←منابع
(←پانویس) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
مورخین و [[متکلمین]] در بیان اینکه چرا این [[علم]] "[[کلام]]" نامیده شده، چند [[علت]] گفتهاند. مشهورترین دیدگاه نزد علمای متقدم و برخی از [[اندیشمندان]] معاصر را میتوان همین نظریه نام برد که علم کلام ریشه در [[اختلاف]] قدم و حدوث [[قرآن]] دارد<ref>هرچند موارد نقض متعددی بر این ادعا وارد است؛ از جمله اینکه این داستان در زمان مأمون و متوکل شکل گرفت، حال آنکه در زمان امام صادق {{ع}} نیز در موارد متعددی از این عنوان در مناظرات و مباحث اعتقادی استفاده شده است. (کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۶۰ - ۵۹ و ۴۱۷)</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۵۴.</ref>. | مورخین و [[متکلمین]] در بیان اینکه چرا این [[علم]] "[[کلام]]" نامیده شده، چند [[علت]] گفتهاند. مشهورترین دیدگاه نزد علمای متقدم و برخی از [[اندیشمندان]] معاصر را میتوان همین نظریه نام برد که علم کلام ریشه در [[اختلاف]] قدم و حدوث [[قرآن]] دارد<ref>هرچند موارد نقض متعددی بر این ادعا وارد است؛ از جمله اینکه این داستان در زمان مأمون و متوکل شکل گرفت، حال آنکه در زمان امام صادق {{ع}} نیز در موارد متعددی از این عنوان در مناظرات و مباحث اعتقادی استفاده شده است. (کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۶۰ - ۵۹ و ۴۱۷)</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۵۴.</ref>. | ||
==تعریف [[علم کلام]]== | |||
در تعریف علم کلام، فایده و [[هدف]] از تأسیس آن [[اختلاف]] زیادی وجود ندارد، [[قاضی ایجی]] در تعریف این [[علم]] میگوید: [[کلام]] [[علمی]] است که با وجود آن میتوان [[قدرت]] بر [[اثبات]] [[عقاید دینی]]، آوردن [[حجت]] و [[دفع شبهه]] را پیدا کرد. | |||
او در ذکر فواید علم کلام میگوید: فایده این علم عبارت است از: | |||
# [[پیشرفت]] از مرحلۀ [[تقلید]] به جایگاه بلند [[یقین]].... | |||
# [[راهنمایی]] علم پژوهان به بیان دلیلها، و [[الزام]] مخالفان به آوردن دلیل.... | |||
# [[حفظ]] ریشهها و [[قواعد]] [[دینی]] از [[شبهات]] منحرفین که موجب [[سست]] شدن [[عقاید]] میشود. | |||
# علم کلام جایگاه بنای دیگر [[علوم شرعی]] است، پس این علم ریشه آن [[علوم]] است. | |||
#سالمسازی [[نیت]] و [[اعتقادات]]،؛ چراکه به [[پاکی]] نیت، [[امید]] قبولی عمل میرود. | |||
او در ادامه میافزاید: و هدف اصلی این علم رساندن به [[رستگاری]] [[عالم دنیا]] و [[آخرت]] است<ref>مواقف، ج۱، ص۳۱.</ref>. | |||
[[تفتازانی]] نیز چنین میگوید: کلام، [[دانش]] به عقاید دینی از روی دلیلهای [[یقینی]] است... هدفش: شیرین نمودن طعم [[ایمان]] به واسطه یقین است، و نتیجۀ آن: [[سعادت دنیا]] و [[نجات]] عقبا است<ref>شرح مقاصد، ج۱، ص۵.</ref>. | |||
[[فیاض لاهیجی]]-شارح تجرید-هر دو تعریف را در کتاب شوارق الإلهام فی شرح [[تجرید الکلام]] خود آورده است<ref>شوارق الإلهام، ص۵.</ref>. | |||
پس هدفی که [[علمای اسلام]] به خاطر آن علم کلام را تشکیل دادهاند، [[شناخت]] [[اصول دین]] از راه [[استدلال به عقل]] و نقل است تا [[فرزندان]] این [[امت]] به ریشههایی که عقاید ایشان بر آن بنا شده، [[آگاهی]] پیدا کنند؛ چراکه تقلید در اصول دین از دیدگاه بیشتر [[علما]] -اگر نگوییم همۀ علما- جایز نیست و همانا بر هر مکلفی چارهای نیست مگر تحقیق در [[عقیده]]. | |||
پس این اول هدفی است که از تأسیس این علم و تدوین و تألیفش در نظر گرفته شده است. این علم از [[علوم ضروری]] و لازم بر تک تک [[مردم]] است.؛ چراکه این علم [[مسئول]] بیان مطالبی است که بر هر مکلفی [[التزام]] [[اعتقادی]] به آن لازم است. | |||
همان [[طور]] که [[علم فقه]] [[مسئول]] بیان امور جایز و یا غیر جایز است، از جهت عملی با وجودی که [[تقلید]] در آن امور جایز است و همچنین عهده دار بقاء [[شریعت]] در بعد [[احکام]] فرعی است، [[علم کلام]] نیز عهده دار [[حفظ]] ریشهها و پایههای [[اعتقادی]] است. | |||
طبیعی است که وقتی [[انسان]] دلیلها و [[براهین]] را به [[طور]] کامل فرا گیرد، [[قدرت]] [[دفاع]] از [[معتقدات]] خود را پیدا میکند و شبهاتی را که مطرح میشود به آسانی جواب میدهد، بلکه با قلم و زبانش دیگران را به [[عقیده]] خود [[دعوت]] میکند و از این بابت است که [[علما]] اهمیت بسیار زیادی به این [[علم]] دادهاند، و تعداد کتابهایی که از [[مذاهب اسلامی]] مختلف در این علم تألیف شده، فراوان است. | |||
علم کلام یکی از [[علوم]] اساسی [[اسلام]] میباشد، این علم ریشه در [[قرآن]] و [[روایات]] و [[عقل سلیم]] دارد، و از این علم تعبیر به «علم [[اصول دین]]» نیز میشود. | |||
این علم از [[علوم اسلامی]] مشترک بین همه فرق است، هر چند محققین قائلند به این که [[شیعیان]] مؤسس این علم هستند. | |||
[[اهل سنت]] در مسائل اصول دین به دو [[مکتب]] بزرگ «[[اشاعره]]» و «[[معتزله]]» منقسم شدند، آنها در بسیاری از مسائل [[اختلاف]] شدیدی دارند و روش استدلالاتشان با هم تفاوت وسیعی دارد، ولکن [[حقیقت]] آن است که اشاعره در بسیاری از بحثهای مورد اختلاف بین [[شیعه]] و [[اهل تسنن]] پیرو معتزله و از [[فکر]] آنان استفاده کردهاند. | |||
===اشاعره [[پیروان]] [[فکری]] معتزله=== | |||
وقتی با [[انصاف]] و کمال دقت بنگریم خواهیم دید که اهل سنت، اموری را که در مسألۀ [[امامت]] بیان میکنند، هیچ اساس و ریشهای ندارد، و نهایت چیزی که آنها مطرح میکنند توجیه [[کردار]] برخی از [[مسلمانان]] [[صدر اسلام]] و [[نیکو]] جلوه دادن قضایای [[تاریخی]] است. | |||
اما [[حق]] و حقیقت چیست؟ [[خدا]] و [[رسول]] از مسلمانان صدر اسلام چه توقعی دارند؟ | |||
اشاعره [[ادلۀ عقلی]] و [[نقلی]] متفق علیه را در امامت رد میکنند... و وقتی دستشان از دلیل بر مدعای خود کوتاه شد، به تکاپو افتاده و دست به دامن [[متکلمین]] [[معتزله]] میشوند؛ بیشتر مباحث امامتی که در ([[مواقف]]) و (مقاصد) -که هر دو از کتابهای بسیار مهم [[کلامی]] [[اهل سنت]] است-از [[فخر رازی]] گرفته شده است و فخر رازی در بیشتر مباحث خود از سفرۀ [[علمی]] معتزله [[توشه]] برمیگیرد. | |||
از باب نمونه: شبهاتی که در موضوع «[[عصمت]]» مطرح میکنند، از کتاب المغنی [[قاضی عبدالجبار]] بن احمد معتزلی متوفای ۴۱۵ گرفته شده، که [[سید]] [[شریف مرتضی]] متوفای ۴۳۶ در رد آن، کتاب [[الشافی فی الامامه]] را تألیف نمود<ref>الشافی، ج۱، ص۱۳۷-۳۰۰.</ref>. | |||
[[انکار]] صدور [[معجزه]] از [[امام]] و [[علم غیب]] او<ref>الشافی، ج۲، ص۲۶.</ref>؛ حمل [[نصوص امامت]] بدون فاصلۀ [[امیرالمؤمنین]] بعد از [[رسول خدا]]، به بعد از عثمان<ref>الشافی، ج۲، ص۳۰۵.</ref>. | |||
و نیز ادعای [[تفتازانی]] بر این که [[نص جلی]] در [[امامت امیرالمؤمنین]] از ساختهها و پرداختههای [[هشام بن حکم]] و [[یاران]] او است<ref>الشافی، ج۲، ص۱۱۹.</ref>. و همچنین در مباحث دیگر که بر هر محققی پوشیده نیست. | |||
برخی از اهل سنت معاصر، با علمای قدیم خود-که منکر وجود [[نص]] بر [[امامت ابوبکر]] و غیر او بوده اند-[[مخالفت]] کرده تا با این کار بتوانند [[خلافت]] کسی را که بر علی امیرالمؤمنین متقدم شده تصحیح کنند. و این عده باز این [[فکر]] را از معتزله اخذ نمودهاند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۴۹.</ref> | |||
===اهتمام همۀ [[فرقهها]] به [[علم کلام]]=== | |||
چنان که گذشت، موضوع علم کلام، [[اصول اعتقادی]] و برای اقامۀ [[دلایل نقلی]]-از [[کتاب و سنت]]-و [[عقلی]] در مسائل [[عقیده]] میباشد، و لذا همۀ [[فرق اسلامی]] به [[تعلیم و تعلم]] این [[علم]] و تألیف کتب در آن پرداخته و [[کوشش]] کردهاند تا [[اندیشه]] خود را به [[اثبات]] رسانده و اشکالات را پاسخ دهند. | |||
کتابهایی که در علم کلام، بزرگان [[شیعه]]، [[اشاعره]] و معتزله از اهل سنت، نوشته و آثاری که در این زمینه از خود باقی گذاشتهاند غیر قابل شمارش است، علمای هر یک از دو [[فرقه]] کتابهای مفصل چند جلدی و نیز کتابهای مختصر شامل همه مباحث از [[توحید]] تا [[معاد]] تألیف نمودهاند. | |||
نکتۀ قابل توجه این که: [[اهل سنت]] چون [[امامت]] را از [[اصول دین]] نمیدانند-چنان که خواهد آمد-کتابهای مستقل زیادی در خصوص امامت ندارند، و آن چه در این باب نوشتهاند در واقع به جهت [[هجوم]] بر [[شیعیان]] بوده است، و به همین جهت ملاحظه میشود که [[علمای شیعه]] در طول [[تاریخ]] غالباً در [[مقام]] [[دفاع]] از [[مکتب اهل بیت]]{{عم}} و رد حملههای [[مخالفین]] بوده و هستند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۵۰.</ref> | |||
===دفاع [[شیعه]] و پاسخ به حملات=== | |||
از همان [[روز]] اول، موضع شیعه موضع دفاع و رد [[تهاجم]] بوده است، [[جاحظ]] کتابی به نام (العثمانیه) نوشت، سراسر آن تهاجم بر [[مکتب امیرالمؤمنین]]{{ع}}، سپس [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] کتاب المغنی در رد [[عقائد]] شیعه و در آن [[ادله]] لفظیه را بر اساس ادله عقلیه نقد کرده است، مرحوم [[سید مرتضی]] کتاب [[الشافی]] فی الامامة را در رد کتاب المغنی تألیف نموده، که [[شیخ طوسی]] آن را تلخیص نموده است. | |||
و این وضعیت همچنان ادامه داشته تا [[قرن هفتم]] و هشتم، که نوبت به [[فخر رازی]] و [[ایجی]] و [[تفتازانی]] و همانند آنها رسید.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۵۱.</ref> | |||
===اوج [[جدال]] [[کلامی]] در قرن هفتم و هشتم=== | |||
امتیاز دو قرن هفتم و هشتم (بر اثر دگرگونیها و حوادث [[سیاسی]]-[[اجتماعی]] در [[سرزمینهای اسلامی]]) در [[پیشرفتهای علمی]] فراوانی است که در [[علوم]] و [[فنون]] [[دینی]] به وجود آمد. | |||
اما دربارۀ [[علم کلام]] باید گفت: در این تاریخ سه حوزۀ [[علمی]] تأسیس گردید، که در این حوزهها علمای بزرگی در علم کلام پرورش یافتند، آنها برای [[دانشمندان]] [[آینده]] [[پیشوا]] شدند و آثار گرانقدر بسیاری در این [[علم]] از ایشان به جا ماند که از آن پس مورد توجه و جایگاه بحث و [[تأمل]] علمی [[اندیشمندان]] شد. | |||
ولی تفاوت و تناقض [[فکری]] میان این [[حوزههای علمی]] باعث شد تا [[درگیریها]] و کشمکشهای [[اعتقادی]] در مؤلفات و [[مناظرات]] به وجود آید و از آن [[زمان]] تا به امروز نقد، رد و بررسیها پشت سر یکدیگر پدید آمده است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۵۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||