زهیر بن قین بجلی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۳: خط ۵۳:


== پیوستن زهیر به کاروان حسینی در [[منزل]] [[زرود]] ==
== پیوستن زهیر به کاروان حسینی در [[منزل]] [[زرود]] ==
گروهی از «فزاره» و «بجیله» می‌‌گویند: ما همراه [[زهیر بن قین بجلی]] از [[مکه]] به سوی [[کوفه]] می‌‌رفتیم، بر حسب تصادف با کاروان حسینی همدوش و نزدیک<ref>با اینکه امام{{ع}} یوم الترویه (هشتم ذیحجه) از مکه خارج شده، علی‌القاعده زهیر و همراهانش بعد از سیزدهم ذیحجه که مناسک حج تمام می‌‌شود خارج شده‌اند، معلوم می‌‌شود امام{{ع}} خیلی کند و آهسته حرکت می‌‌کرده و قافله زهیر با سرعت می‌‌آمده که در چند منزلی مکه با کاروان حسینی همراه شده‌اند.</ref> شدیم. اما خیلی نگران این بودیم که مبادا با کاروان [[ابا عبدالله الحسین]]{{ع}} هم منزل شویم لذا از روی ناچاری بایستی در هر منزلی که [[امام]]{{ع}} نزول اجلال می‌کرد ما هم فرود آییم با این تفاوت که ما در جانبی و حضرت در جانب دیگر، [[خیمه]] و خرگاه می‌‌افراشتیم (در بعضی نقل‌ها دارد: می‌‌کوشیدیم با امام هم منزل نشویم؛ لذا هر وقت امام حرکت می‌‌کرد، زهیر عقب می‌‌ماند و هرگاه حسین{{ع}} فرود می‌‌آمد، زهیر پیش می‌‌رفت) تا اینکه روزی در منزل زرود که خیمه گاه امام حسین{{ع}} نزدیک خیمه گاه ما سراپا شده بود، فرستاده امام حسین{{ع}} به سوی ما آمد [[سلام]] کرد و داخل شد و گفت: «ای زهیر بن قین! [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} مرا نزد تو فرستاده و تو را به حضور‌‌ طلبیده است»<ref>{{عربی|يَا زُهَيْرَ بْنَ اَلْقَيْنِ إِنَّ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنَ بَعَثَنِي إِلَيْكَ لِتَأْتِيَهُ}}از کلمه {{عربی|بَعَثَنِي‏ إِلَيْكَ‏...}}، استفاده می‌‌شود نماینده امام{{ع}} شخصیت بزرگی بوده؛ زیرا مبعوث به غلام و پیش‌ خدمت گفته نمی‌شود.</ref>.
گروهی از «فزاره» و «بجیله» می‌‌گویند: ما همراه زهیر بن قین بجلی از [[مکه]] به سوی [[کوفه]] می‌‌رفتیم، بر حسب تصادف با کاروان حسینی همدوش و نزدیک<ref>با اینکه امام{{ع}} یوم الترویه (هشتم ذیحجه) از مکه خارج شده، علی‌القاعده زهیر و همراهانش بعد از سیزدهم ذیحجه که مناسک حج تمام می‌‌شود خارج شده‌اند، معلوم می‌‌شود امام{{ع}} خیلی کند و آهسته حرکت می‌‌کرده و قافله زهیر با سرعت می‌‌آمده که در چند منزلی مکه با کاروان حسینی همراه شده‌اند.</ref> شدیم. اما خیلی نگران این بودیم که مبادا با کاروان [[ابا عبدالله الحسین]]{{ع}} هم منزل شویم لذا از روی ناچاری بایستی در هر منزلی که [[امام]]{{ع}} نزول اجلال می‌کرد ما هم فرود آییم با این تفاوت که ما در جانبی و حضرت در جانب دیگر، [[خیمه]] و خرگاه می‌‌افراشتیم (در بعضی نقل‌ها دارد: می‌‌کوشیدیم با امام هم منزل نشویم؛ لذا هر وقت امام حرکت می‌‌کرد، زهیر عقب می‌‌ماند و هرگاه حسین{{ع}} فرود می‌‌آمد، زهیر پیش می‌‌رفت) تا اینکه روزی در منزل زرود که خیمه گاه امام حسین{{ع}} نزدیک خیمه گاه ما سراپا شده بود، فرستاده امام حسین{{ع}} به سوی ما آمد [[سلام]] کرد و داخل شد و گفت: «ای زهیر بن قین! [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} مرا نزد تو فرستاده و تو را به حضور‌‌ طلبیده است»<ref>{{عربی|يَا زُهَيْرَ بْنَ اَلْقَيْنِ إِنَّ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنَ بَعَثَنِي إِلَيْكَ لِتَأْتِيَهُ}}از کلمه {{عربی|بَعَثَنِي‏ إِلَيْكَ‏...}}، استفاده می‌‌شود نماینده امام{{ع}} شخصیت بزرگی بوده؛ زیرا مبعوث به غلام و پیش‌ خدمت گفته نمی‌شود.</ref>.


راوی می‌‌گوید: این پیغام چنان در ما تأثیر گذاشت که همه از حرکت ایستادیم، با اینکه در حال خوردن غذا بودیم، بی‌اختیار دست‌های ما خشک شد و هر چه در دست داشتیم افتاد. بهت زده و بی‌حرکت ماندیم، انگار پرنده‌ای بر سر ما نشسته است.
راوی می‌‌گوید: این پیغام چنان در ما تأثیر گذاشت که همه از حرکت ایستادیم، با اینکه در حال خوردن غذا بودیم، بی‌اختیار دست‌های ما خشک شد و هر چه در دست داشتیم افتاد. بهت زده و بی‌حرکت ماندیم، انگار پرنده‌ای بر سر ما نشسته است.
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش