بنی جذام: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۲۶۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۶: خط ۷۶:
گذشته از نقش آفزینی‌های جذامیان در مناطق [[شام]] و فلسطین، برخی منابع از حضور برخی از جذامی‌ها در [[افریقا]] و [[همراهی]] با [[کارگزاران]] برخی [[خلفای اموی]] خبر داده‌اند که [[ثعلبه]] جذامی از جمله آنهاست. ثعلبه از همراهان [[کلثوم بن عیاض]] -[[فرماندار]] منتخب [[هشام بن عبدالملک]] در قیروان- بود که پس از [[شکست]] از بربرها در [[سال ۱۲۴ هجری]]، همراه با باقیماندگان [[اهل شام]] به [[اندلس]] رفتند<ref>ابن عبدالحکم، فتوح مصر و اخبارها، ص۳۶۷.</ref>.
گذشته از نقش آفزینی‌های جذامیان در مناطق [[شام]] و فلسطین، برخی منابع از حضور برخی از جذامی‌ها در [[افریقا]] و [[همراهی]] با [[کارگزاران]] برخی [[خلفای اموی]] خبر داده‌اند که [[ثعلبه]] جذامی از جمله آنهاست. ثعلبه از همراهان [[کلثوم بن عیاض]] -[[فرماندار]] منتخب [[هشام بن عبدالملک]] در قیروان- بود که پس از [[شکست]] از بربرها در [[سال ۱۲۴ هجری]]، همراه با باقیماندگان [[اهل شام]] به [[اندلس]] رفتند<ref>ابن عبدالحکم، فتوح مصر و اخبارها، ص۳۶۷.</ref>.
علاوه بر [[رجال]] بنی جذام، نام برخی [[موالیان]] این [[قوم]] هم در شمار کارگزاران و [[فرماندهان]] بنام دوران [[حاکمیت]] [[بنی امیه]] به ثبت رسیده است که از جمله معاریف آنان می‌توان از [[حظی بن ابی کثیر جذامی خراسانی]] [[فرمانده]] [[فتوحات]] [[بحری]] [[ولید بن عبدالملک]] (حک. ۸۶-۹۶)<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۴، ص۴۰۵.</ref> و حیّی بن ابی کثیر جذامی فرمانده فتوحات دریایی [[سلیمان بن عبدالملک]] (حک. ۹۶-۹۹)<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۸۸.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
علاوه بر [[رجال]] بنی جذام، نام برخی [[موالیان]] این [[قوم]] هم در شمار کارگزاران و [[فرماندهان]] بنام دوران [[حاکمیت]] [[بنی امیه]] به ثبت رسیده است که از جمله معاریف آنان می‌توان از [[حظی بن ابی کثیر جذامی خراسانی]] [[فرمانده]] [[فتوحات]] [[بحری]] [[ولید بن عبدالملک]] (حک. ۸۶-۹۶)<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۴، ص۴۰۵.</ref> و حیّی بن ابی کثیر جذامی فرمانده فتوحات دریایی [[سلیمان بن عبدالملک]] (حک. ۹۶-۹۹)<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۸۸.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
==بنی جذام و تعامل با [[دولت عباسی]]==
آگاهی‌های نسبتاً محدودی از بنی جذام و تعاملات ایشان با [[دولت بنی عباس]] در دست است. از جمله این معدود [[اخبار]]، می‌توان به مشارکت [[حکم بن ضبعان بن روح بن زنباع جذامی]] در تشکیل دولت عباسی اشاره کرد. وی در واپسین روزهای [[حکومت]] [[مروان بن محمد]] –آخرین [[خلیفه اموی]]- با [[سیطره]] بر [[فلسطین]] و به‌دست گرفتن امور آن، اسباب [[اخراج]] [[مروان بن محمد]] را از این منطقه فراهم آورد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۲۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۴۳۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۲۵.</ref>. برخی گزارشات او را عامل فلسطین از سوی [[عبدالله بن علی]] گفته‌اند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۲۳.</ref>. [[رجاء بن سلامة بن روح بن زنباع]] هم از دیگر معاریف [[خاندان]] بنی روح بن زنباع بود که امارت [[یمن]] در [[زمان]] [[مهدی عباسی]] (حک. ۱۲۶-۱۶۹) را بر عهده داشت<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۹۹؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۹۰.</ref>. از مناسبات دوستانه متأخرتر آنان می‌توان از [[دعوت]] برخی از بزرگان این [[قوم]] و [[بیعت]] ستانی از [[مردم]] [[اندلس]] و شمال [[افریقا]] برای [[خلفای عباسی]] یاد کرد. [[علاء]] بن مغیث جذامی یحصبی از جمله این سرسپردگان دولت عباسی بود. او در [[سال ۱۴۶ هجری]] از افریقیه [[حرکت]] کرد و در باجه -از بلاد اندلس- فرود آمد. [[علاء بن مغیث]]، مردم این منطقه را به ابوجعفر [[منصور دوانیقی]] –خلیفه [[عباسی]]- (حک: ۱۳۶-۱۵۸) دعوت کرد و موفق شد تا جمعی را بر گرد خود گرد آورد. عبدالرحمن داخل-مؤسس [[دولت]] [[امویان اندلس]]- بر او [[لشکر]] کشید و پس از چند [[روز]] [[نبرد]]، او را در نواحی اشبیلیه [[شکست]] داد و سر بسیاری از سپاهیانش را به قیروان و [[مکه]] فرستاد<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۴، ص۱۵۷.</ref>. پس از او، سعید یحصبی معروف به «مطری» در ناحیه «لبله» به [[خونخواهی]] یمنیانی که با علاء کشته شده بودند، [[قیام]] کرد و اشبیلیه را [[متصرف]] شد. عبدالرحمن داخل بر او هجمه برد و سعید به ناچار در دژی [[پناه]] گرفت. با به محاصره در آمدن سعید یحصبی توسط قوای عبدالرحمن داخل، [[غیاث بن علقمه لخمی]] که در شدونه مستقر بود به مدد مطری آمد؛ اما عبدالرحمن، [[غلام]] خود را به مقابله با او فرستاد تا راه را بر آنها گرفتند و از مدد او به مطری جلوگیری کردند. محاصره قلعه به درازا کشید تا این که مطری، در یکی از روزها که به [[جنگ]] آمده بود کشته شد<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۴، ص۱۵۷.</ref>. بنی [[هود]] از سلسله‌های مهم [[ملوک الطوایفی]] در [[اندلس]] که در ۴۳۱ [[هجری]] توسط جذامی‌ها در شمال شرقی اندلس، یعنی [[ثغر]] [[اعلی]] به مرکزیت سَرقسطه تأسیس و تا ۵۰۳ هجری به [[حکومت]] خود ادامه داد<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۴۳؛ زرکلی، الاعلام، ج۸، ص۱۰۲.</ref> هم، از جذامیانی بودند که در [[طاعت]] [[خلفای بنی عباس]] در [[بغداد]] بودند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۴۳؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۳۴.</ref>. همچنین، برخی منابع هم از خروج [[محمد بن هود جذامی]] علیه [[ادریس بن یعقوب]] –از خلفای [[دولت موحدون]] در مراکش- در اندلس در [[سال ۶۲۱ هجری]] و [[دعوت]] [[مردم]] به [[بنی العباس]] خبر داده، آورده‌اند که [[تمایل]] مردم به این دعوت و [[قدرت]] یافتن محمد بن هود در اندلس، موجب [[فرار]] ادریس و لشکریانش از اندلس و بازگشت به مراکش گردید<ref>ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۷، ص۱۶۸. نیز ر.ک: ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴۵، ص۷۰.</ref>.
البته، در کنار این حمایت‌ها اخباری هم از مقابله برخی از [[مردمان]] این [[قوم]] با برخی [[خلفای عباسی]] در دست است که [[شورش]] [[مصریان]] در دورة [[مأمون عباسی]] (۱۷۰-۲۱۸هجری) به [[فرماندهی]] [[عبدالعزیز بن وزیر]] (جَرَوی) از آن جمله است. ابوعلی عبدالعزیز بن وزیر بن ضابئ جروی، از [[قبیله]] [[بنی‌جری بن عوف جذامی]]، یکی از [[فرماندهان]] [[شجاع]] [[مصر]] بود. وی در [[سال ۱۹۸ هجری]] و به [[روزگار]] [[زمامداری]] [[مطلب بن عبدالله خزاعی]] -[[والی مصر]]،- [[رییس]] پلیسی [[سرزمین مصر]] را به عهده داشت<ref>زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۲۹ و ۳۰۰. یعقوبی عبدالعزیز را رییس پلیس عبدالله بن عباس بن موسی هاشمی -عامل مأمون در مصر- معرفی کرده است. (یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۴۴۴)</ref>. او در [[شهر]] «تنّیس» در شرق دلتا سر به [[شورش]] برداشت. [[امین]] [[عباسی]] (۱۹۳–۱۹۸ [[هجری]]) جهت جلب توجه او، [[حکومت مصر]] را بدو واگذار کرد، اما [[مأمون]] او را از این سمت [[عزل]]، و [[سری بن حکم]] را بر [[ولایت مصر]] گماشت. جروی، علیه سری بن حکم و [[مطلب بن عبدالله خزاعی]] دست به شورش زد و بر شرق دلتا دست یافت و سپس در رأس پنجاه هزار سپاهی به اسکندریه [[حمله]] برد و با [[صلح]] آن را گشود. وی به تثبیت [[حکومت]] خود در این شهر پرداخت و در [[مساجد]] آن، به نام او [[خطبه]] خوانده شد. اندکی بعد، وی برای [[جنگ]] با سرّی بن حکم، از اسکندریه خارج شد. اما هنگامی که از شهر خارج شد، [[مردم]] اسکندریه بر او شوریدند و کنترل شهر را به‌دست گرفتند. [[عبدالعزیر بن وزیر]] بازگشت و اسکندریه را در محاصره خود گرفت و با استفاده از منجنیق بدان حمله برد. این محاصره هفت ماه طول کشید و در طی آن جروی در اثر اصابت یکی از سنگهای منجنیق خودی کشته شد<ref>زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۲۹ و ۳۰۰. نیز ر.ک: مقریزی، المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط والآثار، ج۱، ص۳۹۲.</ref>. پس از [[مرگ]] او در [[سال ۲۰۵ هجری]]، پسرش علی معروف به «ابن الجروی»، که او نیز از امرای [[شجاع]] [[مصر]] بود، جانشینش شد<ref>زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۳۰۰.</ref>. [[علی بن عبدالعزیز]] بن وزیر جروی پس از این [[جانشینی]]، با عبیدالله بن سرّی که بعد از پدرش -سرّی بن حکم،- جانشینش در [[امارت مصر]] شده بود، در شطنوف و دمنهور جنگید و در آن به [[پیروزی]] رسید و سپس با هم [[مصالحه]] کرد. پس از این واقعه، علی در تنیس اقامت گزید و با دریافت حکمی از [[مأمون عباسی]]، [[امیر]] [[ولایت]] تنیس و حوف شرقی گردید. اما، میان او و ابن السرّی -[[والی]] [[فسطاط]] [[مصر]] و [[صعید]] و مناطق [[غربی]] آن- [[نزاع]] در گرفت، از این رو [[مأمون]]، [[عبدالله بن طاهر]] را سوی آنها فرستاد و او با سرکوبی هر دو آنها، به [[آتش]] [[اختلافات]] این دو در منطقه برای همیشه خاتمه داد. عبدالله بن طاهر، ابن جروی را به [[عراق]] [[تبعید]] کرد. اما مدتی بعد، [[افشین]] او را در ازای تصاحب تمامی اموالش، بار دیگر به مصر بازگرداند. لیکن ابن جروی پس از بازگشتش به مصر، قول و قرارهای خود با افشین را [[انکار]] کرد و چیزی بدو نپرداخت، از این رو افشین او را کشت<ref>مقریزی، المواعظ والاعتبار بذکر الخطط والآثار، ج۱، ص۱۷۹- ۱۸۰ زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۳۰۰.</ref>.
حضور جمعی از [[مردم]] بنی جذام در [[قیام]] [[تمیم]] [[لخمی]] در [[سال ۲۲۷ هجری]] هم از دیگر [[اخبار]] مهم این [[قوم]] در [[تقابل]] با [[دولت عباسی]] است. تمیم لخمی معروف به «[[ابوحرب]]» و ملقب به «مُبَرقَع» در دوران [[حکومت]] [[معتصم]] (حک.۲۱۸-۲۲۷) و به نقلی [[واثق عباسی]] (حک. ۲۲۷-۲۳۲). به [[همراهی]] جمعی از مردم [[لخم]] و جذام و عامله و بلقین در [[فلسطین]] سر به [[شورش]] نهاد و سپس راهی [[اردن]] شد. [[واثق]]، [[رجاء بن ایوب حضاری]] را جهت [[سرکوب]] آنها و دیگر شورش‌های منطقه به آن سامان فرستاد. رجاء با تمیم لخمی مصاف داد و او را پس از [[اسارت]]، به [[سامرا]] فرستاد<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۸۰. نیز ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۱۶-۱۱۷؛ مسکویه، تجارب الامم، ج۴، ص۲۷۳-۲۷۴؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۵۳۲-۵۳۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش