←حدیث سفینه
جز (جایگزینی متن - 'حاکم نیشابوری' به 'حاکم نیشابوری') |
برچسب: واگردانی دستی |
||
| (۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
یکی از احادیث متواتر و مشهوری که مشاهیر [[اهل سنت]] از [[رسول اکرم]]{{صل}} [[نقل]] کردهاند، [[حدیث]] "[[سفینه نوح]]" است که [[شایستگی]] [[خاندان پیامبر]]{{صل}} را جهت [[پیشوایی]] [[مسلمانان]] بیان میکند بلکه بر [[لزوم]] [[رهبری]] آنان اشعار دارد. [[ابوذر غفاری]] [[نقل]] میکند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "مثل [[اهل بیت]] من میان شما همانند [[کشتی نوح]] است، هر کس بر آن نشست [[نجات]] یافت و آن کسی که از آن روی گردانید، [[غرق]] شد"<ref>کنز العمال، ج۱، ص۲۵۰.</ref>. از این [[تشبیه]] بر میآید که هر کس در [[وظیفه]] مکتبی مسئولیّتهای [[دینی]] و خطمشی [[زندگی]]، از [[اهل بیت]] [[الهام]] بگیرد و در عمل به [[اطاعت]] از [[فرامین]] آنها ملتزم گردد، از [[عذاب]] [[رهایی]] خواهد داشت و آنکه [[نافرمانی]] کند و از [[خاندان پیامبر]]{{صل}} فاصله بگیرد، در غرقاب حوادث [[غرق]] خواهد شد. از این [[حدیث]] و [[احادیث]] مشابه میتوان [[عصمت اهل بیت]] را نیز فهمید.<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۱۶.</ref>. | |||
یکی از | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
* [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} بارها [[اهل بیت]]{{عم}} خود را به [[کشتی نوح]] [[تشبیه]] کرده که هرکه بر آن سوار شود [[نجات]] مییابد و هرکه جا بماند هلاک میشود. در [[طوفان]] [[نوح]]، هرکس از [[مؤمنان]] و نیز از حیوانات که سوار [[کشتی نوح]] شدند، از آن [[طوفان]] عالمگیر که [[عذاب الهی]] بود [[نجات]] یافتند و هرکس که از آن جدا ماند حتّی اگر پسر [[نوح]] بود [[غرق]] شد. [[کشتی نوح]]، سمبل [[نجات]] از غرقابها و ایمنی در تلاطم طوفانهاست. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|"إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَ فِيهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ "}}<ref>اهل البیت فی الکتاب و السنّه، ص ۸۷ به نقل از کمال الدین صدوق، امالی طوسی، احتجاج طبرسی و...</ref>، مثل [[اهل بیت]]{{عم}} من در میان شما، مثل [[کشتی نوح]] از [[قوم]] اوست، هرکس که بر آن سوار شود [[نجات]] مییابد و هرکس عقب و جا بماند، [[غرق]] میشود. این مضمون، در [[احادیث]] [[پیامبر]] و [[أئمه]] [[معصومین]] با عبارتهای مختلف بیان شده است. غیر از واژۀ سفینه، با "فلک" هم که به همان معنی است ذکر شده است. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|" الْفُلْكِ الْجارِيَةِ فِي اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَها وَ يَغْرَقُ مَنْ تَرَكَها"}}<ref>«ما کشتیهای جاری در دریاهای طوفانی و امواج شدیدیم، هرکس بر این کشتیها سوار شود آسوده گردد و هرکه آنها را ترک کند غرق میشود» اهل البیت فی الکتاب و السنّه، ص ۸۸</ref> گویا [[پیامبر]] از ورای حوادث، امواج مهلک و طوفانهای سهمگین را میدید که [[امت اسلامی]] را دستخوش امواج و گردابها خواهد ساخت و بسیاری دچار این موجها شده [[غرق]] و [[گمراه]] خواهند گشت. [[اهل بیت]] خویش را به عنوان [[کشتی]] نجاتبخشی معرفی کرد تا [[امّت]] با تمسّک به [[ولایت]] و [[امامت]] آنان، تباه و [[گمراه]] نشوند. در [[حدیث]] معروف {{متن حدیث| إِنَّ الْحُسَيْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَى وَ سَفِينَةِ النَّجَاةِ}} نیز به [[نجاتبخش]] بودن [[کشتی]] [[حسینی]] در امواج حوادث و [[فتنهها]] اشاره کرده است. [[حدیث سفینه]]، از یکسو [[گمراه]] بودن خطوط و افکار و راههای غیر [[اهل بیت]] را میرساند، از سویی راه درست و منتهی به ساحل امن و [[ایمان]] را. پس [[واجب]] است که از این [[خاندان]] [[اطاعت]] شود و [[رهبری]] آنان پذیرفته گردد تا [[امت]] به [[سعادت]] برسد. این مضمون حتی در [[ادبیات]] نیز فراوان مطرح شده و این [[خاندان]]، همچون [[نوح]] [[نجاتبخش]] معرفی شدهاند. چه [[غم]] دیوار [[امّت]] را که باشد چون تو [[پشتیبان]] چه [[بیم]] از موج بحر آن را که باشد [[نوح]]، کشتیبان. از این باب است نامگذاری کتاب "و رکبت السّفینة" (سوار [[کشتی]] شدم) از [[مروان]] خلیفات، یکی از آنان که با مطالعه و آزاداندیشی به [[حقانیت]] تشیّع و [[مکتب]] [[اهل بیت]] پی برد و این تحوّل [[فکری]] و [[اعتقادی]] را نوعی سوار شدن بر [[کشتی نجاتبخش]] [[عترت]] [[پیامبر]] دانست. [[حدیث سفینه]] از بزرگترین منقبتهای [[اهل بیت]] به شمار میرود که در [[کتب حدیث]] آمده است.<ref>برای منابع این حدیث و نقلهای گوناگون آن، ر. ک: نفحات الازهار (خلاصۀ عبقات)، ج ۴، احقاق الحق ج ۸ص ۲۶۹، بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۱۲۰، اهل البیت فی الکتاب و السنّه ص ۸۷</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۱۴.</ref> | * [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} بارها [[اهل بیت]]{{عم}} خود را به [[کشتی نوح]] [[تشبیه]] کرده که هرکه بر آن سوار شود [[نجات]] مییابد و هرکه جا بماند هلاک میشود. در [[طوفان]] [[نوح]]، هرکس از [[مؤمنان]] و نیز از حیوانات که سوار [[کشتی نوح]] شدند، از آن [[طوفان]] عالمگیر که [[عذاب الهی]] بود [[نجات]] یافتند و هرکس که از آن جدا ماند حتّی اگر پسر [[نوح]] بود [[غرق]] شد. [[کشتی نوح]]، سمبل [[نجات]] از غرقابها و ایمنی در تلاطم طوفانهاست. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|"إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَ فِيهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ "}}<ref>اهل البیت فی الکتاب و السنّه، ص ۸۷ به نقل از کمال الدین صدوق، امالی طوسی، احتجاج طبرسی و...</ref>، مثل [[اهل بیت]]{{عم}} من در میان شما، مثل [[کشتی نوح]] از [[قوم]] اوست، هرکس که بر آن سوار شود [[نجات]] مییابد و هرکس عقب و جا بماند، [[غرق]] میشود. این مضمون، در [[احادیث]] [[پیامبر]] و [[أئمه]] [[معصومین]] با عبارتهای مختلف بیان شده است. غیر از واژۀ سفینه، با "فلک" هم که به همان معنی است ذکر شده است. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|" الْفُلْكِ الْجارِيَةِ فِي اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَها وَ يَغْرَقُ مَنْ تَرَكَها"}}<ref>«ما کشتیهای جاری در دریاهای طوفانی و امواج شدیدیم، هرکس بر این کشتیها سوار شود آسوده گردد و هرکه آنها را ترک کند غرق میشود» اهل البیت فی الکتاب و السنّه، ص ۸۸</ref> گویا [[پیامبر]] از ورای حوادث، امواج مهلک و طوفانهای سهمگین را میدید که [[امت اسلامی]] را دستخوش امواج و گردابها خواهد ساخت و بسیاری دچار این موجها شده [[غرق]] و [[گمراه]] خواهند گشت. [[اهل بیت]] خویش را به عنوان [[کشتی]] نجاتبخشی معرفی کرد تا [[امّت]] با تمسّک به [[ولایت]] و [[امامت]] آنان، تباه و [[گمراه]] نشوند. در [[حدیث]] معروف {{متن حدیث| إِنَّ الْحُسَيْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَى وَ سَفِينَةِ النَّجَاةِ}} نیز به [[نجاتبخش]] بودن [[کشتی]] [[حسینی]] در امواج حوادث و [[فتنهها]] اشاره کرده است. [[حدیث سفینه]]، از یکسو [[گمراه]] بودن خطوط و افکار و راههای غیر [[اهل بیت]] را میرساند، از سویی راه درست و منتهی به ساحل امن و [[ایمان]] را. پس [[واجب]] است که از این [[خاندان]] [[اطاعت]] شود و [[رهبری]] آنان پذیرفته گردد تا [[امت]] به [[سعادت]] برسد. این مضمون حتی در [[ادبیات]] نیز فراوان مطرح شده و این [[خاندان]]، همچون [[نوح]] [[نجاتبخش]] معرفی شدهاند. چه [[غم]] دیوار [[امّت]] را که باشد چون تو [[پشتیبان]] چه [[بیم]] از موج بحر آن را که باشد [[نوح]]، کشتیبان. از این باب است نامگذاری کتاب "و رکبت السّفینة" (سوار [[کشتی]] شدم) از [[مروان]] خلیفات، یکی از آنان که با مطالعه و آزاداندیشی به [[حقانیت]] تشیّع و [[مکتب]] [[اهل بیت]] پی برد و این تحوّل [[فکری]] و [[اعتقادی]] را نوعی سوار شدن بر [[کشتی نجاتبخش]] [[عترت]] [[پیامبر]] دانست. [[حدیث سفینه]] از بزرگترین منقبتهای [[اهل بیت]] به شمار میرود که در [[کتب حدیث]] آمده است.<ref>برای منابع این حدیث و نقلهای گوناگون آن، ر. ک: نفحات الازهار (خلاصۀ عبقات)، ج ۴، احقاق الحق ج ۸ص ۲۶۹، بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۱۲۰، اهل البیت فی الکتاب و السنّه ص ۸۷</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۱۴.</ref> | ||
| خط ۸: | خط ۷: | ||
==[[حدیث سفینه]] در [[معارف]] و [[عقاید]] ۵== | ==[[حدیث سفینه]] در [[معارف]] و [[عقاید]] ۵== | ||
درباره [[نصوص]] [[عصمت]] [[امیر المؤمنین]] [[علی]]{{ع}}، دلالت [[آیه تطهیر]] و [[حدیث متواتر | درباره [[نصوص]] [[عصمت]] [[امیر المؤمنین]] [[علی]]{{ع}}، دلالت [[آیه تطهیر]] و [[حدیث متواتر ثقلین]] را از نظر [[سند]] و دلالت مورد دقت قرار دادیم. در اینجا [[عصمت]] آن [[حضرت]] با استناد به [[حدیث]] مشهور [[سفینه]] که مورد قبول [[فریقین]] است [[تبیین]] و به برخی از [[نصوص]] مختص به [[امیر المؤمنین]] [[علی]]{{ع}} نیز اشاره میشود. | ||
[[حدیث]] مشهور [[سفینه]] در منابع اصیل و قابل اعتنا نزد [[شیعه]] و [[سنی]] به وفور [[نقل]] شده است با توجه به اشتراک نقلها و یا [[قرابت]] الفاظ [[روایات]] در منابع [[فریقین]]، تنها به یک [[روایت]] از منابع [[عامه]] بسنده میشود: [[احمد بن حنبل]] (م ۲۴۱) در [[کتاب]] [[فضائل]] الصحابه به [[سند]] خود از حَنَشٍ الْكِنَانِيِّ [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|سَمِعْتُ أَبَا ذَرٍّ یَقُولُ - وَ هُوَ آخِذٌ بِبَابِ الْكَعْبَةِ-: مَنْ عَرَفَنِي فَأَنَا مَنْ قَدْ عَرَفَنِي وَ مَنْ أَنْکَرَنِي فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ سَمِعْتُ النَّبِيَّ{{صل}} يَقُولُ: أَلَا إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَيْتِي فِیکُمْ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَكَ}}<ref>فضائل الصحابه، ج ۲، ص ۷۸۵ و المستدرک علی الصحیحین، ج ۲، ص۳۴۳. قریب به این الفاظ در بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد{{عم}}، ج۱، ص۲۹۷ و کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص۳۳ و عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۷ و کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص ۲۴۱. </ref>. از [[ابوذر]] شنیدم- در حالی که در [[کعبه]] را گرفته بود- میگفت: هرکس مرا میشناسد من همانم که میشناسد و آنکه مرا نمیشناسد من ابوذرم از [[پیامبر]]{{صل}} را شنیدم که میگفت: [[آگاه]] باشید مثل [[اهل بیت]] من در بین شما همانند [[کشتی نوح]] است هرکه سوار شود [[نجات]] مییابد و آنکه [[تخلف]] کند هلاک میشود<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص.</ref>. | [[حدیث]] مشهور [[سفینه]] در منابع اصیل و قابل اعتنا نزد [[شیعه]] و [[سنی]] به وفور [[نقل]] شده است با توجه به اشتراک نقلها و یا [[قرابت]] الفاظ [[روایات]] در منابع [[فریقین]]، تنها به یک [[روایت]] از منابع [[عامه]] بسنده میشود: [[احمد بن حنبل]] (م ۲۴۱) در [[کتاب]] [[فضائل]] الصحابه به [[سند]] خود از حَنَشٍ الْكِنَانِيِّ [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|سَمِعْتُ أَبَا ذَرٍّ یَقُولُ - وَ هُوَ آخِذٌ بِبَابِ الْكَعْبَةِ-: مَنْ عَرَفَنِي فَأَنَا مَنْ قَدْ عَرَفَنِي وَ مَنْ أَنْکَرَنِي فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ سَمِعْتُ النَّبِيَّ{{صل}} يَقُولُ: أَلَا إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَيْتِي فِیکُمْ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَكَ}}<ref>فضائل الصحابه، ج ۲، ص ۷۸۵ و المستدرک علی الصحیحین، ج ۲، ص۳۴۳. قریب به این الفاظ در بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد{{عم}}، ج۱، ص۲۹۷ و کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص۳۳ و عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۷ و کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص ۲۴۱. </ref>. از [[ابوذر]] شنیدم- در حالی که در [[کعبه]] را گرفته بود- میگفت: هرکس مرا میشناسد من همانم که میشناسد و آنکه مرا نمیشناسد من ابوذرم از [[پیامبر]]{{صل}} را شنیدم که میگفت: [[آگاه]] باشید مثل [[اهل بیت]] من در بین شما همانند [[کشتی نوح]] است هرکه سوار شود [[نجات]] مییابد و آنکه [[تخلف]] کند هلاک میشود<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص.</ref>. | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۵: | ||
[[نصوص]] معتبری هم در خصوص [[امیر المؤمنین]]{{ع}} وارد شده که بر [[عصمت]] دلالت دارد مانند [[روایات]] [[همراهی]] [[علی]]{{ع}} با [[حق]] و جدا نشدن آن دو از یکدیگر و همچنین [[همراهی]] آن [[حضرت]] با [[قرآن]]. و [[همراهی]] با [[علی]]{{ع}} [[همراهی]] با [[حق]] است [[ابو ایوب انصاری]] میگوید: {{متن حدیث|سَمِعْتُ النَّبِيَّ{{صل}} يَقُولُ لِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ وَ أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَكَ يَا عَمَّارُ إِذَا رَأَيْتَ عَلِيّاً سَلَكَ وَادِياً وَ سَلَكَ النَّاسُ وَادِياً غَيْرَهُ فَاسْلُكْ مَعَ عَلِيٍّ وَ دَعِ النَّاسَ فَإِنَّهُ لَنْ يَدُلَّكَ عَلَى رَدًى وَ لَنْ يُخْرِجَكَ مِنْ هُدًى}}<ref>کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین{{ع}}، ص ۲۳۴.</ref> | [[نصوص]] معتبری هم در خصوص [[امیر المؤمنین]]{{ع}} وارد شده که بر [[عصمت]] دلالت دارد مانند [[روایات]] [[همراهی]] [[علی]]{{ع}} با [[حق]] و جدا نشدن آن دو از یکدیگر و همچنین [[همراهی]] آن [[حضرت]] با [[قرآن]]. و [[همراهی]] با [[علی]]{{ع}} [[همراهی]] با [[حق]] است [[ابو ایوب انصاری]] میگوید: {{متن حدیث|سَمِعْتُ النَّبِيَّ{{صل}} يَقُولُ لِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ وَ أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَكَ يَا عَمَّارُ إِذَا رَأَيْتَ عَلِيّاً سَلَكَ وَادِياً وَ سَلَكَ النَّاسُ وَادِياً غَيْرَهُ فَاسْلُكْ مَعَ عَلِيٍّ وَ دَعِ النَّاسَ فَإِنَّهُ لَنْ يَدُلَّكَ عَلَى رَدًى وَ لَنْ يُخْرِجَكَ مِنْ هُدًى}}<ref>کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین{{ع}}، ص ۲۳۴.</ref> | ||
