←مقدمه
(←مقدمه) |
|||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
دختر واژهای | دختر واژهای فارسی به معنای فرزند اناث [[انسان]] و کودک یا نوجوان از جنس مؤنث است و در فارسی به آن دُخت هم میگویند. <ref>لغت نامه، ج ۷، ص ۱۰۴۹۱؛ فرهنگ فارسی، ج ۲، ص ۱۴۹۸، "دختر".</ref> نزدیکترین معادل عربی آن "بنت" است و جمع آن "بنات".<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۹۶؛ المصباح، ص ۶۳، "ابن".</ref> بعضی واژهپژوهان "بنت" را از ریشه "ب ـ ن ـ و"<ref>المصباح، ص ۶۳. </ref> و برخی از ریشه "ب ـ ن ـ ی" به معنای ساختن دانستهاند <ref>التحقیق، ج ۱، ص ۳۴۰ ـ ۳۴۲، "بنو".</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
== دختر در [[قرآن]] == | == دختر در [[قرآن]] == | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
# پدر و جدّ: آنان میتوانند دختر را به ازدواج هر کس خواستند در آورند <ref>الخلاف، ج ۴، ص ۲۵۰؛ المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۵ ـ ۳۶.</ref> و به [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابینهایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوستهای پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۷۳؛ ج ۱۴، ص ۲۷۲.</ref> و روایاتی <ref>المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ وسائلالشیعه، ج ۲۰، ص ۲۷۰.</ref> استناد شده است. [[ولایت]] یاد شده به این معنا نیست که دختر دچار [[قصور]] [[عقلی]] و [[فکری]] یا [[اجتماعی]] یا [[مدیریت]] [[اقتصادی]] است، بلکه به گوشهای از [[روانشناسی]] [[زن]] و مرد مربوط است، زیرا [[زن]] با همه وجود [[نیازمند]] [[محبت]] است و تا دوشیزه است و درباره مردان تجربه کافی ندارد، به سبب خوشباوری و [[مثبت اندیشی]]، زود از مردان [[فریب]] میخورد، پس میبایست با [[پدر]] خود که از [[احساسات]] مردان بهتر [[آگاه]] است و خیر فرزندش را میخواهد، [[مشورت]] و لزوما موافقت او را جلب کند. <ref>مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۲، "نظام حقوق زن".</ref> آری! اگر پدر بی [[رعایت مصلحت]] دخترش را از [[ازدواج]] با شوهر مناسب بازدارد، ولایتش ساقط میشود. <ref> کشف اللثام، ج ۷، ص ۸۲؛ مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۱.</ref> | # پدر و جدّ: آنان میتوانند دختر را به ازدواج هر کس خواستند در آورند <ref>الخلاف، ج ۴، ص ۲۵۰؛ المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۵ ـ ۳۶.</ref> و به [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابینهایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوستهای پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۷۳؛ ج ۱۴، ص ۲۷۲.</ref> و روایاتی <ref>المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ وسائلالشیعه، ج ۲۰، ص ۲۷۰.</ref> استناد شده است. [[ولایت]] یاد شده به این معنا نیست که دختر دچار [[قصور]] [[عقلی]] و [[فکری]] یا [[اجتماعی]] یا [[مدیریت]] [[اقتصادی]] است، بلکه به گوشهای از [[روانشناسی]] [[زن]] و مرد مربوط است، زیرا [[زن]] با همه وجود [[نیازمند]] [[محبت]] است و تا دوشیزه است و درباره مردان تجربه کافی ندارد، به سبب خوشباوری و [[مثبت اندیشی]]، زود از مردان [[فریب]] میخورد، پس میبایست با [[پدر]] خود که از [[احساسات]] مردان بهتر [[آگاه]] است و خیر فرزندش را میخواهد، [[مشورت]] و لزوما موافقت او را جلب کند. <ref>مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۲، "نظام حقوق زن".</ref> آری! اگر پدر بی [[رعایت مصلحت]] دخترش را از [[ازدواج]] با شوهر مناسب بازدارد، ولایتش ساقط میشود. <ref> کشف اللثام، ج ۷، ص ۸۲؛ مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۱.</ref> | ||
# [[رضایت]] و موافقت پدر و دختر<ref>المقنعه، ص ۵۱۰؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۴.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | # [[رضایت]] و موافقت پدر و دختر<ref>المقنعه، ص ۵۱۰؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۴.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']] | # [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||