←آخرین وداع
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== * +==منابع== {{منابع}} * )) |
|||
| (۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = واقعه کربلا | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== | == وداع در [[واقعه کربلا]] == | ||
بدرود گفتن، خداحافظی کردن، نیایشی که در هنگام [[مسافرت]] و مفارقت از یکدیگر بر زبان میآورند، به معنای [[خدا]] نگهدار<ref>لغت نامه، دهخدا</ref> در حادثه [[نهضت عاشورا]]، وداع در مواردی دیده میشود. | |||
[[امام حسین]]{{ع}} هنگامی که پس از مرگ معاویه و اصرار [[والی مدینه]] برای [[بیعت گرفتن]] از او، میخواهد از [[مدینه]] خارج شود، به [[زیارت]] [[قبر پیامبر]] رفته و با او خداحافظی میکند و عازم [[مکه]] میشود، وداعی آمیخته با [[اشک]] و [[اندوه]] فراق، که در همانجا به [[خواب]] میرود و [[رسول خدا]] را در خواب میبیند. با [[قبر]] مادرش و برادرش هم وداع میکند<ref>حیاة الامام الحسین، ج ۲، ص۲۵۹و ۲۶۱</ref>. | |||
==منابع== | وداع دیگر در [[روز عاشورا]] و کربلاست. [[فرزندان]] [[اهل بیت]] نیز در آخرین باری که از [[امام]] و [[خیمهگاه]] خداحافظی میکنند، [[سلام]] آخر را میدهند. وداع واپسین، همراه با سلامی خاص است. [[سید الشهدا]] روز عاشورا چندین بار وداع کرد. وداع اول، آنگاه بود که به خیمهها آمد و از خواهرش [[زینب]]، پیراهنی کهنه طلبید تا از زیر [[لباس]] بپوشد و در این وداع بود که [[علی اصغر]] را به آغوش گرفت تا با او نیز وداع کند، تیری گلوی او را از هم درید. | ||
وداع دیگر با فرزندش [[امام سجاد]]{{ع}} بود که درون [[خیمه]] انجام گرفت. وداعی هم با دخترش [[سکینه]] داشت که بسی جانسوز بود و این در همان وداع آخر بود که حضرت با زخمهایی که از آنها [[خون]] میآمد برای خداحافظی به میان اهل بیت آمد و با جمله {{متن حدیث|استعدوا للبلاء و اعلموا ان لله تعالى حامیکم و حافظکم}} آنان را به [[صبر]] [[دعوت]] کرد<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص۳۳۷</ref> و چون خواست برای [[کارزار]] نهایی به میدان رود، همه را اینگونه خطاب کرد: {{متن حدیث|يَا سُكَيْنَةُ يَا فَاطِمَةُ يَا زَيْنَبُ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ عَلَيْكُنَّ مِنِّي السَّلَام}}<ref>معالی السبطین، ج ۲، ص۲۵</ref> و این نشان دیدار آخر بود. اهل بیت چون [[یقین]] کردند که دیگر او را نخواهند دید، بشدت گریستند. آمدن [[زینب]]{{عم}} از پی [[برادر]] و بوسیدن زیر گلوی او و نیز صدا کردن [[سکینه]]، پدر را و درخواست اینکه مرا بر دامن بنشان و...از جزئیات همین وداع است. [[روضه]] وداع ازسوزناکترین مرثیههای حادثه عاشوراست، و نیز وداع امام حسین با [[علی اکبر]]، آنگاه که عازم میدان بود. هنگام میدان رفتن یکایک [[اصحاب]]، با آن حضرت وداع میکردند وداعشان با [[سلام کردن]] بود که [[اذن میدان]] هم حساب میشد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۵۹.</ref>. | |||
== [[آخرین وداع]] == | |||
[[امام حسین]]{{ع}} پس از [[جنگی]] نفسگیر به خیمهها برگشت و برای آخرین وداع و ترسیم [[آینده]] فشرده بعد از [[شهادت]] راهکار لازم را به زنان [[حرم]] سفارش فرمود. امام در لابهلای [[جنگ]] با سپاه عمر سعد هفت بار به خیام برگشته و هر بار وداعی میکرد، یکبار زنها را جمع کرد و فرمود: {{متن حدیث|اوصيكن اذا انا قتلت فلا تشققن على جيبا و لا تلطمن على خداً و لا تخدشن على وجهاً}}؛ [[وصیت]] میکنم وقتی که من کشته شدم گریبان چاک نکنید و به صورت خود برای من لطمه نزنید و روی خود را نخراشید! [[زینب]] که این سخن را شنید [[صیحه]] زده و فریاد او بلند شد که {{متن حدیث|وا نكلاه وامحمداه واعلياه واحسناه واحسيناه واضعفاه واغربتاه واقلة ناصراه}} امام فرمود: {{متن حدیث|يَا أُخْتَاهْ تَعَزَّيْ بِعَزَاءِ اللَّهِ فَإِنَّ سُكَّانَ السَّمَاوَاتِ يَفْنُونَ وَ أَهْلَ الْأَرْضِ كُلَّهُمْ يَمُوتُونَ وَ لَا يَبْقَى إِلَّا اللَّهُ فَلَا يَذْهَبَنَّ بِحِلْمِكِ الشَّيْطَانُ}}؛ ای خواهر [[صبر]] و [[شکیبایی]] به بلایای [[الهی]] پیشه کن و در [[بلا]] و [[مصیبت]] صبور باش؛ زیرا که ساکنین [[آسمانها]] تمامی فنا میشوند و [[اهل]] [[زمین]] همگی میمیرند و جز ذات [[خداوند یکتا]] کسی باقی نمیماند. پس [[علم]] و [[بردباری]] تو را [[شیطان]] نبرد. | |||
ولی این بار برای وداع آخر به خیام آمده بود و لذا در جمع [[زنان]] [[حرم]] در دیدار آخر فرمود: {{متن حدیث|عَلَيْكُنَّ مِنِّي السَّلَامُ هَذَا أَوَّلُ الْفِرَاقِ وَ آخِرُ الْوَدَاعِ وَ اللِّقَاءُ فِي الْجَنَّةِ، فَارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُ النِّسَاءِ بِالْعَوِيلِ وَ لَطَمْنَ خُدُودَهُنَّ فَسَكَتَهُنَّ الْحُسَيْنُ{{ع}} وَ قَالَ لَهُنَّ لَا تُشْمِتَنَّ بِيَ الْأَعْدَاءَ}} [[دشمن]] را به [[شماتت]] من در نیاورید. | |||
در نقل دیگری آمده امام خواست با [[اهلبیت]] خود وداع نماید فرمود: {{متن حدیث|يَا أَهْلَ بَيْتِي عَلَيْكُنَّ مِنِّي السَّلَامُ هَذَا آخِرُ الْوَدَاعِ فاستعددن للاسر و الذل و الغربة}}؛ ای [[اهل بیت]] من این [[آخرین وداع]] است! مهیای اسیری و بیکسی شوید! بعد از این سخن [[زنها]] همه با چشم گریان به امام نگاه میکردند، پس امام توقف کرد و [[گریه]] کرد و آنها هم گریستند، گریه شدیدی که گریه آنها [[ملائکه]] [[آسمان]] و زمین را به گریه درآورد. پس هر کدام میگفتند ما را به کی میسپاری؟ {{متن حدیث|و لا يدري ما يقول في جوابهن}} و امام نمیدانست که در جواب آنها چه بگوید<ref>نفایس الفنون، ص۳۵۴.</ref>. | |||
در وداع آخر نقل شده که [[زینب]] به [[سیدالشهدا]] چسبید و گفت: {{متن حدیث|يا اخي توقف حتی ازود من نظري و اودعك وداع مفارق لا تلاق بعده}} [[صبر]] کن ای [[برادر]] تا توشهای از جمالت بردارم و تو را وداع کنم، وداع کردن کسی که از [[دوست]] خود جدا میشود که بعداً او را ملاقاتی نخواهد بود. ای برادر مدتی صبر کن تا حرارت فراق من قدری تسکین یابد، {{متن حدیث|فجعلت تقبل يديه و رجليه}} پس شروع کرد به بوسیدن دستها و پاهای برادر و زنان حرم امام را احاطه کرده بودند و دست و پای امام را میبوسیدند. | |||
[[امام]] خطاب به اهل حرم فرمود: {{متن حدیث|استعدوا للبلاء واعلموا ان الله تعالى حاميكم و حافظكم و سينجيكم من شر الاعداء و يجعل عاقبة أمركم إلى خير و يعذب عدوكم بأنواع العذاب و يعوضكم عن هذه البلية بأنواع النعم و الكرامة، فلا تشكوا و لا تقولوا بالسنتكم ما ينقص من قدركم}}. | |||
مسأله وداع از اعظم مصائبی بود که امام{{ع}} در [[روز عاشورا]] با آن روبهرو شد؛ زیرا در آن حالت [[زنان]] و [[فرزندان]] با چشم خود ملاحظه میکردند که نقطه مرکزی و محور اجتماعشان در حال نابودی و حامی [[عزت]] و شرفشان در حال [[مرگ]] است که دیگر هیچگاه به سویشان مراجعت نخواهد کرد و نمیدانستند پس از او از [[شر]] [[دشمنان]] به چه کسی پناهنده شوند. عظمت [[مصیبت]]، همه را پریشان و آشفته خاطر کرده بود، همه گرد هم آمدند و اطراف ابی عبدالله{{ع}} را گرفتند، برخی از کودکان با نالههای جانگداز درخواست میکردند آنها را به جای امنی ببرد و برخی دیگر از فشار تشنگی تقاضای مقداری آب میکردند!! | |||
در همین حال که اطراف ابی عبدالله{{ع}} را زنان و فرزندان گرفته بودند امام متوجه بانو [[سکینه]] شد، سکینهای که دربارهاش به [[حسن مثنی]] فرموده بود: دائماً غرق در [[یاد خدا]] است. دید از دیگر زنان فاصله گرفته و در کناری ایستاده و [[گریه]] میکند، نزدیک وی رفت و ضمن دلداری و تفقد از او امر به [[صبر]] و شکیباییاش فرمود، در حالی که امام زنان و [[دختران]] را امر به صبر میکرد، [[عمر سعد]] به سپاهیان خود گفت: تا زمانی که حسین{{ع}} به خود و به [[زن]] و فرزندش سرگرم است بر او [[یورش]] برید، به [[خدا]] [[سوگند]] اگر از آنها فارغ شود نه میمنهای برای شما میگذارد و نه میسرهای: {{متن حدیث|ويحكم اهجموا عليه مادام مشغولا بنفسه و حرمه، والله ان فرغ لكم لا تمتاز ميمنتكم عن ميسرتكم}}. | |||
به دنبال این [[فرمان]] تیرهای پی در پی به سوی امام رها میشد و از میان بندهای خیمهها میگذشت. تیری به روپوش یکی از [[زنها]] اصابت کرد، در اثر آن زنها سراسیمه و وحشتزده به خیمهها پناه بردند و پیوسته نگاه میکردند ببینند [[امام]] در این حال یکّه و تنها چه میکند، دیدند بدون کمترین [[ترس]] و بیمی مانند شیری [[خشمناک]] بر آنها حمله کرد و آنچنان آنها را از دم [[شمشیر]] میگذراند که داد و فریاد همه بلند شد و آنها از هر سو تیرها را به سویش پرتاب میکردند. | |||
پس از آنکه [[دشمن]] را پراکنده کرد به جایگاه اول خود برگشت و پیوسته میفرمود: {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}. | |||
در وداع آخر که [[سیدالشهدا]] از [[زینب]] خداحافظی میکرد به او فرمود: {{متن حدیث|يا اختاه لا تنسيني في نافلة الليل}} خواهرم در نماز شب مرا فراموش نکن. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: عمهام زینب شب یازدهم محرم به [[خداوند]] [[استغاثه]] مینمود. این جمله امام عمق عظمت زینب را بیان میفرماید<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)| مظلومیت سیدالشهداء ج۲]]، ص ۱۳۴.</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']] | |||
# [[پرونده:IM010744.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|'''مظلومیت سیدالشهداء ج۲''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
{{واقعه کربلا}} | {{واقعه کربلا}} | ||
[[رده: | [[رده:عاشورا]] | ||
[[رده:مدخل فرهنگ عاشورا]] | [[رده:مدخل فرهنگ عاشورا]] | ||