==[[حدیث]] [[سفینة نوح]]== | |||
[[پیامبر گرامی]] فرمود: | |||
{{متن حدیث|إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَيْتِي فِي أُمَّتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ}}. | |||
[[مقام]] و موقعیت [[اهل بیت]] من در میان امتم، مانند [[کشتی نوح]] است، هر کس بر آن کشتی سوار شد، [[نجات]] یافت و هر کس ترک گفت، [[غرق]] گردید. | |||
[[سلیم بن قیس]] میگوید: در موقع [[حج]] در [[مکه]] بودم، دیدم که [[ابوذر غفاری]]، حلقه در [[کعبه]] را گرفته و با صدای بلند میگوید: ای [[مردم]] هر کس مرا میشناسد که میشناسد، و هر کس مرا نمیشناسد من خود را معرفی میکنم: من [[جندب بن جناده]]، ابوذر غفاری هستم مردم از [[پیامبر]] شما شنیدم که فرمود: | |||
اهل بیت من، بسان کشتی نوح در میان [[قوم]] خود میباشند، هر کس بر کشتی سوار شد، نجات یافت و هر کس آن را ترک گفت، غرق شد<ref>احتجاج طبرسی، ج۱، ص۲۳۸؛ عیون الاخبار، ابن قتیبه، ج۱، ص۲۱۱، طبع مصر؛ معارف ابن قتیبه، ص۸۶؛ المعجم الصعیر، طبرانی، ص۷۸.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]] ص ۲۱۰.</ref>. | |||
===بررسی مفاد حدیث=== | |||
از اینکه حدیث، مقام و موقعیت [[عترت]] را با ترسیم مثالی (کشتی نوح) بیان نموده است، معلوم میشود که [[پیروی]] از آنان مایه نجات و [[مخالفت]] آنها مایه نابودی است. اکنون باید دید که آیا مفاد حدیث این است که باید تنها در موضوع [[حلال و حرام]] از آنان پیروی کرد و در مسائل [[سیاسی]] و [[اجتماعی]]، نظر و [[رأی]] و گفتار آنان را کنار گذارد؟ یا اینکه در تمام این موارد باید از آنان پیروی کرد و سخن آنان را بدون استثناء از صمیم [[دل]] پذیرفت؟ | |||
کسانی که میگویند: پیروی از آنان مخصوص به [[احکام دین]] و امور مربوط به حلال و حرام است، بدون دلیل موضوع پیروی را محدود نموده و از وسعت آن میکاهند، در حالی که در حدیث چنین قید و شرطی وجود ندارد. | |||
بنابراین، [[حدیث سفینه]] بسان دیگر احادیثی که در این زمینه وارد شده است، [[گواه]] بر تعیین آنان برای [[زعامت اسلامی]] است و اینکه جز آنان شخصی برای این [[مقام]] [[لیاقت]] ندارد. | |||
گذشته از این، [[حدیث]] یاد شده روشنترین [[گواه]] بر [[عصمت]] و مصونیت آنان از [[خطا]] و [[اشتباه]] و [[لغزش]] و [[گناه]] است؛ زیرا یک فرد [[خطاکار]] و یا گنهکار که خود بر لب پرتگاه [[سقوط]] و در [[وادی]] نابودیست، چگونه میتواند [[ناجی]] دیگران و [[هادی]] [[گمراهان]] گردد؟ | |||
هرگاه یک نفر با کمال بیغرضی و بینظری، بدون پیش [[داوری]]، در مضامین [[احادیث]] سه گانه دقت کند، خواهد یافت که [[پیامبر گرامی]] خلأ مقام و [[منصب رهبری]] را با تعیین رهبرانی پر کرده است و [[امت]] را به [[پیروی]] از افراد معین [[رهبری]] نموده است. | |||
در حدیث نخست، [[امام علی]]{{ع}} را بسان [[هارون]] معرفی کرده، در حدیث دوم بین [[عترت]] و کتاب، پیوند و هم بستگی برقرار نموده و در این حدیث، آنان را به [[سفینة نوح]] [[تشبیه]] کرده است. | |||
آیا با چنین نصوصی روشن، امت [[حق]] داشتند که در [[سقیفه]] گرد هم آیند و برای خود رهبری تعیین نمایند، یا باید به آنان [[رجوع]] کنند و در تمام موضوعات از آنان [[الهام]] بگیرند. | |||
آیا صحیح است که [[امت اسلامی]] در غیاب [[پیامبر]]، هارون امت را کنار بگذارد و برای خود رهبری بیندیشد؟ | |||
آیا صحیح است که امت اسلامی، عترت [[معصوم]] و هم سنگ [[قرآن]] را عقب بزند و در [[احکام]] و [[حلال و حرام]] و اصول و [[فروع]] به [[واصل]] بن عطا معتزلی، [[ابو الحسن اشعری]]، [[ابوحنیفه]]، [[شافعی]]، مالک و احمد مراجعه نماید، گروهی که برای [[حجیت]] آراء و [[افکار]] آنان، دلیل صحیحی در دست نیست. | |||
اکنون که موضوع [[رهبری سیاسی]] عترت سپری گردیده است، بحث در این که چه کسی لازم بود که رهبری سیاسی امت را پس از پیامبر به دست بگیرد، بحث مفید و [[سودمندی]] نیست. هر چه بود، [[تاریخ]] آن سپری گردید و چرخ [[زمان]] دیگر به عقب برنمیگردد. | |||
ولی یک مطلب حیاتی در اینجا باقی است و آن اینکه اگرچه امت از رهبری سیاسی خود، [[پیشوایان معصوم]] [[محروم]] گردیدهاند، ولی میتوانند در [[معارف]] و اصول و آشنائی به [[حلال و حرام]] و [[احکام]] و [[فروع اسلام]]، از [[تعالیم]] جامع و گسترده آنان کاملاً بهره مند گردند و به جای [[رجوع]] به افرادی که برای [[حجیت قول]] آنان از [[کتاب و سنت]] دلیل محکم و [[استواری]] نیست، به [[عترت پیامبر]] رجوع نموده و بر [[کشتی نجات]] [[امت]] سوار گردند و از این راه، [[وحدت اسلامی]] و [[وحدت]] [[دینی]] و مکتبی را [[حفظ]] کرده و به بقای آن کمک کنند. | |||
به عبارت روشنتر: ما کار نداریم که [[رهبری سیاسی]] پس از [[پیامبر گرامی]] بر عهده چه کسی بود، هر چه بود موضوع سپری گردید، و بازگو کردن این بحث دیگر مفید نیست. | |||
ولی یک بحث دیگر فعلاً برای [[مسلمانان]]، حیاتی و ضروری میباشد و آن اینکه آیا مسلمانان در [[آگاهی]] از اصول و [[فروع]] و از معارف و احکام، به چه مقامی باید رجوع کنند؟ آیا به دنبال مکتبهای اعتزالی و [[اشعری]] بروند و احکام را از [[پیشوایان]] چهارگانه بگیرند، یا اینکه از عترت پیامبر و هم وزن و هم ردیف [[قرآن]] اخذ کنند؟ | |||
پیامبر گرامی [[تکلیف]] همۀ امت را حتی در این [[زمان]] روشن کرده و باب عذر را به روی همه بسته است و با وجود یک چنین نصوصی، مراجعه به پیشوایان غیر [[معصوم]] و [[خطاکار]]، هرگز صحیح نیست. | |||
اگر سران [[علمی]] و [[فکری]] [[اسلامی]]، تعصبهای خشک و رسوبات قرون گذشته را کنار بگذارند و مغزها و اندیشههای خود را از پیش داوریها شستشو دهند، و این [[احادیث متواتر]] اسلامی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند، و در [[رأی]] و سخن و ابراز نظر، [[شجاعت]] به [[خرج]] دهند، و [[امت اسلامی]] را به [[مکتب اهل بیت]] ارجاع کنند، ثمره وحدت و [[یگانگی]] را به زودی زود خواهند چید. | |||
شیخ [[محمود شلتوت]] شیخ ازهر، مردی بسیار با [[شهامت]] بود، گامی به پیش نهاد و [[مذهب شیعه]] را در ردیف [[مذاهب چهارگانه]] دیگر معرفی کرد. حالا نوبت [[اندیشمندان]] [[حر]] و آزادمنش دیگر فرا رسیده است که گامهای دیگری در این راه بردارند و به [[حکم]] این [[نصوص]] همه [[امت]] را در [[تعالیم]] و [[احکام]] به سوی [[عترت]] سوق دهند، بدون آنکه در مسائل مربوط به به [[خلافت]] [[تغییر]] نظر دهند، و [[سنی]] را [[دعوت]] به [[تشیع]] و یا [[شیعه]] را دعوت به [[تسنن]] نمایند.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]] ص ۲۱۲.</ref>. | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{ | {{پانویس}} | ||