آیه میثاق: تفاوت میان نسخه‌ها

۷۰۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ سپتامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| عنوان مدخل  = آیه میثاق
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[آیه میثاق در قرآن]]  
| مداخل مرتبط = [[آیه میثاق در تفسیر و علوم قرآنی]]  
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار
| نام آیه = آیه میثاق
| نام تصویر = آیه ۱۷۲ سوره اعراف.jpg
| توضیح تصویر =
| متن آیه = 
| معنی آیه = و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم
| شماره آیه = ۱۷۲
| نام سوره = اعراف
| شماره جزء = ۹
| نام‌های دیگر = آیه ذر
| شأن نزول =
| مصداق آیه =
| دلالت آیه = {{فهرست جعبه|پیمان میان انسان و خداوند}}
| نتایج آیه =
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
از آنجا که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> از [[میثاق]] [[خدا]] با [[انسان‌ها]] [[سخن]] گفته شده به آن [[آیه میثاق]] گفته می‌شود.
از آنجا که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> از [[میثاق]] [[خدا]] با [[انسان‌ها]] [[سخن]] گفته شده به آن آیه میثاق گفته می‌شود.


"ذرّیّه" از ریشه "ذ - ر - ر" در لغت به معنی مورچه‌های کوچک یا ذرات غبار که در شعاع [[آفتاب]] دیده می‌شوند، آمده است<ref>العین، ج۸، ص۱۷۵؛ معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۳۴۳؛ مفردات، ص۳۲۶؛ قاموس قرآن، ج۳، ص۱۲.</ref>. ذریّه در اصل به معنی [[فرزندان]] کوچک و کم سن و سال است، ولی غالباً به همه فرزندان گفته می‌شود. درباره ریشه اصلی این لغت احتمالات متعددی داده شده است. بعضی آن را از "ذرء" به معنی [[آفرینش]] می‌دانند. بنابرین مفهوم اصلی ذریّه با مفهوم مخلوق و [[آفریده]] شده برابر است. بسیاری دیگر، آن را از "ذرّ" به معنی موجودات بسیار کوچک همانند ذرات غبار و مورچه‌های بسیار ریز دانسته‌اند؛ از این نظر که فرزندان[[انسان]] نیز در ابتداء از نطفه بسیار کوچکی آغاز [[حیات]] می‌کنند. سومین احتمال که درباره آن داده شده این است که از ماده "ذرو" به معنی پراکنده ساختن گرفته شده و اینکه فرزندان انسان را ذرّیّه گفته‌اند به خاطر آن است که آنها پس از تکثیر مثل به هر سو در روی [[زمین]] پراکنده می‌شوند<ref>مفردات، ص۳۲۷؛ تفسیر نمونه، ج۷، ص۵.</ref>. ریشه ذرّیّه به معنی فرزندان سی بار در [[قرآن]] به کار رفته است.
"ذرّیّه" از ریشه "ذ - ر - ر" در لغت به معنی مورچه‌های کوچک یا ذرات غبار که در شعاع [[آفتاب]] دیده می‌شوند، آمده است<ref>العین، ج۸، ص۱۷۵؛ معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۳۴۳؛ مفردات، ص۳۲۶؛ قاموس قرآن، ج۳، ص۱۲.</ref>. ذریّه در اصل به معنی [[فرزندان]] کوچک و کم سن و سال است، ولی غالباً به همه فرزندان گفته می‌شود. درباره ریشه اصلی این لغت احتمالات متعددی داده شده است. بعضی آن را از "ذرء" به معنی [[آفرینش]] می‌دانند. بنابرین مفهوم اصلی ذریّه با مفهوم مخلوق و [[آفریده]] شده برابر است. بسیاری دیگر، آن را از "ذرّ" به معنی موجودات بسیار کوچک همانند ذرات غبار و مورچه‌های بسیار ریز دانسته‌اند؛ از این نظر که فرزندان[[انسان]] نیز در ابتداء از نطفه بسیار کوچکی آغاز [[حیات]] می‌کنند. سومین احتمال که درباره آن داده شده این است که از ماده "ذرو" به معنی پراکنده ساختن گرفته شده و اینکه فرزندان انسان را ذرّیّه گفته‌اند به خاطر آن است که آنها پس از تکثیر مثل به هر سو در روی [[زمین]] پراکنده می‌شوند<ref>مفردات، ص۳۲۷؛ تفسیر نمونه، ج۷، ص۵.</ref>. ریشه ذرّیّه به معنی فرزندان سی بار در [[قرآن]] به کار رفته است.
خط ۲۷: خط ۴۲:
[[روایات]] فراوانی در زمینه [[عالم ذر]] نقل شده است؛ برخی از این روایات در [[کتاب شریف کافی]] گزارش شده است. در [[صحاح]] [[اهل تسنن]] نیز، برخی از آنها آمده است. از آن جمله فرمایش [[امام صادق]] {{ع}} است که بعضی از [[قریش]] به [[رسول خدا]] {{صل}} عرض کردند: به چه چیزی بر [[انبیا]] [[سبقت]] گرفتید و تو در آخر آنان و به عنوان خاتم آنان [[مبعوث]] شدی؟ [[پیامبر]] فرمود: من اولین فردی بودم که به پروردگارم [[ایمان]] آوردم و اولین فردی بودم که جواب دادم وقتی که [[خدا]] [[میثاق]] گرفت و گفت: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}}. پس من اولین [[پیامبری]] بودم که بلی گفتم و در [[اقرار به خدا]] بر همه آنان سبقت گرفتم<ref>الکافی، ج۱، ص۴۴۱.</ref>. این [[روایت]] با دیدگاه اول تناسب دارد. [[عبدالله سنان]] از [[امام]] [[جعفر صادق]] {{ع}} روایت کرده است که گفت: از آن [[حضرت]] درباره [[آیه]]: {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}} سؤال کردم که این [[فطرت]] چیست؟ فرمود: آن فطرت، [[اسلام]] است که خدا ایشان را بر آن آفرید در هنگامی که از ایشان [[پیمان]] بر [[توحید]] و [[یگانگی]] گرفت و فرمود: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}} آنان گفتند: {{متن قرآن|بَلَى شَهِدْنَا}} و در آن پیمان، [[مؤمن]] و [[کافر]] داخل بودند<ref>الکافی، ج۲، ص۱۳.</ref>. این روایت بیشتر با دیدگاه دوم تناسب دارد. لکن تعداد روایاتی که بر نظر اول دلالت دارد بیشتر است.
[[روایات]] فراوانی در زمینه [[عالم ذر]] نقل شده است؛ برخی از این روایات در [[کتاب شریف کافی]] گزارش شده است. در [[صحاح]] [[اهل تسنن]] نیز، برخی از آنها آمده است. از آن جمله فرمایش [[امام صادق]] {{ع}} است که بعضی از [[قریش]] به [[رسول خدا]] {{صل}} عرض کردند: به چه چیزی بر [[انبیا]] [[سبقت]] گرفتید و تو در آخر آنان و به عنوان خاتم آنان [[مبعوث]] شدی؟ [[پیامبر]] فرمود: من اولین فردی بودم که به پروردگارم [[ایمان]] آوردم و اولین فردی بودم که جواب دادم وقتی که [[خدا]] [[میثاق]] گرفت و گفت: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}}. پس من اولین [[پیامبری]] بودم که بلی گفتم و در [[اقرار به خدا]] بر همه آنان سبقت گرفتم<ref>الکافی، ج۱، ص۴۴۱.</ref>. این [[روایت]] با دیدگاه اول تناسب دارد. [[عبدالله سنان]] از [[امام]] [[جعفر صادق]] {{ع}} روایت کرده است که گفت: از آن [[حضرت]] درباره [[آیه]]: {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}} سؤال کردم که این [[فطرت]] چیست؟ فرمود: آن فطرت، [[اسلام]] است که خدا ایشان را بر آن آفرید در هنگامی که از ایشان [[پیمان]] بر [[توحید]] و [[یگانگی]] گرفت و فرمود: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}} آنان گفتند: {{متن قرآن|بَلَى شَهِدْنَا}} و در آن پیمان، [[مؤمن]] و [[کافر]] داخل بودند<ref>الکافی، ج۲، ص۱۳.</ref>. این روایت بیشتر با دیدگاه دوم تناسب دارد. لکن تعداد روایاتی که بر نظر اول دلالت دارد بیشتر است.


در [[تفسیر نمونه]] در مورد روایات چنین مینویسد: در [[تفسیر برهان]] ۳۷ روایت و در [[تفسیر نور الثقلین]] ۳۰ روایت در ذیل [[آیات]] فوق نقل شده که قسمتی از آن مشترک و قسمتی از آن متفاوت است و با توجه به تفاوت آنها شاید در مجموع از ۴۰ روایت نیز [[متجاوز]] باشند. به هرحال، اگر روایات را درست گروه‌بندی و تجزیه و تحلیل کنیم و اسناد و محتوای آنها را بررسی نماییم، خواهیم دید که نمی‌توان روی آنها به عنوان یک [[روایت]] معتبر تا چه رسد به عنوان یک [[روایت متواتر]] تکیه کرد. بسیاری از این [[روایات]] از [[زراره]] و تعدادی از [[صالح بن سهل]] و تعدادی از [[ابوبصیر]] و تعدادی از [[جابر]] و تعدادی از [[عبدالله سنان]] می‌باشد. روشن است که هر گاه شخص واحد روایات متعددی به یک مضمون نقل کند همه در [[حکم]] یک روایت محسوب می‌شود. با توجه به این موضوع تعداد روایات فوق از آن عدد کثیری که در ابتدا به نظر می‌رسد تنزل مینماید و از ۱۰ الی ۲۰ روایت [[تجاوز]] نمی‌کند. از نظر مضمون و دلالت نیز، مفاهیم آنها کاملاً با هم مختلف است. بعضی موافق [[تفسیر]] اول و برخی موافق تفسیر دوم است و تعدادی نیز، با هیچ کدام سازگار نیست، مثلاً روایاتی را که زراره نقل کرده است و ذیل شماره ۳ و ۴ و ۸ و ۱۱ و ۲۸ و ۲۹ در [[تفسیر برهان]] ذیل [[آیات]] مورد بحث نقل شده موافق تفسیر اول است و آنچه در روایات [[عبدالله بن سنان]] که ذیل شماره ۷ و ۱۲ در همان تفسیر برهان ذکر شده اشاره به تفسیر دوم می‌کند. برخی از این روایات مبهم و پاره‌ای از آنها تعبیراتی دارد که جز به صورت کنایه و به اصطلاح در شکل سمبلیک مفهوم نیست مانند روایت ۱۸ و ۲۳ که از [[ابوسعید خدری]] و [[عبدالله کلبی]] در همان تفسیر نقل شده است. در پاره‌ای از روایات مزبور تنها اشاره به [[ارواح]] [[بنی آدم]] شده (مانند روایت [[مفضل]] که تحت شماره ۲۰ ذکر شده است). به علاوه روایات فوق بعضی دارای [[سند]] معتبر و بعضی فاقد سند می‌باشند. بنابرین و با توجه به [[متعارض]] بودن روایات فوق نمی‌توانیم روی آنها به عنوان یک [[مدرک]] معتبر تکیه کنیم و یا لااقل همان‌گونه که بزرگان [[علماء]] در این قبیل موارد می‌گویند [[علم]] و [[فهم]] این روایات را باید به صاحبان آنها واگذاریم و از هر گونه [[قضاوت]] پیرامون آنها خودداری کنیم. در این صورت ما میمانیم و متن آیاتی که در [[قرآن]] آمده است و همان‌گونه که گفتیم [[تفسیر]] دوم با [[آیات]] سازگارتر است<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۰.</ref>. با توجه به آنچه گذشت دیدگاه دوم با متن [[آیه]] سازگارتر و موافق با برخی از [[روایات]] است و بزرگان از [[مفسران]] با آن موافق هستند.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه میثاق (مقاله)|مقاله «آیه میثاق»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref>
در [[تفسیر نمونه]] در مورد روایات چنین مینویسد: در [[تفسیر برهان]] ۳۷ روایت و در [[تفسیر نور الثقلین]] ۳۰ روایت در ذیل [[آیات]] فوق نقل شده که قسمتی از آن مشترک و قسمتی از آن متفاوت است و با توجه به تفاوت آنها شاید در مجموع از ۴۰ روایت نیز [[متجاوز]] باشند. به هرحال، اگر روایات را درست گروه‌بندی و تجزیه و تحلیل کنیم و اسناد و محتوای آنها را بررسی نماییم، خواهیم دید که نمی‌توان روی آنها به عنوان یک [[روایت]] معتبر تا چه رسد به عنوان یک [[روایت متواتر]] تکیه کرد. بسیاری از این [[روایات]] از [[زراره]] و تعدادی از [[صالح بن سهل]] و تعدادی از [[ابوبصیر]] و تعدادی از [[جابر]] و تعدادی از [[عبدالله سنان]] می‌باشد. روشن است که هر گاه شخص واحد روایات متعددی به یک مضمون نقل کند همه در [[حکم]] یک روایت محسوب می‌شود. با توجه به این موضوع تعداد روایات فوق از آن عدد کثیری که در ابتدا به نظر می‌رسد تنزل مینماید و از ۱۰ الی ۲۰ روایت [[تجاوز]] نمی‌کند. از نظر مضمون و دلالت نیز، مفاهیم آنها کاملاً با هم مختلف است. بعضی موافق [[تفسیر]] اول و برخی موافق تفسیر دوم است و تعدادی نیز، با هیچ کدام سازگار نیست، مثلاً روایاتی را که زراره نقل کرده است و ذیل شماره ۳ و ۴ و ۸ و ۱۱ و ۲۸ و ۲۹ در [[تفسیر برهان]] ذیل [[آیات]] مورد بحث نقل شده موافق تفسیر اول است و آنچه در روایات [[عبدالله بن سنان]] که ذیل شماره ۷ و ۱۲ در همان تفسیر برهان ذکر شده اشاره به تفسیر دوم می‌کند. برخی از این روایات مبهم و پاره‌ای از آنها تعبیراتی دارد که جز به صورت کنایه و به اصطلاح در شکل سمبلیک مفهوم نیست مانند روایت ۱۸ و ۲۳ که از [[ابوسعید خدری]] و [[عبدالله کلبی]] در همان تفسیر نقل شده است. در پاره‌ای از روایات مزبور تنها اشاره به [[ارواح]] [[بنی آدم]] شده (مانند روایت [[مفضل]] که تحت شماره ۲۰ ذکر شده است). به علاوه روایات فوق بعضی دارای [[سند]] معتبر و بعضی فاقد سند می‌باشند. بنابرین و با توجه به [[متعارض]] بودن روایات فوق نمی‌توانیم روی آنها به عنوان یک [[مدرک]] معتبر تکیه کنیم و یا لااقل همان‌گونه که بزرگان [[علماء]] در این قبیل موارد می‌گویند [[علم]] و [[فهم]] این روایات را باید به صاحبان آنها واگذاریم و از هر گونه [[قضاوت]] پیرامون آنها خودداری کنیم. در این صورت ما میمانیم و متن آیاتی که در [[قرآن]] آمده است و همان‌گونه که گفتیم [[تفسیر]] دوم با [[آیات]] سازگارتر است<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۰.</ref>. با توجه به آنچه گذشت دیدگاه دوم با متن [[آیه]] سازگارتر و موافق با برخی از [[روایات]] است و بزرگان از [[مفسران]] با آن موافق هستند<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه میثاق (مقاله)|مقاله «آیه میثاق»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref>.
 
== شأن نزول ==
{{اصلی|شأن نزول آیه میثاق}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۴۳: خط ۵۵:
{{فضائل اهل بیت}}
{{فضائل اهل بیت}}


[[رده:آیه مشیت]]
[[رده:آیات نامدار]]
[[رده:آیات نامدار]]
۸۱٬۲۵۵

ویرایش