مطلوب و ایدهآل حاصل شود. [[منتظِر حقیقی]] ظهور امام مهدی{{ع}}، از [[ظلم]]، [[فساد]]، [[بیعدالتی]]، بیهویتی و [[سرگردانی]] جهان امروز آزرده بوده و به دنبال [[رهایی]] از این وضع است و از طرف دیگر [[مشتاق]] رسیدن به [[حکومت حق]] و [[عدالت]] و [[معنویت]] است؛ به عبارت دیگر، فرد منتظِر در پی [[نفی]] وضعیت نامطلوب موجود و تلاش برای دستیابی به وضعیت مطلوب است. کسی که از وضع موجود [[راضی]] باشد، نمیتواند منتظرِ وضعیت بهتر باشد؛ حتی کسی که از وضع موجودش با اندک تغییری، راضی میشود و به وضع موجود معترض نیست، نمیتوان او را [[منتظِر]] نامید. منظور از [[اعتراض به وضع موجود]]، تنها بهبود وضعیت شخصی [[منتظران]] نیست، بلکه اعتراض به وضع موجود جهانی و [[اعتراض]] به سردمداران [[ستمگر]] جهانی نیز است. این نارضایتی و اساساً چنین انتظاری همواره یکی از پایههای مهم و زنده [[مبارزه]] علیه [[فساد]]، در [[جامعه اسلامی]] بوده که آن را باید سرچشمه مقاومتها و منبع تحریکات و [[مبارزات]] ایجابی و سلبی [[اهل حق]] با [[اهل باطل]] شمرد. اهمیت [[آگاهی از وضع مطلوب]]: [[آگاهی]] نسبی به وضع مطلوبی که [[منتظر]] در پی آن است، عنصری مهم برای شکلگیری این رکن [[انتظار]]، یعنی اعتراض به وضع موجود است. با آگاهی از ویژگی جامعه مهدوی است که میتوان از وضعیت [[غیبت]]) وضعیت موجود) نالان بود و برای ظهور زمینهسازی و آمادگیهای لازم را کسب کرد. کسی که منتظر است، باید در کنار اعتراض به وضع موجود، تصوری از وضع مطلوب ـ هرچند نسبی ـ نیز داشته باشد. این دو مکمّل یکدیگر هستند و بایستی با هم فهمیده شوند؛ بدون تصوری آگاهانه از وضعیت مطلوب، نمیتوان بهخوبی وضعیت فعلی را ارزیابی کرد. [[انسان]] منتظِر، با بررسی و مقایسه وضعیت کنونی خود و وضعیت مطلوب، در مییابد که کدامیک با عظمت وجودی [[انسان]] و [[شأن]] او تناسب دارد؛ در نتیجه به وضع فعلی راضی نمیشود و همواره برای رسیدن به آن وضع مطلوب در تلاش و کوشش است و در انتظار روزی است که طعم خوش [[عدالت]] و [[معنویت]] را [[حس]] کند. | |||
=== آگاهی از وضع مطلوب === | === آگاهی از وضع مطلوب === | ||
{{اصلی|آگاهی از وضع مطلوب}} | {{اصلی|آگاهی از وضع مطلوب}} | ||
البته حاصل شدن این رکن، احتیاج به مقدمه ای دارد و آن شناخت [[منتظر]] نسبت به ابعاد روحی روانی [[انسان]] هاست، یعنی بداند وضع موجودی که در [[جهان]] [[حاکم]] است و شرایطی که در آن [[زندگی]] میکند، با عظمت وجودی [[انسان]] و [[شأن]] او تناسبی ندارد و بعد از این [[شناخت]]، [[آگاهی از وضع مطلوب]] برای شخص [[منتظر]] معنا پیدا میکند، چراکه بعد از این [[شناخت]] شخص [[منتظر]] در [[انتظار]] روزی مینشیند که طعم خوش [[عدالت]] و [[معنویت]] را [[حس]] کند و چشیدن این طعم حاصل نمیشود مگر به وسیلۀ [[آگاهی از وضع مطلوب]] در [[آینده]]. البته این [[آگاهی]] به هیچ وجه به صورت تمام برای شخص [[منتظر]] حاصل نمیشود چراکه بدون در نظر داشتن الگویی از وضع مطلوب، چگونه میتوان وضع مطلوب را در [[آینده]] ارزیابی کرد؟ اما همین دلگرمی [[مؤمنین]] نسبت به [[آینده]] که روزی [[روشنایی]] و [[عدالت]] سراسر [[زندگی]] [[بشر]] را فرا خواهد گرفت میتواند جزء ارکان به وجود آمدن مفهوم [[انتظار]] باشد. در هر صورت [[آگاهی]] نسبی به وضع مطلوب در [[آینده]] رکن دیگر برای حاصل شدن [[انتظار]] است. | البته حاصل شدن این رکن، احتیاج به مقدمه ای دارد و آن شناخت [[منتظر]] نسبت به ابعاد روحی روانی [[انسان]] هاست، یعنی بداند وضع موجودی که در [[جهان]] [[حاکم]] است و شرایطی که در آن [[زندگی]] میکند، با عظمت وجودی [[انسان]] و [[شأن]] او تناسبی ندارد و بعد از این [[شناخت]]، [[آگاهی از وضع مطلوب]] برای شخص [[منتظر]] معنا پیدا میکند، چراکه بعد از این [[شناخت]] شخص [[منتظر]] در [[انتظار]] روزی مینشیند که طعم خوش [[عدالت]] و [[معنویت]] را [[حس]] کند و چشیدن این طعم حاصل نمیشود مگر به وسیلۀ [[آگاهی از وضع مطلوب]] در [[آینده]]. البته این [[آگاهی]] به هیچ وجه به صورت تمام برای شخص [[منتظر]] حاصل نمیشود چراکه بدون در نظر داشتن الگویی از وضع مطلوب، چگونه میتوان وضع مطلوب را در [[آینده]] ارزیابی کرد؟ اما همین دلگرمی [[مؤمنین]] نسبت به [[آینده]] که روزی [[روشنایی]] و [[عدالت]] سراسر [[زندگی]] [[بشر]] را فرا خواهد گرفت میتواند جزء ارکان به وجود آمدن مفهوم [[انتظار]] باشد. در هر صورت [[آگاهی]] نسبی به وضع مطلوب در [[آینده]] رکن دیگر برای حاصل شدن [[انتظار]] است. | ||
=== اعتقاد به تحقق وضع مطلوب === | === اعتقاد به تحقق وضع مطلوب === | ||