بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
یکی از مراحل مهم و حساس [[زندگی]] هر فرد، مرحله | یکی از مراحل مهم و حساس [[زندگی]] هر فرد، مرحله انتخاب همسر و [[شریک]] [[آینده]] زندگی است؛ [[همسر]] و شریکی که میخواهد تا پایان عمر همراه و هم راز او در فراز و نشیب زندگی باشد؛ از این رو لازم است که این [[انتخاب]] با دقت و حساسیت تحقیق و بررسی شود و از تصمیمگیریهای عجولانه و احساسی [[دوران جوانی]] به دور باشد. | ||
[[تعالیم اسلام]] ویژگیهایی را برای انتخاب همسری [[نیکو]] و مادری شایسته برای [[فرزندان]] آینده به [[جوان]] معرفی میکند که به اختصار این ویژگیها را مرور میکنیم و [[سیره معصومین]]{{عم}} را در حدی که منابع [[یاری]] میدهند، ذکر میکنیم. | [[تعالیم اسلام]] ویژگیهایی را برای انتخاب همسری [[نیکو]] و مادری شایسته برای [[فرزندان]] آینده به [[جوان]] معرفی میکند که به اختصار این ویژگیها را مرور میکنیم و [[سیره معصومین]]{{عم}} را در حدی که منابع [[یاری]] میدهند، ذکر میکنیم. | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
# ویژگیهای روانی: مانند هوشمندی و [[عقل]]<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكُمْ وَ تَزَوُّجَ الْحَمْقَاءِ فَإِنَّ صُحْبَتَهَا ضَيَاعٌ وَ وُلْدُهَا ضِبَاعٌ}}؛ (عوالی اللیالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج۴، ص۲۲۶).</ref>، [[مهربانی]] و [[عشق]] به [[فرزندان]]<ref>{{متن حدیث|خَيْرُ نِسَائِكُمْ نِسَاءُ قُرَيْشٍ أَلْطَفُهُنَّ بِأَزْوَاجِهِنَّ وَ أَرْحَمُهُنَّ بِأَوْلَادِهِنَّ الْمُجُونُ لِزَوْجِهَا الْحَصَانُ لِغَيْرِهِ قُلْنَا وَ مَا الْمُجُونُ قَالَ الَّتِي لَا تَمَنَّعُ}}؛ (الکافی، ج۵، ص۳۲۶).</ref>، [[تسلیم]] و [[همراهی]] در روابط جنسی<ref>{{متن حدیث|إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا الذَّلِيلَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَى غَيْرِهِ الَّتِي تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِيعُ أَمْرَهُ وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا يُرِيدُ مِنْهَا}}؛ (الکافی، ج۵، ص۳۲۴).</ref>. | # ویژگیهای روانی: مانند هوشمندی و [[عقل]]<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكُمْ وَ تَزَوُّجَ الْحَمْقَاءِ فَإِنَّ صُحْبَتَهَا ضَيَاعٌ وَ وُلْدُهَا ضِبَاعٌ}}؛ (عوالی اللیالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج۴، ص۲۲۶).</ref>، [[مهربانی]] و [[عشق]] به [[فرزندان]]<ref>{{متن حدیث|خَيْرُ نِسَائِكُمْ نِسَاءُ قُرَيْشٍ أَلْطَفُهُنَّ بِأَزْوَاجِهِنَّ وَ أَرْحَمُهُنَّ بِأَوْلَادِهِنَّ الْمُجُونُ لِزَوْجِهَا الْحَصَانُ لِغَيْرِهِ قُلْنَا وَ مَا الْمُجُونُ قَالَ الَّتِي لَا تَمَنَّعُ}}؛ (الکافی، ج۵، ص۳۲۶).</ref>، [[تسلیم]] و [[همراهی]] در روابط جنسی<ref>{{متن حدیث|إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا الذَّلِيلَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَى غَيْرِهِ الَّتِي تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِيعُ أَمْرَهُ وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا يُرِيدُ مِنْهَا}}؛ (الکافی، ج۵، ص۳۲۴).</ref>. | ||
# ویژگیهای [[اقتصادی]]: مهارتهای ویژه در اداره [[خانواده]]<ref>{{متن حدیث|خَيْرُ نِسَائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الرِّيحِ، الطَّيِّبَةُ الطَّبِيخِ}}؛ (الکافی، ج۵، ص۳۲۴).</ref>، کمتر بودن مهریه<ref>{{متن حدیث|أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِي أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً، وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً}}؛ (الکافی، ج۵، ص۳۲۴).</ref>، کمتر بودن هزینه [[ازدواج]] و مخارج [[زندگی]]<ref>{{متن حدیث|أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَيْسِيرُ وِلَادَتِهَا}}؛ (الکافی، ج۵، ص۵۵۴).</ref>، [[صبر]] و [[بردباری]] در [[مشکلات]] اقتصادی و سازگاری با آنها<ref>{{متن حدیث|وَ إِنِ ابْتُلِيَتْ صَبَرَتْ الْقَلِيلُ فِي يَدَيْهَا كَثِيرٌ}}؛ (بحارالأنوار، ج۱۳، ص۴۲۹).</ref>. | # ویژگیهای [[اقتصادی]]: مهارتهای ویژه در اداره [[خانواده]]<ref>{{متن حدیث|خَيْرُ نِسَائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الرِّيحِ، الطَّيِّبَةُ الطَّبِيخِ}}؛ (الکافی، ج۵، ص۳۲۴).</ref>، کمتر بودن مهریه<ref>{{متن حدیث|أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِي أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً، وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً}}؛ (الکافی، ج۵، ص۳۲۴).</ref>، کمتر بودن هزینه [[ازدواج]] و مخارج [[زندگی]]<ref>{{متن حدیث|أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَيْسِيرُ وِلَادَتِهَا}}؛ (الکافی، ج۵، ص۵۵۴).</ref>، [[صبر]] و [[بردباری]] در [[مشکلات]] اقتصادی و سازگاری با آنها<ref>{{متن حدیث|وَ إِنِ ابْتُلِيَتْ صَبَرَتْ الْقَلِيلُ فِي يَدَيْهَا كَثِيرٌ}}؛ (بحارالأنوار، ج۱۳، ص۴۲۹).</ref>. | ||
# ویژگیهای [[خانوادگی]]: داشتن پدر و مادر، [[برادر]] و | # ویژگیهای [[خانوادگی]]: داشتن پدر و مادر، [[برادر]] و خواهر خوب و مناسب<ref> {{متن حدیث|اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ، فَإِنَ الْخَالَ أَحَدُ الضَّجِيعَيْنِ}}؛ (الکافی، ج۵، ص۳۳۲).</ref>. | ||
همچنین [[روایات معصومین]]{{عم}} معیارهایی را برای [[انتخاب]] شوهر و پدر [[آینده]] [[فرزندان]] به [[دختران]] ارائه میکند که عبارتند از: | همچنین [[روایات معصومین]]{{عم}} معیارهایی را برای [[انتخاب]] شوهر و پدر [[آینده]] [[فرزندان]] به [[دختران]] ارائه میکند که عبارتند از: | ||
# ویژگیهای [[دینی]]؛ مانند [[تقوا]] و [[پاکی]] و [[دوری از گناهان]]؛ | # ویژگیهای [[دینی]]؛ مانند [[تقوا]] و [[پاکی]] و [[دوری از گناهان]]؛ | ||
# ویژگیهای اخلاقی؛ مانند [[حسن خلق]]، | # ویژگیهای اخلاقی؛ مانند [[حسن خلق]]، خوش رفتاری با والدین و [[پاکدامنی]]؛ | ||
# ویژگیهای [[اقتصادی]]؛ مانند | # ویژگیهای [[اقتصادی]]؛ مانند درآمد مالی مناسب، [[سعه صدر]] [[مالی]] و دوری از خساست. | ||
فردی با تمام ویژگیهای پیشگفته، یا پیدا نمیشود و یا دستکم کمتر یافت میشود؛ از این رو [[جوان]] باید بر اساس اولویتبندیهای یاد شده، دست به [[انتخاب]] بزند. با توجه به [[آیات]] و [[روایات]]، مهمترین | فردی با تمام ویژگیهای پیشگفته، یا پیدا نمیشود و یا دستکم کمتر یافت میشود؛ از این رو [[جوان]] باید بر اساس اولویتبندیهای یاد شده، دست به [[انتخاب]] بزند. با توجه به [[آیات]] و [[روایات]]، مهمترین اولویت و ملاک در [[گزینش]] [[همسر]]، [[ایمان]] و پایبندی او به انجام واجبات و [[پرهیز از محرمات]] [[الهی]] است<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۱۸-۲۶.</ref>. | ||
== خواستگاری و پیشنهاد ازدواج == | == خواستگاری و پیشنهاد ازدواج == | ||
اولین [[اقدام عملی]] برای ازدواج، پیشنهاد ازدواج و خواستگاری از طرف مقابل است. خواستگاری یک پیشنهاد و گفتوگوی ابتدایی از جانب مرد یا [[زن]] برای تشکیل [[زندگی]] مشترک است که میتواند در نهایت به درخواستی از سوی دو طرف منجر شود؛ همان [[طور]] که ممکن است خواستگاری صورت بگیرد، ولی هیچ تفاهم و توافقی به دست نیاید و ازدواجی انجام نشود. | اولین [[اقدام عملی]] برای ازدواج، پیشنهاد ازدواج و خواستگاری از طرف مقابل است. خواستگاری یک پیشنهاد و گفتوگوی ابتدایی از جانب مرد یا [[زن]] برای تشکیل [[زندگی]] مشترک است که میتواند در نهایت به درخواستی از سوی دو طرف منجر شود؛ همان [[طور]] که ممکن است خواستگاری صورت بگیرد، ولی هیچ تفاهم و توافقی به دست نیاید و ازدواجی انجام نشود. | ||
پرسشی که در اینجا مطرح میشود، این است که چرا پیشنهاد ازدواج در [[جوامع]] گذشته و حال، اغلب از سوی مردان صورت میگیرد؟ استاد [[شهید مطهری]] در پاسخ به این [[پرسش]] مینویسد: اینکه از قدیم الایام، مردان به عنوان خواستگاری نزد [[زنان]] میرفتهاند و از آنها تقاضای همسری میکردهاند، از بزرگترین عوامل [[حفظ]] حیثیت و [[احترام زن]] بوده است. | پرسشی که در اینجا مطرح میشود، این است که چرا پیشنهاد ازدواج در [[جوامع]] گذشته و حال، اغلب از سوی مردان صورت میگیرد؟ استاد [[شهید مطهری]] در پاسخ به این [[پرسش]] مینویسد: اینکه از قدیم الایام، مردان به عنوان خواستگاری نزد [[زنان]] میرفتهاند و از آنها تقاضای همسری میکردهاند، از بزرگترین عوامل [[حفظ]] حیثیت و [[احترام زن]] بوده است. طبیعت، مرد را مظهر طلب و [[عشق]] و تقاضا [[آفریده]] است و [[زن]] را مظهر مطلوب بودن و [[معشوق]] بودن. طبیعت، زن را گل و مرد را بلبل؛ زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای [[خلقت]] است که در غریزه مرد نیاز و طلب و در غریزه زن ناز و جلوه قرار داده است. [[ضعف]] جسمانی زن را در مقابل نیرومندی جسمانی مرد، با این وسیله جبران کرده است. خلاف حیثیت و احترام زن است که به دنبال مرد بدود، برای مرد قابل تحمل است که از زنی خواستگاری کند و جواب رد بشنود و آنگاه از زن دیگری خواستگاری کند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنی [[رضایت]] خود را به همسری با او اعلام کند، اما برای زن که میخواهد محبوب و معشوق و مورد [[پرستش]] باشد و از [[قلب]] مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او [[حکومت]] کند، قابل تحمل و موافق غریزه نیست که مردی را به همسری خود [[دعوت]] کند و احیاناً جواب رد بشنود و سراغ مرد دیگری برود<ref>نظام حقوق زن در اسلام، ص۳۰.</ref>. | ||
[[سیره]] بزرگان [[دین]] رسم مزبور ـ خواستگاری مرد از [[زن]] ـ را به عنوان یک | [[سیره]] بزرگان [[دین]] رسم مزبور ـ خواستگاری مرد از [[زن]] ـ را به عنوان یک اولویت تأیید میکند. در کتاب [[کشف]] الغمه از [[ام سلمه]] و [[سلمان فارسی]] و [[علی بن ابیطالب]] جریان خواستگاری [[امیر مؤمنان]]{{ع}} از [[حضرت زهرا]]{{س}} اینگونه [[روایت]] شده است: با فرارسیدن سال دوم [[هجرت پیامبر اکرم]] از [[مکه]] به مدینه که نشانههای استقرار و [[آرامش]] [[مسلمانان]] در مدینه آشکار شد، آن دسته از بزرگان قریش که از [[فضیلت]] و سابقه در اسلام و جاه و مقام و [[دارایی]] برخوردار بودند، [[زهرای مرضیه]] را که به سنّ [[بلوغ]] رسیده بود از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خواستگاری میکردند. و حضرت به گونهای مناسب دست رد به سینه آنها مینهاد و به گونهای از آنان رویگردان میشد که تصور میکردند [[رسول خدا]]{{صل}} بر آنان [[خشمگین]] شده است یا اینکه در این باره از [[آسمان]] [[وحی]] بر آن بزرگوار نازل گردیده! [[خلیفه اول]]، [[فاطمه اطهر]] را از [[رسول اکرم]] خواستگاری نمود، ولی [[پیامبر اسلام]] در پاسخ فرمود: [[اختیار]] [[فاطمه]] با [[خدای سبحان]] است<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۲۶.</ref>. | ||
== مهریه و صداق == | == مهریه و صداق == | ||
یکی از الزامات [[ازدواج]] از منظر [[اسلام]]، تعیین مهریه از طرف مرد برای [[زن]] است که عمل به این [[تعهد]] و پرداخت آن واجب شرعی است، چنانکه زن بعد از [[عقد]] ازدواج مالک بیقید و شرط مهریه است و در صورت درخواست، شوهر باید آن را بپردازد و [[طلاق]] یا [[مرگ]] شوهر تأثیری در این جهت ندارد. هر چند در [[شرع]]، [[زمان]] خاصی برای پرداخت مهریه مشخص نشده است، ولی سیره اهل بیت{{عم}} در پرداخت سریع آن در شروع [[زندگی]] به [[همسر]] و آزادگذاشتن او در [[مصرف]] آن و تهیه اسباب زندگی و هر آنچه که [[دوست]] دارد، تأکید میکند. عدهای از [[مردم]] که در [[منزل]] [[امام حسین]]{{ع}} آمده بودند، فرش و پشتیهایی دیدند که [[کراهت]] و [[اعتراض]] آنان را برانگیخت. امام حسین{{ع}} در جواب آنان فرمود: {{متن حدیث|إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْءٌ}}؛ «ما با [[زنان]] ازدواج میکنیم و مهریه ایشان را پرداخت میکنیم و آنها هر آنچه که بخواهند، میخرند و ما هیچ حقی در | یکی از الزامات [[ازدواج]] از منظر [[اسلام]]، تعیین مهریه از طرف مرد برای [[زن]] است که عمل به این [[تعهد]] و پرداخت آن واجب شرعی است، چنانکه زن بعد از [[عقد]] ازدواج مالک بیقید و شرط مهریه است و در صورت درخواست، شوهر باید آن را بپردازد و [[طلاق]] یا [[مرگ]] شوهر تأثیری در این جهت ندارد. هر چند در [[شرع]]، [[زمان]] خاصی برای پرداخت مهریه مشخص نشده است، ولی سیره اهل بیت{{عم}} در پرداخت سریع آن در شروع [[زندگی]] به [[همسر]] و آزادگذاشتن او در [[مصرف]] آن و تهیه اسباب زندگی و هر آنچه که [[دوست]] دارد، تأکید میکند. عدهای از [[مردم]] که در [[منزل]] [[امام حسین]]{{ع}} آمده بودند، فرش و پشتیهایی دیدند که [[کراهت]] و [[اعتراض]] آنان را برانگیخت. امام حسین{{ع}} در جواب آنان فرمود: {{متن حدیث|إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْءٌ}}؛ «ما با [[زنان]] ازدواج میکنیم و مهریه ایشان را پرداخت میکنیم و آنها هر آنچه که بخواهند، میخرند و ما هیچ حقی در اموال شخصی و مهریه آنها نداریم»<ref>الکافی، ج۶، ص۴۷۶.</ref>. | ||
برای تعیین مهریه میتوان فواید و کارکردهایی ذکر کرد؛ از جمله: تضمین [[امنیت اقتصادی]] زن و افزایش [[امنیت]] و [[ثبات]] [[ازدواج]] و تقویت پیوند [[زناشویی]] و | برای تعیین مهریه میتوان فواید و کارکردهایی ذکر کرد؛ از جمله: تضمین [[امنیت اقتصادی]] زن و افزایش [[امنیت]] و [[ثبات]] [[ازدواج]] و تقویت پیوند [[زناشویی]] و روابط عاطفی و [[محبت]] بین زن و شوهر. البته مهر و محبت بین زن و شوهر، ریشهها و زمینههای اساسی میخواهد و قرار دادن مهریه فقط برای استحکام آن است، نه ایجاد آن. به همین دلیل، افزایش مهریه نه تنها موجب محبت و ثبات [[خانواده]] نمیشود، بلکه به [[گواه]] [[روایات]]، اسباب [[دشمنی]] را نیز فراهم میکند<ref>{{متن حدیث|لَا تُغَالُوا بِمُهُورِ النِّسَاءِ فَيَكُونَ عَدَاوَةً}}؛ (بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۵۱).</ref>.<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۳۳.</ref> | ||
== عقد ازدواج == | == عقد ازدواج == | ||
پس از خواستگاری نوبت به اجرای صیغه عقد و ایجاد محرمیت بین دختر و پسر میرسد. نکتهای که در این خصوص درخور توجه است، رسم ایجاد فاصله زمانی بین عقد و عروسی است که از آن به دوره «عقدبستگی» یاد میکنند. امروزه فوایدی برای دوران عقد بستگی طرح میشود که از مهمترین آنها، آشنایی هرچه بیشتر زوجین و [[خانواده]] آنان با یکدیگر است. از طرفی زوجین با اجرای عقد ازدواج که | پس از خواستگاری نوبت به اجرای صیغه عقد و ایجاد محرمیت بین دختر و پسر میرسد. نکتهای که در این خصوص درخور توجه است، رسم ایجاد فاصله زمانی بین عقد و عروسی است که از آن به دوره «عقدبستگی» یاد میکنند. امروزه فوایدی برای دوران عقد بستگی طرح میشود که از مهمترین آنها، آشنایی هرچه بیشتر زوجین و [[خانواده]] آنان با یکدیگر است. از طرفی زوجین با اجرای عقد ازدواج که هزینه کمتری دارد، به [[حکم شرع]]، [[قانون]] و عرف، [[همسر]] یکدیگر میشوند، ضمن آنکه از دغدغه جستوجوی همسر مناسب و از فشارها و هیجانات جنسی [[آزاردهنده]] [[رهایی]] مییابند؛ فرصتی برای [[تدارک]] مراسم عروسی و تهیه [[منزل]] و ملزومات [[زندگی]] [[آینده]] تهیه میکنند و آمادگیهای لازم قبل از ورود به [[زندگی]] مشترک را به دست میآورند. | ||
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا دوران عقدبستگی در [[سیره معصومان]] وجود داشته است یا خیر؟ با توجه به روایاتی که از پیوند دهنده | پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا دوران عقدبستگی در [[سیره معصومان]] وجود داشته است یا خیر؟ با توجه به روایاتی که از پیوند دهنده دوستیها و پیامآور مهربانیها و [[اهل بیت]] پاکش رسیده است و گزارشهای [[تاریخی]] از آن حکایت میکند، دوران عقدبستگی در جریان [[ازدواج امیرالمؤمنین]] و [[حضرت زهرا]]{{س}} وجود داشته است. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: «علی [[فاطمه]] را در ۲۴ [[ماه رمضان]]<ref>{{متن حدیث|جَاءَنِي جَبْرَئِيلُ{{ع}} لَيْلَةَ أَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ}}؛(کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۷).</ref> به [[عقد]] خویش درآورد و در [[ذیحجه]] همان سال پس از [[جنگ بدر]] با وی [[ازدواج]] نمود»<ref>{{متن حدیث|تَزَوَّجَ عَلِيٌّ فَاطِمَةَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ بَنَى بِهَا فِي ذِي الْحِجَّةِ مِنَ السَّنَةِ الثَّانِيَةِ مِنَ الْهِجْرَةِ}}؛ (کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۴).</ref>.<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۳۷.</ref> | ||
== جهیزیه == | == جهیزیه == | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
== [[همراهی]] جمعی از زنان با عروس تا [[خانه]] شوهر == | == [[همراهی]] جمعی از زنان با عروس تا [[خانه]] شوهر == | ||
یکی از [[آداب]] و تشریفات برگزاری جشن عروسی اعلام عمومی آن است که از گذشته در میان [[مسلمانان]] رواج داشته است و حتی در [[روایات]] و [[سیره معصومین]]{{عم}} قابل مشاهده است. ابن الشیخ در کتاب [[امالی]] از [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[روایت]] میکند که گفت: هنگامی که شب [[عروسی فاطمه]] [[زهرا]] فرا رسید پیغمبر معظم اسلام{{صل}} استر خود را آورد و یک قطیفه روی آن افکند و به فاطمه فرمود: سوار شو! آنگاه به [[سلمان]] دستور داد تا مهار آن را بکشد و خود آن حضرت آن استر را میرانید. در بین راه بود که [[رسول خدا]] صدایی شنید. ناگاه دید [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] با هفتاد هزار [[ملک]] آمدهاند. [[پیامبر خدا]] به ایشان فرمود: برای چه به [[زمین]] آمدهاید؟ گفتند: ما آمدهایم فاطمه زهرا را برای [[علی بن ابی طالب]] ببریم. سپس جبرئیل مهار آن مرکب را گرفت. اسرافیل رکاب آن را گرفت و میکائیل به دنبال آن بود و پیغمبر [[خدا]] لباسهای فاطمه را میآراست. سپس جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و [[ملائکه]] و رسول خدا [[تکبیر]] گفتند، و بدین جهت است که گفتن تکبیر در شب | یکی از [[آداب]] و تشریفات برگزاری جشن عروسی اعلام عمومی آن است که از گذشته در میان [[مسلمانان]] رواج داشته است و حتی در [[روایات]] و [[سیره معصومین]]{{عم}} قابل مشاهده است. ابن الشیخ در کتاب [[امالی]] از [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[روایت]] میکند که گفت: هنگامی که شب [[عروسی فاطمه]] [[زهرا]] فرا رسید پیغمبر معظم اسلام{{صل}} استر خود را آورد و یک قطیفه روی آن افکند و به فاطمه فرمود: سوار شو! آنگاه به [[سلمان]] دستور داد تا مهار آن را بکشد و خود آن حضرت آن استر را میرانید. در بین راه بود که [[رسول خدا]] صدایی شنید. ناگاه دید [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] با هفتاد هزار [[ملک]] آمدهاند. [[پیامبر خدا]] به ایشان فرمود: برای چه به [[زمین]] آمدهاید؟ گفتند: ما آمدهایم فاطمه زهرا را برای [[علی بن ابی طالب]] ببریم. سپس جبرئیل مهار آن مرکب را گرفت. اسرافیل رکاب آن را گرفت و میکائیل به دنبال آن بود و پیغمبر [[خدا]] لباسهای فاطمه را میآراست. سپس جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و [[ملائکه]] و رسول خدا [[تکبیر]] گفتند، و بدین جهت است که گفتن تکبیر در شب عروسی از آن به بعد تا [[قیامت]] مرسوم و [[مستحب]] است<ref>کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۸.</ref>.<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۶.</ref> | ||
== شب زفاف == | == شب زفاف == | ||
«زفاف» از ماده «زفّ» در اصل در مورد وزش باد و حرکت سریع شترمرغ که مخلوطی از راه رفتن و پریدن است به کار رفته است. سپس این کلمه به طور کنایه در مورد «زفاف عروس»، یعنی بردن عروس به [[خانه]] داماد همراه با [[نشاط]] و هیجان استعمال شده است<ref>مفردات الفاظ قرآن، ج۱، ص۳۸۰.</ref>. [[معصومین]]{{عم}} [[آداب]] مهمی را در این زمینه سفارش فرمودهاند که به اختصار اشاره میکنیم: صادق آل محمد در این باره میفرمایند: «عروسی را در شب قرار دهید و [[روز]] [[اطعام]] نمایید»<ref>{{متن حدیث|زُفُّوا عَرَائِسَكُمْ لَيْلًا، وَ أَطْعِمُوا ضُحًى}}؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۶.</ref>. | «زفاف» از ماده «زفّ» در اصل در مورد وزش باد و حرکت سریع شترمرغ که مخلوطی از راه رفتن و پریدن است به کار رفته است. سپس این کلمه به طور کنایه در مورد «زفاف عروس»، یعنی بردن عروس به [[خانه]] داماد همراه با [[نشاط]] و هیجان استعمال شده است<ref>مفردات الفاظ قرآن، ج۱، ص۳۸۰.</ref>. [[معصومین]]{{عم}} [[آداب]] مهمی را در این زمینه سفارش فرمودهاند که به اختصار اشاره میکنیم: صادق آل محمد در این باره میفرمایند: «عروسی را در شب قرار دهید و [[روز]] [[اطعام]] نمایید»<ref>{{متن حدیث|زُفُّوا عَرَائِسَكُمْ لَيْلًا، وَ أَطْعِمُوا ضُحًى}}؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۶.</ref>. | ||
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} در برگزاری این [[سنت]] پیش قدم بودهاند، چنانکه در جریان ازدواج قمرَین، منیرَین [[امیرالمؤمنین]] و [[زهرای اطهر]] میخوانیم: هنگامی که [[آفتاب]] نزدیک به غروب رسید [[حضرت رسول]] به [[ام سلمه]] فرمود: فاطمه [[زهرا]] را بیاور. ام سلمه رفت و [[حضرت زهرا]] را در حالی آورد که پرِ لباسهایش به [[زمین]] کشیده میشد و از روی پدر بزرگوارش به قدری عرق خجلت میریخت که به زمین خورد. [[پیامبر خدا]] به او فرمود: خدا تو را در [[دنیا]] و [[آخرت]] از زمین خوردن نگاه دارد. موقعی که [[فاطمه اطهر]] در مقابل پدر خود رسید، [[رسول خدا]] | [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} در برگزاری این [[سنت]] پیش قدم بودهاند، چنانکه در جریان ازدواج قمرَین، منیرَین [[امیرالمؤمنین]] و [[زهرای اطهر]] میخوانیم: هنگامی که [[آفتاب]] نزدیک به غروب رسید [[حضرت رسول]] به [[ام سلمه]] فرمود: فاطمه [[زهرا]] را بیاور. ام سلمه رفت و [[حضرت زهرا]] را در حالی آورد که پرِ لباسهایش به [[زمین]] کشیده میشد و از روی پدر بزرگوارش به قدری عرق خجلت میریخت که به زمین خورد. [[پیامبر خدا]] به او فرمود: خدا تو را در [[دنیا]] و [[آخرت]] از زمین خوردن نگاه دارد. موقعی که [[فاطمه اطهر]] در مقابل پدر خود رسید، [[رسول خدا]] نقاب را از صورت آن بانو برداشت تا [[حضرت علی]] صورت آن شفیعه [[روز جزا]] را دید. سپس [[حضرت محمد]]{{صل}} دست [[فاطمه]] را گرفت و در دست [[امیرالمؤمنین]] نهاد و فرمود: {{متن حدیث|بَارَكَ اللَّهُ لَكَ فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ، يَا عَلِيُّ، نِعْمَ الزَّوْجَةُ فَاطِمَةُ، وَ يَا فَاطِمَةُ، نِعْمَ الْبَعْلُ عَلِيٌّ}}؛ «[[یا علی]]! [[خدا]] قدم این دختر [[پیغمبر]] را برای تو [[مبارک]] کند! یا علی! فاطمه خوب زوجهای است، ای فاطمه! علی خوب شوهری است. متوجه [[منزل]] شوید و عملی انجام ندهید تا خود بیایم. [[حضرت امیر]] میفرماید: من دست فاطمه را گرفتم و پس از اینکه متوجه منزل شدیم، وی یک طرف نشست و من هم نزد او نشستم. من و فاطمه هر کدام به علت اینکه از یک دیگر [[خجالت]] میکشیدیم و [[حیا]] میکردیم به [[زمین]] [[چشم]] دوخته بودیم<ref>امالی شیخ طوسی، ص۴۳.</ref>.<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۷.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||