وقف: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۵۰۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ نوامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[وقف در تاریخ اسلامی]] - [[وقف در سیره پیامبر خاتم]] - [[وقف در معارف و سیره معصوم]] - [[وقف در معارف و سیره حسینی]] - [[وقف در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[وقف در فقه اسلامی]] - [[وقف در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[وقف در تاریخ اسلامی]] - [[وقف در سیره پیامبر خاتم]] - [[وقف در معارف و سیره معصوم]] - [[وقف در معارف و سیره حسینی]] - [[وقف در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[وقف در فقه اسلامی]] - [[وقف در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}


'''وقف:''' به معنای توقف، ایستادن، نگه داشتن. در اصطلاح [[دینی]] اگر [[مال]] و [[زمین]] و وسیله‌ای را برای استفاده خاصی تعیین کنند و [[منافع]] آن را در جهت خاصی مقرر کنند، "وقف" نامیده می‌‌شود، مثل آنکه مدرسه‌ای را وقف طلاب [[علوم دینی]] می‌کنند، یا [[قرآن]] و کتابی را وقف یک [[حرم]] یا [[مسجد]] می‌‌کنند، یا درمانگاهی را وقف استفاده [[فقرا]] می‌‌کنند. وقف، کاری بسیار [[پسندیده]] است و [[ثواب]] بسیار دارد و سبب می‌‌شود که تا سال‌های سال، به [[مردم]] خیر و بهره برسد. [[مال]] یا زمینی را که وقف کرده باشند "موقوفه" و کسی را که آن را وقف کرده "واقف" می‌نامند. کسی باید متولی و عهده‌دار موقوفات و اداره صحیح آن‌ها باشد. [[مال]] وقف تنها در همان مسیری که تعیین شده باید [[مصرف]] شود و استفاده شخصی از آن جایز نیست. اداره‌ای که به امور موقوفات رسیدگی می‌‌کند "اوقاف" نام دارد. بسیاری از زمین‌ها و املاک، وقف بعضی [[حرم‌ها]] و امامزاده‌ها یا مساجد و حوزه‌ها می‌‌شوند و درآمدهای آن‌ها به عنوان بودجه و پشتوانه مخارج این مراکز قرار می‌‌گیرد. [[حضرت علی]] {{ع}} تعداد بسیاری نخلستان کاشت و [[چاه]] کند و آن‌ها را وقف [[فقرا]] نمود. وقف در اصطلاح [[علم]] [[تجوید]]، به معنای ایستادن، [[نفس]] کشیدن و توقف کردن بر روی یک کلمه در [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] و وصل نکردن به کلمه یا [[آیه]] بعدی است. وقف، یک اصطلاح [[اعتقادی]] هم دارد، برای توضیح، به "[[واقفیه]]" نگاه کنید<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۴۵.</ref>.
== مقدمه ==
وقف به معنای توقف، ایستادن، نگه داشتن. در اصطلاح [[دینی]] اگر [[مال]] و [[زمین]] و وسیله‌ای را برای استفاده خاصی تعیین کنند و [[منافع]] آن را در جهت خاصی مقرر کنند، "وقف" نامیده می‌‌شود، مثل آنکه مدرسه‌ای را وقف طلاب [[علوم دینی]] می‌کنند، یا [[قرآن]] و کتابی را وقف یک [[حرم]] یا [[مسجد]] می‌‌کنند، یا درمانگاهی را وقف استفاده [[فقرا]] می‌‌کنند. وقف، کاری بسیار [[پسندیده]] است و [[ثواب]] بسیار دارد و سبب می‌‌شود که تا سال‌های سال، به [[مردم]] خیر و بهره برسد. [[مال]] یا زمینی را که وقف کرده باشند "موقوفه" و کسی را که آن را وقف کرده "واقف" می‌نامند. کسی باید متولی و عهده‌دار موقوفات و اداره صحیح آن‌ها باشد. [[مال]] وقف تنها در همان مسیری که تعیین شده باید [[مصرف]] شود و استفاده شخصی از آن جایز نیست. اداره‌ای که به امور موقوفات رسیدگی می‌‌کند "اوقاف" نام دارد. بسیاری از زمین‌ها و املاک، وقف بعضی [[حرم‌ها]] و امامزاده‌ها یا مساجد و حوزه‌ها می‌‌شوند و درآمدهای آن‌ها به عنوان بودجه و پشتوانه مخارج این مراکز قرار می‌‌گیرد. [[حضرت علی]] {{ع}} تعداد بسیاری نخلستان کاشت و [[چاه]] کند و آن‌ها را وقف [[فقرا]] نمود. وقف در اصطلاح [[علم]] [[تجوید]]، به معنای ایستادن، [[نفس]] کشیدن و توقف کردن بر روی یک کلمه در [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] و وصل نکردن به کلمه یا [[آیه]] بعدی است. وقف، یک اصطلاح [[اعتقادی]] هم دارد، برای توضیح، به "[[واقفیه]]" نگاه کنید<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۴۵.</ref>.


== مقدمه ==
== معناشناسی ==
وقف، در لغت به معنای ایستادن و توقف کردن<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص ۳۵۹ و خلیل بن أحمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص ۲۲۳.</ref> و در اصطلاح، به معنی حفظ اصل [[مال]] و قراردادن [[منافع]] آن برای اشخاص معین یا عموم در مدت معین یا برای همیشه با حفظ شرایطی خاص است<ref>محمد بن حسن طوسی، المبسوط، ج ۳، ص ۲۸۹؛ ابن ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ۳، ص ۱۵۲ و محقق کرکی، جامع المقاصد، ج ۱، ص ۷.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۳.</ref>.
[[وقف]]، در لغت به معنای ایستادن و توقف کردن<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص۳۵۹ و خلیل بن أحمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص۲۲۳.</ref> و در اصطلاح، به معنی [[حفظ]] اصل [[مال]] و قراردادن منافع آن برای اشخاص معین یا عموم در مدت معین یا برای همیشه با حفظ شرایطی خاص است<ref>محمد بن حسن طوسی، المبسوط، ج ۳، ص۲۸۹؛ ابن ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ۳، ص۱۵۲ و محقق کرکی، جامع المقاصد، ج ۱، ص۷.</ref>.


در [[اسلام]]، منابع [[مالی]] متعددی معین شده است تا بستر [[زندگی]] تمامی [[مسلمانان]] و همه کسانی که [[رفاه]] لازم را ندارند، فراهم شود؛ از این منابع می‌توان به [[خمس]]، [[زکات]]، صدقات، وقف، هبه و... اشاره کرد. وقف یا حبس نیز یکی از این منابع و از [[مستحبات]] [[اسلام]] است. وقف، عملی [[صالح]] و باقی و مصداق روشنی است از [[تعاون]]، و انفاقی، عاری از منت و احسانی خالی از اذیت است که [[تحقیر]] شخصیت دیگران را در پی ندارد و تصدّقی دائمی و بی‌ریا و دادن وامی است بدون [[اضطراب]] باز پرداخت و تعدیل [[ثروت]] با [[رضا]] و رغبت است که با انجام آن با جمع‌آوری [[مال]] و بروز [[اختلافات]] طبقاتی به طور معقول [[مبارزه]] می‌شود<ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۳.</ref>.
در [[اسلام]]، منابع مالی متعددی معین شده است تا بستر [[زندگی]] تمامی [[مسلمانان]] و همه کسانی که [[رفاه]] لازم را ندارند، فراهم شود؛ از این منابع می‌توان به [[خمس]]، [[زکات]]، [[صدقات]]، وقف، هبه و... اشاره کرد. وقف یا [[حبس]] نیز یکی از این منابع و از [[مستحبات]] اسلام است. وقف، عملی [[صالح]] و باقی و مصداق روشنی است از [[تعاون]]، و انفاقی، عاری از [[منت]] و احسانی خالی از [[اذیت]] است که تحقیر [[شخصیت]] دیگران را در پی ندارد و تصدّقی دائمی و بی‌ریا و دادن وامی است بدون [[اضطراب]] باز پرداخت و تعدیل [[ثروت]] با [[رضا]] و رغبت است که با انجام آن با جمع‌آوری مال و بروز [[اختلافات]] طبقاتی به طور معقول [[مبارزه]] می‌شود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۳.</ref>.


== نخستین وقف در [[اسلام‌]]==
== نخستین وقف در اسلام‌==
از واقدی [[نقل]] شده است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} اولین وقف را در [[اسلام]] انجام داد و ماجرای آن، چنین بود که مخیریق [[یهودی]]، از علمای بزرگ [[یهود]] [[مدینه]]، پس از [[مسلمان]] شدن، همراه [[رسول خدا]] {{صل}} در [[جنگ احد]] شرکت جست. او مردی ثروتمند و دارای باغ‌های نخل بسیار بود<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج ۱، ص ۵۱۸ و ابو الربیع حمیری کلاعی، الاکتفاء، ج ۱، ص ۳۰۳.</ref>. مخیریق هنگام [[جنگ احد]] [[وصیت]] کرده بود که اگر کشته شدم، تمام [[اموال]] من از آن [[رسول خدا]] {{صل}} خواهد بود و ایشان می‌تواند آنها را به هر طریق که [[خداوند]] [[دوست]] دارد، [[مصرف]] کند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۲، ص ۵۳۱، السیرة النبویه، ص ۵۱۸ و ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۸۹.</ref>. مخیریق در [[غزوه]] [[احد]] به [[شهادت]] رسید و طبق وصیتش، [[اموال]] او که شامل نخلستان‌های هفت گانه [[اعراف]]، [[صافیه]]، دلال، میثب (منبت ۔ میثم)، بُرقَه، حُسنی و مشربه ام‌ابراهیم بود، به [[پیامبر]] {{صل}} رسید<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۳۷۸؛ و نور الدین علی سمهودی، وفاء الوفاء، ج ۳، ص ۱۵۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۱۸ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۸۹.</ref>. [[رسول اکرم]] {{صل}} نیز این [[اموال]] را در سال هفتم هجری وقف کرد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۱.</ref> و گفته شده است، موقوفات [[رسول خدا]] {{صل}} در [[مدینه]] عموماً از همین [[اموال]] مخیرق بود<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۷۸ و السیرة النبویه، ص ۵۱۸.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۳-۴۲۴.</ref>.
از [[واقدی]] نقل شده است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اولین وقف را در اسلام انجام داد و ماجرای آن، چنین بود که [[مخیریق]] [[یهودی]]، از علمای بزرگ [[یهود]] [[مدینه]]، پس از [[مسلمان]] شدن، همراه [[رسول خدا]]{{صل}} در [[جنگ احد]] شرکت جست. او مردی [[ثروتمند]] و دارای باغ‌های نخل بسیار بود<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج ۱، ص۵۱۸ و ابو الربیع حمیری کلاعی، الاکتفاء، ج ۱، ص۳۰۳.</ref>. [[مخیریق]] هنگام [[جنگ احد]] [[وصیت]] کرده بود که اگر کشته شدم، تمام [[اموال]] من از آن [[رسول خدا]]{{صل}} خواهد بود و ایشان می‌تواند آنها را به هر طریق که [[خداوند]] [[دوست]] دارد، [[مصرف]] کند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۲، ص۵۳۱، السیرة النبویه، ص۵۱۸ و ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۸۹.</ref>. مخیریق در [[غزوه احد]] به [[شهادت]] رسید و طبق وصیتش، اموال او که شامل نخلستان‌های هفت گانه [[اعراف]]، [[صافیه]]، دلال، میثب (منبت ۔ [[میثم]])، بُرقَه، حُسنی و [[مشربه ام‌ابراهیم]] بود، به [[پیامبر]]{{صل}} رسید<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۱، ص۳۷۸؛ و نور الدین علی سمهودی، وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص۵۱۸ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۸۹.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} نیز این اموال را در [[سال هفتم هجری]] [[وقف]] کرد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۱.</ref> و گفته شده است، [[موقوفات]] رسول خدا{{صل}} در [[مدینه]] عموماً از همین اموال مخیرق بود<ref>المغازی، ج ۱، ص۳۷۸ و السیرة النبویه، ص۵۱۸.</ref>.


در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شده است، باغ‌های هفت گانه [[اعراف]]، [[صافیه]]، دلال، میثب، برقه، [[حسنی]] و مشربه ام [[ابراهیم]]، موقوفه یا موقوفات [[رسول اکرم]] {{صل}} بود که پس از [[رحلت]] آن [[حضرت]] در [[اختیار]] [[حضرت]] [[فاطمه]] {{س}} قرار گرفت. بعدها درباره این موقوفات ادعایی مطرح شد و [[حضرت علی]] {{ع}} بر وقف بودن آنها [[شهادت]] داد و [[حضرت]] [[فاطمه]] {{س}} نیز آنها را موقوفه معرفی فرمود<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۲۴۴ و شیخ طوسی، التهذیب، ج ۹، ص ۱۴۵.</ref> و در آمد آنها را برای [[بنی‌هاشم]] و بنی‌مطلب قرار داد<ref>الکافی، ج ۷، ص ۴۸ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۳۸۰.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۴.</ref>.
در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است، باغ‌های هفت گانه اعراف، صافیه، دلال، میثب، برقه، حسنی و مشربه [[ام ابراهیم]]، موقوفه یا موقوفات رسول اکرم{{صل}} بود که پس از رحلت آن حضرت در [[اختیار]] حضرت [[فاطمه]]{{س}} قرار گرفت. بعدها درباره این موقوفات ادعایی مطرح شد و [[حضرت علی]]{{ع}} بر وقف بودن آنها شهادت داد و حضرت فاطمه{{س}} نیز آنها را موقوفه معرفی فرمود<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۲۴۴ و شیخ طوسی، التهذیب، ج ۹، ص۱۴۵.</ref> و در آمد آنها را برای [[بنی‌هاشم]] و [[بنی‌مطلب]] قرار داد<ref>الکافی، ج ۷، ص۴۸ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص۳۸۰.</ref>.


[[امام رضا]] {{ع}} نیز در [[روایت]] مشابهی فرموده است: "[[رسول خدا]] {{صل}} اموالی را برای [[حضرت]] [[فاطمه]] {{س}} وقف کرد تا از آن به ضعفای [[قوم]] خود و [[نسل]] آنها [[انفاق]] کنند<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۳۴۱ و محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۵۱.</ref>. پس از [[وفات پیامبر]] {{صل}} [[عباس]]، [[عموی پیامبر]] {{صل}} - درباره تصاحب آنها با [[حضرت]] [[فاطمه]] {{س}} به بحث پرداخت؛ اما [[علی]] {{ع}} و دیگران [[شهادت]] دادند که آنها برای [[حضرت]] [[فاطمه]] {{س}} وقف شده است"<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص ۱۵۷ - ۱۵۸ و أحمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان ۱، ص۴۰.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۴-۴۲۵.</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} نیز در [[روایت]] مشابهی فرموده است: "[[رسول خدا]]{{صل}} اموالی را برای حضرت [[فاطمه]]{{س}} [[وقف]] کرد تا از آن به ضعفای [[قوم]] خود و [[نسل]] آنها [[انفاق]] کنند<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص۳۴۱ و محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۵۱.</ref>. پس از [[وفات پیامبر]]{{صل}} عباس، عموی پیامبر{{صل}} درباره تصاحب آنها با حضرت فاطمه{{س}} به بحث پرداخت؛ اما علی{{ع}} و دیگران [[شهادت]] دادند که آنها برای حضرت فاطمه{{س}} وقف شده است"<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۷ - ۱۵۸ و أحمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان ۱، ص۴۰.</ref>.<ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۳-۴۲۵.</ref>.


== باغ‌های هفت گانه (مخیریق) ==  
== باغ‌های هفت گانه ([[مخیریق]]) ==  
از ‌باغ‌های معروف مخیریق، باغ "[[حسنی]]" بود، که از موقوفات [[پیامبر]] {{صل}} در [[مدینه]] به شمار می‌آمد <ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۵، ص ۲۹۱ و انساب الاشراف، ج۱، ص۵۱۸.</ref>. این باغ در منطقه [[عوالی]]<ref>عوالی، منطقه‌ای مرتفع که در چهار میلی مدینه قرار دارد. (معجم، البلدان، ج ۴، ص ۱۶۶).</ref> [[مدینه]]، در [[ناحیه]] "قُف"<ref>ارتفاعات کوچکی که به اندازه کوه نبودند. (همان، ج۴، ص۳۸۳)</ref> قرار داشت که با [[آب]] وادی "مهزور"<ref>دشتی وسیع که محل سکونت بنی قریظه بود. (همان، ج۵، ص۲۳۴)</ref> آبیاری می‌شد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص ۱۵۰ و محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج۸، ص۴۰۶.</ref>. [[صافیه]] و برقه و دلال هم از دیگر باغ‌های معروف مخیریق بودند که در بالای "صورین"<ref>مکانی که نزدیک مدینه قرار است. (معجم البلدان، ج ۳، ص ۴۳۵)</ref> بودند و با [[آب]] مهزور آبیاری می‌شدند<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص ۱۵۰؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۸، ص ۴۰۶ و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۹۸.</ref>. مشربه ام [[ابراهیم]] نیز از [[آب]] وادی مهزور آبیاری می‌شد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص ۱۵۰.</ref>؛ این باغ به آن سبب به ‌این نام معروف شد که [[ماریه]] قبطیه، [[مادر]] [[ابراهیم]]، [[فرزند]] [[رسول خدا]] {{صل}} و [[همسر گرامی پیامبر اکرم]] {{صل}}، در این باغ [[زندگی]] می‌کرد. او [[ابراهیم]] را در این محل به [[دنیا]] آورده بود<ref>المغازی، ج۱، ص۳۷۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۸۹ - ۳۹۰؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف، ج ۶، ص۴۷ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۸، ص ۴۰۶.</ref>. باغ دیگر، اعواف نام داشت که آن هم از [[آب]] وادی مهزور آبیاری می‌شد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص ۱۵۰ و بحارالانوار، ج۲۲، ‌ ص۲۹۹.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۵.</ref>.
از ‌باغ‌های معروف مخیریق، باغ "حسنی" بود، که از [[موقوفات]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[مدینه]] به شمار می‌آمد<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۵، ص۲۹۱ و انساب الاشراف، ج۱، ص۵۱۸.</ref>. این باغ در منطقه [[عوالی]]<ref>عوالی، منطقه‌ای مرتفع که در چهار میلی مدینه قرار دارد. (معجم، البلدان، ج ۴، ص۱۶۶).</ref> مدینه، در ناحیه "قُف"<ref>ارتفاعات کوچکی که به اندازه کوه نبودند. (همان، ج۴، ص۳۸۳)</ref> قرار داشت که با آب [[وادی]] "مهزور"<ref>دشتی وسیع که محل سکونت بنی قریظه بود. (همان، ج۵، ص۲۳۴)</ref> آبیاری می‌شد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۰ و محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج۸، ص۴۰۶.</ref>. [[صافیه]] و برقه و دلال هم از دیگر باغ‌های معروف مخیریق بودند که در بالای "صورین"<ref>موضعی که نزدیک مدینه قرار است. (معجم البلدان، ج ۳، ص۴۳۵)</ref> بودند و با آب مهزور آبیاری می‌شدند<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۰؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۸، ص۴۰۶ و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۹۸.</ref>. مشربه [[ام ابراهیم]] نیز از آب وادی مهزور آبیاری می‌شد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۰.</ref>؛ این باغ به آن سبب به ‌این نام معروف شد که [[ماریه قبطیه]]، مادر ابراهیم، فرزند رسول خدا{{صل}} و [[همسر گرامی پیامبر اکرم]]{{صل}}، در این باغ [[زندگی]] می‌کرد. او ابراهیم را در این محل به [[دنیا]] آورده بود<ref>المغازی، ج۱، ص۳۷۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۸۹ - ۳۹۰؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف، ج ۶، ص۴۷ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۸، ص۴۰۶.</ref>. باغ دیگر، اعواف نام داشت که آن هم از آب [[وادی]] مهزور آبیاری می‌شد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۰ و بحارالانوار، ج۲۲، ‌ ص۲۹۹.</ref>.


گفته شده است، "دلال" از املاک زنی [[یهودی]] از [[طایفه]] بنی‌نضیر بود و وی با [[سلمان فارسی]] که برده او بود، [[عهد]] کرد که اگر آن را [[احیا]] کند، آزاد خواهد شد. [[سلمان]]، این موضوع را به [[پیامبر]] {{صل}} خبر داد؛ آن [[حضرت]] به "دلال" رفت و کنار گودال‌هایی که برای کاشت نهال کنده بودند، نشست و [[سلمان]] و دیگر [[مسلمانان]] برای آن [[حضرت]]، نهال خرما می‌آوردند و ایشان با دست خود، آنها را می‌کاشت. پس، همه این نهال‌ها بارور شد و به زودی شکوفه بر آورد و بعدها [[خداوند]] این باغ را نصیب [[رسول خدا]] {{صل}} ساخت<ref>السیره النبویه، ص ۲۲۰ - ۲۲۱؛ وفاء الوفاء، ج ۳، ص ۱۵۱ و شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس، ج ۱، ص ۴۶۹.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۵-۴۲۶.</ref>.
گفته شده است، "دلال" از [[املاک]] زنی [[یهودی]] از طایفه [[بنی‌نضیر]] بود و وی با [[سلمان فارسی]] که برده او بود، [[عهد]] کرد که اگر آن را احیا کند، [[آزاد]] خواهد شد. [[سلمان]]، این موضوع را به [[پیامبر]]{{صل}} خبر داد؛ آن حضرت به "دلال" رفت و کنار گودال‌هایی که برای کاشت نهال کنده بودند، نشست و سلمان و دیگر [[مسلمانان]] برای آن حضرت، نهال خرما می‌آوردند و ایشان با دست خود، آنها را می‌کاشت. پس، همه این نهال‌ها بارور شد و به زودی شکوفه بر آورد و بعدها [[خداوند]] این باغ را نصیب [[رسول خدا]]{{صل}} ساخت<ref>السیره النبویه، ص۲۲۰ - ۲۲۱؛ وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۱ و شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس، ج ۱، ص۴۶۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۵-۴۲۶.</ref>


== دیگر موقوفات [[پیامبر اکرم]] {{صل}} ‌==
== دیگر [[موقوفات]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ‌==
[[چاه]] "أعواف" نیز از موقوفات [[پیامبر]] بود که با وضوی [[رسول خدا]] {{صل}} متبرک شده بود و سال‌ها جریان داشت<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص ۱۲۴ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۲۲.</ref>. بلاذری از قول عده‌ای از [[بنی‌حارث بن عبدالمطلب]] [[نقل]] کرده است که باغ "الحدیقه" نیز از دیگر موقوفات [[پیامبر]] بود<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۱۸.</ref>. بلاذری در ادامه می‌گوید که من نمی‌دانم آن، جزء [[اموال]] مخیریق بوده است یا نه<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۱۸.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۶.</ref>.
چاه "أعواف" نیز از موقوفات پیامبر بود که با وضوی رسول خدا{{صل}} متبرک شده بود و سال‌ها جریان داشت<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۲۴ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۲۲.</ref>. [[بلاذری]] از قول عده‌ای از [[بنی‌حارث]] بن [[عبدالمطلب]] نقل کرده است که باغ "الحدیقه" نیز از دیگر موقوفات پیامبر بود<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۵۱۸.</ref>. بلاذری در ادامه می‌گوید که من نمی‌دانم آن، جزء [[اموال]] [[مخیریق]] بوده است یا نه<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۵۱۸.</ref>.<ref> سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۶.</ref>


== [[پیامبر]] {{صل}} و [[تشویق]] [[اصحاب]] به انجام وقف ==
== [[پیامبر]]{{صل}} و [[تشویق]] [[اصحاب]] به انجام [[وقف]] ==
[[رسول اکرم]] {{صل}} علاوه بر پیش قدم بودن در امر وقف، دیگر [[مسلمانان]] را نیز به این [[امر خیر]] [[تشویق]] می‌کرد. [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[نقل]] کرده است، همچنین از [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} کسی نبود که توانی [[مالی]] داشته باشد و چیزی را وقف نکند<ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۶.</ref>.
[[رسول اکرم]]{{صل}} علاوه بر پیش قدم بودن در امر وقف، دیگر [[مسلمانان]] را نیز به این امر خیر تشویق می‌کرد. [[جابر بن عبدالله انصاری]] نقل کرده است، همچنین از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} کسی نبود که توانی [[مالی]] داشته باشد و چیزی را وقف نکند.


از [[پیامبر خدا]] {{صل}} درباره وقف چنین [[روایت]] شده است: "هرگاه [[انسان]] بمیرد، رشته عمل او در [[دنیا]] قطع می‌شود؛ مگر از سه چیز: [[صدقه]] جاریه (وقف) یا [[علمی]] که از آن سود برده شود و یا [[فرزند]] صالحی که برای او [[دعا]] کند"<ref>{{متن حدیث|إِذَا مَاتَ‌ ابْنُ‌ آدَمَ‌ انْقَطَعَ‌ عَمَلُهُ‌ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ}}؛ حسن بن أبی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۴ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص ۱۰۵. ‌</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۶.</ref>.
از [[پیامبر خدا]]{{صل}} درباره وقف چنین [[روایت]] شده است: "هرگاه [[انسان]] بمیرد، رشته عمل او در [[دنیا]] قطع می‌شود؛ مگر از سه چیز: [[صدقه]] [[جاریه]] (وقف) یا [[علمی]] که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او [[دعا]] کند"<ref>{{متن حدیث|إِذَا مَاتَ‌ ابْنُ‌ آدَمَ‌ انْقَطَعَ‌ عَمَلُهُ‌ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ}}؛ حسن بن أبی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۴ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص۱۰۵.</ref>.


در [[صحیح بخاری]] از انس بن مالک [[روایت]] شده است، [[ابوطلحه]] توانگرترین فرد [[انصار]] بود و از همه [[اموال]] خود، باغ بیرحاء را که در سمت [[قبله]] [[مسجد]] [[نبوی]] قرار داشت، بیشتر [[دوست]] می‌داشت. [[پیغمبر]] {{صل}} گاه به این باغ داخل می‌شد و از [[آب]] گوارای [[چاه]] آن می‌نوشید. [[انس بن مالک]]، خادم آن [[حضرت]] می‌گوید: "وقتی [[آیه]] {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>، نازل شد؛ [[ابوطلحه]] برخاست و گفت: ای [[رسول خدا]] {{صل}}! محبوب‌ترین [[اموال]] من "بیرحاء" است و آن را در [[راه خدا]] [[صدقه]] می‌دهم و امیدوارم [[ثواب]] آن [[ذخیره]] آخرتم باشد؛ آن را در هر راهی که [[خدا]] تو را بدان [[راهنمایی]] می‌کند، [[مصرف]] کن!"‌.[[پیامبر]] {{صل}} فرمود: " آن‌چه گفتی، شنیدم؛ چه [[مال]] سودمندی؛ نظر من آن است که آن را برای [[نزدیکان]] خود وقف کنی"؛ ‌ [[ابوطلحه]] گفت: "ای [[رسول خدا]] {{صل}} همین کار را می‌کنم ". پس آن را برای پسرعموها و [[نزدیکان]] خود وقف کرد"<ref>بخاری، صحیح، ج ۵، ص ۱۶۹ - ۱۷۰؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص ۱۴۱ و ابن حبان، صحیح، ج ۸، ص ۱۲۹ - ۱۳۰.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۶-۴۲۷.</ref>.
در [[صحیح بخاری]] از [[انس بن مالک]] روایت شده است، [[ابوطلحه]] توانگرترین فرد [[انصار]] بود و از همه [[اموال]] خود، باغ بیرحاء را که در سمت [[قبله]] [[مسجد]] [[نبوی]] قرار داشت، بیشتر [[دوست]] می‌داشت. [[پیغمبر]]{{صل}} گاه به این باغ داخل می‌شد و از آب گوارای چاه آن می‌نوشید. انس بن مالک، خادم آن حضرت می‌گوید: "وقتی [[آیه]] ۹۲ [[آل عمران]]: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>، نازل شد؛ ابوطلحه برخاست و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! محبوب‌ترین اموال من "بیرحاء" است و آن را در [[راه خدا]] صدقه می‌دهم و امیدوارم [[ثواب]] آن ذخیره آخرتم باشد؛ آن را در هر راهی که [[خدا]] تو را بدان [[راهنمایی]] می‌کند، [[مصرف]] کن!"‌. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: " آن‌چه گفتی، شنیدم؛ چه [[مال]] سودمندی؛ نظر من آن است که آن را برای [[نزدیکان]] خود [[وقف]] کنی"؛ ‌ [[ابوطلحه]] گفت: "ای [[رسول خدا]]{{صل}} همین کار را می‌کنم ". پس آن را برای پسرعموها و نزدیکان خود وقف کرد"<ref>بخاری، صحیح، ج ۵، ص۱۶۹ - ۱۷۰؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص۱۴۱ و ابن حبان، صحیح، ج ۸، ص۱۲۹ - ۱۳۰.</ref>.


[[واقدی]] نیز [[نقل]] کرده است، [[چاه]] "رومه" جزو [[اموال]] مردی از [[قبیله]] مزینه بود که در برابر دریافت [[پول]] به [[مردم]] [[آب]] می‌داد. روزی [[پیامبر]] {{صل}} به آن [[چاه]] نظر افکند و فرمود: "اگر مسلمانی این چاه را از این مرد بخرد و برای [[مسلمانان]] وقف کند، آن، چه [[صدقه]] و وقف خوبی است". [[عثمان بن عفان]] آن را به چهارصد [[دینار]] از آن مرد خرید و وقف کرد<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۳۶؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۹۲ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۲۷.</ref>. ‌ همو [[نقل]] می‌کند، چون [[رسول خدا]] {{صل}} در [[جنگ]] غابه به کنار [[چاه]] "همّ" رسید، [[مسلمانان]] گفتند: "ای [[رسول خدا]] {{صل}}! آیا این [[چاه]] را مصادره نمی‌کنید؟"‌ فرمود: "خیر، ولی یک نفر این [[چاه]] را بخرد و بهای آن را [[صدقه]] دهد"؛ پس [[طلحة بن عبیدالله]] آن را خرید و وقف کرد <ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۴۷.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۷-۴۲۷.</ref>.
[[واقدی]] نیز نقل کرده است، چاه "رومه" جزو [[اموال]] مردی از قبیله مزینه بود که در برابر دریافت [[پول]] به [[مردم]] آب می‌داد. روزی پیامبر{{صل}} به آن چاه نظر افکند و فرمود: "اگر [[مسلمانی]] این چاه را از این مرد بخرد و برای [[مسلمانان]] وقف کند، آن، چه [[صدقه]] و وقف خوبی است". [[عثمان بن عفان]] آن را به چهارصد دینار از آن مرد خرید و وقف کرد<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۵۳۶؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۹۲ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۲۷.</ref>. ‌ همو نقل می‌کند، چون رسول خدا{{صل}} در [[جنگ]] [[غابه]] به کنار چاه "همّ" رسید، مسلمانان گفتند: "ای رسول خدا{{صل}}! آیا این چاه را [[مصادره]] نمی‌کنید؟"‌ فرمود: "خیر، ولی یک نفر این چاه را بخرد و بهای آن را صدقه دهد"؛ پس [[طلحة بن عبیدالله]] آن را خرید و وقف کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص۵۴۷.</ref>.


همچنین مورخان [[نقل]] کرده‌اند که در [[خیبر]]، زمینی معروف به باغ "ثمغ"، نصیب [[عمر بن خطاب]] شد؛ او نزد [[پیامبر]] {{صل}} آمد و درباره آن از ایشان نظر خواست و گفت: "این ‌زمینی که در [[خیبر]] نصیب من شده، [[بهترین]] مزرعه من است؛ درباره آن چه دستوری می‌فرمایید؟ [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: "اصل آن را وقف و درآمدش را [[صدقه]] تعیین کن!" [[عمر]] نیز آن را طوری وقف کرد که اصل آن مزرعه فروخته و بخشیده و به [[ارث]] برده نشود و در آمد آن مخصوص [[فقیران]]، [[ارحام]] و بستگان [[نیازمند]]، آزاد کردن بردگان و [[جهاد]] در [[راه خدا]]، درماندگان و [[پذیرایی]] از میهمانان قرار داده شود و...<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۲۵۴؛ وفاء الوفاء، ج ۴، ص ۴۲؛ الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۷۲ و انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۹۴-۲۹۵.</ref><ref>البته عده‌ای اعتقاد دارند که این زمین هم از موقوفات رسول اکرم {{صل}} بوده است. (وفاء الوفاء، ج ۴، ص ۴۲.)</ref>.<ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۸.</ref>
همچنین مورخان نقل کرده‌اند که در [[خیبر]]، زمینی معروف به باغ "ثمغ"، نصیب [[عمر بن خطاب]] شد؛ او نزد پیامبر{{صل}} آمد و درباره آن از ایشان نظر خواست و گفت: "این ‌زمینی که در خیبر نصیب من شده، بهترین مزرعه من است؛ درباره آن چه دستوری می‌فرمایید؟ [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "اصل آن را [[وقف]] و درآمدش را [[صدقه]] تعیین کن!" عمر نیز آن را طوری وقف کرد که اصل آن مزرعه فروخته و بخشیده و به [[ارث]] برده نشود و در آمد آن مخصوص [[فقیران]]، [[ارحام]] و بستگان نیازمند، آزاد کردن بردگان و [[جهاد در راه خدا]]، درماندگان و [[پذیرایی]] از میهمانان قرار داده شود و...<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۲۵۴؛ وفاء الوفاء، ج ۴، ص۴۲؛ الطبقات الکبری، ج ۳، ص۲۷۲ و انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۹۴-۲۹۵.</ref>.<ref>البته عده‌ای اعتقاد دارند که این زمین هم از موقوفات رسول اکرم{{صل}} بوده است. (وفاء الوفاء، ج ۴، ص۴۲).</ref>.


[[ابن سعد]] از [[ابن کعب]] [[نقل]] کرده است که پس اینکه [[رسول خدا]] باغات هفت گانه را وقف کرد، [[مسلمانان]] نیز به وقف راغب شده، برخی [[اموال]] خود را برای [[اولاد]] و [[نوادگان]] خود وقف کردند <ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۹۰.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۸.</ref>.
[[ابن سعد]] از ابن کعب نقل کرده است که پس اینکه رسول خدا باغات هفت گانه را وقف کرد، [[مسلمانان]] نیز به وقف راغب شده، برخی [[اموال]] خود را برای [[اولاد]] و نوادگان خود وقف کردند <ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۹۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۶ ـ ۴۲۸.</ref>


== ثبت اوقاف‌==
== ثبت اوقاف‌==
عده‌ای از مورخان در کتاب‌های خود آورده‌اند که [[رسول خدا]] {{صل}} [[زبیر بن عوام]] را [[مأمور]] ثبت [[اموال]] صدقات خود کرده بود و هرگاه او نبود و یا عذری داشت، جهیم بن صلت یا [[حذیفة بن یمان]] این کار را بر عهده می‌گرفتند<ref>تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۹، ص ۳۸۰ - ۳۸۱.</ref>. عده‌ای دیگر نیز [[زبیر بن عوام]] و جهیم بن صلت را از کاتبان [[اموال]] وقف<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف ص ۲۴۵ و ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۱، ص ۶۲۶.</ref> و [[حذیفة بن یمان]] را تخمین زننده [[میزان]] محصول آنها (اگر باغ و... بودند) معرفی کرده‌اند<ref>التنبیه الاشراف، ص ۲۴۵.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۸.</ref>.
عده‌ای از مورخان در کتاب‌های خود آورده‌اند که رسول خدا{{صل}} [[زبیر بن عوام]] را [[مأمور]] ثبت اموال [[صدقات]] خود کرده بود و هرگاه او نبود و یا عذری داشت، [[جهیم بن صلت]] یا [[حذیفة بن یمان]] این کار را بر عهده می‌گرفتند<ref>تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۹، ص۳۸۰ - ۳۸۱.</ref>. عده‌ای دیگر نیز زبیر بن عوام و جهیم بن صلت را از کاتبان اموال وقف<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف ص۲۴۵ و ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۱، ص۶۲۶.</ref> و حذیفة بن یمان را تخمین زننده [[میزان]] محصول آنها (اگر باغ و... بودند) معرفی کرده‌اند<ref>التنبیه الاشراف، ص۲۴۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۸.</ref>


== [[علی]] {{ع}} [[شاگرد]] بارز [[مکتب]] [[نبوی]] {{صل}} ==
== علی{{ع}} شاگرد بارز [[مکتب]] [[نبوی]]{{صل}} ==
[[امیر المؤمنین]] [[علی]] {{ع}} [[شاگرد]] ممتاز [[مکتب]] [[نبوی]] {{صل}} است. ایشان درس [[انفاق]] و وارستگی را به خوبی از محضر [[رسول خدا]] {{صل}} آموخته بود و موقوفاتی از ایشان در [[تاریخ]] به ثبت رسیده است که در ادامه به دو نمونه اشاره می‌کنیم:‌ از موقوفات [[علی]] {{ع}} "عین ابی نیزر" است؛ این [[چاه]] پر [[آب]] که آن [[حضرت]] آن را به دست خود در منطقه "[[ینبع]]" در [[مدینه]] احداث کرده بود، در واقع، گنجی هنگفت و ثروتی سرشار بود که مژده خیر و برکتش می‌توانست هر صاحبی را به وجد آورد؛ اما [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} به محض حفر این [[چاه]] با کمال [[اخلاص]] فرمود: "[[خدا]] را [[گواه]] می‌گیرم که این چشمه را [[صدقه]] (وقف) قرار دادم". سپس کاغذ و قلمی‌ طلبید و برای آن، وقف نامه‌ای نوشته، آن را برای فقرای [[مدینه]]، در راه ماندگان و... وقف کرد<ref>معجم البلدان، ج ۴، ص ۱۷۵ - ۱۷۶؛ وفاء الوفاء، ج ۴، ص ۱۱۹ - ۱۲۰ و مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۶۲.</ref>. وقف منزل خویش در محله بنی‌زریق نیز از دیگر موقوفات [[علی]] {{ع}} در [[مدینه]] بود<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۲۴۸ و التهذیب، ج ۹، ص ۱۳۱.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۹.</ref>.
[[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} شاگرد ممتاز [[مکتب]] [[نبوی]]{{صل}} است. ایشان درس [[انفاق]] و [[وارستگی]] را به خوبی از محضر [[رسول خدا]]{{صل}} آموخته بود و موقوفاتی از ایشان در [[تاریخ]] به ثبت رسیده است که در ادامه به دو نمونه اشاره می‌کنیم:‌ از [[موقوفات]] علی{{ع}} "عین ابی نیزر" است؛ این چاه پر آب که آن حضرت آن را به دست خود در منطقه "[[ینبع]]" در [[مدینه]] احداث کرده بود، در واقع، گنجی هنگفت و ثروتی سرشار بود که مژده خیر و برکتش می‌توانست هر صاحبی را به وجد آورد؛ اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به محض حفر این چاه با کمال [[اخلاص]] فرمود: "[[خدا]] را [[گواه]] می‌گیرم که این چشمه را [[صدقه]] ([[وقف]]) قرار دادم". سپس کاغذ و قلمی‌طلبید و برای آن، وقف نامه‌ای نوشته، آن را برای فقرای مدینه، [[در راه ماندگان]] و... وقف کرد<ref>معجم البلدان، ج ۴، ص۱۷۵ - ۱۷۶؛ وفاء الوفاء، ج ۴، ص۱۱۹ - ۱۲۰ و مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۶۲.</ref>. وقف [[منزل]] خویش در محله بنی‌زریق نیز از دیگر موقوفات علی{{ع}} در مدینه بود<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۲۴۸ و التهذیب، ج ۹، ص۱۳۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۹.</ref>


==[[وقف عام]]==
==وقف عام==
وقف جزو اموالی است که جمعی از آن بهره می‌برند. وقف گاهی عام است، مانند اینکه کسانی [[مالی]] را برای راه‌های خیر وقف کنند؛ مانند ساختن پل، حمام، [[مدرسه]] و برای [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} و گاهی [[وقف خاص]] است، مانند وقف بر [[اولاد]] یا وقف برای جمعی خاص مانند مریض‌های صعب‌العلاج. این دسته از [[اموال]] را هم می‌توان جزو [[درآمدهای عمومی]] دانسته که جمعی با شرایط خاص از آن بهره می‌برند؛ مانند [[زکات]] که مصارف مشخصی دارد. تولیت [[اوقاف]] اگر متولی مشخص نداشته باشد، با [[حاکم اسلامی]] است. [[کلینی]] بابی درباره وقف، هبه و [[تصدق]] دارد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۷، ص‌۳۰.</ref> و [[روایات]] متعددی دراین‌باره آورده که [[شیعیان]] در آنها پرسش‌های خود را از [[امامان]] می‌پرسند. در گذشته درباره [[موقوفات]] خاص سخن گفتیم. اکنون اشاره‌ای به موقوفات عام می‌کنیم.
وقف جزو اموالی است که جمعی از آن بهره می‌برند. وقف گاهی عام است، مانند اینکه کسانی [[مالی]] را برای راه‌های خیر وقف کنند؛ مانند ساختن پل، حمام، [[مدرسه]] و برای [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} و گاهی [[وقف خاص]] است، مانند وقف بر [[اولاد]] یا وقف برای جمعی خاص مانند مریض‌های صعب‌العلاج. این دسته از [[اموال]] را هم می‌توان جزو [[درآمدهای عمومی]] دانسته که جمعی با شرایط خاص از آن بهره می‌برند؛ مانند [[زکات]] که مصارف مشخصی دارد. تولیت [[اوقاف]] اگر متولی مشخص نداشته باشد، با [[حاکم اسلامی]] است. [[کلینی]] بابی درباره وقف، هبه و [[تصدق]] دارد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۷، ص‌۳۰.</ref> و [[روایات]] متعددی دراین‌باره آورده که [[شیعیان]] در آنها پرسش‌های خود را از [[امامان]] می‌پرسند. در گذشته درباره [[موقوفات]] خاص سخن گفتیم. اکنون اشاره‌ای به موقوفات عام می‌کنیم.


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش