انتظار قلبی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۰۱۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== اقسام سه گانۀ [[انتظار]] ==
== اقسام سه گانۀ [[انتظار]] ==
* [[انتظار فرج]] به سه قسم [[انتظار قلبی]]، لفظی و عملی تقسیم می‌‌شود. مرحلۀ اول این است که ما در [[دل]] [[منتظر]] آن حضرتیم و از نیآمدنشان بی‌قراریم. انتظار لفظی این است که برای ظهور آن حضرت[[دعا]] کنیم، ولی [[انتظار عملی]] به [[آمادگی]] خارجی نسبت به آمدن آن حضرت اطلاق می‌‌شود. انتظار عملی بسیار مهم است، انتظار قلبی و لفظی آسان است و غالباً هم انجام می‌‌شود؛ اما کسی که چنین انتظاری دارد باید هم خود آماده بشود و هم دیگران را از نظر [[روحیات]]، [[ایمان]]، [[اعمال]] و [[عقیده]] آماده کند<ref>ر. ک: [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، سخنرانی درس خارج فقه، مسجد اعظم قم، ۱۰/۲/۱۳۹۴.</ref>.
[[انتظار فرج]] به سه قسم انتظار قلبی، لفظی و عملی تقسیم می‌‌شود. مرحلۀ اول این است که ما در [[دل]] [[منتظر]] آن حضرتیم و از نیآمدنشان بی‌قراریم. انتظار لفظی این است که برای ظهور آن حضرت[[دعا]] کنیم، ولی [[انتظار عملی]] به آمادگی خارجی نسبت به آمدن آن حضرت اطلاق می‌‌شود. انتظار عملی بسیار مهم است، انتظار قلبی و لفظی آسان است و غالباً هم انجام می‌‌شود؛ اما کسی که چنین انتظاری دارد باید هم خود آماده بشود و هم دیگران را از نظر روحیات، [[ایمان]]، [[اعمال]] و [[عقیده]] آماده کند<ref>ر.ک: [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، سخنرانی درس خارج فقه، مسجد اعظم قم، ۱۰/۲/۱۳۹۴.</ref>.


== [[چیستی انتظار]] [[قلبی]] ==
== [[چیستی انتظار]] [[قلبی]] ==
* انتظار عبارت است از یک حالت قلبی و [[روحی]] که از آن آماده شدن برای چیزی که در انتظارش هستی، استفاده می‌‌شود لذا هر قدر انتظار شدیدتر باشد، آماده شدن هم بیشتر می‌‌شود<ref>ر. ک: [[سید محمد بنی‌هاشمی|بنی‌هاشمی، سید محمد]]، [[سلسله درس‌های مهدویت ج۱۰ (کتاب)|انتظار فرج]]، ص۳۰.</ref>. ‌انتظار حالتی قلبی و [[نفسانی]] است که وقتی شدت یافت و عمق و [[غنا]] پیدا کرد از [[قلب]] به اعضا و جوارح سرازیر می‌‌شود و آثار خود را در عمل نشان می‌دهد و روشن است، انتظار مورد نظر [[پیشوایان معصوم]] همان انتظار عمق و غنا یافته است که موجب تلاش و [[مجاهدت]] منتظر می‌شود. اینرا می‌‌توان از پاداش‌هایی که برای انتظار ذکر شده دریافت. به عنوان نمونه در [[روایات]] چنین وارد شده است، [[منتظران امام مهدی]]{{ع}} همچون [[مجاهدان]] در رکاب [[پیامبر گرامی]] اسلام‌اند روشن است انتظاری که تنها در مرحلۀ قلب باشد و جز [[تأسف]] و [[اندوه]] قلبی اثر دیگری نداشته باشد و باعث دست روی دست گذاشتن و [[گوشه‌گیری]] و [[عزلت]] گردد، نسبتی با [[جهاد]] ندارد و نمی‌تواند [[ثواب]] مجاهدت در رکاب [[پیامبر]] را داشته باشد<ref>ر. ک: [[نصرت‌الله آیتی|آیتی، نصرت‌الله]]، مکاتبه اختصاصی [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. اساساً، اصطلاح [[انتظار]]، به معنای عدم [[رضایت]] از وضعیت موجود و [[انتظار عملی]] برای [[تغییر]] آن و حاصل شدن وضعیّتی مناسب است<ref>ر. ک: [[محمد ناصری|ناصری، محمد]]، [[خُلُق (نشریه)|خُلُق]]، [[فرهنگ انتظار (مقاله)|فرهنگ انتظار]]، ج۱، ص۹۸۷.</ref>.
انتظار عبارت است از یک حالت قلبی و [[روحی]] که از آن آماده شدن برای چیزی که در انتظارش هستی، استفاده می‌‌شود لذا هر قدر انتظار شدیدتر باشد، آماده شدن هم بیشتر می‌‌شود<ref>ر.ک: [[سید محمد بنی‌هاشمی|بنی‌هاشمی، سید محمد]]، [[سلسله درس‌های مهدویت ج۱۰ (کتاب)|انتظار فرج]]، ص۳۰.</ref>. ‌انتظار حالتی قلبی و [[نفسانی]] است که وقتی شدت یافت و عمق و غنا پیدا کرد از [[قلب]] به اعضا و جوارح سرازیر می‌‌شود و آثار خود را در عمل نشان می‌دهد و روشن است، انتظار مورد نظر [[پیشوایان معصوم]] همان انتظار عمق و غنا یافته است که موجب تلاش و [[مجاهدت]] منتظر می‌شود. اینرا می‌‌توان از پاداش‌هایی که برای انتظار ذکر شده دریافت. به عنوان نمونه در [[روایات]] چنین وارد شده است، [[منتظران امام مهدی]]{{ع}} همچون [[مجاهدان]] در رکاب [[پیامبر گرامی]] اسلام‌اند روشن است انتظاری که تنها در مرحلۀ قلب باشد و جز [[تأسف]] و [[اندوه]] قلبی اثر دیگری نداشته باشد و باعث دست روی دست گذاشتن و [[گوشه‌گیری]] و [[عزلت]] گردد، نسبتی با [[جهاد]] ندارد و نمی‌تواند [[ثواب]] مجاهدت در رکاب [[پیامبر]] را داشته باشد<ref>ر.ک: [[نصرت‌الله آیتی|آیتی، نصرت‌الله]]، مکاتبه اختصاصی [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. اساساً، اصطلاح [[انتظار]]، به معنای عدم [[رضایت]] از وضعیت موجود و [[انتظار عملی]] برای [[تغییر]] آن و حاصل شدن وضعیّتی مناسب است<ref>ر.ک: [[محمد ناصری|ناصری، محمد]]، [[فرهنگ انتظار (مقاله)|فرهنگ انتظار]]، ج۱، ص۹۸۷.</ref>.
== [[درجات انتظار]] [[قلبی]] ==
 
* [[انتظار قلبی]] دارای درجات سه‌گانه است:
== درجات انتظار [[قلبی]] ==
# درجۀ اول: [[یقین]] داشته باشد ظهور آن [[حضرت حق]] است و واقع خواهد شد و آن [[وعدۀ الهی]] است که تخلفی در آن نیست، و هر قدر هم در تحقق آن تأخیر شود، [[مایوس]] و [[ناامید]] نمی‌گردد و منکر اصل آن نمی‌شود. این درجه [[واجب]] است و [[حقیقت ایمان]] به آن بستگی دارد و نبود آن در [[باطن]] [[امر]] موجب [[کفر]] و [[ضلالت]] است؛ اگر چه به حسب ظاهر محکوم به [[احکام اسلام]] باشد؛ زیرا [[انکار]] امر [[امامت]] است، هر چند در ظاهر [[اقرار به توحید]] و [[رسالت]] دارد<ref>ر. ک: [[محمد باقر فقیه ایمانی|فقیه ایمانی، محمد باقر]]، [[لواء‌الانصار (کتاب)|لواء‌الانصار]]، ص؟؟.</ref>.
انتظار قلبی دارای درجات سه‌گانه است:
# درجۀ دوم: ظهور را موقت به وقت خاصی نداند که قبل از آن، [[مأیوس]] از وقوع شود. این درجه نیز واجب است، لکن به گونه ای که اگر نباشد موجب [[فسق]] است و آن یأسی است که [[حرام]] است و از آن [[نهی]] شده است<ref>ر. ک: محمد باقر فقیه ایمانی|فقیه ایمانی، محمد باقر، لواء‌الانصار (کتاب)|لواء‌الانصار، ص؟؟.</ref>.
# درجۀ اول: [[یقین]] داشته باشد ظهور آن [[حضرت حق]] است و واقع خواهد شد و آن وعدۀ الهی است که تخلفی در آن نیست، و هر قدر هم در تحقق آن تأخیر شود، [[مایوس]] و [[ناامید]] نمی‌گردد و منکر اصل آن نمی‌شود. این درجه [[واجب]] است و [[حقیقت ایمان]] به آن بستگی دارد و نبود آن در [[باطن]] [[امر]] موجب [[کفر]] و [[ضلالت]] است؛ اگر چه به حسب ظاهر محکوم به [[احکام اسلام]] باشد؛ زیرا [[انکار]] امر [[امامت]] است، هر چند در ظاهر اقرار به توحید و [[رسالت]] دارد.
# درجۀ سوم: بر حسب آنچه در [[روایات]] است: «هر [[صبح و شام]] [[منتظر فرج]] باشید»<ref>{{متن حدیث|توَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۳۳، ح۱.</ref>؛ {{متن حدیث|یَأْتِی بَغْتَةً..}}؛ «او همچون شهاب فروزانی ناگهان خواهد آمد»<ref>{{متن حدیث|کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۱، ص۷۲.</ref> و امثال اینها؛ در هر [[حال]] و هر زمانی باید [[منتظر]] بود، یعنی [[امید]] وقوع آن را داشت. این درجه مقتضای کمال [[ایمان]] است و نبود آن موجب نقصان در ایمان است؛ پس لازمۀ کمال ایمان [[مؤمن]] است<ref>ر. ک: محمد باقر فقیه ایمانی|فقیه ایمانی، محمد باقر، لواء‌الانصار (کتاب)|لواء‌الانصار، ص؟؟.</ref>.  
# درجۀ دوم: ظهور را موقت به وقت خاصی نداند که قبل از آن، [[مأیوس]] از وقوع شود. این درجه نیز واجب است، لکن به گونه ای که اگر نباشد موجب [[فسق]] است و آن یأسی است که [[حرام]] است و از آن [[نهی]] شده است<ref>ر.ک: [[محمد باقر فقیه ایمانی|فقیه ایمانی، محمد باقر]]، [[لواء‌الانصار (کتاب)|لواء‌الانصار]].</ref>.
* انتظار قلبی کامل به این حاصل می‌‌شود که شخص [[مؤمن]] در هیچ حالی از حالات و هیچ وقتی از اوقات و هیچ مکانی از مکان‌ها از یاد امامش و [[انتظار]] قدوم مبارکش خالی و فارغ نباشد، بلکه اگر در مجالس و محافل [[مردم]] هم حاضر می‌‌شود و با [[اهل]] عالم [[گفتگو]] می‌‌کند، قلبش پیش [[امام]]{{ع}} باشد و به انتظار او و [[خیال]] او و [[شوق]] وصال او باشد<ref>ر. ک: [[سید محمد تقی موسوی اصفهانی|موسوی اصفهانی، سید محمد تقی]]، [[چشم روشنی منتظران (کتاب)|چشم روشنی منتظران]]، ص؟؟.</ref>.
# درجۀ سوم: بر حسب آنچه در [[روایات]] است: «هر صبح و شام [[منتظر فرج]] باشید»<ref>{{متن حدیث|توَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۳۳، ح۱.</ref>؛ {{متن حدیث|یَأْتِی بَغْتَةً..}}؛ «او همچون شهاب فروزانی ناگهان خواهد آمد»<ref>{{متن حدیث|کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۱، ص۷۲.</ref> و امثال اینها؛ در هر حال و هر زمانی باید [[منتظر]] بود، یعنی [[امید]] وقوع آن را داشت. این درجه مقتضای کمال [[ایمان]] است و نبود آن موجب نقصان در ایمان است؛ پس لازمۀ کمال ایمان [[مؤمن]] است<ref>ر.ک: [[محمد باقر فقیه ایمانی|فقیه ایمانی، محمد باقر]]، [[لواء‌الانصار (کتاب)|لواء‌الانصار]].</ref>.
* بنابراین [[انتظار قلبی]] و لفظی آسان است و غالباً هم انجام می‌‌شود. کسی که چنین انتظاری دارد باید هم آماده بشود و هم آماده بکند. باید از نظر [[روحیات]]، [[ایمان]]، [[اعمال]] و [[عقیده]] هم دیگران را آماده کند<ref>ر. ک: [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، خبرگزاری رسمی حوزه.</ref>.
 
انتظار قلبی کامل به این حاصل می‌‌شود که شخص [[مؤمن]] در هیچ حالی از حالات و هیچ وقتی از اوقات و هیچ مکانی از مکان‌ها از یاد امامش و [[انتظار]] قدوم مبارکش خالی و فارغ نباشد، بلکه اگر در مجالس و محافل [[مردم]] هم حاضر می‌‌شود و با [[اهل]] عالم گفتگو می‌‌کند، قلبش پیش [[امام]]{{ع}} باشد و به انتظار او و خیال او و [[شوق]] وصال او باشد<ref>ر.ک: [[سید محمد تقی موسوی اصفهانی|موسوی اصفهانی، سید محمد تقی]]، [[چشم روشنی منتظران (کتاب)|چشم روشنی منتظران]].</ref>.
 
بنابراین انتظار قلبی و لفظی آسان است و غالباً هم انجام می‌‌شود. کسی که چنین انتظاری دارد باید هم آماده بشود و هم آماده بکند. باید از نظر روحیات، [[ایمان]]، [[اعمال]] و [[عقیده]] هم دیگران را آماده کند<ref>ر.ک: [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، خبرگزاری رسمی حوزه.</ref>.


== منحصر نبودن انتظار به [[قلبی]] ==
== منحصر نبودن انتظار به [[قلبی]] ==
* مقصود از انتظار، صرفاً انتظار قلبی نیست، بلکه مراد [[انتظار عملی]] است هر چند انتظار قلبی نیز لازم است، ولی نه به عنوان مقصود اصلی، بلکه به عنوان مقدمۀ انتظار عملی که مقصود اصلی است. انتظار قلبی ِصرف، یعنی اینکه [[انسان]] صرفاً [[اعتقاد]] به [[ظهور امام زمان]] و [[برپایی حکومت عدل جهانی]] داشته باشد بدون آنکه این [[اعتقاد قلبی]] در صحنۀ [[عمل]]ظاهر شود که بنابر [[دلایل]] [[قطعی]] زیر، مقصود از [[انتظار فرج]] چنین انتظاری نیست:
مقصود از انتظار، صرفاً انتظار قلبی نیست، بلکه مراد [[انتظار عملی]] است هر چند انتظار قلبی نیز لازم است، ولی نه به عنوان مقصود اصلی، بلکه به عنوان مقدمۀ انتظار عملی که مقصود اصلی است. انتظار قلبی ِصرف، یعنی اینکه [[انسان]] صرفاً [[اعتقاد]] به [[ظهور امام زمان]] و [[برپایی حکومت عدل جهانی]] داشته باشد بدون آنکه این [[اعتقاد قلبی]] در صحنۀ [[عمل]]ظاهر شود که بنابر [[دلایل]] [[قطعی]] زیر، مقصود از [[انتظار فرج]] چنین انتظاری نیست:
# در [[روایات]] وارده از [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[ائمۀ اطهار]]{{ع}} از انتظار فرج به عنوان [[افضل]] اعمال تعبیر شده است<ref>{{متن حدیث|أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ اللَّه‏}}؛ بحارالانوار، ج ۷۵، ص۲۰۸.</ref> که ظهور در انتظار عملی دارد؛ زیرا انتظار قلبی صرف را نمی‌توان عمل نامید<ref>مگر اینکه لفظ عمل، مجازاً به معنی انتظار قلبی به کار رود که آن هم احتیاج به قرینه و دلیل دارد؛ زیرا مجاز، برخلاف اصل است.</ref><ref>ر. ک: [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص۸۹-۹۲.</ref>
# در [[روایات]] وارده از [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[ائمۀ اطهار]]{{ع}} از انتظار فرج به عنوان [[افضل]] اعمال تعبیر شده است<ref>{{متن حدیث|أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ اللَّه‏}}؛ بحارالانوار، ج ۷۵، ص۲۰۸.</ref> که ظهور در انتظار عملی دارد؛ زیرا انتظار قلبی صرف را نمی‌توان عمل نامید<ref>مگر اینکه لفظ عمل، مجازاً به معنی انتظار قلبی به کار رود که آن هم احتیاج به قرینه و دلیل دارد؛ زیرا مجاز، برخلاف اصل است.</ref>.
# بدون تردید در مقایسه بین انتظار قلبی و [[انتظار عملی]] نمی‌توان [[انتظار قلبی]] صرف را [[افضل]] از انتظار عملی که متضمن انتظار قلبی است، دانست. بنابراین آنچه با "افضل [[اعمال]]" بودن تناسب دارد، انتظار قلبی صرف نیست، بلکه انتظار عملی است که جامع‌تر و فراگیرتر از انتظار قلبی صرف است. نتیجه اینکه آنچه از [[روایت]] {{متن حدیث|أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ}} فهمیده می‌شود انتظار عملی است نه مجرّد انتظار قلبی<ref>ر. ک: [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص۸۹ـ۹۲.</ref>.
# بدون تردید در مقایسه بین انتظار قلبی و [[انتظار عملی]] نمی‌توان انتظار قلبی صرف را [[افضل]] از انتظار عملی که متضمن انتظار قلبی است، دانست. بنابراین آنچه با "افضل [[اعمال]]" بودن تناسب دارد، انتظار قلبی صرف نیست، بلکه انتظار عملی است که جامع‌تر و فراگیرتر از انتظار قلبی صرف است. نتیجه اینکه آنچه از [[روایت]] {{متن حدیث|أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ}} فهمیده می‌شود انتظار عملی است نه مجرّد انتظار قلبی.
# اگر مقصود از روایت {{متن حدیث|أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ}} را صرفاً انتظار قلبی فرض کنیم با مسلّمات [[شریعت اسلام]] و [[آیات]] و [[روایات]] منافات خواهد داشت. این، خود دلیل روشنی بر این [[حقیقت]] است که انتظار قلبی صرف، مراد نیست<ref>ر. ک: محسن اراکی|اراکی، محسن، نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت، ص۸۹-۹۲.</ref>؛ زیرا با مطالعه در آیات و روایات بسیار، این حقیقت انکارناپذیر منتج می‌شود که اعمال بسیاری وجود دارند که قطعاً از انتظار قلبی مجرد، افضل و بالاترند در حالی که عبارتی که در روایت {{متن حدیث|أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ}} به کار رفته است<ref>زیرا افعل التفضیل و جمع مضاف به امت است که به منزله تصریح به عموم است و جایی برای احتمال تخصیص نمی‌گذارد.</ref> آنچنان در دلالت بر [[افضلیت]] [[انتظار فرج]]، صریح و محکم است که جایی برای توجیه عبارت و حمل آن بر ارادۀ معنای دیگر باقی نمی‌ماند<ref>ر. ک: محسن اراکی|اراکی، محسن، نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت، ص۸۹-۹۲.</ref>.  
# اگر مقصود از روایت {{متن حدیث|أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ}} را صرفاً انتظار قلبی فرض کنیم با مسلّمات [[شریعت اسلام]] و [[آیات]] و [[روایات]] منافات خواهد داشت. این، خود دلیل روشنی بر این [[حقیقت]] است که انتظار قلبی صرف، مراد نیست؛ زیرا با مطالعه در آیات و روایات بسیار، این حقیقت انکارناپذیر منتج می‌شود که اعمال بسیاری وجود دارند که قطعاً از انتظار قلبی مجرد، افضل و بالاترند در حالی که عبارتی که در روایت {{متن حدیث|أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ}} به کار رفته است<ref>زیرا افعل التفضیل و جمع مضاف به امت است که به منزله تصریح به عموم است و جایی برای احتمال تخصیص نمی‌گذارد.</ref> آنچنان در دلالت بر [[افضلیت]] [[انتظار فرج]]، صریح و محکم است که جایی برای توجیه عبارت و حمل آن بر ارادۀ معنای دیگر باقی نمی‌ماند.
* در [[قرآن کریم]] آیاتی نظیر {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}}<ref>«بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ}}<ref>«شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> وجود دارند دال بر این معنا که [[اعمال]] بسیاری وجود دارند که از صرف [[انتظار قلبی]]، افضلند. آنچه به [[طور]] خلاصه از این [[آیات]] به دست می‌آید، این است که [[تقوی]] و [[عمل صالح]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]]، از [[اعتقاد قلبی]] صرف، [[برتر]] و بالاتر است؛ همچنین معیار و ملاک [[برتری]]، تنها [[ایمان]] و اعتقاد قلبی نیست، بلکه اضافه بر آن، عمل صالح که همان ادای [[تکالیف]] و انجام [[وظائف]] عملی [[الهی]] است، لازم است<ref>ر. ک: [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص۸۹-۹۲.</ref>.
 
در [[قرآن کریم]] آیاتی نظیر {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}}<ref>«بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ}}<ref>«شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> وجود دارند دال بر این معنا که [[اعمال]] بسیاری وجود دارند که از صرف انتظار قلبی، افضلند. آنچه به [[طور]] خلاصه از این [[آیات]] به دست می‌آید، این است که [[تقوی]] و [[عمل صالح]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]]، از [[اعتقاد قلبی]] صرف، [[برتر]] و بالاتر است؛ همچنین معیار و ملاک [[برتری]]، تنها [[ایمان]] و اعتقاد قلبی نیست، بلکه اضافه بر آن، عمل صالح که همان ادای [[تکالیف]] و انجام [[وظائف]] عملی [[الهی]] است، لازم است<ref>ر.ک: [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص۸۹-۹۲.</ref>.


== نتیجه‌گیری ==
== نتیجه‌گیری ==
* در نتیجه، [[انتظار]] که به سه قسم [[قلبی]]، لفظی، و عملی تقسیم می‌‌شود، نمی‌تواند صرفا به معنای قلبی باشد؛ بلکه مؤمنِ [[منتظر]]، باید هر سه نوع انتظار، خصوصاً [[انتظار عملی]] را مورد توجه خود قرار دهد تا از این طریق نقشی در [[زمینه‌سازی ظهور]] [[امام زمان]]{{ع}} ایفا نماید.
در نتیجه، [[انتظار]] که به سه قسم [[قلبی]]، لفظی، و عملی تقسیم می‌‌شود، نمی‌تواند صرفا به معنای قلبی باشد؛ بلکه مؤمنِ [[منتظر]]، باید هر سه نوع انتظار، خصوصاً [[انتظار عملی]] را مورد توجه خود قرار دهد تا از این طریق نقشی در [[زمینه‌سازی ظهور]] [[امام زمان]]{{ع}} ایفا نماید.


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش