عبدالله بن خباب بن ارت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'سال ۳۷ هجری' به 'سال ۳۷ هجری')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۵۴: خط ۵۴:
[[ابوالعباس]] می‌گوید: موقعی که عبدالله بن خباب بن ارت - به همراه [[همسر]] حامله‌اش برای [[دیدار]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} عازم [[کوفه]] بود، قبل از آغاز [[جنگ نهروان]] جمعی از [[خوارج]] که از [[بصره]] به [[کوفه]] می‌آمدند در بین [[راه]] با عبدالله بن خباب بن ارت رو به رو شدند، به عبدالله گفتند: تو کیستی؟ او خود را معرفی کرد و گفت: من عبدالله پسر [[خباب بن ارت]] [[صحابی رسول خدا]] {{صل}} هستم. آنها گفتند: این [[قرآن]] - اشاره به [[قرآنی]] که در گردن خود عبدالله بود- به ما [[دستور]] می‌دهد تا تو را به [[قتل]] برسانیم! عبدالله گفت: هر چه را [[قرآن]] زنده کرده شما هم زنده کنید و آنچه را [[قرآن]] می‌رانده است، شما هم بمیرانید<ref>{{عربی|مَا أَحْيَاهُ الْقُرْآنَ فَأَحْيَوْهُ وَ مَا أَمَاتَهُ فَأَمِيتُوهُ}}</ref>.
[[ابوالعباس]] می‌گوید: موقعی که عبدالله بن خباب بن ارت - به همراه [[همسر]] حامله‌اش برای [[دیدار]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} عازم [[کوفه]] بود، قبل از آغاز [[جنگ نهروان]] جمعی از [[خوارج]] که از [[بصره]] به [[کوفه]] می‌آمدند در بین [[راه]] با عبدالله بن خباب بن ارت رو به رو شدند، به عبدالله گفتند: تو کیستی؟ او خود را معرفی کرد و گفت: من عبدالله پسر [[خباب بن ارت]] [[صحابی رسول خدا]] {{صل}} هستم. آنها گفتند: این [[قرآن]] - اشاره به [[قرآنی]] که در گردن خود عبدالله بود- به ما [[دستور]] می‌دهد تا تو را به [[قتل]] برسانیم! عبدالله گفت: هر چه را [[قرآن]] زنده کرده شما هم زنده کنید و آنچه را [[قرآن]] می‌رانده است، شما هم بمیرانید<ref>{{عربی|مَا أَحْيَاهُ الْقُرْآنَ فَأَحْيَوْهُ وَ مَا أَمَاتَهُ فَأَمِيتُوهُ}}</ref>.


در این موقع یکی از [[خوارج]]، خرمایی را که از درخت افتاده بود، برداشت و در دهان گذاشت، دوستانش بر سر او فریاد زدند که: این [[مال]] [[مردم]] است! بیرون بینداز، آن مرد خرما را برای رعایت [[پرهیزکاری]] از دهان بیرون انداخت. سپس یکی دیگر از این [[خوارج]] به خوکی زد و او را کشت؛ باز همراهانش گفتند: این کاری که کردی [[فساد]] فی الارض است، چرا این کار را کردی و خوک را کشتی؟ آن گاه به ابن خبّاب گفتند: از پدرت برای ما [[حدیثی]] بخوان؟ عبدالله گفت: پدرم از [[رسول خدا]] {{صل}} [[نقل]] کرد که فرمود: "به زودی فتنه‌ای رخ می‌دهد که [[قلب]] [[مؤمن]] در آن می‌میرد چنان‌که چشمش می‌میرد، [[شب]] را با [[ایمان]] می‌خوابد و روز [[کافر]] می‌شود، در آن روز تو بنده‌ای مقتول<ref>شاید منظور از این حدیث، این باشد که: «دین خود را حفظ کن، اگر چه کشته شوی، نه آنکه بی‌دین بمانی اگر چه کشنده باشی».</ref> باش و [[قاتل]] نباش<ref>{{متن حدیث|سَتَكُونُ بَعْدِي فِتْنَةٌ يَمُوتُ فِيهَا قَلْبُ الرَّجُلِ كَمَا يَمُوتُ بَدَنُهُ يُمْسِي مُؤْمِناً وَ يُصْبِحُ كَافِراً فَكُنْ عَبْدَ اللَّهِ الْمَقْتُولَ وَ لَا تَكُنِ الْقَاتِلَ}}؛ در نقل دیگری آمده که: عبدالله این حدیث را از رسول خدا {{صل}} برای خوارج خواند: {{متن حدیث|يَكُونُ بَعْدِي قَوْمٌ يَقْرَؤُون الْقُرْآنَ لَا يُجاوِزُ تَراقِيَهُمْ...}}.</ref>.
در این موقع یکی از [[خوارج]]، خرمایی را که از درخت افتاده بود، برداشت و در دهان گذاشت، دوستانش بر سر او فریاد زدند که: این [[مال]] [[مردم]] است! بیرون بینداز، آن مرد خرما را برای رعایت [[پرهیزکاری]] از دهان بیرون انداخت. سپس یکی دیگر از این [[خوارج]] به خوکی زد و او را کشت؛ باز همراهانش گفتند: این کاری که کردی [[فساد]] فی الارض است، چرا این کار را کردی و خوک را کشتی؟ آن گاه به ابن خبّاب گفتند: از پدرت برای ما [[حدیثی]] بخوان؟ عبدالله گفت: پدرم از [[رسول خدا]] {{صل}} [[نقل]] کرد که فرمود: «به زودی فتنه‌ای رخ می‌دهد که [[قلب]] [[مؤمن]] در آن می‌میرد چنان‌که چشمش می‌میرد، [[شب]] را با [[ایمان]] می‌خوابد و روز [[کافر]] می‌شود، در آن روز تو بنده‌ای مقتول»<ref>شاید منظور از این حدیث، این باشد که: «دین خود را حفظ کن، اگر چه کشته شوی، نه آنکه بی‌دین بمانی اگر چه کشنده باشی».</ref> باش و [[قاتل]] نباش<ref>{{متن حدیث|سَتَكُونُ بَعْدِي فِتْنَةٌ يَمُوتُ فِيهَا قَلْبُ الرَّجُلِ كَمَا يَمُوتُ بَدَنُهُ يُمْسِي مُؤْمِناً وَ يُصْبِحُ كَافِراً فَكُنْ عَبْدَ اللَّهِ الْمَقْتُولَ وَ لَا تَكُنِ الْقَاتِلَ}}؛ در نقل دیگری آمده که: عبدالله این حدیث را از رسول خدا {{صل}} برای خوارج خواند: {{متن حدیث|يَكُونُ بَعْدِي قَوْمٌ يَقْرَؤُون الْقُرْآنَ لَا يُجاوِزُ تَراقِيَهُمْ...}}.</ref>.


آن گاه از عبدالله درباره [[ابوبکر]] و [[عمر]] سؤال کردند، عبدالله از آنان به [[نیکی]] یاد کرد. سپس درباره [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} قبل از [[حکمیّت]] و درباره [[عثمان]] در آخر عمرش سؤال کردند، باز او به [[نیکی]] یاد کرد، آن گاه درباره [[حضرت علی]] {{ع}} بعد از قبول [[حکمیّت]] پرسیدند. او گفت: به [[راستی]] [[علی]] {{ع}} نسبت به [[خدا]] داناتر و بر [[دین خدا]] محکم‌تر و از دیگران بصیرتش بیشتر است <ref>{{عربی|إِنَّ عَلِيّاً أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَشَدُّ تَوَقِّياً عَلَى دِينِهِ وَ أَنْفَذُ بَصِيرَةً}}؛</ref>
آن گاه از عبدالله درباره [[ابوبکر]] و [[عمر]] سؤال کردند، عبدالله از آنان به [[نیکی]] یاد کرد. سپس درباره [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} قبل از [[حکمیّت]] و درباره [[عثمان]] در آخر عمرش سؤال کردند، باز او به [[نیکی]] یاد کرد، آن گاه درباره [[حضرت علی]] {{ع}} بعد از قبول [[حکمیّت]] پرسیدند. او گفت: به [[راستی]] [[علی]] {{ع}} نسبت به [[خدا]] داناتر و بر [[دین خدا]] محکم‌تر و از دیگران بصیرتش بیشتر است <ref>{{عربی|إِنَّ عَلِيّاً أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَشَدُّ تَوَقِّياً عَلَى دِينِهِ وَ أَنْفَذُ بَصِيرَةً}}؛</ref>
خط ۷۷: خط ۷۷:
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:کارگزار نهروان]]
[[رده:کارگزاران حکومت امام علی]]
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش