عمر بن عبدالعزیز اموی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنیامیه | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = عمر بن عبدالعزیز اموی * مورد فهرست گلولهای در تاریخ اسلامی| پرسش مرتبط = }} == مقدمه == پژوهشگران تاریخ اسلام در ارزیابی شخصیت عمر بن عبدالعزیز به دو گروه تقسیم شدهاند؛ اکثر...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنیامیه | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[عمر بن عبدالعزیز اموی | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنیامیه | عنوان مدخل = عمر بن عبدالعزیز اموی| مداخل مرتبط = [[عمر بن عبدالعزیز اموی در تاریخ اسلامی]] - [[عمر بن عبدالعزیز اموی در معارف و سیره امام باقر]] | پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۱: | ||
== اقدامات عمر بن عبدالعزیز پس از رسیدن به [[خلافت]] == | == اقدامات عمر بن عبدالعزیز پس از رسیدن به [[خلافت]] == | ||
عمر بن عبدالعزیز پس از رسیدن به خلافت، روشی برخلاف [[سیره]] [[معاویة بن ابیسفیان]] و دیگر [[خلفای اموی]] در پیش گرفت، از اینرو، وی پس از رسیدن به خلافت، در دستور العملی به [[کارگزاران]] خود نوشت: بدانید که (پیش از این) [[سختیها]] و بلاهای فراوانی از [[حکام جور]] به مردم رسیده است؛ کارگزاران [[فاسد]] سنّتهای بدی را میان مردم پایهگذاری کردهاند که به ندرت انگیزه [[حق]] و قصد [[مدارا]] و [[احسان]] به مردم را داشتند. بنابراین، هر کسی از مردم که قصد [[حج]] دارد، سریعاً حقش را به او بدهید تا با آن آماده حج شود و مادامی که با من [[مشورت]] نکردهاید مبادرت به قطع و اعدام نکنید. عمر خودش نیز تمام [[روز]] را به رسیدگی به امور [[مسلمانان]] میپرداخت و آن را باب [[رحمت الهی]] میدانست<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۵.</ref>. اما با وجود این، همواره روشی میانه و تدریجی را در اجرای امور در پیش گرفته بود، به طوری که به دلیل عدم [[قاطعیت]] مورد [[اعتراض]] پسرش قرار گرفت. ولی او با استشهاد به [[حرمت]] تدریجی خمر از جانب [[خداوند]] | عمر بن عبدالعزیز پس از رسیدن به خلافت، روشی برخلاف [[سیره]] [[معاویة بن ابیسفیان]] و دیگر [[خلفای اموی]] در پیش گرفت، از اینرو، وی پس از رسیدن به خلافت، در دستور العملی به [[کارگزاران]] خود نوشت: بدانید که (پیش از این) [[سختیها]] و بلاهای فراوانی از [[حکام جور]] به مردم رسیده است؛ کارگزاران [[فاسد]] سنّتهای بدی را میان مردم پایهگذاری کردهاند که به ندرت انگیزه [[حق]] و قصد [[مدارا]] و [[احسان]] به مردم را داشتند. بنابراین، هر کسی از مردم که قصد [[حج]] دارد، سریعاً حقش را به او بدهید تا با آن آماده حج شود و مادامی که با من [[مشورت]] نکردهاید مبادرت به قطع و اعدام نکنید. عمر خودش نیز تمام [[روز]] را به رسیدگی به امور [[مسلمانان]] میپرداخت و آن را باب [[رحمت الهی]] میدانست<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۵.</ref>. اما با وجود این، همواره روشی میانه و تدریجی را در اجرای امور در پیش گرفته بود، به طوری که به دلیل عدم [[قاطعیت]] مورد [[اعتراض]] پسرش قرار گرفت. ولی او با استشهاد به [[حرمت]] تدریجی خمر از جانب [[خداوند]] و نگرانی از عدم تحمل [[مردم]] و رویگردانی آنها از تمام [[حق]] و بروز [[فتنه]]، [[رفتار]] خود را موجه میدانست<ref>ابن عبدربّه، العقد الفرید، ج۳، ص۴۱۱.</ref>. | ||
در زمینه سیاست داخلی، او به اصلاحاتی در ابعاد مختلف دست زد که از مهمترین آنها میتوان به استقبال از [[احزاب]] مخالف، مانند [[شیعه]] و [[خوارج]] اشاره کرد. این اقدام و اقدامات مهم دیگر دوران کوتاه [[خلافت]] او را میتوان در محورهای زیر مورد بررسی قرار داد: | در زمینه سیاست داخلی، او به اصلاحاتی در ابعاد مختلف دست زد که از مهمترین آنها میتوان به استقبال از [[احزاب]] مخالف، مانند [[شیعه]] و [[خوارج]] اشاره کرد. این اقدام و اقدامات مهم دیگر دوران کوتاه [[خلافت]] او را میتوان در محورهای زیر مورد بررسی قرار داد: | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۴: | ||
=== پس از [[خلافت]] === | === پس از [[خلافت]] === | ||
چنان که بعضی از مورخان گزارش دادهاند، [[عمر]] بعد از رسیدن به خلافت در وضع اقتصادی خود و تصرفات خانوادگیاش تغییراتی داد؛ از جمله تجملپرستی و مشی اشرافی خود را تا حدودی کاهش داد. به لباسهای ارزانقیمت اکتفا کرد و زندگیاش از سطح پایینتری برخوردار شد و مازاد [[دارایی]] خود را [[بذل و بخشش]] میکرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۳۴؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۳، ص۱۹۶.</ref>، ولی عمر بعضی از خوشگذرانیها را حتی هنگام خلافت هم رها نکرد؛ برای مثال گفته میشود: صدای | چنان که بعضی از مورخان گزارش دادهاند، [[عمر]] بعد از رسیدن به خلافت در وضع اقتصادی خود و تصرفات خانوادگیاش تغییراتی داد؛ از جمله تجملپرستی و مشی اشرافی خود را تا حدودی کاهش داد. به لباسهای ارزانقیمت اکتفا کرد و زندگیاش از سطح پایینتری برخوردار شد و مازاد [[دارایی]] خود را [[بذل و بخشش]] میکرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۳۴؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۳، ص۱۹۶.</ref>، ولی عمر بعضی از خوشگذرانیها را حتی هنگام خلافت هم رها نکرد؛ برای مثال گفته میشود: صدای غنا هرگز در گوش او قطع نشد، چه قبل از آنکه امیر مدینه بود، و چه زمانی که [[حکومت]] به او واگذار شد تا زمانی که از [[دنیا]] رفت معمولاً به غنا گوش میسپرد<ref>جاحظ، التاجی فی اخلاق الملوک، ص۳۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
== عمر بن عبدالعزیز از دیدگاه [[ائمه معصومین]]{{ع}} == | == عمر بن عبدالعزیز از دیدگاه [[ائمه معصومین]]{{ع}} == | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۳: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:بنیامیه]] | [[رده:خلفای بنیامیه]] | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||