کمیت بن زید اسدی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۷۹۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ مارس ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-''']] == پانویس == {{پانویس}} +''']] {{پایان منابع}} == پانویس == {{پانویس}}))
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب امام باقر| عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[کمیت بن زید اسدی در تراجم و رجال]] - [[کمیت بن زید اسدی در تاریخ اسلامی]] - [[کمیت بن زید اسدی در معارف و سیره حسینی]]</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[کمیت بن زید اسدی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
'''کمیت بن زید اسدی'''<ref>کمیت در لغت، به معنای اسب نیک سرخ فش و دم سیاه است، اسب سرخرنگ که به سیاهی بزند و یال و دم او سیاه باشد (لغت‌نامۀ دهخدا) و این که می‌گویند: کمیتش لنگ است، کنایه از عجز و ناتوانی است.</ref> از [[شاعران]] برجستۀ [[شیعه]] که سروده‌هایش دربارۀ [[اهل بیت]] و مرثیۀ [[امام حسین]]{{ع}} معروف است.
==مقدمه==
کنیۀ او "[[ابو المستهل]]" و [[اهل کوفه]] بود. هواداری شدید از [[بنی هاشم]] می‌کرد و با سروده‌هایش آنان را می‌ستود. مشهورترین شعرش "[[هاشمیات]]" است. "در وی خصالی بود که هیچ شاعر نداشت: [[خطیب]] [[بنی اسد]]، [[فقیه]] [[شیعه]]، سوارکاری دلیر، [[بخشنده]] و تیرانداز بود و در میان قومش کسی مهارت او را در [[تیراندازی]] نداشت<ref>لغت‌نامه، دهخدا.</ref>. ولادتش در سال ۶۰ و وفاتش در سال ۱۲۶ [[هجری]] بود. این شاعر برجسته، [[زبان]] شعری خویش را در [[راه]] [[دفاع]] از [[مکتب]] و [[ولایت]] و بیان [[فضایل]] [[عترت]] و [[مظالم]] [[دشمنان]] [[خاندان پیامبر]] به کار گرفت. مورد علاقه و [[محبّت]] شدید و دعای خاصّ [[ائمّه]] بود و از بزرگ‎ترین مرثیه‌سرایان [[عاشورا]] به شمار می‌رفت. قصیدۀ میمیّۀ {{عربی|مَنْ لِقَلْبٍ مُتَيَّمٍ مُسْتَهَام...}} او معروف است. وی در سال [[شهادت امام حسین]]{{ع}} به [[دنیا]] آمد و به [[برکت]] [[دعای امام]] [[سجاد]]{{ع}} پایان عمرش ختم به [[شهادت]] شد. او که مدّتی متواری بود، در ایّام [[خلافت]] [[مروان]] به [[شهادت]] رسید و در همان [[کوفه]] در مقبرۀ [[بنی اسد]] [[دفن]] شد<ref>الغدیر، ج۲، ص۱۹۵؛ سفینة البحار، ج۲، ص۴۹۶. دربارۀ وی، از جمله ر.ک: «کمیت بن زیاد، شاعر العقیده».</ref>.


[[امام باقر]]{{ع}} در [[حق]] او [[دعا]] فرمود که: {{متن حدیث|لازِلتَ مُؤَيَّداً بِروحِ القُدُسِ ما ذَبَبتَ عَنّا أهلَ البَيتِ}}. یعنی همواره تا زمانی که از ما [[خاندان]] [[دفاع]] می‌کنی، [[مؤیّد]] به [[روح القدس]] باشی. همچنین [[روایت]] است که در ایّام تشریق، [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} رسید و اجازه خواست که دربارۀ آن [[خاندان]] شعری بخواند. [[حضرت]] [[اهل بیت]] را جمع کرد تا آنان هم بشنوند. کمیت اشعار خود را خواند و حاضران گریستند. [[امام صادق]] [[دست]] به [[دعا]] بلند کرد و گفت: {{متن حدیث|اللهم اغفر للكميت ما قدّم و ما اخّر و ما اسرّ و ما اعلن و اعطه حتّى يرضى}}<ref>منتهی الآمال، ج۱، ص۲۱۳ (چاپ ۱۳۳۱ شمسی).</ref>؛ خدایا، گذشته و [[آینده]] کمیت را ببخشای و از [[نهان]] و آشکار او در گذر و به او آن [[قدر]] عطا کن تا [[راضی]] گردد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۴۰۴.</ref>.
== مقدمه ==
زبان شعر در عصر خفقان گاهی از [[شمشیر]] برنده‌تر است. عصر خفقان [[امویان]] و [[عباسیان]] [[شاعر]] [[آزاده]] و شجاعی مثل کمیت، شعرش از شمشیر برانِ آزادمردان، کارآمدتر و تیزتر بود. تأثیر [[شعر]] او در روشنگری و افشاگری ظلم‌هایی که بر [[اهل‌بیت]] رفت از هر چیزی بیشتر می‌نمود. در عصری که زبان‌ها بریده، سرها به دار رفته، جرأت‌ها را کوبیده بودند، [[آزادمردی]] مثل کمیت با اشعار نابش مثل نخل ستبر به [[دفاع]] از اهل‌بیت می‌ایستد و قصایدش را می‌سراید و [[دل]] اهل‌بیت را خنک می‌کند. طبیعی است که وقتی [[حکام جور]] قصاید او را می‌شنیدند تصمیم به محو او گرفتند.


== جستارهای وابسته ==
بعضی از اشعار شعرا آنقدر افشاگر است که بعضی مورخین معتقدند آیا می‌شود [[قصیده تائیه]] [[دعبل خزاعی]] را بخوانید و بر جنایات و ستم‌هایی که بر خاندان رسول رفته [[اشک]] نریزید<ref>ترجمه الغدیر، ج۳، ص۹.</ref>؛ چنانکه [[حضرت صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[فرزندان]] خود را با شعر [[عبدی]] آشنا سازید<ref>رجال کشی، ص۱۶۰؛ الغدیر، ج۳، ص۱۱.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام صادق (کتاب)|مظلومیت امام صادق]]، ص ۴۳.</ref>


==منابع==
== آشنایی اجمالی ==
[[ابومستهل کمیت بن زید بن خنیس بن مجالد مضری اسدی کوفی]] [[شاعری]] از طایفه مضر بود که در سال ۶۰هـ متولد شد<ref>الاغانی ۱۷/۲ و ۴۰.</ref> و از [[اهل کوفه]] به شمار می‌‌رفت<ref> الموشح ۲۵۰.</ref> و در همان جا زندگی می‌کرد<ref>معجم الشعراء ۲۱۳.</ref>. او محضر [[امام سجاد]]، [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} را [[درک]] کرد<ref> الذریعه ۲۵/۱۵۶.</ref> و از [[یاران]] امام باقر و امام صادق{{ع}} محسوب می‌‌شد<ref>رجال الطوسی ۱۳۴ و ۲۷۸.</ref>. از امام باقر و امام صادق{{ع}}<ref> منهج المقال ۲۶۹.</ref> و [[فرزدق]] [[شاعر]]<ref>سیر اعلام النبلاء ۵/۳۸۸.</ref> [[روایت]] کرده است. اشخاصی چون [[عقبة بن بشیر اسدی]]<ref>اختیار معرفة الرجال ۳۰۷.</ref>، [[صفوان بن یحیی]]<ref>جامع الرواة ۲/۳۱.</ref>، [[والبة بن حباب]] شاعر و [[حفص بن سلیمان غاضری]]<ref> تاریخ الاسلام ۸/۲۱۰.</ref> از وی روایت کرده‌اند. ایشان از شعرای معروف [[شیعی مذهب]] و شاعر اهل بیت{{ع}} بود<ref> الاغانی ۱۷/۲۵.</ref> و اولین کسی بود که با اشعار خود از [[حق]] [[علویین]] [[دفاع]] کرد و [[حکومت بنی امیه]] را محکوم و [[رسوا]] نمود. اغلب اشعارش [[سیاسی]] و به [[دیوان]] [[هاشمیات]] معروف است<ref>اعیان الشیعه ۹/۳۵.</ref>. بدین جهت در [[زمان]] [[حکومت]] [[یزید بن عبدالملک]] و برادرش [[هشام بن عبدالملک]] بارها دستگیر و روانه [[زندان]] شد و محکوم به [[مرگ]] گردید، ولی از زندان متواری گشت و از مرگ [[نجات]] یافت<ref>الاغانی ۱۷/۱۰.</ref>. وی اشعار زیادی در مدح اهل بیت از جمله امام سجاد، امام باقر و امام صادق{{ع}} دارد که مورد [[لطف]] آن بزرگواران واقع شده و در حقش [[دعا]] کرده‌اند<ref>تاریخ مدینة دمشق ۵۰/۲۳۲.</ref>. در [[فضیلت]] وی آورده‌اند که اگر برای [[بنی اسد]] منقبتی غیر از وجود کمیت نبود، آنها را کفایت می‌‌کرد. در کمیت ده خصلت وجود داشت که در احدی از شعرا نبود<ref>اعیان الشیعه ۹/۳۴.</ref>. وی دارای بیش از پنج هزار [[بیت]] [[شعر]] و قصیده می‌‌باشد که به دیوان هاشمیات معروف شده است<ref>الاغانی ۱۷/۱ و ۴۰.</ref>. اثر دیگر وی را السبع العالیات گفته‌اند<ref>کشف الظنون ۲/۹۷۶.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]]، ج۱، ص۶۳۳.</ref>
 
== صله اهل بیت{{ع}} به کمیت ==
«بغدادی» در «خزانة الأدب» گفته است صاعد، [[غلام]] کمیت [[روایت]] کرده است: با کمیت بر «[[علی بن الحسین]]{{ع}}» وارد شدیم، کمیت به عرض رساند قصیده‌ای در [[مدح]] شما سروده‌ام که امیدوارم وسیله شفاعتی برای من در نزد [[پیغمبر]]{{صل}} باشد، سپس قصیده خود را که آغازش این [[بیت]] است: {{عربی|مَنْ لِقَلْبٍ مُتَيَّمٍ مُسْتَهَامٍ}} را خواند و چون به آخر رساند، [[امام]] فرمود: ما از [[پاداش]] تو عاجزیم! اما نه، [[ناتوان]] نیستیم زیرا [[خدا]] از پاداش دادن به تو عاجز نیست. بارخدایا! کمیت را بیامرز. سپس چهارهزار درهم را که از میان خود و خاندانش به تقسیط فراهم کرده بود به کمیت داد و فرمود: ای ابا مستهل این را بگیر. کمیت گفت: اگر دانگی هم به من می‌دادید برای من باعث سرافرازی بود، اما اگر [[دوست]] دارید به من عنایتی کنید، یکی از تن‌پوش‌های خود را به من [[مرحمت]] کنید تا به آن [[تبرک]] جویم، «امام» برخاست و جامه‌ها را از تن به درآورد و همه را به کمیت داد<ref>ترجمه الغدیر، ج۴، ص۱۶؛ خزانة الادب، ج۱، ص۶۹.</ref>.
 
[[پیشوایان دین]] و شخصیت‌های [[بنی‌هاشم]] نیز به کمیت اصرار می‌کردند تا صله‌های آنها را قبول کند و عطاها را بپذیرد با آنکه به جهت مهری که کمیت به آنان می‌ورزید او را ارج می‌نهادند و به وی عنایت کامل داشتند و پذیرایی می‌کردند و وی را گرامی می‌داشتند و در عوض پوزش هم می‌طلبیدند، چنانکه [[امام سجاد]]{{ع}} به او فرمود: ما از [[پاداش]] تو عاجزیم! اما نه، [[ناتوان]] نیستم؛ زیرا [[خدا]] از پاداش دادن به تو عاجز نیست، با این همه او در نپذیرفتن بخشش‌ها و معاف داشتن خود از قبول آنها [[پایداری]] می‌کرد تا دلبستگی خالصانه‌اش را به [[آل الله]] نشان دهد و نیز یک بار ۱۰۰ هزار درهم و بار دیگر ۵۰۰ هزار درهم را به [[امام باقر]]{{ع}} بازپس داد و پیراهنی از پیراهن‌های حضرت را تقاضا کرد و هزار دینار و جامه‌ای را که [[امام صادق]]{{ع}} به وی ارزانی فرموده بود برگرداند و استدعا کرد تا او را به جامه‌ای که بر بدن امام چسبیده بود، سرافراز کند<ref>ترجمه الغدیر، ج۴، ص۳۲.</ref>.
 
[[امام زین العابدین]]{{ع}} بدین امر تصریح کرده فرمود: خداوندا! در روزگاری که دیگران خودداری می‌کردند، این کمیت بود که در راه [[خاندان]] پیغمبرت [[ازخودگذشتگی]] نشان داد و آنچه دیگران پنهان می‌داشتند آشکار کرد. [[عبدالله بن جعفر]] به بنی‌هاشم گفت: این کمیت است که در روزگاری که دیگران از بیان فضل شما خاموش مانده‌اند در مدحتان [[شعر]] گفته است و [[خون]] خود را در معرض [[بنی‌امیه]] نهاده است‌<ref>الغدیر، ج۴، ص۳۳.</ref>.
 
کمیت تمام دوران عمر خویش را از آغاز [[جوانی]] که در آن [[روزگار]] [[هاشمیات]] را سروده بود، به ترسناکی و [[بیم]] گذراند و به پنهانی در گوشه‌های گمنامی به‌سر برد تا با شعر خویش [[حجت]] را به پا داشت<ref>ترجمه الغدیر، ج۴، ص۳۳.</ref>. کمیت وقتی قسمتی از قصیده میمیه خود را نزد امام باقر{{ع}} خواند در [[شعر]] زیر حضرت گریان شد:
{{عربی|و قتيل بالطف غودر منهم *** بين غوغا امه و طغام}}؛ یکی از [[بنی‌هاشم]] در [[جنگ]] [[طف]] «[[کربلا]]» مظلومانه در بین هیاهوی [[ملت]] و اوباش کشته شد. حضرت پس از [[گریه]] رو به جانب کمیت کرده فرمود: اگر دارای [[ثروت]] بودیم به شما می‌دادیم ولی به تو جمله‌ای می‌گویم که [[رسول خدا]] به [[حسان بن ثابت]] گفت، [[خداوند]] تا مادامی که ما را [[یاری]] می‌نمایی و از ما [[دفاع]] می‌کنی تو را یاری نماید. کمیت اشعار خود را نزد [[عبدالله بن حسن]] برد و خواند، وی فرمود: ای «اباالمستهل» من ملکی دارم که چهارهزار دینار خریده‌ام و این سند اوست من چند نفر را [[گواه]] می‌گیرم و به شما رد می‌کنم. کمیت نپذیرفت، عبدالله اصرار کرد، کمیت سند را گرفت و رفت و چند روزی نگذشت که برگشت و گفت: یابن [[رسول الله]] پدر و مادرم به فدای شما حاجتی دارم! عبدالله گفت: هرچه باشد برآورده است! کمیت سند را تقدیم کرد و گفت: سند را قبول کن! عبدالله بن حسن سند را برداشت و قبول کرد.
 
[[عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر]] داخل خانه‌های بنی‌هاشم شد و می‌گفت: کمیت درباره شما شعر گفته است و اکنون زمانی است که [[مردم]] از [[مدح]] شما خاموش شده‌اند، [[خون]] خود را در معرض خطر [[بنی‌امیه]] قرار داده و مدح شما کرده است، باید از عمل او [[قدردانی]] کنید و به اندازه قوت خود کمک کنید. عبدالله درهم و دینار فراوانی جمع کرد، موقعی که کمیت پول‌ها را دید گفت: من برای [[رضای خدا]] و رسول خدا شعر گفته‌ام و از [[پول]] [[دنیا]] نمی‌گیرم! هرچه عبدالله زحمت کشید نتوانست پول‌ها و طلاها را به او بدهد لذا به صاحبانش برگردانید<ref>شیعه و زمامداران خودسر، ص۱۵.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام صادق (کتاب)|مظلومیت امام صادق]]، ص ۴۳.</ref>
 
== تقیه کردن کمیت ==
وقتی آوازه شعر کمیت آفاق را گرفت و گوش‌آویز و زبانزد شد، از [[امام باقر]]{{ع}} [[اجازه]] خواست تا به نگهداری خون خود «[[تقیه]]»، بنی‌امیه را مدح کند و [[امام]] به وی [[اجازه]] داد. [[ابوالفرج]] گوید: [[برادر]] کمیت گفت: کمیت مرا به خدمت ابی‌جعفر{{ع}} فرستاد. به حضرت گفتم: کمیت مرا به خدمت شما فرستاده است؛ او به خود هرچه باید بکند کرد، اینک اجازه می‌فرمایید که [[بنی‌امیه]] را [[مدح]] کند؟ امام فرمود: آری او [[آزاد]] است که هرچه خواست بگوید. پس کمیت قصیده رائیه خود را که در آن می‌گوید:
{{عربی|فالان صرت إلى أمية *** و الأمور إلى المصائر}}
سرود و به خدمت ابی‌جعفر آمد، حضرت به وی فرمود: تو گوینده این شعری؟ گفت: آری من گفته‌ام اما به [[خدا]] [[سوگند]] از آن سخن جز در [[اندیشه]] [[دنیا]] نبوده‌ام که من به فضل شما آشنایم. امام فرمود: اگر این هم نمی‌گفتی، باز [[تقیه]] جایز بود<ref>اغانی، ج۱۵، ص۱۲۶؛ ترجمه الغدیر، ج۴، ص۳۴.</ref>.
 
[[امام باقر]]{{ع}} به یکی از شعرای معروف به نام کثیر با [[اعتراض]] می‌فرماید: {{متن حدیث|امْتَدَحْتَ عَبْدَ الْمَلِكِ فَقَالَ مَا قُلْتُ لَهُ يَا إِمَامَ الْهُدَى وَ إِنَّمَا قُلْتُ يَا أَسَدُ وَ الْأَسَدُ كَلْبٌ وَ يَا شَمْسُ وَ الشَّمْسُ جَمَادٌ وَ يَا بَحْرُ وَ الْبَحْرُ مَوَاتٌ}}<ref>المناقب، ج۴، ص۲۰۷.</ref>؛ آیا عبدالملک را تو ستوده‌ای؟ او در جواب گفت: ای امام هدایت مگر برای او چه گفته‌ام؟ فقط گفته‌ام ای شیر و شیر سگی است و ای [[خورشید]] و خورشید [[جمادی]] است و ای دریا و دریا مرده‌ای است. [[شاعر]] مدح تقیه‌ای خود را توجیه می‌کند<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام صادق (کتاب)|مظلومیت امام صادق]]، ص ۴۳.</ref>.
 
== نقشه قتل کمیت ==
بغدادی در «خزانة الادب» گفته است: خبر قصیده کمیت یعنی قصیده‌ای که سرآغازش این [[بیت]] است {{عربی|ألا حُيِّيتِ عنَّا يا مَدِينا}} به خالد قسری رسید، گفت: به خدا سوگند او را به کشتن می‌دهم، سپس ۳۰ کنیز بسیار [[زیبا]] خرید و قصاید [[کمیت]] «[[هاشمیات]]» را به آنها یاد داد و آنان را مخفیانه با برده‌فروشی برای [[هشام بن عبدالملک]] فرستاد، هشام آنها را خرید. روزی قصاید یاد شده کمیت را برای هشام خواندند و او به خالد که در آن هنگام کار گزارش در [[عراق]] بود، دستور می‌دهد او را دستگیر کن و سرش را برایم بفرست.
 
او را دستگیر می‌کنند و در [[زندان]] می‌اندازند، ابان بن ولید جاسوس [[امام]] است و نامه‌ای می‌نویسد برای کمیت و به او می‌رساند و نقشه فرارش را می‌کشد، اینگونه که درخواست کن زنت پیش تو بیاید در آخرین روزهای عمرت! آنها قبول می‌کنند، وقتی [[زن]] آمد لباس‌هایش را بپوش و تو خارج شو! زنت را دستگیر می‌کنند ولی [[عیب]] ندارد آزادش می‌کنند. این کار را می‌کند لباس‌ها را می‌پوشد و به وسیله دوستانش فرار می‌کند. زندانبان وقتی آمد یک دفعه دید یک زن است! زن گفت: برو بیرون! گفت: تو کیستی؟ زن گفت: کار تمام است! زن را دستگیر می‌کنند پیش [[حاکم کوفه]] می‌آورند، [[حاکم]] گفت: تو بر علیه [[امیرالمؤمنین]] کار می‌کنی؟ گفت: نه بر علیه هشام کار می‌کنم! اقوام زن او را [[شفیع]] شدند و [[آزاد]] شد. کمیت مدت‌ها دربدر و فراری بود که [[امام سجاد]] در حقش فرمود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَحْيِهِ سَعِيداً وَ انْتَهِ شَهِيداً}}<ref>ترجمه الغدیر، ج۴، ص۱۲؛ خزانة الادب، ج۱، ص۸۷.</ref>.
 
کمیت با امام سجاد{{ع}} و [[امام باقر]]{{ع}} و صادق{{ع}} در ارتباط بود و برخی اشعار خود را در محضر آنان قرائت می‌کرد و آن پیشوایان حق و [[عدل]] در حقش [[دعا]] می‌کردند، کمیت در سال ۱۲۶ هجری بر سر [[عشق]] و [[اعتقاد]] خود به [[شهادت]] رسید.
 
وقتی کمیت در مجلس فرماندار [[بنی‌امیه]] «[[یوسف بن عمر ثقفی]]» بود ۸ نفر از پاسبانان با [[شمشیر]] به او حمله کردند و پس از اینکه [[یقین]] به مردنش پیدا کردند او را رها کردند، در آخرین لحظات عمرش چشم خود را گشود و گفت {{عربی|اللَّهُمَّ آلَ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ آلَ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ آلَ مُحَمَّدٍ}} از [[دنیا]] رفت<ref>شیعه و زمامداران خودسر، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام صادق (کتاب)|مظلومیت امام صادق]]، ص ۴۳.</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
* [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']]
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:IM010713.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام صادق (کتاب)|'''مظلومیت امام صادق''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۱۹: خط ۴۶:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:بنی]]
[[رده:اصحاب امام صادق]]
[[رده:مدخل فرهنگ عاشورا]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب امام باقر]]
۱۲۹٬۵۱۶

ویرایش