برهان فطرت: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۲ آوریل ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۵: خط ۲۵:
اینکه پیدایش جامعه‌ای بستگی دارد به یک سلسله مقررات و [[رسوم]] مشترکی که [[اکثریت]] اجزای [[جامعه]] آنها را عملاً بپذیرند، و بقا و [[پایداری]] آن بستگی کامل دارد به یک [[حکومت]] عادله‌ای که اجرای کامل آنها را به عهده بگیرد، مسئله‌ای نیست که [[فطرت انسانی]] در ارزش و اهمیت آن [[شک]] داشته باشد یا برای عاقلی پوشیده بماند یا فراموشش کند در حالی که نه در وسعت و دقت [[شریعت اسلامی]] می‌توان [[شک]] نمود و نه در اهمیت و ارزشی که [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} برای آن قائل بود و در راه آن [[فداکاری]] و [[از خودگذشتگی]] می‌نمود می‌توان [[تردید]] نمود، و نه در [[نبوغ فکر]] و [[کمال عقل]] و اصابت نظر و [[قدرت]] [[تدبیر پیغمبر اکرم]] {{صل}} -گذشته از تأیید [[وحی]] و نبوت- می‌توان مناقشه کرد<ref>شیعه در اسلام، ص۱۷۸.</ref>. [[شیعه]] از راه بحث و کنجکاوی در [[درک]] فطری [[بشر]] و [[سیره]] مستمره عقلای [[انسان]] و تعمق در نظر اساسی [[آیین اسلام]] که احیای [[فطرت]] می‌باشد و... ، به این نتیجه می‌رسد که [[اسلام]] نیز مانند هر اجتماع دیگری نیازمند [[سرپرست]] و [[زمامدار]] در هر عصری می‌باشد<ref>شیعه در اسلام، ص ۱۸۰.</ref>.
اینکه پیدایش جامعه‌ای بستگی دارد به یک سلسله مقررات و [[رسوم]] مشترکی که [[اکثریت]] اجزای [[جامعه]] آنها را عملاً بپذیرند، و بقا و [[پایداری]] آن بستگی کامل دارد به یک [[حکومت]] عادله‌ای که اجرای کامل آنها را به عهده بگیرد، مسئله‌ای نیست که [[فطرت انسانی]] در ارزش و اهمیت آن [[شک]] داشته باشد یا برای عاقلی پوشیده بماند یا فراموشش کند در حالی که نه در وسعت و دقت [[شریعت اسلامی]] می‌توان [[شک]] نمود و نه در اهمیت و ارزشی که [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} برای آن قائل بود و در راه آن [[فداکاری]] و [[از خودگذشتگی]] می‌نمود می‌توان [[تردید]] نمود، و نه در [[نبوغ فکر]] و [[کمال عقل]] و اصابت نظر و [[قدرت]] [[تدبیر پیغمبر اکرم]] {{صل}} -گذشته از تأیید [[وحی]] و نبوت- می‌توان مناقشه کرد<ref>شیعه در اسلام، ص۱۷۸.</ref>. [[شیعه]] از راه بحث و کنجکاوی در [[درک]] فطری [[بشر]] و [[سیره]] مستمره عقلای [[انسان]] و تعمق در نظر اساسی [[آیین اسلام]] که احیای [[فطرت]] می‌باشد و... ، به این نتیجه می‌رسد که [[اسلام]] نیز مانند هر اجتماع دیگری نیازمند [[سرپرست]] و [[زمامدار]] در هر عصری می‌باشد<ref>شیعه در اسلام، ص ۱۸۰.</ref>.


چنانچه روشن است بر اساس این [[برهان]]، هیچ‌گاه هیچ [[جامعه انسانی]] و از جمله [[جامعه اسلام]] از [[امام]] و [[سرپرست]] بی‌نیاز نیست. در [[حقیقت]] [[رسالت]] [[برهان]] در اینجا تمام می‌شود و نمی‌توان مصداق [[سرپرست]] در [[جامعه]] را که امری جزئی است، از طریق این [[برهان]] به دست آورد؛ ولی با مراجعه به متون روایی و تاریخی روشن می‌شود که [[پیامبر]] {{صل}} نیز بر اساس همین [[حکم]] فطری و بدیهی برای خود [[جانشینی]] به عنوان [[امام]] برای [[مردم]] معین نمود و این شیوه در [[جانشینان]] ایشان نیز وجود داشته و هر امامی و از جمله [[امام حسن عسکری]] {{ع}} برای خود [[جانشینی]] مشخص کرده‌اند. به مقتضای این [[نصوص]]، [[ائمه]] [[اسلام]] [[دوازده تن]] می‌باشند که آخرین آنها [[مهدی]] {{ع}} می‌باشد<ref>شیعه در اسلام، ص ۱۹۸.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص۳۱- ۴۷.</ref>
چنانچه روشن است بر اساس این [[برهان]]، هیچ‌گاه هیچ [[جامعه انسانی]] و از جمله [[جامعه اسلام]] از [[امام]] و [[سرپرست]] بی‌نیاز نیست. در [[حقیقت]] [[رسالت]] [[برهان]] در اینجا تمام می‌شود و نمی‌توان مصداق [[سرپرست]] در [[جامعه]] را که امری جزئی است، از طریق این [[برهان]] به دست آورد؛ ولی با مراجعه به متون روایی و تاریخی روشن می‌شود که [[پیامبر]] {{صل}} نیز بر اساس همین [[حکم]] فطری و بدیهی برای خود [[جانشینی]] به عنوان [[امام]] برای [[مردم]] معین نمود و این شیوه در [[جانشینان]] ایشان نیز وجود داشته و هر امامی و از جمله [[امام حسن عسکری]] {{ع}} برای خود [[جانشینی]] مشخص کرده‌اند. به مقتضای این [[نصوص]]، [[ائمه]] [[اسلام]] [[دوازده تن]] می‌باشند که آخرین آنها [[مهدی]] {{ع}} می‌باشد<ref>شیعه در اسلام، ص ۱۹۸.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص۴۴- ۴۷.</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش