طواف: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۵ نوامبر ۲۰۲۴
خط ۱۲۳: خط ۱۲۳:


== طواف عاشقانه ==
== طواف عاشقانه ==
یکی از لحظات شیرین و به یادماندنی حج، زمانی است که حاجی پس از انجام طواف، [[پرده کعبه]] را در دست گرفته، خود را به [[کعبه]] چسبانده، قطرات اشکش مرواریدگونه از گونه‌هایش سرازیر گردد و با [[خدا]] راز و نیاز کند. [[عاشقان]] [[حریم]] [[دوست]]، آن‌گاه که در کنار [[خانه]] [[یار]] قرار می‌گیرند، حالاتی خوش و دیدنی دارند.
یکی از لحظات شیرین و به یادماندنی حج، زمانی است که حاجی پس از انجام طواف، پرده کعبه را در دست گرفته، خود را به [[کعبه]] چسبانده، قطرات اشکش مرواریدگونه از گونه‌هایش سرازیر گردد و با [[خدا]] راز و نیاز کند. عاشقان [[حریم]] [[دوست]]، آن‌گاه که در کنار [[خانه]] یار قرار می‌گیرند، حالاتی خوش و دیدنی دارند.


اصمعی می‌گوید: شبی گِرد کعبه طواف می‌کردم، [[جوانی]] ظریف اندام را دیدم که به پرده کعبه چنگ زده، می‌گفت: [[چشم‌ها]] در خوابند و [[ستارگان]] برآمده‌اند، و تو [[پادشاه]] زنده [[پایداری]]، پادشاهان درب‌هایشان را بسته و بر آن نگاهبانانی گمارده‌اند [ولی] درب خانه تو برای درخواست کنندگان باز است، به سوی تو آمدم تا به [[رحمت]] خود به من نظر کنی، ای مهربان‌ترین مهربانان.
اصمعی می‌گوید: شبی گِرد کعبه طواف می‌کردم، [[جوانی]] ظریف اندام را دیدم که به پرده کعبه چنگ زده، می‌گفت: [[چشم‌ها]] در خوابند و [[ستارگان]] برآمده‌اند، و تو [[پادشاه]] زنده [[پایداری]]، پادشاهان درب‌هایشان را بسته و بر آن نگاهبانانی گمارده‌اند [ولی] درب خانه تو برای درخواست کنندگان باز است، به سوی تو آمدم تا به [[رحمت]] خود به من نظر کنی، ای مهربان‌ترین مهربانان.
خط ۱۳۶: خط ۱۳۶:
علی بن مزید [[بیاع سابری]] نیز گفته است: [[امام صادق]]{{ع}} را در [[حجر اسماعیل]] دیدم؛ زیرا ناودان ایستاده، صورتش را به [[کعبه]] گذاشته و دست‌هایش را گشوده و می‌فرمود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ ضَعْفِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي، اللَّهُمَّ أَنْزِلْ عَلَيَّ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَدِرَّ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْوَاسِعِ، وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ، اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي الرِّزْقِ وَ لَا تَقْتُرْ عَلَيَّ}}.
علی بن مزید [[بیاع سابری]] نیز گفته است: [[امام صادق]]{{ع}} را در [[حجر اسماعیل]] دیدم؛ زیرا ناودان ایستاده، صورتش را به [[کعبه]] گذاشته و دست‌هایش را گشوده و می‌فرمود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ ضَعْفِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي، اللَّهُمَّ أَنْزِلْ عَلَيَّ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَدِرَّ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْوَاسِعِ، وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ، اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي الرِّزْقِ وَ لَا تَقْتُرْ عَلَيَّ}}.


[[خالد بن ربعی]] نیز گفته است: [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} برای برخی نیازها وارد [[مکه]] شدند [در [[مسجدالحرام]]] مرد [[عرب]] بیابانی را دیدند که [[پرده کعبه]] را گرفته و می‌گفت: ای صاحب [[خانه]]، خانه خانه تو است و مهمان نیز مهمان تو، هر مهمانی از میزبانش [[نیکی]] می‌بیند، پس امشب احسانت به من، [[آمرزش]] گناهانم باشد. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به [[یاران]] خود فرمودند: آیا نشنیدید سخن [[اعرابی]] را؟ گفتند: آری شنیدیم، حضرت فرمود: [[خداوند]] کریم‌تر از آن است که میهمانش را براند. شب دوم دیدند بار دیگر این مرد آمده خود را به رکن چسبانده و می‌گوید: {{متن حدیث|يَا عَزِيزاً فِي عِزِّكَ فَلَا أَعَزَّ مِنْكَ فِي عِزِّكَ أَعِزَّنِي بِعِزِّ عِزِّكَ فِي عِزٍّ لَا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} عَلَيْكَ أَعْطِنِي مَا لَا يُعْطِينِي أَحَدٌ غَيْرُكَ وَ اصْرِفْ عَنِّي مَا لَا يَصْرِفُهُ أَحَدٌ غَيْرُكَ}}. سپس امیر مؤمنان{{ع}} به یاران خویش فرمودند: «به [[خدا]] [[سوگند]] این اسم اکبر به زبان یونانی است که حبیب من [[رسول خدا]]{{صل}} آن را به من خبر داده است. او [[بهشت]] را [[طلب]] کرد و خداوند به او [[عنایت]] نمود. او از خداوند خواست [[آتش]] را از وی بگرداند و خداوند نیز چنین کرد<ref>مستدرک الوسائل، باب استحباب التعلق باستتار الکعبه و الدعاء عندها، ج۹، ۱.</ref>.
[[خالد بن ربعی]] نیز گفته است: [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} برای برخی نیازها وارد [[مکه]] شدند [در [[مسجدالحرام]]] مرد [[عرب]] بیابانی را دیدند که پرده کعبه را گرفته و می‌گفت: ای صاحب [[خانه]]، خانه خانه تو است و مهمان نیز مهمان تو، هر مهمانی از میزبانش [[نیکی]] می‌بیند، پس امشب احسانت به من، [[آمرزش]] گناهانم باشد. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به [[یاران]] خود فرمودند: آیا نشنیدید سخن [[اعرابی]] را؟ گفتند: آری شنیدیم، حضرت فرمود: [[خداوند]] کریم‌تر از آن است که میهمانش را براند. شب دوم دیدند بار دیگر این مرد آمده خود را به رکن چسبانده و می‌گوید: {{متن حدیث|يَا عَزِيزاً فِي عِزِّكَ فَلَا أَعَزَّ مِنْكَ فِي عِزِّكَ أَعِزَّنِي بِعِزِّ عِزِّكَ فِي عِزٍّ لَا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} عَلَيْكَ أَعْطِنِي مَا لَا يُعْطِينِي أَحَدٌ غَيْرُكَ وَ اصْرِفْ عَنِّي مَا لَا يَصْرِفُهُ أَحَدٌ غَيْرُكَ}}. سپس امیر مؤمنان{{ع}} به یاران خویش فرمودند: «به [[خدا]] [[سوگند]] این اسم اکبر به زبان یونانی است که حبیب من [[رسول خدا]]{{صل}} آن را به من خبر داده است. او [[بهشت]] را [[طلب]] کرد و خداوند به او [[عنایت]] نمود. او از خداوند خواست [[آتش]] را از وی بگرداند و خداوند نیز چنین کرد<ref>مستدرک الوسائل، باب استحباب التعلق باستتار الکعبه و الدعاء عندها، ج۹، ۱.</ref>.


[[طاووس یمانی]] نیز گفته است؛ در [[دل]] شب مردی را دیدم که پرده کعبه را در دست گرفته و می‌گوید:
[[طاووس یمانی]] نیز گفته است؛ در [[دل]] شب مردی را دیدم که پرده کعبه را در دست گرفته و می‌گوید:
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش