انحصارطلبی: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۹۹۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۶ اکتبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۹: خط ۱۹:


== نمودهای انحصارطلبی در منابع دینی ==
== نمودهای انحصارطلبی در منابع دینی ==
با بررسی [[آیات قرآن کریم]] در موضوع انحصارطلبی، به مصادیقی از انحصارطلبی [[نکوهیده]] و [[نیکو]] می‌توان دست یافت. برخی از نمودهای انحصارطلبی نکوهیده در [[قرآن]] از این قرار است: ۱. تلاش [[برادران یوسف]]{{ع}} برای برخورداری انحصاری از [[محبت]] [[حضرت یعقوب]]{{ع}} با از میان برداشتن [[برادر]] خود<ref>یوسف، ۸-۹.</ref>؛ ۲. ادعای [[شایستگی]] و [[استحقاق]] اشراف [[بنی‌اسرائیل]] در دوران [[حضرت طالوت]]{{ع}} برای در [[اختیار]] گرفتن [[حکومت]]<ref>بقره، ۲۴۶ – ۲۴۷.</ref>؛ ۳. [[اعتقاد]] [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] به [[حقانیت]] انحصاری [[آیین]] خود<ref>بقره، ۱۱۳.</ref> و [[برتری]] و [[محبوبیت]] نزد [[خداوند]] و خود را [[فرزند خدا]] خواندن<ref>مائده، ۱۸.</ref>و اعتقاد به تعلق انحصاری [[بهشت]] به آنان<ref>بقره، ۱۱۱.</ref>.  
با بررسی [[آیات قرآن کریم]] در موضوع انحصارطلبی، به مصادیقی از انحصارطلبی [[نکوهیده]] و [[نیکو]] می‌توان دست یافت. برخی از نمودهای انحصارطلبی نکوهیده در [[قرآن]] از این قرار است:  
# تلاش [[برادران یوسف]]{{ع}} برای برخورداری انحصاری از [[محبت]] [[حضرت یعقوب]]{{ع}} با از میان برداشتن [[برادر]] خود<ref>یوسف، ۸-۹.</ref>؛
# ادعای [[شایستگی]] و [[استحقاق]] اشراف [[بنی‌اسرائیل]] در دوران [[حضرت طالوت]]{{ع}} برای در [[اختیار]] گرفتن [[حکومت]]<ref>بقره، ۲۴۶ – ۲۴۷.</ref>؛
# [[اعتقاد]] [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] به [[حقانیت]] انحصاری [[آیین]] خود<ref>بقره، ۱۱۳.</ref> و [[برتری]] و [[محبوبیت]] نزد [[خداوند]] و خود را [[فرزند خدا]] خواندن<ref>مائده، ۱۸.</ref>و اعتقاد به تعلق انحصاری [[بهشت]] به آنان<ref>بقره، ۱۱۱.</ref>.  


[[قرآن کریم]] ریشه انحصارطلبی را [[خوی]] [[حسادت]]<ref>یوسف، ۸.</ref> [[خودبرتربینی]] و [[تکبر]] و ادعای برخورداری انحصاری از [[عقل]]، [[اندیشه]] و اعتبار [[اجتماعی]]<ref>بقره، ۱۳؛ هود، ۲۷؛ زخرف، ۵۲.</ref>معرفی کرده است. [[انحصارگرایی]] [[ستایش]] شده به معنای مطلق‌گرایی و اعتقاد به [[حق]] مطلق و [[لزوم]] [[گرایش]] و توجه به آن نیز در آیاتی از [[قرآن]] آمده است: ۱. تنها [[خدا]] را [[بندگی]] و [[پرستش]] کردن و از او کمک جستن<ref>فاتحه، ۵.</ref>؛ ۲. حق مطلق بودن [[دین اسلام]]<ref>آل عمران، ۱۹ و ۸۵.</ref>.<ref>[[اسماعیل رضوانی‌فر|رضوانی‌فر، اسماعیل]]، [[انحصار‌طلبی - رضوانی‌فر (مقاله)| مقاله «انحصارطلبی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۳۵۶.</ref>
[[قرآن کریم]] ریشه انحصارطلبی را [[خوی]] [[حسادت]]<ref>یوسف، ۸.</ref> [[خودبرتربینی]] و [[تکبر]] و ادعای برخورداری انحصاری از [[عقل]]، [[اندیشه]] و اعتبار [[اجتماعی]]<ref>بقره، ۱۳؛ هود، ۲۷؛ زخرف، ۵۲.</ref>معرفی کرده است. [[انحصارگرایی]] [[ستایش]] شده به معنای مطلق‌گرایی و اعتقاد به [[حق]] مطلق و [[لزوم]] [[گرایش]] و توجه به آن نیز در آیاتی از [[قرآن]] آمده است: ۱. تنها [[خدا]] را [[بندگی]] و [[پرستش]] کردن و از او کمک جستن<ref>فاتحه، ۵.</ref>؛ ۲. حق مطلق بودن [[دین اسلام]]<ref>آل عمران، ۱۹ و ۸۵.</ref>.<ref>[[اسماعیل رضوانی‌فر|رضوانی‌فر، اسماعیل]]، [[انحصار‌طلبی - رضوانی‌فر (مقاله)| مقاله «انحصارطلبی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۳۵۶.</ref>


== ابعاد انحصارطلبی ==
== ابعاد انحصارطلبی ==
انحصارطلبی ابعادی دارد که بُعد [[فطری]] و شخصیتی انحصارطلبی از جمله مسائل مورد توجه است. از سویی گرایش به انحصارطلبی در امور مختلفی مانند قدرت، کمال و [[علم]]، ناشی از [[گرایش فطری]] [[انسان]] به [[کمال مطلق]] که تنها در خداوند متجلی است<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۱۴، ص۲۰۵- ۲۰۶.</ref> و از سوی دیگر، منشأ [[استبداد]] و انحصارطلبی [[خودخواهی]] و منیّت است که اگر فرد نتواند این [[روحیه]] را در درون خود کنترل کند، مانند هیتلر و [[رضاخان]] پهلوی به [[دیکتاتوری]] و قبضه [[قدرت]] و [[ثروت]] روی خواهد آورد<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۱۱، ص۳۸۰-۳۸۱ و ج۱۴، ص۹۲-۹۳، ۱۷۲.</ref>؛ از این رو انحصارطلبی به دو نوع مثبت مانند منحصر دانستن حقانیت اسلام و ...  و منفی تقسیم می‌گردد که انحصارطلبی منفی و [[فاسد]]، انحصارطلب با دید مادی به همه چیز نگاه می‌کند و در صدد بهره‌برداری به نفع خویش است<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۱۵، ص۲۰۱.</ref>. انحصارطلبی منفی در دو [[بعد اقتصادی]] و [[سیاسی]] در [[کلام]] یکی از اندیشمندان اسلامی بازتاب داشته است:
انحصارطلبی ابعادی دارد که بُعد [[فطری]] و شخصیتی انحصارطلبی از جمله مسائل مورد توجه است. از سویی گرایش به انحصارطلبی در امور مختلفی مانند قدرت، کمال و [[علم]]، ناشی از [[گرایش فطری]] [[انسان]] به [[کمال مطلق]] که تنها در خداوند متجلی است<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۱۴، ص۲۰۵- ۲۰۶.</ref> و از سوی دیگر، منشأ [[استبداد]] و انحصارطلبی [[خودخواهی]] و منیّت است که اگر فرد نتواند این [[روحیه]] را در درون خود کنترل کند، مانند هیتلر و [[رضاخان]] پهلوی به [[دیکتاتوری]] و قبضه [[قدرت]] و [[ثروت]] روی خواهد آورد<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۱۱، ص۳۸۰-۳۸۱ و ج۱۴، ص۹۲-۹۳، ۱۷۲.</ref>؛ از این رو انحصارطلبی به دو نوع مثبت مانند منحصر دانستن حقانیت اسلام و ...  و منفی تقسیم می‌گردد که انحصارطلبی منفی و [[فاسد]]، انحصارطلب با دید مادی به همه چیز نگاه می‌کند و در صدد بهره‌برداری به نفع خویش است<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۱۵، ص۲۰۱.</ref>. انحصارطلبی منفی می‌تواند حداقل در دو [[بعد اقتصادی]] و [[سیاسی]] نمود داشته است:
#'''[[انحصار اقتصادی]]''': اسلام برای [[مبارزه با فساد]]، [[تبعیض]] و انحصارطلبی در [[ساختار حکومت]] خود، به طور ریشه‌ای برخورد می‌کند تا [[فرصت]] و امکانات را برای کوخ نشینان که نقش‌آفرینان اصلی [[انقلاب]] و [[جامعه]] بودند فراهم گردد<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۱۹، ص۱۵۰-۱۵۲ و ج۲۱، ص۱۵۹.</ref>.
#'''[[انحصار سیاسی]]''': یکی از جلوه‌های انحصارزدایی در [[حکومت اسلامی]] [[تساوی حقوق]] در اسلام، میان بالاترین فرد حکومت با [[شهروندان]] عادی است<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۴، ص۱۹۸.</ref>.<ref>[[اسماعیل رضوانی‌فر|رضوانی‌فر، اسماعیل]]، [[انحصار‌طلبی - رضوانی‌فر (مقاله)| مقاله «انحصارطلبی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۳۵۶.</ref>


==[[توتالتیر]] (Totalitarian)==
=== نخست: [[انحصار اقتصادی]]===
در لغت به معنای فراگیر و تمامیت‌خواه است. این [[صنعت]] برای رژیم‌هایی به کار می‌رود که دارای مشخصات زیر باشند: [[نظارت]] [[دولت]] بر همه جنبه‌های فعالیت [[اقتصادی]] و [[اجتماعی]]؛ انحصار [[قدرت سیاسی]] در دست یک [[حزب]] [[حاکم]] و حذف هرگونه نظارت آزادانه [[جامعه]] بر دولت؛ [[توسل]] به [[ترور]] برای سرکوبی هرگونه [[مخالفت]] و [[نارضایتی]]؛ [[تسلط]] یک فرد یا یک گروه بر حزب و دولت؛ تلاش برای شکل دادن به جامعه بر اساس [[ایدئولوژی]] حزبی؛ [[بسیج]] همه نیروهای جامعه در راه هدف‌های حزب و دولت؛ و ازمیان‌بردن آزادی‌های فرد<ref>دانشنامه سیاسی، ص۲۶۰.</ref>. مهم‌ترین [[خصلت]] جنبش‌های توتالیتر این است که به سرعت فراموش می‌شوند و به آسانی می‌توان چیز دیگری به جای آنها برقرار کرد. [[رهبران]] جنبش‌های توتالیتر در مشخصاتی چون ناکامی در [[زندگی]] شغلی و اجتماعی، [[گمراهی]] و [[بدبختی]] در [[زندگی شخصی]] با [[اوباش]] اشتراک دارند<ref>توتالیتاریسم، ص۷۰.</ref>.
[[حکومت توتالیتر]] با [[ارعاب]] تام چنان [[انسان‌ها]] را به هم می‌فشارد تا حد فاصل میان آنها و تکثّرها از بین برود و [[انسان]] واحدی پدید آید<ref>توتالیتاریسم، ص۳۱۸.</ref>. در دولت توتالیتر دخالت‌های دولت در [[امور جامعه]] محدود به هیچ‌حد قانونی نیست و دولت با یکسان کردن [[آموزش]]، نظارت بر فعالیت‌های ادبی و [[هنری]] و در دست گرفتن تمام [[رسانه‌ها]] و مجراهای خبری و نظارت بر آنها، همه نیروی جامعه را در [[خدمت]] خود می‌گیرد و [[هدایت]] می‌کند. این دولت وجود گروه‌ها یا افرادی را که نخواهند به رهنمودهایش گردن نهند یا در جهت اهدافش [[وظیفه]] معینی بر عهده نداشته باشند، [[تحمل]] نمی‌کند. [[منشأ دولت]] توتالیتر را باید نظریه‌هایی دانست که دولت را همچون یک اورگانیسم با جامعه یکی می‌انگارند و دولت را همچون جانی در تن جامعه و [[مظهر]] [[قدرت]] و [[توانمندی]] آن می‌شمارند. نازیسم [[آلمان]] و [[فاشیسم]] ایتالیا نمونه‌های خوبی از نظام‌های توتالیترند<ref>دانشنامه سیاسی، ص۲۴۱.</ref>. در واقع تمامیت‌خواهی و تام‌گرایی (Totalitarianism) را می‌توان شکلی [[دیکتاتوری]] از [[حکومت متمرکز]] دانست که همه جنبه‌های دولت و [[رفتار]] خصوصی را تنظیم می‌کند. اگر چه اصطلاح توتالیتر در اصل برای مشخص کردن رژیم‌های فاشیستی و [[کمونیستی]] در نظر گرفته شد، امّا بیشتر با ویژگی‌های [[اتحاد]] شوروی همراه شد<ref>فرهنگ سیاسی آکسفورد، ص۸۲۲.</ref>.


[[هدف]] [[نظام]] توتالیتر «[[تحمیل]] یک شیوه واحد [[تفکر]] و عمل، به [[انسان‌ها]] از طریق تعقیب تا آنجا که همه افراد در یک پیکره واحد کاملاً متجانس و یکپارچه جذب، حل و ادغام می‌شوند و بدین شیوه یکسان [[فکر]] کرده و عمل می‌کنند»<ref>نظام‌های بزرگ سیاست جنایی، ص۷۷.</ref>. [[سیاست]] توتالیتر یک مجموعه [[قوانین]] را جایگزین مجموعه دیگر نمی‌کند، یک نوع جدید [[قانونمندی]] ایجاد نمی‌کند، آن [[عدالت]] [[دنیوی]] را نوید می‌دهد، چون مدعی است که [[مظهر]] [[قانون]] را از خود نوع [[بشر]] درست می‌کند و «یکسان کردن [[انسان]] و قانون» به وسیله [[ترور]] که «گوهر [[سلطه]] اقتدارگرایی فراگیر است» محقّق خواهد شد. چون هدف نهایی نه [[خوشبختی]] انسان‌ها است و نه [[مصلحت]] یک انسان، بلکه ساختن نوع بشر است؛ به این دلیل است که به نام یک قانون عالی [[طبیعت]] یا به نام [[تاریخ]]، فرد برای نوع و «اعضا» به نفع «کل» [[فدا]] می‌شوند<ref>نظام‌های بزرگ سیاست جنایی، ص۷۵ – ۷۹.</ref>. در یک نظام توتالیتر به دلیل [[قدرت]] تام [[دولت]]، هیچ چیزی علیه دولت و هیچ چیزی خارج از دولت وجود ندارد و دولت تمام [[زندگی]] [[جامعه]] را احاطه، [[سازماندهی]]، کنترل و [[هدایت]] می‌کند.
اسلام برای [[مبارزه با فساد]]، [[تبعیض]] و انحصارطلبی در [[ساختار حکومت]] خود، به طور ریشه‌ای برخورد می‌کند تا [[فرصت]] و امکانات را برای کوخ نشینان که نقش‌آفرینان اصلی [[انقلاب]] و [[جامعه]] بودند فراهم گردد<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۱۹، ص۱۵۰-۱۵۲ و ج۲۱، ص۱۵۹.</ref>.
حکومت‌های [[قدرت‌طلب]] که [[توتالتیر]] هم نامیده می‌شوند، به طور معمول مبتنی بر تفکر جمعی و اصالت جمع هستند، [[تمایلات]] فردی را تابع تمایلات جمعی می‌دانند و هدفشان در هم شکستن هر نوع مقاومتی است که در برابر مقتضیات جمعی به عمل می‌آید<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۲۷۸؛ فقه سیاسی، ج۱، ص۹۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۶۰.</ref>
 
=== دوم: [[انحصار سیاسی]]===
از جمله نمودهای بارز انحصارطلبی سیاسی [[دولت‌های تمامیت‌خواه]] است. یکی از جلوه‌های انحصارزدایی در [[حکومت اسلامی]] [[تساوی حقوق]] در اسلام، میان بالاترین فرد حکومت با [[شهروندان]] عادی است<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۴، ص۱۹۸.</ref>.<ref>[[اسماعیل رضوانی‌فر|رضوانی‌فر، اسماعیل]]، [[انحصار‌طلبی - رضوانی‌فر (مقاله)| مقاله «انحصارطلبی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۳۵۶.</ref>


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
* [[ویژه‌خواری]]
* [[حصر حاکمیت]]
* [[حصر حاکمیت]]


خط ۴۷: خط ۴۹:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:اصطلاحات سیاسی]]
۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش