←مقدمه
(تغییرمسیر به توابین حذف شد) برچسبها: تغییرمسیر حذف شد پیوندهای ابهامزدایی |
(←مقدمه) |
||
| (۱۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
[[سلیمان بن صرد خزاعی]] را که از [[اصحاب پیامبر]] به شمار میرفت و از چهرههای بارز [[شیعه]] بود به [[ریاست]] [[برگزیده]]، در [[خانه]] او گرد آمدند و هم [[پیمان]] شدند تا دست به قیام علیه [[امویان]] بزنند. آغاز تصمیمشان در سال ۶۱ [[هجری]] بود، لکن [[زمان]] [[نهضت]] را در سال ۶۵ هجری قرار دادند. در این مدّت، با جذب افراد به گروه خویش و تهیّه [[سلاح]] و فراهم کردن امکانات نهضت، پس از مدّتی [[سازماندهی]] مخفیانه، سرانجام با جمعیتی ۴۰۰۰ نفری قیام کردند و با [[شعار]] «[[یا لثارات الحسین]]»، عازم [[نخیله]] شدند تا از آنجا به سوی [[شام]] حرکت کنند. شروع قیام آنان را در عصر [[مروان بن حکم]]، [[روز]] چهارشنبه بیست و دوّم [[ربیع الثانی]] گفتهاند<ref>انصار الحسین، شمس الدین، ص۲۰۵.</ref>. | [[سلیمان بن صرد خزاعی]] را که از [[اصحاب پیامبر]] به شمار میرفت و از چهرههای بارز [[شیعه]] بود به [[ریاست]] [[برگزیده]]، در [[خانه]] او گرد آمدند و هم [[پیمان]] شدند تا دست به قیام علیه [[امویان]] بزنند. آغاز تصمیمشان در سال ۶۱ [[هجری]] بود، لکن [[زمان]] [[نهضت]] را در سال ۶۵ هجری قرار دادند. در این مدّت، با جذب افراد به گروه خویش و تهیّه [[سلاح]] و فراهم کردن امکانات نهضت، پس از مدّتی [[سازماندهی]] مخفیانه، سرانجام با جمعیتی ۴۰۰۰ نفری قیام کردند و با [[شعار]] «[[یا لثارات الحسین]]»، عازم [[نخیله]] شدند تا از آنجا به سوی [[شام]] حرکت کنند. شروع قیام آنان را در عصر [[مروان بن حکم]]، [[روز]] چهارشنبه بیست و دوّم [[ربیع الثانی]] گفتهاند<ref>انصار الحسین، شمس الدین، ص۲۰۵.</ref>. | ||
بر سر [[تربت سید الشهدا]] {{ع}} رفتند و پس از [[زیارت]] [[قبر]] حسین {{ع}} و گریهها و نالهها با [[خدا]] چنین [[راز و نیاز]] کردند: «پروردگارا! ما پسر دختر پیامبرمان را [[خوار]] و بییاور ساختیم، گذشته ما را ببخشای و توبه ما را بپذیر که تو توبه پذیر [[مهربانی]]، بر حسین و [[یاران]] [[شهید]] و [[صدّیق]] او [[رحمت]] فرست. ما تو را [[شاهد]] میگیریم که بر همان راه و هدفی هستیم که آنان [[جان]] باختند، پس اگر ما را نبخشایی و رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود»<ref>ثوره الحسین، شمس الدین، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، | بر سر [[تربت سید الشهدا]] {{ع}} رفتند و پس از [[زیارت]] [[قبر]] حسین {{ع}} و گریهها و نالهها با [[خدا]] چنین [[راز و نیاز]] کردند: «پروردگارا! ما پسر دختر پیامبرمان را [[خوار]] و بییاور ساختیم، گذشته ما را ببخشای و توبه ما را بپذیر که تو توبه پذیر [[مهربانی]]، بر حسین و [[یاران]] [[شهید]] و [[صدّیق]] او [[رحمت]] فرست. ما تو را [[شاهد]] میگیریم که بر همان راه و هدفی هستیم که آنان [[جان]] باختند، پس اگر ما را نبخشایی و رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود»<ref>ثوره الحسین، شمس الدین، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۱۳۰ و [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۵۹.</ref> | ||
== قیام توابین == | == قیام توابین == | ||
بعد از [[حادثه کربلا]] شیعیان کوفه پس از آنکه به خود آمده و دریافتند که چه [[گناه]] بزرگی مرتکب شدهاند، تصمیم گرفتند آن گناه را جبران کرده و انتقام خون [[امام حسین]] {{ع}} و [[اهل بیت]] و یارانش را بگیرند تا شاید اندکی از آن لکه ننگی را که دچارش شده بودند از خود بزدایند. از نهضتهایی که به دنبال [[قیام کربلا]] به فاصله کوتاهی شکل گرفت، [[انقلاب]] [[مردم کوفه]] به [[رهبری]] [[سلیمان بن صُرد خزاعی]]<ref>سلیمان بن صرد بن جون [[خزاعی]]، نام او در [[جاهلیت]] «[[یسار]]» بوده است و [[رسول خدا]] {{صل}} او را سلیمان نام نهاد، [[کنیه]] او «ابوالمطرف» است. او مردی خیر و [[فاضل]] و [[متدین]] و [[عابد]] بوده است، در آغاز سکونت [[مسلمانان]] در [[کوفه]] او در کوفه ساکن شد و در میان [[قوم]] خود جایگاه ویژهای داشت و در تمام جنگهای [[علی بن ابی طالب]] با او بود و در [[جنگ صفین]] [[حوشب]] ذو [[ظلم]] را در [[مبارزه]] به [[قتل]] رسانید. او از جمله کسانی بود که پس از [[مرگ معاویه]] به [[حسین بن علی]] [[نامه]] فرستاد و او را به کوفه [[دعوت]] کرد اما وقتی آمد او را [[یاری]] نکرد، و هنگامی که حسین کشته شد او و [[مسیب بن نجبه]] و عده دیگری که او را یاری نکرده بودند پشیمان شدند و گفتند: ما را [[توبه]] نباشد مگر اینکه [[انتقام خون حسین]] را بگیریم، پس در اول ماه [[ربیع الاول]] [[سال]] ۶۵ از کوفه بیرون آمدند و از [[شام]] هم [[سپاه]] زیادی آمد و در سپاه در «[[عین الورده]]» برابر یکدیگر قرار گرفتند و سلیمان بن هر دو مسیب بن نجبه و بسیاری از [[یاران]] او کشته شدند و سر سلیمان و مسیب به شام نزد [[مروان بن حکم]] فرستاده شد، و [[عمر]] سلیمان هنگامی که کشته شد ۹۳ سال بود. [[اسد]] الغابه، ج۲، ص۵۲۲.</ref> بود. | بعد از [[حادثه کربلا]] شیعیان کوفه پس از آنکه به خود آمده و دریافتند که چه [[گناه]] بزرگی مرتکب شدهاند، تصمیم گرفتند آن گناه را جبران کرده و انتقام خون [[امام حسین]] {{ع}} و [[اهل بیت]] و یارانش را بگیرند تا شاید اندکی از آن لکه ننگی را که دچارش شده بودند از خود بزدایند. از نهضتهایی که به دنبال [[قیام کربلا]] به فاصله کوتاهی شکل گرفت، [[انقلاب]] [[مردم کوفه]] به [[رهبری]] [[سلیمان بن صُرد خزاعی]]<ref>سلیمان بن صرد بن جون [[خزاعی]]، نام او در [[جاهلیت]] «[[یسار]]» بوده است و [[رسول خدا]] {{صل}} او را سلیمان نام نهاد، [[کنیه]] او «ابوالمطرف» است. او مردی خیر و [[فاضل]] و [[متدین]] و [[عابد]] بوده است، در آغاز سکونت [[مسلمانان]] در [[کوفه]] او در کوفه ساکن شد و در میان [[قوم]] خود جایگاه ویژهای داشت و در تمام جنگهای [[علی بن ابی طالب]] با او بود و در [[جنگ صفین]] [[حوشب]] ذو [[ظلم]] را در [[مبارزه]] به [[قتل]] رسانید. او از جمله کسانی بود که پس از [[مرگ معاویه]] به [[حسین بن علی]] [[نامه]] فرستاد و او را به کوفه [[دعوت]] کرد اما وقتی آمد او را [[یاری]] نکرد، و هنگامی که حسین کشته شد او و [[مسیب بن نجبه]] و عده دیگری که او را یاری نکرده بودند پشیمان شدند و گفتند: ما را [[توبه]] نباشد مگر اینکه [[انتقام خون حسین]] را بگیریم، پس در اول ماه [[ربیع الاول]] [[سال]] ۶۵ از کوفه بیرون آمدند و از [[شام]] هم [[سپاه]] زیادی آمد و در سپاه در «[[عین الورده]]» برابر یکدیگر قرار گرفتند و سلیمان بن هر دو مسیب بن نجبه و بسیاری از [[یاران]] او کشته شدند و سر سلیمان و مسیب به شام نزد [[مروان بن حکم]] فرستاده شد، و [[عمر]] سلیمان هنگامی که کشته شد ۹۳ سال بود. [[اسد]] الغابه، ج۲، ص۵۲۲.</ref> بود. | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۷: | ||
و همه این پنج نفر از [[اخبار]] و [[برگزیدگان]] [[اصحاب علی]] {{ع}} بودند. آنان در [[خانه]] [[سلیمان بن صرد]] گرد هم آمدند<ref>کامل بن اثیر، ج۴، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۸۷.</ref> | و همه این پنج نفر از [[اخبار]] و [[برگزیدگان]] [[اصحاب علی]] {{ع}} بودند. آنان در [[خانه]] [[سلیمان بن صرد]] گرد هم آمدند<ref>کامل بن اثیر، ج۴، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۸۷.</ref> | ||
== | == نامه به [[مدائن]] == | ||
[[سلیمان]] | [[سلیمان بن صرد]] نامهای برای [[سعد بن حذیفه]] و شیعیانی از مدائن که با او بودند فرستاد و آنان را از شهادت امام {{ع}} و ظلمی که بر او رفته بود یادآور شده و او را از تصمیم خود و یارانش مبنی بر [[قیام]] برای [[خونخواهی]] مطلع ساخت. سعد بن حذیفه در پاسخ ضمن موافقت با تصمیم او نوشت: هرگاه ما را طلب کنید، ما آماده حرکت و مساعدت هستیم<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۵۵۵.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۹۱.</ref> | ||
همچنین سلیمان نامه دیگری به همان مضمون برای [[مثنی بن مخربه]] که در بصره بود فرستاد، او نیز پاسخ داد که: هر وقت تصمیم به حرکت گرفتید، ما نیز به شما میپیوندیم<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۹۱.</ref>. | همچنین سلیمان نامه دیگری به همان مضمون برای [[مثنی بن مخربه]] که در بصره بود فرستاد، او نیز پاسخ داد که: هر وقت تصمیم به حرکت گرفتید، ما نیز به شما میپیوندیم<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۹۱.</ref>. | ||
== هلاکت یزید == | == هلاکت یزید == | ||
جمعآوری [[سلاح]] و [[دعوت]] [[مردم]] برای خونخواهی همچنان ادامه یافت تا اینکه در | جمعآوری [[سلاح]] و [[دعوت]] [[مردم]] برای خونخواهی همچنان ادامه یافت تا اینکه در سال ۶۴ هجری [[یزید]] هلاک شد. پس از هلاکت یزید [[یاران]] سلیمان بن صرد نزد او آمدند و گفتند: اکنون این [[ظالم]] (یعنی یزید) هلاک شده است و موقعیت و [[قدرت]] [[حکومت]] [[ضعیف]] شده است، اگر اجازه دهی ما بر [[عمرو بن حریث]] که [[جانشین]] [[عبیدالله بن زیاد]] در [[کوفه]] است [[شورش]] نماییم سپس اعلام کنیم که درصدد [[خونخواهی حسین]] هستیم و [[قاتلان]] او را تعقیب نماییم و مردم را برای خونخواهی دعوت کنیم. | ||
سلیمان گفت: [[شتاب]] نکنید زیرا [[قاتلان حسین]] {{ع}} در کوفه بوده و از افراد سرشناس هستند که بایستی با آنان مبارزه کنیم و اگر باخبر شوند کار را برای شما سخت میکنند، پس اگر کسانی که اکنون با ما هستند به پا خیزند، به مقصود نرسند؛ بلکه ابتدا افراد را بفرستید و مردم را دعوت کنید تا با شما همراه شوند. پس شروع به [[تبلیغ]] نمودند و گروه بسیاری پس از | سلیمان گفت: [[شتاب]] نکنید زیرا [[قاتلان حسین]] {{ع}} در کوفه بوده و از افراد سرشناس هستند که بایستی با آنان مبارزه کنیم و اگر باخبر شوند کار را برای شما سخت میکنند، پس اگر کسانی که اکنون با ما هستند به پا خیزند، به مقصود نرسند؛ بلکه ابتدا افراد را بفرستید و مردم را دعوت کنید تا با شما همراه شوند. پس شروع به [[تبلیغ]] نمودند و گروه بسیاری پس از هلاکت یزید این [[دعوت]] را [[اجابت]] کردند<ref>کامل ابن اثیر، ج۱، ص۱۶۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۹۲.</ref> | ||
== آغاز | == آغاز قیام توابین == | ||
در سال ۶۵ [[سلیمان بن صرد]] [[یاران]] خود را نزد رؤسا فرستاد و آنان را گرد هم آورد، آنان در ماه ربیع | در سال ۶۵ [[سلیمان بن صرد]] [[یاران]] خود را نزد رؤسا فرستاد و آنان را گرد هم آورد، آنان در ماه ربیع الآخر همان سال در [[نخیله]] [[اجتماع]] کردند تا [[قیام]] را آغاز کنند. وقتی که [[سلیمان]] دید تعدادشان زیاد نیست، "حکیم بن منقذ" و [[ولید بن عمیر]] را فرستاد تا در [[کوفه]] ندا کنند: {{متن حدیث|يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ}} و اینها اولین گروهی بودند که [[مردم]] را با این [[شعار]] [[دعوت]] کردند؛ پس گروهی از مردم [[اجابت]] کرده و به [[نخیله]] آمدند. | ||
سلیمان به [[یاران]] خود گفت: هر کس برای خدا و [[آخرت]] بیرون آمده است، از ماست و ما از او هستیم و [[رحمت خدا]] بر او باد و هر کس برای [[دنیا]] و به دست آوردن [[غنیمت]] آمده است، ما را طلا و نقرهای نیست و چیزی نداریم به جز شمشیری که حمایل کرده و توشه به مقدار نیاز برداشتهایم، پس هر کس را نیتی غیر از این است، با ما نباید. | سلیمان به [[یاران]] خود گفت: هر کس برای خدا و [[آخرت]] بیرون آمده است، از ماست و ما از او هستیم و [[رحمت خدا]] بر او باد و هر کس برای [[دنیا]] و به دست آوردن [[غنیمت]] آمده است، ما را طلا و نقرهای نیست و چیزی نداریم به جز شمشیری که حمایل کرده و توشه به مقدار نیاز برداشتهایم، پس هر کس را نیتی غیر از این است، با ما نباید. | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۵: | ||
== حرکت از [[کوفه]] == | == حرکت از [[کوفه]] == | ||
هنگامی که [[سلیمان بن صرد]] با یارانش آماده رفتن به شام برای [[جنگ]] با [[عبیدالله بن زیاد]] شدند، [[عبدالله بن یزید]] و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] ـ که [[ابن زبیر]] آنان را در کوفه [[نصب]] کرده بود ـ آمدند و با [[سلیمان]] صحبت کردند و کسی از [[قاتلان امام حسین]] {{ع}} همراه آنان نبود. آن دو نفر از سلیمان درخواست کردند که رفتن به سوی شام را به تأخیر اندازد تا | هنگامی که [[سلیمان بن صرد]] با یارانش آماده رفتن به شام برای [[جنگ]] با [[عبیدالله بن زیاد]] شدند، [[عبدالله بن یزید]] و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] ـ که [[ابن زبیر]] آنان را در کوفه [[نصب]] کرده بود ـ آمدند و با [[سلیمان]] صحبت کردند و کسی از [[قاتلان امام حسین]] {{ع}} همراه آنان نبود. آن دو نفر از سلیمان درخواست کردند که رفتن به سوی شام را به تأخیر اندازد تا آمادگی بیشتری پیدا کنند. اما سلیمان و یارانش این پیشنهاد را نپذیرفتند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۵۸۷.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۹۹.</ref> | ||
سلیمان و یارانش [[شب جمعه]] پنجم ربیع | سلیمان و یارانش [[شب جمعه]] پنجم ربیع الآخر سال ۶۵ هجری حرکت کردند، ابتدا به کربلا کنار [[قبر امام حسین]] {{ع}} رفتند و در آنجا یکباره فریاد زده و [[صیحه]] سر دادند که [[گریه]] کنندهای همانند آن [[روز]] دیده نشده بود و [[درود]] و [[رحمت]] بر آن حضرت فرستاده و از آنچه کوتاهی کرده بودند [[توبه]] نمودند. آنگاه نزد قبرها رفتند و با آنها وداع نمودند، و به گونهای [[اجتماع]] کردند بیشتر از آنچه [[مردم]] در کنار [[حجرالاسود]] ازدحام میکنند<ref>کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۷۸.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۹۹.</ref> | ||
== عین الورده<ref>عین الورده: نام شهری است معروف از بلاد جزیره که در آن جنگ توابین با سپاه شام رخ داده است.</ref> == | == عین الورده<ref>عین الورده: نام شهری است معروف از بلاد جزیره که در آن جنگ توابین با سپاه شام رخ داده است.</ref> == | ||
| خط ۷۹: | خط ۷۸: | ||
== بازگشت به [[کوفه]] == | == بازگشت به [[کوفه]] == | ||
هنگامی که شب فرا رسید و اهل شام به | هنگامی که شب فرا رسید و اهل شام به لشکرگاه خود بازگشتند؛ رفاعة بن شداد هر مجروحی را به بستگانش سپرد و به همراه یارانش حرکت کردند و هفتاد سوار مسلح را در پشت خود قرار داد تا از باقیمانده یارانش [[مراقبت]] کنند؛ وقتی به [[قرقیسا]] رسید از والی [[شهر]] خواست تا مجروحین برای مداوا در آنجا بمانند و سه [[روز]] در قرقیسا توقف کرده و سپس کوچ کردند<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۲۰۶.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100834.jpg|22px]] [[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|'''نهضتهای پس از عاشورا''']] | |||
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']] | # [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']] | ||
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | # [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | ||