بحث:مرگ: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۲۸۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ دسامبر ۲۰۲۴
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: آقای ظرافتی==
==فهرست مباحث==
{{مدخل وابسته}}
 
===مرگ (موت)===
====کلیات====
# [[آرزوی مرگ]]
# [[آمادگی برای مرگ]]
# [[گونه‌های مرگ]]
# [[یادکرد مرگ]]
# [[گریز از مرگ]]
# [[عمومیت مرگ]]
# [[مرگ فجائی]]
# [[مرگ مؤمن]]
# [[مرگ کافر]]
 
====نخست: حقیقت مرگ (معناشناسی)====
 
====دوم: اقسام مرگ====
=====به لحاظ تعلق به موجودات=====
======مرگ انسان======
* '''مرگ انبیا''':
* '''مرگ امامان'''
* '''مرگ مؤمنان'''
* '''مرگ کافران'''
* '''مرگ ستمکاران'''
* '''مرگ گنهکاران'''
 
======مرگ غیر انسان======
* '''مرگ فرشتگان'''
* '''مرگ اجنه'''
* '''مرگ حیوانات'''
* '''مرگ گیاهان'''
 
=====به لحاظ تعلق آن به نفس و بدن=====
* '''مرگ بدن'''
* '''مرگ نفس'''
 
=====به لحاظ جنس=====
* '''مرگ طبیعی'''
* '''مرگ به سیف'''
 
=====به لحاظ سختی و آسانی=====
* '''مرگ آسان'''
* '''مرگ سخت'''
 
=====به لحاظ طبیعت و اخترام=====
* '''مرگ طبیعی'''
* '''مرگ اخترامی'''
 
=====به لحاظ اختیار و عدم اختیار=====
* '''مرگ اختیاری'''
* '''مرگ غیر اختیاری'''
 
====سوم: زمان مرگ====
 
====چهارم: احتضار====
# [[عوامل آسان‌سازی مرگ]]
# [[عوامل سختی مرگ]]
# [[مشاهدات هنگام موت]]
# [[ملک الموت]]
 
====پنجم: سكرات مرگ====
=====کیفیت سکرات=====
=====شدت سکرات=====
=====کاهش سکرات=====
# عدم وابستگی به دنیا و شهوات
# انفاق مال
# پرهیز از گناه
# صله رحم
# نیکی به والدین
# روزه روز آخر ماه رجب
# انتقال محتضر به مصلی
# قرائت سوره‌های یاسین و صافات نزد محتضر
====ششم: قبض روح====
=====کیفیت قبض روح=====
# قبض روح انبیا
# قبض روح امامان
# قبض روح مومنان
# قبض روح کافران
# قبض روح حیوانات
 
=====عوامل قبض روح=====
======خدای متعال======
======فرشتگان الهی======
# عزرائیل
# سابحات
# ناشتات (قبض کننده روح مومنان عادی)
# نازعات (قبض کننده روح کفار)
# سابقات
=====شدت و آسانی قبض روح=====
# شدت قبض روح
# آسانی قبض روح
 
====هفتم: آداب و مراسم میت====
=====[[تغسیل]]=====
=====[[تشییع]]=====
=====[[تدفین]]=====
=====[[تلقین]]=====
 
====هشتم: انتقال روح====
=====[[وادی السلام]]=====
=====[[وادی برهوت]]=====
=====[[شبهه تناسخ]]=====
======به لحاظ سیر صعودی و نزولی======
* '''تناسخ صعودی'''
* '''تناسخ نزولی''':
# رسخ
# فسخ
# مسخ
# نسخ (تناسخ)
======به لحاظ نسخ نفوس زکیه و ردیه======
# تناسخ نفوس زکیه
# تناسخ نفوس ردیه
======بدون لحاظ======
# تناسخ مطلق
# رجوع روح به جسد جدید
{{پایان مدخل وابسته}}
 
==مقدمه==
'''مرگ:''' مردن، جدا شدن [[روح]] از [[بدن]]. حیات [[انسان]] بسته به روحی است که در [[بدن]] اوست. وقتی [[روح]] از [[بدن]] خارج شود، حالتی برای جسم پیش می‌‌آید که مرگ نام دارد. [[روح]] [[انسان]] باقی است و در [[قیامت]] دوباره به جسم برمی‌گردد. با مرگ، همه حواس و ادراکات جسمی تعطیل می‌شود و [[بدن]] در معرض پوسیدگی و از هم پاشیدن قرار می‌گیرد، اما [[جان]] [[آدمی]] ‌همچنان باقی است. مرگ، نابودی نیست، بلکه [[انتقال روح]] [[انسان]] از [[دنیا]] به [[جهان]] دیگر است که "[[عالم برزخ]]" نام دارد. [[روح]] را فرشته‌ای به نام [[عزرائیل]] می‌گیرد که به او [[ملک الموت]] هم می‌گویند. مرگ گاهی به حالت طبیعی و در اثر نابود شدن نیروی جسمی و تحلیل رفتن قوای بدنی و [[بیماری]] است، گاهی هم در اثر حوادث و تصادفات و [[قتل]] انجام می‌گیرد. مرگ، پدیده‌ای عبرت‌انگیز است. همه خواهند مرد و تنها [[خدا]] باقی می‌ماند و [[قیامت]]، زمان بازگشت دوباره [[جان‌ها]] به بدن‌ها و [[رستاخیز]] عمومی برای حساب و کتاب و [[پاداش]] و [[کیفر]] است. [[بهترین]] نوع مرگ، [[شهادت]] است و [[شهیدان]] همیشه جاویدانند. برای برخی از [[مردم]]، مرگ، آغاز راحتی و [[نعمت]] است و برخی با مرگ، وارد مرحله [[عذاب]] می‌شوند. به مرده، میت و متوفی هم گفته می‌شود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۰۷.</ref>.
'''مرگ:''' مردن، جدا شدن [[روح]] از [[بدن]]. حیات [[انسان]] بسته به روحی است که در [[بدن]] اوست. وقتی [[روح]] از [[بدن]] خارج شود، حالتی برای جسم پیش می‌‌آید که مرگ نام دارد. [[روح]] [[انسان]] باقی است و در [[قیامت]] دوباره به جسم برمی‌گردد. با مرگ، همه حواس و ادراکات جسمی تعطیل می‌شود و [[بدن]] در معرض پوسیدگی و از هم پاشیدن قرار می‌گیرد، اما [[جان]] [[آدمی]] ‌همچنان باقی است. مرگ، نابودی نیست، بلکه [[انتقال روح]] [[انسان]] از [[دنیا]] به [[جهان]] دیگر است که "[[عالم برزخ]]" نام دارد. [[روح]] را فرشته‌ای به نام [[عزرائیل]] می‌گیرد که به او [[ملک الموت]] هم می‌گویند. مرگ گاهی به حالت طبیعی و در اثر نابود شدن نیروی جسمی و تحلیل رفتن قوای بدنی و [[بیماری]] است، گاهی هم در اثر حوادث و تصادفات و [[قتل]] انجام می‌گیرد. مرگ، پدیده‌ای عبرت‌انگیز است. همه خواهند مرد و تنها [[خدا]] باقی می‌ماند و [[قیامت]]، زمان بازگشت دوباره [[جان‌ها]] به بدن‌ها و [[رستاخیز]] عمومی برای حساب و کتاب و [[پاداش]] و [[کیفر]] است. [[بهترین]] نوع مرگ، [[شهادت]] است و [[شهیدان]] همیشه جاویدانند. برای برخی از [[مردم]]، مرگ، آغاز راحتی و [[نعمت]] است و برخی با مرگ، وارد مرحله [[عذاب]] می‌شوند. به مرده، میت و متوفی هم گفته می‌شود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۰۷.</ref>.


==مقدمه==
*[[انسان‌ها]] در [[زندگی دنیوی]] خود پس از سپری کردن دوره‌های مختلف [[زندگی]]، سرانجام به دوره [[پیری]] می‌رسند و در تقدیری گریزناپذیر در آستانه مرگ قرار می‌گیرند. موضوع مرگ و فنا و زوال [[انسان]] یا مرگ و ادامه هستی او در جهانی دیگر و در شرایطی جدید، موضوعی است که مکاتب گوناگون نتوانسته‌اند بی‌تفاوت از آن عبور کنند و هر یک به فراخور [[جهان‌بینی]] و ایدئولوژی خاص خود، در این‌باره مواضعی اتخاذ کرده‌اند. [[مکتب اسلام]] به موضوع مرگ پرداخته و حیات پس از مرگ را جزئی از اصول و مبادی پذیرش [[دین اسلام]] قرار داده است. [[قرآن کریم]] [[زندگی]] جاوید [[انسان]] را در [[جهان آخرت]] می‌داند و می‌فرماید:قرارگاه همه در این روز ([[قیامت]]) نزد [[پروردگار]] توست<ref>{{متن قرآن| قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ}}؛سوره سجده، آیه۱۱.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 683-684.</ref>.
*[[امام علی]] {{ع}} نیز به [[حقیقت]] حتمی مرگ اشاره می‌کند و می‌فرماید: پس [[بندگان خدا]]، از مرگ و نزدیکی آن بترسید و برگ آن را آماده سازید، که مرگ، کاری بزرگ را پیش می‌آرد و حادثه‌ای سترگ را همراه دارد.
*در [[تعالیم دین]]، میان [[زندگی]] این جهانی و [[جهان آخرت]] رابطه‌ای تأثیرگذار و مستقیم وجود دارد. نحوه [[زندگی]] [[انسان‌ها]]، [[اعتقاد]] و اعمالشان تعیین کننده [[سعادت]] یا [[شقاوت]] اخروی آن‌هاست. [[خداوند سبحان]] در [[قرآن کریم]] می‌فرماید: هر آینه [[نیکان]] [در [[جهان آخرت]]] در نعمت‌اند، بر تخت‌ها می‌نشینند و نظاره می‌کنند. بر چهره‌هایشان طراوت [[نعمت]] را بشناسی<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ }}؛سوره مطففین، آیه:۲۲ – ۲۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 684.</ref>.
*[[امام علی]] {{ع}} درباره تأثیر [[اعمال]] دنیوی [[آدمی]] در وضعیت [[آخرت]] آنان می‌فرماید: [[بندگان خدا]] از ([[نافرمانی]]) [[خدا]] بپرهیزید و پیش از رسیدن [[اجل]] به کار برخیزید. آنچه را برای شما می‌ماند، بدانچه از دستتان می‌رود، بخرید ([[دنیا]] را واگذارید و [[کردار]] [[نیک]] را با خود ببرید)؛ بار بربندید که (شما را در این خانه نمی‌گذارند و) و پی‌درپی به رفتن از آن وامی‌دارند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 684.</ref>.
*در [[منطق]] [[دین]]، [[انسان]] نیک‌سیرت مزد و [[پاداش]] اصلی [[اعمال نیک]] خو را در [[جهان آخرت]] می‌یابد. از این‌رو [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: به [[خدا]] [[سوگند]]، [[خدا]] را [[دیدار]] کردند و مزد آنان را به کمال پرداخت و از پس آن‌که ترسان بودند، در خانه امانشان ساکن ساخت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۱</ref>. [[انسان‌ها]] بیشتر نسبت به مرگ موضعی انفعالی دارند و از وقوع آن در هراس‌اند. [[تعالیم دین]] در رویکردی آسیب‌شناسانه عوامل این [[هراس]] را بررسی می‌کند. یکی از عوامل اصلی [[ترس]] از مرگ، نداشتن [[آگاهی]] از ماهیت مرگ و سرانجام [[آدمی]] است. [[خداوند سبحان]] در وصف [[آدمیان]] چنین می‌فرماید: در باب [[آخرت]] به [[یقین]] رسیدند؟ نه، هم‌چنان در شک‌اند که مردمی نابینایند<ref>{{متن قرآن|بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمُونَ }}؛ سوره نمل، آیه:۶۶.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 684.</ref>.
*از دیگر عوامل [[ترس]] از مرگ، [[رفتار]] گناه‌آلود [[آدمیان]] است. [[امام علی]] {{ع}} در [[کلامی]] به این موضوع اشارت دارد<ref>نک: حکمت ۱۴۲</ref>. هم‌چنین دل‌بستگی به [[دنیا]] از دیگر عواملی است که موجب می‌شود [[آدمیان]] نسبت به وقوع مرگ واهمه داشته باشند. [[امام علی]] {{ع}} در این مورد می‌فرماید: به [[دنیا]] آرمیدن و ناپایداری آن را دیدن، [[نادانی]] است و کوتاهی در [[کار نیک]] با [[یقین]] به [[پاداش]] آن، زیان است و [[اطمینان]] به هر کس پیش از آزمودن او، کار [[مردم]] ناتوان<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۸۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 684-685.</ref>.
*در منظر [[امام]]، [[آرزوهای دراز]] نیز از عوامل [[انحراف]] [[آدمی]] نسبت به مرگ و هراسناک بودن آن است. [[امام]] {{ع}} بر [[امت]] خویش از دو چیز نگران است. نخست آن‌که آن‌ها در پی [[هوای نفس]] روند و دیگر آن‌که [[آرزوهای دراز]] در سر پرورند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۸</ref>. از این‌رو [[امام]] در [[تعالیم]] خود سعی در [[تبیین]] مفهوم مرگ و رمزگشایی از [[حقیقت]] مرگ و [[زندگی]] دارد: میان شما تا [[بهشت]] یا [[دوزخ]] (فاصله اندکی است که) جز رسیدن مرگ نیست. مدت زمانی که چشم برهم‌زدنی کوتاهش سازد و آمدن ساعت (مرگ) بیخ و بن آن را براندازد؛ چه کوتاه مدتی است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۳</ref>. سفارش به یاد مرگ [[قلب]] [[آدمی]] را رام می‌کند و آن را نسبت به کسب [[فضایل]] آماده می‌گرداند<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. در فرازی دیگر از [[نامه]] انسان‌ساز خود به [[امام حسن مجتبی]] می‌فرماید: فرزندم، مرگ را فراوان به یاد آور... تا آن‌گاه که مرگت فرا رسد، جانب [[احتیاط]] را رعایت کرده و کمر [[همت]] بسته باشی. مبادا [[مرگ ناگهانی]] به سویت آید و تو را در حال [[غفلت]] دریابد<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 685.</ref>.
*از دیدگاه [[دین]]، دریافت صحیح از ماهیت [[دنیا]]، از اموری است که ماهیت مرگ را در نظر [[انسان]] درست جلوه می‌دهد. از دل‌بستگی [[انسان]] به [[دنیا]] می‌کاهد و [[حقیقت]] مرگ برایش [[آشکار]] می‌شود. [[امام]] {{ع}} [[دنیا]] را به مثابه پلی برای گذر به جهانی پاینده می‌بیند. [[دنیا]] محل گذر است و [[آخرت]] محل بقا و [[زندگی]] جاوید<ref>نک: نامه ۳۱</ref>. [[دنیا]] نزد [[امام]] {{ع}} به مثابه زندانی است که با مرگ ققل آن گشوده می‌شود. از این‌رو [[آدمیان]] برای گذر از [[جهان]] فانی و نگرشی همه‌جانبه به فراسوی این [[جهان]]، باید سبک‌بار باشند و سبک‌باری [[انسان‌ها]] در گرو [[اعمال نیک]] و گذشتن از [[آرزوها]] و [[تعلقات دنیوی]] است.مرگ نزد [[امام]] و [[اولیای الهی]] [[عزت]] و [[سربلندی]] است. از این‌رو آنان با مرگ انس و الفت داشتند. [[امام علی]] {{ع}} انس خود را با مرگ این‌گونه بازگو می‌کند: به [[خدا]] [[سوگند]]، پسر [[ابوطالب]] از مرگ بی‌پژمان است، بیش از آن‌که [[کودک]] پستان [[مادر]] را خواهان است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵</ref>.
*آنان مرگ عزتمندانه در سایه شمشیرها را بر [[زندگی]] همراه با [[ذلت]] ترجیح می‌دادند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۳</ref>. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: مردن و [[خواری]] نبردن و به اندک ساختن و به این آن نپرداختن برای [[انسان]] بهتر است؛ و آن را که نصیب به آسانی به‌دست نیاید با کوشش با آن برنیاید. روزگار دو روز است: روزی از تو و روزی به زیان تو؛ در روزی که از توست سرکشی بنه و در روزی که به زیان توست، تن به [[شکیبایی]] ده<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۹۸</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 685-686.</ref>.
==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس2}}
۱۳۱٬۵۰۷

ویرایش