بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = امانت | | موضوع مرتبط = امانت | ||
| عنوان مدخل = امانت | | عنوان مدخل = امانت | ||
| مداخل مرتبط = [[امانت در لغت]] - [[امانت در قرآن]] - [[امانت در حدیث]] - [[امانت در فقه اسلامی]] - [[امانت در فقه سیاسی]] - [[امانت در نهج البلاغه]] - [[امانت در معارف و سیره نبوی]] - [[امانت در معارف دعا و زیارات]] - [[امانت در معارف و سیره سجادی]] - [[امانت در معارف و سیره رضوی]] - [[امانت در جامعهشناسی اسلامی]] - [[امانت در فلسفه اسلامی]] - [[امانت در منابع اهل سنت]] - [[امانت در سیره معصوم]] - [[امانت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[امانت در لغت]] - [[امانت در قرآن]] - [[امانت در حدیث]] - [[امانت در فقه اسلامی]] - [[امانت در فقه سیاسی]] - [[امانت در نهج البلاغه]] - [[امانت در معارف و سیره نبوی]] - [[امانت در معارف دعا و زیارات]] - [[امانت در معارف و سیره سجادی]] - [[امانت در معارف و سیره رضوی]] - [[امانت در جامعهشناسی اسلامی]] - [[امانت در فلسفه اسلامی]] - [[امانت در منابع اهل سنت]] - [[امانت در سیره معصوم]] - [[امانت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[امانت در سبک زندگی اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
[[امانت]] ضد [[خیانت]] است<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۲۲۳، «امن»؛ لغتنامه، ج ۲، ص۲۸۴۱.</ref> و از "ا ـ م ـ ن" به معنای [[آرامش]]، سکون و بر طرف شدن [[خوف]] و [[اضطراب]]<ref>التحقیق، ج ۱، ص۱۵۰، «امن».</ref> گرفته شده و به معنای تأمین امنیت حقی از [[حقوق]] به وسیله [[عهد]]، [[وصیت]] و مانند آن<ref> المیزان، ج ۹، ص۵۴.</ref> یا به معنای حالتی است که [[انسان]] را به [[حفظ]] حقوق دیگران برانگیخته و او را از تضییع یا تصرف در آن باز میدارد<ref>التحریر والتنویر، ج ۸، ص۲۰۳.</ref>. این واژه بر اعیان نیز اطلاق شده و به [[مالی]] که در نزد دیگری به امانت سپرده شود امانت<ref>مفردات، ص۹۰؛ التحقیق، ج ۱، ص۱۵۰، «امن».</ref> و به شخص مورد اعتماد که امانت به او سپرده میشود "[[امین]]"<ref>لسان العرب، ج۱، ص۲۲۳؛ فرهنگ معارف اسلامی، ج۱، ص۲۲۸.</ref>گویند. | [[امانت]] ضد [[خیانت]] است<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۲۲۳، «امن»؛ لغتنامه، ج ۲، ص۲۸۴۱.</ref> و از "ا ـ م ـ ن" به معنای [[آرامش]]، سکون و بر طرف شدن [[خوف]] و [[اضطراب]]<ref>التحقیق، ج ۱، ص۱۵۰، «امن».</ref> گرفته شده و به معنای تأمین امنیت حقی از [[حقوق]] به وسیله [[عهد]]، [[وصیت]] و مانند آن<ref> المیزان، ج ۹، ص۵۴.</ref> یا به معنای حالتی است که [[انسان]] را به [[حفظ]] حقوق دیگران برانگیخته و او را از تضییع یا تصرف در آن باز میدارد<ref>التحریر والتنویر، ج ۸، ص۲۰۳.</ref>. این واژه بر اعیان نیز اطلاق شده و به [[مالی]] که در نزد دیگری به امانت سپرده شود امانت<ref>مفردات، ص۹۰؛ التحقیق، ج ۱، ص۱۵۰، «امن».</ref> و به شخص مورد اعتماد که امانت به او سپرده میشود "[[امین]]"<ref>لسان العرب، ج۱، ص۲۲۳؛ فرهنگ معارف اسلامی، ج۱، ص۲۲۸.</ref> گویند. | ||
[[امانت]] دو قسم است: | [[امانت]] دو قسم است: | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
همینطور قوله: {{متن قرآن|فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا}} را با استناد به [[آیات]] ۲ تا ۵ [[سوره شوری]]: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ... * تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ}}<ref>«بدینگونه خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بودهاند وحی میکند» سوره شوری، آیه ۳-۵</ref>، و ۲۱ [[سوره حشر]]: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>، و ۳۱ [[سوره رعد]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ}}<ref>«و اگر قرآنی بود که کوهساران بدان به جنبش میافتاد یا زمین با آن پاره پاره میشد» سوره رعد، آیه ۳۱.</ref>، به [[زبان عربی]] تفسیر نموده که ترجمه آن چنین است: پس به واسطه فقدان [[استعداد]] حمل و عدم صلاحیت و [[لیاقت]] برای آن، از حمل آن امانت خودداری نمودند و از آن ترسیدند. پس خودداری آنها از حمل آن امانت، به سبب عدم مقتضی در آنها بود نه به جهت سرپیچیشان؛ پس خودداری آنها، از لحاظ [[تکوین]] و به سبب عدم استعداد برای حمل امانت بود؛ پس قضیه سالبه منتفی به انتفای موضوع خود است. (به عبارتی) [[اعلان]] این مطلب است که: [[انسان]] [[آمادگی]] و استعداد حمل امانت را دارد که آن، [[کمال دین]] [[حق]] و به کمالرسیدن [[اجتماع بشری]] و [[سعادت]] در دو دنیاست، و هر چه ماسوای او باشد، در وسعت او نخواهد بود. از این مطلب چنین بر میآید که [[کرامت]] و [[شرف]] این [[انسان]]، او را لایق چنین امانتی نموده است، مانند [[شرافت]] وجود بر عدم؛ به اینکه ما سوای او نسبت به این امر، مانند اعداماند، و انسان همچون وجود، لایق آن است؛ همانطور که انسان کلی، نسبت به غیرش [[امین]] است. این امانت یکی از دو چیز ثقیل است که [[پیامبر خدا]] {{صل}} آنها را بر ما گذاشت که (اینک ما) ناگریز به [[حفظ]] و [[ادای حق]] آن و رد نمودنش به اهلش هستیم، و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ}} هم فرموده: و حمل این امانت، با آن سنگینی و [[عظمت]]، توسط انسان، با وجود کوچکی جثه و [[ضعف]] جسمیاش، به واسطه [[استعداد]] و صلاحیت او برای حمل این امانت است و اینکه او [[حق]] امانت را به وجه آن ادا مینماید، و لکن او [[خیانت]] کرد، و آن را از صاحبش [[غصب]] نمود و آن را به کسی که [[استحقاق]] آن را داشت و لایقش بود، رد نکرد: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}، {{متن قرآن|ظَلُومًا}}، بر صاحب امانت به [[غضب]]، و بر نفس خودش به [[عذاب]]، و بر [[جامعه بشری]] به سد شدن در به کمالرسیدن [[دینی]] آنان و به سعادت دو [[دنیا]] نایلشدن ایشان، {{متن قرآن|جَهُولًا}} به مکان موقعیت امانت، پس حمل کرده آن را در حالیکه لایقش نبود. بنابراین وصف به [[ظلم]] و [[جهل]]، لایق کسی است که به امانت خیانت کرد و در حق آن کوتاهی نمود، نه کسی که آن را بر خود حمل نمود و [[امانتداری]] کرد و حق آن را ادا نمود<ref>بصائر، ج۳۲، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۸۸-۱۹۵.</ref> | همینطور قوله: {{متن قرآن|فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا}} را با استناد به [[آیات]] ۲ تا ۵ [[سوره شوری]]: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ... * تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ}}<ref>«بدینگونه خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بودهاند وحی میکند» سوره شوری، آیه ۳-۵</ref>، و ۲۱ [[سوره حشر]]: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>، و ۳۱ [[سوره رعد]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ}}<ref>«و اگر قرآنی بود که کوهساران بدان به جنبش میافتاد یا زمین با آن پاره پاره میشد» سوره رعد، آیه ۳۱.</ref>، به [[زبان عربی]] تفسیر نموده که ترجمه آن چنین است: پس به واسطه فقدان [[استعداد]] حمل و عدم صلاحیت و [[لیاقت]] برای آن، از حمل آن امانت خودداری نمودند و از آن ترسیدند. پس خودداری آنها از حمل آن امانت، به سبب عدم مقتضی در آنها بود نه به جهت سرپیچیشان؛ پس خودداری آنها، از لحاظ [[تکوین]] و به سبب عدم استعداد برای حمل امانت بود؛ پس قضیه سالبه منتفی به انتفای موضوع خود است. (به عبارتی) [[اعلان]] این مطلب است که: [[انسان]] [[آمادگی]] و استعداد حمل امانت را دارد که آن، [[کمال دین]] [[حق]] و به کمالرسیدن [[اجتماع بشری]] و [[سعادت]] در دو دنیاست، و هر چه ماسوای او باشد، در وسعت او نخواهد بود. از این مطلب چنین بر میآید که [[کرامت]] و [[شرف]] این [[انسان]]، او را لایق چنین امانتی نموده است، مانند [[شرافت]] وجود بر عدم؛ به اینکه ما سوای او نسبت به این امر، مانند اعداماند، و انسان همچون وجود، لایق آن است؛ همانطور که انسان کلی، نسبت به غیرش [[امین]] است. این امانت یکی از دو چیز ثقیل است که [[پیامبر خدا]] {{صل}} آنها را بر ما گذاشت که (اینک ما) ناگریز به [[حفظ]] و [[ادای حق]] آن و رد نمودنش به اهلش هستیم، و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ}} هم فرموده: و حمل این امانت، با آن سنگینی و [[عظمت]]، توسط انسان، با وجود کوچکی جثه و [[ضعف]] جسمیاش، به واسطه [[استعداد]] و صلاحیت او برای حمل این امانت است و اینکه او [[حق]] امانت را به وجه آن ادا مینماید، و لکن او [[خیانت]] کرد، و آن را از صاحبش [[غصب]] نمود و آن را به کسی که [[استحقاق]] آن را داشت و لایقش بود، رد نکرد: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}، {{متن قرآن|ظَلُومًا}}، بر صاحب امانت به [[غضب]]، و بر نفس خودش به [[عذاب]]، و بر [[جامعه بشری]] به سد شدن در به کمالرسیدن [[دینی]] آنان و به سعادت دو [[دنیا]] نایلشدن ایشان، {{متن قرآن|جَهُولًا}} به مکان موقعیت امانت، پس حمل کرده آن را در حالیکه لایقش نبود. بنابراین وصف به [[ظلم]] و [[جهل]]، لایق کسی است که به امانت خیانت کرد و در حق آن کوتاهی نمود، نه کسی که آن را بر خود حمل نمود و [[امانتداری]] کرد و حق آن را ادا نمود<ref>بصائر، ج۳۲، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۸۸-۱۹۵.</ref> | ||
== [[تفاسیر]] [[روایی]] == | === [[تفاسیر]] [[روایی]] === | ||
[[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، [[ابنجمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]] و [[رستگار]] جویباری در [[تفسیر]] بصائر فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}، روایاتی را از عیون الأخبار [[الرضا]]، [[معانی الاخبار]]، [[اصول کافی]]، [[الاحتجاج]] [[طبرسی]]، [[عوالی]] اللئالی، [[تهذیب]] الاحکام، [[بصائر الدرجات]] و [[تفسیر]] [[علی]] ابن [[ابراهیم]] ذکر نمودهاند که ما در اینجا تنها به [[نقل]] عین [[کلام]] [[معصوم]] {{عم}} و ترجمه [[فارسی]] آن میپردازیم: | [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، [[ابنجمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]] و [[رستگار]] جویباری در [[تفسیر]] بصائر فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}، روایاتی را از عیون الأخبار [[الرضا]]، [[معانی الاخبار]]، [[اصول کافی]]، [[الاحتجاج]] [[طبرسی]]، [[عوالی]] اللئالی، [[تهذیب]] الاحکام، [[بصائر الدرجات]] و [[تفسیر]] [[علی]] ابن [[ابراهیم]] ذکر نمودهاند که ما در اینجا تنها به [[نقل]] عین [[کلام]] [[معصوم]] {{عم}} و ترجمه [[فارسی]] آن میپردازیم: | ||
# فی عیون الأخبار الرضا با اسنادش تا [[حسین بن خالد]]، و او این چنین گوید: از ابی [[الحسن]]، [[علی بن موسی الرضا]] {{ع}}، فی قوله عزو جل: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا...}}، سؤال نمودم، پس آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|الْأَمَانَةُ الْوَلَايَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍّ كَفَرَ}}<ref>برهان، ص۸۶۵؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۱۰؛ بصائر، ج۳۲، ص۳۸۲.</ref>. | # فی عیون الأخبار الرضا با اسنادش تا [[حسین بن خالد]]، و او این چنین گوید: از ابی [[الحسن]]، [[علی بن موسی الرضا]] {{ع}}، فی قوله عزو جل: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا...}}، سؤال نمودم، پس آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|الْأَمَانَةُ الْوَلَايَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍّ كَفَرَ}}<ref>برهان، ص۸۶۵؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۱۰؛ بصائر، ج۳۲، ص۳۸۲.</ref>. | ||
| خط ۱۱۹: | خط ۱۱۹: | ||
== [[احکام]] [[امانت]] == | == [[احکام]] [[امانت]] == | ||
# '''[[وجوب]] [[حفظ]] و بازگرداندن امانت: ''' | # '''[[وجوب]] [[حفظ]] و بازگرداندن امانت:''' [[قرآن]] در [[آیه]] ۵۸ [[سوره نساء]] [[انسانها]] را به ردّ [[امانت]] به صاحبانشان [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا}}<ref> خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید؛ سوره نساء، آیه ۵۸.</ref> و در آیهای دیگر میگوید: اگر برخی از شما چیزی را به امانت نزد شما سپرد امانت گیرنده باید آن را به صاحبش باز گرداند: {{متن قرآن|وَإِن كُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلاَ تَكْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ}} <ref> و اگر در سفر بودید و نویسندهای نیافتید، (سند شما) گروهایی است دریافت شده و اگر (بدون گرو) یکی از شما دیگری را (بر دارایی خود) امین دانست، آنکه امین دانسته شده است، باید امانت وی را بازگرداند و از خداوند- پروردگار خویش- پروا کند و گواهی را پنهان مدارید و آنکه آن را پنهان دارد بیگمان او را دل، بزهکار است و خداوند به آنچه انجام میدهید داناست؛ سوره بقره، آیه ۲۸۳.</ref> [[آیات]] فوق افزون بر دلالت بر [[وجوب]] ردّ امانت، بر [[حفظ]] و عدم وارد کردن نقص و عیبی به آن<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۶۸۶؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۷۶؛ فقهالصادق{{ع}}، ج ۱۵، ص۱۲۷؛ ج ۱۹، ص۳۱۸.</ref> از باب مقدمه [[واجب]] نیز دلالت دارد؛ زیرا تا امانت حفظ نشود بازگرداندن آن ممکن نیست<ref>جواهرالکلام، ج ۲۷، ص۱۰۱ ـ ۱۰۲.</ref>؛ همچنین آیات فوق عام بوده و همه امانتها اعم از مادی و [[معنوی]] و تمام افراد اعم از [[مسلمان]] یا [[کافر]] و [[نیکوکار]] یا [[فاسق]] را شامل است و [[روایات اسلامی]] نیز بر [[ادای امانت]] به صاحب آن هرچند فاسق یا [[قاتل]] [[اهل]] بیت{{عم}} باشد، تأکید کرده است<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۳۶؛ ج ۵، ص۱۳۲ ـ ۱۳۳؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص۴۸۸؛ وسائلالشیعه، ج ۱۹، ص۷۱ ـ ۷۶.</ref>. | ||
# '''[[حرمت]] [[خیانت]] در [[امانت]]: ''' | # '''[[حرمت]] [[خیانت]] در [[امانت]]:''' خیانت در امانت دیگران به هر صورتی [[حرام]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref> ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود دانسته خیانت نورزید؛ سوره انفال، آیه ۲۷.</ref> جمله {{متن قرآن|وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ}} عطف به جملات پیشین بوده و مقصود {{متن قرآن|وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ}} است؛ یعنی در امانتهای [[خدا]] و [[رسول]] و نیز امانتهای خودتان خیانت نورزید<ref>التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۴۷۵؛ التحریر والتنویر، ج۹، ص۳۲۴؛ المیزان، ج ۹، ص۵۴.</ref> قول دیگر این است که "لا" در تقدیر نبوده و این جمله جواب جمله {{متن قرآن|لاَ تَخُونُواْ اللَّهَ وَالرَّسُولَ}} است و معنای [[آیه]] چنین میشود که به امانتهای خدا و رسول او خیانت نورزید که در این صورت در امانتهای خودتان خیانت ورزیدهاید<ref>التفسیرالکبیر، ج۵، ص۴۷۵؛ المیزان، ج۹، ص۵۵.</ref>؛ زیرا امانت خدا و رسول که همان [[اسرار]] [[پیامبر]] باشد امانت [[مسلمانان]] نیز شمرده میشود. [[قرآن]] در آیه ۷۵ [[سوره آلعمران]] نیز خیانت گروهی از [[اهل کتاب]] "[[یهود]]" در امانتهای غیر همکیشان خود را طرح و آنان را بدین جهت نکوهش کرده است: {{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref> و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میبندند با آنکه خود میدانند؛ سوره آل عمران، آیه ۷۵.</ref> از [[مذمت]] [[یهود]] از سوی [[خدا]] به سبب این عمل آنان برمیآید که [[خیانت]] در [[امانت]] از دیدگاه [[شرایع الهی]] عملی ناروا و [[ناپسند]] است. | ||
# '''عدم ضمان [[امین]]: ''' اگر امانت بدون تفریط و [[تعدی]] تلف یا نقصی بر آن وارد شود امانت گیرنده ضامن نیست: {{متن قرآن|مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ}}<ref>بر نیکوکاران ایرادی نیست؛ سوره توبه، آیه ۹۱.</ref>.<ref>القواعد الفقهیه، ج ۲، ص۱۲.</ref>؛ اما در صورت تعدی یا کوتاهی، شخص ضامن است<ref>جواهر الکلام، ج ۲۷، ص۲۸.</ref>. برخی با استناد به [[آیه]] فوق گفتهاند: ضامن نبودن امین تنها در امانتهایی است که امانتگیرنده نسبت به صاحب امانت [[محسن]] و [[نیکوکار]] شمرده میشود؛ اما در امانتهایی که وی به نفع خودش در امانت تصرف میکند، مانند عاریه یا [[اجاره]]، شخص محسن شمرده نشده و ضامن خواهد بود<ref>القواعد الفقهیه، ج ۲، ص۱۲.</ref>. | # '''عدم ضمان [[امین]]: ''' اگر امانت بدون تفریط و [[تعدی]] تلف یا نقصی بر آن وارد شود امانت گیرنده ضامن نیست: {{متن قرآن|مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ}}<ref>بر نیکوکاران ایرادی نیست؛ سوره توبه، آیه ۹۱.</ref>.<ref>القواعد الفقهیه، ج ۲، ص۱۲.</ref>؛ اما در صورت تعدی یا کوتاهی، شخص ضامن است<ref>جواهر الکلام، ج ۲۷، ص۲۸.</ref>. برخی با استناد به [[آیه]] فوق گفتهاند: ضامن نبودن امین تنها در امانتهایی است که امانتگیرنده نسبت به صاحب امانت [[محسن]] و [[نیکوکار]] شمرده میشود؛ اما در امانتهایی که وی به نفع خودش در امانت تصرف میکند، مانند عاریه یا [[اجاره]]، شخص محسن شمرده نشده و ضامن خواهد بود<ref>القواعد الفقهیه، ج ۲، ص۱۲.</ref>. | ||
# '''تقاص از امانت: ''' بدهکاری که از دادن [[حق]] دیگری [[امتناع]] میورزد و [[مالی]] در نزد صاحب حق به امانت گذارده آیا صاحب حق میتواند حق خویش را از امانت تقاص کند یا نه؟ برخی از [[فقیهان]] با استناد به آیه ۱۲۶ [[سوره نحل]] که [[مقابله به مثل]] را جایز شمرده: {{متن قرآن|وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ}}<ref> و اگر کیفر میکنید مانند آنچه خود کیفر شدهاید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است؛ سوره نحل، آیه ۱۲۶.</ref> این عمل را جایز شمردهاند<ref>مختلف الشیعه، ج ۵، ص۳۰؛ التحریر والتنویر، ج ۵، ص۹۲؛ المنیر، ج ۱۴، ص۲۷۳.</ref>اما بسیاری از فقیهان امامیه<ref>الخلاف، ج۶، ص۳۵۵ـ۳۵۶؛ مختلفالشیعه، ج ۵، ص۳۰.</ref> و [[اهل سنت]]<ref>التحریر والتنویر، ج۵، ص۹۲؛ المنیر، ج۱۴، ص۲۷۴؛ المغنی، ج ۱۲، ص۲۲۹ ـ ۲۳۰.</ref> آن را ممنوع میدانند. در [[روایات]] پرشماری از [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} این [[عمل]] [[خیانت]] در [[امانت]] شمرده شده و [[مسلمانان]] از ارتکاب آن منع گردیدهاند<ref>تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۳۴۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۱۲ ـ ۱۵؛ مسند احمد، ج ۴، ص۴۲۳؛ سنن ابی داوود، ج ۲، ص۴۹۷.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۴۶ - ۲۵۴.</ref> | # '''تقاص از امانت: ''' بدهکاری که از دادن [[حق]] دیگری [[امتناع]] میورزد و [[مالی]] در نزد صاحب حق به امانت گذارده آیا صاحب حق میتواند حق خویش را از امانت تقاص کند یا نه؟ برخی از [[فقیهان]] با استناد به آیه ۱۲۶ [[سوره نحل]] که [[مقابله به مثل]] را جایز شمرده: {{متن قرآن|وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ}}<ref> و اگر کیفر میکنید مانند آنچه خود کیفر شدهاید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است؛ سوره نحل، آیه ۱۲۶.</ref> این عمل را جایز شمردهاند<ref>مختلف الشیعه، ج ۵، ص۳۰؛ التحریر والتنویر، ج ۵، ص۹۲؛ المنیر، ج ۱۴، ص۲۷۳.</ref>اما بسیاری از فقیهان امامیه<ref>الخلاف، ج۶، ص۳۵۵ـ۳۵۶؛ مختلفالشیعه، ج ۵، ص۳۰.</ref> و [[اهل سنت]]<ref>التحریر والتنویر، ج۵، ص۹۲؛ المنیر، ج۱۴، ص۲۷۴؛ المغنی، ج ۱۲، ص۲۲۹ ـ ۲۳۰.</ref> آن را ممنوع میدانند. در [[روایات]] پرشماری از [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} این [[عمل]] [[خیانت]] در [[امانت]] شمرده شده و [[مسلمانان]] از ارتکاب آن منع گردیدهاند<ref>تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۳۴۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۱۲ ـ ۱۵؛ مسند احمد، ج ۴، ص۴۲۳؛ سنن ابی داوود، ج ۲، ص۴۹۷.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۴۶ - ۲۵۴.</ref> | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۲۶: | ||
== آثار و ثمرات [[امانتداری]] == | == آثار و ثمرات [[امانتداری]] == | ||
# '''اعتماد دیگران: ''' امانتداری عامل جلب اعتماد دیگران و سپردن [[کارها]] و مسئولیتها به شخص [[امین]] است، بر همین اساس [[دختران شعیب]] یکی از علل [[گزینش]] [[موسی]] برای عهدهداری کارهای آنان را امانتداری او برشمردند: {{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الأَمِينُ}}<ref> یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است؛ سوره قصص، آیه ۲۶.</ref> [[حضرت یوسف]]{{ع}} نیز هنگام پذیرش مسئولیت خزانهداری [[عزیز مصر]] امانتداری خویش را مطرح کرد و بدین جهت خود را شایسته پذیرش این [[مسئولیت]] دانست: {{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}} <ref>یوسف گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم؛ سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref>، چنانکه [[مأمور]] آوردن [[تخت بلقیس]] نیز امانتداری خود را دلیل بر شایستگی خود برای انجام این مسئولیت برشمرد: {{متن قرآن|قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ}}<ref> دیوساری از جن گفت: من آن را پیش از آنکه از جایت برخیزی برایت میآورم و من در این کار بسی توانمند درستکارم؛ سوره نمل، آیه ۳۹.</ref> از این [[آیه]] فهمیده میشود که امانتداری از ملاکهای سپردن مسئولیتها در نزد سلیمان بوده است. | # '''اعتماد دیگران: ''' امانتداری عامل جلب اعتماد دیگران و سپردن [[کارها]] و مسئولیتها به شخص [[امین]] است، بر همین اساس [[دختران شعیب]] یکی از علل [[گزینش]] [[موسی]] برای عهدهداری کارهای آنان را امانتداری او برشمردند: {{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الأَمِينُ}}<ref> یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است؛ سوره قصص، آیه ۲۶.</ref> [[حضرت یوسف]]{{ع}} نیز هنگام پذیرش مسئولیت خزانهداری [[عزیز مصر]] امانتداری خویش را مطرح کرد و بدین جهت خود را شایسته پذیرش این [[مسئولیت]] دانست: {{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}} <ref>یوسف گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم؛ سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref>، چنانکه [[مأمور]] آوردن [[تخت بلقیس]] نیز امانتداری خود را دلیل بر شایستگی خود برای انجام این مسئولیت برشمرد: {{متن قرآن|قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ}}<ref> دیوساری از جن گفت: من آن را پیش از آنکه از جایت برخیزی برایت میآورم و من در این کار بسی توانمند درستکارم؛ سوره نمل، آیه ۳۹.</ref> از این [[آیه]] فهمیده میشود که امانتداری از ملاکهای سپردن مسئولیتها در نزد سلیمان بوده است. | ||
# '''محبت الهی: ''' [[قرآن]] در [[آیات]] ۷۵ [[سوره آلعمران]] از [[امانتداری]] برخی از [[اهل کتاب]] یاد کرده سپس آن دسته از کسانی را که [[امانتدار]] بوده و به [[عهد]] خود [[وفا]] میکنند جزو [[پرهیزکاران]] و محبوب خداوند برشمرده است: {{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref> و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میبندند با آنکه خود میدانند؛ سوره آل عمران، آیه ۷۵ | # '''محبت الهی: ''' [[قرآن]] در [[آیات]] ۷۵ [[سوره آلعمران]] از [[امانتداری]] برخی از [[اهل کتاب]] یاد کرده سپس آن دسته از کسانی را که [[امانتدار]] بوده و به [[عهد]] خود [[وفا]] میکنند جزو [[پرهیزکاران]] و محبوب خداوند برشمرده است: {{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref> و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میبندند با آنکه خود میدانند؛ سوره آل عمران، آیه ۷۵.</ref>. | ||
# '''[[فلاح]] و [[رستگاری]]: ''' [[مؤمنان]] امانتدار و پایبند به عهد خود با دیگران رستگارند: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ}}<ref>بیگمان مؤمنان رستگارند. همانان که در نماز خویش فروتنند. و آنان که از یاوه رویگردانند. و آنان که دهنده زکاتند و آنان که پاکدامنند جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند. پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند. و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند؛ سوره مؤمنون، آیه ۱ - ۸.</ref>. | # '''[[فلاح]] و [[رستگاری]]: ''' [[مؤمنان]] امانتدار و پایبند به عهد خود با دیگران رستگارند: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ}}<ref>بیگمان مؤمنان رستگارند. همانان که در نماز خویش فروتنند. و آنان که از یاوه رویگردانند. و آنان که دهنده زکاتند و آنان که پاکدامنند جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند. پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند. و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند؛ سوره مؤمنون، آیه ۱ - ۸.</ref>. | ||
# '''پاداش دنیوی و [[اخروی]]: ''' امانتداران هم در [[دنیا]] و هم در [[آخرت]] از [[پاداش الهی]] برخوردارند. از جمله پاداشهای [[دنیوی]] میتواند همان اعتماد دیگران و سپردن امور به دست آنان باشد، چنانکه [[قرآن]] از [[امانتداری]] یوسف و سپردن امور به آن حضرت و بهرهمندی وی از نعمتهای دنیوی[[سخن]] به میان آورده و در ادامه آن را [[پاداش]] [[نیکوکاران]] دانسته است: {{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}} <ref>یوسف گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم؛ سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref> سپس قرآن [[پاداش اخروی]] این افراد را وراثت بهشت و جاویدان بودن در آن دانسته است که بسیار بهتر و بالاتر از پاداش دنیوی است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ}}<ref> و آنان که سپردههای نزد خود و پیمان خویش را پاس میدارند؛ سوره معارج، آیه ۳۲.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم، ج ۴]]، ص۲۴۶ - ۲۵۴.</ref> | # '''پاداش دنیوی و [[اخروی]]: ''' امانتداران هم در [[دنیا]] و هم در [[آخرت]] از [[پاداش الهی]] برخوردارند. از جمله پاداشهای [[دنیوی]] میتواند همان اعتماد دیگران و سپردن امور به دست آنان باشد، چنانکه [[قرآن]] از [[امانتداری]] یوسف و سپردن امور به آن حضرت و بهرهمندی وی از نعمتهای دنیوی[[سخن]] به میان آورده و در ادامه آن را [[پاداش]] [[نیکوکاران]] دانسته است: {{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}} <ref>یوسف گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم؛ سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref> سپس قرآن [[پاداش اخروی]] این افراد را وراثت بهشت و جاویدان بودن در آن دانسته است که بسیار بهتر و بالاتر از پاداش دنیوی است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ}}<ref> و آنان که سپردههای نزد خود و پیمان خویش را پاس میدارند؛ سوره معارج، آیه ۳۲.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم، ج ۴]]، ص۲۴۶ - ۲۵۴.</ref> | ||